خانه / مناسبتی / مناسبت های شمسی (صفحه 5)

مناسبت های شمسی

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با مناسبت های شمسی می باشد، می توانید ببینید.

بصیرت سیاسی

(به مناسبت حماسه ۹ دی) یکی دیگر از انواع بصیرت، بصیرت سیاسی است. مصداق مهمش شما مردم هستید که در سال ۸۸ نگذاشتید ایران مانند سوریه شود. در کشور ما هم داعش بود منتهی به رنگ سبز بود، سیاه نبود. مگر فتنه گرها، شهید صدرزاده را که در راه دفاع از حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) به شهادت رسید، با قمه نزدند؟ مگر شهید ذوالفقاری، از شهدای مدافع حرم را -که کتاب پسرک فلافل فروش در مورد ایشان به چاپ رسیده است- با آجر به صورتش نزدند؟ مگر شهید ستاری را جلوی دوربین آتش نزدند؟ مگر در روز عاشورا یک خانم چادری را به جرم چادری بودن عریان نکردند؟ مگر یکی از مسئولین نیروی انتظامی را عریان نکردند؟ خیلی از اینها را تلویزیون نشان نداد. شما در اینترنت جستجو کنید: لحظه آتش زدن شهید ستاری در سال ۸۸٫ ببینید چطور جلو زن و فرزندش ایشان را آتش می زنند؟ مگر عکس امام (ره) و آقا را آتش نزدند؟ مگر به مسجد حمله نکردند و آن را آتش نزدند؟ مگر به پایگاه های بسیج حمله نکردند؟ اینها داعش بودند، مگر داعش شاخ و دم دارد؟ اما مردم در مثل امروز آمدند و چه حماسه ای درست کردند. داستانک شخصی به شهید بهشتی گفت: آقا مگر نمی دانید بنی صدر خائن است؟ پس چرا به امام نمی گویید تا او را عزل کنند. شهید بهشتی گفتند: من خودم سال ۴۳ بنی صدر را به امام معرفی کردم و گفتم ایشان دانشجوی فعالی است. اما امام فرمودند من یکی دو مورد از مقالات ایشان را خوانده ام و به ایشان مشکوکم. بار دیگر در سال ۵۷ که این جریان را فراموش کرده بودم،  بنی صدر از من خواست که برایش از امام تأییدی بگیرم. ایشان دوباره به من گفتند که من به ایشان مشکوکم! حالا شما می خواهید که من امام را از مسائل کشور مطلع کنم!؟ این بصیرت می شود، که انسان ۱۰ سال قبل، ۲۰ سال بعد را تشخیص دهد. مردم ما هم با بصیرت بودند، قبل انتخابات تشخیص دادند که بهانه سر رئیس جمهور نیست، بهانه برای جمهوری اسلامی و اصل اسلام است.  

ادامه نوشته »

بصیرت اجتماعی

عثمان ابن مظعون از یاران برجسته پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) بود که بعد از فوت سه فرزند پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) و دفن آنها کنار ایشان، پیامبر فرمودند امید دارم به خاطر عثمان ابن مظعون فرزندان من هم مورد مغفرت قرار گیرند و حضرت امیر(علیه‌السلام) نیز به عشق او، اسم فرزندشان را عثمان گذاشتند. عثمان ابن مظعون به دلیل بی بصیرتی مدتی در بیابان عبادت می کرد و گوشه گیر شده بود که پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) او را توبیخ کرد و به او پیام فرستاد که من که پیامبر هستم همسر و فرزند دارم، گوشت می خورم. شخصیتی با چنین جایگاهی در جایی بی بصیرتی می کند. انسان اگر بصیرت اجتماعی داشته باشد این کار را نمی کند. امروز بصیرت اجتماعی همین است. بعضی از افراد فکر کردند اگر به سیاست کار نداشته باشند و حرف های ضد انقلابی بزنند محبوب ترند. البته درست فرض کرده اند امروزه محبوب ترین افراد ضد انقلاب ها هستند. یا آخوندهایی که می گویند چکار داریم در سیاست دخالت کنیم، اینها بصیرت اجتماعی ندارند. وسط فتنه ۸۸ یکی از همین آخوندهای معروف که به سیاست کاری ندارد به خودم گفت: شما که اینقدر در مناظرات شرکت می کنید و دم از انقلاب می زنید، کار این انقلاب تمام شده است. چند روز دیگر راس جامعه را بر می دارند و شما را هم اعدام می کنند. بصیرت اجتماعی این است که ببینیم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) الان چه می گویند؟ همان را انجام دهیم. گاهی وقت ها لازم است سری روی نی برود، گاهی لازم است در محراب فرقی شکافته شود… انسان باید به وظیفه اش عمل کند.

ادامه نوشته »

بهار مومن چه فصلی است؟

(به بهانه آغاز فصل زمستان) امام صادق علیه السلام  فرمودند:       الشِّتَاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ یَطُولُ فِیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى قِیَامِهِ وَ یَقْصُرُ فِیهِ نَهَارُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى صِیَامِهِ زمستان ، بهار مومن است ؛ از شبهای طولانی اش برای شب زنده داری ، و از روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد [وسائل الشیعه، ج‏۱۰، ص: ۴۱۴] زمستان شبهای بسیار بلند و طولانیی دارد . اشخاصی که دغدغه خودسازی و نماز شب دارند بهترین فرصت است که از این فصل سال شروع کنند شب های بلند بی عبادت چه کنم؟؟؟… طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟؟؟… گویند کریم است و گنه میبخشد… گیریم که ببخشد! ز خجالت چه کنم؟؟؟… داستانک: پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟» مریم علیها السّلام پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم»[داستان هایی از یاد خدا، صفحه ۲۸]

ادامه نوشته »

احترام به مقدسات

در طول تاریخ افراد خوبی بودند، که خوب نماندند و بسیاری از افراد انسان های خوب نبودند، اما خوب شدند. دلایل بسیار زیادی دارد که انسان عاقبت به خیر یا شر بشود، اما یک مورد در تمام زندگی این افراد مشخص بود: احترام به مقدسات و بی احترامی به مقدسات. تمام کسانی که عاقبت به خیر شدند این وجه مشترک را داشتند که احترام به مقدسات می گذاشتند. اگر جناب حر توانست توبه کند به خاطر این بود که به امام حسین (علیه‌السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) احترام می گذاشت. اگر طیب حاج رضایی توفیق توبه پیدا کرد به دلیل این بود که به امام (ره) احترام می گذاشت. داستانک یکی از آن افراد شاهرخ ضرغام بود. شاهرخ مثل بسیاری از جوان های قبل از انقلاب، چون بستر فساد برایشان فراهم بود، فاسد شده بود. اهل شراب و فساد بود. در کاباره کار می کرد. تمام بدنش پر خالکوبی بود. اما به مقدسات احترام می گذاشت. در ماه محرم و صفر و ماه رمضان لب به شراب نمی زد. عاشق امام حسین (علیه‌السلام) و مراجع تقلید و سادات بود. همین مسائل باعث شد که بعد از انقلاب عوض شود. به جبهه رفت. چون بدنش پر از خالکوبی بود گفت: «خدایا اول پاکش کن بعد خاکش کن». همین طور هم شد. مثل امروز ۱۷ آذرماه بدنش پودر شد و هیچ اثری از او باقی نماند. خاطرات شاهرخ ضرغام در کتاب «شاهرخ، حر انقلاب» موجود است. احترام به مقدسات کار را درست می کند. مثلا: کسی می بیند تکه نانی در خیابان افتاده است، خم می شود و آن را کناری می گذارد. کسی روزنامه ای که کف مغازه پهن است را بر می دارد، که اسماء مقدسش درونش نباشد. کسی که به رهبری احترام می گذارد. کسی که به مراجع و سادات احترام می گذارد.

ادامه نوشته »

آخرین نامه رتبه اول کنکور پزشکی

(به مناسبت روز دانشجو) آخرین نامه رتبه اول کنکور سراسری: «بسم رب الشهدء و الصدیقین» چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرود یک خمپاره، قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هرجا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟ به راستی ما کجای این سوال و جواب ها قرار گرفته ایم؟   کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه ی دختران معصوم سوسنگرد باخبر است؟ کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده، کشته شده و در آن جا دفن شده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند: «نبرد تن و تانک!». اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟   آیا می توانید این مسئله را حل کنید: گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله‌ی هزار متری شلیک می شود و در مبدأ به حلقومی اصابت و آن را سوراخ و گذر می کند. حالا معلوم نمایید، سر کجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟ و کدام… و کدام…؟ توانستید؟! اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید: هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ۱۰ متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده ی مهران-دهلران حرکت می کند مورد اصابت قرار می‌دهد. اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید کدام تَن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟…. دلت را به چه بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه‌ی فوق دکترا؟… صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پرکشیدن، پرستو شدن…   آنچه خواندید متن نامه ای از شهید «احمدرضا احدی»، دارنده ی رتبه ی نخست کنکور پزشکی سال ۶۴ است که ساعتی قبل از شهادت نوشته است.

ادامه نوشته »

بسیج یعنی این…

(به بهانه روز بسیج) یک روزی، بسیج دنیا را فتح خواهد کرد، مطمئن باشید. همینطور که همین الان بسیاری از جاهای دنیا مدیون بسیج است. همین زائران پیاده، که اربعین به کربلا تشریف بردند، اگر بسیج نبود امروز چیزی از کربلا باقی نمی ماند. قولی که دو سال پیش آیت الله سیستانی دادند که جزو تاریخی ترین قول های فقهای جهان تشیع بود. اگر آن حکم ایشان نبود بسیج مردمی عراق شکل نمی گرفت و داعش، اثری از کربلا باقی نمی گذاشت. همانطور که وقتی داعش وارد عراق شد اعلام کرد: ما تمام نماد شرک، خصوصا کربلا را از بین خواهیم برد. ارتش عراق و تمام شهرهای اطراف بصره که تسلیم شده بودند. هیچکس گمان نمی کرد که دست قدرت الهی از آستین یک پیرمرد که سال هاست از خانه اش بیرون نیامده، بیرون بیاید و چنین حکم حکومتی بدهند. بسیج عراق شکل گرفت و وضع داعش به این روز کشیده شد. امروز داعش نمی تواند حتی یک بمب در مسیر بگذارد و مجبور است چند روز بعد بمب گذاری کند. همان موقع آنها اعلام کردند، روزی سر از تن آیت الله سیستانی جدا خواهیم کرد. بسیج مردمی یعنی این. هشت سال دفاع مقدس را همین بسیجی ها اداره کردند. همین الان هم لبنان را بسیجی ها اداره می کنند. روز اول فروردین ۱۳۷۵ یکی از جوان های حزب الله به نام «علی منید اشمر» که واقعا چهره زیبایی داشت و معروف به «قمرالمستشهدین» یعنی ماه شهادت طلب ها بود، عملیات شهادت طلبانه انجام می دهد و تعدادی از افسران رژیم غاصب صهیونیستی را به درک واصل می کند. ایشان در وصیت نامه اش می نویسد: «سلام مرا به بچه ها و بسیجیان ایران برسانید و بگویید من اینگونه شهادت طلبی را، از حسین فهمیده شما یاد گرفته ام و ما مدیون شما هستیم».

ادامه نوشته »

قاسم های انقلاب

کتاب شیرین تر از عسل (چاپ موسسه شهید ابرهیم هادی) ۴۰ روایت از قاسم های انقلاب و شهدای مظلوم و نوجوان ۱۲، ۱۳ ساله می باشد. یکی از این شهدای ۱۲ ساله که در سال ۱۳۴۸ به دنیا آمد و درسال ۱۳۶۰ به شهادت رسید، شهید محمد حسین ذوالفقاری است که در زیر قسمتی از وصیتنامه ایشان را خطاب به پدر و مادرش می خوانید: وصیتم به پدر و مادرم: مادر عزیزم! سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم، ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم و نه مال خودم، بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید. زیرا که خدا در قرآن می فرماید: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون»؛ و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند. ان شاء الله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته اند قوت و نیرویی عطا کند. ای پدر و مادر! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند، که خدای مهربان مرا ببخشد.

ادامه نوشته »

شهید حسین فهمیده

(به مناسبت ۸ آبان سالگرد شهادت شهید حسین فهمیده) در سال ۱۹۷۸ رژیم غاصب صهیونیستی به لبنان حمله کرد و در سال ۱۹۸۲ بیروت را گرفت. همه فهمیدند که لبنان مانند فلسطین شد و کسی نمی تواند با اسرائیل مقابله کند. اما ۱۱ نوامبر اتفاقی افتاد که همه چیز را عوض کرد و موازنه تاریخ را به هم ریخت. جوانی هجده ساله به نام «احمد قصیر» با ماشینش که پر مهمات بود بیش از ۱۵۰ افسر اسرائیل را به درک واصل کرد. این اولین عملیات شهادت طلبانه بود که بعد از آن کار اسرائیل تمام شد. احمد در وصیت نامه خودش می نویسد: «عملیات شهادت طلبانه را از نوجوان ۱۳ ساله ایرانی به نام حسین فهمیده یاد گرفتم». حالا انسان می فهمد که چرا امام(ره) فرمودند: رهبر ما آن طفل سیزده ساله است. عملیات شهادت طلبانه به کابوس اسرائیل تبدیل شد. تا اینکه الان رژیم غاصب صهیونیستی می گوید: تنها عملیاتی که اسرئیل هیچ وقت نمی تواند جلویش را بگیرد همین عملیات های شهادت طلبانه شیعیان است. اگر جلو عملیات های شهادت طلبانه گرفته شود اسرائیل خیلی جلو می افتد. حالا متوجه می شوید چرا اسرائیل با حسین فهمیده و درس قهرمان کوچک در کتب درسی بچه های ما مشکل دارد؟ او می داند که همه از او درس می گیرند پس باید جلو درس گرفتن آنها را بگیرد. امروز سالروز شهادت این شهید بزرگوار، «حسین فهمیده» است. اولین انتشار ۸ آبان ۱۳۹۵

ادامه نوشته »

از شکنجه اسرای ایرانی، تا دفاع از حرم

(به بهانه آغاز هفته‌ی دفاع مقدس) آقای اوحدی رئیس سازمان حج و زیارت که خود از آزادگان دفاع مقدس است می‌گوید: در اردوگاه تکریت ۵ مسئول شکنجه اسرای ایرانی جوانی بود به نام «کاظم عبدالامیر مزهر النجار» معروف به کاظم عبدالامیر. یکی از برادران کاظم، اسیر رزمندگان ایرانی بود، برادر دیگرش در جنگ کشته شده بود و خودش نیز بچه‌دار نمی‌شد. با این اوصاف کینه‌ خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت. انگار مقصر همه مشکلات خود را اسرای ایرانی می‌دانست!  در این میان آقای ابوترابی را بیشتر اذیت می‌کرد. او می‌دانست آقای ابوترابی فرمانده و روحانی انقلابی است، از این رو ضربات کابلی که نثار آن مجاهد می‌کرد، شدت بیشتری نسبت به دیگر اسرا داشت، اما هیچ‌گاه مرحوم ابوترابی شکایت نکرد و همواره به او احترام می‌گذاشت!   … یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد. یک راست به سمت سید آزادگان آقای ابوترابی رفت و گفت: بیا اینجا کارت دارم! ما تعجب کردیم. گفتیم لابد شکنجه جدید و …  اما از آن روز رفتار کاظم با ما و خصوصاً آقای ابوترابی تغییر کرد! دیگر ما را کتک نمی‌زد. حتی به آقای ابوترابی احترام می‌گذاشت. برای همه ما این ماجرا عجیب بود. تا اینکه از خود آقای ابوترابی سؤال کردیم … ایشان هم ماجرای آن روز را نقل کرد و گفت: کاظم عبدالامیر در آن روز به من گفت: «خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات را به من کرده بود. بارها به من گفته بود مبادا ایرانی‌ها را اذیت کنی.   اما مادرم دیشب خواب حضرت زینب(ع) را دیده و حضرت زینب(ع) نسبت به کارهای بنده در اردوگاه به مادرم شکایت کرده! صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و از من پرسید: آیا در اردوگاه ایرانی‌ها را اذیت می‌کنی؟ حلالت نمی‌کنم. حالا من آمده‌ام که حلالیت بطلبم.» کم کم به مرور زمان محب حاج آقا ابوترابی در دل او جا باز کرد. او فهمیده بود آقای ابوترابی روحانی و از سادات است برای همین حتی مسائل شرعی خود و خانواده‌اش را از حاج آقا می‌پرسید.   آقای اوحدی ادامه دادند: بعد از آن روز رفتار کاظم با اسرای ایرانی به ویژه شهید ابوترابی بسیار خوب بود. تا اینکه روزی قرار شد آقای ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل کنند. کاظم بسیار دلگیر و گریان بود، به هر نحوی بود سوار ماشینی شد که آقای ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل می‌کرد … کاظم می‌خواست در طول مسیر تا اردوگاه بعدی نیز از حضور مرحوم ابوترابی بهره‌مند شود. روزها گذشت تا اینکه اسرای ایرانی آزاد شدند. کاظم برای خداحافظی با آنان به خصوص سید آزادگان تا مرز ایران آمد. او پس از مدتی نتوانست دوری حاج آقا ابوترابی را تحمل کند و به هر سختی بود راهی ایران شد. او برای دیدن حاج آقا به تهران آمد. وقتی فهمید حاج‌آقا ابوترابی در مسیر مشهد و در یک سانحه رانندگی مرحوم شده‌اند به شدت متأثر شد. برای همین به مشهد و سرمزار آقای ابوترابی رفت و مدت‌ها آنجا بود.   کاظم از خدا می‌خواست تا از گناهانش نسبت به اسرای ایرانی بگذرد. او سراغ برخی دیگر از اسرای ایرانی رفت و از آن‌ها بابت شکنجه‌ها و … حلالیت طلبید.   حالا شاید این سؤال را بپرسید که این ماجرا هر چند زیباست و نشان از توبه یک انسان دارد، چه ربطی به مدافعان حرم دارد!؟   ربط ماجرا در اینجاست که انسان اگر توبه واقعی کند می‌تواند مقام شهادت را کسب کند. کاظم داستان ما مدتی قبل در راه دفاع از حرم حضرت زینب(ع) در سوریه به شهادت رسید. او ثابت کرد که مانند حر اگر از گذشته سیاه خود توبه کنیم، می‌توانیم حتی به مقام  شهادت برسیم. [با تلخیص، کتاب مدافعان حرم، موسسه شهید ابراهیم هادی]

ادامه نوشته »

جنایت صبرا و شتیلا

(به بهانه ۲۵ شهریور، حمله رژیم صهیونیستی به صبرا و شتیلا) امروز ۲۵ شهریور یکی از سیاه ترین روز های تاریخ، خصوصا در قرن اخیر است. بزرگترین نسل کشی تاریخ در این قرن، در مثل این روز اتفاق افتاد. ۲۵ شهریور ماه رژیم غاصب صهیونیستی به اردوگاه صبرا و شتیلا حمله کرد و در عرض کمتر از دو روز بیش از ۳۰۰۰ مسلمان را کشت.   دیوید هرست (DAVID HIRST)، نویسنده کتاب “تفنگ و شاخه زیتون؛ ریشه‌های ناآرامی‌ها در خاورمیانه” که به ‌عنوان خبرنگار در زمان نسل‌کشی صبرا و شتیلا در بیروت حضور داشت، مشاهداتش را این‌گونه در کتاب خود آورده است: اولین واحد شامل ۱۵۰ شبه‌نظامی فالانژیست از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به ‌همراه داشتند. قتل‌عام به ‌مدت ۳۸ ساعت شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی‌ها ادامه داشت: آنها به ‌زور وارد خانه‌های مردم شده و فلسطینی‌ها در خواب را به رگبار مسلسل بستند. فالانژها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می‌دادند چشم‌های‌شان را درمی‌آوردند، زنده زنده پوستشان را می‌کندند، شکم‌ها را می‌دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از ۶ بار تجاوز می‌کردند و بعد سینه‌های‌شان را می‌بریدند و در آخر به ‌ضرب گلوله آنها را از پا درمی‌آوردند. بچه‌ها را از وسط دوشقه می‌کردند و مغزشان را به دیوار می‌کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت خود کشتند. دست بعضی را به ماشین می‌بستند و در خیابان‌ها می‌کشیدند، دستهای فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد. اجساد مردم تا چند روز بر زمین مانده بود و گربه‌ها از گوشت آنها می‌خوردند. گربه ها آن‌قدر وحشی شده بودند که به مردم زنده نیز حمله می‌کردند زیرا به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند. این ها بخشی از جنایتی بود که در مثل امروز توسط رژیم غاصب صهیونیستی اتفاق افتاد.

ادامه نوشته »

بعد از مرگ بیشترین حسرت ما از چیست؟

( به بهانه ۳۱ مرداد ؛ روز جهانی مسجد ) یکی از نامهای قیامت “یوم الحسرت” است  حال ما می دانیم مردگان از چه چیز حسرت می خورند ؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  فرمود: هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید: ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید. در جواب ، مردگان می گویند: ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ، زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم… پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا. [ارشاد القلوب ؛ جلد ۱؛صفحه ۱۴۶]

ادامه نوشته »

۳ چیز شکایت می کند

( به بهانه ۳۱ مرداد ؛ روز جهانی مسجد ) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:  ثَلَاثَهٌ یَشْکُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یُصَلِّی فِیهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَیْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَیْهِ غُبَارٌ لَا یُقْرَأُ فِیه امام صادق علیه السلام فرمودند:  سه چیز پیش خداى عز و جل شکایت کنند. مسجد ویرانى که اهلش در آن نماز نمیخوانند دانشمندى که میان نادانان گرفتار است قرآنى که بگوشه آویخته‏اند و غبار بر آن نشسته و در آن قرائت نمیشود [ الخصال، ج‏۱، ص: ۱۴۲] از امام صادق علیه السلام منقول است که:  مساجد از کسانی که همسایه مسجد هستند و در مسجد حاضر نمی‌شوند، به خدای تعالی شکایت کردند؛ خداوند عزوجل به آنها وحی فرمود: به عزّت و جلالم قسم هیچ نمازی را از آنها قبول نمی‌کنم و عدالت ایشان را در میان مردم ظاهر نمی‌سازم و رحمتم به آنها نمی‌رسد و در بهشت در جوار من نخواهند بود. [أمالی طوسی جلد ۲ : صفحه ۳۰۷] داستانک : یک نفر نابینا به حضور پیامبر ( صلّى اللّه علیه و آله ) رسید و عرض کرد من نابینا هستم ، صداى اذان جماعت را مى شنوم،  ولى کسى نیست که دستم را بگیرد و مرا به جماعت برساند، پیامبر ( صلّى اللّه علیه و آله ) فرمود:  از منزل خود تا مسجد، طنابى ببند و هنگام نماز جماعت ، آن طناب را بگیر و با راهنمایى آن خود را به مسجد برسان و در نماز جماعت شرکت کن  [ تهذیب الاحکام ،ج ۲،ص ۲۶۶(چاپ جدید)]

ادامه نوشته »

ده . ده . ده

( به بهانه ۳۱ مرداد ؛ روز جهانی مسجد ) مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ فَلَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ خَطَاهَا حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ یُمْحَى عَنْهُ عَشْرُ سَیِّئَاتٍ وَ رُفِعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجَات        پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: کسى که بطرف مسجدى از مساجد خداوند گام بردارد، در برابر هر گامى که برمى‏دارد تا زمانى که به منزلش بازگردد، ده کار نیک به دست مى‏آورد، ده گناه از او پاک مى‏شود و ده درجه بالا مى‏رود  [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: ۲۹۱] داستانک: شهید شیرعلی راشکی.، معمولاً برای انجام فریضه‌ی نماز جماعت، فاصله‌ی خانه تا مسجد را که حدود ۳ کیلومتر بود، پیاده طی می‌کرد. پدر و مادرش به وی گفتند: «چرا این همه راه را پیاده می‌روی؟» شهید گفت: «این پیاده راه رفتن من، به نفع شما می‌باشد. زیرا هنگامی که به مسجد می‌روم هزار صلوات در راه ذکر می‌گویم که ثوابش به پدرم می‌رسد و موقع برگشت هم هزار صلوات می‌گویم که ثواب آن از مادرم می‌باشد.» [کتاب نماز و نیاز، ص ۶۰٫و کتاب ترمه نور، ص ۱۷۴]

ادامه نوشته »

۲ عامل جلوگیری از فسادهای جنسی

بسیاری از نزاع‌ها، طلاق‌ها، قتل‌ها، خودکشی‌ها، اعتیادها، باندهای فساد و فحشاء و …  ریشه در بی عفتی و انحرافات اخلاقی دارد. به عنوان نمونه چند تیتر از این حوادث ناگوار: روزنامه قدس(۲۸/۸/۸۶) ص۱۳:  قتل شوهر با همکاری راننده سرویس روزنامه قدس(۹/۲/۸۶) ص۱۳: قتل شوهر با چاقوی همسر خیانتکار روزنامه خراسان،  ش۱۳۴۳۱  (۲۲/۹/۱۳۷۴) : قصاص ‌نفس به خاطر به قتل رساندن شوهر روزنامه خراسان ،ش۱۸۳۲۷ (۱۳۹۱/۱۱/۸) متجاوز به عنف در کرمان به دار مجازات آویخته شد. رجانیوز،کد خبر(۷۷۱۴۹):سه متجاوز به ­عنف سحرگاه امروز دوشنبه ‌در زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند. روزنامه قدس(۲۹/۲/۸۶) ص۱۷: رقیب عشقی، قاتل جوان شکست خورده روزنامه اعتماد ملی(۱۲/۳/۸۶) ص۱۴: پسر۱۷ ساله، سر قرار کشته شد روزنامه قدس(۶/۳/۸۶) ص۱۳: قتل دوست خیانتکار، با چاقوی آشپزخانه روزنامه خراسان  (۹۱/۱۰/۲۷):جوانی که در جریان درگیری با دختر مورد علاقه اش دچار جنون آنی شد و او را با ۴۷ ضربه چاقو به قتل رساند. روزنامه قدس(۲۰/۸/۸۶) ص۱۳: دستگیری پیر مرد ۹۲ ساله به جرم اغفال و تجاوز به زنان! و … حال ؛ سوال اینجاست ، که چه اتفاقی می افتد که یک انسان دست به چنین جنایات هولناکی میزند؟ قطعا دلایل زیاد و متنوعی دارد ؛ اما پایه مشترک در اکثر این موارد یک چیز است بنده چندین بار برای مشاوره و سخنرانی به زندان رفته ام و گاه از زندانیانی که امثال این جنایات را انجام داده اند سوال کرده ام به عنوان مثال: از شخصی که دختری را سوار ماشین خود کرده بود و بعد به زور به او تجاور کرده و او را کشته بود و در آستانه اعدام قرار داشت ؛ سوال کردم: آیا دختر جلوی ماشینت دست تکان داد؟ گفت : نه گفتم : آیا به تو چشمک زد؟ . گفت :نه گفتم: آیا به تو لبخند زد ؟ گفت : نه گفتم: پس چطور فهمیدی اهل این کارهاست که سوارش کردی؟ گفت : اگر نمی خواست که با این وضع آرایش به خیابان نمی آمد. ***************************************************** ما چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم، باید قبول کنیم مهمترین عامل جلوگیری از فسادهای جنسی، حجاب و حیای خانمها و حفظ چشم توسط آقایان است

ادامه نوشته »

تفاوت انتظار حضرت امام، با برخی از مدعیان انتظار

(به بهانه ارتحال حضرت امام خمینی و قیام ۱۵ خرداد) داستانک: حضرت امام خمینی در یک دیدار تاریخی در سال ۱۳۴۱به آقای حبیب الله عسکر اولادی فرموده بودند: این مبارزه طولانی است وممکن است مرحله اول آن تا۲۰سال نیز طول بکشد لذا شما باید خود را برای چنین مسیر طولانی آماده کنید. مبارزه ما برای تغییر یک قانون ،تغییر یک وزیر حتی یک دولت نیست،ما برای فراهم کردن مقدمات ظهور ولی عصر “عجل الله فرجه”مبارزه می کنیم. انقلاب اسلامی ما سه مرحله دارد مرحله اول اینکه کشور ایران را اسلامی کنید،مرحله دوم اینکه کشور های مسلمان به طرف حاکمیت اسلام برده شوند ومرحله سوم اسلام را در سراسر دنیا گسترش دهید وجهانیان را با اسلام آشنا نمایید .آنگاه در محضر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)عرضه بداریم که مولی ،جهان بای تشریف فرمایی شما آمادگی دارد. [ کتاب اندکی صبر صفحه ۲۳ به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی ۱۱ بهمن ۱۳۷۷]

ادامه نوشته »
**منبرک**