سرخط خبرها
خانه / اعتقادی

اعتقادی

در این بخش منبرک های با موضوع اعتقادی را می توانید ببینید.

جامعه ی شیعه راستین

1382502082542952_large

داستانک:

ابو اسماعیل گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم فدایت شوم، شیعه در محیطى که ما زندگى مى کنیم بسیار زیاد است.
امام فرمود آیا توانگر به فقیر توجه دارد؟
آیا نیکوکار از خطاکار در مى گذرد؟
آیا نسبت به یکدیگر همکارى و برادرى دارند؟
عرض کردم نه.
امام فرمود آنها شیعه نیستند، شیعه کسى است که این کارها را انجام دهد.

[اصول کافى، دعائم الاسلام، حدیث ۱۰]

طبق فرموده امام باقر علیه السلام شیعیان این ویژگی ها را دارند:

۱- ثروتمندان به فقراء و نیازمندان کمک می کنند؛ چه کمک واجب مانند خمس و زکات و رد مظالم، چه صدقه مستحبی.

۲- از خطاى خطاکاران چشم پوشی می کنند؛ مثلا در رانندگی کسی جلوی ما بپیچد، یا فرزندمان، همسرمان کار اشتباهی انجام دهد.

۳- با هم برادر هستند؛ انسان با برادرش چطور برخورد می کند؟

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ»؛ (آیه ۱۰ سوره حجرات)

اگر جامعه ای این ویژگی ها را داشت، می توانیم بگوییم جامعه­­ ی شیعه است.

چهارمین فریاد شیطان

عید غدیر

عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع:

أَنَّ إِبْلِیسَ عَدُوَّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ یَوْمَ لُعِنَ وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ وَ یَوْمَ بُعِثَ النَّبِیُّ ص وَ یَوْمَ الْغَدِیرِ

[قرب الاسناد ص ۹ حدیث ۳۰]

 

در کتاب قرب الاسناد، روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که می فرمایند:

من از پدرم امام باقر (علیه السلام) شنیدم که پدرم فرمودند ۴ زمان شیطان از اوج ناراحتی فریاد کشید.

اولین بار اولین بار زمانی بود که از درگاه الهی طرد شد

دومین بار زمانی بود که از بهشت اخراج شد؛ (زمانی که حضرت آدم و حوا از درخت ممنوعه تناول کردن همه با هم از بهشت اخراج شدند.)

سومین بار زمانی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به پیامبری مبعوث شدند.

و چهارمین بار در روز غدیر بود.

چرا؟ به این خاطر که بعد از بعثت، شیطان هنوز امیدوار بود که این دین به طریقی و به شکلی منحرف شود. همانند سایر ادیان، پس از فوت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم دین اسلام نیز منحرف شود.  اما در روز عید غدیر فهمید که دیگر امکان ندارد.

«اکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى» نیز برای این است.

 

اصول دینداری

(به مناسبت شهادت امام باقر علیه السلام)

9730031768

عَنْ أَبِی الْجَارُودِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ تَعْرِفُ مَوَدَّتِی لَکُمْ وَ انْقِطَاعِی إِلَیْکُمْ وَ مُوَالاتِی إِیَّاکُمْ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ- فَقُلْتُ فَإِنِّی أَسْأَلُکَ مَسْأَلَهً تُجِیبُنِی فِیهَا فَإِنِّی مَکْفُوفُ الْبَصَرِ قَلِیلُ الْمَشْیِ وَ لَا أَسْتَطِیعُ زِیَارَتَکُمْ کُلَّ حِینٍ قَالَ هَاتِ حَاجَتَکَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی بِدِینِکَ الَّذِی تَدِینُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَنْتَ وَ أَهْلُ بَیْتِکَ لِأَدِینَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ قَالَ إِنْ کُنْتَ أَقْصَرْتَ الْخُطْبَهَ فَقَدْ أَعْظَمْتَ الْمَسْأَلَهَ وَ اللَّهِ لَأُعْطِیَنَّکَ دِینِی وَ دِینَ آبَائِیَ الَّذِی نَدِینُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ شَهَادَهَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْإِقْرَارَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ الْوَلَایَهَ لِوَلِیِّنَا وَ الْبَرَاءَهَ مِنْ عَدُوِّنَا وَ التَّسْلِیمَ لِأَمْرِنَا وَ انْتِظَارَ قَائِمِنَا وَ الِاجْتِهَادَ وَ الْوَرَع.

 

 ابى جارود گوید: بامام باقر علیه السّلام عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! آیا شما دوستى و دلباختگى و پیروى مرا نسبت بخود می دانید؟

فرمود: آرى، عرض کردم: من از شما پرسشى دارم که می خواهم بمن پاسخ فرمائى، زیرا چشمم نابیناست و کمتر راه می روم و نمی توانم همیشه به زیارت شما آیم، فرمود: حاجتت را بپرس.

عرض کردم: دینى که شما و خاندانتان خدا را با آن عبادت می کنید، بمن بفرمائید تا من هم خداى عز و جل را با آن دیندارى کنم.

فرمودند: اگر پیشگفتار را کوتاه آوردى، ولى پرسشى بزرگ نمودى، بخدا دین خود و دین پدرانم را که خداى عز و جل را با آن دیندارى می کنیم، به تو می گویم. آن دین:

۱٫ شهادت بوحدانیت خدا و رسالت محمد صلى اللَّه علیه و آله

۲٫ اقرار به آنچه او(پیامبر صلى اللَّه علیه و آله) از جانب خدا آورده،

۳٫ دوستی با دوستان ما و دشمنی با دشمنان ما،

۴٫ اطاعت فرمان ما،

۵٫ انتظار قائم ما،

۶٫ کوشش (در امر واجب و حلال) و پرهیزگارى (از محرمات) است.

                     

  اصول کافى-ترجمه مصطفوى، ج‏۳ ، ص ۳۵

اهمیت نامگذاری روز جهانی مسجد

مسجدالأقصی

روز ۳۰ مرداد ماه، با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران به عنوان روز جهانی مساجد نامگذاری شده است.

 

رژیم غاصب صهیونیستی در چنین روزی به مسجدالأقصی حمله کرد و آنجا را به آتش کشید.

به همین مناسبت این روز به عنوان روز جهانی مسجد نامگذاری شد.

 

در رابطه با اهمیت و جایگاه مسجد، روایت های بسیار مهمی از معصومین علیهم السلام نقل شده است.

 

روایت ۱:

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :کسى که به سوى مسجدى از مساجد خدا قدم بردارد، به ازاى هر قدمى که بر مى‏دارد ، پاداش ده حسنه خواهد داشت و ده گناه از نامه اعمال او پاک مى‏شود و مقام و منزلت او را ده درجه بالا مى‏برند.

[ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه : ۲۹۱]

 

داستانک:

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

مردی نابینا نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای پیامبر خدا! من نابینایم و گاه ندای اذان را می شنوم؛ ولی کسی را نمی یابم که مرا به نماز جماعت و نماز همراه شما برساند.

پیامبر ص به او فرمود: «از خانه ات تا مسجد، یک ریسمان ببند و در جماعت حاضر شو».

[تهذیب الأحکام: ج ۳ ص ۲۶۶ ح ۷۵۳ عن ابن أبی یعفور؛ وسائل الشیعه: ج ۵ ص ۳۷۷ ح ۱۰۷۰۴]

 

روایت ۲:

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

هر کس به مسجد می رود، یکی از ۸ فایده حداقل برای او خواهد بود

که یکی از آنها این است که به خاطر حیا هم که باشد، گناه نخواهد کرد.

 

یعنی یک شخص مسجدی، به خاطر همین نماز و مسجد در خیابان و بازار و جلو مسجد، به گناه نخواهد ایستاد… چرا که حیا او را از این کار باز می دارد.

ویژگی مهم شهید محسن حججی

وابستگی

بعد از اینکه شهید بزرگوار، شهید حججی، به شهادت رسید، این سوال برای خیلی ها و خود من پیش آمد که، چطور می شود بعضی انسان ها اینطور مرگ را به بازی می گیرند، چطور اینقدر مرگ برایشان حل شده است.

 خنجر کنار صورتش است، کنار شمرترین شمرهای زمان است، اما انگار نه انگار که قرار است تا دقایقی دیگر سر از تنش جدا شود.

حالا ما، یک زلزله سه ریشتری می آید تمام بدنمان می لرزد.

چطور بعضی ها اینطور هستند؟

یک دلیلش عدم وابستگی آنهاست.

اگر انسان وابستگی داشته باشد هیچ وقت نمی تواند درست حرکت کند.

شهید آوینی می فرماید: «مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.»

بعضی ها به خانواده وابسته اند، بعضی ها به خانه، بعضی به زن و زندگی و …

این وابستگی ها مانند غل و زنجیر دست و پای انسان را می گیرد. وگرنه انسان اگر وابستگی نداشته باشد و جناب عزرائیل بخواهد جانش را بگیرد، مشکلی ندارد.

انسان باید مواظب وابستگی هایش باشد.

داستانک:

از علامه حلی پرسیدند: آب چاه پاک کننده است یا خیر؟

ایشان بعد از تحقیق به این نتیجه رسیدند که آب چاه پاک کننده است. زمانی که می خواستند فتوا دهند با خود گفتند من در منزلم چاه دارم، نکند به خاطر وابستگی به این چاه چنین فتوایی بدهم. دستور داد چاه منزلش را خراب کردند و دوباره تحقیق کردند و به همین نتیجه رسیدند.

ما اگر وابستگی داشته باشیم نمی توانیم درست تصمیم بگیریم.

مثلا من که از کالای خارجی استفاده می کنم، هیچ وقت نمی توانم بگویم شما کالای داخلی مصرف کنید، چون وابستگی دارم.

ما هرجا وابسته باشیم، آزاد نیستیم.

این شهدای عزیز ابتدا این مسائل را با خودشان حل کرذه اند. ابتدا از وابستگی ها آزاد شدند سپس خداوند آنها را به بهترین صورت که شهادت است، قبول کرد.

 

جهاد و شهادت

(به مناسبت ۳۱ تیرماه سالروز شهادت شهید عباس دوران)

doran-th4

داستانک:

صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلویزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به ۵۰ مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.

تنها ۱۵۰ دقیقه پس از مصاحبه صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.

 

این یعنی جهاد، که ببینیم ضعف دشمن کجاست یا کجا به خودش می بالد، همانجا را بزنیم. ببینیم دشمن، کجا ما را تحقیر می کند، همانجا قدرت پیدا کنیم. این جهاد می شود.

جهاد امروز جهاد اقتصادی است. ببینیم دشمن چطور ما را در بحث اقتصادی تحقیر می کند، آنجا خودمان را قوی کنیم.

در بحث علمی، چطور دشمن به خودش می بالد، آنجا کار کنیم.

در هر قسمتی که دشمن حمله می کند یا جایی که نقطه قوت دارد یا نقطه ضعف دارد، ما باید بر آنها برتری داشته باشیم.

افتخار ما شهدای عزیز هستند که متاسفانه نسل جدید زیاد با آنها انس و الفتی ندارند. در همین داستان، شهید دوران و همرزمان شهیدش، افتخار ایرانیان و مسلمانان اند.

پترس و … برای ما الگو نیستند. خودمان چنین الگوهایی داریم، آنوقت غربی ها الگوهای خود را به رخ ما می کشند. آنها هیچ جاذبه ای برای ما ندارند.

حالا که در کتب درسی بحث جهاد و شهادت دارد کم کم حذف می شود، شما پدرها و مادرها در خانه از جهاد و شهادت برای فرزندانتان زیاد بگویید. اگر جهاد و شهادت در خانواده کمرنگ شد سنگ روی سنگ بند نمی شود.

حد عبودیت و بندگی

(به مناسبت شهادت رئیس مذهب و مکتب تشیع، امام جعفر صادق علیه السلام)

تسلیم

 

شیعه باید تسلیم باشد.

 

داستانک:

مفضل بن عمر می گوید: من و عبدالله بن ابى یعفور خدمت امام رسیدیم. امام براى پذیرایى از ما میوه آورد، اما عبدالله به ایشان عرضه داشت که براى ناراحتى معده اش نمى تواند چیزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت: «اى امام بزرگوار، شما مى دانید که من همواره از شما اطاعت کرده ام و هر چه گفته اید نه نگفته ام ، اگر این انار را نصف کنید و بگویید این نیمه حرام است و نیمه دیگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى کنم ، چون حرف شما حجت است.»

امام به او فرمود: «خدا رحمتش را شامل حالت گرداند.» سپس عبدالله بیمارى اش و درمان آن را که پزشک گفته باید شراب بخورد را به امام گفت و پرسید: حال چه مى فرمایید

امام صادق علیه السلام به او فرمود:شراب حرام است، هرگز شراب ننوش، این شیطان است که تو را وسوسه مى کند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت، شراب به تو بنوشاند، اگر از شیطان نافرمانى کنى؛ او نیز مأیوس مى شود و دست از تو برمى دارد.

از این سخن امام، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت. از امام خداحافظى کردیم و بازگشتیم. روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.

مفضل، من شنیده ام اگر براى معالجه باشد اشکالى ندارد.

اگر اشکال نمى داشت امام صادق علیه السلام او را منع نمى کرد… به هر حال، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمویش به او گفته بود: بیچاره، بخور اگر شراب ننوشى مى میرى. عبدالله نیز در جوابش گفته بود: به خدا قسم یک قطره هم نخواهم نوشید. چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل کرد. خداى متعال هم او را براى همیشه شفا داد.

منبع : رجال کشى، صفحه ۲۴۷ تا ۲۴۹

این یعنی تسلیم بودن. چیزی که خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام فرموده اند، باید چشم بگوییم. چرا خدا چنین چیزی را فرموده است، نداریم.

این یعنی تسلیم بودن، یعنی عبد، عبودیت.

شیعه ی تنوری

(به بهانه نزدیکی به شهادت امام جعفر صادق علیه السلام)

tam

داستانک:

یکی از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام حکایت می کند: در منزل آن حضرت بودم، که شخصی به نام سهل بن حسن خراسانی وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت:

یاابن رسول اللّه! شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است که قیام نمی کنید و حق خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمی گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکاری در رکاب شما هستند؟!

امام صادق علیه السلام فرمود: آرام باش، خدا حق تو را نگه دارد و سپس به یکی از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن. همین که آتش تنور روشن شد و شعله های آتش زبانه کشید، امام علیه السلام به آن شخص خراسانی خطاب نمود: برخیز و برو داخل تنور آتش بنشین.

سهل خراسانی گفت: ای سرور و مولایم! مرا در آتش، عذاب مگردان، و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد. در همین لحظات شخص دیگری به نام هارون مکی – در حالی که کفش های خود را به دست گرفته بود – وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه علیه، پس از جواب سلام، به او فرمود: ای هارون! کفش هایت را زمین بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشین.  هارون مکی کفش های خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه ای، داخل تنور رفت و در میان شعله های آتش نشست.  آن گاه امام علیه السلام با سهل خراسانی مشغول مذاکره و صحبت شد.

پس از گذشت ساعتی، حضرت فرمود: ای سهل! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.  همین که سهل کنار تنور آمد، دید هارون مکی چهار زانو روی آتش ها نشسته است، پس از آن امام علیه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بیا؛ و هارون هم از تنور بیرون آمد.
بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراسانی کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص – هارون که مطیع ما می باشد – پیدا می شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ، نه به خدا سوگند! حتی یک نفر هم این چنین وجود ندارد.  امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: ای سهل! ما خود می دانیم که در چه زمانی خروج و قیام نمائیم؛ و آن زمان موقعی خواهد بود، که حداقل پنج نفر هم دست، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.

 

دلیل اینکه امام صادق علیه السلام قیام نکردند این بود که یار نداشتند.

این که امام زمان عجل الله تعالی فرجه تشریف نمی آورند این است که یار ندارند. اگر اینطور یاران تسلیم، که از خودشان اجتهادی ندارند، می بودند امام ظهور می کردند.

برای تسلیم بودن، چرا نباید باشد؟ باید همان چیزی باشد که امام معصوم علیه السلام می گویند.

الان می بینید چقدر چرا شروع شده؟ چرا باید به مکه برویم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا…

دیگر چرا ندارد، مرجع تقلیذ که نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند اینطور صلاح دانسته اند.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه یاری می خواهند که در امور دینی تسلیم باشد و عبودیت داشته باشد.

ضرورت انتخاب اصلح

photo_2017-05-26_17-49-51

«فبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛

بندگان مرا بشارت ده؛ کسانی که سخنان را می‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‏کنند. (سوره زمر، آیات ۱۷ و ۱۸)

الان نزدیک انتخابات است. شما بزرگواران مناظرات را گوش بدهید، و بهترین را انتخاب کنید.

جریان انتخابات را کوچک ندانیم؛ گاهی اوقات مسیر جریان ظهور تغییر می کند.

یعنی گاهی اوقات یک نفر می آید و می تواند در این مسیر جریان ظهور را سرعت ببخشد. و در مقابل یک نفر می آید و جلو آن را می گیرد.

به این نکات دقت کنیم. راحت از کنار همه چیز رد نشویم. فکر نکنیم که صبحِ جمعه ای می رویم و یک رأیی می دهیم و همه چیز تمام می شود.

به رأیی که می دهیم دقت کنیم. اگر شخصی که مسؤول می شود ظلمی به مردم بکند، کسانی که به او رأی داده اند مسؤولند و بالعکس.

 اگر کار خوبی انجام بدهند کسانی که به او رأی داده اند در ان شریکند. پس به این نکات دقت کنیم و راحت از کنار این مسایل نگذریم.

در همین مذاکرات و صحبت ها کاملا مشخص می شود. حال فقط این نیست که شعار بدهند.بله گاهی هم در این صحبت ها شعار هم داده می شود، ولی عقاید این انسان کاملا مشخص می شود که این شخص چه عقیده ای دارد.

پس بیاییم خوب دقت کنیم و بهترینشان را انتخاب کنیم.

مقام معظم رهبری مدظله العالی فرمودند: «وقتی به حجت رسیدید به دیگران هم بگویید.»

اگر شما به حجت رسیده اید که آقای فلانی اصلح است تبلیغ بکنید؛ به دیگران هم بگویید که اقای فلانی به این دلایل حقیقتا اصلح است. این کار را انسان باید انجام بدهد.

 

ان شاء الله  با وضو به سر صندوق رأی بروید. ثواب دارد و خودش عبادتی است. و ان شاء الله که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از این رأی دادن ما و از آن کسی که انتخاب می شود راضی و خشنود باشد.

 

حمله ۴ جانبه!!!

حملله شیطان

خداوند در آیه ۱۷ سوره مبارکه اعراف می فرمایند: «ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمَ». آنگاه از جلو رو و پشت سر و از طرف راست و چپ به آنان می تازم و بیشتر آنها را سپاسگزار نمی یابی.

 

شیطان قسم خورده است که از چهار طرف (روبرو، پشت سر، چپ و راست) به انسان حمله کند، اما چرا خداوند نمی فرماید شیطان شما را محاصره می‌کند؟ چهار جهت را بیان می‌فرماید؟

امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: هر کدام از این جهات معنایی دارد: شیطان از مقابل آخرت را به فراموشی می سپارد. از پشت سر، ثروت اندوزی و بخل را بین مردم گسترش می دهد. از سمت راست، شبهه در دین ایجاد می کند و از سمت چپ، شهوات و منکرات را به انسان غالب می کند.

امید، لازمه زندگی

 

 

 

3Jokes_Mice_Olympycs (2)

خداوند در قرآن می فرماید:

«إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛

تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. (سوره یوسف، آیه ۸۷)

ما اگر در زندگی امید داشته باشیم زندگی‌هایمان خوب می شود.

رسانه های غربی و دشمنان دارند امید را از ما می گیرند. مردم ما اگر امید داشته باشند ورشکست هم بشوند می‌توانند زندگی شان را برگردانند. اما کسی که امید نداشت وقتی ورشکست کرد تنها راهی که به ذهنش می آید خودکشی است.

 

اگر کسی دچار بیماری سرطان شد، اگر امید داشته باشد می‌تواند زندگی کند اما وقتی ناامید شد کار تمام است. بسیاری از بیماری‌ها در پیری برای انسان اتفاق می‌افتد دلیلش این نیست که بدن ضعیف شده، دلیلش این است که انسان ناامید شده است.

داستانک:

 

تعدادی موش را دانشمندان داخل یک استخر آب انداختند.

 

تمامی موشها فقط ١٧دقیقه توانستند زنده بمانند و در نهایت خفه شدند!!!

 

دوباره دانشمندان با اینکه می‌دانستند موش بیش از ١٧دقیقه زنده نمی ماند تعداد دیگری موش رو به داخل همان استخر انداختند و این بار موشها را قبل از ١٧ دقیقه از آب خارج کردند و تمامی آنها زنده ماندند!!!!

 

موشها پس از مدتی تنفس و استراحت  دوباره به آب انداخته شدند…!

 

حدس می‌زنید این بار چند دقیقه زنده ماندند … ؟؟؟

٢۶ساعت طول کشید تا آنها مردند.

آنها به این امید که دوباره دستی خواهد آمد و نجات پیدا می‌کنند، ٢۶ساعت تمام طاقت آوردند!!!

امید… تا لحظه آخر!

امید

ضرب المثلی هست که می گوید: انسان به امید زنده است. این جمله، جمله درستی است. اگر انسان در زندگی اش امید نداشته باشد نمی تواند زندگی کند.

مثلا اگر دانشجویی که دارد درس می خواند اینطور فکر کند که:

درس بخوانم که چه شود؟ … برای اینکه مدرک بگیرم.

حالا مدرک بگیرم و سر کار بروم که چه شود؟

بعد ازدواج و فرزند و … که چه شود؟

اگر آدم اینطور ناامیدانه به زندگی نگاه کند نمی تواند زندگی کند. بعضی ها واقعا آیه یأس اند.

پرتکرارترین آیه قرآن در کلام رهبر انقلاب در رابطه با امیدواری است:

«… وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ»؛ (سوره حج، آیه ۴۰)

… و بى‌تردید خدا هر که او را یارى ‌کند یارى خواهد کرد…

 

داستانک:

روزی حضرت عیسی علیه‌السلام در محلی نشسته بود. پیرمردی داشت زمین را برای زراعت آماده می‌کرد. حضرت گفت: خدایا! آرزو را از دل این مرد زایل کن.

همان‌دم پیرمرد بیل خود را به یک‌طرف انداخت و روی زمین خوابید. ساعتی گذشت، عیسی علیه‌السلام بازگفت: خداوندا! دوباره آرزو و امید را به او برگردان. ناگاه پیرمرد از جا برخاست و شروع به کار کرد. حضرت از او پرسید: چه شد بیل را بر زمین گذاشتی و باز بعد از ساعتی، آن را برداشتی و به کار مشغول شدی؟

پیرمرد گفت: «در حین کار کردن با خودم گفتم تا کی باید زحمت بکشی؟ تو پیر و از کار افتاده‌ای، شاید اجل همین الآن به سراغت بیاید. با این اندیشه از کار دست کشیدم، [اما] وقتی روی زمین دراز کشیده بودم، با خود گفتم: حالا که زنده هستی، باید کار کنی و زاد و توشه‌ای فراهم آوری. این بود که باز بیل را برداشتم و مشغول به کار شدم».

منبع: بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏۱۴، ص ۳۲۹

 

ما باید امید داشته باشیم. اگر پدر در خانه حرف های ناامید کننده بزند بچه ها هم نا امید می شوند.

به بچه می گوییم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه شود؟ این از صحبت های پدر و مادر نشئت می گیرد.

غیرت دینی ۲

غیرت

یکی از نمونه های بارز غیرت دینی حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) بود. ایشان یک تنه در مقابل تمام کفار قرار می‌گیرد اما حاضر نیست از عِرق مذهبی‌اش پایین بیاید.

ما هم باید الان همینطور باشیم. مثلا در خیایان می بینیم چیزی از مقدسات زیر پا افتاده است، سریع باید آن را برداریم و کناری بگذاریم. یا اینکه روزنامه ای که نام پیامبر مکرم اسلام صلی‌الله علیه و آله یا اهل بیت علیهم‌السلام در آن است.

احترام امام زاده را متولی آن باید نگه دارد. احترام ائمه شیعه(علیهم السلام) را خود شیعه باید نگه دارد.

داستانک:

رئیس ساواک به دیدن آیت الله قاضی طباطبایی آمده بود. مسئولین همه نشسته بودند. یکی از آنها می گوید: اعلیحضرت به روحانیت خیلی علاقه مند است فقط یک سید یاغی ای هست که قیام کرده منظورش امام بود). تا آیت الله قاضی این جمله را می شنوند بلند می شوند و می خواهند صندلی را به سمت او پرت کنند.

این عِرق مذهبی است که اجازه نمی دهد به مرجع تقلیدش، رهبرش، امامش و مقدسات توهین بشود.

شهید نواب هم همین طور بود. تا فهمید به پیامبر و ائمه (علیهم السلام) توهین شده است، پول قرض گرفت و اسلحه ای خرید تا کسروی را ترور کند.

ما به عِرق مذهبی نیاز داریم. نفسمان را با این عِرق تربیت کنیم.

غیرت دینی ۱

(به مناسبت ۲۵ بهمن سالگرد حکم تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر ارتداد سلمان رشدی)

88

امروز ۲۵ بهمن یکی از مهمترین روزهای تاریخ اسلام است، روزی که یک مرجع تقلید به خاطر غیرت دینی بالایی که داشت، حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد. معادلات دنیا به هم ریخت؛ دنیا هیچ وقت چنین چیزی را تصور نمی کرد که نویسنده کتاب آیات شیطانی نتواند از خانه اش بیرون بیاید. فقط در سال یک میلیون پوند باید برای حفاظت از او خرج شود. این نشان دهنده غیرت دینی حضرت امام (ره) بود. چیزی که همه ما به آن نیاز داریم. چیزی که شیعه را سرپا نگه داشته همین غیرت دینی است.

بعد از اینکه امام (ره) این حکم تاریخی را دادند به امام گفتند: این در دنیا معنای بدی دارد. شما این کار را انجام ندهید. امام فرمودند: به درک که معنای بدی دارد. به پیامبر ما توهین کردند شما می گویید ما چیزی نگوییم؟

این غیرت دینی می شود.

داستانک

– شخصی به آیت الله بهاءالدینی گفت امام در جوانی هم اینطور بود؟ اینقدر شجاع بود؟ ایشان گفت: در زمان رضاشاه، در مدرسه‌ی فیضیه نشسته بودیم که یکی از ماموران شاه وارد مدرسه شد و شروع به فحّاشی و توهین به مقدسات کرد. همه طلبه ها از ترس به حجره هایشان رفتند. من شاهد بودم حضرت امام (ره) که بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلی بر صورت او نواخت که عینکش چهارتکه شد.

– به امام گفتند شخصی کتابی به نام اسرار هزار ساله بر ضد شیعه نوشته است. ایشان درسشان را دو ماه تعطیل کردند و کتاب «کشف الاسرار» را نوشتند. حاج احمد آقا می گویند بعد از انقلاب به امام گفتم: آقا در کتاب شما عصبانیت خیلی موج می زند. امام سرشان را پاین انداختند و گفتند: احمد نمی دانی قبل از انقلاب چه توهینی به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) کردند.

این غیرت دینی است. چیزی که امروز ما به آن نیاز داریم.

 

 

ثواب اندک کارهایمان را به ائمه (علیهم السلام) تقدیم کنیم

(به مناسبت ایام فاطمیه) 45

اگر می بینید کاری ماندگار شد یکی از دلایلش این هست که این کار به ائمه بزرگوار معصومین تقدیم شد.

یکی از دلایل ماندگاری مفاتیح الجنان این بود که آقا شیخ عباس قمی این کتاب را تقدیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) کرد.

خود آقا شیخ عباس قمی می گویند مهمترین دلیلی که این کتاب را جهانی کرد همین بود.

داستانک

یکی از دوستان شهید تهرانی مقدم تعریف می کند می گوید مسئولیت سنگینی گرفتم. یک روز شهید تهرانی مقدم پیش من آمد و گفت دوست داری کارتان خوب پیش برود؟ گفت: بله. گفت: تمام نیروهای تحت امرت را بگو بگویند: خدایا ما این کار را برای تو انجام می دهیم اما اگر ثواب دارد آن را تقدیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) می کنیم. این بنده خدا می گوید: به یک صورت عجیبی کارهای ما درست می شد.

ما هم الان بیاییم این نیت را کنیم، بگوییم: خدایا ما کار خوبی نداریم همین اندک کارهای خوبمان را هم تقدیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) می کنیم.

اگر یک اسکناس هزار تومانی کهنه به ما بدهند قبول نمی کنیم، اما اگر وسط یک دسته اسکناس نو باشد قبول می کنیم، کارهای ما هم وسط کارهای خیر ائمه قرار می گیرد و ان شاالله اجر و قرب پیدا می کند.

**منبرک**