خانه / منبرک های برگزیده

منبرک های برگزیده

در این بخش منبرک های برگزیده را می توانید ببینید.

توهین به مقدسات/ از امام رضا علیه السلام تا همسران شهدای مدافع حرم

دیروز یکی از سایت ها مصاحبه ای را از یکی از اعضای شورای مرکزی اصلاح طلبان منتشر کرد که هر انسان عاقلی را به تعجب وامی دارد. مقاله ای با عنوان پرستوها که در آن بحث جاسوس جنسی را مطرح کرده اند. اما در آنجا جمله ای را به کار می برد که قطعا سکوت در برابر آن جایز نیست

ایشان می گوید همسران شهدا بهترین گزینه ها هستند برای اینکه جاسوس جنسی شوند.

توهین به مقدسات روز به روز بیشتر می شود. ما امیدواریم این افراد خودشان متوجه نیستند چه می گویند، عمدا این حرف ها را نمی زنند وگرنه تکلیف ما چیز دیگری است.

یک بار به حضرت زهرا سلام الله علیها توهین می کنند، یک بار به امام رضا علیه السلام، یک بار به شهدای مدافع حرم، حالا می گویید همسران شهدای مدافع حرم جاسوس جنسی اند؟

خجالت نمی کشید؟ کلمه وجود ندارد برای به کاربردن این حماقت اینها، چه کلمه ای به کار ببریم.

البته چراغ سبزهایی که به اینها نشان داده می شود اینها را پررو کرده. آن روزی که گفتند ما می توانیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه را نقد کنیم آن روز باید ما جلو این جریان را می گرفتیم. وقتی قلاده های این آقایان را رها می کنیم اینطوری می شوند که به همسران شهدا، به امام رضا علیه السلام و همه مقدسات توهین می کنند.

امروز ما به نواب صفوی نیاز داریم. امروز دیگر سکوت جایز نیست. اینها هر چه می خواهند بگویند، آن طرف ما هم بخندیم و سکوت کنیم. پس غیرت دینی کجاست؟

غیرت دینی مثل غیرت دینی حضرت امام رحمت الله علیه کجا رفته؟ از آن طرف آنها هرچه از دهانشان در می آید به کار ببرند، ازین طرف هم بچه های حزب اللهی سکوت کنند.

یابن الحسن آقاجان این ایام نزدیک ولادت شما هست. اینها ما را بی صاحب تصور کرده اند که اینطور به مقدسات ما اهانت می کنند. آقاجان خودتان ما را در برابر این افراد یاری کنید، اگر قابل هدایت اند خودتان هدایتشان کنید، اگر قابل هدایت نیستند نابود و ریشه کن بفرمایید.

روباه بی دم/ مسخره کردن دیندارها

داستانک:

در جنگل، دم یک روباه به شاخه درخت گیر کرد و کنده شد. بعد از اینکه درد روباه آرام شد روباهی دیگر او را دید و شروع کرد به خندیدن. گفت دمت کو؟

روباه گفت تو بی دمی را تجربه نکرده ای که بفهمی چه لذتی دارد. اینقدر آرامش دارم، راحت این طرف و آن طرف می پرم و …. آنقدر از فواید بی دمی گفت تا روباه دمش را کند. روباه بعد درد کشیدن دید چه کار بی فایده ای کرده، به روباه گفت: این کار جز درد که فایده ای نداشت.

گفت: من اگر می گفتم فقط درد دارد که تو مسخره ام می کردی…

این جریان در جنگل آنقدر ادامه پیدا کرد که همه جنگل روباه بی دم شدند. دیگر هر کس دم داشت مسخره می شد.

وضع امروز ما به همین صورت شده، بی حجاب ها، با حجاب ها را مسخره می کنند، می گویند نمی دانید بی حجابی چه لذتی دارد. چه لذتی دارد که شما به آن نرسیده اید؟

می گویند شما مانند ما بشوید بعد تجربه می کنید. وقتی که مانند آنها شدند مسخره شان می کنند.

یا دیندار و هیئتی و مسجدی هم همینطورند. بی دین ها برای اینکه بی دینی خودشان را تحت شعاع قرار دهند دینداران را مسخره می کنند. می گویند شما مثل ما بشوید تا ببینید چه لذتی دارد. خوب اگر شما لذت می برید چرا اینقدر خودکشی، استفاده از قرص های آرام بخش و مشکلات شما بیشتر است؟؟ می گویند نه شما نمی دانید….

امروز اینطور شده. عوض اینکه غیر مذهبی ها در اقلیت قرار بگیرند، روی کار آمده اند و مذهبی ها را مسخره می کنند.

این سخن از حضرت علی علیه السلام را فراموش نکنیم:

اگر در دستت طلا بود، و همه عالم بگویند گردو است، ذره ای در تو تاثیر نگذارد و اگر در دستت گردو بود و تمام عالم گفتند طلاست، ذره ای بر خوشحالی ات افزوده نشود.

اگر ما دینی که داریم، از روی تحقیق بدست آورده ایم و می دانیم درست است، حتی اگر همه دنیا بگویند اشتباه است در ما تاثیری ندارد.

 اما اگر دینمان از روی تحقیق نیست، مشکل اینجاست. پس باید تحقیق کنیم تا بهترین راه را پیدا کنیم.

دریایی از معارف در مناجات شعبانیه

(به بهانه آغاز ماه شعبان)

مناجات شعبانیه

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ».

خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و شنواى دعایم باش آنگاه که مى‏خوانمت.

 علاقه‌ی امام خمینی(ره) به دعای کمیل و مناجات شعبانیه

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمودند: یک بار از ایشان (امام خمینی) سؤال کردم که در میان دعاهای معروف، به کدامیک از آنها بیشتر اُنس یا اعتقاد دارید؟ ایشان بعد از تأملی فرمودند: دعای کمیل و مناجات شعبانیه. سخنرانی در دیدار پاسداران ۱۳۶۸/۱۲/۱۰

حیف است ماه شعبان بگذرد و آدم مناجات شعبانیه نخواند. دریایی از معارف است.

 

فرازهایی از مناجات شعبانیه

«إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی».

خدایا،اگر خوارى‏ام را مى‏خواستى،هدایتم نمى‏نمودى،و اگر رسوایى‏ام را خواسته‏ بودى عافیتم نمى‏بخشیدى.

«إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِک».

خدایا اگر مرا بر جرمم‏ بگیرى،من نیز تو را به عفوت می گیرم،و اگر به گناهانم بنگرى،جز به آمرزشت ننگرم.

«وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ».

و اگر مرا وارد دوزخ کنى، به اهل آن آگاهى دهم که تو را دوست دارم.

«إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ».

خداىا کمال جدایى از مخلوقات را،براى رسیدن کامل به خودت به من ارزانى کن،و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه به سوى خویش روشن کن،تا دیدگان دل، پرده‏هاى‏ نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد، و جانهایمان آویخته به شکوه قدست‏ گردد. اردیبهشت ۹, ۱۳۹۶

سبب عصبانیت امام ؟!!!

 (به بهانه آغاز ماه شعبان)

30داستانک:

اواخر سال ۶۷ روزی به اطاق آقا وارد شدم، دیدم خیلی اوقاتشان تلخ است، من اوقات تلخی ایشان را که دیدم، قدری ساکت نشستم. آقا به من گفتند: «آن مفاتیح را به من بده» بلند شدم و مفاتیح را آوردم. دستکش دست ایشان بود و ورق زدن همبرایشان سخت بود. چون اوقاتشان تلخ بود ، هی ورق می‏زدند ولی آنجایی را که می‏خواستند پیدا نمی‏کردند.

یک ساعت به مغرب مانده بود به من گفتند: «من تا حالا خیال می‏کردم که امروز آخر رجب است و تا حالا اعمال روز آخر ماه رجب را انجام می‏دادم. حالا فهمیده ‏ام که اول شعبان شده و نمی‏دانم اصلاً باید چه کار کنم.»

تازه من فهمیدم که عصبانیت ایشان به خاطر این است که از صبح تا حالا اعمال و دعاهای ماه رجب را می‏خوانده ‏اند و حالا که روزنامه آمده متوجه شده ‏اند که اول ماه شعبان است و ماه رجب ۲۹ روز بوده نه سی روز.

آقا هی ورق می‏زدند تا پیدا کردند و به من فرمودند: «این مناجات شعبانیه را بخوانید، خیلی چیزهای عالی در آن هست.»

و بعد آماده شدند که دعا را بخوانند.اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ .

منبع: برداشتهایی از سیرۀ امام خمینی، ج سوم، حالات معنوی، به کوشش غلامعلی رجائی، ص۱۰۵. به نقل از آقای میح بروجردی ، نوه امام

پیام عاشقانه ی خدا به بنده اش

 (به بهانه آغاز ماه رجب )

15خداوند در آسمان هفتم فرشته ای به نام “داعی ” [فراخواننده] قرار داده است که هرگاه ماه رجب فرا می رسد، هر شب تا صبح فریاد می زند:

  • خوشا به حال ذاکران!
  • خوشا به حال اطاعت کنندگان!

[سپس فرشته از قول خداوند می گوید] خداوند می فرماید:

من همنشین کسی هستم که همنشینم باشد.

و مطیع کسی هستم که مرا اطاعت کند.

  و آمرزنده کسی هستم که از من آمرزش بخواهد.

ماه، ماهِ من و بنده، بندۀ من و رحمت، رحمتِ من است؛

پس

  • هرکس در این ماه مرا بخواند اجابتش می کنم
  • و هرکس از من بخواهد به او عطا می کنم
  • و هر کس از من هدایت بخواهد هدایتش می کنم .

و این ماه را ریسمانی بین خود و بندگانم قرار داده ام که هر کس به آن چنگ زند به من می رسد.

عَنِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آله و سلّم أَنَّهُ قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ الدَّاعِی فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیْلَهٍ مِنْهُ إِلَى الصَّبَاحِ طُوبَى لِلذَّاکِرِینَ طُوبَى لِلطَّائِعِینَ وَ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَهُ رَحْمَتِی فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ‏.”  [ بحارالأنوار – ۹۵ – ۳۷۷ – باب ۲۲ ]

مظلوم مقتدر / قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست/ مهمترین اتفاق نادیده گرفته شدن این دست آوردها است

 (به مناسبت ۲۲ بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران)

جمهوری اسلامی، مظلوم مقتدر

یکی از نکاتی که در رابطه انقلاب اسلامی باید به آن توجه کنیم این است که قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست.

سیر ۴۰ ساله سایر کشورها را ببینید و سیر تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت جهانی را نیز بنگرید. در همه بخش ها خصوصاً قدرت اقتصادی. مقایسه کنید قبل و بعد از انقلاب چه داشتیم و الان چه هستیم.

 

اما مهمترین اتفاقی که افتاده است، نادیده گرفته شدن این دست‌آوردها است.

توسط سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی هجمه سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد شده است. انگار که جمهوری اسلامی هیچ دست‌آوردی نداشته است.

 

در کجای دنیا کشوری را سراغ دارید که اینقدر دشمن داشته باشد و دشمنان نیز تمام برنامه خود را برای نابودی آن کشور گذاشته باشند.

هر روز که گوشی تلفن همراه خود را بردارید می بینید بیش از ۵۰ شبهه در رابطه با جمهوری اسلامی وارد می‌کنند. اگر ما امثال این ۵۰ شبهه را به کشور آمریکا وارد کنیم یک روزه نابود می شود .

 

حال ما ۴۰ سال است که در مقابل این دشمنی ها قرار گرفته ایم در یک کلمه جمهوری اسلامی مقتدر مظلوم است. جمهوری اسلامی در نهایت مظلومیت است که اینقدر امکانات برای مردم فراهم کرد اما باز هم بر آن می تازند.

قشر دانشجو و طلاب باید نسبت به دست آوردهای انقلاب آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند در برابر این شبهات و دروغ ها از جمهوری اسلامی  به حق دفاع کنند.

دشمن در رده‌های مختلفی نفوذی وارد کشور کرد. در عالیترین رده‌ها می­بینید نفوذی‌های وارد می شوند. برخی دستگیر شدند برخی مجبور به استعفا شدند و برخی نیز از کشور فرار کردند.

 

با این وجود ما چهل سال این انقلاب را به خوبی نگه داشتیم.

نکته مهمی که باید به آن دقت کرد این است که دشمن تلاش می‌کند تا تمام ایرادها را به جمهوری اسلامی نسبت دهد. در صورتی که در کشورهای دیگر اینگونه نیست. به عنوان مثال:

چند سال پیش رئیس جمهور فرانسه فساد اخلاقی بسیار بدی انجام داد. آنجا گفتند رئیس جمهور یک شخصیت حقوقی دارد و یک شخصیت حقیقی. شخصیت حقوقی که اینگونه نبوده است؛ شخصیت حقیقی او بوده است. انسانی است که فساد جنسی انجام داده است!

اما در کشور ما اگر یک رفتگر بد جارو بکند می‌گویند ببینید این جمهوری اسلامی است!

داستانک:

روزی در تاکسی کنار شخصی نشسته بودم و او مرتب به کشور جمهوری اسلامی ناسزا می‌گفت. از او پرسیدم چه شده است؟ گفت برای معالجه پیش پزشکی رفتم و او از من زیرمیزی خواست. این چه جمهوری اسلامی است؟!

 یک پزشک از او زیرمیزی خواسته است و جمهوری اسلامی را مقصر می داند!

 

در هیچ کجای دنیا این گونه نیست که همه چیز را به پای حکومت بنویسند. می‌بینید که رئیس جمهور شان فساد می‌کند می گویند ربطی به حکومت ندارد.

در خیابان چاله باشد به حکومت فحش می‌دهد؛ آسفالت باشد به حکومت فحش می‌دهد؛ تلفن‌ها آنتن ندهد به حکومت ناسزا می‌گوید. نان گران می‌شود به نظام فحش می‌دهد. این از مظلومیت جمهوری اسلامی است. البته مسئولین باید به وضعیت مردم رسیدگی کنند.

همچنین در رابطه با فسادها که هر بار موردی از آنها رخ می‌دهد  موجب ناراحتی ما و آبروریزی می‌شود و تا چند سال نمی‌شود این آبروی ریخته را جمع کرد باید رسیدگی کنند.  همین فسادها خود معنای نفوذی است.

از وظایف شرعی عقلی و قانونی ما این است که در دفاع از این نظام در راهپیمایی ۲۲ بهمن همه با هم شرکت کنیم.

۵ اصل اقتدار

در زمینه سیاسی می گویند اگر کشوری در پنج زمینه توانمند بود، نشان دهنده آن است که آن کشور ابرقدرت است. و هر کشوری در این پنج مورد پیشرفتی داشته باشد کشور پیشرفته ای حساب می شود:

۱. قدرت نظامی

۲. امنیت داخلی

۳. سیاست خارجه و تأثیر در تحولات بین المللی

۴. اقتصاد

۵. فرهنگ

 

  •  حالا ببینیم در کشور خودمان وضع چطور است؟

۱. قدرت نظامی:

کشور ما با اینکه بودجه نظامی بسیار پایینی دارد؛ به عنوان نمونه در سال ۲۰۱۵ بودجه نظامی جمهوری اسلامی ایران ۱۲ میلیارد دلار بود، در حالی که در همان سال بودجه نظامی آمریکا ۶۰۰ میلیارد دلار بود.

آمریکا که هیچ، حتی کشورهایی مانند آلمان و ژاپن که می گویند نظامی ندارند! در سال ۲۰۱۵، بودجه نظامی شان ۴۰ میلیارد دلار بود. عربستان سعودی ۸۰ میلیارد دلار و عراق نیز ۱۳ میلیارد دلار. اما با وجود اینکه ما از لحاظ بودجه نظامی بسیار پایینی داریم قدرت نظامی بسیار بالا هستیم.

 

۲. امنیت داخلی: در ناامن ترین منطقه دنیا جزو امن ترین کشورهای دنیا هستیم.

 

۳. تأثیر در تحولات بین المللی:

می بینید اوباما اعلام می کند که ما تا عصر به سوریه حمله می کنیم. مقام معظم رهبری که می فرمایند: اینجا جای شما نیست؛ عصر اوباما اعلام می کند ما عجله ای برای حمله به سوریه نداریم!

وزیر امور خارجه عربستان اعلام می‌کند: جنازه های قربانیان منا که هیچ، ما حتی اسامی آنها را نیز به ایران نمی دهیم.

ظهر روزی که مقام معظم رهبری می فرمایند: برخورد ایران سخت و خشن خواهد بود؛ عصر آن روز وزیر عربستان اعلام می کند ما جنازه ها را  برمی‌گردانیم.

این قدرتی است که در تحولات بین المللی داریم. عملکرد ما در اقتصاد و فرهنگ نیز تأثیر خود را در عرصه بین المللی دارند.

 

  •       حال بیایید ببینیم ایران در کدام یک از آنها قوی است و در کدام یک قوی نیست؟

 می بینیم که کشور ما در عرصه‌های نظامی، امنیت داخلی و تحولات بین المللی قوی است؛ اما در اقتصاد و فرهنگ این قدرت را ندارد.

 

  • حال سوال این است که کدام یک از این ها زیر نظر ولایت فقیه است و کدام یک زیر نظر دولت هاست؟

همان سه مورد اول، زیر نظر ولایت فقیه است و در آن ها نیز جمهوری اسلامی قدرتمند است اما دو مورد دیگر که در آنها ضعف داریم زیر نظر دولت ها بوده است.

این نشان می دهد در این ۴۰ سال هر جا که ما به مُرّ اسلام عمل کرده ایم قوی شده ایم؛ آنجایی که عمل نکردیم ضربه خوردیم.

پس اگر در اقتصاد و فرهنگ هم به نظر اسلام عمل کنیم، زیر نظر ولایت فقیه قرار بگیریم، مثل موارد اول پیروز خواهیم شد.

این برای کشور ما خوب نیست که عالی ترین مقام کشور ما یعنی ولی فقیه و رهبر جامعه، نه تنها در امور اقتصادی نمی‌تواند دخالت کند حتی نماینده ای در امور اقتصادی ندارد!

این بسیار بد است که رهبر ایران، که هر وقت یک اتفاق اقتصادی مانند گرانی رخ می دهد، به پای ایشان نوشته می‌شود، در تیم های اقتصادی دولت و در تنظیم بودجه، نماینده ندارد و این نشان دهنده این است که باید در مورد قانون اساسی یک بازنگری بشود.

حال که ۴۰ سال از انقلاب گذشته است و مشخص شده است قدرت و اقتدار در کدام طرف است و ضعف ها در کدام طرف حال باید آن را درست کنیم. راه درست همین است که به معنای واقعی به حکومت اسلامی و ولایت مطلقه فقیه برسیم.

مسئولین، یک روز در کنار زلزله زده ها و مستضعفان زندگی کنند!

 

 

داستانک:

جلسه فرماندهان ارتش و سپاه در پشت جبهه تشکیل شد.

ابتدای جلسه جوانی حدودا ۲۳ ساله برخاست و کولر را خاموش کرد.  گفت به یاد رزمنده که در خط مقدم و زیر آفتاب داغ می جنگند.

 

آن جوان ۲۳ ساله، نابغه و اعجوبه دفاع مقدس، شهید حسن باقری بود.

 

این گفتمان انقلاب است. این مفهوم عدالت است؛ که هیچوقت فرمانده و مسئول به خودش اجازه نمی دهد که در رفاه باشد، ولی نیروهای تحت امرش در سختی باشند.

 

شاید هم اکنون نیز مسئولین این کار را انجام داده اند و ما خبر نداریم،

اما شایسته و لازم بود که وقتی زلزله به وقوع پیوست، مسئولین کشور بخاری های منزل و محل کار خود را خاموش می کردند.

آن وقت می فهمیدند که زلزله زده ها در سرما چه می کشند.

واقعا نمی شود که مسئولی در خانه ای ۲۰ میلیاردی زندگی کند، و درک کند که مستضعفین چه می کشند.

مثل این است که همین الان که ما در جای گرمی هستیم وقتی از کارتن خواب ها صحبت به میان آمد، بفهمیم آنها چه حالی دارند.

 

داستانی تاریخی است که نقل می کنند شخص مرفهی (که ظاهرا فرح پهلوی بوده است)، از جایی رد می شد. دید مردم دارند از علف های روی زمین می خورند.

پرسید: چرا مردم علف می خورند؟

گفتند: به خاطر اینکه نان ندارند بخورند.

او هم گفت: خوب اگر نان دارند، به جایش بیسکوییت بخورند!

 

چنین شخصی نمی تواند که وضع مردم را درک بکند.

گفتمان انقلاب این است که یک مسئول باید وضع زندگی اش از عموم مردم پایین تر باشد.

نظام اسلامی، بهترین ساختار و مسیر

راهپیمایی

فرض کنید قصد سفر دارید و چند خودرو مختلف برای سفر وجود دارد که هر یک ویژگی های خاصی دارند.

مثلا:

اتوبوس اول، نقص فنی دارد. اتوبوس دوم، راننده نابلدی دارد؛ اتوبوس سوم، از نظر فنی سالم است و راننده خوبی هم دارد اما سایر مسافرین آن خودرو هر یک ایرادی دارد و موجب مزاحمت شما می شود.

 

حال با این اوصاف اگر مجبور به مسافرت باشید، کدام ماشین را انتخاب می کنید؟

طبیعتا حاضریم برخی ایرادات و اذیت های داخل خودرو سوم را تحمل کنیم اما لااقل خیالمان نسبت به سلامت خودرو و راننده و رسیدن به مقصد راحت است.

وضع امروز ما اینچنین است. جمهوری اسلامی وسیله خوب و سالمی است. راننده و سکان دار آن نیز از عادل ترین انسان هاست. اما داخل این اتوبوس برخی افراد برخی کارهای نادرست را انجام می دهند. با این وجود خیالمان راحت است که این وسیله ما را به مقصد می رساند.

ما به مسافران داخل این اتوبوس، به مسئولین این کشور اعتراض داریم، انتقاد داریم، اما خیالمان بابت نظام و رهبری آن راحت است. این افتخار است برای ما که رهبری جامعه ما به دست کسی است که عادل ترین فرد جامعه است. در صورتی که می توانست حکومت دست فرد یا افرادی باشد که هر روز یک فساد اقتصادی، سیاسی یا … از او سر بزند.

قدر این انقلاب و نظام را باید دانست.

این روزها که راهپیمایی ها در سراسر کشور در دفاع و حمایت از استقلال و امنیت کشور برگزار می شود، امید است شعارها در محکوم کردن فساد ها و مفسدین روز، در زمینه های اقتصادی نیز باشد. نه اینکه همچنان به شعارهای سال ۵۷ بسنده کنیم و مرگ بر آمریکا بگوییم. بله قطعا «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر فتنه­ گر» هم شعار امروز هست اما شعار ضروری این ایام، «مرگ بر اختلاس ­گر» و «مرگ بر حقوق نجومی» است.

فرق شورشگر با معترض!

شورشگر

 

بین اغتشاش گر و معترض، تفاوت هایی وجود دارد.

مردم اعتراض و تحصن می کنند و یک سری خواسته هایی دارند. مانند:

 ۱٫ گرانی ۲٫ اختلاس ۳٫ حقوق نجومی ۴٫ ناکارآمدی مسئولین: مثل مشکلات وزارت خانه ها، عدم کنترل قاچاق، رشوه در قوه قضاییه، عدم رسیدگی به پرونده های قوه قضاییه، رشوه گرفتن در دارایی و …

مردم به خاطر اینها اعتراض دارند. اما قصد شورشگر براندازی است.

این دوکاملا با هم فرق دارد. حامیان این دو نیز با هم فرق دارند. در رأس حامیان معترضین، مقام معظم رهبری (حفظه الله) است. بیشترین کسی که تا حالا در رابطه با معیشت مردم صحبت کرده حضرت آقا هستند. همه مردم حامی این هستند که برای حق مردم اعتراض بشود.

اما حامی شورشگر مشخص است: دشمنان خارجی از جمله آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و مجاهدین خلق و… .

نتیجه این دو عمل نیز با هم فرق می کند. آنقدر مردم اعتراض می کنند تا چیزی که گران شده بر گردد؛ پولشان برگردانده شود؛ جلو ظلم گرفته شود؛ فلان مسئول استعفا دهد و… . نتیجه اعتراض این است.

اما در شورش نتیجه این نیست. نتیجه شورش این است که گرانی بیشتر شود، دزدی بیشتر شود، مسئولین نالایق بیشتر شوند و یک جنگ داخلی که مقدمه ورود بیگانه است محقق شود.

این دو تا با هم فرق دارد. ما با شورشگر مشکل داریم. با معترض مشکلی نداریم. مردم اعتراض می کنند تا به حقشان برسند اما شورش کار درستی نیست. نتیجه ای هم ندارد.

کسانی که شورش می کنند دغدغه شکم مردم را ندارند؛ خودشان که بابت این شورش ها پولشان را می گیرند؛ دیدید که در این اعتراضات در کل کشور حتی لباس های شورشیان یک شکل است و با پیچیده ترین امکانات و تجهیزات عمل می کنند. اینها دغدغه اقتصاد مردم را دارند؟

دو خصلتی که بالاتر از آن چیزی نیست

(به بهانه ۸ ربیع الثانی؛ سالروز ولادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام)

26عن أبی محمد الحسن بن علی علیهماالسلام:

 خَصْلَتَانِ لَیْسَ فَوْقَهُمَا شَیْ‏ءٌ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَان

امام حسن عسکری علیه السّلام می فرمایند:

دو خصلت است بالا دست ندارد: ایمان به خدا، و نفع رساندن به برادران.    [تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: ۴۸۹]

و شاید بتوان گفت ،تمام دین در این دو جمله جمع شده است: خدامحوری و انسان دوستی  

داستانک:

محمدباقر قالیباف، شهردار تهران در وبلاگ خود نوشته است:

[روزی] رفته بودم خدمت [آیت‌الله‌العظمی فاضل لنکرانی] . آن موقع در ناجا بودم. [ایشان] گفتند:

 “من ۵۰ سال است دارم اسلام می‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم. واجباتت را انجام بده. به‌جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس. کار مردم را راه بیانداز.” بعد هم گفتند “اگر قیامت کسی ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود.” [منبع]

ویژگی بارز شهید حججی

(به مناسبت تشییع شهید حججی)

1396060113120575711731424

یکی از اتفاقاتی که در این روزها افتاد، غوغایی در کشور بود که برای مراسم تشییع شهید بزرگوار، شهید بی سر و بی دست، شهید محسن حججی برگزار شد. دیدید در تهران، اصفهان و مشهد و … چه غوغایی به پا شد.

برای انسان این سوال پیش می آید؛

این شهدا چه کردند که خدا آنها را اینطور عزیز می کند؟

یکی از ویژگی های منحصر به فرد شهید حججی اخلاص ایشان بود. همه کارهایش برای خدا بود.

یک روحانی بزرگوار تعریف می کند می گوید: من در اصفهان سخنران یک هیئتی هستم که آقای حججی خادم آنجا بود. از ملک آباد هفته ای یک بار برای خدمت به هیئت می آمد. رئیس هیئت تغییر کرد. وقتی شهید حججی آمد گفت: سخت ترین کار هیئت را به من بسپارید. من را جایی بگذارید که هیچ کس مرا نبیند. دوست دارم دیده نشوم.

خداوند گفت دوست دارم دیده شوی. دوست دارم همه عالم تو را ببینند.

اگر زندگی دنیایی انسان همه اش برای خدا باشد، خدا هم همه عالم را بنده او می کند.

چهارمین فریاد شیطان

عید غدیر

عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع:

أَنَّ إِبْلِیسَ عَدُوَّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ یَوْمَ لُعِنَ وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ وَ یَوْمَ بُعِثَ النَّبِیُّ ص وَ یَوْمَ الْغَدِیرِ

[قرب الاسناد ص ۹ حدیث ۳۰]

 

در کتاب قرب الاسناد، روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که می فرمایند:

من از پدرم امام باقر (علیه السلام) شنیدم که پدرم فرمودند ۴ زمان شیطان از اوج ناراحتی فریاد کشید.

اولین بار اولین بار زمانی بود که از درگاه الهی طرد شد

دومین بار زمانی بود که از بهشت اخراج شد؛ (زمانی که حضرت آدم و حوا از درخت ممنوعه تناول کردن همه با هم از بهشت اخراج شدند.)

سومین بار زمانی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به پیامبری مبعوث شدند.

و چهارمین بار در روز غدیر بود.

چرا؟ به این خاطر که بعد از بعثت، شیطان هنوز امیدوار بود که این دین به طریقی و به شکلی منحرف شود. همانند سایر ادیان، پس از فوت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم دین اسلام نیز منحرف شود.  اما در روز عید غدیر فهمید که دیگر امکان ندارد.

«اکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى» نیز برای این است.

 

اهمیت نامگذاری روز جهانی مسجد

مسجدالأقصی

روز ۳۰ مرداد ماه، با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز جهانی مساجد نامگذاری شده است.

 

رژیم غاصب صهیونیستی در چنین روزی به مسجدالأقصی حمله کرد و آنجا را به آتش کشید.

به همین مناسبت این روز به عنوان روز جهانی مسجد نامگذاری شد.

 

در رابطه با اهمیت و جایگاه مسجد، روایت های بسیار مهمی از معصومین علیهم السلام نقل شده است.

 

روایت ۱:

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :کسى که به سوى مسجدى از مساجد خدا قدم بردارد، به ازاى هر قدمى که بر مى‏دارد ، پاداش ده حسنه خواهد داشت و ده گناه از نامه اعمال او پاک مى‏شود و مقام و منزلت او را ده درجه بالا مى‏برند.

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه : ۲۹۱]

 

داستانک:

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

مردی نابینا نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! من نابینایم و گاه ندای اذان را می شنوم؛ ولی کسی را نمی یابم که مرا به نماز جماعت و نماز همراه شما برساند.

پیامبر ص به او فرمود: «از خانه ات تا مسجد، یک ریسمان ببند و در جماعت حاضر شو».

[تهذیب الأحکام: ج ۳ ص ۲۶۶ ح ۷۵۳ عن ابن أبی یعفور؛ وسائل الشیعه: ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۱۰۷۰۴]

 

روایت ۲:

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

هر کس به مسجد می رود، یکی از ۸ فایده حداقل برای او خواهد بود

که یکی از آنها این است که به خاطر حیا هم که باشد، گناه نخواهد کرد.

 

یعنی یک شخص مسجدی، به خاطر همین نماز و مسجد در خیابان و بازار و جلو مسجد، به گناه نخواهد ایستاد… چرا که حیا او را از این کار باز می دارد.

مصدق چطور شخصیتی بود؟

مصدق

وقتی به ظاهر جریان های تاریخی نگاه می­کنیم، یعنی اینکه حتی آن ها را به عنوان یک انسان غیر مسلمان و غیر شیعه تحلیل می­کنیم، می­بینیم که معمولا هرجا ما سازش با دشمن کرده ایم، هزینه سنگینی نیز پرداخت نموده ایم.

 

حتی با همین نگاه مادی؛ یعنی حتی کسانی که نتیجه حرکت امام حسین (علیه السلام) را شکست تلقی می­کنند، حتی با همین نگاه هم اگر درست به تاریخ نگاه کنند می­بینند هر جا ما چیزی به دست آورده ایم با سازش نبوده است.

با سازش بود که ترکمانچای ها امضا شد؛

با سازش بود که بحرین ها داده شد؛

با سازش بود که آذربایجان ها و … داده شد…

اما در مقابل در چالش ها…  همچون دفاع مقدس، حتی یک وجب خاک از دست ندادیم.

 

یکی از سازش ها همین جریان ۲۸ مرداد بود.

مصدق به آمریکا اعتماد کرد و به تعبیر مقام معظم رهبری(حفظه الله) سیلی را هم خورد.

او به آمریکا اعتماد کرد…

ثمره اعتماد به آمریکا هم همین شد که خود آنها به مصدق خیانت کردند و کودتا را بر ضد مصدق انجام دادند.

 

اگر به آمریکا اعتماد نمی­کرد این طور نمی­شد.

هر چند که مصدق، به تعبیر امام خمینی (رحمت الله علیه) مسلم نبود!

 مصدق مسلمان نبود؛ اگر می­بود این کار را نمی­کرد.

 

داستانک ۱:

 حاج آقای فلسفی در خاطرات خود می­فرمایند:

بار اول که همراه چندی از علما پیش مصدق رفتیم، روی تختخواب دراز کشیده بود. با ورود ما تغییری در حالتش ایجاد نشد. بعد از اتمام صحبت خواستیم برای اقامه ی نماز به مسجد برویم. مصدق با تعجب گفت: «شما هر روز برای نماز به مسجد می­روید؟»!!

 

بار دوم هم که پیش اش رفتم همان طور روی تختخواب بود. آیت الله بروجردی گفته بود وی را از خطر وجود بھائی ھا در شهرستان ها، آگاه کنم. قاه قاه خندید و گفت: «از نظر من مسلمان و

بهائی فرقی ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند.»

[خاطرات حجت الاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۳۲]

 

مصدق اینگونه بود. اهمیتی برای اسلام قائل نبود. برخلاف آنچه که عده ای مصدق را بزرگ می­کنند، اما او در واقع این گونه بود.

داستانک ۲:

ماه مبارک رمضان…

مجلس شورای ملیِ مملکت اسلامی…

… پشت تریبون رفت. سخنرانی اش که تمام شد، لیوان آب کنار دستش را برداشت و خورد!

صدای اعتراض نمایندگان بلند شد. با خونسردی گفت: «اهل عوام فریبی نیستم»!

امام خوب فهمیده بود. «مصدق مسلم نبود».

[خاطرات حجت الاسلام شجونی ص ۱۰۲]

**منبرک**