سرخط خبرها

ماه تیر

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با ماه تیر می باشد، می توانید ببینید.

جهاد و شهادت

(به مناسبت ۳۱ تیرماه سالروز شهادت شهید عباس دوران)

doran-th4

داستانک:

صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلویزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به ۵۰ مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.

تنها ۱۵۰ دقیقه پس از مصاحبه صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.

 

این یعنی جهاد، که ببینیم ضعف دشمن کجاست یا کجا به خودش می بالد، همانجا را بزنیم. ببینیم دشمن، کجا ما را تحقیر می کند، همانجا قدرت پیدا کنیم. این جهاد می شود.

جهاد امروز جهاد اقتصادی است. ببینیم دشمن چطور ما را در بحث اقتصادی تحقیر می کند، آنجا خودمان را قوی کنیم.

در بحث علمی، چطور دشمن به خودش می بالد، آنجا کار کنیم.

در هر قسمتی که دشمن حمله می کند یا جایی که نقطه قوت دارد یا نقطه ضعف دارد، ما باید بر آنها برتری داشته باشیم.

افتخار ما شهدای عزیز هستند که متاسفانه نسل جدید زیاد با آنها انس و الفتی ندارند. در همین داستان، شهید دوران و همرزمان شهیدش، افتخار ایرانیان و مسلمانان اند.

پترس و … برای ما الگو نیستند. خودمان چنین الگوهایی داریم، آنوقت غربی ها الگوهای خود را به رخ ما می کشند. آنها هیچ جاذبه ای برای ما ندارند.

حالا که در کتب درسی بحث جهاد و شهادت دارد کم کم حذف می شود، شما پدرها و مادرها در خانه از جهاد و شهادت برای فرزندانتان زیاد بگویید. اگر جهاد و شهادت در خانواده کمرنگ شد سنگ روی سنگ بند نمی شود.

فقط برنج کوپنی مصرف می کنیم!

(به مناسبت سالروز تولد مقام معظم رهبری)

004

داستانک:

آقای سیدعلی‌اکبر طاهایی نقل می‌کنند: در زمان جنگ که من نماینده مجلس شورای اسلامی بودم، همسرم یکی از بچه ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، خانمی را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آن جا آورده بودند.

 کسی نمی‌دانست که ایشان کیست! چون نوبت به آن خانم رسید، به اتاق پزشک مراجعه کردند، دکتر پس از معاینه، گفت: برای مداوای این فرزند، روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید.

ایشان گفتند: ما چنین امکاناتی را نداریم!

پزشک که ایشان را نمی‌شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امکان دارد که در خانه‌ای برنج نباشد؟!

آن خانم گفت: همسر من اجازه نمی دهند که در خانه، غیر از برنج کوپنی مصرف کنیم و آن نیز کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هر هفته، نمی‌دهد!

پزشک پرسید: مگر همسر شما چکاره هستند؟

گفتند: همسرم آقای خامنه ای، رئیس جمهور است. (مقام معظم رهبری در آن زمان رئیس جمهور بودند.)

ما افتخار می کنیم در کشوری زندگی می کنیم که عالی ترین مقام، یعنی رهبری ساده ترین زندگی ها را دارد.

۲۴ تیرماه سالروز ولادت مقام معظم رهبری، نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه و مایه ی افتخار شیعیان و مسلمانان جهان، است.

ساده زیستی ایشان به حدی است که حتی دشمنان به آن اعتراف می کنند. یکی از دشمنان قسم خورده رسانه ای ایران، نوری زاده، می گوید: در زندگی آیت الله خامنه ای هیچ جایی پیدا نمی کنید که مشکل اقتصادی داشته باشند. ایشان به شدت زاهدانه زندگی می کنند.

همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد دوران اصلاحات، آقای مهاجرانی که سال هاست، لندن نشین است و دشمن مقام معظم رهبری است، می گوید: با وجود اینکه من آیت الله خامنه ای را قبول ندارم اما در زندگی اقتصادی ایشان، خانواده و اطرافیانشان، حتی نقطه خاکستری هم نیست چه برسد به نقطه سیاه.

شخصی همانجا قصد اعتراض به حرف وی را داشت، که مهاجرانی ادامه می دهد و می گوید: من چهار سال همسایه ایشان بودم، و بر نوع زندگی ایشان شاهد بودم. من با کسانی که اطلاعات اشتباه از زندگی ایشان می دهند مشکل دارم! اطلاعات اشتباه [از ایشان] در درجه اول خود ایشان را  فریب می دهد و در درجه دوم دیگران را فریب می دهد.

حتی اگر به دین و اسلام کاری ندارید!

 (به بهانه ۲۱ تیر روز عفاف و حجاب)

حجاب

داستانک:

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم… چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

یک سوال از خواهران بزرگواری که حجاب را رعایت نمی کنند یا برادرانی که به حجاب همسرشان زیاد مقید نیستند؛

به خانم می گویی حجابت را رعایت کن، می گوید خوب آقایان نگاه نکنند. راست می گوید، آقایان نباید ببینند. اما اگر مرد بدبخت و بیچاره ای بود که فقط به دنبال چشم چرانی است، اگر به شما نگاه کرد آیا علاقه اش نسبت به همسرش کم می شود یا نه؟

قطعا کم می شود.

حتی اگر به دین و اسلام کاری ندارید، آیا این ایثار نیست که خانم کمی حجابش را بیشتر رعایت کند؟

آیا این ایثار و گذشت نیست که خانم کمی از زیبایی هایش در خیابان صرف نظر کند تا یک زندگی پا بر جا بماند؟ یک طلاق کمتر شود؟

اما خانمی که می گوید به من ربطی ندارد، پس انتظار نداشته باشد که دعایش در نزد خداوند مستجاب شود.

چطور انتظار داریم گره های زندگیمان باز شود وقتی در زندگی مردم گره ایجاد می کنیم.

کدام حقوق بشر؟!؟

(به مناسبت هفته حقوق بشر آمریکایی)

حقوق بشر

دوازدهم تیرماه سالروز حمله ناجوانمردانه حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران است. بیش از ۲۶۰ انسان مظلوم از زن و کودک و مرد در این واقعه دلخراش به شهادت رسیدند.

جنازه بسیاری از این عزیزان هیچ وقت پیدا نشد. آنها طعمه کوسه های دریا شده بودند.

مقام معظم رهبری مد ظله العالی از هشتم تیر تا دوازدهم تیر را هفته حقوق بشر آمریکایی نامیدند؛ آمریکایی که ذره ای بویی از حقوق بشر نبرده است.

شعار مرگ بر آمریکایی که می گوییم ریشه در اینطور جنایات دارد.

هشتم تیرماه سالروز حمله به سردشت است که به دستور آمریکا در این شهر بمب شیمیایی زده شد. هنوز هم جانبازان عزیزمان به خاطر آن بمب ها، دارند به سختی نفس می کشند.

چطور از ما توقع دارند این جنایات را فراموش کنیم؟؟

ما نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم. با یک لبخند آمریکایی ها کوتاه نمی آییم. تا آمریکا چنین روحیه ای داشته باشد ما هم اینچنین روحیه ای داریم.

بعضی از مسئولین گفته اند ما حتی حاضریم در زمینه حقوق بشر با آمریکا مذاکره کنیم!!!

با چه کسی می خواهید مذاکره کنید؟ با کسی که دست هایش به خون جوانان کشور آغشته اشت؟

چه معامله ای می خواهید انجام دهید؟ چه چیز بدهید و چه چیز بگیرید؟ مگر ما از معامله با آمریکا دل خوشی داریم؟ در این چند سال اخیر آمریکا چقدر عهددنامه ها را از بین برده؟

باز دوباره در مورد حقوق بشر می خواهید با آمریکا مذاکره کنید؟

پاداش زحمات علامه امینی قدس سره

(به بهانه ۱۲ تیر سالروز ارتحال علامه امینی)

حوض کوثر

علامه امینی قدس سره وقتی شنید برخی می گویند حدیث غدیر سند ندارد؛ از بیش ۳۵۰ راوی اهل سنت منبع جمع آوری کرد و تا به امروز کسی نتوانسته است کتاب الغدیر را رد کند.

ایشان می فرماید بیش از ده هزار کتاب را از ابتدا تا انتها خواندم و به بیش از صد هزار کتاب مراجعه کردم.

داستانک

یکی از بزرگان می گوید: من در این فکر بودم ببینم مولا امیرالمؤمنین علیه السلام چه مرحمتی در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امینی می نمایند. 

در عالم خواب دیدم: 

حوضی است و آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بر لب آن ایستاده اند. افراد می آیند و مولا از آن حوض ، به آنها آب می دهند. گفتند: این حوض کوثر است. 

در این حال آقای امینی به نزدیک حوض رسید حضرت ظرف را گذاشتند، آستینها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانیدند و خطاب به او  فرمودند: 

«بیض الله وجهک کما بیضت وجهی» پروردگار رو سفید کند تو را کما اینکه مرا رو سفید کرد.

 

مهران باید آزاد شود

(به مناسبت دهم تیر ماه روز آزادسازی مهران)

کالای ایرانی

دهم تیر ماه روز آزادسازی شهر مهران است.

۳۱ سال پیش امام خمینی رحمت الله علیه گفتند: مهران باید آزاد بشود و آزاد شد.

سوال اینجاست اگر امام یک بار دیگر بگوید کاری باید انجام شود، به آن عمل می شود یا نمی شود؟

مقام معظم رهبری مد ظله العالی هم می فرمایند: باید کالای ایرانی استفاده کنید.

فرق این دو باید در چیست؟ چرا عمل به این باید (خرید کالای ایرانی) کمرنگ است؟

کسی مجبور نیست کالای بی کیفیت و بنجل استفاده کند، یا سوار وسیله نقلیه ای شود که او را به کشتن بدهد؛ اما وقتی یک کالای خارجی، معادل داخلی خوبی دارد، چراکالای خارجی را بخریم؟

در برخی صنایع که کیفیت تولیدات داخلی بهتر از موارد خارجی است. به عنوان مثال در تولید لوازم التحریر.

مثلا خودکار؛ اگر مردم خودکار ایرانی بخرند، ۴ هزار فرصت شغلی به وجود می آید. چهار هزار شغل یعنی ۴ هزار خانواده!

عشق به ایران این نیست که با مقبره کوروش عکس بگیریم یا نماد فروهر گردن بیندازیم.

عشق به ایران این است که کالای ایرانی مصرف کنیم تا جوان ایرانی سر کار برود.

ممکن است کالای داخلی کمی هم گرانتر باشد اما وظیفه ی شرعی، انسانی و عرق ملی ما این است که کالای ایرانی بخریم.

 

بوی بهشت

 

 

پشت تریبون رفت و درباره انتخاب رئیس جمهور و اینکه باید روحانی باشد یا غیر روحانی اندکی صحبت کرد …

ده دقیقه ای از آغاز نطق دکتر می گذشت و ساعت ۲۰/۸ را نشان می داد.دکتر مکثی کرد و به مستمعین دور تا دور جلسه نگاه کرد و وقتی از همراهی ایشان با بحث مطمئن شد،یکباره گفت:

بچه ها بوی بهشت می آید.آیا شما هم این بو را استشمام می کنید؟

در همین لحظه انفجار مهیبی حزب جمهوری اسلامی را لرزاند و ساختمان فرو ریخت.

۷ تیر سالروز شهادت شهید مظلوم دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یاران با وفای اوست

آن شهید بزرگوار دقت بالایی در همه چیز داشت به عنوان مثال:

داستانک :

چراغ قرمز اول رو که رد کرد، بهشتی خیلی تحمل کرد که چیزی نگه. دومین چراغ بود که دیگه صداش در اومد. گفت: اگه از این هم بگذری دیگه نمی شه پشت سرت نماز خواند. تکرار گناه صغیره

طرف با حالت حق به جانبی گفت: اینها قانون طاغوته باید سرپیچی کرد. بهشتی با ناراحتی دست گذاشت رو داشبورد و محکم گفت: اینها قوانین انسانیه، عین انسانیت …

جهت مطالعه ۲۰ خاطره از شهید بهشتی اینجا را کلیک نمایید

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

۲ عامل جلوگیری از فسادهای جنسی

IMG00012252

بسیاری از نزاع‌ها، طلاق‌ها، قتل‌ها، خودکشی‌ها، اعتیادها، باندهای فساد و فحشاء و …  ریشه در بی عفتی و انحرافات اخلاقی دارد.

به عنوان نمونه چند تیتر از این حوادث ناگوار:

روزنامه قدس(۲۸/۸/۸۶) ص۱۳:  قتل شوهر با همکاری راننده سرویس

روزنامه قدس(۹/۲/۸۶) ص۱۳: قتل شوهر با چاقوی همسر خیانتکار

روزنامه خراسان،  ش۱۳۴۳۱  (۲۲/۹/۱۳۷۴) : قصاص ‌نفس به خاطر به قتل رساندن شوهر

روزنامه خراسان ،ش۱۸۳۲۷ (۱۳۹۱/۱۱/۸) متجاوز به عنف در کرمان به دار مجازات آویخته شد.

رجانیوز،کد خبر(۷۷۱۴۹):سه متجاوز به ­عنف سحرگاه امروز دوشنبه ‌در زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند.

روزنامه قدس(۲۹/۲/۸۶) ص۱۷: رقیب عشقی، قاتل جوان شکست خورده

روزنامه اعتماد ملی(۱۲/۳/۸۶) ص۱۴: پسر۱۷ ساله، سر قرار کشته شد

روزنامه قدس(۶/۳/۸۶) ص۱۳: قتل دوست خیانتکار، با چاقوی آشپزخانه

روزنامه خراسان  (۹۱/۱۰/۲۷):جوانی که در جریان درگیری با دختر مورد علاقه اش دچار جنون آنی شد و او را با ۴۷ ضربه چاقو به قتل رساند.

روزنامه قدس(۲۰/۸/۸۶) ص۱۳: دستگیری پیر مرد ۹۲ ساله به جرم اغفال و تجاوز به زنان!

و …

حال ؛ سوال اینجاست ، که چه اتفاقی می افتد که یک انسان دست به چنین جنایات هولناکی میزند؟

قطعا دلایل زیاد و متنوعی دارد ؛ اما پایه مشترک در اکثر این موارد یک چیز است

بنده چندین بار برای مشاوره و سخنرانی به زندان رفته ام و گاه از زندانیانی که امثال این جنایات را انجام داده اند سوال کرده ام

به عنوان مثال: از شخصی که دختری را سوار ماشین خود کرده بود و بعد به زور به او تجاور کرده و او را کشته بود و در آستانه اعدام قرار داشت ؛ سوال کردم:

آیا دختر جلوی ماشینت دست تکان داد؟ گفت : نه

گفتم : آیا به تو چشمک زد؟ . گفت :نه

گفتم: آیا به تو لبخند زد ؟ گفت : نه

گفتم: پس چطور فهمیدی اهل این کارهاست که سوارش کردی؟

گفت : اگر نمی خواست که با این وضع آرایش به خیابان نمی آمد.

*****************************************************

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم، باید قبول کنیم مهمترین عامل جلوگیری از فسادهای جنسی، حجاب و حیای خانمها و حفظ چشم توسط آقایان است

هدایت، پاسخ فحش رکیک

 (به بهانه ۲۲ تیر سالروز ارتحال استاد علی صفایی حایری “عین – صاد” )

عین-صاد

داستانک:

یک روز به آن گرامى گفتم: من وقتى از بعضى افراد گستاخ در کوچه و خیابان، حرفى مى شنوم، پاسخ مى دهم. شما چطور؟استاد فرمود: من پاسخ نمى دهم; چون آدم ها انگیزه هاى گوناگون دارند; یا نمى دانند یا از نفرت هایى انباشته اند یا بدبین اند. من یا مى گذرم «مرّوا کراما» یا با آن ها حرف مى زنم. و تعریف کرد:

روزى در خیابان هاشمى تهران مى رفتم. جوان موتور سوارى به همراه سوارى بر ترک، اشاره اى کردند که فهمیدم مى خواهند زیر عمامه ام بزنند.

 براى همین به پیاده رو رفتم. وقتى به کنارم رسیدند، از کارشان مأیوس شدند. توقف کوتاهى کردند و یکى از آن دو حرفى گفت که مفهوم آن تغّوط به عمامه ام بود.

دستى به عمامه ام کشیده و گفتم: خبرى نشد؟! ناگهان ایستادند و موتور را روى جک گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پایین گرفته و با شرم گفتند: آقا! عفو کنید. کلام مظلومانه و از سر خیرخواهى چنین اثر مى گذارد.

با آن دو صحبت هایى شد…

بعد نگاهش را به من دوخت و با تأنّى فرمود: یکى از آن ها به حوزه آمده و طلبه شد و یکى به جبهه رفت و میان بر زد.

چه نفسى و چه نفوذ کلامى که از فحاشان، طلبه و شهید بیرون مى کشید.

منبع : کتاب مشهور در آسمان

جهت دریافت تصویر قابل چاپ ۲۰ داستان کوتاه از زندگانی ایشان، اینجا را کلیک نمایی.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

با استعانت از حجه بن الحسن این منبرک روز شنبه ۲۲ تیر۱۳۹۲ در مسجد گفته شد.

امان از چادر؛ انسان را یاد چه خاطراتی که نمی اندازد

 (به بهانه ۲۱ تیر روز عفاف و حجاب)

شهدا-حجاب

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم… چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

با استعانت از حجه بن الحسن این منبرک روز پنجشنبه ۲۰ تیر۱۳۹۲ در مسجد گفته شد.

جایگاه علامه امینی

 

  (به بهانه ۱۲ تیر ماه سالگرد ارتحال احیاگر تشیع و صاحب کتاب شریف الغدیر ؛ علامه امینی)

فرزند برومند علاّمه نقل می کند که، وقتی خواستم بعد از رحلت مرحوم علاّمه در سال ۱۳۹۰ از نجف به ایران بیایم. رفتم خدمت آیت الله سیّد محمّد تقی بحرالعلوم که از نوه‌های مرحوم علاّمه بحر العلوم است، وقتی چشمش به من افتاد شروع کرد به گریه کردن گفتم: به خاطر چه گریه می‌کنید؟! فرمودند:

 بعد از اینکه مرحوم پدرت رحلت کرد با خود فکر می کردم که امام علی چگونه از زحمات علاّمه تشکر می‌کند!

تا اینکه یک شب در خواب دیدم که قیامت بر پا شده‌است، و مردم در صحرای محشر هستند و همه توجه به یک طرفی کرده‌اند فهمیدم که آن حوض کوثر است رفتم طرف حوض کوثر دیدم که حضرت امیر المؤمنین در کنار حوض ایستاده اند، و محبّین خودش را با کاسه‌های بلوری که پر از آب زلال است سیراب می‌کنند.

 یک وقت صدایی از بین مردم بلند شد، گفتند: که علاّمه امینی به حوض کوثر و به محضر علی (علیه‌السلام) مشرف می شوند، من منتظر بودم که امام چگونه با علاّمه برخورد می‌کنند.

 دیدم امام کاسه را زمین گذاشت و دو دست مبارکش را از حوض پر کرد، و آب را به صورت علاّمه پاشید و علاّمه را با دستان مبارک سیراب کرد و سپس حضرت فرمود:

بَیّض‌َ الله وَجهک بَیّضتَ و جوهنا

خدا صورت تو را سفید کند که ‌تو صورت ما را سفیدکردی.

ودر جایی دیگر فرمودند :  «الغَدیرُ غَدیرُه». الغدیر او چشمه ای سیراب کننده بود

 

جهت نیاز به مطالعه ۱۵خاطره از علامه امینی   اینجا را کلیک فرمایید.

**منبرک**