خانه / منبرک های روایی (صفحه 5)

منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

ایام عید … و والدین!

کسی که اهل ظلم به والدین بود به مرور زمان اگر دست به طلا بزند خاکستر می شود. هیچ چیز به اندازه ظلم به والدین انسان را عاقبت به شر نمی کند. هر چه می خواهید در دعای پدر و مادر است. چند روز دیگر روز مادر و عید نوروز است. نکند در شلوغی این روزها به مادرمان سر نزنیم. پیش مادرمان برویم و از او بخواهیم برایمان دعا می کند. نمازی که می خوانیم زمانی فایده دارد که پدر و مادر راضی باشند. در روایت است «هر کس به پدر و مادرش که به او ظلم کرده اند نگاه خشم آلود کند تا ۴۰ روز نماز و روزه اش پذیرفته نیست». پدر و مادری که الان پیر و زمینگیر شده اند یک روزی بانشاط بوده اند. عیدی عید که پدر و مادر می خواهند به نوه هایشان بدهند را ما باید تهیه کنیم، میوه و برنج و گوشتشان را هم ما باید بخریم.

ادامه نوشته »

هرکه به خدا و قیامت ایمان دارد، باید … ” ۱ “

عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ : جَاءَتْ فَاطِمَهُ (علیها السلام) تَشْکُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) کُرَیْسَهً وَ قَالَ تَعَلَّمِی مَا فِیهَا فَإِذَا فِیهَا “مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یُؤْذِی جَارَهُ ” …  حضرت صادق علیه السلام فرمود: فاطمه (علیها السلام )براى شکایت از جریانی نزد رسول خدا  (صلی الله علیه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جزوه ‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بیاموز، و (این ۳ جمله) در آن بود: هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید همسایه را نیازارد …  [ الکافی، جلد‏۲، صفحه  ۶۶۷، باب حق الجوار ] در اهمیت همسایه همین بس که رسول رحمت صلی الله علیه و آله می فرمایند: حرمه الجار على الانسان کحرمه أمّه. حرمت همسایه بر آدمى همچون حرمت مادر است.[ الحیاه،ج۱،ص ۴۱۶] برخی همسایه داری خوبی ندارند:به عنوان مثال :درب منزل را نیمه شب محکم به هم می زند. ماشین را جلو پل همسایه پارک می کند. در پله ها طوری رفت و آمد می کند که همسایه اذیت می شود. آشغال را جلو درب همسایه می گذارد. از منزلش صدای آهنگ یا مداحی بلند است. اول صبح برای صدازدن اعضای خانه از داخل کوچه بوق می زند. مهمانی دیر وقت می گیرد و … کسانی که در خوابگاه های دانشجویی هستند محدوده شخصی شان کمتر است و همسایه های بیشتری دارند. هم اتاقی آنها، همسایه شان است. صدای خنده، مداحی، موسیقی بلند می شود همسایه شان اذیت می شود. نیمه های شب برای نماز شب ساعت کوک می کنند، هم اتاقی شان بیدار می شود. داستانک : یکى از مسلمین از اهالى مدینه ، همسایه بدى داشت که از آزار او در امان نبود، او به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از همسایه اش شکایت کرد و گفت :”من همسایه اى دارم که نه تنها خیرى از او به من نمى رسد، بلکه از شرّ و آزار او، آسوده نیستم .” پیامبر(صلی الله علیه و آله) به على (علیه السلام) و ابوذر و سلمان و یک نفر دیگر (که راوى مى گوید بگمانم مقداد بود) فرمود: به مسجد بروید و با صداى بلند فریاد بزنید: لاایمان لمن لایا من جاره بوائقه، “هر که همسایه اش از آزار او آسوده نباشد ایمان ندارد.” آنها به مسجد رفته، سه بار با صداى بلند، این دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به سمع مردم رساندند. امام صادق (علیه السلام) پس از نقل این داستان، با دست خود اشاره به اطراف کرد و فرمود: تا چهل خانه در چهار طرف، همسایه به حساب مى آیند. نکته ی مهم اینجاست که : خوب همسایه داری فقط این نیست که ما به همسایه آزار نرسانیم. امام کاظم علیه السلام  می فرمایند:خوش همسایگى تنها این نیست که آزار نرسانى، بلکه خوش همسایگى این است که در برابر آزار و اذیت همسایه صبر داشته باشى. [تحف العقول ص ۴۰۹] قسمت دوم روایت قسمت سوم روایت  

ادامه نوشته »

جهاد سیاسی حضرت زهرا(سلام الله علیها)

(به مناسبت ایام فاطمیه) در زیارت هایی که برای اهل بیت و خصوصا حضرت زهرا(سلام‌الله علیهم) می خوانیم، جمله «جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» را می بینیم؛ ما شهادت می دهیم شما جهاد کردید و حق جهاد را انجام دادید. حال سوال اینجاست: اهل بیت(علیهم‌السلام) که همه جهاد نظامی نکردند؟ در بین چهارده معصوم تنها پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)، حضرت علی(علیه‌السلام)، امام حسین(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه‌السلام) جهاد نظامی کردند. بقیه ائمه و حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) که جهاد نظامی انجام ندادند. پس چرا ما این جمله را برای ایشان می گوییم؟ در قرآن خداوند می فرماید: «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً»؛ (سوره فرقان، آیه ۵۲) شما باید جهاد کبیر انجام دهید. جهاد کبیر جهاد نظامی نیست. مهم ترین مصداق جهاد کبیر، جهاد سیاسی است، جهادی که حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) انجام دادند. حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) با گریه خود، جهاد سیاسی انجام می دهند و کل حکومت آن دوران را به هم می ریزند. وصیت نامه ایشان جهاد سیاسی است؛ تشییع شان، تدفین شان، محل دفنشان هم جهاد سیاسی است.  جهاد سیاسی یعنی اینکه ما دشمن را از خودمان ناامید کنیم. جهاد سیاسی در سیره علما نیز دیده می شود.   داستانک: در جلسه‌ای، فتحعلی‌شاه از میرزای قمی، صاحب قوانین، درخواست کرد که اجازه دهد دختر خود را به همسریِ پسر میرزا درآورد و رابطه‌ی خانوادگی برقرار گردد. آن جلسه بدون نتیجه پایان یافت. میرزا که از این پیشنهاد سخت نگران بود و این احتمال وجود داشت که مجبور شود و از روی ناچاری به این وصلت تن دردهد، دست به دعا برداشت و گفت: خداوندا، اگر بناست شاهزاده به همسری پسر من درآید مرگ جوانم را برسان. طولی نکشید فرزندش در حوض منزل غرق شد و از دنیا رفت. [سیمای فرزانگان رضامختاری، ص ۴۷۸]

ادامه نوشته »

کم کم، ولی پیوسته…

برف وقتی شدید بیاید روی زمین نمی نشیند، برفی ماندگار است که آرام آرام بیاید. باران هم همینطور است؛ اول وقتی با شدت بیاید ضرر دارد بعد که آرام بیاید پرفایده است. امام علی (علیه السلام): «قَلیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ اَرْجی مِنْ کَثیرٍ مَمْلُولٍ مِنْه»؛ [عمل] اندکی که به آن ادامه می دهی، امید [سُود دهی] به آن بیشتر از کار بسیاری است که ملال آور [و غیر دائمی] است. اگر ما جایی برای سخنرانی نشستیم که در مورد نماز شب صحبت می کردند، در رابطه با دعای ندبه یا انفاق صحبت می کردند. ما یک روز، دو روز، یک هفته این کار را انجام دادیم، بعد سرد شدیم فایده ای ندارد. آن کار خیری فایده دارد که آرام آرام و دائمی انجام شود. مثلا قرار بگذاریم روزی ۱۰ بار «لا اله الا الله» بگوییم، این تاثیرش خیلی بیشتر است. یا مثلا یازده رکعت نماز شب را نمی توانیم بخوانیم اما یک رکعتش را می توانیم بخوانیم. فایده این بیشتر از این است که آدم یک هفته فقط نماز شب بخواند. یا همیشه قبل از خواب وضو بگیریم. همیشه نمی توانیم وضو بگیریم اما قبل از خواب وضو بگیریم. سه چهار تا کاری که برای نفسمان راحت تر است را شروع کنیم، بعد به آن اضافه کنیم. مثلا یک ماه می گذرد یک ذکر دیگر اضافه کنیم. یک سال می گذرد یک رکعت دیگر به نماز شبمان اضافه کنیم. آن موقع می بینیم بعد از ۱۵ تا ۲۰ سال توانسته ایم نفسمان را دست بگیریم وگرنه با یکبار انجام دادن فایده ندارد. اگر انسان کار کم و مستمر انجام دهد می بیند در امور خودسازی اش چقدر قوی خواهد شد.

ادامه نوشته »

راننده لوطی!

راننده کامیونی تعریف می کند که قبلا انسان صالحی نبودم و اهل نماز و عبادات و … نبودم. یک بار از مشهد بار می بردم. وسط راه برف خیلی سنگین شده بود. کامیون از حرکت ایستاد و بعذ از نیم ساعت هم خاموش شد. هر کار کردم نتوانستم کامیون را روشن کنم. کم کم داشتم یخ می زدم. مرگم را جلو چشمم می دیدم. یاد سالها قبل افتادم. واعظی می‌گفت: مردم! شما شیعه اید و صاحب دارید. هر وقت در تنگنا قرار گرفتید متوسل به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شوید که ان شاء الله حضرت کمک می‌کند. بی‌اختیار نام حضرت بر زبانم جاری شد. عهد کردم اگر نجات پیدا کنم و دوباره زن و فرزندم را ببینم، از گناهانی که آلوده‌اش بودم، دست‌ بردارم و نمازهایم را اول وقت بخوانم.   دیدم یک نفر داخل برفها به طرفم می‌آید، گفت: برو، پشت فرمان بنشین و استارت بزن. آرام سوئیچ ماشین را چرخاندم. موتور روشن شد. باور نمی‌کردم بهمین سرعت ماشین درست شده باشد. گفت: حرکت کن، برو! خواستم پولی بدهم، قبول نکرد. شیشه کامیون را تا آخر پایین دادم و گفتم: این که نشد! به پول و کمک من که احتیاج نداری، با مهارتی عجیب، ماشین را راه‌انداختی، از اینجا حرکت نمی‌کنم تا خدمتی کنم. باید این زحمت را جبران کنم. من از آن شوفرهای جوانمردم نه ناجوانمرد!  گفت: خیلی خوب! حالا که می‌خواهی به ما خدمت کنی، عهدی که با خدا بستی، را عمل کن. این، خدمت به ما است.  گفتم: من چه عهدی بستم؟  گفت: اول اینکه از گناه فاصله بگیری و دوم، نمازهایت را اول وقت بخوانی. می گوید من اصلا متوجه نشدم. گفتم: الان بروم، جلوتر می‌مانم. راه بسته است. گفت: دیگر ماشین شما خراب نمی شود. راه افتادم. تازه متوجه شدم به چه کسی قول داده بودم. وقتی به خانه برگشتم به زن و بچه ام گفتم ازین به بعد می خواهم آدم شوم و درست شوم. من به شخص مهمی قول داده ام. آثار و برکات نماز اول وقت ص ۸۳  با اندکی تلخیص این قول را ما هم به امام زمان (عج) بدهیم؛ که نمازهایمان را اول وقت بخوانیم و گناه نکنیم.

ادامه نوشته »

ریشه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

(به مناسبت روز ۲۲ بهمن و ایام فاطمیه) در کربلا امام حسین(علیه‌السلام) هرچه می گفتند هیچ کس گوش نمی داد. امام فرمودند: من می دانم شما را چه شده است. «ملئت بطونکم من الحرام»؛ شکم هایتان از حرام پر شده است. این ریشه کربلا است. اما ریشه شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) چه بود؟ زمانی که حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) به مسجد رفتند و آیه و روایت خواندند و استدلال آوردند مردم هیچکدام قیام نکردند. حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در خطبه فدکیه می فرمایند: «اَلا وَقَد أری اَن قَد اَخلَدتُم اِلی الخَفضِ». امّا جز این نیست که به تن آسایی خو کرده اید. من می دانم مشکل شما چیست؟ مشکل شما این است که راحت طلب شده اید. چون راحت طلب شده اید حال جهاد و دفاع از حق ندارید. ایشان مردم را در مسجد به جهاد دعوت کردند. ای کاش همین افردای که فردا در راهپیمایی شرکت می کنند در روز عاشورا بودند. اگر همین افراد در دوران حضرت علی (علیه‌السلام) بودند چکار می کردند؟ حضرت امام (ره) می فرمایند: «من به جرئت می توانم بگویم که جوانان ما در عصر حاضر بهتر از جوانان دوران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند». همه مردم فردا در راهپیمایی شرکت می کنند چون می دانند که تمام اسلام این طرف قرار گرفته و تمام کفر در آن طرف است.

ادامه نوشته »

تاثیر انقلاب در شیعه شدن مردم دنیا

(به مناسبت دهه فجر و نزدیکی ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها) در چند روز گذشته بحثی پیرامون تاثیر انقلاب اسلامی در دین دار شدن مردم داشتیم؛ همان آرمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خاطر آن به شهادت رسید. ان شاالله این انقلاب ذره ای است در مقابل اقیانوسی که در ظهور حجه ابن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) اتفاق خواهد افتاد. یکی از علمای بزرگ وهابی؛ ربیع بن محمد، کتابی به نام «الشیعه الامامیه فی میزان الاسلام» در نقد انقلاب اسلامی و تشیع نوشته است. ایشان در صفحه ۵ این کتاب در مقدمه این جمله را بیان می کند: «آنچه باعث فزونی شگفتی من شده این است که برخی از برداران وهابی و فرزندان شخصیت های علمی و دانشجویان مصری که بارها در جلسلات علمی شرکت می کردند و بردارانی که ما به آنها حسن ظن داشتیم اخیرا به سراغ این مسیر تازه –یعنی تشیع- حرکت کرده اند و آن تحت تاثیر انقلاب ایران بوده است.»

ادامه نوشته »

روزی حلال

پیامبر صلی الله علیه و آله : «الْعِبادَهُ عَشْرَهُ اَجْزاءٍ تِسْعَهُ اَجْزاءٍ فى طَلَبِ الْحَلالِ»؛ عبادت ده جزء دارد، که نُه جزء آن، طلب روزى حلال است منبع: بحارالانوار ۳۷/۹/۱۰۳ داستانک روزی جوانی به حضور امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: – سرمایه ندارم. امام علیه السلام فرمود: درستکار باش! خداوند روزی را می رساند. جوان بیرون آمد. در راه کیسه ای پیدا کرد. هفتصد دینار در آن بود. با خود گفت: باید سفارش امام علیه السلام را عمل نمایم، لذا من به همه اعلام می کنم که اگر همیانی گم کرده اند نزد من آیند. با صدای بلند گفت: هر کس کیسه ای گم کرده، بیاید نشانه اش را بگوید و آن را ببرد. فردی آمد و نشانه های کیسه را گفت، کیسه اش را گرفت و هفتاد دینار به رضایت خود به آن جوان داد. جوان برگشت به حضور حضرت، قضیه را گفت. حضرت فرمود: – این هفتاد دینار حلال بهتر است از آن هفتصد دینار حرام و آن را خدا به تو رساند. جوان با آن پول تجارت کرد و بسیار غنی شد. منبع: بحار، ج ۴۷، ص ۱۱۷ مشکل اساسی در کسب روزی ها همین است که حلال نیست. خیلی ها فکر می کنند روزی شان حلال است اما وقتی روی معاملات، وام و پول هایی  که قرض گرفته اند یا داده اند حساب می کنند می بینند جایی مشکلی داشته است. اگر می خواهید معامله ای کنید حتما به یک اسلام شناس مراجعه کنید تا ببینید معامله ای که انجام می دهید درست هست یا نه.

ادامه نوشته »

لبت را حرکت بده!

در زمان حضرت امام هادی علیه السلام شخصی از یکی از شهرهای دور به امام علیه السلام نامه‌ای نوشت که آقا من دور از شما هستم. گاهی حاجاتی دارم، مشکلاتی دارم، به هر حال چه کنم؟ حضرت در جواب ایشان نوشتند: «إِنْ کَانَتْ لَکَ حَاجَهٌ فَحَرِّکْ شَفَتَیْک‏» لبت را حرکت بده، حرف بزن، بگو. ما از شما دور نیستیم.                                                                                                               منبع: بحارالانوار/ ج۵۳/ ص۳۰۶ فردا روز جمعه است. آقا، ما از شما دور شده ایم. در خواستی از شما داریم. چطور باید از شما درخواست کنیم؟ لبهایمان را تکان بدهیم و بگوییم: «اللهم عجل لولیک الفرج…»

ادامه نوشته »

خسارت بزرگ

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و استخاره کرد، استخاره بد آمد، ولی او آن را نادیده گرفت و به مسافرت تجارتی رفت، و اتفاقاً به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد. وقتی بازگشت خدمت امام رفت و گفت: یادتان هست که استخاره برایم کردید و بد آمد؟ اما من آن را ندیده گرفتم و سود هم بردم. حضرت فرمود: یادت هست در فلان منزل خسته بودی نماز مغرب و عشاء را خواندی، شام خوردی و خوابیدی، و هنگامی که بیدار شدی آفتاب صبح زده بود، و نماز صبح تو قضا شد؟ عرض کرد: آری، یا بن رسول الله. فرمود: اگر خدا دنیا و هر چه در آن است را به تو داده بود جبران آن خسارت معنوی نمی شود. منبع: جهاد با نفس، جلد ۱ صفحه ۶۶   همچنین مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید: «اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش (نابود) خواهد شد».

ادامه نوشته »

بازی با کودکان

پیامبر (صلی الله علیه و آله): یا «مَنْ کانَ عِنْدَهُ صَبِىٌّ فَلْیَتَصابَ لَهُ»، هر کس با کودک سروکار دارد ، با او کودکانه رفتار کند. منبع: وسائل الشیعه- جلد ۱۵ هر کسی که هستیم و هر مقامی که داریم، باید با بچه کوچک بچگی کنیم و با او بازی کنیم. امروزه پدر و مادرها حوصله بازی با بچه را ندارند. فکر می کنند اگر برای بچه شان تبلت، موبایل یا لپ تاپ بخرند فرزندشان از بازی اشباع می‌شود. این بازی های مجازی کجا جای بازی با پدر و مادر را می گیرد؟ بازی با بچه اصلا هزینه ای ندارد. مثلا به بچه یک دکمه بدهیم تا آن را نخ کند، با این بازی تمرکزش هم زیاد می شود. الان پدر و مادر شبکه پویا را می زنند تا بچه صبح تا شب کارتون ببیند. با اینطور چیزها بچه شاد نمی شود. باید با بچه بازی کنیم. داستانک در یکی از روزها که رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) به منظور خواندن نماز جماعت عازم مسجد بودند، در راه به گروهی از کودکان برخوردند که در حال بازی کردن بودند. بچه‌ها با دیدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست از بازی کشیدند و به سوی ایشان رفتند و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: «کن جملی»! شتر من باش. رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) درخواست کودکان را اجابت کردند و مشغول بازی با آنها شدند و این درحالی بود که مردم در مسجد در انتظار ایشان بودند. بلال که در مسجد همراه مردم منتظر ورود رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) بود، با مشاهدۀ تاخیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سمت خانه ایشان حرکت کرد. او در راه به رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و با دیدن صحنۀ بازی کردن ایشان با کودکان خواست تا بچه‌ها را از اطراف ایشان دور کند؛ اما رسول ‌خدا (صلی الله علیه و آله) مانع شدند و فرمودند: برای من دیر شدن زمان اقامۀ نماز از ناراحتی کودکان بهتر است. سپس از بلال خواستند تا به خانۀ ایشان برود و برای کودکان چیزی تهیه نماید تا به این ترتیب بچه‌ها حضرت را رها کنند. بلال رفت و از منزل پیامبر (صلی الله علیه و آله) تعدادی گردو پیدا کرد و به محضر ایشان بازگشت. رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) گردوها را از بلال گرفتند و به بچه‌ها فرمودند: آیا شتران خود را به این گردوها می‌فروشید؟ کودکان نیز با دیدن گردوها، آنها را از دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) گرفتند و ایشان را رها کردند. قابل توجه کسانی که به بچه ها در مسجد، چیزی می‌گویند.

ادامه نوشته »

لذات هفتگانه دنیا

روزی جابر بن عبداللّه انصاری خدمت امام علی علیه السلام بود و آه عمیقی کشید.  امام فرمود: گوئی برای دنیا، اینگونه نفس عمیق و آه طولانی کشیدی؟ جابر عرض کرد: آری بیاد روزگار و دنیا افتادم و از ته قلبم آه کشیدم.    امام فرمود: ای جابر، تمام لذتها و عیشها و خوشیهای دنیا در هفت چیز است: خوردنیها و آشامیدنیها و شنیدنیها و بوئیدنیها و آمیزش جنسی و سواری و لباس اما لذیذترین خوردنی عسل است که آب دهان حشره ای به نام زنبور است. گواراترین نوشیدنی ها آب است که در همه جا فراوان است. بهترین شنیدنی ها غناء و ترنم است که آن هم گناه است. لذیذترین بوئیدنی ها بوی مشک است که آن خون خشک و خورده شده از ناف یک حیوان (آهو) تولید می شود. عالیترین آمیزش، با همسران است و آن هم نزدیک شدن دو محل ادرار است. بهترین مرکب سواری اسب است که آن هم (گاهی ) کشنده است. بهترین لباس ابریشم است که از کرم ابریشم به دست می آید.  دنیائی که لذیذترین متاعش این طور باشد انسان خردمند برای آن آه عمیق نمی کشد.   جابر گوید: «فَوَاللهِ ما خَطَرَتِ الدُنیا بَعْدَها عَلی قَلبی». سوگند به خدا بعد از این موعظه دنیا در قلبم راه نیافت.   منبع: حکایت های شنیدنی ج ۳ ص ۸۹٫ میزان الحکمه، ج۴، ص۱۷۱۴، بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۱

ادامه نوشته »

زجر دادن مومن چه زشت است!

سَمِعْتُ أَبِی یَذْکُرُ، عَنْ جَدِّی، قَالَ: ” کُنَّا عِنْدَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَامَ رَجُلٌ وَنَسِیَ نَعْلَیْهِ، فَأَخَذَهُمَا رَجُلٌ فَوَضَعَهُمَا تَحْتَهُ، فَجَاءَ الرَّجُلُ، فَقَالَ: مَنْ رَآهُمَا؟ فَقَالَ الرَّجُلُ: أَنَا أَخَذْتُهُمَا، فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: فَکَیْفَ بِرَوْعَهِ الْمُؤْمِنِ؟ فَقَالَ الرَّجُلُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَالَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ, مَا أَخَذْتُهُمَا إِلا وَأَنَا أَلْعَبُ, قَالَ: کَیْفَ بِرَوْعَهِ الْمُؤْمِنِ؟ ثَلاثًا. [میزان الحکمه، ج۱۰ ج ۱۸۹۵۹، الترغیب و الترهیب، ج ۳، ص ۴۸۴] گروهی در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودند. مردی از اصحاب برخاست تا بیرون رود، ولی فراموش کرد کفشهای خود را بردارد، یکی از اصحاب کفشهای او را مخفی کرد.  مرد بازگشت و گفت: کفشهای من کجاست؟  گفتند: ما کفشهای تو را ندیدیم. حضرت متوجه آنان شد و فرمود: چرا مؤمنی را می‌ترسانید؟ عرض کردند: شوخی می‌کنیم. حضرت دو یا سه بار سخن خود را تکرار فرمود: «فکیف بروعه المؤمن»؛ زجر دادن مؤمن چه زشت است!

ادامه نوشته »

آیا واقعا مختار خوب بود؟

(به بهانه ۱۴ ربیع الثانی، سالروز قیام جناب مختار) عبدالله بن شریک می گوید:  روز عید قربان نزد امام محمدباقر(علیه السلام) رفتم و در مجلس ایشان نشسته بودم که مردی از اهل کوفه وارد شد. مرد کوفی اصرار داشت بر دست امام(علیه السلام) بوسه زند و ابراز ارادت بسیار کرد. حضرت از او پرسیدند؛ تو کیستی؟ مرد کوفی عرض کرد؛ من «ابومحمد، حکم بن مختار» هستم.  امام (علیه السلام) او را در کنار خود نشانید و تکریم کرد. فرزند مختار گفت؛ ای پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلام) مردم درباره پدرم سخن ها گفته اند ولی به خدا سوگند آنچه شما در حق پدرم بفرمایید را حق می دانم.  حضرت پرسیدند: مگر درباره پدرت چه گفته اند؟ حکم بن مختار در پاسخ گفت؛ می گویند پدرم کذاب بوده است! امام محمدباقر فرمودند: سبحان الله ! پدرم به من خبر داد که مهریه مادرم از آنچه مختار فرستاده بود تامین شد . سپس دو مرتبه فرمود رحم الله ابوک رحم الله ابوک. مختار هیچ حقی از ما را نگرفته نگذاشت. قاتلان ما را کشت و به خونخواهی ما برخواست منبع:بحارالانوار، جلد  ۴۵  صفحه  ۳۵۱   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

آفت عبادت و درمان آن

یکی از آفت هایی که افراد مذهبی و مسجدی را تهدید می کند چیست؟ امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق به آن اشاره می کنند و می فرمایند: «وَ عَبِّدْنِی لَکَ»، خدایا مرا بنده خودت قرار بده. «وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ»، خدایا عبادت من را با عجب و غرور باطل نکن. یک عمر زحمت می کشیم و عبادت می کنیم، اما یک تکبر و غرور کار را تمام می کند. حال چه کنیم تا دچار غرور و تکبر نشویم؟ بیماری ای که آدم را هم از چشم خلق می اندازد و هم از چشم خالق. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه فدکیه می فرمایند: خداوند ایمان را وسیله پاک شدن شما از آلودگی شرک و نماز را برای دوری و پاک نمودن شما از تکبر قرار داد. در نماز، باید تکبر خود را درمان کنیم. تواضع یکی از ویژگی ها و خصوصیات نمازگزار است. انسان، تواضع را در پرتو نماز بدست می آورد. یکی از اسرار نماز این است که خودبینی و تکبر را در هم می شکند و درس تواضع در برابر خداوند را می آموزد. زیرا نمازگزار در هر شبانه روز در هفده رکعت نماز واجب، ۳۴ بار پیشانی بر خاک و زمین می گذارد و به سجده، که سمبل نهایت تواضع است، می افتد و خودش را همچون پر کاهی در میان اقیانوسی بزرگ می بیند. به این ترتیب خود را بنده کوچک و ناچیز خدا دانسته و هرگونه خودخواهی و غرور را از خود دور می کند.  

ادامه نوشته »
**منبرک**