خانه / سیاسی

سیاسی

در این بخش منبرک های سیاسی را می توانید ببینید.

مظلوم مقتدر / قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست/ مهمترین اتفاق نادیده گرفته شدن این دست آوردها است

 (به مناسبت ۲۲ بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران)

جمهوری اسلامی، مظلوم مقتدر

یکی از نکاتی که در رابطه انقلاب اسلامی باید به آن توجه کنیم این است که قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست.

سیر ۴۰ ساله سایر کشورها را ببینید و سیر تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت جهانی را نیز بنگرید. در همه بخش ها خصوصاً قدرت اقتصادی. مقایسه کنید قبل و بعد از انقلاب چه داشتیم و الان چه هستیم.

 

اما مهمترین اتفاقی که افتاده است، نادیده گرفته شدن این دست‌آوردها است.

توسط سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی هجمه سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد شده است. انگار که جمهوری اسلامی هیچ دست‌آوردی نداشته است.

 

در کجای دنیا کشوری را سراغ دارید که اینقدر دشمن داشته باشد و دشمنان نیز تمام برنامه خود را برای نابودی آن کشور گذاشته باشند.

هر روز که گوشی تلفن همراه خود را بردارید می بینید بیش از ۵۰ شبهه در رابطه با جمهوری اسلامی وارد می‌کنند. اگر ما امثال این ۵۰ شبهه را به کشور آمریکا وارد کنیم یک روزه نابود می شود .

 

حال ما ۴۰ سال است که در مقابل این دشمنی ها قرار گرفته ایم در یک کلمه جمهوری اسلامی مقتدر مظلوم است. جمهوری اسلامی در نهایت مظلومیت است که اینقدر امکانات برای مردم فراهم کرد اما باز هم بر آن می تازند.

قشر دانشجو و طلاب باید نسبت به دست آوردهای انقلاب آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند در برابر این شبهات و دروغ ها از جمهوری اسلامی  به حق دفاع کنند.

دشمن در رده‌های مختلفی نفوذی وارد کشور کرد. در عالیترین رده‌ها می­بینید نفوذی‌های وارد می شوند. برخی دستگیر شدند برخی مجبور به استعفا شدند و برخی نیز از کشور فرار کردند.

 

با این وجود ما چهل سال این انقلاب را به خوبی نگه داشتیم.

نکته مهمی که باید به آن دقت کرد این است که دشمن تلاش می‌کند تا تمام ایرادها را به جمهوری اسلامی نسبت دهد. در صورتی که در کشورهای دیگر اینگونه نیست. به عنوان مثال:

چند سال پیش رئیس جمهور فرانسه فساد اخلاقی بسیار بدی انجام داد. آنجا گفتند رئیس جمهور یک شخصیت حقوقی دارد و یک شخصیت حقیقی. شخصیت حقوقی که اینگونه نبوده است؛ شخصیت حقیقی او بوده است. انسانی است که فساد جنسی انجام داده است!

اما در کشور ما اگر یک رفتگر بد جارو بکند می‌گویند ببینید این جمهوری اسلامی است!

داستانک:

روزی در تاکسی کنار شخصی نشسته بودم و او مرتب به کشور جمهوری اسلامی ناسزا می‌گفت. از او پرسیدم چه شده است؟ گفت برای معالجه پیش پزشکی رفتم و او از من زیرمیزی خواست. این چه جمهوری اسلامی است؟!

 یک پزشک از او زیرمیزی خواسته است و جمهوری اسلامی را مقصر می داند!

 

در هیچ کجای دنیا این گونه نیست که همه چیز را به پای حکومت بنویسند. می‌بینید که رئیس جمهور شان فساد می‌کند می گویند ربطی به حکومت ندارد.

در خیابان چاله باشد به حکومت فحش می‌دهد؛ آسفالت باشد به حکومت فحش می‌دهد؛ تلفن‌ها آنتن ندهد به حکومت ناسزا می‌گوید. نان گران می‌شود به نظام فحش می‌دهد. این از مظلومیت جمهوری اسلامی است. البته مسئولین باید به وضعیت مردم رسیدگی کنند.

همچنین در رابطه با فسادها که هر بار موردی از آنها رخ می‌دهد  موجب ناراحتی ما و آبروریزی می‌شود و تا چند سال نمی‌شود این آبروی ریخته را جمع کرد باید رسیدگی کنند.  همین فسادها خود معنای نفوذی است.

از وظایف شرعی عقلی و قانونی ما این است که در دفاع از این نظام در راهپیمایی ۲۲ بهمن همه با هم شرکت کنیم.

۵ اصل اقتدار

در زمینه سیاسی می گویند اگر کشوری در پنج زمینه توانمند بود، نشان دهنده آن است که آن کشور ابرقدرت است. و هر کشوری در این پنج مورد پیشرفتی داشته باشد کشور پیشرفته ای حساب می شود:

۱. قدرت نظامی

۲. امنیت داخلی

۳. سیاست خارجه و تأثیر در تحولات بین المللی

۴. اقتصاد

۵. فرهنگ

 

  •  حالا ببینیم در کشور خودمان وضع چطور است؟

۱. قدرت نظامی:

کشور ما با اینکه بودجه نظامی بسیار پایینی دارد؛ به عنوان نمونه در سال ۲۰۱۵ بودجه نظامی جمهوری اسلامی ایران ۱۲ میلیارد دلار بود، در حالی که در همان سال بودجه نظامی آمریکا ۶۰۰ میلیارد دلار بود.

آمریکا که هیچ، حتی کشورهایی مانند آلمان و ژاپن که می گویند نظامی ندارند! در سال ۲۰۱۵، بودجه نظامی شان ۴۰ میلیارد دلار بود. عربستان سعودی ۸۰ میلیارد دلار و عراق نیز ۱۳ میلیارد دلار. اما با وجود اینکه ما از لحاظ بودجه نظامی بسیار پایینی داریم قدرت نظامی بسیار بالا هستیم.

 

۲. امنیت داخلی: در ناامن ترین منطقه دنیا جزو امن ترین کشورهای دنیا هستیم.

 

۳. تأثیر در تحولات بین المللی:

می بینید اوباما اعلام می کند که ما تا عصر به سوریه حمله می کنیم. مقام معظم رهبری که می فرمایند: اینجا جای شما نیست؛ عصر اوباما اعلام می کند ما عجله ای برای حمله به سوریه نداریم!

وزیر امور خارجه عربستان اعلام می‌کند: جنازه های قربانیان منا که هیچ، ما حتی اسامی آنها را نیز به ایران نمی دهیم.

ظهر روزی که مقام معظم رهبری می فرمایند: برخورد ایران سخت و خشن خواهد بود؛ عصر آن روز وزیر عربستان اعلام می کند ما جنازه ها را  برمی‌گردانیم.

این قدرتی است که در تحولات بین المللی داریم. عملکرد ما در اقتصاد و فرهنگ نیز تأثیر خود را در عرصه بین المللی دارند.

 

  •       حال بیایید ببینیم ایران در کدام یک از آنها قوی است و در کدام یک قوی نیست؟

 می بینیم که کشور ما در عرصه‌های نظامی، امنیت داخلی و تحولات بین المللی قوی است؛ اما در اقتصاد و فرهنگ این قدرت را ندارد.

 

  • حال سوال این است که کدام یک از این ها زیر نظر ولایت فقیه است و کدام یک زیر نظر دولت هاست؟

همان سه مورد اول، زیر نظر ولایت فقیه است و در آن ها نیز جمهوری اسلامی قدرتمند است اما دو مورد دیگر که در آنها ضعف داریم زیر نظر دولت ها بوده است.

این نشان می دهد در این ۴۰ سال هر جا که ما به مُرّ اسلام عمل کرده ایم قوی شده ایم؛ آنجایی که عمل نکردیم ضربه خوردیم.

پس اگر در اقتصاد و فرهنگ هم به نظر اسلام عمل کنیم، زیر نظر ولایت فقیه قرار بگیریم، مثل موارد اول پیروز خواهیم شد.

این برای کشور ما خوب نیست که عالی ترین مقام کشور ما یعنی ولی فقیه و رهبر جامعه، نه تنها در امور اقتصادی نمی‌تواند دخالت کند حتی نماینده ای در امور اقتصادی ندارد!

این بسیار بد است که رهبر ایران، که هر وقت یک اتفاق اقتصادی مانند گرانی رخ می دهد، به پای ایشان نوشته می‌شود، در تیم های اقتصادی دولت و در تنظیم بودجه، نماینده ندارد و این نشان دهنده این است که باید در مورد قانون اساسی یک بازنگری بشود.

حال که ۴۰ سال از انقلاب گذشته است و مشخص شده است قدرت و اقتدار در کدام طرف است و ضعف ها در کدام طرف حال باید آن را درست کنیم. راه درست همین است که به معنای واقعی به حکومت اسلامی و ولایت مطلقه فقیه برسیم.

شاه رفت؛ تفکر شاهنشاهی را نیز بیرون کنیم!

 

۲۶ دی ماه سالروز فرار شاه خائن از ایران اسلامی است.

انقلاب اسلامی ما فقط در صدد تغییر ظواهر نبود؛ هدف برداشتن تاج و گذاشتن عمامه، بدون تغییر در ماهیت ساختار اداری کشور نبود. بلکه ماهیت جمهوری اسلامی با رژیم شاهنشاهی در ذات و ماهیت متفاوت اند.

اما اگر مسئولین، اصول انقلاب اسلامی را رعایت نکنند دوباره به همان دوران شاهنشاهی برگشته ایم.

مثلا:

فرض کنید مسئولین ساده زیستی را فراموش کنند و به کاخ نشینی و خانه های مجلل رو بیاورند. این اصل، از اصول انقلاب است که محرومین و مستضعفین به جایگاه برسند نه اینکه دوباره همان جاه طلبان و صاحبان قدرت و ثروت به نان و نوا برسند.

شعار انقلاب، عدالت و اسلامیت است. باید به تمام ابعاد آن عمل شود. که البته الحمدلله به خیلی از آنها رسیده ایم لکن باید به شعارهای عمل نشده رسیدگی کرد.

 

مشکل ما که فقط با شاه نبود؛ بلکه با تفکر شاهنشاهی بود. اکنون نیز هر مسئولی بیاید که آن تفکر را داشته باشد برای ما فرقی نمی کند. فرقی نمی کند که نامش محمدرضا پهلوی باشد یا هر اسم دیگری.

بله؛ اکنون که به لطف خداوند در رأس کشور عادل ترین فرد، مقام معظم رهبری قرار دارند، عالی است، اما کافی نیست؛ بقیه پایه ها نیز باید اشخاص سالم بر سر کار باشند. نه اینکه کسانی بیایند که هیچ شئونی از جمهوریت و اسلامیت نظام را رعایت نکنند. در این صورت نظام اسلامی نخواهد بود.

این که مقام معظم رهبری نیز چند وقت پیش فرمودند که ما هنوز به حکومت اسلامی نرسیده ایم به این خاطر است؛ یعنی مسئولین ما به لُبّ اسلام و خواسته های ابتدای انقلاب عمل نکرده اند.

رسیدن به این هدف نیز ۲ لازمه دارد.

۱- انتخاب درست مردم

۲- تلاش و اقدام درست مسؤولین.

 

توجه: البته باید توجه کنیم که رسیدن به همین نقطه، با توجه به اینکه ۴۰ سال بیشتر از انقلاب نگذشته است، نشان دهنده سرعت بسیار بالای پیشرفت است. لکن باید بصیرت مردم و تلاش مسئولین در کنار هم بیاید تا انقلاب اسلامی محقق شود. وگرنه اگر قرار باشد مسئول زمان شاه در کاخ زندگی کند و مسئول امروزی هم بخواهد کاخ نشین باشد، و یا در زمان شاه کاپیتولاسیون باشد و اکنون امثال سند ۲۰۳۰، وضعیت همان خواهد بود.

انتخاب موقت رهبری / آیا انتخاب رهبری موقتی انجام شده است؟

در روزهای اخیر کلیپی در فضای مجازی، در مورد مذاکرات مجلس خبرگان در سال ۶۸ پخش شده است. موقعی که مقام معظم رهبری (حفظه الله) به رهبری انتخاب می­ شوند آقای هاشمی رفسنجانی جمله ­ای را بیان می­ کنند به این مضمون:

خوب موقتا آقای خامنه ­ای را ما انتخاب می­ کنیم تا رفراندوم. بعد مشخص می­ کنیم.

جریان چه چیز بوده است؟

یعنی رهبری موقتا انتخاب شده بودند؟ قرار بوده رفراندومی صورت بگیرد؟

در سال ۵۸ که قانون اساسی به رفراندوم گذاشته شده و به رای مردم تصویب می­ شود، شرط رهبری این بوده است که رهبر باید مرجع تقلید باشد. حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) در سال ۶۷ به آیت الله مشکینی دستور می­ دهند بازنگری قانون اساسی را انجام دهند.

آیت الله مشکینی در نامه­ ای به امام (رحمت الله علیه) از چند مورد از ابهامات قانون اساسی می­ نویسد. امام به هیچ کدام جواب نمی دهند؛ فقط به یک مورد جواب می­ دهند و می­ فرمایند در رابطه با رهبری از اول هم نظر من این بود که لازم نیست رهبر مرجع تقلید باشد و مجتهد جامع الشرایط کفایت می­ کند. قرار بود تغییرات قانون اساسی با انتخابات ریاست جمهوری سال بعد، یعنی سال ۶۸ به رفراندوم گذاشته شود. اما حضرت امام (رحمت الله علیه) دو ماه قبل از رفراندوم از دنیا می­ روند. اما در آن زمان هنوز طبق قانون اساسی رهبر باید مرجع تقلید می بود. آیت الله امینی در آن جلسه نامه امام (رحمت الله علیه) را می­ خوانند و نمایندگان خبرگان را از نظر امام مطلع می­ کنند.

ولی هنوز قانون اساسی هنوز تغییر نکرده بود. لذا خبرگان مقام معظم رهبری را انتخاب می­ کنند. در مردادماه نیز قانون اساسی به رفراندوم گذاشته می­ شود. پس از تأیید مردم، خبرگان در مرداد ماه مجددا تشکیل جلسه داده و به رهبری مقام معظم رهبری رأی می­ دهند. و آنگاه مقام معظم رهبری (حفظه الله) رهبر نظام اسلامی می­ شوند.

در نتیجه آن جمله­ ای که از آقای هاشمی رفسنجانی در برخی شبکه های مجازی پخش شده است کشف جدید و عجیبی نیست که برخی آن را مطرح می­ کنند. کسانی که آن زمان را خوب به خاطر دارند در جریان اجرای قانون هستند.

نظام اسلامی، بهترین ساختار و مسیر

راهپیمایی

فرض کنید قصد سفر دارید و چند خودرو مختلف برای سفر وجود دارد که هر یک ویژگی های خاصی دارند.

مثلا:

اتوبوس اول، نقص فنی دارد. اتوبوس دوم، راننده نابلدی دارد؛ اتوبوس سوم، از نظر فنی سالم است و راننده خوبی هم دارد اما سایر مسافرین آن خودرو هر یک ایرادی دارد و موجب مزاحمت شما می شود.

 

حال با این اوصاف اگر مجبور به مسافرت باشید، کدام ماشین را انتخاب می کنید؟

طبیعتا حاضریم برخی ایرادات و اذیت های داخل خودرو سوم را تحمل کنیم اما لااقل خیالمان نسبت به سلامت خودرو و راننده و رسیدن به مقصد راحت است.

وضع امروز ما اینچنین است. جمهوری اسلامی وسیله خوب و سالمی است. راننده و سکان دار آن نیز از عادل ترین انسان هاست. اما داخل این اتوبوس برخی افراد برخی کارهای نادرست را انجام می دهند. با این وجود خیالمان راحت است که این وسیله ما را به مقصد می رساند.

ما به مسافران داخل این اتوبوس، به مسئولین این کشور اعتراض داریم، انتقاد داریم، اما خیالمان بابت نظام و رهبری آن راحت است. این افتخار است برای ما که رهبری جامعه ما به دست کسی است که عادل ترین فرد جامعه است. در صورتی که می توانست حکومت دست فرد یا افرادی باشد که هر روز یک فساد اقتصادی، سیاسی یا … از او سر بزند.

قدر این انقلاب و نظام را باید دانست.

این روزها که راهپیمایی ها در سراسر کشور در دفاع و حمایت از استقلال و امنیت کشور برگزار می شود، امید است شعارها در محکوم کردن فساد ها و مفسدین روز، در زمینه های اقتصادی نیز باشد. نه اینکه همچنان به شعارهای سال ۵۷ بسنده کنیم و مرگ بر آمریکا بگوییم. بله قطعا «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر فتنه­ گر» هم شعار امروز هست اما شعار ضروری این ایام، «مرگ بر اختلاس ­گر» و «مرگ بر حقوق نجومی» است.

پشت پرده تظاهرات اخیر

2017-12-30-08-35-54

جریان جنگ در سوره مدت هاست تمام شده است اما سوریه نمی تواند به این راحتی و تا مدت ها کمر راست کند. همه زیرساخت هایش از بین رفته است.

اما جریان سوریه از کجا شروع شد؟

از اعتراض مردمی به یک جریان شروع شد و شخصی از داخل جمعیت مردم و پلیس را به رگبار بست. همین، باعث شورشی شد که می بینید الان به کجا رسیده است.

ما بصیرت لازم داریم که مواظب باشیم.

همین جریان، چند شب پیش در لرستان اتفاق افتاد. یک نفر از داخل جمعیت با اسلحه، شروع به تیراندازی به مردم کرد. بیش از هفتاد نفر مجروح شدند و سه نفر به شهادت رسیدند. ما اگر مواظب نباشیم همان جریان سوریه اتفاق می افتد.

خدا با کسی عقد اخوت نبسته که یک کشور همیشه روی آرامش ببیند، اگر مراقب نباشیم خدای نکرده کشور ما هم مانند کشورهای اطراف می شود.

انتقاد به گرانی داشته باشیم ولی مواظب باشیم دشمن از این مسئله سوء استفاده نکند.

فرق شورشگر با معترض!

شورشگر

 

بین اغتشاش گر و معترض، تفاوت هایی وجود دارد.

مردم اعتراض و تحصن می کنند و یک سری خواسته هایی دارند. مانند:

 ۱٫ گرانی ۲٫ اختلاس ۳٫ حقوق نجومی ۴٫ ناکارآمدی مسئولین: مثل مشکلات وزارت خانه ها، عدم کنترل قاچاق، رشوه در قوه قضاییه، عدم رسیدگی به پرونده های قوه قضاییه، رشوه گرفتن در دارایی و …

مردم به خاطر اینها اعتراض دارند. اما قصد شورشگر براندازی است.

این دوکاملا با هم فرق دارد. حامیان این دو نیز با هم فرق دارند. در رأس حامیان معترضین، مقام معظم رهبری (حفظه الله) است. بیشترین کسی که تا حالا در رابطه با معیشت مردم صحبت کرده حضرت آقا هستند. همه مردم حامی این هستند که برای حق مردم اعتراض بشود.

اما حامی شورشگر مشخص است: دشمنان خارجی از جمله آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و مجاهدین خلق و… .

نتیجه این دو عمل نیز با هم فرق می کند. آنقدر مردم اعتراض می کنند تا چیزی که گران شده بر گردد؛ پولشان برگردانده شود؛ جلو ظلم گرفته شود؛ فلان مسئول استعفا دهد و… . نتیجه اعتراض این است.

اما در شورش نتیجه این نیست. نتیجه شورش این است که گرانی بیشتر شود، دزدی بیشتر شود، مسئولین نالایق بیشتر شوند و یک جنگ داخلی که مقدمه ورود بیگانه است محقق شود.

این دو تا با هم فرق دارد. ما با شورشگر مشکل داریم. با معترض مشکلی نداریم. مردم اعتراض می کنند تا به حقشان برسند اما شورش کار درستی نیست. نتیجه ای هم ندارد.

کسانی که شورش می کنند دغدغه شکم مردم را ندارند؛ خودشان که بابت این شورش ها پولشان را می گیرند؛ دیدید که در این اعتراضات در کل کشور حتی لباس های شورشیان یک شکل است و با پیچیده ترین امکانات و تجهیزات عمل می کنند. اینها دغدغه اقتصاد مردم را دارند؟

وحدت حوزه و دانشگاه

هفته وحدت

۲۷ آذرماه یادآور شهادت مظلومانه شهید آیت الله دکتر مفتح است.

به مناسبت شهادت ایشان، این روز به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شد.

 

سوال:

وحدت حوزه و دانشگاه به چه معنی است؟

 

وحدت به معنای پیوند علم و دین است.

 

معمولا فضای دانشگاه، بیشتر در جهت ریل گذاری امور مادی است و در حوزه های علمیه، فضای ریل گذاری بیشتر به سمت امور معنوی است.

 

وحدت حوزه و دانشگاه در یک جمله یعنی اینکه این ریل گذاری ها یکی شوند. پیوند دهیم بین مادیات و معنویات زندگی. یعنی از طریق دین پیوند دهیم بین مادیات و معنویت. این یعنی پیوند بین حوزه و دانشگاه.

میانمار توئیتر ندارد

(به مناسبت میلاد امام هادی علیه السلام و وقایع اخیر میانمار)

photo_2017-09-06_15-35-46

میلاد با سعادت حضرت امام هادی علیه السلام و همچنین دهه ولایت را تبریک عرض می کنم، هرچند اتفاقاتی که در میانمار در حال رخ دادن است، جشن و عیدی برای ما شیعیان و مسلمانان نگذاشته است.

در میانمار کودکان و زنان را زنده زنده می سوزانند، بچه ها را داخل آب خفه می کنند، نباید به راحتی از کنار این ها بگذریم.

یقین داریم این روزها برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه عزا است. این مسائل دیگر عیدی برای آقای مان حجت بن الحسن باقی نگذاشته است.

مشکل ما این است که مردم برای کشتن دو سگ در کشور خودمان، جلو استانداری مشهد و استانداری شهرهای مختلف جمع می‌شوند، تظاهرات می‌کنند، برگه دست می‌گیرند ما سگ هستیم، ما خود آن سگ هستیم، برای آنها توییتر می زنند، فیسبوک می زنند، ولی برای این همه مردم میانمار حتی یک شمع روشن نمی شود، چرا؟

چون میانمار توییتر ندارد، چون آنها فیس بوک ندارند، چون آنها، این طرفدارها را ندارند.

آمریکا هرجا دلش بخواهد، از هر که بخواهد حمایت می کند، آنها تاریخ را هم تحریف می کنند.

وقایع اخیر، وقایع دلخراشی است، در افغانستان نزدیک به ۵۰۰ بچه را سر بریدند، جریان میانمار، جریان یمن، بحرین، سوریه. امیدواریم خداوند مرهم دل ما و عیدی ما را ظهور حجت بن الحسن قرار بدهد.

اهمیت نامگذاری روز جهانی مسجد

مسجدالأقصی

روز ۳۰ مرداد ماه، با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز جهانی مساجد نامگذاری شده است.

 

رژیم غاصب صهیونیستی در چنین روزی به مسجدالأقصی حمله کرد و آنجا را به آتش کشید.

به همین مناسبت این روز به عنوان روز جهانی مسجد نامگذاری شد.

 

در رابطه با اهمیت و جایگاه مسجد، روایت های بسیار مهمی از معصومین علیهم السلام نقل شده است.

 

روایت ۱:

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :کسى که به سوى مسجدى از مساجد خدا قدم بردارد، به ازاى هر قدمى که بر مى‏دارد ، پاداش ده حسنه خواهد داشت و ده گناه از نامه اعمال او پاک مى‏شود و مقام و منزلت او را ده درجه بالا مى‏برند.

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه : ۲۹۱]

 

داستانک:

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

مردی نابینا نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! من نابینایم و گاه ندای اذان را می شنوم؛ ولی کسی را نمی یابم که مرا به نماز جماعت و نماز همراه شما برساند.

پیامبر ص به او فرمود: «از خانه ات تا مسجد، یک ریسمان ببند و در جماعت حاضر شو».

[تهذیب الأحکام: ج ۳ ص ۲۶۶ ح ۷۵۳ عن ابن أبی یعفور؛ وسائل الشیعه: ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۱۰۷۰۴]

 

روایت ۲:

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

هر کس به مسجد می رود، یکی از ۸ فایده حداقل برای او خواهد بود

که یکی از آنها این است که به خاطر حیا هم که باشد، گناه نخواهد کرد.

 

یعنی یک شخص مسجدی، به خاطر همین نماز و مسجد در خیابان و بازار و جلو مسجد، به گناه نخواهد ایستاد… چرا که حیا او را از این کار باز می دارد.

مصدق چطور شخصیتی بود؟

مصدق

وقتی به ظاهر جریان های تاریخی نگاه می­کنیم، یعنی اینکه حتی آن ها را به عنوان یک انسان غیر مسلمان و غیر شیعه تحلیل می­کنیم، می­بینیم که معمولا هرجا ما سازش با دشمن کرده ایم، هزینه سنگینی نیز پرداخت نموده ایم.

 

حتی با همین نگاه مادی؛ یعنی حتی کسانی که نتیجه حرکت امام حسین (علیه السلام) را شکست تلقی می­کنند، حتی با همین نگاه هم اگر درست به تاریخ نگاه کنند می­بینند هر جا ما چیزی به دست آورده ایم با سازش نبوده است.

با سازش بود که ترکمانچای ها امضا شد؛

با سازش بود که بحرین ها داده شد؛

با سازش بود که آذربایجان ها و … داده شد…

اما در مقابل در چالش ها…  همچون دفاع مقدس، حتی یک وجب خاک از دست ندادیم.

 

یکی از سازش ها همین جریان ۲۸ مرداد بود.

مصدق به آمریکا اعتماد کرد و به تعبیر مقام معظم رهبری(حفظه الله) سیلی را هم خورد.

او به آمریکا اعتماد کرد…

ثمره اعتماد به آمریکا هم همین شد که خود آنها به مصدق خیانت کردند و کودتا را بر ضد مصدق انجام دادند.

 

اگر به آمریکا اعتماد نمی­کرد این طور نمی­شد.

هر چند که مصدق، به تعبیر امام خمینی (رحمت الله علیه) مسلم نبود!

 مصدق مسلمان نبود؛ اگر می­بود این کار را نمی­کرد.

 

داستانک ۱:

 حاج آقای فلسفی در خاطرات خود می­فرمایند:

بار اول که همراه چندی از علما پیش مصدق رفتیم، روی تختخواب دراز کشیده بود. با ورود ما تغییری در حالتش ایجاد نشد. بعد از اتمام صحبت خواستیم برای اقامه ی نماز به مسجد برویم. مصدق با تعجب گفت: «شما هر روز برای نماز به مسجد می­روید؟»!!

 

بار دوم هم که پیش اش رفتم همان طور روی تختخواب بود. آیت الله بروجردی گفته بود وی را از خطر وجود بھائی ھا در شهرستان ها، آگاه کنم. قاه قاه خندید و گفت: «از نظر من مسلمان و

بهائی فرقی ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند.»

[خاطرات حجت الاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۳۲]

 

مصدق اینگونه بود. اهمیتی برای اسلام قائل نبود. برخلاف آنچه که عده ای مصدق را بزرگ می­کنند، اما او در واقع این گونه بود.

داستانک ۲:

ماه مبارک رمضان…

مجلس شورای ملیِ مملکت اسلامی…

… پشت تریبون رفت. سخنرانی اش که تمام شد، لیوان آب کنار دستش را برداشت و خورد!

صدای اعتراض نمایندگان بلند شد. با خونسردی گفت: «اهل عوام فریبی نیستم»!

امام خوب فهمیده بود. «مصدق مسلم نبود».

[خاطرات حجت الاسلام شجونی ص ۱۰۲]

ننگ است برای یک کشور …

مجلس

یکی از اصول شیعه اصل عزت مداری است.

تمام ائمه علیهم السلام و علمای ما روی بحث عزت بسیار حساس بوده اند.

شعار امام حسین علیه السلام هیهات من الذله بود، یعنی هیهات، که ما زیر بار ذلت قرار بگیریم.

همیشه علما پرچمدار عزت مداری بوده اند؛ به خصوص جمهوری اسلامی ایران که پرچمش را امام رحمت الله برداشته در اوج عزت است.

داستانک:

در آبان ماه سال ۱۳۵۸ که فرستاده ویژه کارتر به ایران آمد. وقتی حضرت امام رحمت الله علیه متوجه شدند، هنوز هواپیمایشان روی زمین ننشسته بود که امام پیام دادند هیچ کس اجازه ندارد با او دیدار یا ملاقات داشته باشد وهواپیمای او هم اجازه ندارد بنشیند.

تنها نامه امام که بدون بسم الله الرحمن الرحیم شروع می شود همین نامه است، که شاید برگرفته از سوره مبارکه توبه باشد که انسان در مقابل دشمن رحم و رحمانیت ندارد. این عزت است.

اما متاسفانه می بینیم که در مجلس شورای اسلامی این عزت چطور به ذلت تبدیل می شود.

نماینده های مجلس که باید از حقوق ملت دفاع کنند، باید به فکر اقتصاد و فرهنگ و سیاست باشند، برای عکس برداشتن با آن عجوزه صهیونیستی چطور تلاش می کنند.

برای یک کشور ننگ است که نماینده های مجلسش اینطور باشند. شما فکر می کنید اینهایی که برای عکس گرفتن روی میز دراز می کشند، می خواهند مشکلات مردم و مملکت را حل کنند؟

اینهایی که با لابی در لیست های مختلف قرار گرفتند و رای آوردند، اینطور اند.

در حال حاضر چند روز است که تیتر خبرگزاری های دنیا به این فضاحت مجلس شواری اسلامی پرداخته اند.

اینها که نمی توانند مایه آبروی کشور باشند حداقل باعث ننگ کشور نشوند. این مسئله برای یک کشور ننگ است.

جهاد و شهادت

(به مناسبت ۳۱ تیرماه سالروز شهادت شهید عباس دوران)

doran-th4

داستانک:

صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلویزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به ۵۰ مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.

تنها ۱۵۰ دقیقه پس از مصاحبه صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.

 

این یعنی جهاد، که ببینیم ضعف دشمن کجاست یا کجا به خودش می بالد، همانجا را بزنیم. ببینیم دشمن، کجا ما را تحقیر می کند، همانجا قدرت پیدا کنیم. این جهاد می شود.

جهاد امروز جهاد اقتصادی است. ببینیم دشمن چطور ما را در بحث اقتصادی تحقیر می کند، آنجا خودمان را قوی کنیم.

در بحث علمی، چطور دشمن به خودش می بالد، آنجا کار کنیم.

در هر قسمتی که دشمن حمله می کند یا جایی که نقطه قوت دارد یا نقطه ضعف دارد، ما باید بر آنها برتری داشته باشیم.

افتخار ما شهدای عزیز هستند که متاسفانه نسل جدید زیاد با آنها انس و الفتی ندارند. در همین داستان، شهید دوران و همرزمان شهیدش، افتخار ایرانیان و مسلمانان اند.

پترس و … برای ما الگو نیستند. خودمان چنین الگوهایی داریم، آنوقت غربی ها الگوهای خود را به رخ ما می کشند. آنها هیچ جاذبه ای برای ما ندارند.

حالا که در کتب درسی بحث جهاد و شهادت دارد کم کم حذف می شود، شما پدرها و مادرها در خانه از جهاد و شهادت برای فرزندانتان زیاد بگویید. اگر جهاد و شهادت در خانواده کمرنگ شد سنگ روی سنگ بند نمی شود.

به دشمن پشت نکنیم!

(به مناسبت شهادت حضرت حمزه علیه السلام)

گریزهای-مداحی-شهادت-حضرت-حمزه

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا». (آیه ۲۳ سوره احزاب)

از میان مؤمنان مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.

حضرت امیر می فرماید منظور از این آیه من و عمویم حمزه و برادرم جعفر و پسر عمویم عبیده هستیم. که سر عهدی که با خدا بستیم تا آخر ایستادیم؛ عده ای شهید شدند و عده ای منتظرند و من منتظر شهادتم.

 «وَ لَقَدْ کُنْتُ عَاهَدْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ أَنَا وَ عَمِّی حَمْزَهُ وَ أَخِی جَعْفَرٌ وَ ابْنُ عَمِّی عُبَیْدَهُ عَلَى أَمْرٍ وَفَیْنَا بِهِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ فَتَقَدَّمَنِی أَصْحَابِی وَ تَخَلَّفْتُ بَعْدَهُمْ لِمَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِینَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا حَمْزَهُ وَ عُبَیْدَهُ وَ جَعْفَرٌ ع قَضَوْا نَحْبَهُمْ وَ أَنَا وَ اللَّهِ الْمُنْتَظِر »   خصال؛ ج ۲، ص ۳۷۵

 حال آن عهدی که بستند چه بود؟ علامه طباطبایی در المیزان می فرماید :

عهدی که کردند طبق این آیه شریفه: «وَ لَقَدْ کانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یُوَلُّونَ الْأَدْبارَ»  (احزاب ۱۵) این بود که هیچ گاه پشت به دشمن نکنند.

سست نشدن در مقابل دشمن؛ این عنصر اصلی در شخصیت حضرت حمزه است.

اگر می خواهم مثل حمزه شویم چه کنیم؟

امروز اگر ما می خواهیم از امام زمان مان رفع غربت کنیم و در قدرت رسیدن حضرت نقشی ایفاء کنیم باید حمزه ها را تکثیر کنیم. این روحیه حمزه را خودمان تقویت کنیم و در روح جامعه بدمیم.

جامعه ای که حمزه سیدالشهدا که اساسا پشت به دشمن نمی کند اگر این روحیه مقاومت و سازش نکردن با دشمن که رمز موفقیت در برابر دشمن است؛ توضیح داده شود؛ دیگر کسی جرائت نمی کند دم از سازش با دشمن بزند. جامعه ای که حمزه ای دارد که هرگز پشت به دشمن نکرد؛ سازش و کرنش دربرابر دشمن را عیب و عار می داند.

بنابراین تا مشکلی برایمان بوجود آمد سریع کنار دشمن نرویم. از مبارزه با دشمن زود خسته نشویم. ما تا روزی که هستیم با دشمن مبارزه خواهیم کرد.

تا روزی که بیرق اباعبدالله علیه السلام سر در خانه هایمان باشد ما همین طور تحریم خواهیم شد. همان طور که امام حسین علیه السلام در آب تحریم شد. طبیعی است ما هم که پیرو این امام هستیم همین طور تحریم خواهیم شد.

اگر همه همشهریانت از تو تعریف کردند…

13920405100153633750334

روی عن الإمام الباقر ع فی وصیته لجابر بن یزید الجعفی أنّه قال:

«یَا جَابِرُ… اعْلَمْ بِأَنَّکَ لَا تَکُونُ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ مِصْرِکَ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ یَحْزُنْکَ ذَلِکَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ یَسُرَّکَ ذَلِکَ».

تحف العقول، ص۲۸۴

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده‌است که در وصیتشان به جابربن‌یزیدجُعفی فرمودند:

«ای جابر!… بدان که تو ولیّ(دوستِ) ما نخواهی بود، مگر این‌که اگر اهالی شَهرت علیه تو هم‌داستان شوند و بگویند تو مرد بدی هستی، این (حرفشان) تو را اندوهگین نسازد و اگر گفتند تو مرد خوبی هستی، این (حرفشان) تو را شادمان نگرداند.

ما مامور به وظیفه ایم و باید کارمان را انجام دهیم، حالا اگر همه مردم بگویند مرگ بر فلانی یا درود بر فلانی.

ما باید یقین داشته باشیم حرفمان و راهمان درست است. «وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ»؛ از ملامت هیچ ملامت گری نمی ترسند. (آیه ۵۴ سوره مائده)

مثلا شما می خواهید در یک اجتماعی صحبت کنید، می دانید اگر فلان حرف را بزنید مردم ناراحت می شوند اما باید بگویید. چه بسا مردم ناراحت بشوند. زمانی مردم از یک حرفی خوشحال می شوند، وظیفه مان بوده که بگوییم.

داستانک:

به شهید بهشتی خیلی توهین می کردند. ایشان به شهری رفته بودند، جلو ایشان خری را کشته بودند.

مرگ بر بهشتی هم خیلی می گفتند.

روزی نزد امام آمدند. امام گفتند از بیرون که آمدید مردم چه شعاری می دادند؟ ایشان عرض کردند: همه می گفتند درود بر خمینی.

حضرت امام فرمودند: به خدا قسم اگر همه مردم با هم بگویند مرگ برخمینی به اندازه سر سوزنی برایم فرقی نمی کند.

انسان باید به این حد برسد که وظیفه اش را انجام بدهد.

مثلا در عروسی برادرتان موسیقی می گذارند، شما بلند می شوید. همه هم ناراحت می شوند، خوب ناراحت بشوند شما باید بلند شوید.

انسان باید به این حد برسد که حرف مردم در او اثر نکند.

**منبرک**