خانه / مناسبتی / مناسبت های شمسی

مناسبت های شمسی

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با مناسبت های شمسی می باشد، می توانید ببینید.

شن های صحرای طبس در برابر سپاه ابرهه

(به مناسبت طوفان شن طبس و ناکامی هواپیماهای آمریکایی) روز ۵ اردیبهشت، برای ملت و کشور ما ایام الله است. در این روز، واقعه سپاه ابرهه تکرار شد و این دفعه نه ابابیل، بلکه شن‌های صحرا  به کمک مردم و این حکومت و نظام آمدند. اگر همین واقعه طبس و هواپیماهای آمریکایی در جای دیگر در دنیا اتفاق می افتاد، آنجا یک موزه بزرگ بین المللی می شد. چون که یک کشور بدون اطلاع آمده تا حکومت قانونی یک کشور را از بین ببرد اما شن های بیابان به کمک مردم آن کشور آمدند و هواپیماهای آنها را ساقط کردند. ما خیلی راحت این ایام الله را فراموش می کنیم. خیلی راحت جریان های فبل سوار و ابرهه را فراموش کرده ایم.  این واقعه قطعا یکی از مطالبی بود که حقانیت این کشور و نظام و رهبرش را ثابت می کند. این جریان مثل چنین روزی اتفاق افتاد. مطالعه کنید چقدر آمریکایی ها برنامه ریزی کرده بودند و چه ننگی برای آنها شد. کارتر بارها در خاطراتش اذعان می کند: بدترین روزهای عمرم روزی بود که هواپیماهای ما در ایران زمین گیر شدند. بدترین روز برای رئیس جمهور آمریکا مطمئنا بزرگ‌ترین جشن برای ملت و مردم ما خواهد بود.

ادامه نوشته »

صیاد دلها

(به مناسبت سالگرد امیر سپهبد، شهید صیاد شیرازی) داستانک: صبح روز بعد از خاکسپاری، خانواده‌اش نماز صبح را خواندند و رفتند بهشت زهرا(س)، اما پیش از آنها کس دیگری آمده بود، مقام معظم رهبری، که فرمودند: «دلم برای صیادم تنگ شده». شهید صیاد در اخلاص به بالاترین مراتب رسیده بود. موقعی که بنی صدر در اوایل جنگ، درجه سرهنگی شهید صیاد را از روی دوشش کند، ایشان به عنوان یک بسیجی به بچه های سپاه و بسیج مشورت می داد. همچنین ایشان مهمترین شخصی بود که ارتباط سپاه و ارتش را مستحکم کرد.

ادامه نوشته »

۳ نکته بسیار مهم، برای دید و بازدیدهای عید نوروز

  در دید و بازدیدها عید نوروز به این ۳ گروه توجه کنیم: ۱- کودکان متاسفانه از وقتی که موبایل ها و فضای مجازی آمده است، محبت نسبت به کودکان کمتر شده است. مردم پولدار تر شده اند و برای فرزندان خود بیشتر خرج می کنند، اما محبت کم شده است. اگر فرزندان محبت را در خانواده نبینند، در خیابان به دنبال آن خواهند افتاد؛ یعنی وضع جامعه همین می شود که الان می بینیم. این محبت باید در خانواده تأمین شود. ۲- معلولین  معمولا افراد در مهمانی ها دور هم جمع می شوند و بگو و بخند با خود دارند، اما کسانی که معلولیت، مشکل جسمی و یا کمبودی دارند، در گوشه ای تنها و ساکت می نشینند. این درست نیست  که به آنها توجه نکنیم و تنهایشان بگذاریم. آنها نیز همچون ما انسان هستند و نیاز دارند. ۳- سالمندان جالب است که به دیدن بزرگترها و سالمندان خانواده می رویم، اما جوان ترها با هم مشغول بحث درباره موبایل و سیاست و دلار و … می شوند! این سالمندان زمانی عزت و قرب و محبوبیت بالایی داشتند؛ عوض توجه به آنها و حفظ حرمت جایگاه آنها، فرزندان و نوه ها و … فقط مشغول سرگرمی خود هستند. با رعایت این ۳ نکته مهم ان شاءالله صله رحم های ما ارزش و اثر بیشتری خواهند داشت.

ادامه نوشته »

آخرین جمعه سال!

  … آخرین جمعه سال نیز از راه رسید. آخرین جمعه سال که گذشت، یعنی کم کم باید باور کنیم که سال ۹۶ هم تمام شد اما هنوز چشمان ما، لایق دیدار امام و مولایمان نشدند.  اما امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد آمد؛ با لشکری از شهدا هم خواهد آمد. بهترین یاران امام زمان همین شهدای عزیز بودند. هرچه ما از یاری امام زمان صحبت کردیم، شهدا عمل کردند.  امام زمان خواهد آمد، با لشکری از شهدا، که حقیقتا عاشق امام زمان خود بودند. شهدایی که برخی از آنها، مولای خود را نیز از نزدیک دیده بودند و چشمشان منور به جمال مهدی فاطمه شده بود.  داستانک: جوانی ناشنوا به نام «عبدالمطلب اکبری» در روستایی موسوم به «شهید آباد» زندگی می کرد. او در زمان جنگ مکانیک بود. پسر عمویی داشت به نام غلامرضا اکبری. زمانی که غلامرضا شهید شد، عبدالمطلب با تعدادی از همرزمان شهید به زیارت گلزار شهدا رفت و سر قبرپسرعمویش نشست. بعد با زبان کرولالی خودش سعی کرد چیزی را حالی رفقایش کند.  اما چون فهمیدن اشاره ها سخت بود و دید که آنها نمی فهمند، بغل دست قبرِ غلامرضا، روی خاک با انگشتش یک چارچوب قبر کشید و رویش نوشت: شهید عبدالمطلب اکبری! بعد به ما نگاه کرد و با همان زبان گنگش گفت : نگاه کنید! رفقا خندیدند، گفتند آره بابا ! نگهش داشتن واسه تو و… از این دست شوخی ها. واقعا کسی جدی‌اش نگرفت. عبدالمطلب که دید همه دارند می خندند، مثل همیشه ساکت شد و رفت توی لاک خودش. سرش را انداخت پائین. نگاهی به نوشته های خاکی‌اش انداخت و با دست پاکشان کرد.  می گویند، عبدالمطلب، فردای همان روز رفت به جبهه. حدود ده روز بعد هم جنازه‌اش برگشت. رفقا، هیچ کدام در حال و هوایی نبودند که ده روز قبل را به خاطر بیاورند، اما بعد از پایان مراسم خاکسپاری، یواش یواش یادشان آمد. عبدالمطلب را درست همان جایی دفن کرده بودند که ده روز پیش با انگشت نشان داده بود. این شهید در بخشی از وصیت نامه خود می‌نویسد: یک عمر هرچی گفتم به من می‌خندیدند، یک عمر هرچی می‌خواستم به مردم محبت کنم فکر کردند من آدم نیستم و مسخره‌ام کردند، یک عمر هرچی جدی گفتم شوخی گرفتند، یک عمر کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم، خیلی تنها بودم. اما مَردم! حالا که ما رفتیم بدونید، هر روز با آقام حرف می‌زدم و آقا بهم گفت: «تو شهید می‌شی. جای قبرم رو هم بهم نشون داد. این را هم گفتم اما باور نکردید!»

ادامه نوشته »

مزار شهیدی که دیگر گمنام نیست

(به بهانه ۱۲ اسفند، سالروز شهادت قائم مقام لشگر ۵ نصر، شهید ابوالفضل رفیعی) تابستان امسال بود که هویت بدن نازنین شهید ابوالفضل رفیعی که در دانشگاه فردوسی آرام گرفته‌اند با آزمایش DNA مشخص شد. افتخار بزرگی برای جامعه‌ی دانشگاهی خصوصا دانشگاه فردوسی است که قائم مقام لشگر ۵ نصر، یکی از شهدای این دانشگاه باشد. ۱۲ اسفندماه، سالگرد شهادت این روحانی مجاهد و سردار سرافراز بود. یکی از ویژگی‌های این شهید این بود که ایشان را ابوفاضل صدا می‌کردند؛ از بس فضیلت داشت، از بس همه چیزش کامل بود؛ اخلاقش اخلاق فوق العاده‌ای بود. هرچه فضیلت به ذهن یک انسان می‌آمد در شهید بزرگوار جمع شده بود. مثل چنین روزی هم بود که بی‌سیم‌چی ایشان می‌گوید در محاصره قرار گرفتیم. من پیش ایشان آمدم و گفتم شما فرمانده هستید؛ یک فکری بکنید، باید چکار انجام دهیم؟ داریم به اسارت درمی‌آییم. ایشان یک جمله گفتند: «همان اسلامی که در آن شهادت هست، در آن اسارت هم هست. اگر اسیر شدیم مانعی ندارد، رمز عملیات یا فاطمه الزهراء (س) است. به حضرت زهرا متوسل می‌شویم؛ چه اسارت چه شهادت… در همین لحظات بود که ترکشی به ایشان اصابت کرد. ایشان به زمین خوردند و به شهادت رسیدند.

ادامه نوشته »

مظلوم مقتدر / قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست/ مهمترین اتفاق نادیده گرفته شدن این دست آوردها است

جمهوری اسلامی، مظلوم مقتدر

 (به مناسبت ۲۲ بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران) یکی از نکاتی که در رابطه انقلاب اسلامی باید به آن توجه کنیم این است که قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست. سیر ۴۰ ساله سایر کشورها را ببینید و سیر تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت جهانی را نیز بنگرید. در همه بخش ها خصوصاً قدرت اقتصادی. مقایسه کنید قبل و بعد از انقلاب چه داشتیم و الان چه هستیم.   اما مهمترین اتفاقی که افتاده است، نادیده گرفته شدن این دست‌آوردها است. توسط سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی هجمه سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد شده است. انگار که جمهوری اسلامی هیچ دست‌آوردی نداشته است.   در کجای دنیا کشوری را سراغ دارید که اینقدر دشمن داشته باشد و دشمنان نیز تمام برنامه خود را برای نابودی آن کشور گذاشته باشند. هر روز که گوشی تلفن همراه خود را بردارید می بینید بیش از ۵۰ شبهه در رابطه با جمهوری اسلامی وارد می‌کنند. اگر ما امثال این ۵۰ شبهه را به کشور آمریکا وارد کنیم یک روزه نابود می شود .   حال ما ۴۰ سال است که در مقابل این دشمنی ها قرار گرفته ایم در یک کلمه جمهوری اسلامی مقتدر مظلوم است. جمهوری اسلامی در نهایت مظلومیت است که اینقدر امکانات برای مردم فراهم کرد اما باز هم بر آن می تازند. قشر دانشجو و طلاب باید نسبت به دست آوردهای انقلاب آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند در برابر این شبهات و دروغ ها از جمهوری اسلامی  به حق دفاع کنند. دشمن در رده‌های مختلفی نفوذی وارد کشور کرد. در عالی‌ترین رده‌ها می­بینید نفوذی‌های وارد می شوند. برخی دستگیر شدند برخی مجبور به استعفا شدند و برخی نیز از کشور فرار کردند.   با این وجود ما چهل سال این انقلاب را به خوبی نگه داشتیم. نکته مهمی که باید به آن دقت کرد این است که دشمن تلاش می‌کند تا تمام ایرادها را به جمهوری اسلامی نسبت دهد. در صورتی که در کشورهای دیگر اینگونه نیست. به عنوان مثال: چند سال پیش رئیس جمهور فرانسه فساد اخلاقی بسیار بدی انجام داد. آنجا گفتند رئیس جمهور یک شخصیت حقوقی دارد و یک شخصیت حقیقی. شخصیت حقوقی که اینگونه نبوده است؛ شخصیت حقیقی او بوده است. انسانی است که فساد جنسی انجام داده است! اما در کشور ما اگر یک رفتگر بد جارو بکند می‌گویند ببینید این جمهوری اسلامی است! داستانک: روزی در تاکسی کنار شخصی نشسته بودم و او مرتب به کشور جمهوری اسلامی ناسزا می‌گفت. از او پرسیدم چه شده است؟ گفت برای معالجه پیش پزشکی رفتم و او از من زیرمیزی خواست. این چه جمهوری اسلامی است؟!  یک پزشک از او زیرمیزی خواسته است و جمهوری اسلامی را مقصر می داند!   در هیچ کجای دنیا این گونه نیست که همه چیز را به پای حکومت بنویسند. می‌بینید که رئیس جمهور شان فساد می‌کند می گویند ربطی به حکومت ندارد. در خیابان چاله باشد به حکومت فحش می‌دهد؛ آسفالت باشد به حکومت فحش می‌دهد؛ تلفن‌ها آنتن ندهد به حکومت ناسزا می‌گوید. نان گران می‌شود به نظام فحش می‌دهد. این از مظلومیت جمهوری اسلامی است. البته مسئولین باید به وضعیت مردم رسیدگی کنند. همچنین در رابطه با فسادها که هر بار موردی از آنها رخ می‌دهد  موجب ناراحتی ما و آبروریزی می‌شود و تا چند سال نمی‌شود این آبروی ریخته را جمع کرد باید رسیدگی کنند.  همین فسادها خود معنای نفوذی است. از وظایف شرعی عقلی و قانونی ما این است که در دفاع از این نظام در راهپیمایی ۲۲ بهمن همه با هم شرکت کنیم.

ادامه نوشته »

شهید ایراهیم هادی را با کتاب سلام بر ابراهیم بهتر بشناسیم

(با یاد ۲۲ بهمن، سالروز شهادت شهید ابراهیم هادی) شهید ابراهیم هادی که قهرمان فوتبال، والیبال و کشتی است و با دو دستش پینگ پنگ بازی می کرد. یک روز به ایشان گفتند بخاطر بدن ورزیده و لباس های ورزشی و ساک ورزشی ات مشخص است که ورزشکار هستی و به همین خاطر دخترها زیاد نگاهت می کردند. ایشان از فردای آن روز، با لباس گشاد و موی تراشیده می آمد و لباس هایش را داخل پلاستیک با خود حمل می کرد.   – مقام معظم رهبری فرمودند اخیرا کتابی در رابطه با شهید ابراهیم هادی خوانده ام و آن را تمام کرده ام اما کنار نگذاشته ام. – حجت الاسلام پناهیان در رابطه با کتاب خاطرات این شهید گفته اند کتاب شهید ابراهیم هادی را بخوانید و بعد از آن زندگیتان را به دو بخش تقسیم کنید، یک بخش قبل از خواندن این کتاب و دیگری بعد از خواندن این کتاب و قسمت اول را دور بیندازید.   در مسابقه فینال کشتی، حریف به او می گوید «می دانم تو من را شکست می دهی، لطفا طوری من را شکست بده که آبرویم نرود. زیرا مادرم دارد نگاه می کند».شهید هم در جواب حرف او را تأیید می کند. و سپس کاری می کند که خودش در مسابقه شکست بخورد! سال بعد هم در فینال به خاطر اینکه رقیبش به پول قهرمانی نیاز داشته شکست می خورد. بخاطر نماز اول وقت، مسابقات را ترک می کند. در جنگ، وسط عملیات می ایستد و اذان می گوید که به واسطه اذان او ۱۷ نفر عراقی تسلیم می شوند. ایشان تلاش بسیاری برای برگرداندن بدن گمنام دوست شهیدش کرد. بعد از برگرداندن ایشان، پدر آن شهید به ایشان گفت: «پسرم در خواب از شما گله کرد. گفت شهدای گمنام مهمان حضرت زهرا(س) هستند و از وقتی من را پیدا کردی دیگر حضرت زهرا(س) به دیدار من نیامده اند». شهید ابراهیم هادی هم آرزوی شهادت همراه با گمنامی می کنند. که تا به امروز بدن نازنین شهید ابراهیم هادی هنوز از کانال کمیل برنگشته است. خواهر شهید ابراهیم هادی نقل می کنند که وقتی پسر عموی مادرم شهید شد، ابراهیم نیز در تشییع جنازه شرکت کرد. بعد از تشییع ابراهیم گفت: «خوش به حالت، چه جای خوبی نصیبت شده است، قطعه شهدا و کنار خیابان اصلی؛ هر کس از اینجا رد بشود، یک فاتحه برایت می خواند». بعد از این جمله هم چند قبر آن طرف تر را نشان داد و گفت «دعا کن من هم بیایم همینجا پیش تو». حدود سی سال بعد که قرار شد به یادبود او سنگ مزاری به نامش بر روی یکی از قبور مخصوص شهدای گمنام قرار دهند به مزار شهدا رفتیم. دیدیم همان محلی است که ابراهیم آن روز به ما نشان داده بود! نویسنده کتاب سلام بر ابراهیم، اسمی برای کتاب به ذهنش نرسیده بود، قرآن را که باز کرد آیات ۱۰۹ تا ۱۱۱ سوره صافات آمد : «سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ». سلام خدا بر ابراهیم. این شد که اسم کتاب را گذاشتند سلام بر ابراهیم. در برنامه ای با نام از لاک جیغ تا خدا که از تلویزیون پخش می شود، چند نفر از خانم هایی که حجاب مناسبی نداشتند و محجبه شدند، عامل تغییر خود را همین کتاب «سلام بر ابراهیم» معرفی می کنند.

ادامه نوشته »

مسئولین، یک روز در کنار زلزله زده ها و مستضعفان زندگی کنند!

    داستانک: جلسه فرماندهان ارتش و سپاه در پشت جبهه تشکیل شد. ابتدای جلسه جوانی حدودا ۲۳ ساله برخاست و کولر را خاموش کرد.  گفت به یاد رزمنده که در خط مقدم و زیر آفتاب داغ می جنگند.   آن جوان ۲۳ ساله، نابغه و اعجوبه دفاع مقدس، شهید حسن باقری بود.   این گفتمان انقلاب است. این مفهوم عدالت است؛ که هیچوقت فرمانده و مسئول به خودش اجازه نمی دهد که در رفاه باشد، ولی نیروهای تحت امرش در سختی باشند.   شاید هم اکنون نیز مسئولین این کار را انجام داده اند و ما خبر نداریم، اما شایسته و لازم بود که وقتی زلزله به وقوع پیوست، مسئولین کشور بخاری های منزل و محل کار خود را خاموش می کردند. آن وقت می فهمیدند که زلزله زده ها در سرما چه می کشند. واقعا نمی شود که مسئولی در خانه ای ۲۰ میلیاردی زندگی کند، و درک کند که مستضعفین چه می کشند. مثل این است که همین الان که ما در جای گرمی هستیم وقتی از کارتن خواب ها صحبت به میان آمد، بفهمیم آنها چه حالی دارند.   داستانی تاریخی است که نقل می کنند شخص مرفهی (که ظاهرا فرح پهلوی بوده است)، از جایی رد می شد. دید مردم دارند از علف های روی زمین می خورند. پرسید: چرا مردم علف می خورند؟ گفتند: به خاطر اینکه نان ندارند بخورند. او هم گفت: خوب اگر نان دارند، به جایش بیسکوییت بخورند!   چنین شخصی نمی تواند که وضع مردم را درک بکند. گفتمان انقلاب این است که یک مسئول باید وضع زندگی اش از عموم مردم پایین تر باشد.

ادامه نوشته »

نواب، طلبه مومن انقلابی/ ۳ خصلت مهم شهید نواب صفوی

(به مناسبت ۲۷ دی ماه، سالروز شهادت شهید نواب صفوی و یاران با وفایش) بیست و هفتم دی ماه سالروز شهادت روحانی شجاع و مبارز شهید نواب صفوی و یاران با وفایش است. <![if !supportLists]>1.     <![endif]>اگر بخواهیم چند ویژگی بارز شهید نواب را نام ببریم، اولین و مهمترین آن غیرت دینی اوست. زمانی که کسروی ملعون  به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهماالسلام دشنام داد و در کتابش به مقدسات توهین کرد بلافاصله مراجع تقلید حکم ارتداد او را صادر کردند. نواب و یارانش بلافاصله پول قرض کرده و اسلحه تهیه نمودند و کسروی را به درک واصل کردند. این غیرت دینی بالای او است. او اگر امروز بود مثل امثال ما نمی نشست تا این همه در شبکه‌های مجازی و پشت تریبون به مقدسات توهین کنند و بعد ما راحت از کنار آنها رد شویم. او اینگونه نبود و نمی توانست راحت بنشیند که به مقدسات توهین کنند.   <![if !supportLists]>2.     <![endif]>دومین ویژگی نواب آزادی و عدم وابستگی او بود. چون آزاد بود می توانست حرف حق را بزند. امام جمعه وقت تهران که آخوندی درباری بود از طرف شاه مأمور شد که پیش نواب برود. گفت اعلی حضرت تصمیم گرفته است تولیت آستان قدس را به تو بدهد. نواب گفت: فکر کرده است که می تواند با این چیزها من را بخرد؟ من آزادم و زیر بار این چیزها نمی روم تولیت را به کس دیگری بدهد! <![if !supportLists]>3.     <![endif]>سومین ویژگی نواب شجاعت بود. او در آخرین لحظات عمر شریفش با کمال شجاعت  بعد از آنکه سرهنگ از او  پرسید: «اگر خواسته ای دارید بگویید؟» و او تقاضای آب برای غسل شهادت نمود. آب سرد بود. نواب خمشگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد: «اگر آب گرم نباشد, رنگ ما می‌پرد و تو و امثال تو فکر میکنند که ترسیده ایم!  اما مهم نیست. خدا آگاه است که لحظه به لحظه اشتیاق ما به شهادت بیشتر می‌شود». رهبر فداییان یارانش را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خلیلم, محمدم, مظفرم, زودتر آماده شوید, زودتر غسل شهادت کنید, امشب جده ام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) منتظر ماست» پس از غسل شهادت به نماز ایستاد. افسران و درجه داران با ناباوری به آنان نگاه می‌کردند. دستان به قنوت رفته اش حریم آسمان مناجات بود.

ادامه نوشته »

شاه رفت؛ تفکر شاهنشاهی را نیز بیرون کنیم!

  ۲۶ دی ماه سالروز فرار شاه خائن از ایران اسلامی است. انقلاب اسلامی ما فقط در صدد تغییر ظواهر نبود؛ هدف برداشتن تاج و گذاشتن عمامه، بدون تغییر در ماهیت ساختار اداری کشور نبود. بلکه ماهیت جمهوری اسلامی با رژیم شاهنشاهی در ذات و ماهیت متفاوت اند. اما اگر مسئولین، اصول انقلاب اسلامی را رعایت نکنند دوباره به همان دوران شاهنشاهی برگشته ایم. مثلا: فرض کنید مسئولین ساده زیستی را فراموش کنند و به کاخ نشینی و خانه های مجلل رو بیاورند. این اصل، از اصول انقلاب است که محرومین و مستضعفین به جایگاه برسند نه اینکه دوباره همان جاه طلبان و صاحبان قدرت و ثروت به نان و نوا برسند. شعار انقلاب، عدالت و اسلامیت است. باید به تمام ابعاد آن عمل شود. که البته الحمدلله به خیلی از آنها رسیده ایم لکن باید به شعارهای عمل نشده رسیدگی کرد.   مشکل ما که فقط با شاه نبود؛ بلکه با تفکر شاهنشاهی بود. اکنون نیز هر مسئولی بیاید که آن تفکر را داشته باشد برای ما فرقی نمی کند. فرقی نمی کند که نامش محمدرضا پهلوی باشد یا هر اسم دیگری. بله؛ اکنون که به لطف خداوند در رأس کشور عادل ترین فرد، مقام معظم رهبری قرار دارند، عالی است، اما کافی نیست؛ بقیه پایه ها نیز باید اشخاص سالم بر سر کار باشند. نه اینکه کسانی بیایند که هیچ شئونی از جمهوریت و اسلامیت نظام را رعایت نکنند. در این صورت نظام اسلامی نخواهد بود. این که مقام معظم رهبری نیز چند وقت پیش فرمودند که ما هنوز به حکومت اسلامی نرسیده ایم به این خاطر است؛ یعنی مسئولین ما به لُبّ اسلام و خواسته های ابتدای انقلاب عمل نکرده اند. رسیدن به این هدف نیز ۲ لازمه دارد. ۱- انتخاب درست مردم ۲- تلاش و اقدام درست مسؤولین.   توجه: البته باید توجه کنیم که رسیدن به همین نقطه، با توجه به اینکه ۴۰ سال بیشتر از انقلاب نگذشته است، نشان دهنده سرعت بسیار بالای پیشرفت است. لکن باید بصیرت مردم و تلاش مسئولین در کنار هم بیاید تا انقلاب اسلامی محقق شود. وگرنه اگر قرار باشد مسئول زمان شاه در کاخ زندگی کند و مسئول امروزی هم بخواهد کاخ نشین باشد، و یا در زمان شاه کاپیتولاسیون باشد و اکنون امثال سند ۲۰۳۰، وضعیت همان خواهد بود.

ادامه نوشته »

مهمترین نصیحت علما از زبان آیت الله مجتهدی

(به بهانه ۲۳ دی ماه؛ سالروز وفات حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی) آیت الله مجتهدی تهرانی از علمای بزرگی است که بسیاری از مردم با درس اخلاق های ایشان آشنا هستند. از ایشان نکات بسیاری به یادگار مانده است که از جمله آن ها این جمله بسیار مهم است که می فرمایند:   من علمای بسیاری را درک کردم از امام خمینی گرفته تا آیت الله بروجردی و آیت الله شاه آبادی و آیت الله حائری و…؛   و اگر بخواهم در یک کلام نصیحت تمام بزرگان را بگویم، می گویم:   اگر دنیا و آخرت می خواهید، اگر رزق و روزی می خواهید و در یک کلام اگر همه چیز می خواهید،  … نماز اول وقت بخوانید.

ادامه نوشته »

انتخاب موقت رهبری / آیا انتخاب رهبری موقتی انجام شده است؟

در روزهای اخیر کلیپی در فضای مجازی، در مورد مذاکرات مجلس خبرگان در سال ۶۸ پخش شده است. موقعی که مقام معظم رهبری (حفظه الله) به رهبری انتخاب می­ شوند آقای هاشمی رفسنجانی جمله ­ای را بیان می­ کنند به این مضمون: خوب موقتا آقای خامنه ­ای را ما انتخاب می­ کنیم تا رفراندوم. بعد مشخص می­ کنیم. جریان چه چیز بوده است؟ یعنی رهبری موقتا انتخاب شده بودند؟ قرار بوده رفراندومی صورت بگیرد؟ در سال ۵۸ که قانون اساسی به رفراندوم گذاشته شده و به رای مردم تصویب می­ شود، شرط رهبری این بوده است که رهبر باید مرجع تقلید باشد. حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) در سال ۶۷ به آیت الله مشکینی دستور می­ دهند بازنگری قانون اساسی را انجام دهند. آیت الله مشکینی در نامه­ ای به امام (رحمت الله علیه) از چند مورد از ابهامات قانون اساسی می­ نویسد. امام به هیچ کدام جواب نمی دهند؛ فقط به یک مورد جواب می­ دهند و می­ فرمایند در رابطه با رهبری از اول هم نظر من این بود که لازم نیست رهبر مرجع تقلید باشد و مجتهد جامع الشرایط کفایت می­ کند. قرار بود تغییرات قانون اساسی با انتخابات ریاست جمهوری سال بعد، یعنی سال ۶۸ به رفراندوم گذاشته شود. اما حضرت امام (رحمت الله علیه) دو ماه قبل از رفراندوم از دنیا می­ روند. اما در آن زمان هنوز طبق قانون اساسی رهبر باید مرجع تقلید می بود. آیت الله امینی در آن جلسه نامه امام (رحمت الله علیه) را می­ خوانند و نمایندگان خبرگان را از نظر امام مطلع می­ کنند. ولی هنوز قانون اساسی هنوز تغییر نکرده بود. لذا خبرگان مقام معظم رهبری را انتخاب می­ کنند. در مردادماه نیز قانون اساسی به رفراندوم گذاشته می­ شود. پس از تأیید مردم، خبرگان در مرداد ماه مجددا تشکیل جلسه داده و به رهبری مقام معظم رهبری رأی می­ دهند. و آنگاه مقام معظم رهبری (حفظه الله) رهبر نظام اسلامی می­ شوند. در نتیجه آن جمله­ ای که از آقای هاشمی رفسنجانی در برخی شبکه های مجازی پخش شده است کشف جدید و عجیبی نیست که برخی آن را مطرح می­ کنند. کسانی که آن زمان را خوب به خاطر دارند در جریان اجرای قانون هستند.

ادامه نوشته »

دری از درهای بهشت / آخرین صوت به جامانده از شهید حاج احمد کاظمی

 (به بهانه ۱۹ دی ماه؛ سالروز شهادت سردار حاج احمد کاظمی)   داستانک: همراه سردار رفته بودیم اصفهان برای مأموریت. وقت برگشتن به تخت فولاد رفتیم. به گلزار شهدا که رسیدیم، شهید احمد کاظمی گفت: بچه ها دوست دارید دری از درهای بهشت را به شما نشان دهم؟ گفتیم چه بهتر از این. سردار کفش هایش را در آورد و وارد گلزار شد و ما را یک راست بر سر مزار شهید خرازی برد و گفت: از این قبر مطهر، دری به بهشت باز می­شود. وقت فاتحه خواندن حال سردار دیدنی بود… . ده روز دیگر او نیز پرواز کرد و کنار حاج حسین خرازی، بر در بهشت آرام گرفت… .   ۱۹ دی ماه سالگرد شهادت سردار رشید اسلام شهید حاج احمد کاظمی است. کسی که تمام عشق و علاقه اش، حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. ذکر یا زهرا از زبانش نمی افتاد. در آخرین لحظاتی که شهید محسن اسدی (همراه شهید کاظمی) در داخل هواپیما با یک دستگاه ضبط صوت، صحبت­های شهید کاظمی را ضبط می­کرد، هنگامی که هواپیما در حال سقوط است، آخرین جملاتی که ایشان بر زبان می­آورد این است که با آرامش به همراهان می­گوید صلوات بفرستید. و با ذکر یا زهرا (سلام الله علیها) به شهادت می­رسند.   برای شنیدن آخرین کلمات از شهید کاظمی به همراه چند صوت دلنشین دیگر از ایشان صوت زیر را گوش کنید.

ادامه نوشته »

فرق شورشگر با معترض!

  بین اغتشاش گر و معترض، تفاوت هایی وجود دارد. مردم اعتراض و تحصن می کنند و یک سری خواسته هایی دارند. مانند:  ۱٫ گرانی ۲٫ اختلاس ۳٫ حقوق نجومی ۴٫ ناکارآمدی مسئولین: مثل مشکلات وزارت خانه ها، عدم کنترل قاچاق، رشوه در قوه قضاییه، عدم رسیدگی به پرونده های قوه قضاییه، رشوه گرفتن در دارایی و … مردم به خاطر اینها اعتراض دارند. اما قصد شورشگر براندازی است. این دوکاملا با هم فرق دارد. حامیان این دو نیز با هم فرق دارند. در رأس حامیان معترضین، مقام معظم رهبری (حفظه الله) است. بیشترین کسی که تا حالا در رابطه با معیشت مردم صحبت کرده حضرت آقا هستند. همه مردم حامی این هستند که برای حق مردم اعتراض بشود. اما حامی شورشگر مشخص است: دشمنان خارجی از جمله آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و مجاهدین خلق و… . نتیجه این دو عمل نیز با هم فرق می کند. آنقدر مردم اعتراض می کنند تا چیزی که گران شده بر گردد؛ پولشان برگردانده شود؛ جلو ظلم گرفته شود؛ فلان مسئول استعفا دهد و… . نتیجه اعتراض این است. اما در شورش نتیجه این نیست. نتیجه شورش این است که گرانی بیشتر شود، دزدی بیشتر شود، مسئولین نالایق بیشتر شوند و یک جنگ داخلی که مقدمه ورود بیگانه است محقق شود. این دو تا با هم فرق دارد. ما با شورشگر مشکل داریم. با معترض مشکلی نداریم. مردم اعتراض می کنند تا به حقشان برسند اما شورش کار درستی نیست. نتیجه ای هم ندارد. کسانی که شورش می کنند دغدغه شکم مردم را ندارند؛ خودشان که بابت این شورش ها پولشان را می گیرند؛ دیدید که در این اعتراضات در کل کشور حتی لباس های شورشیان یک شکل است و با پیچیده ترین امکانات و تجهیزات عمل می کنند. اینها دغدغه اقتصاد مردم را دارند؟

ادامه نوشته »
**منبرک**