سرخط خبرها

راه حل مشکلات مادی – ویژه نامه نماز (۴)

Untitled-2

راه حل مشکلات مادی

ویژه نامه نماز (۴)

۳ قفل با یک کلید – ویژه نامه نماز (۳)

Untitled-2

۳ قفل با یک کلید

ویژه نامه نماز (۳)

پس ما چرا داریم می جنگیم؟ – ویژه نامه نماز (۲)

Untitled-2

 

پس ما چرا داریم می جنگیم؟

ویژه نامه نماز (۲)

آخرین توصیه پیامبر (ص) چه بود؟ – ویژه نامه نماز (۱)

Untitled-2

آخرین توصیه پیامبر (ص) چه بود؟

ویژه نامه صوتی نماز (۱)

اظهار عجز به مولا

اظهار عجز 

یکی از چیزهایی که انسان را کوچک می­کند این است که عجز و ایراد خود را به دیگران بگوید.

مثلاً فرض کنید انسان از نظر مالی ضعیف است؛ هرجا که می­نشیند آن را بیان می‌کند!

 یا اینکه فرض کنید بیماری دارد هر جا که می رود بیماری خود را به دیگران می­گوید.

یا اینکه مثلاً با همسر خود مشکل دارد هر جا که می نشیند می‌گوید همسر ما اینطور است.

این رفتار به مرور زمان انسان را کوچک می­ کند و ارج و قرب او را از بین می­ برد.

اما در مقابل اگر انسان عجز و کمبودهای خود را به خداوند متعال و ائمه علیهم السلام بگوید بزرگ می شود.

به خداوند عرض کند که خدایا من این مشکلات را دارم؛ آن وقت این موجب قرب او می­شود.

یکی از مصادیق این رفتار، جناب جُون غلام اباعبدالله الحسین علیه السلام است. به حضرت عرضه داشت که آقا درست است رنگ من سیاه است اما اجازه دهید در رکاب شما شهید شوم. شاید به واسطه شما عطر خوشی بگیرم و اصل و نسب پیدا کنم.

جُون به شهادت رسید. زمانی که شهدای کربلا را دفن کردند پیکر جون را پیدا نکردند. بیستم محرم مردم دیدند از صحرای کربلا نوری به سمت آسمان می‌رود.

هر چه نزدیک­تر می­شدند دیدند بوی خوشی به مشام می‌رسد. وقتی رسیدند دیدند پیکر مطهر جون غلام اباعبدالله علیه السلام است. بعد از ده روز پیکرش نورانی شده بود و عطر خوشی گرفته بود.

کسی که عجز خود را به امام حسین علیه السلام بگوید اینطور او را می­پذیرند.

حضرت علی علیه السلام در مناجات مسجد کوفه عجز خود را به درگاه خداوند متعال عرضه می­کنند:

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِکُ وَاَ نَا الْمَمْلُوکُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ

این چنین است که انسان به عظمت و بزرگی می­ رسد.

خیر الناس

خیر الناس

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «خیر الناس من انتفع به الناس»؛ بهترین مردم کسی است که نفع بیشتری به مردم برساند.

یعنی دلسوز مردم باشد و مردم را خانواده خودش حساب کند؛ همانطور که دوست ندارد سر خانواده اش کلاه بگذارند سر مردم کلاه نگذارد، همانطور که دوست ندارد اجناس نامرغوب به خانواده اش داده شود اجناس نامرغوب به مردم ندهد.

حتما بهترین مردم کسی نیست که رکوع و سجده اش طولانی تر باشد.

نماز و خمس و … وظیفه ما هست و باید انجام دهیم.

داستانک:

عالمی سوار بر قطار به مسافرت می رفت.

نوه اش در حال بازی با کفشهای این عالم بود. به علت بی توجهی یک لنگه کفش پدر بزرگ از پنجره قطار بیرون افتاد. مسافران دیگر برای عالم تاسف می خوردند، ولی عالم بی درنگ … لنگه ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت. همه تعجب کردند. این عالم بزرگوار گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد؟

تمام فکر و ذکر انسان باید این باشد که چطور به دیگران نفع برساند: در رانندگی، در کسب و کار و … در این صورت بهترین مردم می شود.

ویژگی بارز شهید حججی

(به مناسبت تشییع شهید حججی)

1396060113120575711731424

یکی از اتفاقاتی که در این روزها افتاد، غوغایی در کشور بود که برای مراسم تشییع شهید بزرگوار، شهید بی سر و بی دست، شهید محسن حججی برگزار شد. دیدید در تهران، اصفهان و مشهد و … چه غوغایی به پا شد.

برای انسان این سوال پیش می آید؛

این شهدا چه کردند که خدا آنها را اینطور عزیز می کند؟

یکی از ویژگی های منحصر به فرد شهید حججی اخلاص ایشان بود. همه کارهایش برای خدا بود.

یک روحانی بزرگوار تعریف می کند می گوید: من در اصفهان سخنران یک هیئتی هستم که آقای حججی خادم آنجا بود. از ملک آباد هفته ای یک بار برای خدمت به هیئت می آمد. رئیس هیئت تغییر کرد. وقتی شهید حججی آمد گفت: سخت ترین کار هیئت را به من بسپارید. من را جایی بگذارید که هیچ کس مرا نبیند. دوست دارم دیده نشوم.

خداوند گفت دوست دارم دیده شوی. دوست دارم همه عالم تو را ببینند.

اگر زندگی دنیایی انسان همه اش برای خدا باشد، خدا هم همه عالم را بنده او می کند.

جامعه ی شیعه راستین

1382502082542952_large

داستانک:

ابو اسماعیل گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم فدایت شوم، شیعه در محیطى که ما زندگى مى کنیم بسیار زیاد است.
امام فرمود آیا توانگر به فقیر توجه دارد؟
آیا نیکوکار از خطاکار در مى گذرد؟
آیا نسبت به یکدیگر همکارى و برادرى دارند؟
عرض کردم نه.
امام فرمود آنها شیعه نیستند، شیعه کسى است که این کارها را انجام دهد.

[اصول کافى، دعائم الاسلام، حدیث ۱۰]

طبق فرموده امام باقر علیه السلام شیعیان این ویژگی ها را دارند:

۱- ثروتمندان به فقراء و نیازمندان کمک می کنند؛ چه کمک واجب مانند خمس و زکات و رد مظالم، چه صدقه مستحبی.

۲- از خطاى خطاکاران چشم پوشی می کنند؛ مثلا در رانندگی کسی جلوی ما بپیچد، یا فرزندمان، همسرمان کار اشتباهی انجام دهد.

۳- با هم برادر هستند؛ انسان با برادرش چطور برخورد می کند؟

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ»؛ (آیه ۱۰ سوره حجرات)

اگر جامعه ای این ویژگی ها را داشت، می توانیم بگوییم جامعه­­ ی شیعه است.

ثروتمند پابرهنه

         (به بهانه میلاد امام کاظم علیه السلام )

3810253_519

داستانک :

صداى ساز و آواز بلند بود. هرکس که از نزدیک آن خانه مى‏گذشت، مى‏توانست حدس بزند که در درون خانه چه خبرهاست؟ بساط عشرت و مى‏گسارى پهن بود و جام «مى» بود که پیاپى نوشیده مى‏شد. کنیزک خدمتکار درون خانه را جاروب زده و خاکروبه‏ها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کنارى بریزد. در همین لحظه مردى که آثار عبادت زیاد از چهره‏اش نمایان بود و پیشانى‏اش از سجده‏هاى طولانى حکایت مى‏کرد از آنجا مى‏گذشت، از آن کنیزک پرسید:

 «صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟».

– آزاد.

– معلوم است که آزاد است. اگر بنده مى‏بود پرواى صاحب و مالک و خداوندگار خویش را مى‏داشت و این بساط را پهن نمى‏کرد.

ردوبدل شدن این سخنان بین کنیزک و آن مرد موجب شد که کنیزک مکث زیادترى در بیرون خانه بکند. هنگامى که به خانه برگشت اربابش پرسید: «چرا این قدر دیگر آمدى؟».

کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت: «مردى با چنین وضع و هیئت مى‏گذشت و چنان پرسشى کرد و من چنین پاسخى دادم.»

شنیدن این ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فرو برد. مخصوصا آن جمله (اگر بنده مى‏بود از صاحب اختیار خود پروا مى‏کرد) مثل تیر بر قلبش نشست. بى اختیار از جا جست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد. با پاى برهنه به دنبال گوینده سخن رفت. دوید تا خود را به صاحب سخن که جز امام هفتم حضرت موسى بن جعفر علیه السلام نبود رساند. به دست آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و دیگر به افتخار آن روز که با پاى برهنه به شرف توبه نائل آمده بود کفش به پا نکرد. او که تا آن روز به «بشربن حارث بن عبد الرحمن مروزى» معروف بود، از آن به بعد لقب «الحافى» یعنى «پابرهنه» یافت و به «بشر حافى» معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند، دیگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلک اشراف زادگان و عیاشان بود، از آن به بعد در سلک مردان پرهیزکار و خداپرست درآمد.

منبع : مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى (داستان راستان)، جلد ‏۱۸، صفحه ۲۸۶

چهارمین فریاد شیطان

عید غدیر

عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع:

أَنَّ إِبْلِیسَ عَدُوَّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ یَوْمَ لُعِنَ وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ وَ یَوْمَ بُعِثَ النَّبِیُّ ص وَ یَوْمَ الْغَدِیرِ

[قرب الاسناد ص ۹ حدیث ۳۰]

 

در کتاب قرب الاسناد، روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که می فرمایند:

من از پدرم امام باقر (علیه السلام) شنیدم که پدرم فرمودند ۴ زمان شیطان از اوج ناراحتی فریاد کشید.

اولین بار اولین بار زمانی بود که از درگاه الهی طرد شد

دومین بار زمانی بود که از بهشت اخراج شد؛ (زمانی که حضرت آدم و حوا از درخت ممنوعه تناول کردن همه با هم از بهشت اخراج شدند.)

سومین بار زمانی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به پیامبری مبعوث شدند.

و چهارمین بار در روز غدیر بود.

چرا؟ به این خاطر که بعد از بعثت، شیطان هنوز امیدوار بود که این دین به طریقی و به شکلی منحرف شود. همانند سایر ادیان، پس از فوت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم دین اسلام نیز منحرف شود.  اما در روز عید غدیر فهمید که دیگر امکان ندارد.

«اکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى» نیز برای این است.

 

میانمار توئیتر ندارد

(به مناسبت میلاد امام هادی علیه السلام و وقایع اخیر میانمار)

photo_2017-09-06_15-35-46

میلاد با سعادت حضرت امام هادی علیه السلام و همچنین دهه ولایت را تبریک عرض می کنم، هرچند اتفاقاتی که در میانمار در حال رخ دادن است، جشن و عیدی برای ما شیعیان و مسلمانان نگذاشته است.

در میانمار کودکان و زنان را زنده زنده می سوزانند، بچه ها را داخل آب خفه می کنند، نباید به راحتی از کنار این ها بگذریم.

یقین داریم این روزها برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه عزا است. این مسائل دیگر عیدی برای آقای مان حجت بن الحسن باقی نگذاشته است.

مشکل ما این است که مردم برای کشتن دو سگ در کشور خودمان، جلو استانداری مشهد و استانداری شهرهای مختلف جمع می‌شوند، تظاهرات می‌کنند، برگه دست می‌گیرند ما سگ هستیم، ما خود آن سگ هستیم، برای آنها توییتر می زنند، فیسبوک می زنند، ولی برای این همه مردم میانمار حتی یک شمع روشن نمی شود، چرا؟

چون میانمار توییتر ندارد، چون آنها فیس بوک ندارند، چون آنها، این طرفدارها را ندارند.

آمریکا هرجا دلش بخواهد، از هر که بخواهد حمایت می کند، آنها تاریخ را هم تحریف می کنند.

وقایع اخیر، وقایع دلخراشی است، در افغانستان نزدیک به ۵۰۰ بچه را سر بریدند، جریان میانمار، جریان یمن، بحرین، سوریه. امیدواریم خداوند مرهم دل ما و عیدی ما را ظهور حجت بن الحسن قرار بدهد.

اصول دینداری

(به مناسبت شهادت امام باقر علیه السلام)

9730031768

عَنْ أَبِی الْجَارُودِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ تَعْرِفُ مَوَدَّتِی لَکُمْ وَ انْقِطَاعِی إِلَیْکُمْ وَ مُوَالاتِی إِیَّاکُمْ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ- فَقُلْتُ فَإِنِّی أَسْأَلُکَ مَسْأَلَهً تُجِیبُنِی فِیهَا فَإِنِّی مَکْفُوفُ الْبَصَرِ قَلِیلُ الْمَشْیِ وَ لَا أَسْتَطِیعُ زِیَارَتَکُمْ کُلَّ حِینٍ قَالَ هَاتِ حَاجَتَکَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی بِدِینِکَ الَّذِی تَدِینُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَنْتَ وَ أَهْلُ بَیْتِکَ لِأَدِینَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ قَالَ إِنْ کُنْتَ أَقْصَرْتَ الْخُطْبَهَ فَقَدْ أَعْظَمْتَ الْمَسْأَلَهَ وَ اللَّهِ لَأُعْطِیَنَّکَ دِینِی وَ دِینَ آبَائِیَ الَّذِی نَدِینُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ شَهَادَهَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْإِقْرَارَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ الْوَلَایَهَ لِوَلِیِّنَا وَ الْبَرَاءَهَ مِنْ عَدُوِّنَا وَ التَّسْلِیمَ لِأَمْرِنَا وَ انْتِظَارَ قَائِمِنَا وَ الِاجْتِهَادَ وَ الْوَرَع.

 

 ابى جارود گوید: بامام باقر علیه السّلام عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! آیا شما دوستى و دلباختگى و پیروى مرا نسبت بخود می دانید؟

فرمود: آرى، عرض کردم: من از شما پرسشى دارم که می خواهم بمن پاسخ فرمائى، زیرا چشمم نابیناست و کمتر راه می روم و نمی توانم همیشه به زیارت شما آیم، فرمود: حاجتت را بپرس.

عرض کردم: دینى که شما و خاندانتان خدا را با آن عبادت می کنید، بمن بفرمائید تا من هم خداى عز و جل را با آن دیندارى کنم.

فرمودند: اگر پیشگفتار را کوتاه آوردى، ولى پرسشى بزرگ نمودى، بخدا دین خود و دین پدرانم را که خداى عز و جل را با آن دیندارى می کنیم، به تو می گویم. آن دین:

۱٫ شهادت بوحدانیت خدا و رسالت محمد صلى اللَّه علیه و آله

۲٫ اقرار به آنچه او(پیامبر صلى اللَّه علیه و آله) از جانب خدا آورده،

۳٫ دوستی با دوستان ما و دشمنی با دشمنان ما،

۴٫ اطاعت فرمان ما،

۵٫ انتظار قائم ما،

۶٫ کوشش (در امر واجب و حلال) و پرهیزگارى (از محرمات) است.

                     

  اصول کافى-ترجمه مصطفوى، ج‏۳ ، ص ۳۵

ترک عادت موجب مرض نیست!

عادت های بد

یکی از بحران­هایی که امروز تمام مردم ما را تهدید می­ کند، بحران خانوادگی هست.

این اختلافاتی که بین زن و شوهرها در خانواده اتفاق می­ افتد، انسان را از شغل و کار و درس و زندگی­ اش می­ اندازد.

کم زندگی­هایی را پیدا می­کنید که این مشکلات را نداشته باشد.

این بحران­ها ریشه­ های مختلفی می­تواند داشته باشد؛ یکی از آنها این است که خانم­ها یا آقایان عادت­های خاصی دارند.

 

مثلا:

در منزل لباسی را می پوشند که همسرشان دوست ندارد؛ می گویند این طور عادت دارم و راحت ترم!

یا هنگام غذا خوردن ملچ مولوچ(!) می­ کنند.

یا اینکه وقتی مرد به خانه برمی­ گردد و همسرش از او می­ خواهد که استحمام کند، او می­ گوید حوصله ندارم و… .

انسان باید همت داشته باشد که عادت­ها بد را کنار بگذارد. عزم جدی بکنیم و عادت­های بد را کنار بگذاریم.

داستانک:

می‌گویند یکی از علما عادت به دخانیات داشت، سیگار یا چپق یا هر چه آن زمان بود، توتون و تنباکو می‌کشید. (در گذشته که از نظر پزشکی مضر بودن این ها شناخته نشده بود، این چیزها بین مردم معمول بود)

ایشان پیر شده و بود بیمار؛ پزشک  آمد و  ایشان را معاینه کرد و گفت: این کار برای شما ضرر دارد.

آن عالم به پزشک گفت: یک مرتبۀ دیگر بفرمایید، چه؟

گفت: آقا استفاده دخانیات برای شما ضرر مهمی دارد.

خود او مجتهد بود می‌دانست چیزی که برای انسان ضرر دارد حرام است.

همان لحظه آن عالم گفت: همه را جمع کنید ببرید.

به این می‌گویند همّت عالی. ۴۰ سال، ۵۰ سال به توتون عادت پیدا کرده، یک مرتبه همین که می‌گویند: ضرر دارد کنار میگذارد.

من می‌خواهم به عزیزانی که خدای ناکرده دچار اعتیاد و عادت های اینگونه هستند بگویم: نگویید نمی‌شود، فایده ندارد، خیر واقعا امکان دارد.

[کلیدهای زندگی، معارف قرآنی روایی، ناصر رفیعی، ص ۱۴۰]

 

داستانک ۲:

آیت الله مرعشی در دیداری که با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دارند، در لابلای گفت و گوها، به امام می فرمایند: آیا چاى یا قهوه یا دخانیات میل دارىد آماده کنم؟

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) می فرمایند: این اموراز فضول زندگیست و ما از این فضولات دوریم.

آیت الله مرعشی پس از این دیدار متوجه می شوند که دخانیات خوب نیستند؛ به همین خاطر دیگر از آنها استفاده نکردند.

علی نقی؛ گنده لات تهران

علی نقی(به مناسبت شهادت حضرت جواد علیه السلام)

وَ قَالَ الجواد علیه السلام: الْمُؤْمِنُ یَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ …

۱٫ …

۲٫ …

۳٫ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُه‏

امام جواد علیه السلام می فرمایند: مؤمن نیازمند به سه خصلت است: …

اول…

دوم…

سوم … پذیرفتن نصیحت هر کس او را نصیحت نماید.

 

وقتی انسان را نصیحتی کردند بپذیرد. این توفیق است برای انسان.

حتی اگر انسان اشتباهی هم نکرده باشد، نصیحت روی دل انسان ها اثر می گذارد.

زنگار قلب، با همین پند و اندرزها و آیات قرآن پاک می شود.

 

 

داستانک:

مرحوم علی نقلی که همین سال های اخیر به رحمت خدا رفت از انسان های آلوده و لات تهران بود. روزی مومنین با هزار ترفند او را پای منبر مرحوم شیخ محمد حسین زاهد که انصافا عالمی ربّانی و شخصیتی فاضل، با تقوا و با خلوص بوده، آوردند.

به آقا اطلاع دادند که با هزار زحمت علی نقلی را پای منبر شما آورده ایم شما هم سعی فرمائید بحث به گونه ای باشد که ان شاء الله هدایت گردد.

آن بزرگوار هم با خلوصی که داشت و بیاناتی که فرمود دل او را به خود جذب کرد بگونه ای که بعد از منبر آمد و دست آقا را بوسید. مردم او را معرفی نمودند.

آقا یک نگاه به او کرد و دید خیلی ظاهر خرابی دارد کلاه شاپو و سبیل ها از بناگوش در رفته و …

این عالم بزرگوار خیلی خوش سلیقه بود نگفت این چه وضعی است که تو داری مگر مسلمان نیستی چرا عرق می خوری و چرا قمار می زنی و چه وچه !! فقط یک کلمه فرمود:

علی نقلی شما هستید؟

عرض کرد: بله آقا

فرمود: یک نقل هم من پیرمرد روحانی به تو می دهم، بگذار پهلوی نقل هایت!

گفت: امر بفرمائید؟

فرمود: پسرم نفس احتیاج به شنیدن موعظه دارد به من قول بده هفته ای یک بار پای منبر موعظه بنشینی.

عرض کرد چشم آقا!

فرمود: علی قول دادی به قولت عمل کنی

گفت: آقا مرده و حرفش خداحافظ

آن چنان این نصیحت و موعظه آقا در دل او اثر گذاشت که به هر طریق بود هفته ای یکبار پای منبر موعظه زانو می زد و به احادیث اهل البیت ( علیهم السلام ) گوش فرا می داد و گریه می کرد.

 طولی نکشید که همه گناهان را رها کرد اهل طاعت و بندگی خدا شد. آن آدم لات و آلوده جزء اخیار  و نیکان تهران شد بعد هم به قم مهاجرت کرد و پناهنده به کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) شد، هتل بلوار قم را ساخت و خدمت گذار بیوت علماء گردید.

همه این موفقیت ها در اثر شنیدن یک موعظه بود.

اهمیت نامگذاری روز جهانی مسجد

مسجدالأقصی

روز ۳۰ مرداد ماه، با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز جهانی مساجد نامگذاری شده است.

 

رژیم غاصب صهیونیستی در چنین روزی به مسجدالأقصی حمله کرد و آنجا را به آتش کشید.

به همین مناسبت این روز به عنوان روز جهانی مسجد نامگذاری شد.

 

در رابطه با اهمیت و جایگاه مسجد، روایت های بسیار مهمی از معصومین علیهم السلام نقل شده است.

 

روایت ۱:

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :کسى که به سوى مسجدى از مساجد خدا قدم بردارد، به ازاى هر قدمى که بر مى‏دارد ، پاداش ده حسنه خواهد داشت و ده گناه از نامه اعمال او پاک مى‏شود و مقام و منزلت او را ده درجه بالا مى‏برند.

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه : ۲۹۱]

 

داستانک:

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

مردی نابینا نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! من نابینایم و گاه ندای اذان را می شنوم؛ ولی کسی را نمی یابم که مرا به نماز جماعت و نماز همراه شما برساند.

پیامبر ص به او فرمود: «از خانه ات تا مسجد، یک ریسمان ببند و در جماعت حاضر شو».

[تهذیب الأحکام: ج ۳ ص ۲۶۶ ح ۷۵۳ عن ابن أبی یعفور؛ وسائل الشیعه: ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۱۰۷۰۴]

 

روایت ۲:

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

هر کس به مسجد می رود، یکی از ۸ فایده حداقل برای او خواهد بود

که یکی از آنها این است که به خاطر حیا هم که باشد، گناه نخواهد کرد.

 

یعنی یک شخص مسجدی، به خاطر همین نماز و مسجد در خیابان و بازار و جلو مسجد، به گناه نخواهد ایستاد… چرا که حیا او را از این کار باز می دارد.

**منبرک**