آخرین وصیت امام حسین (علیه السلام) چه بود؟

15این تصویر متعلق به دختربچه‌ای شیعه در سوریه بوده که توسط گروه‌های تروریستی تکفیری‌

به زنجیر کشیده شده است؛ سر پدر و مادر این دختربچه در جلوی چشمان وی بریده می‌شود.

روایتی از امام پنجم حضرت امام محمد باقر«سلام‌الله‌علیه» نقل شده است و آن حضرت از پدر بزرگوارشان امام سجاد«سلام‌الله‌علیه» و ایشان هم از پدرشان حضرت سیّدالشهداء«سلام ‌الله‌علیه» و آن امام بزرگوار از قول مبارک مولای متقیان امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» روایت را نقل می‌فرمایند.

همچنین در روایت آمده است حضرت اباعبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه» در روز عاشورا و موقعی که همۀ اصحاب و یاران به شهادت رسیده بوده‌اند، یعنی در آن موقعیت حساس، که لازم است مهم‌ترین و حساس‌ترین مطالب بیان شود، آخرین وصیت خود به فرزند برومندشان که در حقیقت آخرین وصیت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان می فرمایند:

«یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» [الکافی،ج ۲ ، ص ۳۳۱]

ای فرزندم، بپرهیز از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد

انسان باید از ظلم به دیگران ؛ خصوصا به کسانی که یاوری جز خدا ندارند پرهیز کند (مانند بسیاری از افراد که اگر حقشان خورده شود؛ کاری از دستشان بر نمی آید، مثل همسر ، شاگرد، بچه یتیم، انسان فقیر و … )

و خدا نکند این افراد نفرین کنند و یا این ظلم را در دل بریزند

داستانک:

حضرت آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند:

در حمام های خزانه قدیم که تا کف حمام، پله می خورد و ارتفاع پلّه ها زیاد بود و از طرفی مسیر تاریک بود، روزی حضرت آیت الله شاه آبادی مشغول پایین رفتن به سمت حمام بودند و سرهنگی طاغوتی نیز می خواست برود بالا.چون آیت الله شاه آبادی پیر مرد بودند و با احتیاط پایین می آمدند راه بند آمده بود و سرهنگ باید منتظر می ماند ایشان پایین بیایند و او برود بالا.

سرهنگ پس از کمی معطلی عصبانی شد و با بی ادبی، ناسزایی به ایشان داد و نیز گفت:مردک، مگر نمی بینی ما منتظریم؟

مردم ناراحت شدند و به سرهنگ گفتند:ایشان آیت الله شاه آبادی است، چرا اینگونه ایشان را خطاب کردی؟

او گفت:هر که می خواهد باشد و بعد با بی اعتنایی بالا رفت.حضرت آیت الله شاه آبادی نیز هیچ نفرمودند و سر را به زیر انداختند و پایین آمدند.وقتی پای آن سرهنگ به بالا رسید خبر آوردند که آن سرهنگ مُرد!

حضرت آیت الله شاه آبادی شروع کردند به گریه کردن.از ایشان پرسیدند چرا گریه می کنید؟فرمودند:

” ای کاش جوابش را می دادم، اگر یک کلمه جوابش رامی دادم نمی مُرد! “[نکته ها از گفته ها ؛ دفتر اول؛ صفحه ۶۶]

http://www.manbarak.ir/wp-content/uploads/2015/07/PDF.gif

چرا قرض کردی؟!

12داستانک:

مرحوم حضرت آیت الله کوهستانی؛ گاه از لحاظ مالی به شدت در مضیقه قرار می گرفت و در عین حال از تصرف در وجوهات پرهیز می کرد، خود در این باره نقل کرده است:

 در دورانی که در حوزه علمیه مشهد درس می خواندم، خرجی مرا مادرم از شمال می فرستاد.

مدتی گذشت ولی دیدم از مازندران چیزی نرسید ایام سختی را پشت سر می گذاشتم، ناچار شدم از استادم مبلغی قرض بگیرم که هرگاه از مازندران پول برایم رسید قرض وی را پرداخت نمایم.

در همان شب نزدیک طلوع فجر خواب دیدم که شخص بزرگواری به من خطاب می کند: شیخ محمد چرا از استادات قرض کردی؟

 گفتم: پس از چه کسی باید قرض می کردم! گفت: از کسی که الآن اسم او را بر سر مأذنه حرم می برند.

بیدار گشتم در همان لحظه شنیدم مؤذن حرم مطهر در مناجات خود چنین می گوید: « اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا علیه السلام

 تا این جمله را شنیدم با شتاب وضو ساخته و به حرم مشرف شدم و از آن حضرت معذرت خواستم  [ داستانهای جالب؛ سید حسن صحفی؛ صفحه ۲۵۹]

http://www.manbarak.ir/wp-content/uploads/2015/07/PDF.gif

وضوی امام با قوری!!!

07

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) :

الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ‏ صَاعٌ‏ وَ سَیَأْتِی أَقْوَامٌ‏ بَعْدِی یَسْتَقِلُّونَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِی وَ الثَّابِتُ عَلَى سُنَّتِی مَعِی فِی حَظِیرَهِ الْقُدْس‏

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

آب وضو یک مدّ است(۷۵۰ گرم)  و آب غسل یک صاع (۳ لیتر (۲ بطری نوشابه ی خانواده)) و در آتیه نزدیک پس از من گروه هائى خواهند آمد که این مقدار آب را اندک شمارند و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند و هر که استوار و پا بر جا بر سنّت من است در حظیره قدس (بهشت) با من خواهد بود.  [من لا یحضره الفقیه، جلد ‏۱ ،صفحه  ۳۵]

 داستانک ۱ :

روزى حسن بصرى خدمت امیر المؤ منین (علیه السلام ) کنار شط فرات بود ظرفى را آب نموده آشامید بقیه آنرا روى زمین ریخت .

على (علیه السلام ) فرمود در این کار اسراف نمودى زیرا آب را بر زمین ریختى و بر روى آب نریختى…   [انوار نعمانیه ، ص ۲۲۶]

داستانک۲:

همان شبی که قرار بود فردایش امام مورد عمل جراحی قرار گیرد برای وضو آب خواستند ایشان نمی‌توانستند حرکت کنند چون سرم به دست‌شان بود.

یک پارچ آب آوردیم و یک طشتی که وقتی وضو می‌گیرند جایی خیس نشود. امام قوری خواستند چون پارچ بزرگ بود و وقتی آب روی دست‌شان می‌ریختند، مقداری بیش از نیاز می‌ریخت. امام با قوری وضو می‌گرفتند تا آب اسراف نشود.  [کتاب “و آنگاه عرش خدا می لرزد  ” به نقل از آقای محمد شریفی]

http://www.manbarak.ir/wp-content/uploads/2015/07/PDF.gif

وقتی پاسخ به سوالی را بلد نیستیم ؛ چه بگوییم ؟

1410007094493677_large حضرت علی علیه السلام می فرمایند لَا أَعْلَمُ نِصْفُ الْعِلْم‏

گفتن « نمی دانم» ؛ نصف علم است [تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، صفحه ۴۸]

چه خوب است هر کس که چیزی را نمی داند ، با کمال شهامت بگوید « بلد نیستم » و از این کلمه خجالت نکشد

داستانک ۱ :

از علامه طباطبایى‏ صاحب تفسیر المیزان سؤالى پرسیدند، ایشان فرمود: اگر بگویم نمی دانم اشکالى ندارد

آنها گفتند: نه

سپس ایشان فرمود: پس نمی ‏دانم  [حجت الاسلام قرائتی در برنامه درسهایى از قرآن ۱۸/ ۰۸/ ۶۸]

داستانک ۲:

شیخ انصارى، مردى است که در علم و تقوا نابغه روزگار است. هنوز علما و فقها به فهم دقایق کلام این مرد افتخار مى‏کنند.

مى‏گویند وقتى چیزى از او مى‏پرسیدند، اگر نمى‏دانست تعمد داشت بگوید نمى‏دانم، مى‏گفت:

ندانُم ندانُم ندانُم.

 این را مى‏گفت که شاگردها یاد بگیرند که اگر چیزى را نمى‏دانند ننگشان نشود، بگویند نمى‏دانم.    مجموعه ‏آثاراستادشهید مطهرى(سیری در سیره نبوی)   ج‏۱۶ ص ۱۵۲]

لطیفه :

قصه‌گویی بر روی منبر رفت و می خواست روایتی از حق همسایه بگوید ، اما روایت را فراموش کرد

و گفت: خداوند چنان حق همسایه را بزرگ داشته و اهمیت بخشیده که والله خجالت می‌کشم بگویم

http://www.manbarak.ir/wp-content/uploads/2015/07/PDF.gif

چه شد که دزد متحول شد؟

11

وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ [حشر ۹]

 و آنها را بر خود مقدّم مى‏دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند

یکی خصوصیاتی که اسلام به آن بسیار اهمیت میدهد ؛ داشتن روحیه ایثار و گذشت است

حضرت على علیه السلام می فرمایند: کسى که ایثار کند، در مروّت به اوج رسیده است. [ میزان الحکمه، ج‏۱ ، ص: ۲۰]

چه زیباست که انسان دیگران را بر خود مقدم بدارد

داستانک:

آقا سید مهدی قوام (ره) مرد بسیار بزرگوار و با سعه صدری بود؛ ایشان در عفو و گذشت کسانی که در حقشان بدی کرده بودند، منحصر به فرد بودند.

شبی دزدی وارد منزل ایشان می شود؛ بعد از بررسی منزل سراغ فرش می رود، همین که فرش را جمع می کند و در حال بردن است، آقا سید مهدی بیدار می گردد، دزد بسیار دست پاچه می شود و نمی داند که قرار است چه بلایی سرش آید!؟ اما مرحوم سید با کمال خونسردی به او می گوید: این فرش را برای چه می خواهی؟ می خواهی این فرش را چه کنی ؟  دزد می گوید : نیازمندم، می خواهم آن را بفروشم.

آقا سیدمهدی می گوید: اگر خودت بفروشی، آن را از تو ارزان می خرند؛ من آن را به تو مباح کردم، حلالت باشد! برو آخر بازار عباس آباد، بگو: من را سیدمهدی فرستاده! آن را بفروش و برو با آن کاسبی کن!

آن شخص که بزرگواری آن عالم خوش طینت را دید منقلب شد و رفت از فروش همان فرش کاسبی راه انداخت و اهل عبادت و تقوی شد.

[با اقتباس و ویراست از کتاب  نکته ها از گفته ها؛ استاد فاطمی نیا صفحه۴۲]

 http://www.manbarak.ir/wp-content/uploads/2015/07/PDF.gif

پوشاندن پاها در برابر نامحرم

 

 

سوال : آیا پوشاندن پاها در برابر نامحرم ، برای خانمها واجب است ؟

آیت الله خامنه ای :

پوشاندن پا در برابر نامحرم لازم [و واجب] است

آیت الله سیستانی :

پاها را باید از نامحرم بپوشاند

آیت الله بهجت :

پوشاندن پاها واجب است

آیت الله صافی گلپایگانی:

پوشاندن قدمین بر زن واجب است

آیت الله تبریزی:

بنا بر احتیاط واجب بر زنان پوشاندن پاها از نامحرم لازم است

آیت الله مکارم شیرازی:

بهتر است خانمها کف و روی پا را نیز بپوشانند

 منبع : کتاب مسائل جدید جلد ۳ صفحه ۱۱۱

نکته :

پوشیدن جوراب نازک و رنگ پا نیز همین حکم را دارد [ به عنوان نمونه به اجوبه الاستفتاآت مقام معظم رهبری، سوال  ۱۳۶۷ رجوع فرمایید ]

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

چرا مراجع در رویت ماه اختلاف دارند

 

(به بهانه نزدیکی به عید سعید فطر )14

 

در روزهای نزدیک به عید فطر سوالهای زیادی برای مردم در خصوص اختلاف مراجع در رویت هلال ماه پیش می آید

به عنوان مثال:

آیا مراجع همدیگر را قبول ندارند ؟

آیا مراجع به گفته هم یقین نمی کنند ؟

مگر می شود مرجعی از یک کشور دیگر ماه را ببیند ؟

و …

 پاسخ به این سوالات بسیار راحت است . مراجع همدیگر را کاملا قبول دارند اما مبنای این بزرگواران در رویت هلال متفاوت است

 ما در اینجا به بیان برخی از نظریاتی می پردازیم که مشهور تر است

۱-  بعضی از مراجع عظیم الشأن فعلی، رؤیت هلال با چشم مسلح را در ثبوت اول ماه کافی می دانند

۲- اما گروهی دیگر از این بزرگواران فقط رؤیت با چشم غیر مسلح را درست می دانند

۳- مبنای برخی دیگر  از آنان در ثبوت اول ماه، اشتراک در شب (به این معنی که در لحظه رؤیت هلال در نقطه ای از زمین، ماه جدید برای سایر نقاطی هم که در شب قرار گرفته اند، ثابت می شود)

۴- مینای عده ای دیگر اشتراک آفاق است (به این معنی که در هر کجای زمین هلال دیده شود، اول ماه برای تمام نقاط زمین شروع می گردد)

۵- اما جمع دیگری از مراجع بزرگوار نیز هستند که هم قائل به اختلاف آفاق هستند و هم بر رؤیت با چشم غیر مسلح تأکید دارند

۶- نظر دیگری که هست این است که اگر منطقه ای  که در آن منطقه ماه دیده شده در شرق منطقه شما قرار داشته باشد برای منطقه شما هم حجت است

به هر حال این اختلاف امری بسیار طبیعی است مثل اختلاف در بقیه ابواب فقه . و  وظیفه ما هم تقلید از اعلم است.

PDF

هدایت، پاسخ فحش رکیک

 (به بهانه ۲۲ تیر سالروز ارتحال استاد علی صفایی حایری “عین – صاد” )

عین-صاد

داستانک:

یک روز به آن گرامى گفتم: من وقتى از بعضى افراد گستاخ در کوچه و خیابان، حرفى مى شنوم، پاسخ مى دهم. شما چطور؟استاد فرمود: من پاسخ نمى دهم; چون آدم ها انگیزه هاى گوناگون دارند; یا نمى دانند یا از نفرت هایى انباشته اند یا بدبین اند. من یا مى گذرم «مرّوا کراما» یا با آن ها حرف مى زنم. و تعریف کرد:

روزى در خیابان هاشمى تهران مى رفتم. جوان موتور سوارى به همراه سوارى بر ترک، اشاره اى کردند که فهمیدم مى خواهند زیر عمامه ام بزنند.

 براى همین به پیاده رو رفتم. وقتى به کنارم رسیدند، از کارشان مأیوس شدند. توقف کوتاهى کردند و یکى از آن دو حرفى گفت که مفهوم آن تغّوط به عمامه ام بود.

دستى به عمامه ام کشیده و گفتم: خبرى نشد؟! ناگهان ایستادند و موتور را روى جک گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پایین گرفته و با شرم گفتند: آقا! عفو کنید. کلام مظلومانه و از سر خیرخواهى چنین اثر مى گذارد.

با آن دو صحبت هایى شد…

بعد نگاهش را به من دوخت و با تأنّى فرمود: یکى از آن ها به حوزه آمده و طلبه شد و یکى به جبهه رفت و میان بر زد.

چه نفسى و چه نفوذ کلامى که از فحاشان، طلبه و شهید بیرون مى کشید.

منبع : کتاب مشهور در آسمان

جهت دریافت تصویر قابل چاپ ۲۰ داستان کوتاه از زندگانی ایشان، اینجا را کلیک نمایی.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

با استعانت از حجه بن الحسن این منبرک روز شنبه ۲۲ تیر۱۳۹۲ در مسجد گفته شد.

عین الدوله سگ کیه!

26

وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه‏ [الطلاق : ۳ ]

هر کس به خدا  توکل کند خدا برای او کافیست

داستانک:

عین الدوله از وزرای قاجار بود . روزی از خانه بیرون آمد و دو فقیر را دید که پشت در خانه ی او نشسته اند و هرکدام ذکری بر لب دارند ؛

یکی می گوید : ” کار ، خوبه عین الدوله درست کنه ”

و دیگری می گوید : ” کار ، خوبه خدا درست کنه ” .

 عین الدوله وقتی این صحبت ها را شنید ، خوشش آمد و دستور داد که یک سکه ی اشرفی درون ظرفی بگذارند و روی آن غذا بکشند و به فقیر اولی که از او تعریف می کرد ، بدهند .

آن فقیر ، که به طمع پول نشسته بود ، ظرف غذا را گرفت و با ناراحتی آن را به فقیر دومی داد . فقیر دومی هم غذا را خورد ، پول را برداشت ، و رفت .

عین الدوله فردای آن روز ، باز فقیر اولی را بر در خانه ی خود دید . گفت : ” مگر دیروز پول را برنداشتی ؟ دیگر چه می خواهی ؟ ” فقیر گفت : ” ما که پولی ندیدیم ؛ اگر منظورت ظرف غذاست که آن را به فقیر دیگری دادم.”

عین الدوله لبخندی زد و گفت : ” بله ؛ حقیقت را همان فقیر می گفت ! کار خوبه خدا درست کنه ، عین الدوله سگ کیه ؟ ” 

 

۸۰ سال دیگر چه بلایی سر کشورمان می آید؟

جمعیت کشور

مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی در۱۹ آذر ۹۱ فرمودند:

یکی از خطراتی که وقتی انسان درست به عمق آن فکر می‌کند، تن  او می‌لرزد، این مسئله‌ی جمعیت است.

 سوال اینجاست که مگر دارد چه بلایی سر جمعیت کشور می آید؟

جمعیت ایران در سال ۱۳۵۵ حدود ۳۴ میلیون نفر،

در سال ۱۳۷۵ حدود ۶۰  میلیون نفر،

در سال ۱۳۸۵  حدود ۷۰  میلیون نفر

و در سال ۱۳۹۰  حدود ۷۵  میلیون نفر بوده است.

 

متوسط سن جمعیت ایران در سال ۱۳۵۵ در حدود ۲۲ سال؛ در سال ۱۳۶۵ حدود ۲۱ سال؛ در سال ۱۳۷۵ حدود ۲۴ سال؛ در سال ۱۳۸۵ حدود ۲۸ سال و در سال ۱۳۹۰ حدود ۳۰ سال بوده است

 رشد جمعیت ایران که در سال ۵۵ برای هر خانواده حدود ۷ فرزند بوده، در سال ۹۳ به ۱٫۷ فرزند رسیده است.

حال با توجه به این آمار عمق فاجعه مشخص می شود که اگر روند تولید نسل به همین شکل پیش برود، جمعیت ایران از سال ۱۴۲۰ رشد منفی را خواهد داشت و در ۸۰ سال آینده جمعیت کشور به حدود ۳۱ میلیون نفر خواهد رسید، که حدود ۴۷ درصد آنان را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل می دهند.

آنگاه چه بلایی بر سر اقتصاد و فرهنگ و توسعه و مسائل نظامی و … خوهد آمد.

جاهلیت مدرن

19

وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولى‏ … [ احزاب ۳۳]

ای خانمها ! در خانه‏هاى خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید…

«بّرج « از » بُرج «   به معناى خودنمایى است، همان گونه که برج در میان ساختمان هاى دیگر جلوه ى خاصّى دارد .

جاهلیّتِ اولى نشان دهنده ى ظهور جاهلیّت اخرى است که ما امروز شاهد آنیم. در حدیث نیز آمده است:

» ستکون الجاهلیّه الاخرى « به زودى جاهلیّت دیگرى فرا مى رسد تفسیر نورالثقلین جلد ۴ صفحه ۹۶۲

اگر در جاهلیّت آن روز قتل و آدم کشى وجود داشت، امروز در جنگ هاى بزرگ و جهانى کشتارهاى میلیونى انجام مى گیرد .

جاهلیّت آن روز مدرسه نبود و جنایت انجام مى گرفت، امروز با وجود هزاران دانشگاه،مهم ترین حقوق انسان ها پایمال مى شود .

در جاهلیّت آن روز فساد و زنا جرم بود، امّا امروز در مترقّى ترین کشورهاى جهان همجنس بازى قانونى است.

اگر در جاهلیّت آن روز دختر را زنده به گور مى کردند، امروز با سقط جنین، هم دختر را نابود مى کنند، هم پسر را  ]تفسیر نور ذیل آیه ۳۳ سوره احزاب[

به راستی چرا در این قرن به ظاهر مترقی؛ اینهمه جنایت ؛ از جمله سقط جنین انجام می شود. توجیه والدینِ جنایت کاری که سقط جنین می کنند ؛ چیست؟ آیا مهمترین توجیه اینها ؛ فقر نیست؟

خداوند درآیه ۳۳ سوره مبارکه اسراء می فرماید: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْفرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آنها و شما را روزى مى دهیم

داستانک:

بکر بن صالح گوید: به حضرت کاظم )علیه السلام( نوشتم: من پنج سال است که از بچه دار شدن خوددارى کرده ام که همسرم فرزند نمى خواهد و مى گوید بواسطه فقر؛ تربیت فرزند مشکل است؟

] امام جواب نوشت: بچه دار شو که خداوند روزیش دهد ) اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَرْزُقُهُمْ(  [کافی جلد ۶ صفحه ۳]

 

امان از چادر؛ انسان را یاد چه خاطراتی که نمی اندازد

 (به بهانه ۲۱ تیر روز عفاف و حجاب)

شهدا-حجاب

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم… چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

با استعانت از حجه بن الحسن این منبرک روز پنجشنبه ۲۰ تیر۱۳۹۲ در مسجد گفته شد.

نقش وراثت در فرزند

نقش وراثت در فرزند

در داستان ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت ام البنین آمده است که :

امام به برادرشان عقیل فرمودند: برایم زنی انتخاب کن که از او فرزاندانی دلیر به دنیا آید.

 

از این جریان پی به وراثت در تولد می‌بریم. جوانان عزیز و بزرگوار باید تمام دقت خود را در انتخاب همسر مناسب به کار برند.

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه می‌فرمایند:

أنظر فی أیّ نصاب تضع ولدک فانّ العرق دسّاس.   ببینید فرزندتان را در چه محلی مستقر می‌کنید چرا که اصل و ریشه تأثیر گذار است.

[نهج الفصاحه صفحه ۲۶۶]

و نیز می‌فرمایند:

تخیروا لنطفکم فإنّ النّساء یلدن أشباه اخوانهنّ و اخواتهنّ.    برای نطفه‌های خود جای مناسب انتخاب کنید زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند می‌آورند.

[نهج الفصاحه صفحه ۳۸۱]

 

امام صادق علیه السّلام فرمود:

فرزند نیز بر پدر سه حق لازم دارد.

۱٫ مادر خوب برایش انتخاب کند

۲٫ نام خوبی برایش انتخاب کند

۳٫ سعی درتأدیب او بنماید

[تمام روایات درکتاب حکمتنامه کودک؛ آیت الله ری شهری ؛صفحه ۱۳]

PDF

همه چیز در شب قدر+ کلیپ صوتی

 (به بهانه شب قدر )

5

در حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم که حضرت موسى علیه السلام به خدا عرض کرد:

خدایا مقام قربت را خواهانم.

پاسخ آمد: قرب من، در بیدارى شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم.

پاسخ آمد: رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است.

گفت: خدایا، جواز عبور از صراط مى خواهم. پاسخ آمد: رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.

عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت هاى آن را مى طلبم. پاسخ آمد: دستیابى به آن نعمتها، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

در پایان گفت: خدایا رضاى تو را مى طلبم. پاسخ آمد: کسى مشمول رضاى من است که در شب قدر، ۲ رکعت نماز بگذارد.

 

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: قَالَ مُوسَى‏ إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اسْتَیْقَظَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ– قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رَحْمَتَکَ قَالَ رَحْمَتِی لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاکِینَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ– قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ الْجَوَازَ عَلَى الصِّرَاطِ– قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَهٍ لَیْلَهَ الْقَدْرِ– قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّهِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَهً فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ– قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ النَّجَاهَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ– قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رِضَاکَ قَالَ رِضَایَ لِمَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ.

منبع:وسائل الشیعه،جلد ۸ ،صفحه۲۰

 

ورود به صفحه ی کلیپهای صوتی

حدیثی بسیار بسیار جالب و منحصر به فرد

(به بهانه میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام)

2

حدیثی است که در بین احادیث ،سنداً و متناً، منحصر به فرد است ؛ پیشنهاد می شود متن عربی را هم حتما بخوانید

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ؛ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، عَنِ الْحَسَنِ ، عَنِ الْحَسَنِ :‏ أَنَ‏ أَحْسَنَ‏ الْحَسَنِ‏ ، الْخُلُقُ الْحَسَنُ.

 

حدیث کرد برای ما ابوالحسن ، که او روایت کرد از ابوالحسن ، که او نیز روایت کرده از ابوالحسن ، که او شنید از حسن که او گفت شندیم از حسن که او شنیده بود از امام حسن علیه السلام ؛ که ایشان فرمودند که : همانا حسن ترین  حسن ها ؛ خُلق حسن است (نیکوترین نیکوها ؛ خلق نیکوست)

منبع: بحار الأنوار ، جلد ‏۶۸،  صفحه  ۳۸۶،  باب ۹۲

حسن های موجود در سلسله ی حدیث چه کسانی اند؟

فأما أبو الحسن الأول فمحمد بن عبد الرحیم التستری

و أما أبو الحسن الثانی فعلی بن أحمد البصری التمار

و أما أبو الحسن الثالث فعلی بن محمد الواقدی

و أما الحسن الأول فالحسن بن عرفه العبدی

و أما الحسن الثانی فالحسن بن أبی الحسن البصری

و أما الحسن الثالث فالحسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام

 

داستانک: (بد اخلاقی)

آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن

جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم

منبع: کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ [با تلخیص]

 

 

**منبرک**