خانه / مناسبتی / مناسبت های قمری

مناسبت های قمری

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با مناسبت های قمری می باشد، می توانید ببینید.

چرا امروزه رویت هلال ماه اینقدر سخت شده؟

(به بهانه نزدیکی به عید فطر)

هلال ماه

سوال :

چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت؟

پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم

حضرت علی علیه السلام فرمود:

زمانی بر مردم خواهد آمد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بین آنها پدید می آید.

۱- کارهای زشت آشکار می گردد و معمولی می شود.

۲- پرده های عفت و شرم پاره می گردد.

۳- زنا کاری و تجاوزهای ناموسی علنی می شود.

۴- مالهای یتیمان را حلال می شمارند و می خورند.

۵- رباخواری شیوع پیدا می کند.

۶- در کیل و وزنها ، کم و کاست می کنند.

۷- شراب را به اسم نبیذ حلال شمرده و می خورند.

۸- رشوه را به عنوان هدیه و شیرینی می گیرند.

۹- به نام امانت داری خیانت می نمایند.

۱۰-مردها خود را به شکل زنان و زنان خویش را به صورت مردها درمی آورند.

۱۱- به احکام و دستورات نماز بی اعتنائی می کنند.

۱۲- حج خانه خدا را برای غیر خدا (برای ریا و یا تجارت) بجا می آورند.

سپس ادامه داد: کیفراین زشتی ها این است که خداوند آنها را از فیوضات خود محروم می کند، تا جائی که ماه (شوال) برای آنها مخفی می شود به طوری که گاهی دو شبه دیده می شود (که معلوم می شود روز عید فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اینکه روزه آن حرام بوده است) و زمانی شب اول رمضان مخفی می شود، که دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان می خورند و روزعید فطر را به خیال آخر ماه رمضان روزه می گیرند .

در این وقت باید ترسید از اینکه خداوند به طور ناگهانی آنها را کیفر کند (مانند زلزله و طوفان و سیل ).

چرا که به دنبال آن کارها، بلاها مردم را فرا می گیرد، تا جائی که کسانی صبح سالم هستند ولی شب در دل خاک و قبر آرمیده اند و گاهی شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.

وقتی چنین روزگاری پیش آمد، لازم است انسان همیشه وصیت کرده باشد که مبادا بلائی بر او فرود آمده و بدون وصیت بمیرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممکن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر یک از شما آن زمان را درک کرد بدون وضو نخوابد و اگر برایش امکان دارد همیشه با وضو باشد چه ترس آن است که مرگ ناگهانی برسد، لذا خوب است با وضو باشد که روح با طهارت خدا را ملاقات نماید. من شما را ترساندم اگر بترسید و آگاه نمودم،اگر آگاه گردید و شما را پند دادم چنانچه پند گیرید پس در پنهانی و آشکار، از خدا بترسید و نباید کسی از شما بمیرد، مگر اینکه مسلمان باشد،زیرا هر کس به جزاسلام آئینی داشته باشد ازاو پذیرفته نیست و در آخرت زیان کاراست.

منبع :بحارالانوار؛  جلد ۹۶؛ صفحه ۳۰۳؛ باب ۳۷؛

ما یثبت به الهلال و أن شهر رمضان ینقص أم لا و حکم صوم یوم الشک

۱۳۹۰/۰۵/۱۳۹۰ تاریخ اولین ثبت

برخورد امام حسن علیه السلام با ناسزاگویی مرد شامی

(به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام)

داستانک:

مردی از اهل شام وارد مدینه شد. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دیگر دشمنان اهل بیت، آن مرد کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و فرزندانش در دل داشت. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب دید، زبان به ناسزا گشود و با صدای بلند به لعن و نفرین آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر این یاوه گویی ها سکوت کرد.

وقتی مرد شامی به سخنان زشت و ناپسندش پایان داد، امام حسن علیه السلام نزد او رفت و لبخند زنان سلام کرد و مهربانانه فرمود: «جناب آقا! به گمانم (در این شهر) غریبی، اگر گرسنه باشی سیرت می کنیم و اگر بی لباس باشی لباست می دهیم و اگر فراری باشی پناهت می دهیم و اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم.

حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداری و نزد ما بیایی و تا هنگام رفتنت (از مدینه) مهمان ما باشی که این برای تو بهتر است».

مرد شامی از شنیدن این سخنان محبت آمیز و جوانمردانه دگرگون شد و از برخورد نادرستش پشیمان گشت و در حالی که از ندامت می گریست گفت :گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمینی.

خدا بهتر می دانست که رسالت خویش را به عهده چه کسی قرار دهد. تو و پدرت علی منفور ترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستید.

این یعنی حلم، صبر و استقامت. یک زمان ظالم، ظالم به دین است که قابل بخشش نیست. اما گاهی ظلم ظالم به خودمان است. ما باید او را ببخشیم.

گاهی اوقات می بینید برعکس اتفاق می افتد. اگر کسی به دین و خدا و کشور و … هر چه بگوید انگار اتفاقی نیفتاده. اما کافیست کسی با سرعت پنج کیلومتر به پشت ماشین ما بخورد، دیگر او را نمی بخشیم.

باید برعکس باشد. مومن در برابر کسی که به او ظلم کرده حلم دارد. مثلا در  دیدارهای فامیلی کسی به ما چیزی می گوید، ما باید با حلم و بخشش و گذشت برخورد کنیم.

حلم و بخشش را از امام حسن علیه السلام یاد بگیریم.

حدیثی منحصر به فرد

(به بهانه ۱۵ رمضان ، سالروز ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام)

2-300x245

حدیثی است که در بین احادیث ،سنداً و متناً، منحصر به فرد است ؛ پیشنهاد می شود متن عربی را هم حتما بخوانید

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ؛ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، عَنِ الْحَسَنِ، عَنِ الْحَسَنِ:‏ أَنَ‏ أَحْسَنَ‏ الْحَسَنِ‏ ، الْخُلُقُ الْحَسَنُ.

 

حدیث کرد برای ما ابوالحسن ، که او روایت کرد از ابوالحسن ، که او نیز روایت کرده از ابوالحسن ، که او شنید از حسن که او گفت شندیم از حسن که او شنیده بود از امام حسن علیه السلام ؛ که ایشان فرمودند که :

همانا حسن ترین  حسن ها ؛ خُلق حسن است (نیکوترین نیکوها ؛ خلق نیکوست)

[بحار الأنوار ، جلد ‏۶۸،  صفحه  ۳۸۶،  باب ۹۲]

حسن های موجود در سلسله ی حدیث چه کسانی اند؟

فأما أبو الحسن الأول فمحمد بن عبد الرحیم التستری

و أما أبو الحسن الثانی فعلی بن أحمد البصری التمار

و أما أبو الحسن الثالث فعلی بن محمد الواقدی

و أما الحسن الأول فالحسن بن عرفه العبدی

و أما الحسن الثانی فالحسن بن أبی الحسن البصری

و أما الحسن الثالث فالحسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام

 داستانک:  (بد اخلاقی)

آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن

جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم

[کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ با اندکی تلخیص]

تمرین حلم و بردباری

ماه مبارک رمضان بهترین زمان است برای اینکه انسان بعضی رذایل اخلاقی اش را کنار بگذارد.

یکی از ویژگی هایی که انسان در  ماه مبارک رمضان پیرامون آن می تواند تمرین کند، روحیه حلم و بردباری است.

انسان وقتی گرسنه می شود طبیعتا باید زود عصبانی شود. اما در ماه مبارک رمضان به دلیل معنویت بالا راحت تر می تواند این خشم را کنترل کند و روحیه بردباری را در خودش تقویت کند.

بعضی اوقات انسان با آدم های جاهل برخورد می کند که باید صبر کند.

داستانک:

از لحاظ علمی چه کسی بالاتر از خواجه نصیرالدین طوسی است؟ مشهور است که گفته اند در کره ماه نام یک کوه را خواجه نصیرالدین طوسی بگذارند. در مریخ یک دره را نیز به نام ایشان بگذارند.

نقل شده روزی نامه ای به دست خواجه نصیر الدین طوسی ؛ این عالم بزرگ رسید که با کلمات زشت از او بدگوئی شده بود، از جمله این سخن زشت را خطاب به او نوشته بودند یا کلب : ای سگ پسر سگ .

خواجه نصیر، جواب آن نامه را با کمال متانت نوشت ، از جمله نوشت اینکه به من سگ گفته ای صحیح نیست ، زیرا سگ با چهار دست و پا راه می رود و ناخن های دراز دارد، ولی من قامت راست دارم و روی دو پا راه می روم و ناخون هایم پهن است ، ناطق هستم و خنده بر لب دارم ، پوست بدنم آشکار است ، ولی پوست بدن سگ به واسطه پشم بدنش پوشیده شده است ،

بنابراین ، این نشانه ها بیانگر آن است که من با سگ فرق بسیار دارم به همین منوال بقیه ناسزاگوئی ها را پاسخ داد، بی آنکه یک کلمه زشتی به کار برد.

 

در زندگی زناشویی خصوصا این اتفاق ها می افتد.

مبطلات روزه

یکی از مسائل شرعی که در ماه مبارک رمضان خیلی پرسیده می شود در مورد مبطلات روزه است.

مثلا می پرسند من مریض بودم، غیر عمدی بالا آوردم. یا دود غلیظ اتوبوس داخل گلویم رفت یا در نانوایی آرد غلیظ وارد گلویم شد. و …

آیا اینها مبطل روزه است؟

جواب یک کلمه:

تمام مبطلات روزه اگر سهوی باشد روزه باطل نمی شود. مثلا آدم حواسش نباشد چیزی بخورد یا بیاشامد. یا غیر عمد بالا بیاورد یا گرد و غبار غلیظ وارد حلقش شود.

هر کدام از اینها اگر عمدی باشد روزه باطل است اگر غیر عمدی باشد روزه باطل نیست.

سلام خدا بر حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

(به مناسبت وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها)

حضرت خدیجه سلام الله علیها چه کرده بود که جایگاهش به جایی رسیده بود که جبرئیل وقتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شد به پیامبر عرض می داشت: خدای تو بر خدیجه سلام کرد. سلام خدا را به خدیجه برسان.

این جایگاه کمی نیست که انسان به آن برسد.

یکی از کارهایی که حضرت خدیجه سلام الله علیها انجام داد و به این مرتبه عالی رسید این بود: او مال کثیر داشت خداوند هم به او کوثر عنایت کرد. کسی که همه هستی اش را در راه دین فدا کند خداوند هم اینطور برای او جبران می کند.

هر کس به نوبه خودش.

یکی جانش را در راه خدا تقدیم می کند، یکی مال، یکی آبرو، همسر، فرزندان و …

مهم این است که انسان در خط الهی و خط خدا قرار بگیرد. آن موقع به این جایگاه رفیع و عالی خواهد رسید.

ان شاالله خداوند ما و نسل ما را شرمنده این بزرگواران قرار ندهد.

بوی خوش دهان روزه دار

(به بهانه ماه مبارک رمضان)بوی-خوش-دهان-روزه-دار-300x245

امام حسن عسکرى (علیه السلام) در تفسیر منسوب به ایشان در خصوص آیه ۵۱سوره بقره،

 وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ

می فرماید:

خداوند عزّ و جلّ به موسى فرمان داد که در میعاد برای گرفتن تورات حاضر شود و سى روز روزه بگیرد و در کوه به مناجات بپردازد و موسى گمان کرد بعد از سى روز کتاب الهى نازل مى‏شود، لذا سى روز روزه گرفت و در شب آخر قبل از افطار مشغول مسواک زدن دندان خود شد،

خداوند به او وحى کرد، اى موسى تو مى‏دانى که بوى دهان روزه‏ دار نزد من از هر عطرى خوشبوتر است، پس ده روز دیگر نیز روزه بگیر و هنگام افطار مسواک مزن،

 موسى نیز چنین کرد، خداوند هم به او وعده داد که کتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل کند و چنین نیز شد.

[التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام، صفحه ۲۵۰]

 

پذیرش دعوت، یکی از حقوق مومن

(به بهانه ماه مبارک رمضان)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ :

مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یُجِیبَ دَعْوَتَه

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

از حقوق واجب مومن بر مومن آن است که چون دعوتش کرد اجابت کند

منبع :

بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، جلد ‏۷۲، صفحه ۴۴۷  

نکته :

باید دقت داشت؛ مهمانی رفتن نیز آدابی دارد.

مثلا در این ماه که افطاری دادن و مهمانی رفتن زیاد است باید توجه شود که انسان سر وقت به مهمانی رود نه آنکه وقتی برسد که سفره جمع شده و صاحب خانه به مشقت بیفتد.

یا اگر نمی خواهیم برویم خبر دهیم تا اگر خواستند به جای ما، کسانی دیگر را دعوت کنند ؛یا غذای کمتری سفارش دهند.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

نمازهای هر شب ماه مبارک رمضان

نمازهای هر شب ماه مبارک رمضان

جهت دریافت نمازهای هر شب ماه مبارک رمضان به صورت جداگانه اینجا را کلیک نمایید

 (نمازها را از دست ندهیم برای جمع آوری نمازها بسیار زحمت کشیده شده است)

در این شبهای نوران ما را از دعای خیر خود، محروم نفرمایید

 

تجدید بیعت با فرمانده

(به بهانه نزدیکی به ماه مبارک رمضان)

درسربازی، هر روز برنامه صبحگاه است. یکی از دلایل برنامه صبحگاه این است که گاهی فرمانده می آید و سربازها باید با فرمانده بیعت کنند. هر روز یا هر چند روزی باید با فرمانده تجدید بیعت کنند.

ما هم فرمانده و صاحب داریم. برای همین سفارش شده هر روز صبح با امام زمان عجل الله تعالی فرجه تجدید بیعت کنید تا یادمان باشد فرمانده ما چه کسی است؟

این که اینقدر به دعای عهد سفارش شده است به همین منظور است.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر که چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد.

داستانک:

عروس حضرت امام رحمت الله علیه می گوید: یکی از چیزهایی که امام در روزهای آخر به ما توصیه می ‌کردند، خواندن دعای عهد بود. دعای عهد در سرنوشت انسان دخالت دارد.

 پس از رحلت جانگداز ایشان که مفاتیحشان را از بیمارستان به بیت منتقل می‌ کردیم، متوجه شدیم امام در مفاتیح خود در کنار دعای شریف عهد، تاریخ چله هایشان را ثبت می کردند.

چند روز دیگر ماه مبارک رمضان شروع می شود. تقریبا ده روز دیگر. می توانیم تا آخر ماه مبارک رمضان، چله دعای عهد بخوانیم.

خوب نیست ما شیعیان در عمرمان یک چله دعای عهد نخوانده باشیم.

هر روز صبح با امام زمان عهد ببندیم و تجدید بیعت کنیم

«عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فی عُنُقی»؛ براى آن حضرت عهد و پیمان و بیعت تجدید مى‏کنم…

«فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری، مُؤْتَزِراً کَفَنى، شاهِراً‌ سَیْفی،  مُجَرِّداً قَناتی»؛ کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده، و نیزه برهنه …

دانشگاه حکم مسجد را دارد/ جهاد علمی

(به مناسبت میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه و روز معلم)

میلاد منجی عالم بشریت حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) و روز معلم را خدمت همه شما بزرگواران تبریک عرض می کنم.

یکی از وظایف منتظران که قطعاً امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) از ما این انتظار را دارند، جهاد علمی است. این که بتوانیم در بحث علمی جهاد کنیم. کاری انجام بدهیم که کشور اسلامی، کشور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در بحث علمی پیشرفت داشته باشد.

این فقط وظیفه‌ی حوزه و دانشگاه نیست؛ هر کدام از ما به نوبه‌ی خود می توانیم جهاد علمی انجام دهیم؛ همان روزنامه ای که می خوانیم، همان کانال های مختلف فضای مجازی که می رویم، تمام این‌ها می تواند جهاد علمی باشد، یعنی ما یک علمی را یاد بگیریم که به درد دین‌ ما بخورد، به درد کشور ما بخورد.

خدا شهید مطهری را رحمت کند.

وقتی ایشان به عنوان استاد در دانشگاه سر کلاس می رفتند مقید بودند با وضو باشند، از ایشان سوال کردند چرا این قدر به این کار مقید هستید؟ گفتند: دانشگاه برای من حکم مسجد را دارد.

امروز فضای مجازی، مطالعه روزنامه و هر کاری که ما بخواهیم به عنوان جهاد علمی انجام دهیم، حکم مسجد را دارد.

ما باید با وضو سراغ فضای مجازی و اینترنت برویم، با وضو باید روزنامه بخوانیم. چون بنای ما بر جهاد است.

آن وقت در این جهادی که انجام می دهیم اگر روحیه انسان این باشد که آمده است کار جهاد‌گونه انجام دهد، به خیلی از قسمت های انحرافی کشیده نمی شود.

نماز برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

(به مناسبت نیمه شعبان)

مؤمن می تواند نماز مخصوص به عنوان هدیه به آن حضرت علیه السلام یا به یکی از ائمه بجا آورد و هیچ حدّ، وقت و شماره ای برای این نماز نیست و مؤمن به مقدار محبت و توانایی اش به محبوبش تقدیم می کند.

ابومحمد صمیری می گوید: ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بچلی به سندی که مرفوع است به ائمه علیهم السلام، حدیث کرد که فرمود:

«هر کس ثواب نماز خود را برای رسول خدا و امیرالمؤمنین و اوصیای بعد آن حضرت علیه السلام قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش می دهد که از شمارش آن نفس قطع می گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش برآید به او گفته می شود: ای فلان! هدیه تو به ما رسید، پس امروز پاداش و تلافی نیکی های تو است دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرمود و گوارایت باد آنچه را به آن رسیدی.»

منبع: مکیال المکارم، جلد ۲، صفحه۲۶۴٫

 واقعا چقدر زمان می برد هر روز دو رکعت برای سلامتی و تعجیل اماممان نماز بخوانیم (نمازی که ثوابش برای خومان است). بیست و سوم تیر 

جهت مطالعه ۲۰ داستان کوتاه از زندگی حضرت مهدی علیه السلام اینجا کلیک کنید.

عاقبت طلبه ای که شب را کنار دختری گذراند

(به بهانه میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان)

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

إنّ اللَّه تعالى یباهی بالشّاب العابد الملائکه، یقول أنظروا إلى عبدی ترک شهوته من أجلی.

خداوند بزرگ به جوانِ عبادت پیشه ، نزد فرشتگان افتخار می کند؛ در حالی که می فرماید: « بنده ام را بنگرید . برای من ، خواسته های نفس خود را کنار نهاده است »

منبع:نهج الفصاحه صفحه ۳۰۳

داستانک:

شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در حجره ی خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟

 طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و … . محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد.

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟

و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر ۱۰ انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و … . لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود. خرداد ۳۰, ۱۳۹۲.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

 

فوق کلام مخلوق/ دون کلام خالق

داستانک:

آیت الله مرعشی نجفی طی خاطره ای نقل می‌کند: در سال ۱۳۵۳ نسخه‌ای از صحیفه شریفه سجادیه را برای مطالعه علامه معاصر شیخ جوهری صاحب تفسیر طنطاوی معروف (مفتی اسکندریه) فرستادم.

آن بزرگوار دریافت کتاب را اعلام کرد و در برابر آن هدیه از من تشکر کرد و درباره آن مدحی سرشار و ثنایی بسیار نوشت.

تا آنجا که گفت این از بدبختی ما است که تا کنون به این گرانبها ی جاوید از میراث‌های نبوت و اهل بیت دست نیافته بودیم و من هر چه در آن می‌نگرم آن را فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق می‌یابم.

 سپس علامه جوهری طنطاوی از من سوال کرد که آیا تا کنون کسی از علمای اسلامی شرحی بر آن نوشته است؟ من در پاسخ آن شارحینی را که می‌شناختم نام بردم و کتاب ریاض السالکین تالیف سید علی خان را به ایشان تقدیم کردم.

معظم له در جواب نوشت که من مصمم و آماده‌ام که بر این صحیفه گرامی شرحی بنویسم.

[به نقل از مقدمه ترجمه صحیفه سجادیه صدر الدین بلاغی ص ۳۰]

صحیفه سجادیه

(به مناسبت میلاد امام سجاد علیه السلام)

داستانک:

مرحوم محمد تقی مجلسی می گوید:

من در اوایل بلوغ طالب رضای خدا بودم و در طلب رضای او کوشا بودم. مرا از ذکر جنابش، قراری نبود؛ تا آن که دیدم میان خواب و بیداری که صاحب الزمان صلوات الله علیه در مسجد قدیم اصفهان نزدیک به مکانی که الآن محل درس من است، ایستاده اند. سلام کردم و خواستم پای آن آن جناب را ببوسم که نگذاشت و مرا گرفت. دست مبارکش را بوسیدم و از آن جناب مسایلی را که بر من مشکل شده بود، پرسیدم و… .

آن گاه گفتم: «ای مولای من! برای من ممکن نیست که هر وقت به خدمت شما برسم، پس به من کتابی عطا کن که همیشه به آن عمل کنم». فرمود: «من برای تو، کتابی را به مولا محمّد تاج عطا کردم». و من در خواب، او را می شناختم؛ پس فرمود: «برو و آن کتاب را از او بگیر».

حرکت کردم و از در مسجد خارج شدم و به طرف یکی از محلات اصفهان رفتم. محمد تاج به محض دیدن من گفت: «ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) تو را فرستاده است؟» گفتم: «آری».

از بغل خود کتابی بیرون آورد؛ تا گشودم، فهمیدم که این کتاب، از کتب ادعیه است. با گرفتن کتاب، آن را بر دیدگان قرار دادم و به سوی حضرت بقیه الله الاعظم حرکت کردم. در همین حال، از خواب برخاستم و دیدم از کتاب خبری نیست.

تا طلوع صبح به تضرع و گریه پرداختم. پس از نماز صبح و تعقیبات، به ذهنم رسید که منظور حضرت از مولا محمد تاج همان شیخ بهایی است و به سبب جایگاه او در بین علما، حضرت «مولا محمد تاج» فرموده است؛ لذا به سوی مدرسه شیخ حرکت کردم. وقتی آنجا رسیدم، دیدم شیخ مشغول مقابله صحیفه سجادیه است.

بعد از بیان خوابم، ایشان چنین تأویل کردند: «مژده که خواب، حاکی از افاضه علوم الهی به شما می باشد. با توجه به هدفی که در پی آن هستی، به آن خواهی رسید».

من قانع نشدم و به طرف همان محله که در خواب دیده بودم، حرکت کردم. بین راه یکی از صالحان و نیکان را به نام حسن و ملقب به «تاجا» دیدم. به او سلام کردم. وی بدون این­که سخنی بگویم، گفت: «فلانی! نزد من، کتاب های وقفی زیادی وجود دارد که طلاب از من می گیرند و به شرایط وقف عمل نمی کنند؛ ولی با شناختی که از شما دارم، می دانم به آن عمل خواهی کرد. با هم برویم؛ کتاب ها را ببین و هرچه نیاز داری، بردار». وقتی رفتیم، اولین کتابی که به من داد، همان کتابی بود که در خواب دیده بودم؛ «صحیفه سجادیه».

با دیدن کتاب، شروع به گریه و ناله کردم و گفتم: « همین کتاب، مرا بس است»

[الذریعه، ج ۱۳، ص ۳۴۵ به بعد؛ به نقل از ریاض السالکین، ج ۱، ص ۶۷ با مقداری تلخیص. نجف اشرف و تهران، ۱۳۵۵۱۳۸۸ه ق.]

ایشان می گوید با تعلیم صحیفه سجادیه به مردم اصفهان، کار به جایی رسید که اکثر مردم اصفهان مستجاب الدعوه شده بودند.

**منبرک**