حاج قاسم سلیمانی محبوب ترین شخصیت مردم ایران

به گزارش مرکز نظرسنجی دانشگاه مریلند، حاج قاسم سلیمانی ، نوک پیکان استکبار ستیزی، سالهاست با اختلاف چشم‌گیری در صدر محبوب‌ترین شخصیت مردم ایران است«گزارش فرانس ۲۴ از میزان محبوبیت سردار قاسم سلیمانی بر اساس نتایج نظرسنجی ها»

همچنین در گزارشی از نشریه وال استریت که از نشریات معتبر آمریکایی است نیز به همین مطلب اعتراف شده است.

شهادت سردار سلیمانی را به محضر بقیه‌الله الاعظم  ارواحنافداه و رهبر معظم‌انقلاب، تبریک و تسلیت عرض میکنیم.

 

« سردار عزیز! ما نسلِ انقلاب‌ندیده‌ی جنگ‌نرفته، خیلی چیزها را با شما فهمیده‌ایم. جهاد و مقاومت را؛ اخلاص و ایمان را؛ ولایت پذیری را و حالا، شهادت را… »

احترام به مقدسات

%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%aa

در طول تاریخ افراد خوبی بودند، که خوب نماندند و بسیاری از افراد انسان های خوب نبودند، اما خوب شدند. دلایل بسیار زیادی دارد که انسان عاقبت به خیر یا شر بشود، اما یک مورد در تمام زندگی این افراد مشخص بود:

احترام به مقدسات و بی احترامی به مقدسات.

تمام کسانی که عاقبت به خیر شدند این وجه مشترک را داشتند که احترام به مقدسات می گذاشتند.

اگر جناب حر توانست توبه کند به خاطر این بود که به امام حسین (علیه‌السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) احترام می گذاشت.

اگر طیب حاج رضایی توفیق توبه پیدا کرد به دلیل این بود که به امام (ره) احترام می گذاشت.

داستانک

یکی از آن افراد شاهرخ ضرغام بود. شاهرخ مثل بسیاری از جوان های قبل از انقلاب، چون بستر فساد برایشان فراهم بود، فاسد شده بود. اهل شراب و فساد بود. در کاباره کار می کرد. تمام بدنش پر خالکوبی بود.

اما به مقدسات احترام می گذاشت. در ماه محرم و صفر و ماه رمضان لب به شراب نمی زد. عاشق امام حسین (علیه‌السلام) و مراجع تقلید و سادات بود. همین مسائل باعث شد که بعد از انقلاب عوض شود.

به جبهه رفت. چون بدنش پر از خالکوبی بود گفت: «خدایا اول پاکش کن بعد خاکش کن».

همین طور هم شد. مثل امروز ۱۷ آذرماه بدنش پودر شد و هیچ اثری از او باقی نماند.

خاطرات شاهرخ ضرغام در کتاب «شاهرخ، حر انقلاب» موجود است.

احترام به مقدسات کار را درست می کند. مثلا:

کسی می بیند تکه نانی در خیابان افتاده است، خم می شود و آن را کناری می گذارد.

کسی روزنامه ای که کف مغازه پهن است را بر می دارد، که اسماء مقدسش درونش نباشد.

کسی که به رهبری احترام می گذارد. کسی که به مراجع و سادات احترام می گذارد.

۴ چیز، محوکننده گناهان (۳٫ خوش اخلاقی)

29

 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ ۳٫ حُسْنُ الْخُلُقِ

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کردند که فرمود:

هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبدیل کند:

  1. خوش‏ اخلاقی … [ اصول کافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد ۳ ، صفحه ۱۶۶]

داستانک:

آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن

جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم    منبع: کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ [با تلخیص]

روایت به صورت یکجا (هر ۴ مورد با هم)

 

۴ چیز، محوکننده گناهان (۲٫ حیا)

28عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ ۲٫ الْحَیَاءُ  

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کردند که فرمود:

هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبدیل کند:

  1. حیا … [ اصول کافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد ۳ ، صفحه ۱۶۶]

حیا بحث بسیار مهمی است ، تا آنجا که در روایت آمده است : هیچ ایمانی مثل حیا و صبر نیست؛  لا إیمان کالحیاء و الصبر

برخی از انسانها در اعمال حیا را رعایت نمی کنند؛ به عنوان مثال:

در صحبت کردن حیا را رعایت نمی کند و در کلامش همه نوع حرف و فحش و… را می آورد

مردان لباسهایی می پوشند که بسیار زننده است ، وتا می نشینند و یا در نماز به رکوع و سجده می روند ، پشتشان نمایان می شود.

خانمها به بدترین صورت و بدون حجاب در مقابل نامحرم ظاهر می شوند

پدر و مادر در منزل، مقابل فرزندانشان لباسهای نا مناسبی به تن میکنند

اعضای خانواده کنار هم مینشینند و فیلمهای زشت ماهواره ای نگاه می کنند

دانشجویان در خوابگاهها لباس نامناسب به تن می کنند

و…

برخی هم در حیا ، افراط می کنند و مسائل غسل و بانوان و … را نمی پرسند و اعمال را اشتباه انجام می دهند

لطیفه :

شخصی میره مغازه الکتریکی . به فروشنده می گه میگه: خیلی ببخشید عذر میخوام گلاب به روتون واقعا ببخشید، شرمنده، لامپ دارید؟

فروشنده می گه : لامپ خواستن که اینقدر معذرت خواهی نداره!

می گه آخه برای دستشویی می خواستم

روایت به صورت یکجا (هر ۴ مورد با هم)

۴ چیز، محوکننده گناهان (۱٫ راستگویی)

27عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ ۱٫ الصِّدْقُ

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کردند که فرمود:

هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبدیل کند:

۱٫ راستگوئى …                                   [ اصول کافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد ۳ ، صفحه ۱۶۶]

داستانک :

کاسبى بود در بازار کاشان که به شاگرد خود مى‏گفت: اگر مشترى آمد و قیمت جنس را پرسید و من دروغ گفتم، تو به صورت من تف بینداز تا من دست به چنین کارى نزنم. قرار ما این است اگر اینکار را کردى نصف مغازه‏ام را به تو مى‏دهم و اگر در برابر انحراف و عمل شیطانى من سکوت کنى‏؛ اخراجت می کنم

                        منبع: خاطرات حجت الاسلام قرائتى(جلد ‏۲)، صفحه: ۱۱۱

بعضی از انسانها مفت مفت ، دروغ می گویند ،بدون اینکه چیزی بدست بیاورند

لطیفه :

شخصی به دوستش گفت : در نزدیکی خانه ی ما کوهی است که هر چه می گویی تکرار می کند . مثلا اگر بگویی: حسین . می گوید: حسین حسین حسین حسین …

دوستش که می خواست کم نیاورد گفت : این که چیزی نیست . کوه کنار خانه ی ما ؛ اگر بگویی حسین . می گوید: کدام حسین!

روایت به صورت یکجا (هر ۴ مورد با هم)

http://www.manbarak.ir/wp-content/uploads/downloads/2015/09/PDF1.gif

پاسخی عجیب به موضوع علم بهتر است یا ثروت

15

در اربعین جار اللّه علّامه مسطور است که چون حدیث: «انا مدینه العلم و على بابها » به گوش بعضى از خوارج رسید، از راه حسد هیجده نفر از عالمان ایشان پیش امیر المؤمنین آمده گفتند: یا على، ما هرکدام از تو یک سؤال مى‏کنیم؛ اگر جواب هرکدام از ما جداجدا دادى، پس مى‏دانیم که تو به تحقیق در مدینه علم رسولى. امیر المؤمنین گفت: بپرسید آنچه به خاطر دارید. پس یکى پیش آمده سؤال نمود که علم بهتر است یا مال؟ فرمود: علم بهتر است. گفت: به چه دلیل؟

فرمود: به درستى که علم میراث پیغمبر است و مال میراث قارون و هامان و فرعون.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که مال را تو نگهبانى و علم نگهبان توست.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که صاحب مال را دشمن بسیار است و صاحب علم را دوست.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که به تصرّف کم شود و علم به تصرّف زیاده.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که صاحب مال را بخیل خوانند و صاحب علم را کریم.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که مال را از دزد باید محافظت کرد و علم را حاجت به محافظت نیست.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که از صاحب مال فردا حساب بطلبند و از صاحب علم نه

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که مال به طول زمان کهنه مى‏شود و علم نه.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که از علم دل روشن مى‏شود، از حبّ مال سیاه.

دیگرى پرسید،

فرمود: علم بهتر است از مال؛ زیرا که صاحب مال همچو فرعون دعوى خدایى کند و صاحب علم گوید: «ما عبدناک حقّ عبادتک

و بعد از اداى جواب سؤالات فرمود: به خدایى که جان على بن ابى طالب در قبضه قدرت اوست، اگر شما سؤال کنید تا مادامى که من زنده باشم، هر آینه جواب غیر مکرّر دهم. چون آن خوارج این‏چنین علم و دانایى از امیر المؤمنین- کرّم اللّه وجهه- مشاهده کردند، هیجده نفر با جمعى از تابعان خود زبان به استغفار گشاده، تائب و مؤمن شدند

مناقب مرتضوى، کشفى ؛ صفحه:۲۶۲

تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

یَا أَبَا هَارُونَ إِنَّا نَأْمُرُ صِبْیَانَنَا بِتَسْبِیحِ فَاطِمَهَ(سلام الله علیها) کَمَا نَأْمُرُهُمْ بِالصَّلَاهِ فَالْزَمْهُ فَإِنَّهُ لَمْ یَلْزَمْهُ عَبْدٌ فَشَقِیَ

امام صادق (علیه السلام) به ابا هارون فرمودند :

ای اباهارون ما به کودکانمان همان طور به ذکر تسبیح فاطمه زهرا علیها السّلام امر مى‏کنیم که به نماز امر مى‏کنیم؛ تو نیز بر آن مداومت کن ، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده ای که بر آن مداومت نموده است 

منبع: وسائل ‏الشیعه – جلد ۶ – صفحه۴۴۱ –  باب استحباب ملازمه تسبیح الزهراء

استفتاء ۱۴۸‌ – آیا بعد از نمازها شعارهاى اسلامى بگوییم یا تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ با توجه به تأکید فراوان روایات دربارۀ تسبیحات حضرت زهرا بعد از نماز.

ج‌ – اختیار با نمازگزار است و جمع بین هر دو بهتر است.

منبع: استفتاءات (امام خمینى)؛  جلد ‌۱،  صفحه : ۱۶۷

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

اهمیت تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها

 

باب استحباب اختیار تسبیح الزهراء

 

 

 

نکته :خلاصه این داستان گفته شد

روایت کرده‏اند که امیر المؤمنین علیه السّلام به مردى از بنى سعد فرمود:

آیا نمیخواهى از وضع و حال خودم و فاطمه زهرا با تو سخنى باز گویم، (و چنین حکایت فرمود) فاطمه در خانه من بود، و به تنهائى آب از چاه مى‏کشید و در مشک کرده بدوش میگرفت و بخانه مى‏آورد چندان که تسمه مشک سینه او را مجروح کرده بود، و با آسیاب گندم را آرد میکرد به حدّى که دستهایش آماس کرده و تاول زده بود، و آنقدر خانه را رفته و روبیده بود که جامه‏اش خاک آلود و کثیف شده بود، و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرده بود که لباسهایش چرکین گشته، و از این همه کار و زحمت آسیب و فرسودگى فراوان به او رسیده بود روزى من به او گفتم: چه خوب مى‏شد اگر نزد پدرت میرفتى از آن حضرت تقاضاى خدمتگارى میکردى که تا حدّى بار مشقّتى را که از این همه کار بر دوش تو است بردارد، فاطمه نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله رفت و دید جمعى خدمت آن حضرت نشسته و مشغول صحبت‏ هستند، شرمش آمد که خواسته‏اش را بگوید و بمنزل باز گشت،

و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فهمید که دخترش براى کارى آمده بوده ولى از روى آزرم برگشته است، فرداى آن روز پیامبر به خانه ما آمد . . . فرمود: اى فاطمه دیروز چه خواسته‏اى داشتى که نزد پدرت آمدى؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسیدم اگر جواب ایشان را ندهم برخیزد و برود پس سر خود را از قطیفه بیرون آورده و عرض کردم: من شما را از آن با خبر مى‏کنم اى رسول خدا، ماجرا چنین است که دختر شما آنقدر مشک آب بر دوش کشیده و آب آورده که تسمه آن روى سینه‏اش اثر گذاشته، و چندان آسیا گردانده که دستهایش آبله و تاول زده‏است،  و آنقدر خانه را روبیده و نظافت کرده که جامه‏هایش چرک و غبار و خاک گرفته است، و چندان زیر دیگ آتش کرده که لباسهایش دود آلود و سیاه شده است و من باو گفتم: اگر نزد پدرت میرفتى و از ایشان تقاضاى خدمتگارى مى‏کردى که تا حدودى بار این مشقّت و رنج این همه کار را از دوش تو بر دارد خوب میشد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پس از شنیدن ماجرا و درخواست ما فرمود: آیا مى‏خواهید چیزى بشما بیاموزم که برایتان از خدمتگار بهتر باشد؟ هنگامى که آماده خواب شدید و یا برختخواب رفتید سى و چهار بار «اللَّه أکبر» بگوئید، و سى و سه بار «سبحان اللَّه» و سى و سه بار «الحمد للَّه» بگوئید (تا بدین وسیله خستگى مفرط ناشى از کارهاى روزانه از تن شما بیرون رفته و آرامش و نیروى دوباره براى کارهاى روز بعد به جسم و جانتان باز گردد) در این هنگام حضرت فاطمه علیها السّلام که تا این زمان ملحفه را روى سر خود کشیده بود سر خود را بیرون آورد و گفت: «رضیت عن اللَّه و عن رسوله، رضیت عن اللَّه و عن رسوله». (من از خدا و رسولش راضى شدم من از خدا و رسولش راضى شدم براى آنچه خدا و رسولش بمن عطا فرمودند راضى و خشنود شدم و هیچ شکایتى ندارم).

منبع:

من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى

جلد‏۱

صفحه ۵۰۴

باب در بیان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پایان آن

 

 

شهید مفتح (وحدت حوزه و دانشگاه)

۲۷ آذرماه یادآور شهادت مظلومانه شهید آیت الله دکتر مفتح است.

به مناسبت شهادت ایشان، این روز به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شد.

سوال:

وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنی است؟

وحدت به معنای پیوند علم و دین است. معمولا فضای دانشگاه، بیشتر در جهت ریل گذاری امور مادی است و در حوزه های علمیه، فضای ریل گذاری بیشتر به سمت امور معنوی است. وحدت حوزه و دانشگاه در یک جمله یعنی اینکه این ریل گذاری ها یکی شوند. پیوند دهیم بین مادیات و معنویات زندگی. یعنی از طریق دین پیوند دهیم بین مادیات و معنویت. این یعنی پیوند بین حوزه و دانشگاه.

 

وحدت حوزه و دانشگاه

شهید مفتح به این مسئله (وحدت حوزه و دانشگاه) ایمان داشتند و می‌گفتند که باید به دانشگاه‌ها رسوخ کرد و دانشجویان را با مبانی اسلام آشنا کرد و بر این اساس تأکید داشتند که جوانانی که از شهرها و روستاهای مختلف وارد دانشگاه می‌شوند تحت تأثیر افکار و اندیشه‌های استکبار قرار نگیرند و روحانیت برای آن‌ها پناهگاهی شود و نیز برای این که این کار را انجام دهند در عین این که ایشان یک روحانی بودند اما وارد دانشگاه شدند و به عنوان یک دانشجو با دانشجویان کشور معاشرت کردند تا مسائل آنان را بفهمند و درپی حل مسائل آنان برآیند و به این دلیل ایشان حتی تا بالاترین درجه تحصیلات دانشگاهی که گرفتن مدرک PHD بود پیش رفتند و در نهایت باید گفت که شهید مفتح در آغاز جوانی و به محض آشنایی با افکار امام (ره) موضوع وحدت حوزه و دانشگاه را پی‌گیری کردند.
                                                              محمد مهدی مفتح نماینده مردم رزن در مجلس شورای اسلامی

 

شهادت دکتر مفتح

با طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی، گروه های التقاطی در صحنه سیاسی جامعه ظاهر شدند. گروهک فرقان که از یکسو همچون نهروانیان در حماقت و تعصب غوطه می خوردند و از سوی دیگر، به دست نفوذی های آشکار و پنهان وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا، فعال شده بودند، به نام دفاع از دین و قرآن، بر ضد روحانیت مبارز و آگاه انقلاب اسلامی موضع گیری و شروع به ترور شخصیت های برجسته نهضت کردند. یکی از اهداف این گروه، شهادت شهید دکتر محمد مفتح بود که در روز ۲۷ آذرماه ۱۳۵۸، ساعت نه صبح در دانشکده الهیات به دست سه نفر از اعضای این گروه ترور شد. تلاش های تیم پزشکی سودی نبخشید و سرانجام دکتر مفتح در ساعت دوازده، هم زمان با اذان ظهر به لقاءاللّه پیوست. پیکر مطهر آن عالم ربانی پس از برپایی مراسم با شکوه، تشییع و در صحن مطهر حضرت معصومه در قم به خاک سپرده شد و این روز به مناسبت فعالیت های چشمگیر این شهید والامقام در راه تحقق وحدت بین حوزه و دانشگاه «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نامگذاری شد.

شهید مفتح از دیدگاه مقام معظم رهبری

 مقام معظم رهبری در بیست و ششم آذر ۱۳۶۴ به دانشکده الهیات رفتند و با دست خط مبارک در دفتر یادبود این دانشکده در خصوص شهید مفتح این گونه نگاشتند:   بسم الله الرحمن الرحیم  یاد شهید عزیز مرحوم آیت الله مفتح, آن شمع پرسوز و گداز و روشنی بخش آن روحانی پرجد و جهد و جسور آن مبلغ دانا و سخنور آن مبارز شجاع و خستگی ناپذیر آن شخصیت متواضع و محبوب گرامی باد. او که با خون خود, سخن خود, تلاش خودهدف و راه خود را امضاء کرد و صحت و حقانیت آن را به ثبت رسانید.

رهبرکوچک

در روایتی از امام صادق علیه‌السّلام نقل شده است که فرمودند:

إِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ الْإِیمَانِ وَ لَمْ یُطْلِقُوا تَعْلِیمَ الشِّرْکِ لِکَیْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیْهِ لَمْ یَعْرِفُوهُ.

همانا بنى امیه براى مردم تعلیم ایمان را آزاد گذاردند و تعلیم شرک را آزاد نگذاشتند، بخاطر اینکه اگر مردم را بر آن وادار کنند آن را نشناسند.

چرا نگذاشتند مردم این را درست بفهمند؟ برای این‌که اگر خودشان رفتاری کردند که مردم را به سمت کفر و فسق سوق دادند، مردم نفهمند اینها چه کار می‌کنند، و مشتشان جلوِ مردم باز نشود.

الان هم همینطور است، مثلا می گویند به هر کسی می خواهید درود بفرستید ولی به دشمنان مرگ نگویید.

این قدر این جریان برای دشمن مهم است که چند ماه پیش یکی از رسانه های مشهور اسرائیل به نام “اسرائیل هیوم(Israel Hayam)” می نویسد:

“برای دستیابی به توافقی سازنده با ایرانی ها باید ابتدا استراتژی ها، تاکتیک ها و حتی متن کتاب های درسی آن ها با آموزه های “شهادت طلبی” به صورت کلی تغییر یابد.  توافق با آیت الله ها بدون چنین تغییراتی، می تواند شروع شمارش معکوس برای اولین جنگ هسته ای باشد. پس از برجام متن کتب درسی ایرانیان که به دانش آموزان، شهادت طلبی را آموزش می دهد، تغییری نکرده است و هنوز در کتب آنها درسی به نام “رهبر کوچک” [داستان شهادت حسین فهمیده] وجود دارد.”

نکته قابل تامل این است که آموزش و پرورش، در یک دورانی درس حسین فهمیده را حذف کرد!!! و دیگر در هیچ کتابی از کتب درسی ؛ درسی به نام حسین فهمیده وجود نداشت!

همچنین “الحاق ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به کارگیری کودکان در منازعه مسلحانه” که دولت آن را تقدیم مجلس کرده؛ اگر تصویب شود،

اولا: بچه های زیر ۱۵ سال اجازه ورود به بسیج را ندارند و بسیج دانش آموزی حذف خواهد شد!!ُ

دوما: بچه های زیر ۱۵ سال اجازه ورود به هیئت امام حسین علیه‌السلام را ندارند چرا که طبق نظر آنها، هیئت محل خشونت طلبی است!!

شهید شوشتری، شهید خدمت و وحدت

(به بهانه ۲۶ مهرماه، سالروز شهادت سردار شهید نورعلی شوشتری)

خدمت به محرومین

در برخی مناطق سیستان و بلوچستان به دلیل محرومیت زیاد مردم، حتی ازدواج‌ها و طلاق‌ها ثبت نمی‌شود و اگر شوهر زنی بمیرد، آن زن نمی‌تواند ثابت کند که شوهر خود را از دست داده تا تحت پوشش قرار بگیرد.در منطقه ما ۳۴۶ زن بی‌سرپرست بدون هیچ کمکی و در نهایت محرومیت زندگی می‌کردند.

من اوضاع و احوال آن‌ها  را با رئیس کل دادگستری استان در میان گذاشتم و با هم به خدمت سردار شوشتری رفتیم. وقتی او از جریان باخبر شد، با ناراحتی زیاد به ما گفت: هرچه زودتر آن‌ها  را تحت پوشش کمیته امداد قرار دهید و برای‌این کار هم هیچ احتیاجی به آوردن مدارک نیست.

شوشتری به‌اینجا نیز اکتفا نکرد و دستور داد تا برای آن‌ها  اشتغال‌ایجاد شود و امروز همان زنان بی‌سرپرست، تحت پوشش و حقوق‌بگیر کمیته امداد هستند.

شهید شوشتری شخصا دستور رسیدگی به وضعیت زندگی زنان بی‌سرپرست، کودکان یتیم و خانوادهای محروم منطقه را می‌داد و در زمان شهادت او وقتی من از زاهدان به منطقه کورین برگشتم دیدم که زنان ۷۰ ساله به همراه کودکان، در شهادت او گریه می‌کردند و می‌گفتند امروز پدر خود را از دست دادیم.

حسین اسماعیل‌زهی از بزرگان طایفه «شه ‌بخش» بلوچستان

برای مطالعه خاطرات بیشتر از شهید شوشتری اینجا را ببینید.

کشمیری با خودکار بیت المال نماز نمی خواند!

(به مناسبت ۸ شهریور، روز انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت مظلومانه شهید رجایی و شهید باهنر)

کشمیری با خودکار بیت المال نماز نمی خواند!

 

داستان هایی از رضاشاه به مناسبت سالروز مرگ وی

به مناسبت ۴مرداد، سالروز مرگ رضاشاه پهلوی، مجموعه خواندنی داستان‌هایی از رضاشاه را در سعداء بخوانید

براساس خاطراتی از اندیشمندان و مسئولان غرب

 

چارلز سی.هارت وزیر مختار آمریکا، در گزارشی محرمانه رضا شاه را «یک دهاتی بی سواد از پدری به همان اندازه بی سواد» می نامد. هارت در گزارشش از اولین ملاقاتی که در فوریه ۱۹۳۰ با رضاشاه داشت، می نویسد:« البته شاید نظرم عوض شد، ولی از نزد رضاشاه که برگشتم، ایمان داشتم مردی که ملاقات کرده بودم چند قدم بیشتر با توحش فاصله ندارد».
منبع : کتاب رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا؛ ص ۱۵

راه آهن رضاشاه به مقصد جیب اعلاحضرت

هافمن فیلیپ، وزیرمختار آمریکا در دوره رضاشاه، در یکی از گزارش خود به آمریکا می نویسد:
«قرار است خط آهن از زمین‌هایی که رضاشاه “تصرف کرده” عبور کند و به همین دلیل ارزش آنها چند برابر خواهد شد».
منبع : کتاب رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا؛ ص ۱۴۷

 

وخامت اوضاع اقتصادی به واسطه راه آهن سراسری
ویلیام اچ. هورنی بروک، جانشین هارت در تهران، می نویسد:
«اگر چه توده های مردم با این مالیات هایی که(برای تامین مخارج ارتش) می پردازند هنوز به دریوزگی نیفتاده اند، ولی به جرات می توان گفت که سطح معیشت شان به بخور و نمیر تنزل یافته و تا زمانی که دولت بار سنگین مخارج ساخت راه آهن را که اهمیت آن بیشتر سیاسی است تا اقتصادی از دوش آن ها برندارد، هیچ امیدی به بهبود سریع نخواهد بود».
منبع : کتاب رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا؛ ص ۳۴۹

 

جمله «فوت» نماینده مجلس انگلیس بعد از بازگشت از ایران:
«… رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راههای ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که مِن بعد در سرتاسر ایران فقط یک راهزن بزرگ باید وجود داشته باشد.
منبع: تاریخ ۲۰ساله ایران، حسین مکی(نماینده مجلس دوران رضاشاه) ج۶، ص۱۴۳

 

جان گونتر در کتابش با عنوان «در درون آسیا» درباره رضا شاه مینویسد:
« از عجایب اینکه اعلیحضرت همایونی تنها پادشاه این عالم هستند که به هتل داری اشتغال دارند. امور سیر و سیاحت در ایران در انحصار دولت است، و اکثر هتل های علی الخصوص هتل های حاشیه دریای خزر به شخص شاه تعلق دارد.
منبع : کتاب رضاشاه و بریتانیا بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا؛ ص ۱۳۵

مقایسه ۲روز تولد برای تاج و عمامه

رهبر انقلاب پس از شنیدن خبر جشن گرفتن برای تولد برایشان در ۲۴تیر ۸۶ به شدت از این اقدام گلایه کردند: «این کار غلط است، این تولد و امثال آن هیچ جشنی ندارد، برگزارکنندگان مسئول وقت و عمر و اموالی هستند که در این کار صرف و ضایع می‌شود. من از کسی که برای تولد من جشن می‌گیرد به هیچ وجه متشکر نمی‌شوم و او را مسئول زیان‌های این کار هم می‌شناسم.»

منبع تصویر: تاریخ ۲۰ساله ایران، حسین مکی، نماینده مجلس در دوران رضاشاه، ج۵، ص۱۵۱

عاقبت شوم خاندان پهلوی

عاقبتِ شوم خاندان پهلوی!!

۱. رضاخان، به دست اربابان غربی اش به جزیره ای در آفریقا تبعید شده و همانجا مُرد. جسد وی پس از سه سال، به ایران آورده شد و بعدها مجددا به مصر منتقل گردید.

۲. تاج‌الملوک، همسر اول رضاخان، به دلیل امتناع رضا پهلوی از نگهداری او، در سرای بی‌خانمان‌های نیویورک مُرد و به دست مأموران شهرداری در گورستان مخصوص ولگردها و بی‌ خانمان‌ها، دفن شد.

۳. ملکه توران، همسر دیگر رضاقلدر و مادر غلامرضا پهلوی نیز در خانه سالمندانی در پاریس فوت کرد و همان جا دفن شد.

۴. علیرضا پهلوی شبیه ترین فرد به رضاخان، در زمانی که شایعه ولیعهدی او بر سر زبان ها افتاد، در ۶ آبان ۱۳۳۳ در یک سانحه هوایی کشته شد و احتمال قتل وی به دست محمدرضا جدی است.

۵. شمس پهلوی خواهر تنی محمدرضا نیز در کالیفرنیا از دنیا رفت طبق آیین مسیحیت! تدفین و در گورستانی ناشناخته مدفون شد!

۶. اشرف پهلوی ، خواهر دوقلوی محمدرضا، پرحاشیه‌ترین و یکی از فاسدترین اعضای خانواده پهلوی بود وی پس ابتلا به آلزایمر مُرد و در گورستان کشور موناکو مدفون شد.

۷. شهریار شفیق فرزند اشرف، قاچاقچی عتیقه جات و مواد مخدر بود که در پاریس، با اصابت گلوله کشته شد.

۸. آزاده دختر اشرف که با صور اسرافیل در شبکه‌های سلطنت‌طلب همکاری می‌کرد، در پی اختلافات شدید با آنها، به طرز مشکوکی مرد و در کالیفرنیا مدفون شد.

۹. فاطمه پهلوی فرزند دهم رضاخان نیز بر اثر بیماری صعب‌العلاجی در سن ۵۸ سالگی سال ۱۳۶۶ مرد و در لندن دفن شد.

۱۰. محمدرضا پهلوی؛ شاه مخلوع ایران که پس از ۳۷ سال سلطنت ظالمانه بر مردم و پادویی برای منافع غرب، عاقبت با خفت هر چه تمام از ایران فرار کرد و بعد از مدت کمی، بخاطر مصرف زیادی که از داروهای جنسی در عیاشی ها و پاتوق های شبانه داشت، به سرطان سختی دچار شد و نهایتا به هلاکت رسید و مخذولانه در کشور مصر دفن گردید.

محمدرضا پنج فرزند داشت شهناز، فرحناز، لیلا، رضا و علیرضا

۱۱. لیلا پهلوی در ۳۱ سالگی با مصرف ۱۷ قرص خواب دست به خودکشی زد.

۱۲. علیرضا پهلوى، فرزند دیگر محمدرضا هم با شلیک گلوله در دهانش بشکل مشکوکی مرد؛ عده ای رضا را متهم به برادر کشی کردند.

۱۳. غلامرضا پهلوی، خسیس ترین عضو خانواده پهلوی، در پاریس با مصرف مواد مخدر مرد.

۱۴. محمودرضا پهلوى، یکی از شاخص ترین ها در فساد اقتصادی، براثرمصرف بیش از حد مواد مخدر جان خود را از دست داد و مخفیانه در یکی از گورستان‌های نیویورک دفن شد.

۱۵. حمیدرضا برادر هوسران و آلوده به مواد مخدر محمدرضا، عضو دیگر این خاندان بود. فسادهای اخلاقی او نیز مانند اشرف شهره بود. حمید رضا دو فرزند داشت

۱۶. نازک پهلوى، فرزند حمیدرضا نیز که بازیگر فیلم های پورن شده بود، در ۲۹سالگی در پاریس با حواشی بسیاری مرد.

۱۷. بهزاد پهلوى فرزند دیگر حمیدرضا هم به دلیل اعتیاد شدید به کوکائین در اسپانیا جان داد.

خیانت های بی نظیر پهلوی ها به تاریخ و مردم ایران به حدی بود که خاک ایران، آنان را در خود نپذیرفت.

در عین حال ثروت مفتی و هنگفتی که از ملت ایران سرقت کردند در کنار فساد اخلاقی شان، از عوامل اصلی خودکشی های مکرر این خاندان است.

 

تاریخ روایت میکند…

 

شاید باورتون نشه ولی…
در دوران پهلوی،تعداد زنان دانشگاهی (۱۲ هزار و ۸۸۴ نفر)،کمتر از یک‌سوم تعداد زنان بدکاره (۵۰ هزار نفر ) بود…!

تعداد کتابخانه های کل کشور ( ۲۹۰ کتابخانه ) کمتر از یک سوم تعداد مشروب فروشی های فقط شهر تهران ( ۸۰۰ باب مغازه ) بود.

در حکومت پهلوی، میزان مصرف آبجو روزانه در شهر تهران ۴۰۰هزار بطری بود و این درحالی بود که تعداد کتاب‌های منتشرشده کل سال در کشور تنها ۲۰۰ جلد کتاب بود!

در دوران پهلوی تعداد دانشگاه‌های کشور (۲۲۳دانشگاه ) کمتر از یک‌پنجم تعداد خانه‌های فساد (۱۱۲۰مرکز ) بود که برخی از آنان در جهان سرآمد بودند، مانند کاباره‌ شکوفه نو که یکی از ۴ کاباره معروف جهان بود!

 

عوامل موفقیت شهید مصطفی احمدی روشن

به مناسبت ۲۱ دی‌ماه، سالروز شهادت شهید مصطفی احمدی روشن

این افراد مصادیق کامل جهاد علمی بودند؛ هر جا وظیفه خودشان می‌دیدند حاضر می‌شدند. اگر لازم باشد در صحنه جنگ باشند در جنگ‌اند، اگر لازم باشد در صنعت موشکی باشند آنجا می‌روند، یا در بحث هسته‌ای و… نگاه می‌کنند ببینند بار، کجا روی زمین مانده است…  «برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی»

اندیشکده راهبردی #سعداء

کدام آزادی !؟

 

آزادی!

توئیت #حجت_الاسلام_راجی :

از این به بعد هر کس اسم آزادی در غرب را آورد، می‌توانید به او لبخند بزنید…!
_________

اندیشکده راهبردی #سعداء

بعد از مرگ بیشترین حسرت ما از چیست؟

( بین الصلاتین )

0fw6nm8l

یکی از نامهای قیامت “یوم الحسره” است . در قیامت مردم از چه چیز هایی حسرت می خورند ؟ از جمله مصادیق حسرت مردگان ، نماز جماعت است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  فرمود:

هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید: ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.

در جواب ، مردگان می گویند:

ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ، زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم

پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا.

[ارشاد القلوب ؛ جلد ۱؛صفحه ۱۴۶]

دری از درهای بهشت / آخرین صوت به جامانده از شهید حاج احمد کاظمی

 (به بهانه ۱۹ دی ماه؛ سالروز شهادت سردار حاج احمد کاظمی)

داستانک:

همراه سردار رفته بودیم اصفهان برای مأموریت. وقت برگشتن به تخت فولاد رفتیم.

به گلزار شهدا که رسیدیم، شهید احمد کاظمی گفت: بچه ها دوست دارید دری از درهای بهشت را به شما نشان دهم؟ گفتیم چه بهتر از این.

سردار کفش هایش را در آورد و وارد گلزار شد و ما را یک راست بر سر مزار شهید خرازی برد و گفت: از این قبر مطهر، دری به بهشت باز می­شود. وقت فاتحه خواندن حال سردار دیدنی بود… . ده روز دیگر او نیز پرواز کرد و کنار حاج حسین خرازی، بر در بهشت آرام گرفت… .

۱۹ دی ماه سالگرد شهادت سردار رشید اسلام شهید حاج احمد کاظمی است. کسی که تمام عشق و علاقه اش، حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. ذکر یا زهرا از زبانش نمی افتاد.

در آخرین لحظاتی که شهید محسن اسدی (همراه شهید کاظمی) در داخل هواپیما با یک دستگاه ضبط صوت، صحبت­های شهید کاظمی را ضبط می­کرد، هنگامی که هواپیما در حال سقوط است، آخرین جملاتی که ایشان بر زبان می­آورد این است که با آرامش به همراهان می­گوید صلوات بفرستید. و با ذکر یا زهرا (سلام الله علیها) به شهادت می­رسند.

برای شنیدن آخرین کلمات از شهید کاظمی به همراه چند صوت دلنشین دیگر از ایشان صوت زیر را گوش کنید.

رحلت آیه الله حاج شیخ محمدتقی مصباح یزدی

عمار به مالک پیوست

بسم الله الرّحمن الرّحیم
با تأسف و تأثر فراوان خبر درگذشت عالم ربانی، فقیه و حکیم مجاهد، آیه الله آقای حاج شیخ محمدتقی مصباح یزدی را دریافت کردم. این، خسارتی برای حوزه‌ی علمیه و حوزه‌ی معارف اسلامی است. ایشان متفکری برجسته، مدیری شایسته، دارای زبان گویائی در اظهار حق و پای با استقامتی در صراط مستقیم بودند. خدمات ایشان در تولید اندیشه‌ی دینی و نگارش کتب راه‌گشا، و در تربیت شاگردان ممتاز اثرگذار، و در حضور انقلابی در همه‌ی میدانهائی که احساس نیاز به حضور ایشان میشد، حقاً و انصافاً کم‌نظیر است. پارسائی و پرهیزگاری خصلت همیشگی ایشان از دوران جوانی تا آخر عمر بود و توفیق سلوک در طریق معرفت توحیدی، پاداش بزرگ الهی به این مجاهد بلند مدت است.
اینجانب که خود سوگوار این برادر قدیمی و عزیز میباشم، به خاندان گرامی و فرزندان صالح و دیگر بازماندگان ایشان و نیز به شاگردان و ارادتمندان این معلّم بزرگ و به حوزه‌ی علمیه تسلیت عرض میکنم و علّو درجات ایشان و مغفرت و رحمت الهی را برای ایشان مسألت مینمایم.
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳ دی ماه ۱۳۹۹

تسلیت عرض میکنم ارتحال عالم بزرگ جهان اسلام ، حضرت آیه الله مصباح یزدی رو خدمت همه شما بزرگواران. پیام تسلیت مقام معظم رهبری که در رابطه با ایشان نوشته شده وقتی مطالعه میفرمایید ، آقا مطرح میفرمایند که من خودم صاحب عزا هستم در صورتی که آقا در پیام های تسلیتشان این مطلب رو بیان نمیکنند. شبیه این جریان فقط در مورد آیه الله بهجت مطرح شد که ایشان فرموده بودند به خودم و خانواده ایشان تسلیت عرض میکنم. آیه الله مصباح حقیقتا وزنه بزرگی بودند خصوصا دهه  هفتاد که جریان های سروش و امثال اینها خیلی مد شده بود ، آیه الله مصباح جلوی این موج ایستادند و اجازه ندادند تفکر ناب شیعی به انحراف کشیده شود. ایام سالگرد شهادت مظلومانه حاج قاسم و همراهان ایشان است. سال گذشته مالک اشتر این انقلاب به شهادت رسید ، امسال در همین دوران ، عمار انقلاب از دنیا رفت. بالاخره اخرالزمان است و انسان باید در این بحث ها مقاوم باشد. سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی است. از قدیم به ما گفته اند وقتی کسی از دنیا میره بعداز مدتی داغ او سرد میشه ، اما من نمیدونم داغ حاج قاسم چه داغی است که یک سال گذشته و داغ او بیشتر شده تا اینکه کمتر بشه. و ما هم از کوچکی شنیده بودیم وقتی آدم عکس خنده شخصی رو نگاه میکنه ناخودآگاه خنده بر لبش جاری میشه ، من نمیدونم وقتی عکس خنده حاج قاسم رو نگاه میکنیم ناخودآگاه اشک از چشمانمون جاری میشه.

**منبرک**