خانه / فایل صوتی

فایل صوتی

در این بخش فایل صوتی منبرک هارا می توانید دانلود کنید.

میانمار توئیتر ندارد

(به مناسبت میلاد امام هادی علیه السلام و وقایع اخیر میانمار)

photo_2017-09-06_15-35-46

میلاد با سعادت حضرت امام هادی علیه السلام و همچنین دهه ولایت را تبریک عرض می کنم، هرچند اتفاقاتی که در میانمار در حال رخ دادن است، جشن و عیدی برای ما شیعیان و مسلمانان نگذاشته است.

در میانمار کودکان و زنان را زنده زنده می سوزانند، بچه ها را داخل آب خفه می کنند، نباید به راحتی از کنار این ها بگذریم.

یقین داریم این روزها برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه عزا است. این مسائل دیگر عیدی برای آقای مان حجت بن الحسن باقی نگذاشته است.

مشکل ما این است که مردم برای کشتن دو سگ در کشور خودمان، جلو استانداری مشهد و استانداری شهرهای مختلف جمع می‌شوند، تظاهرات می‌کنند، برگه دست می‌گیرند ما سگ هستیم، ما خود آن سگ هستیم، برای آنها توییتر می زنند، فیسبوک می زنند، ولی برای این همه مردم میانمار حتی یک شمع روشن نمی شود، چرا؟

چون میانمار توییتر ندارد، چون آنها فیس بوک ندارند، چون آنها، این طرفدارها را ندارند.

آمریکا هرجا دلش بخواهد، از هر که بخواهد حمایت می کند، آنها تاریخ را هم تحریف می کنند.

وقایع اخیر، وقایع دلخراشی است، در افغانستان نزدیک به ۵۰۰ بچه را سر بریدند، جریان میانمار، جریان یمن، بحرین، سوریه. امیدواریم خداوند مرهم دل ما و عیدی ما را ظهور حجت بن الحسن قرار بدهد.

ترک عادت موجب مرض نیست!

عادت های بد

یکی از بحران­هایی که امروز تمام مردم ما را تهدید می­ کند، بحران خانوادگی هست.

این اختلافاتی که بین زن و شوهرها در خانواده اتفاق می­ افتد، انسان را از شغل و کار و درس و زندگی­ اش می­ اندازد.

کم زندگی­هایی را پیدا می­کنید که این مشکلات را نداشته باشد.

این بحران­ها ریشه­ های مختلفی می­تواند داشته باشد؛ یکی از آنها این است که خانم­ها یا آقایان عادت­های خاصی دارند.

 

مثلا:

در منزل لباسی را می پوشند که همسرشان دوست ندارد؛ می گویند این طور عادت دارم و راحت ترم!

یا هنگام غذا خوردن ملچ مولوچ(!) می­ کنند.

یا اینکه وقتی مرد به خانه برمی­ گردد و همسرش از او می­ خواهد که استحمام کند، او می­ گوید حوصله ندارم و… .

انسان باید همت داشته باشد که عادت­ها بد را کنار بگذارد. عزم جدی بکنیم و عادت­های بد را کنار بگذاریم.

داستانک:

می‌گویند یکی از علما عادت به دخانیات داشت، سیگار یا چپق یا هر چه آن زمان بود، توتون و تنباکو می‌کشید. (در گذشته که از نظر پزشکی مضر بودن این ها شناخته نشده بود، این چیزها بین مردم معمول بود)

ایشان پیر شده و بود بیمار؛ پزشک  آمد و  ایشان را معاینه کرد و گفت: این کار برای شما ضرر دارد.

آن عالم به پزشک گفت: یک مرتبۀ دیگر بفرمایید، چه؟

گفت: آقا استفاده دخانیات برای شما ضرر مهمی دارد.

خود او مجتهد بود می‌دانست چیزی که برای انسان ضرر دارد حرام است.

همان لحظه آن عالم گفت: همه را جمع کنید ببرید.

به این می‌گویند همّت عالی. ۴۰ سال، ۵۰ سال به توتون عادت پیدا کرده، یک مرتبه همین که می‌گویند: ضرر دارد کنار میگذارد.

من می‌خواهم به عزیزانی که خدای ناکرده دچار اعتیاد و عادت های اینگونه هستند بگویم: نگویید نمی‌شود، فایده ندارد، خیر واقعا امکان دارد.

[کلیدهای زندگی، معارف قرآنی روایی، ناصر رفیعی، ص ۱۴۰]

 

داستانک ۲:

آیت الله مرعشی در دیداری که با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دارند، در لابلای گفت و گوها، به امام می فرمایند: آیا چاى یا قهوه یا دخانیات میل دارىد آماده کنم؟

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) می فرمایند: این اموراز فضول زندگیست و ما از این فضولات دوریم.

آیت الله مرعشی پس از این دیدار متوجه می شوند که دخانیات خوب نیستند؛ به همین خاطر دیگر از آنها استفاده نکردند.

کدام عمل در دحوالارض ، بهترین عمل است؟

(به بهانه روز ۲۵ ذی القعده، روز دحوالارض)

8-300x245

درباره ی ثواب بسیار زیاد و ممتاز روزه در روز دحوالارض ، بحث شد، و بیان شد روزه در روز دحوالارض از روزه تمام عمر بیشتر است

اما نکته اینجاست که با وجود اینکه روزه در روز دحوالارض معادل روزه در تمام عمر است و بلکه بیشتر، اما عمل دیگری وجود دارد که شاید ثوابش از روزه و شب زنده داری در دحوالارض بیشتر است و ما از آن غافل مانده ایم

شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان ، در اعمال روز دحوالارض در آخرین خط این اعمال می نویسد:

« و بدان که میر داماد رحمه الله در رساله اربعه ایام خود در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده که زیارت حضرت امام رضا علیه السلام در این روز افضل اعمال مستحبه و آکد آداب مسنونه است »

[ مفاتیح الجنان – اعمال ماه ذی القعده]

ویژگی مهم شهید محسن حججی

وابستگی

بعد از اینکه شهید بزرگوار، شهید حججی، به شهادت رسید، این سوال برای خیلی ها و خود من پیش آمد که، چطور می شود بعضی انسان ها اینطور مرگ را به بازی می گیرند، چطور اینقدر مرگ برایشان حل شده است.

 خنجر کنار صورتش است، کنار شمرترین شمرهای زمان است، اما انگار نه انگار که قرار است تا دقایقی دیگر سر از تنش جدا شود.

حالا ما، یک زلزله سه ریشتری می آید تمام بدنمان می لرزد.

چطور بعضی ها اینطور هستند؟

یک دلیلش عدم وابستگی آنهاست.

اگر انسان وابستگی داشته باشد هیچ وقت نمی تواند درست حرکت کند.

شهید آوینی می فرماید: «مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.»

بعضی ها به خانواده وابسته اند، بعضی ها به خانه، بعضی به زن و زندگی و …

این وابستگی ها مانند غل و زنجیر دست و پای انسان را می گیرد. وگرنه انسان اگر وابستگی نداشته باشد و جناب عزرائیل بخواهد جانش را بگیرد، مشکلی ندارد.

انسان باید مواظب وابستگی هایش باشد.

داستانک:

از علامه حلی پرسیدند: آب چاه پاک کننده است یا خیر؟

ایشان بعد از تحقیق به این نتیجه رسیدند که آب چاه پاک کننده است. زمانی که می خواستند فتوا دهند با خود گفتند من در منزلم چاه دارم، نکند به خاطر وابستگی به این چاه چنین فتوایی بدهم. دستور داد چاه منزلش را خراب کردند و دوباره تحقیق کردند و به همین نتیجه رسیدند.

ما اگر وابستگی داشته باشیم نمی توانیم درست تصمیم بگیریم.

مثلا من که از کالای خارجی استفاده می کنم، هیچ وقت نمی توانم بگویم شما کالای داخلی مصرف کنید، چون وابستگی دارم.

ما هرجا وابسته باشیم، آزاد نیستیم.

این شهدای عزیز ابتدا این مسائل را با خودشان حل کرذه اند. ابتدا از وابستگی ها آزاد شدند سپس خداوند آنها را به بهترین صورت که شهادت است، قبول کرد.

 

تایید گناه

تایید گناه 

داستانک:

یک کسی را می‌خواستند اعدام کنند، که از دزدهای بنام بود. گفتند: درخواستی نداری؟

گفت: چرا؛ دوست دارم مادرم بیاید با مادرم صحبتی بکنم.

گفتند: خوب اشکالی ندارد، مادر بیاید.

مادر آمد. گفت: پسرم چه می خواهی؟

گفت: مادر دوست دارم زبانت را دربیاوری بگذاری در دهان من؛ من همین آرزو را دارم.

مادر هم گفت: باشه. زبان را درآورد. این فرزند شروع کرد گاز گرفتن زبان مادر.

آمدند او را گرفتند و گفتند: ای دیوانه چکار می کنی؟

گفت: این مادر باعث شد امروز من کنار چوبه‌دار بیایم.

بچه که بودم یک عدد تخم مرغ دزدیدم آوردم خانه. مامانم گفت: بارک الله.

اگر آن بارک الله را مادر نمی‌گفت و یک سیلی در دهانم می زد امروز من اینجا کشیده نمی‌شدم.

آن تخم مرغی که آن روز دزدیدم، امروز شتر مرغ دزد شدم.

 

گاهی یک تحسین و باریکلا گفتن ما زندگی یک شخص را متحول می کند؛ یا به سمت خوبی یا بدی. فقط یک جمله است و حواسمان نیست.

مثلا کسی ریش گذاشته می گوییم زشت شده ای. همین یک کلمه کافیست که او همیشه ریشش را بتراشد.

یا خانمی چادر سرش کرده است. یک کلمه کافیست که چادر را برای همیشه کنار بگذارد.

یا در فضای مجازی گاهی لایک کردن ها، تایید ها و … مسائل را عوض می کند.

اگر کسی کار بدی انجام داده، ما به او آفرین بگوییم، تا آخرین روز عمرش که آن کار را انجام دهد در گناه او شریکیم.

از طرف دیگر اگر ما با کار بدی که شخصی انجام داده مخالفت کنیم، در ثواب ترک آن شریکیم.

بزرگواران مواظب باشید. در فضای مجازی ثانیه به ثانیه در حال تایید کاری هستیم.

ما اجازه نداریم در هر کانال معاند ضد دین و ضد انقلاب باشیم. آن موقع می شویم سیاه لشکر دشمن.

وقتی ما بازدید یک سایت ضد انقلاب را زیاد کردیم، آن دنیا در گناه آنها شریکیم. باید جواب بدهیم.

مثلا می پرسند اگر کانالی ۵ هزار عضو داشت چرا تو یکی از آنها بودی؟ مانند اینکه در لشکر عمر سعد تو یک پیاده نظام بودی.                                                                                                       

جهاد و شهادت

(به مناسبت ۳۱ تیرماه سالروز شهادت شهید عباس دوران)

doran-th4

داستانک:

صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلویزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به ۵۰ مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.

تنها ۱۵۰ دقیقه پس از مصاحبه صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.

 

این یعنی جهاد، که ببینیم ضعف دشمن کجاست یا کجا به خودش می بالد، همانجا را بزنیم. ببینیم دشمن، کجا ما را تحقیر می کند، همانجا قدرت پیدا کنیم. این جهاد می شود.

جهاد امروز جهاد اقتصادی است. ببینیم دشمن چطور ما را در بحث اقتصادی تحقیر می کند، آنجا خودمان را قوی کنیم.

در بحث علمی، چطور دشمن به خودش می بالد، آنجا کار کنیم.

در هر قسمتی که دشمن حمله می کند یا جایی که نقطه قوت دارد یا نقطه ضعف دارد، ما باید بر آنها برتری داشته باشیم.

افتخار ما شهدای عزیز هستند که متاسفانه نسل جدید زیاد با آنها انس و الفتی ندارند. در همین داستان، شهید دوران و همرزمان شهیدش، افتخار ایرانیان و مسلمانان اند.

پترس و … برای ما الگو نیستند. خودمان چنین الگوهایی داریم، آنوقت غربی ها الگوهای خود را به رخ ما می کشند. آنها هیچ جاذبه ای برای ما ندارند.

حالا که در کتب درسی بحث جهاد و شهادت دارد کم کم حذف می شود، شما پدرها و مادرها در خانه از جهاد و شهادت برای فرزندانتان زیاد بگویید. اگر جهاد و شهادت در خانواده کمرنگ شد سنگ روی سنگ بند نمی شود.

افتخار شیعیان

(به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام)

امام صادق ع

یکی از ویژگی های امام صادق علیه السلام قدرت ایشان در مباحث علمی بوده است.

این مباحث اینقدر زیاد بوده که دشمنان امام نیز به آن اعتراف می کنند. تا جایی که مالک بن اَنَس یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت می گوید: «بهتر از جعفر بن محمد، دنیا نه دیده، نه شنیده و نه به قلب کسی رسوخ کرده».

ابوحنیفه امام دیگر اهل سنت می گوید: «عالم تر از جعفر بن محمد دنیا نزاییده».

داستانک:

مفضل بن عمر یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید: در مسجد النبی نشسته بودم. یکی از بزرگان مادیون به نام ابن ابی الاوجاع پشت ستون با کسی صحبت می کرد و از پیامبر صلی الله علیه و آله بدگویی می کرد.

من عصبانی شدم و به او گفتم: خجالت بکش.

گفت: آرام باش، فکر می کنم تو شاگرد جعفر بن محمد هستی؟

گفتم:بله.

گفت: از این حرف ها تندتر به خود ایشان گفته ام اما یکبار ندیدم عصبانی شود. گاهی یقین می کنم بر او غالب شده ام اما ناگهان او جمله ای می گوید و مرا مغلوب می کند. اگر شاگرد او هستی از او یاد بگیر.

قدرت امام صادق علیه السلام چقدر است که دشمنان اینطور اعتراف می کنند؟

ما شیعیان به این افتخار می کنیم.

اگر تمام ادیان و فرقه های دنیا جمع بشوند یک نفر دیگر مانند امام ما پیدا بکنند، ما پیرو او خواهیم شد.

ما شیعیان پیرو این امام هستیم. بهایی ها، زرتشتی ها، یهودی ها، مسیحیان امروزی، پیرو چه کسی هستند؟

ما پیرو امامی هستیم که دوست و دشمن از او تعریف می کنند.

شیعیان، به داشتن چنین امامانی افتخار کنیم. یکی از آنها امام صادق علیه السلام است بقیه امامان هم «کلهم نور واحد» همه آنها از یک نور واحد هستند.

حد عبودیت و بندگی

(به مناسبت شهادت رئیس مذهب و مکتب تشیع، امام جعفر صادق علیه السلام)

تسلیم

 

شیعه باید تسلیم باشد.

 

داستانک:

مفضل بن عمر می گوید: من و عبدالله بن ابى یعفور خدمت امام رسیدیم. امام براى پذیرایى از ما میوه آورد، اما عبدالله به ایشان عرضه داشت که براى ناراحتى معده اش نمى تواند چیزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت: «اى امام بزرگوار، شما مى دانید که من همواره از شما اطاعت کرده ام و هر چه گفته اید نه نگفته ام ، اگر این انار را نصف کنید و بگویید این نیمه حرام است و نیمه دیگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى کنم ، چون حرف شما حجت است.»

امام به او فرمود: «خدا رحمتش را شامل حالت گرداند.» سپس عبدالله بیمارى اش و درمان آن را که پزشک گفته باید شراب بخورد را به امام گفت و پرسید: حال چه مى فرمایید

امام صادق علیه السلام به او فرمود:شراب حرام است، هرگز شراب ننوش، این شیطان است که تو را وسوسه مى کند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت، شراب به تو بنوشاند، اگر از شیطان نافرمانى کنى؛ او نیز مأیوس مى شود و دست از تو برمى دارد.

از این سخن امام، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت. از امام خداحافظى کردیم و بازگشتیم. روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.

مفضل، من شنیده ام اگر براى معالجه باشد اشکالى ندارد.

اگر اشکال نمى داشت امام صادق علیه السلام او را منع نمى کرد… به هر حال، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمویش به او گفته بود: بیچاره، بخور اگر شراب ننوشى مى میرى. عبدالله نیز در جوابش گفته بود: به خدا قسم یک قطره هم نخواهم نوشید. چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل کرد. خداى متعال هم او را براى همیشه شفا داد.

منبع : رجال کشى، صفحه ۲۴۷ تا ۲۴۹

این یعنی تسلیم بودن. چیزی که خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام فرموده اند، باید چشم بگوییم. چرا خدا چنین چیزی را فرموده است، نداریم.

این یعنی تسلیم بودن، یعنی عبد، عبودیت.

نجات دلقک فرعون از عذاب

photo_2017-07-22_19-18-22

خداوند به یکی از پیامبران خویش وحی نمود که به مؤمنین بگو:

«لا تلبسوا لباس اعدائی و لا تطمعوا مطاعم اعدائی و لا تسکلوا مسالک اعدائی فتکونوا اعدائی کماهم اعدائی»؛

لباس دشمنان مرا نپوشید، غذا های دشمنان مرا نخورید و روش های دشمنان مرا پیروی نکنید که اگر چنین کنید شما هم دشمنان من خواهید بود همچنان که آنان دشمنان من هستند.

تاثیر لباس در شخصیت انسان بسیار واضح است. تاثیر لباس اینقدر زیاد است که حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه در خطبه متقین، که صد و ده صفت مومنین را بیان می کند، می فرمایند دومین صفت، لباس آنهاست.

«فَالْمُتَّقُونَ … وَ مَلْبَسُهُمُ الاْقْتِصادُ»

لباس مستقیما روی شخصیت انسان تاثیر می گذارد.

شما اگر لباسی را بپوشید که برای یک انسان خوب، عالی و بزرگوار است تاثیر خودش را می گذارد.

همچنین اگر کسی لباسی بپوشد که برای فلان خواننده بدکاره آمریکایی است، بداند که رویش تاثیر می گذارد.

اندازه لباس هم تاثیرگذار است.

«من تشبه بقوم فهو منهم»؛ هر کس به قومی شباهت پیدا کند از آن قوم است.

چه دلش پاک باشد چه نباشد، کم کم به آن سمت گرایش پیدا می کند.

 

داستانک:

فرعون دلقکى داشت که از کارها و سخنان او لذت مى برد و مى خندید. روزى به در قصر فرعون آمد تا داخل شود، مردى را دید که لباسهاى ژنده بر تن ، عبایى کهنه بر دوش و عصایى بر دست دارد.

پرسید: تو کیستى ؟ گفت : من پیامبر خدا موسایم که از طرف خداوند براى دعوت فرعون به توحید آمده ام . دلقک از همانجا بازگشت ، لباسى شبیه لباس موسى پوشیده و عصایى هم به دست گرفت ، نزد فرعون آمد. از باب مسخره و استهزاء تقلید سخن گفتن حضرت موسى علیه السلام کرد.

آن جناب از کار او بسیار خشمگین شد. هنگامى که زمان کیفر فرعون و غرق شدن او رسید و خداوند او را بالشکرش در رود نیل غرق ساخت ، آن مرد تقلیدگر را نجات داد. موسى عرض کرد:

پروردگارا! چه شد که این مرد را غرق نکردى ، با این که مرا اذیت کرد؟ خطاب رسید: اى موسى ! من عذاب نمى کنم کسى را که به دوستانم شبیه شود، اگر چه بر خلاف آنها باشد.

انوار نعمانیه ، ص ۳۵۴٫

 

اگر زندگی ما شبیه اولیای خدا باشد چه می شود؟

مگر یک زبان و دو لب به تو ندادیم؟

hqdefault

خداوند در آیه ۳۶ سوره مبارکه اسراء می فرمایند:

«إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً»؛

گوش و چشم و دل، هر یک مورد سؤال قرار خواهند گرفت.

تصور کنید روزی در مجلسی با دوستان و آشنایان در حال صحبت هستیم و صدایمان را ضبط می کنند؛ اگر بعدا این صدا را برای خودمان بگذارند، چه احساسی به ما دست می دهد؟

آیا احساس سربلندی می کنیم؟

اگر این صوت را در روز قیامت به ما نشان بدهند، می توانیم بگوییم من تا به حال حرف بیجا نزده ام؟ می توانیم بگوییم همه حرف هایم درست بوده؟

اگر در دادگاه بگذارند چطور؟ آیا حاضریم بگوییم این حرف من است؟

انسان باید خیلی مراقب کلامش باشد. بعضی ها خیلی راحت صحبت می کنند. همه چیز که به زبانشان می آید، می گویند.

خداوند در قرآن می فرماید:

«وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ»؛ و یک زبان و دو لب (به تو ندادیم)؟! (آیه ۹ سوره بلد)

یعنی به شما لب دادیم تا زبانتان را زندانی کنید.

داستانک:

طلبه ای از دنیا رفت چون او را در خواب دیدند: پرسیدند: حالت چطور است؟

او گفت :مواظب اعمال و گفته های خود باشید ، زیرا حساب و کتاب خدا بسیار دقیق است.

روزی که باران می بارید من گفتم: به به عجب باران به موقعی !

هنوز سر آن یک جمله گرفتارم و به من می گویند :مگر خدا کار بی موقع هم انجام می دهد؟

حتی اگر به دین و اسلام کاری ندارید!

 (به بهانه ۲۱ تیر روز عفاف و حجاب)

حجاب

داستانک:

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم… چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

یک سوال از خواهران بزرگواری که حجاب را رعایت نمی کنند یا برادرانی که به حجاب همسرشان زیاد مقید نیستند؛

به خانم می گویی حجابت را رعایت کن، می گوید خوب آقایان نگاه نکنند. راست می گوید، آقایان نباید ببینند. اما اگر مرد بدبخت و بیچاره ای بود که فقط به دنبال چشم چرانی است، اگر به شما نگاه کرد آیا علاقه اش نسبت به همسرش کم می شود یا نه؟

قطعا کم می شود.

حتی اگر به دین و اسلام کاری ندارید، آیا این ایثار نیست که خانم کمی حجابش را بیشتر رعایت کند؟

آیا این ایثار و گذشت نیست که خانم کمی از زیبایی هایش در خیابان صرف نظر کند تا یک زندگی پا بر جا بماند؟ یک طلاق کمتر شود؟

اما خانمی که می گوید به من ربطی ندارد، پس انتظار نداشته باشد که دعایش در نزد خداوند مستجاب شود.

چطور انتظار داریم گره های زندگیمان باز شود وقتی در زندگی مردم گره ایجاد می کنیم.

اگر همه همشهریانت از تو تعریف کردند…

13920405100153633750334

روی عن الإمام الباقر ع فی وصیته لجابر بن یزید الجعفی أنّه قال:

«یَا جَابِرُ… اعْلَمْ بِأَنَّکَ لَا تَکُونُ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ مِصْرِکَ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ یَحْزُنْکَ ذَلِکَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ یَسُرَّکَ ذَلِکَ».

تحف العقول، ص۲۸۴

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده‌است که در وصیتشان به جابربن‌یزیدجُعفی فرمودند:

«ای جابر!… بدان که تو ولیّ(دوستِ) ما نخواهی بود، مگر این‌که اگر اهالی شَهرت علیه تو هم‌داستان شوند و بگویند تو مرد بدی هستی، این (حرفشان) تو را اندوهگین نسازد و اگر گفتند تو مرد خوبی هستی، این (حرفشان) تو را شادمان نگرداند.

ما مامور به وظیفه ایم و باید کارمان را انجام دهیم، حالا اگر همه مردم بگویند مرگ بر فلانی یا درود بر فلانی.

ما باید یقین داشته باشیم حرفمان و راهمان درست است. «وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ»؛ از ملامت هیچ ملامت گری نمی ترسند. (آیه ۵۴ سوره مائده)

مثلا شما می خواهید در یک اجتماعی صحبت کنید، می دانید اگر فلان حرف را بزنید مردم ناراحت می شوند اما باید بگویید. چه بسا مردم ناراحت بشوند. زمانی مردم از یک حرفی خوشحال می شوند، وظیفه مان بوده که بگوییم.

داستانک:

به شهید بهشتی خیلی توهین می کردند. ایشان به شهری رفته بودند، جلو ایشان خری را کشته بودند.

مرگ بر بهشتی هم خیلی می گفتند.

روزی نزد امام آمدند. امام گفتند از بیرون که آمدید مردم چه شعاری می دادند؟ ایشان عرض کردند: همه می گفتند درود بر خمینی.

حضرت امام فرمودند: به خدا قسم اگر همه مردم با هم بگویند مرگ برخمینی به اندازه سر سوزنی برایم فرقی نمی کند.

انسان باید به این حد برسد که وظیفه اش را انجام بدهد.

مثلا در عروسی برادرتان موسیقی می گذارند، شما بلند می شوید. همه هم ناراحت می شوند، خوب ناراحت بشوند شما باید بلند شوید.

انسان باید به این حد برسد که حرف مردم در او اثر نکند.

نظافت مسجد

photo_2017-05-25_14-03-50

داستانک

پیرزنی بود که همیشه مسجدالنبی را در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جارو می کرد.

با وجودی که مسجد ساده بود، ولی نظافت آن با این پیرزن بود. چند روزی، این پیرزن به مسجد نیامد. پیامبر از اصحاب پرسیدند: این پیرزن کجاست؟

اصحاب گفتنداو چند روز پیش از دنیا رفته است.

پیامبر فرمودندنباید به من خبر می دادید؟

عرض کردندما فکر نمی کردیم این مسأله اینقدر مهم باشه!

پیامبر (صلی الله علیه و آله) با اصحاب بر سر قبر آن پیرزن رفتند. فرمودند الآن ایشان را در بهشت می بینم.

پاداش کسی که مسجد را تمیز می کرد.

قبل از ماه مبارک رمضان، سنت بسیار خوبی هست به نام غبارروبی مساجد.

این فرصت را برای آماده سازی مساجد برای ماه رمضان غنیمت بدانیم.

جشن حماسی انتخابات

(به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶) انتخابات

خلق حماسه ۴۲ میلیونی مردم عزیز ایران و تحقق جهاد سیاسی را تبریک عرض می کنیم.

در بسیاری از کشورهای دنیا حضور مردم در انتخابات، در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد است؛ اما حضور بیش از ۷۰ درصدی مردم، بسیار پراهمیت و نادر است.

خدمت رییس جمهور منتخب مردم نیز تبریک عرض می کنیم.

امیدواریم که خداوند به ایشان توفیق بیشتری بدهد برای خدمت به مردم، به محرومین.

دو نکته برای

نکته اول: کسانی که نامزد مورد نظر آنها رأی نیاورده است،

خداوند در قرآن کریم می فرماید

«… وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛

ﻭ ﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺧﻴﺮ ﺍﺳﺖ ، ﻭﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ …

(سوره بقره، آیه ۲۱۶)

نکته دوم

ما و شما فتنه گر نیستیم.

فتنه گرها به زباله دان تاریخ پیوستند.

سال ۸۸ همین اتفاق افتاد، به جای اینکه به رأی مردم احترام بگذارند، به خیابان ها ریختند.

شما اینطور نیستید.

بسیار تحریک می کنند که به عنوان مثال امروز شما برای اعتراض به خیابان ها بروید.

این کار در قاموس شما نیست.

اگر هم کسی اعتراضی داشته باشد، خود مسؤولین امر در حال پیگیری امور هستند.

ثانیا اختلاف ۷ میلیون رأی است!

تقلب در جمهوری اسلامی آن هم در حد ۷ میلیون رأی ممکن نیست.

دشمن نمی خواست ما در انتخابات شرکت کنیم. اما حال که شرکت کرده ایم، از این طریق می خواهد هدف خود را دنبال کند و اقتدار ما را کوچک کند.

انتخابات برگزار شده است و رییس جمهور رأی آورده اند. همه هم به ایشان احترام می گذارند.

و همه افراد، چه کسانی که به ایشان رأی داده اند و چه کسانی که به ایشان رأی نداده اند همه اجر و ثواب خود را برده اند.

ان شاء الله که آراء ما مورد رضایت حجت بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بگیرد.

دفاع از ولایت حتی بعد از شهادت

(به بهانه کشف پیکر پاک ۱۳۰ شهید گمنام دفاع مقدس)

دفاع از ولایت

تیر ماه ۱۳۷۸ بود. حوادث سیاسی و فرهنگی، مردم را دلتنگ شهدا کرده بود. سردار باقرزاده اکیپ های تفحص را جمع کرد و گفت: «مردم تماس می گیرند و درخواست می کنند مراسم تشییع شهدا بگذارید تا عطر شهدا حال و هوای جامعه را عوض کند.»

تعداد شهدای کشف شده در معراج، به ده شهید هم نمی رسید.

سردار گفت: «بروید در مناطق به شهدا التماس کنید و بگویید شما همگی فدایی ولایت هستید. اگر صلاح می دانید به یاری رهبرتان برخیزید.»

چند روز گذشت. سردار تماس گرفت و آخرین وضعیت را پرسید. گفتم چیزی پیدا نشد. پرسید: «به شهدا گفتید؟» گفتم «سردار! بچه ها دارند زحمت خودشون رو می کشند.»

گفت: «به همان چیزی که گفتم، عمل کنید! صبح فردا، با علی شرفی و روح الله زوله به سمت هورالعظیم راه افتادیم.

حدود ساعت ۱۰۳۰ به منطقه ی شط العلی، محور عملیاتی بدر و خیبر رسیدیم. برای رفع تکلیف، همان جملات سردار را گفتم. نهار را که خوردیم، برگشتم. عصر به اهواز رسیدیم. به ستاد اعلام شده بود در شلمچه تعدادی شهید پیدا شده است. از خوشحالی داشتم بال درمی آوردم. خودم را به شلمچه رساندم. شانزده شهید پیدا شده بود. شهدا را به پادگان آوردم. چند ساعتی بیشتر در پادگان نبودم که گفتند از هور تماس گرفتند که شهیدی پیدا شده است. دیگر در پوست خود نمی گنجیدم. حالا دیگر نوزده شهید بودند.

چند روز گذشت و از شرهانی و فکه نیز هر روز خبرهای خوشی می رسید. نماز مغرب و عشا را خوانده بودیم و مشغول خوردن شام بودیم که سردار تماس گرفت: «چه خبر؟» گفتم: «شهدا خودشان را رساندند. درهای رحمت خدا باز شد.» گفت: «فردا صبح، شهدا را به تهران بفرست.» گفتم: «سردار! چند روز دیگه اجازه بدهید.» تأکید کرد که حتماً فردا صبح حرکت کنیم. از تعداد شهدا پرسید. گفتم: «هنوز شمارش نکرده ام.» و همین طور که گوشی را با کتفم نگه داشته بودم، شروع کردم به شمردن: «۱۶ تا فکه؛ ۱۸ تا شرهانی و…..که در مجموع ۷۲ شهید هستند.» سردار گفت: الله اکبر! روز عاشورا هم ۷۲ نفر پای ولایت ایستادند.»

سعی کردم به بهانه ای معطل کنم تا تعداد شهدا بیشتر شود اما نشد.

آسمان مال آنهاست، (کتاب تفحص)، ص ۵۰٫

 

**منبرک**