خانه / منبرک های روایی / امام علی(علیه السلام)

امام علی(علیه السلام)

در این بخش منبرک های روایی که از احادیث حضرت امیرالمؤمنین علی(ص) می باشد را می توانید ببینید.

جام جهانی فوتبال+ کلیپ صوتی

جام جهانی

توجه: این مطلب در هنگام جام جهانی ۲۰۱۴ گفته شد و حال به دلیل انتقال مطالب از وبلاگ به سایت ؛ در این قسمت قرار گرفت

فرق بین انسان و حیوان در چیست؟

حیوان بین خوب و بد، خوب را انتخاب می‌کند و انسان بین خوب و خوبتر، خوبتر را بر می‌گزیند و نیز بین بد و بدتر، بد را.

 ما باید در انتخاب‌ها و مشغله‌هایمان ؛ اهم را انتخاب کنیم، نه مهم را.

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: من اشتغل بغیر المهمّ، ضیّع الأهمّ

هر کس کار مهم را انتخاب کند؛ اهم را ضایع می کند [الحیاه جلد ۱ صفحه ۵۵۱]

الآن دوران پر هیجان جام جهانی فوتبال است، و ذهن‌ها به سوی این رویداد. دشمن نیز در طول تاریخ نشان داده منتظر یک غفلت از جانب مردم خصوصا شیعیان است

 به عنوان مثال : بسیاری از رویدادهای شوم مانند جنگها؛ در همین دورانها بوده است. مانند :

المپیک ۱۹۴۸ = اعلام موجودیت اسرائیل

جام جهانی ۱۹۸۲ = حمله رژیم صهیونیستی به لبنان

جام ملت های اروپا ۱۹۹۲ = قتل عام مردم بوسنی توسط اروپا

جام جهانی ۲۰۰۶ = جنگ ۳۳ رژیم صهیونیستی علیه لبنان

المپیک ۲۰۰۸ = حمله روسیه به گرجستان رژیم صهیونیستی و بازهم غزه

جام جهانی ۲۰۱۰ = محاصره غزه و حمله به کاروان آزادی

المپیک ۲۰۱۲ = جنگ سوریه

جام جهانی ۲۰۱۴ = حمله داعش

 مواظب باشیم …

امام حسین علیه السلام به سمت کربلا در حرکت بود اما مردم چه؟! در حال حج گزاری؛ و این غفلت است.

روز ۱۳ رجب مردم در حال برگزاری جشن میلاد حضرت علی علیه السلام بودند و آیت الله شیخ فضل الله نوری در پای چوبه دار. برگزاری جشن مهمتر بود یا دفاع از مرجع تقلیدشان؟

مواظب باشیم … دشمن منتظر غفلتِ ماست …

تاریخ اولین انتشار ۹ مرداد ۱۳۹۴

چرا امروزه رویت هلال ماه اینقدر سخت شده؟

(به بهانه نزدیکی به عید فطر)

هلال ماه

سوال :

چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت؟

پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم

حضرت علی علیه السلام فرمود:

زمانی بر مردم خواهد آمد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بین آنها پدید می آید.

۱- کارهای زشت آشکار می گردد و معمولی می شود.

۲- پرده های عفت و شرم پاره می گردد.

۳- زنا کاری و تجاوزهای ناموسی علنی می شود.

۴- مالهای یتیمان را حلال می شمارند و می خورند.

۵- رباخواری شیوع پیدا می کند.

۶- در کیل و وزنها ، کم و کاست می کنند.

۷- شراب را به اسم نبیذ حلال شمرده و می خورند.

۸- رشوه را به عنوان هدیه و شیرینی می گیرند.

۹- به نام امانت داری خیانت می نمایند.

۱۰-مردها خود را به شکل زنان و زنان خویش را به صورت مردها درمی آورند.

۱۱- به احکام و دستورات نماز بی اعتنائی می کنند.

۱۲- حج خانه خدا را برای غیر خدا (برای ریا و یا تجارت) بجا می آورند.

سپس ادامه داد: کیفراین زشتی ها این است که خداوند آنها را از فیوضات خود محروم می کند، تا جائی که ماه (شوال) برای آنها مخفی می شود به طوری که گاهی دو شبه دیده می شود (که معلوم می شود روز عید فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اینکه روزه آن حرام بوده است) و زمانی شب اول رمضان مخفی می شود، که دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان می خورند و روزعید فطر را به خیال آخر ماه رمضان روزه می گیرند .

در این وقت باید ترسید از اینکه خداوند به طور ناگهانی آنها را کیفر کند (مانند زلزله و طوفان و سیل ).

چرا که به دنبال آن کارها، بلاها مردم را فرا می گیرد، تا جائی که کسانی صبح سالم هستند ولی شب در دل خاک و قبر آرمیده اند و گاهی شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.

وقتی چنین روزگاری پیش آمد، لازم است انسان همیشه وصیت کرده باشد که مبادا بلائی بر او فرود آمده و بدون وصیت بمیرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممکن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر یک از شما آن زمان را درک کرد بدون وضو نخوابد و اگر برایش امکان دارد همیشه با وضو باشد چه ترس آن است که مرگ ناگهانی برسد، لذا خوب است با وضو باشد که روح با طهارت خدا را ملاقات نماید. من شما را ترساندم اگر بترسید و آگاه نمودم،اگر آگاه گردید و شما را پند دادم چنانچه پند گیرید پس در پنهانی و آشکار، از خدا بترسید و نباید کسی از شما بمیرد، مگر اینکه مسلمان باشد،زیرا هر کس به جزاسلام آئینی داشته باشد ازاو پذیرفته نیست و در آخرت زیان کاراست.

منبع :بحارالانوار؛  جلد ۹۶؛ صفحه ۳۰۳؛ باب ۳۷؛

ما یثبت به الهلال و أن شهر رمضان ینقص أم لا و حکم صوم یوم الشک

۱۳۹۰/۰۵/۱۳۹۰ تاریخ اولین ثبت

روباه بی دم/ مسخره کردن دیندارها

داستانک:

در جنگل، دم یک روباه به شاخه درخت گیر کرد و کنده شد. بعد از اینکه درد روباه آرام شد روباهی دیگر او را دید و شروع کرد به خندیدن. گفت دمت کو؟

روباه گفت تو بی دمی را تجربه نکرده ای که بفهمی چه لذتی دارد. اینقدر آرامش دارم، راحت این طرف و آن طرف می پرم و …. آنقدر از فواید بی دمی گفت تا روباه دمش را کند. روباه بعد درد کشیدن دید چه کار بی فایده ای کرده، به روباه گفت: این کار جز درد که فایده ای نداشت.

گفت: من اگر می گفتم فقط درد دارد که تو مسخره ام می کردی…

این جریان در جنگل آنقدر ادامه پیدا کرد که همه جنگل روباه بی دم شدند. دیگر هر کس دم داشت مسخره می شد.

وضع امروز ما به همین صورت شده، بی حجاب ها، با حجاب ها را مسخره می کنند، می گویند نمی دانید بی حجابی چه لذتی دارد. چه لذتی دارد که شما به آن نرسیده اید؟

می گویند شما مانند ما بشوید بعد تجربه می کنید. وقتی که مانند آنها شدند مسخره شان می کنند.

یا دیندار و هیئتی و مسجدی هم همینطورند. بی دین ها برای اینکه بی دینی خودشان را تحت شعاع قرار دهند دینداران را مسخره می کنند. می گویند شما مثل ما بشوید تا ببینید چه لذتی دارد. خوب اگر شما لذت می برید چرا اینقدر خودکشی، استفاده از قرص های آرام بخش و مشکلات شما بیشتر است؟؟ می گویند نه شما نمی دانید….

امروز اینطور شده. عوض اینکه غیر مذهبی ها در اقلیت قرار بگیرند، روی کار آمده اند و مذهبی ها را مسخره می کنند.

این سخن از حضرت علی علیه السلام را فراموش نکنیم:

اگر در دستت طلا بود، و همه عالم بگویند گردو است، ذره ای در تو تاثیر نگذارد و اگر در دستت گردو بود و تمام عالم گفتند طلاست، ذره ای بر خوشحالی ات افزوده نشود.

اگر ما دینی که داریم، از روی تحقیق بدست آورده ایم و می دانیم درست است، حتی اگر همه دنیا بگویند اشتباه است در ما تاثیری ندارد.

 اما اگر دینمان از روی تحقیق نیست، مشکل اینجاست. پس باید تحقیق کنیم تا بهترین راه را پیدا کنیم.

سبب عصبانیت امام ؟!!!

 (به بهانه آغاز ماه شعبان)

30داستانک:

اواخر سال ۶۷ روزی به اطاق آقا وارد شدم، دیدم خیلی اوقاتشان تلخ است، من اوقات تلخی ایشان را که دیدم، قدری ساکت نشستم. آقا به من گفتند: «آن مفاتیح را به من بده» بلند شدم و مفاتیح را آوردم. دستکش دست ایشان بود و ورق زدن همبرایشان سخت بود. چون اوقاتشان تلخ بود ، هی ورق می‏زدند ولی آنجایی را که می‏خواستند پیدا نمی‏کردند.

یک ساعت به مغرب مانده بود به من گفتند: «من تا حالا خیال می‏کردم که امروز آخر رجب است و تا حالا اعمال روز آخر ماه رجب را انجام می‏دادم. حالا فهمیده ‏ام که اول شعبان شده و نمی‏دانم اصلاً باید چه کار کنم.»

تازه من فهمیدم که عصبانیت ایشان به خاطر این است که از صبح تا حالا اعمال و دعاهای ماه رجب را می‏خوانده ‏اند و حالا که روزنامه آمده متوجه شده ‏اند که اول ماه شعبان است و ماه رجب ۲۹ روز بوده نه سی روز.

آقا هی ورق می‏زدند تا پیدا کردند و به من فرمودند: «این مناجات شعبانیه را بخوانید، خیلی چیزهای عالی در آن هست.»

و بعد آماده شدند که دعا را بخوانند.اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ .

منبع: برداشتهایی از سیرۀ امام خمینی، ج سوم، حالات معنوی، به کوشش غلامعلی رجائی، ص۱۰۵. به نقل از آقای میح بروجردی ، نوه امام

اهمیت نامگذاری روز جهانی مسجد

مسجدالأقصی

روز ۳۰ مرداد ماه، با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز جهانی مساجد نامگذاری شده است.

 

رژیم غاصب صهیونیستی در چنین روزی به مسجدالأقصی حمله کرد و آنجا را به آتش کشید.

به همین مناسبت این روز به عنوان روز جهانی مسجد نامگذاری شد.

 

در رابطه با اهمیت و جایگاه مسجد، روایت های بسیار مهمی از معصومین علیهم السلام نقل شده است.

 

روایت ۱:

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :کسى که به سوى مسجدى از مساجد خدا قدم بردارد، به ازاى هر قدمى که بر مى‏دارد ، پاداش ده حسنه خواهد داشت و ده گناه از نامه اعمال او پاک مى‏شود و مقام و منزلت او را ده درجه بالا مى‏برند.

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه : ۲۹۱]

 

داستانک:

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

مردی نابینا نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! من نابینایم و گاه ندای اذان را می شنوم؛ ولی کسی را نمی یابم که مرا به نماز جماعت و نماز همراه شما برساند.

پیامبر ص به او فرمود: «از خانه ات تا مسجد، یک ریسمان ببند و در جماعت حاضر شو».

[تهذیب الأحکام: ج ۳ ص ۲۶۶ ح ۷۵۳ عن ابن أبی یعفور؛ وسائل الشیعه: ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۱۰۷۰۴]

 

روایت ۲:

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

هر کس به مسجد می رود، یکی از ۸ فایده حداقل برای او خواهد بود

که یکی از آنها این است که به خاطر حیا هم که باشد، گناه نخواهد کرد.

 

یعنی یک شخص مسجدی، به خاطر همین نماز و مسجد در خیابان و بازار و جلو مسجد، به گناه نخواهد ایستاد… چرا که حیا او را از این کار باز می دارد.

نجات دلقک فرعون از عذاب

photo_2017-07-22_19-18-22

خداوند به یکی از پیامبران خویش وحی نمود که به مؤمنین بگو:

«لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَلَا تَطْعَمُوا طَعَامَ أَعْدَائِی وَلَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی»؛[صحت و دقت منابع بررسی شوند: علل الشرائع ج‏۲، ص۳۴۸ ؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۲۳]

لباس دشمنان مرا نپوشید، غذا های دشمنان مرا نخورید و روش های دشمنان مرا پیروی نکنید که اگر چنین کنید شما هم دشمنان من خواهید بود همچنان که آنان دشمنان من هستند.

تاثیر لباس در شخصیت انسان بسیار واضح است. تاثیر لباس اینقدر زیاد است که حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه در خطبه متقین، که صد و ده صفت مومنین را بیان می کند، می فرمایند دومین صفت، لباس آنهاست.

«فَالْمُتَّقُونَ … وَ مَلْبَسُهُمُ الاْقْتِصادُ»

لباس مستقیما روی شخصیت انسان تاثیر می گذارد.

شما اگر لباسی را بپوشید که برای یک انسان خوب، عالی و بزرگوار است تاثیر خودش را می گذارد.

همچنین اگر کسی لباسی بپوشد که برای فلان خواننده بدکاره آمریکایی است، بداند که رویش تاثیر می گذارد.

اندازه لباس هم تاثیرگذار است.

«من تشبه بقوم فهو منهم»؛ هر کس به قومی شباهت پیدا کند از آن قوم است.

چه دلش پاک باشد چه نباشد، کم کم به آن سمت گرایش پیدا می کند.

 

داستانک:

فرعون دلقکى داشت که از کارها و سخنان او لذت مى برد و مى خندید. روزى به در قصر فرعون آمد تا داخل شود، مردى را دید که لباسهاى ژنده بر تن ، عبایى کهنه بر دوش و عصایى بر دست دارد.

پرسید: تو کیستى ؟ گفت : من پیامبر خدا موسایم که از طرف خداوند براى دعوت فرعون به توحید آمده ام . دلقک از همانجا بازگشت ، لباسى شبیه لباس موسى پوشیده و عصایى هم به دست گرفت ، نزد فرعون آمد. از باب مسخره و استهزاء تقلید سخن گفتن حضرت موسى علیه السلام کرد.

آن جناب از کار او بسیار خشمگین شد. هنگامى که زمان کیفر فرعون و غرق شدن او رسید و خداوند او را بالشکرش در رود نیل غرق ساخت ، آن مرد تقلیدگر را نجات داد. موسى عرض کرد:

پروردگارا! چه شد که این مرد را غرق نکردى ، با این که مرا اذیت کرد؟ خطاب رسید: اى موسى ! من عذاب نمى کنم کسى را که به دوستانم شبیه شود، اگر چه بر خلاف آنها باشد.

انوار نعمانیه ، ص ۳۵۴٫

 

اگر زندگی ما شبیه اولیای خدا باشد چه می شود؟

به دشمن پشت نکنیم!

(به مناسبت شهادت حضرت حمزه علیه السلام)

گریزهای-مداحی-شهادت-حضرت-حمزه

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا». (آیه ۲۳ سوره احزاب)

از میان مؤمنان مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.

حضرت امیر می فرماید منظور از این آیه من و عمویم حمزه و برادرم جعفر و پسر عمویم عبیده هستیم. که سر عهدی که با خدا بستیم تا آخر ایستادیم؛ عده ای شهید شدند و عده ای منتظرند و من منتظر شهادتم.

 «وَ لَقَدْ کُنْتُ عَاهَدْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ أَنَا وَ عَمِّی حَمْزَهُ وَ أَخِی جَعْفَرٌ وَ ابْنُ عَمِّی عُبَیْدَهُ عَلَى أَمْرٍ وَفَیْنَا بِهِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ فَتَقَدَّمَنِی أَصْحَابِی وَ تَخَلَّفْتُ بَعْدَهُمْ لِمَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِینَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا حَمْزَهُ وَ عُبَیْدَهُ وَ جَعْفَرٌ ع قَضَوْا نَحْبَهُمْ وَ أَنَا وَ اللَّهِ الْمُنْتَظِر »   خصال؛ ج ۲، ص ۳۷۵

 حال آن عهدی که بستند چه بود؟ علامه طباطبایی در المیزان می فرماید :

عهدی که کردند طبق این آیه شریفه: «وَ لَقَدْ کانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یُوَلُّونَ الْأَدْبارَ»  (احزاب ۱۵) این بود که هیچ گاه پشت به دشمن نکنند.

سست نشدن در مقابل دشمن؛ این عنصر اصلی در شخصیت حضرت حمزه است.

اگر می خواهم مثل حمزه شویم چه کنیم؟

امروز اگر ما می خواهیم از امام زمان مان رفع غربت کنیم و در قدرت رسیدن حضرت نقشی ایفاء کنیم باید حمزه ها را تکثیر کنیم. این روحیه حمزه را خودمان تقویت کنیم و در روح جامعه بدمیم.

جامعه ای که حمزه سیدالشهدا که اساسا پشت به دشمن نمی کند اگر این روحیه مقاومت و سازش نکردن با دشمن که رمز موفقیت در برابر دشمن است؛ توضیح داده شود؛ دیگر کسی جرائت نمی کند دم از سازش با دشمن بزند. جامعه ای که حمزه ای دارد که هرگز پشت به دشمن نکرد؛ سازش و کرنش دربرابر دشمن را عیب و عار می داند.

بنابراین تا مشکلی برایمان بوجود آمد سریع کنار دشمن نرویم. از مبارزه با دشمن زود خسته نشویم. ما تا روزی که هستیم با دشمن مبارزه خواهیم کرد.

تا روزی که بیرق اباعبدالله علیه السلام سر در خانه هایمان باشد ما همین طور تحریم خواهیم شد. همان طور که امام حسین علیه السلام در آب تحریم شد. طبیعی است ما هم که پیرو این امام هستیم همین طور تحریم خواهیم شد.

پیشگیری آسان تر از درمان است

توبه

امام علی علیه السّلام فرمودند:

«تَرکُ الذَّنبِ أهوَنُ مِن طَلَبِ التّوبَه..»

گناه نکردن آسان تر از طلب توبه است.

کافی، ج۸، ص۳۸۴، نهج البلاغه حکمت ۱۷۰

 

داستانک:

مرحوم کلینی در کتاب روضه کافی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:

 در بنى اسرائیل مرد عابدى بود که به هیچ وجه به دنیا آلوده نشده و گرد آن نگشته بود، شیطان که از وضع او رنج می برد، از بینى خود فریادی کشید، لشکریانش به دور او جمع شدند، بدانها گفت: کدام یک از شما می تواند این شخص را از راه به در کند؟

یکى گفت: من. گفت: از چه راهی به سراغش می روى؟ پاسخ داد: از راه زن ها.

شیطان گفت: تو حریف او نیستى، چون او زنان را نیازموده (و لذتى از آنها نبرده که فریب بخورد). دیگرى گفت: من.

پرسید: تو از چه راهی فریبش می دهی؟ گفت: از راه لذت و خوشی ها. به او گفت: تو هم مرد این کار نیستى چون او اهل اینها نیست.

سومى گفت: من او را گمراه می کنم، پرسید: از چه راهی؟ گفت: از راه کار خیر.

شیطان گفت: برو که تو حریف او هستى.

شیطانک بیامد و در برابر او جایى را انتخاب و شروع به نماز خواندن کرد.

 

و آن عابد چنان بود که شبانه‏ روز قدرى می خوابید و استراحت می کرد، ولى شیطانک هیچ نمی خوابید و استراحت نداشت و یکسره نماز می خواند.

آن مرد عابد که خود را در برابر او کم ارزش دید و عبادتش را کوچک شمرد، به نزد آن شیطانک رفت و به او گفت: اى بنده خدا چه چیز تو را بر این همه نماز خواندن نیرو داده است؟

پاسخش را نداد.

بار دوم پرسید، باز هم پاسخش را نداد. تا بار سوم که پرسید گفت: اى بنده خدا من گناهى کرده ‏ام‏

و از آن توبه نموده‏ ام و هر گاه آن گناه را به خاطر مى ‏آورم به نماز خواندن نیرو می گیرم.

مرد عابد گفت: آن گناه را به من هم بگو تا انجام دهم و دنبالش توبه کنم و در نتیجه (مانند تو) بر خواندن نماز نیرو بگیرم. شیطانک به او گفت:

به شهر برو و سراغ فلان زن فاحشه را بگیر و دو درهم به او بده و با او درآویز و کام خود برگیر (و سپس توبه کن تا مانند من بر عبادت نیرو بگیرى).

عابد گفت: دو درهم را از کجا بیاورم؟ من که نمی دانم درهم چیست؟ شیطان از زیر پاى خود دو درهم بیرون آورده به او داد. عابد برخاست و با همان جامه و لباس خود که در آن عبادت می کرد به شهر درآمد و سراغ منزل آن زن را گرفت، مردم او را به خانه آن زن راهنمائى کردند و گمان کردند براى موعظه او آمده است.

 عابد به نزد آن زن رفت و دو درهم را پیش او انداخت و به او گفت: برخیز. زن برخاست و به درون اطاق خود رفت و به مرد عابد گفت: داخل شو.

عابد به درون اطاق رفت. آن زن گفت: اى مرد تو در وضع و لباسى به خانه من آمده‏ اى که معمولا کسى با این وضع و لباس نزد من نمی آید، شرح حال خود را براى من بگو، عابد سرگذشت خود (و شیطان) را براى آن زن تعریف کرد.

زن گفت: اى بنده خدا ترک گناه آسانتر از توبه کردن است،

و چنان نیست که هر کس توبه کند بدان برسد (و توبه ‏اش پذیرفته گردد)، به نظر می رسد که آن کس (که این راه را پیش پاى تو گذارده) شیطانى بوده در نظرت مجسم شده (تا تو را از راه به در کند) اکنون بازگرد کسى را (در آنجا) نخواهى دید.

عابد برگشت و آن زن همان شب از این جهان رفت، و چون صبح شد دیدند بر در خانه ‏اش نوشته شده: بر سر جنازه این زن (براى دفن و کفن او) حاضر شوید که او از اهل بهشت است. مردم همه در شک و تردید فرو رفتند، و به خاطر همان تردیدى که در کار او پیدا کرده بودند تا سه روز جنازه‏ اش را به خاک‏ نسپردند، خداى ـ عز و جل ـ به پیغمبر آن زمان وحى فرمود: بالاى جنازه فلان زن برو و بر آن نماز بخوان و به مردم بگو: بر او نماز بخوانند که من او را آمرزیدم و بهشت را بر او واجب کردم چون فلان بنده مرا از گناه و نافرمانى من باز داشت.

روضه کافی، شیخ کلینی، ترجمه آیت الله رسولی محلاتی، ج ۲ ص ۲۴۲

شبیه ترین روز به روز قیامت

(به مناسبت عید سعید فطر)

photo_2017-06-26_16-57-02

امیر المومنین علی (علیه السلام):

عید فطر شبیه‌ترین روز به روز قیامت است. چون در قیامت عده‌ای که زیانکارند ، تأسف می‌خوردند و غضبناک می‌گردند و عده‌ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهای الهی می‌شوند.

[مجموعه ورام جلد ۲ ص  ۱۵۸]

به قول معروف،

زمستان تمام شد و روسیاهی برای زغال باقی ماند.

 

ماه رمضان تمام شد؛  کسانی که روزه نگرفتند و عمدا روزه خواری کردند، رو سیاهی برای آنها ماند.

 کسانی که بعضا در ملأ عام و در خیابان روزه خواری  می کردند،آنها امروز عیدی ندارند؛ امروز برای آنها بسان جهنم است.

 

اما کسانی که روزه گرفتند:

اصلا فکر کنید خدا و قیامتی هم در کار نباشد، اینها فقط چند ساعت وعده ی نهارشان به تأخیر افتاد و چند ساعت آب نخوردند. چیزی را از دست نداده اند.

 

اما کسانی که روزه نگرفته اند، جواب خدا را چه خواهند داد؟

 در برابر دختر بچه های ۹ ساله ای که در این روزهای گرم چادر سر می کردند و روزه می گرفتند چه دارند بگویند؟

اینهایی که تن سالمی داشتند و روزه نگرفتند، و خوشحال هم بودند، صبر کنند؛  روزی خواهند فهمید…

جوان و تفکر درباره لذات

یکی از کتاب های بسیار مفیدی که برای جوانان نوشته شده است، کتاب «حکت نامه جوان» به قلم آیت الله ری شهری است.

یکی از بخشهای این کتاب، پیرامون «اندیشیدن بسیار درباره لذتها و شهوات» است.

این که کسی در ذهنش پیرامون مسائل شهوانی بسیار بیاندیشد، برایش آفت خواهد داشت.

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «مَنْ کَثُرَ فِکرُهُ فی اللَّذّاتِ غَلَبَتْ عَلَیْهِ»؛ هر که زیاد درباره لذتها بیندیشد، آن لذتها بر او چیره شوند. [غررالحکم، ح ۸۵۶۴]

 

داستانک:

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

روزی حضرت عیسی (علیه السلام) در جمع حواریون نشسته بودند.

حواریون به عیسی علیه السلام عرض کردند: آموزگار راه هدایت! ما را از نصایح و پندهایت بهره مند ساز.

عیسی علیه السلام: پیامبر خدا موسی علیه السلام به اصحاب فرمود؛ سوگند دروغ نخورید، ولی من می گویم سوگند – خواه دروغ و خواه راست نخورید.

آنها عرض کردند: ما را بیشتر موعظه کن.

حواریون از ایشان به حواریون فرمود : برادرم موسی میگفت :‌ زنا نکنید ولی من به شما میگویم : حتی فکر زنا نکنید ؛ زیرا فکر گناه مثل این است که در اتاقی آتش روشن کنند که اگر خانه را هم به آتش نکشد، دیوارها را سیاه میکند. [سفینه البحار، ج ۳، ص ۵۰۳]

 

کسی که فکر گناه می کند، کم کم قلبش سیاه می شود.

وقتی از آیت الله العظمی بهجت(رحمت الله علیه) پرسیدند برای درمان وسواس های ذهنی چه کنیم فرمودند:

بسیار ذکر «لاإله إلا الله» بگویید.

هرکه به خدا و قیامت ایمان دارد، باید … ” ۱ “

17 (1)عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ :

جَاءَتْ فَاطِمَهُ (علیها السلام) تَشْکُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) کُرَیْسَهً وَ قَالَ تَعَلَّمِی مَا فِیهَا فَإِذَا فِیهَا

“مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یُؤْذِی جَارَهُ ” …

 حضرت صادق علیه السلام فرمود:

فاطمه (علیها السلام )براى شکایت از جریانی نزد رسول خدا  (صلی الله علیه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جزوه ‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بیاموز، و (این ۳ جمله) در آن بود:

  1. هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید همسایه را نیازارد …

 [ الکافی، جلد‏۲، صفحه  ۶۶۷، باب حق الجوار ]

در اهمیت همسایه همین بس که رسول رحمت صلی الله علیه و آله می فرمایند: حرمه الجار على الانسان کحرمه أمّه. حرمت همسایه بر آدمى همچون حرمت مادر است.[ الحیاه،ج۱،ص ۴۱۶]

برخی همسایه داری خوبی ندارند:به عنوان مثال :درب منزل را نیمه شب محکم به هم می زند.

ماشین را جلو پل همسایه پارک می کند.

در پله ها طوری رفت و آمد می کند که همسایه اذیت می شود.

آشغال را جلو درب همسایه می گذارد.

از منزلش صدای آهنگ یا مداحی بلند است.

اول صبح برای صدازدن اعضای خانه از داخل کوچه بوق می زند.

مهمانی دیر وقت می گیرد و …

کسانی که در خوابگاه های دانشجویی هستند محدوده شخصی شان کمتر است و همسایه های بیشتری دارند. هم اتاقی آنها، همسایه شان است. صدای خنده، مداحی، موسیقی بلند می شود همسایه شان اذیت می شود. نیمه های شب برای نماز شب ساعت کوک می کنند، هم اتاقی شان بیدار می شود.

داستانک :

یکى از مسلمین از اهالى مدینه ، همسایه بدى داشت که از آزار او در امان نبود، او به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از همسایه اش شکایت کرد و گفت :”من همسایه اى دارم که نه تنها خیرى از او به من نمى رسد، بلکه از شرّ و آزار او، آسوده نیستم .”

پیامبر(صلی الله علیه و آله) به على (علیه السلام) و ابوذر و سلمان و یک نفر دیگر (که راوى مى گوید بگمانم مقداد بود) فرمود: به مسجد بروید و با صداى بلند فریاد بزنید: لاایمان لمن لایا من جاره بوائقه، “هر که همسایه اش از آزار او آسوده نباشد ایمان ندارد.”

آنها به مسجد رفته، سه بار با صداى بلند، این دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به سمع مردم رساندند. امام صادق (علیه السلام) پس از نقل این داستان، با دست خود اشاره به اطراف کرد و فرمود: تا چهل خانه در چهار طرف، همسایه به حساب مى آیند.

نکته ی مهم اینجاست که :

خوب همسایه داری فقط این نیست که ما به همسایه آزار نرسانیم. امام کاظم علیه السلام  می فرمایند:خوش همسایگى تنها این نیست که آزار نرسانى، بلکه خوش همسایگى این است که در برابر آزار و اذیت همسایه صبر داشته باشى. [تحف العقول ص ۴۰۹]

قسمت دوم روایت

قسمت سوم روایت

 

کم کم، ولی پیوسته…

11

برف وقتی شدید بیاید روی زمین نمی نشیند، برفی ماندگار است که آرام آرام بیاید. باران هم همینطور است؛ اول وقتی با شدت بیاید ضرر دارد بعد که آرام بیاید پرفایده است.

امام علی (علیه السلام): «قَلیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ اَرْجی مِنْ کَثیرٍ مَمْلُولٍ مِنْه»؛ [عمل] اندکی که به آن ادامه می دهی، امید [سُود دهی] به آن بیشتر از کار بسیاری است که ملال آور [و غیر دائمی] است.

اگر ما جایی برای سخنرانی نشستیم که در مورد نماز شب صحبت می کردند، در رابطه با دعای ندبه یا انفاق صحبت می کردند. ما یک روز، دو روز، یک هفته این کار را انجام دادیم، بعد سرد شدیم فایده ای ندارد. آن کار خیری فایده دارد که آرام آرام و دائمی انجام شود.

مثلا قرار بگذاریم روزی ۱۰ بار «لا اله الا الله» بگوییم، این تاثیرش خیلی بیشتر است.

یا مثلا یازده رکعت نماز شب را نمی توانیم بخوانیم اما یک رکعتش را می توانیم بخوانیم. فایده این بیشتر از این است که آدم یک هفته فقط نماز شب بخواند.

یا همیشه قبل از خواب وضو بگیریم. همیشه نمی توانیم وضو بگیریم اما قبل از خواب وضو بگیریم.

سه چهار تا کاری که برای نفسمان راحت تر است را شروع کنیم، بعد به آن اضافه کنیم. مثلا یک ماه می گذرد یک ذکر دیگر اضافه کنیم. یک سال می گذرد یک رکعت دیگر به نماز شبمان اضافه کنیم. آن موقع می بینیم بعد از ۱۵ تا ۲۰ سال توانسته ایم نفسمان را دست بگیریم وگرنه با یکبار انجام دادن فایده ندارد.

اگر انسان کار کم و مستمر انجام دهد می بیند در امور خودسازی اش چقدر قوی خواهد شد.

لذات هفتگانه دنیا

لذت دنیا

روزی جابر بن عبداللّه انصاری خدمت امام علی علیه السلام بود و آه عمیقی کشید.

 امام فرمود: گوئی برای دنیا، اینگونه نفس عمیق و آه طولانی کشیدی؟

جابر عرض کرد: آری بیاد روزگار و دنیا افتادم و از ته قلبم آه کشیدم.

 

 امام فرمود: ای جابر، تمام لذتها و عیشها و خوشیهای دنیا در هفت چیز است:

خوردنیها و آشامیدنیها و شنیدنیها و بوئیدنیها و آمیزش جنسی و سواری و لباس اما لذیذترین خوردنی عسل است که آب دهان حشره ای به نام زنبور است.

گواراترین نوشیدنی ها آب است که در همه جا فراوان است. بهترین شنیدنی ها غناء و ترنم است که آن هم گناه است. لذیذترین بوئیدنی ها بوی مشک است که آن خون خشک و خورده شده از ناف یک حیوان (آهو) تولید می شود.

عالیترین آمیزش، با همسران است و آن هم نزدیک شدن دو محل ادرار است. بهترین مرکب سواری اسب است که آن هم (گاهی ) کشنده است. بهترین لباس ابریشم است که از کرم ابریشم به دست می آید.

 دنیائی که لذیذترین متاعش این طور باشد انسان خردمند برای آن آه عمیق نمی کشد.

 

جابر گوید: «فَوَاللهِ ما خَطَرَتِ الدُنیا بَعْدَها عَلی قَلبی».

سوگند به خدا بعد از این موعظه دنیا در قلبم راه نیافت.

 

منبع: حکایت های شنیدنی ج ۳ ص ۸۹٫ میزان الحکمه، ج۴، ص۱۷۱۴، بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۱

همت بالا

%d9%87%d9%85%d8%aa

یکی دیگر از رازهای موفقیت بزرگان، همت بلند است.

حضرت علی (علیه السلام): «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ»، ارزش انسان به اندازه همتش است.

همت بلند فقط در بحث مالی نیست، مثلا در دعا کردن انسان بگوید خدایا ما و نسلمان را تا روز قیامت سرباز امام زمام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بده.

حضرت ابراهیم (علیه السلام) در قرآن دعا می کنند خدایا فرزندان من را امام قرار بده.

عبادالرحمن می گویند ما و نسلمان را برای متقین امام قرار بده.

داستانک:

روزی حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مسافرت به شخصی برخوردند و میهمان او شدند. آن شخص پذیرائی شایانی از حضرت نمود، هنگام حرکت آن جناب فرمود: چنانچه خواسته‌ای از ما داشته باشی از خداوند درخواست می‌کنم تو را به آرزویت نائل نماید. عرض کرد: از خداوند بخواهید به من شتری بدهد که اسباب و لوازم زندگی‌ام را بر آن حمل نمایم و چند گوسفند که از شیر آنها استفاده کنم، پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنچه می‌خواست برای این تقاضا نمود. آن گاه رو به اصحاب کرده فرمودند: ای کاش همت این مرد نیز مانند پیرزن بنی اسرائیل بلند بود و از ما می‌خواست که خیر دنیا و آخرت را برایش بخواهیم.

عرض کردند: ‌داستان پیرزن بنی اسرائیل چگونه بوده است، آن جناب فرمود: هنگامی که حضرت موسی خواست با بنی اسرائیل از مصر به طرف شام برود …از هر کس جویای محل قبر یوسف شد اظهار بی‌اطلاعی می‌نمود به آن جناب اطلاع دادند که پیرزنی است ادعا دارد من قبر یوسف را می‌دانم در کجاست، دستور داد او را احضار کنند، فرستاده موسی که پیش پیرزن آمد و او را از جریان مطلع نمود، آن زن گفت: به حضرت موسی عرض کنید، اگر احتیاج به علم من پیدا کرده او باید پیش من بیاید زیرا ارزش دانش چنین مقتضی است، ‌پیغام پیرزن را به موسی رسانیدند تصدیق نمود و از همت عالی و نظر بلند او در شگفت شد،‌ نزد آن زن آمد و از محل قبر یوسف استفسار کرد. عجوزه گفت: یا موسی «علم قیمت دارد»، من سالها است این مطلب را در سینه خود پنهان کرده‌ام، در صورتی برای شما اظهار می‌کنم که سه حاجت از برای من برآوری. حضرت فرمود: حاجت‌های خود را بگو. گفت:

اوّل آنکه جوان شوم؛


دوّم: به ازدواج شما درآیم؛


سوّم: در آخرت هم افتخار همسری شما را داشته باشم.


حضرت موسی از بلند همتی این زن که با خواسته‌خود جمع بین سعادت دنیا و آخرت می‌کرد متعجب شد، از خداوند درخواست نمود هر سه حاجت او برآورده شد.

 

بصیرت اخلاقی

%d8%a8%d8%b5%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c

حضرت علی (علیه‌السلام): «أبْصَرُ النّاسِ مَن أبْصَرَ عُیوبَهُ»، با بصیرت ترین مردم کسى است که عیبهاى خود را ببیند.

مهترین مرحله درمان، تشخیص بیماری است. اگر پزشک معالج، بیماری را درست تشخیص دهد مشکل حل می شود.

خیلی وقت ها بیماری تشخیص داده نمی شود. ما اگر بتوانیم ایراد خودمان را تشخیص بدهیم؛ مثلا بگوییم آیا من حسادت دارم؟ آیا تکبر دارم؟ آیا حرص دارم؟ … دنبال درمانش می رویم.

مشکل امروز ما این است که درد را تشخیص نداده ایم.

مثلا به ما می گویند: این کار شما حسادت است. می گوییم این حرف ها چیست؟ من کجا حسودم.

یا می گویند: این کار شما تکبر است. می گوییم تکبر کجا بود؟ من خیلی تواضع دارم.

**منبرک**