چرا امروزه رویت هلال ماه اینقدر سخت شده؟

(به بهانه نزدیکی به عید فطر)

هلال ماه

سوال :

چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت؟

پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم

حضرت علی علیه السلام فرمود:

زمانی بر مردم خواهد آمد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بین آنها پدید می آید.

۱- کارهای زشت آشکار می گردد و معمولی می شود.

۲- پرده های عفت و شرم پاره می گردد.

۳- زنا کاری و تجاوزهای ناموسی علنی می شود.

۴- مالهای یتیمان را حلال می شمارند و می خورند.

۵- رباخواری شیوع پیدا می کند.

۶- در کیل و وزنها ، کم و کاست می کنند.

۷- شراب را به اسم نبیذ حلال شمرده و می خورند.

۸- رشوه را به عنوان هدیه و شیرینی می گیرند.

۹- به نام امانت داری خیانت می نمایند.

۱۰-مردها خود را به شکل زنان و زنان خویش را به صورت مردها درمی آورند.

۱۱- به احکام و دستورات نماز بی اعتنائی می کنند.

۱۲- حج خانه خدا را برای غیر خدا (برای ریا و یا تجارت) بجا می آورند.

سپس ادامه داد: کیفراین زشتی ها این است که خداوند آنها را از فیوضات خود محروم می کند، تا جائی که ماه (شوال) برای آنها مخفی می شود به طوری که گاهی دو شبه دیده می شود (که معلوم می شود روز عید فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اینکه روزه آن حرام بوده است) و زمانی شب اول رمضان مخفی می شود، که دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان می خورند و روزعید فطر را به خیال آخر ماه رمضان روزه می گیرند .

در این وقت باید ترسید از اینکه خداوند به طور ناگهانی آنها را کیفر کند (مانند زلزله و طوفان و سیل ).

چرا که به دنبال آن کارها، بلاها مردم را فرا می گیرد، تا جائی که کسانی صبح سالم هستند ولی شب در دل خاک و قبر آرمیده اند و گاهی شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.

وقتی چنین روزگاری پیش آمد، لازم است انسان همیشه وصیت کرده باشد که مبادا بلائی بر او فرود آمده و بدون وصیت بمیرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممکن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر یک از شما آن زمان را درک کرد بدون وضو نخوابد و اگر برایش امکان دارد همیشه با وضو باشد چه ترس آن است که مرگ ناگهانی برسد، لذا خوب است با وضو باشد که روح با طهارت خدا را ملاقات نماید. من شما را ترساندم اگر بترسید و آگاه نمودم،اگر آگاه گردید و شما را پند دادم چنانچه پند گیرید پس در پنهانی و آشکار، از خدا بترسید و نباید کسی از شما بمیرد، مگر اینکه مسلمان باشد،زیرا هر کس به جزاسلام آئینی داشته باشد ازاو پذیرفته نیست و در آخرت زیان کاراست.

منبع :بحارالانوار؛  جلد ۹۶؛ صفحه ۳۰۳؛ باب ۳۷؛

ما یثبت به الهلال و أن شهر رمضان ینقص أم لا و حکم صوم یوم الشک

۱۳۹۰/۰۵/۱۳۹۰ تاریخ اولین ثبت

برخورد امام حسن علیه السلام با ناسزاگویی مرد شامی

(به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام)

داستانک:

مردی از اهل شام وارد مدینه شد. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دیگر دشمنان اهل بیت، آن مرد کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و فرزندانش در دل داشت. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب دید، زبان به ناسزا گشود و با صدای بلند به لعن و نفرین آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر این یاوه گویی ها سکوت کرد.

وقتی مرد شامی به سخنان زشت و ناپسندش پایان داد، امام حسن علیه السلام نزد او رفت و لبخند زنان سلام کرد و مهربانانه فرمود: «جناب آقا! به گمانم (در این شهر) غریبی، اگر گرسنه باشی سیرت می کنیم و اگر بی لباس باشی لباست می دهیم و اگر فراری باشی پناهت می دهیم و اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم.

حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداری و نزد ما بیایی و تا هنگام رفتنت (از مدینه) مهمان ما باشی که این برای تو بهتر است».

مرد شامی از شنیدن این سخنان محبت آمیز و جوانمردانه دگرگون شد و از برخورد نادرستش پشیمان گشت و در حالی که از ندامت می گریست گفت :گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمینی.

خدا بهتر می دانست که رسالت خویش را به عهده چه کسی قرار دهد. تو و پدرت علی منفور ترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستید.

این یعنی حلم، صبر و استقامت. یک زمان ظالم، ظالم به دین است که قابل بخشش نیست. اما گاهی ظلم ظالم به خودمان است. ما باید او را ببخشیم.

گاهی اوقات می بینید برعکس اتفاق می افتد. اگر کسی به دین و خدا و کشور و … هر چه بگوید انگار اتفاقی نیفتاده. اما کافیست کسی با سرعت پنج کیلومتر به پشت ماشین ما بخورد، دیگر او را نمی بخشیم.

باید برعکس باشد. مومن در برابر کسی که به او ظلم کرده حلم دارد. مثلا در  دیدارهای فامیلی کسی به ما چیزی می گوید، ما باید با حلم و بخشش و گذشت برخورد کنیم.

حلم و بخشش را از امام حسن علیه السلام یاد بگیریم.

حدیثی منحصر به فرد

(به بهانه ۱۵ رمضان ، سالروز ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام)

2-300x245

حدیثی است که در بین احادیث ،سنداً و متناً، منحصر به فرد است ؛ پیشنهاد می شود متن عربی را هم حتما بخوانید

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ؛ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، عَنِ الْحَسَنِ، عَنِ الْحَسَنِ:‏ أَنَ‏ أَحْسَنَ‏ الْحَسَنِ‏ ، الْخُلُقُ الْحَسَنُ.

 

حدیث کرد برای ما ابوالحسن ، که او روایت کرد از ابوالحسن ، که او نیز روایت کرده از ابوالحسن ، که او شنید از حسن که او گفت شندیم از حسن که او شنیده بود از امام حسن علیه السلام ؛ که ایشان فرمودند که :

همانا حسن ترین  حسن ها ؛ خُلق حسن است (نیکوترین نیکوها ؛ خلق نیکوست)

[بحار الأنوار ، جلد ‏۶۸،  صفحه  ۳۸۶،  باب ۹۲]

حسن های موجود در سلسله ی حدیث چه کسانی اند؟

فأما أبو الحسن الأول فمحمد بن عبد الرحیم التستری

و أما أبو الحسن الثانی فعلی بن أحمد البصری التمار

و أما أبو الحسن الثالث فعلی بن محمد الواقدی

و أما الحسن الأول فالحسن بن عرفه العبدی

و أما الحسن الثانی فالحسن بن أبی الحسن البصری

و أما الحسن الثالث فالحسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام

 داستانک:  (بد اخلاقی)

آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن

جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم

[کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ با اندکی تلخیص]

تمرین حلم و بردباری

ماه مبارک رمضان بهترین زمان است برای اینکه انسان بعضی رذایل اخلاقی اش را کنار بگذارد.

یکی از ویژگی هایی که انسان در  ماه مبارک رمضان پیرامون آن می تواند تمرین کند، روحیه حلم و بردباری است.

انسان وقتی گرسنه می شود طبیعتا باید زود عصبانی شود. اما در ماه مبارک رمضان به دلیل معنویت بالا راحت تر می تواند این خشم را کنترل کند و روحیه بردباری را در خودش تقویت کند.

بعضی اوقات انسان با آدم های جاهل برخورد می کند که باید صبر کند.

داستانک:

از لحاظ علمی چه کسی بالاتر از خواجه نصیرالدین طوسی است؟ مشهور است که گفته اند در کره ماه نام یک کوه را خواجه نصیرالدین طوسی بگذارند. در مریخ یک دره را نیز به نام ایشان بگذارند.

نقل شده روزی نامه ای به دست خواجه نصیر الدین طوسی ؛ این عالم بزرگ رسید که با کلمات زشت از او بدگوئی شده بود، از جمله این سخن زشت را خطاب به او نوشته بودند یا کلب : ای سگ پسر سگ .

خواجه نصیر، جواب آن نامه را با کمال متانت نوشت ، از جمله نوشت اینکه به من سگ گفته ای صحیح نیست ، زیرا سگ با چهار دست و پا راه می رود و ناخن های دراز دارد، ولی من قامت راست دارم و روی دو پا راه می روم و ناخون هایم پهن است ، ناطق هستم و خنده بر لب دارم ، پوست بدنم آشکار است ، ولی پوست بدن سگ به واسطه پشم بدنش پوشیده شده است ،

بنابراین ، این نشانه ها بیانگر آن است که من با سگ فرق بسیار دارم به همین منوال بقیه ناسزاگوئی ها را پاسخ داد، بی آنکه یک کلمه زشتی به کار برد.

 

در زندگی زناشویی خصوصا این اتفاق ها می افتد.

مبطلات روزه

یکی از مسائل شرعی که در ماه مبارک رمضان خیلی پرسیده می شود در مورد مبطلات روزه است.

مثلا می پرسند من مریض بودم، غیر عمدی بالا آوردم. یا دود غلیظ اتوبوس داخل گلویم رفت یا در نانوایی آرد غلیظ وارد گلویم شد. و …

آیا اینها مبطل روزه است؟

جواب یک کلمه:

تمام مبطلات روزه اگر سهوی باشد روزه باطل نمی شود. مثلا آدم حواسش نباشد چیزی بخورد یا بیاشامد. یا غیر عمد بالا بیاورد یا گرد و غبار غلیظ وارد حلقش شود.

هر کدام از اینها اگر عمدی باشد روزه باطل است اگر غیر عمدی باشد روزه باطل نیست.

سلام خدا بر حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

(به مناسبت وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها)

حضرت خدیجه سلام الله علیها چه کرده بود که جایگاهش به جایی رسیده بود که جبرئیل وقتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شد به پیامبر عرض می داشت: خدای تو بر خدیجه سلام کرد. سلام خدا را به خدیجه برسان.

این جایگاه کمی نیست که انسان به آن برسد.

یکی از کارهایی که حضرت خدیجه سلام الله علیها انجام داد و به این مرتبه عالی رسید این بود: او مال کثیر داشت خداوند هم به او کوثر عنایت کرد. کسی که همه هستی اش را در راه دین فدا کند خداوند هم اینطور برای او جبران می کند.

هر کس به نوبه خودش.

یکی جانش را در راه خدا تقدیم می کند، یکی مال، یکی آبرو، همسر، فرزندان و …

مهم این است که انسان در خط الهی و خط خدا قرار بگیرد. آن موقع به این جایگاه رفیع و عالی خواهد رسید.

ان شاالله خداوند ما و نسل ما را شرمنده این بزرگواران قرار ندهد.

تربیت خانوادگی

اگر انسان های جانی را در طول تاریخ ببینید می فهمید اینها یک وجهه مشترکی دارند و آن جنایتشان، ریشه در تربیت خانوادگی آنها دارد. معمولا همین طور است.

مثلا الان اگر جلوی دادگاه بروید، شخصی که ده تا آدم کشته بررسی کنید، می بینید این شخص در تربیت خانوادگی، ارتباط با والدین و … مشکل دارد. اگر خانواده او را درست تربیت می کردند به این جایگاه ها نمی رسید.

۲۶ نفر از دخترانی که در تهران کشف حجاب کرده بودند را پس از بررسی دیدند همه آنها ۱۴ ویژگی مشترک دارند که تمام آنها در خانواده خلاصه می شود. مثلا اکثر این افراد با پدر و مادر رابطه ندارند. هیچکدام تحصیلات دانشگاهی ندارند. هیچکدام کتاب نمی خواندند. و …

 

وقتی تربیت در خانواده خراب شد باید مشکلات در اجتماع را تحمل کنیم. دزدها، اختلاس گرها و … نیز مشکلات خانوادگی دارند.

درس ها و عبرت ها در فتح خرمشهر

(به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر)

سوم خرداد روزی است که خرمشهر آزاد شد. این روز جزو ایام الله بود.

آزادسازی خرمشهر هم برای ما درس است هم عبرت. در جریان آزادسازی خرمشهر و هشت سال دفاع مقدس، دو تفکر حاکم بودند.

  1. یک تفکر بنی صدری بود که همه چیز را بر پایه مذاکره با دشمن می دید. می گفت نیازی نیست ما مقاومت کنیم. چالش هزینه دارد. بیایید سازش کنیم.
  2. تفکر دیگر، تفکر شهدا و رزمنده ها بود.

مثل امروز ثابت شد که تفکر سازشکار جواب نمی دهد. اگر قرار بود دفاع مقدس ما پای میز مذاکره حل شود تا همین الان ما باید می جنگیدیم.

ما در فتح خرمشهر نشان دادیم که با مقاومت بود که پیروز شدیم. با چالش بود که پیروز شدیم نه با عقبگرد و عقب نشینی.

این درسی برای همیشه تاریخ جمهوری اسلامی هست و خواهد بود. شعار بنی صدر این بود، می گفت ما زمین بدهیم زمان بگیریم.

کجا زمان می گیریم؟ می گفت پای میز مذاکره آن را حل می کنیم. تا زمانی که بنی صدر بود حتی یک عملیات پیروز نشد. همه پیروزی ها بعد از بنی صدر اتفاق افتاد.

از زمانی که تفکر غرب گرا کنار رفت و تفکر کسانی که اهل جهاد، مبارزه، مقاومت، رشادت، شهید دادن و … بودند روی کار آمد، پیروز های ما هم از آن زمان شروع شد.

ان شالله خداوند شهدای هشت سال دفاع مقدس را با شهدای کربلا محشور کند.

بوی خوش دهان روزه دار

(به بهانه ماه مبارک رمضان)بوی-خوش-دهان-روزه-دار-300x245

امام حسن عسکرى (علیه السلام) در تفسیر منسوب به ایشان در خصوص آیه ۵۱سوره بقره،

 وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ

می فرماید:

خداوند عزّ و جلّ به موسى فرمان داد که در میعاد برای گرفتن تورات حاضر شود و سى روز روزه بگیرد و در کوه به مناجات بپردازد و موسى گمان کرد بعد از سى روز کتاب الهى نازل مى‏شود، لذا سى روز روزه گرفت و در شب آخر قبل از افطار مشغول مسواک زدن دندان خود شد،

خداوند به او وحى کرد، اى موسى تو مى‏دانى که بوى دهان روزه‏ دار نزد من از هر عطرى خوشبوتر است، پس ده روز دیگر نیز روزه بگیر و هنگام افطار مسواک مزن،

 موسى نیز چنین کرد، خداوند هم به او وعده داد که کتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل کند و چنین نیز شد.

[التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام، صفحه ۲۵۰]

 

پذیرش دعوت، یکی از حقوق مومن

(به بهانه ماه مبارک رمضان)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ :

مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یُجِیبَ دَعْوَتَه

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

از حقوق واجب مومن بر مومن آن است که چون دعوتش کرد اجابت کند

منبع :

بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، جلد ‏۷۲، صفحه ۴۴۷  

نکته :

باید دقت داشت؛ مهمانی رفتن نیز آدابی دارد.

مثلا در این ماه که افطاری دادن و مهمانی رفتن زیاد است باید توجه شود که انسان سر وقت به مهمانی رود نه آنکه وقتی برسد که سفره جمع شده و صاحب خانه به مشقت بیفتد.

یا اگر نمی خواهیم برویم خبر دهیم تا اگر خواستند به جای ما، کسانی دیگر را دعوت کنند ؛یا غذای کمتری سفارش دهند.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

نمازهای هر شب ماه مبارک رمضان

نمازهای هر شب ماه مبارک رمضان

جهت دریافت نمازهای هر شب ماه مبارک رمضان به صورت جداگانه اینجا را کلیک نمایید

 (نمازها را از دست ندهیم برای جمع آوری نمازها بسیار زحمت کشیده شده است)

در این شبهای نوران ما را از دعای خیر خود، محروم نفرمایید

 

دشمن شناسی

یک زمانی در مقابل موسی ها فرعون ها بودند، در مقابل ابراهیم ها نمرودها بودند

در مقابل پیامبران ابوجهل ها بودند

در مقابل علی ها معاویه ها بودند

در مقابل حسین ها یزید ها بودند

در مقابل موسی بن جعفرها، هارون ها بودند

در مقابل امام رضاها مامون ها بودند

یک دورانی در مقابل جمهوری اسلامی …

 

و در هر دورانی مومنین دشمنانی در مقابل خودشان دارند.

به نظر شما ما باید چکار کنیم تا این دشمنی ها تمام شود؟

یا سوال بهتر

آیا این دشمنی با ما تمام می شود یا نه؟

 

خداوند در قرآن به این سوال جواب می دهد:

«وَلَن تَرضىٰ عَنکَ الیَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم» (آیه ۱۲۰ سوره بقره)

 

ای پیامبر، («لن» نفی ابد است)

مطمئن باش هرگز یهودی ها و مسیحی ها از تو راضی نخوهند شد مگر اینکه دست از دینت برداری.

آنها با دین تو مشکل دارند. با آئین و گفتمان تو مشکل دارند.

وگرنه آنها با هسته ای تو مشکل ندارند.

 

در برنامه هسته ای ما نشان دادیم…

ما همه چیز هسته ایمان را با هم دادیم. دشمن از ما راضی شد؟؟

 

شما می ببینید همین الان در مجلس، کنوانسیون ها و لایحه هایی بسیار بدتر از برجام دارد تصویب می شود.

برجام که برجام بود در ۲۰ دقیقه تصویب شد. Fatf و کنوانسیون حقوق کودک و دفاع از حقوق زن و … رکورد برجام را هم جابه جا می کنند. شاید همه اینها در ۱۵ دقیقه تصویب شوند.

 

ولی فکر می کنید دشمن از ما راضی می شود؟

اصلا بگوییم ما مستعمره شما، قبول می کنید؟

فکر می کنید آنها از ما راضی می شوند؟

اگر می خواستند راضی شوند در این چند سال می شدند.

دشمن را درست بشناسیم و گام های درست برداریم.

خروج آمریکا از برجام

۱۴۰۰ سال پیش مالک اشتر در چند قدمی معاویه رسیده بود تا معاویه را از بین ببرد اما منافقین مانع شدند. مالک اشتر مجبور شد برگردد. قرار شد حکمیت اتفاق بیفتد. کاندیدایی که حضرت علی علیه السلام معرفی کرده بود توسط منافقین رای نیاورد.

ابوموسی اشعری برای مذاکره رفت و شکست مفتضحانه ای خورد اما منافقین دست از توطئه برنداشتند. گفتند چرا حضرت علی علیه السلام اجازه داد؟ ما نفهمیدیم، خوب علی که می توانست کاری انجام دهد.

و تاریخ همچنان تکرار شد…

امروز مقام معظم رهبری مد ظله العالی صحبت بسیار بسیار مهمی در رابطه با اقدام دیشب آمریکا داشتند که این اقدام کاملا از قبل، پیش بینی شده بود. مشخص بود که آمریکا از برجام خارج خواهد شد.

حالا کجایند کسانی که می گفتند امضای جان کری، تضمین است؟ در قبر بدنشان الان در چه حالی است؟ مگر امضای جان کری تضمین نبود؟

تیتر روزنامه ها را هنوز فراموش نکرده ایم. گفتند جلیلی می گوید تحریم ها برداشته نمی شود فلانی می گوید برداشته می شود.  امروز چطور شده؟ برداشته شد یا نشد. چرخ سانتریفیوژها چرخید یا چرخ زندگی مردم؟ کدام یکی چرخید؟

هنوز هم دست بردار نیستند. هر چه بد و بیراه بود به دلواپسان گفتند هرچه فحش بود دادند. اشکال ندارد ما اینها را تحمل می کنیم اما شما دیگر دست ازین کارها بردارید. همان طور که آمریکا قابل اعتماد نیست اروپا هم قابل اعتماد نیست. باز نگویید ما برجام را ادامه می دهیم بدون آمریکا.

مقام معظم رهبری مد ظله العالی امروز به تمام این موارد اشاره کردند. صحبت بسیار بسیار مهم بود. صحبت امروز را چندین بار گوش بدهید و بخوانید. حضرت آقا صراحتا گفتند من با جوان ها صحبت می کنم. اینها به ما و شما بود. ان شاالله مسئولین هم دقت کنند.

خبر | کتاب «نقدی علمی بر سند ۲۰۳۰» توسط آیت الله رئیسی رونمایی شد

به نقل از پایگاه اینترنتی سعداء:

کتاب «نقدی علمی بر سند ۲۰۳۰» توسط آیت الله رئیسی رونمایی شد.
در سالگرد سخنرانی تاریخی مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) مبنی بر توقف اجرای سند ۲۰۳۰، کتاب «نقدی علمی بر سند ۲۰۳۰» توسط «آیت الله رئیسی» تولیت معظم آستان قدس رضوی، در جمع کثیری از اساتید و طلاب حوزه علمیه خراسان رونمایی شد.
در این برنامه که به همت حوزه علمیه عباسقلی خان مشهد برگزار گردید، آیت الله رئیسی با اشاره به مسیرهای اشتباه پیموده شده در قراردادهای بین المللی، عدم توجه به دوراندیشی‌های مقام معظم رهبری (مد‌ظله‌‌العالی) مبنی بر اعتماد نکردن به دشمن و برنامه هایش را، عامل شکست و دریافت صدمات دانستند.

کتاب حاضر اولین اثر در نقد علمی سند ۲۰۳۰ می‌باشد، که به قلم «سید محمد حسین راجی» و جمعی از دانشجویان «بسیج دانشگاه فردوسی» توسط انتشارات «کتابستان ماجد» منتشر گردیده است.
این کتاب در ۲۹۹ صفحه و ۷ فصل، عناوینی همچون: مفهوم شناسی اجزاء سند ۲۰۳۰، مغایرت سند ۲۰۳۰ با اسناد بالادستی، تبلور سند ۲۰۳۰ در کشورهای مشهور به توسعه یافتگی، آموزش جنسی کودکان و… را مورد نقد و بررسی قرار داده است.

لینک خبر | کتاب «نقدی علمی بر سند ۲۰۳۰» توسط آیت الله رئیسی رونمایی شد 

تصاویر برنامه | نگارخانه

امام زمان : نماز اول وقت را فراموش نکن

 

 

صدای اذان از رادیو ماشین به گوش رسید، جوانی که در کنارم نشسته بود بلند شد و به طرف راننده رفت و به او گفت: آقای راننده! می خواهم نماز بخوانم.

راننده با بی تفاوتی و بی خیالی گفت: برو بابا حالا کی نماز می خواند! بعدش هم توجهی به این مطلب نکرد، ولی جوان با جدیت گفت: به تو می گویم نگهدار!…

راننده فهمید که او بسیار جدی است، گفت: اینجا که جای نماز خواندن نیست، وسط بیابان، بگذار به یک قهوه خانه یا شهری برسیم، بعد نگه می دارم.

خلاصه بحث بالا گرفت راننده چاره ای جز نگه داشتن نداشت. بالاخره ماشین را در کنار جاده نگه داشت، جوان پیاده شد و نمازش را با آرامش و طمأنینه خواند، من هم به تأسی از وی نماز خواندم. پس از نماز وقتی در کنار هم نشستیم و ماشین حرکت کرد از او پرسیدم: چه چیز باعث شده که نمازتان را اول وقت خواندید؟

گفت: من به امام زمانم، حضرت ولی عصر(عج) تعهد داده ام که نماز را اول وقت بخوانم.

تعجب من بیشتر شد، گفتم: چگونه و به خاطر چه چیز تعهد دادید؟

گفت: من قضیه و داستانی دارم که برایتان بازگو می کنم، من در یکی از کشورهای اروپایی برای ادامه تحصیلاتم درس می خواندم، چند سالی بود که آنجا بودم، محل سکونتم در یک بخش کوچک بود و تا شهر که دانشگاه در آن قرار داشت فاصله زیادی بود که اکثر اوقات با ماشین این مسیر را طی می کردم. ضمناً در این بخش، یک اتوبوس بیشتر نبود که مسافران را به شهر می برد و بر می گشت.

برای فارغ التحصیل شدنم باید آخرین امتحانم را می دادم، پس از سال ها رنج و سختی و تحمل غربت، خلاصه روز موعود فرا رسید، درس هایم را خوب خوانده بودم، آماده بودم برای آخرین امتحان سوار  اتوبوس شدم و پس از چند دقیقه، اتوبوس در حالی که پر از مسافر بود راه افتاد، من هم کتاب جلویم باز بود و می خواندم، نیمی از راه آمده بودیم که یکباره اتوبوس خاموش شد، راننده پایین رفت و کاپوت ماشین را بالا زد، مقداری موتور ماشین را نگاه کرد و دستکاری نمود، آمد استارت زد، ماشین روشن نشد، دوباره و چندین بار همین کار را کرد، اما فایده ای نداشت، (این وضعیت) طولانی شد و مسافران آمده بودند کنار جاده نشسته و بچه های شان بازی می کردند و من هم دلم برای امتحان شور می زد و ناراحت بودم، چیزی دیگر به موقع امتحان نمانده بود، وسیله نقلیه دیگری هم از جاده عبور نمی کرد که با آن بروم، نمی دانستم چه کنم، در اضطراب و نگرانی و ناامیدی به سر می بردم، تا شهر هم راه زیادی بود که نمی شد پیاده بروم، پیوسته قدم می زدم و به ماشین و جاده نگاه می کردم که همه تلاش های چندساله‌ام از بین می رود و خیلی نگران بودم.

یکباره جرقه ای در مغزم زد که ما وقتی در ایران بودیم در سختی ها متوسل به امام زمان (عج) می شدیم و وقتی کارها به بن بست می رسید از او کمک و یاری می خواستیم، این بود که دلم شکست و اشکم جاری شد، با خود گفتم: یا بقیه اللَّه! اگر امروز کمکم کنی تا به مقصدم برسم، قول می دهم و متعهد می شوم که تا آخر عمر نمازم را همیشه سر وقت بخوانم.

پس از چند دقیقه آقایی از آن دورها آمد و رو کرد به راننده و گفت: چه شده؟ (با زبان خود آنها حرف می زد). راننده گفت: نمی دانم هر کار می کنم روشن نمی شود. مقداری ماشین را دست کاری کرد و کاپوت را بست و گفت: برو استارت بزن!

چند استارت که زد ماشین روشن شد، همه خوشحال شدند و سوار ماشین گشتند و من امیدی در دلم زد و امیدوار شدم، همین که اتوبوس می خواست راه بیفتد، دیدم همان آقا بالا آمد و مرا به اسم صدا زد و گفت:

«تعهدی که به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت!»

و بعد پیاده شد و رفت و من او را ندیدم. فهمیدم که حضرت بقیه اللَّه امام عصر(عج) بوده، همین طور اشک می‌ریختم که چقدر من در غفلت بودم. این بود سرگذشت نماز اول وقت من.سوم تیر ۱۳۹۲ 

 منبع: نماز و عبادت امام زمان(عج)، عباس عزیزی، صفحه ۸۵

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

 

**منبرک**