خانه / روان شناسی

روان شناسی

در این بخش منبرک های با موضوع روان شناسی را می توانید ببینید.

دید مثبت / جزیره پا برهنه ها

چند وقت پیش در تلویزیون تبلیغی نشان می داد که جالب بود: مثلا خانمی داخل اتاق می آمد و می دید شوهرش خوابیده است. می گفت این چه وضعی است؟ چرا همیشه شوهرم خسته است؟

بعد دیدش عوض می شد می گفت شوهرم از صبح تا شب برای من کار می کند، خسته شده.

زندگی ما همان طوری ست که ما می بینیم.
دیدمان را باید درست کنیم. اگر دیدمان خوب باشد زندگیمان قشنگ می شود. اما اگر دیدمان دید سیاهی باشد، زندگیمان خراب می شود.

مثلا کسی که دیدش منفی است، تا بچه اش سر و صدا می کند می گوید ای بابا این چه وضعی است؟ تا کی قرار است شما وبال من باشید؟

ولی وقتی دید مثبت باشد می بیند بچه می دود، می گوید الحمدلله بچه سالم است، چه جنب و جوشی دارد.

داستانک:

دو بازاریاب کفش به جزیره پابرهنه ها رفتند.

اولی به رئیس کارخانه زنگ زد گفت اینجا کجاست مرا فرستاده اید؟ اینجا هزار نفر آدم هستند که کفش نمی پوشند.

دومی به رئیس کارخانه زنگ زد گفت مرا بهترین جای دنیا فرستاده اید. هزار نفر اند و هیچکدام کفش ندارند. هزار جفت کفش برای من بفرستید.

اگر دید ما به زندگی دید سیاهی باشد، بیچاره می شویم.
اما اگر دیدمان دید مثبتی باشد هم خودمان از زندگی لذت می بریم هم باعث می شویم دیگران از زندگی لذت ببرند.

چرا اینقدر ناامیدی؟

ضرب المثلی هست که می گوید انسان به امید زنده است. این ضرب المثل درستی است.
تصور کنید کسی که کلا ناامید است، دو دقیقه کنارش بنیشینی حالتان از زندگی بد می شود.
در رابطه با همسرش صحبت می کند، شما فکر می کنید همسرش هیولاست. می گویی یعنی بدترین زن دنیا، زن توست؟ می گوید دیگر بدتر از زن من کسی نیست.
خوب بچه ها چطور؟ یکی از یکی بدتر.
کارت چطور؟ افتضاح، کی بتوانم از این کار نجات پیدا کنم.
ماشینت؟ همیشه خراب.
خانه؟ آغل موش.
وضع سیاسی؟ افتضاح
کشور؟ بدترین کشور دنیا
طوری صحبت می کند شما هم ناامید می شوید.

اما بعضی ها روحیه امیدواری دارند. چرا پزشکان می گویند بخش عمده ای از بیماری ها به خاطر مسائل روحی و روانی است.
روحی و روانی یعنی ما داریم مدام ناامیدی را تزریق می کنیم.
ما باید به #آینده #امیدوار باشیم.

به نسلمان و زندگیمان امیدوار باشیم.
خدا نکند کسی در زندگی مانند مگس باشد، از بین این همه جای سالم، مگس یک راست روی زخم می نشیند.

آدم مثل زنبور است. می گردد و یک گل عالی پیدا می کند روی همان می نشیند.

کسانی که امیدوارند خوب زندگی می کنند چه دوران گرانی چه ارزانی. چون اعتقاد دارند خدایی که خدای ارزانی است خدای گرانی هم هست.

کسانی هم که نا امیدند چه این طرف دنیا باشند چه آن طرف دنیا، چه سالم باشند چه بیمار، چه همسرشان خوش اخلاق باشد یا بداخلاق، کافیست در خیابان یک ماشین جلویشان بپیچد… شروع به ناله می کنند: این چه وضع رانندگی است؟ چرا چراغ قرمز شد؟

چرا بعضی از ما با همه چیز دعوا داریم؟ کمی آرام باشیم؛ امیدوار باشیم. کمی از زندگی لذت ببریم.

اگر پدر یا مادر ناامید باشند این ناامیدی به بچه هایشان سرایت می کند. می بینید بچه ها همیشه ناامیدند.

می گویی عزیزم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه بشود؟
تا شغل خوب پیدا کنی.
حالا شغل پیدا کنم که چه بشود؟
خوب ازدواج کنی.
که چه بشود؟
که فرزند دار شوی.
که چه بشود؟

حتی اگر شعوانه باشد!

بزرگترین گناه کبیره کدام گناه است؟

۱- شرک به خدا

۲- ناامیدی از رحمت خدا

«إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛ همانا از رحمت خدا ناامید نمی‌شوند مگر کافران. (آیه ۸۷ سوره یوسف)

یعنی اگر کسی گناهی هم انجام داد از رحمت خدا نباید ناامید شود.

«یا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا»؛ ای کسانی که اسراف کردید در گناه کردن چرا از رحمت من خدا، ناامید شده اید. توبه کنید. من همه گناهان شما را با هم می بخشم. (آیه ۵۳ سوره زمر)

به شرطی که انسان توبه کند.

داستانک:

شخصی به نام شعوانه، زن بدنامی بود و به خاطر این کارها ثروت هنگفتی هم پیدا کرده بود. او برای کارهایش خانم هایی را استخدام کرده بود.  روزی از کوچه ای رد می شد، صدای گریه از خانه ای شنید. یکی از نوکرهایش را فرستاد تا ببیند چه خبر است؟ نوکر برنگشت.

دومی را فرستاد برنگشت. سومی هم همین طور. چهارمی که می خواست برود گفت به هر چه می پرستی تو را قسم می دهم فقط به من بگو چه خبر است، دوباره برگرد. لحظاتی بعد چهارمی برگشت و گفت کسی دارد نصیحت می کند.

شعوانه خودش را پوشاند و مخفیانه به داخل رفت. دید آخوندی در حال نصیحت کردن است می گوید مردم هرچه گناه کردید ناامید نشوید، توبه کنید. خدا شما را می بخشد.  شعوانه منقلب شد گفت: خدا همه را می بخشد؟

– همه را می بخشد.

– هر گناهی که کرده باشد؟

– هر گناهی، حتی اگر شعوانه باشد!

شعوانه گفت: من شعوانه هستم آیا خدا من را می بخشد؟

آخوند گفت: بله که می بخشد به شرط اینکه توبه واقعی باشد. شعوانه توبه کرد و در این طریق تا آنجا پیش رفت که خود بر کرسی وعظ و خطابه نشست.

[معراج السعاده ملا احمد نراقی؛ کیفر گناه آقای رسول محلاتی با اندکی تصرف و خلاصه سازی]

از رحمت خدا ناامید نشویم.

۳ نکته بسیار مهم، برای دید و بازدیدهای عید نوروز

 

در دید و بازدیدها عید نوروز به این ۳ گروه توجه کنیم:

۱- کودکان

متاسفانه از وقتی که موبایل ها و فضای مجازی آمده است، محبت نسبت به کودکان کمتر شده است.

مردم پولدار تر شده اند و برای فرزندان خود بیشتر خرج می کنند، اما محبت کم شده است.

اگر فرزندان محبت را در خانواده نبینند، در خیابان به دنبال آن خواهند افتاد؛ یعنی وضع جامعه همین می شود که الان می بینیم. این محبت باید در خانواده تأمین شود.

۲- معلولین

 معمولا افراد در مهمانی ها دور هم جمع می شوند و بگو و بخند با خود دارند، اما کسانی که معلولیت، مشکل جسمی و یا کمبودی دارند، در گوشه ای تنها و ساکت می نشینند.

این درست نیست  که به آنها توجه نکنیم و تنهایشان بگذاریم. آنها نیز همچون ما انسان هستند و نیاز دارند.

۳- سالمندان

جالب است که به دیدن بزرگترها و سالمندان خانواده می رویم، اما جوان ترها با هم مشغول بحث درباره موبایل و سیاست و دلار و … می شوند!

این سالمندان زمانی عزت و قرب و محبوبیت بالایی داشتند؛ عوض توجه به آنها و حفظ حرمت جایگاه آنها، فرزندان و نوه ها و … فقط مشغول سرگرمی خود هستند.

با رعایت این ۳ نکته مهم ان شاءالله صله رحم های ما ارزش و اثر بیشتری خواهند داشت.

اثرات اجتماعی اعمال ما

ساکن لندن بود. می‌گفت:

«یک روز سوار تاکسی شدم و زودتر کرایه را به راننده تاکسی دادم. او هم بقیه ی پول را به من برگرداند، اما اشتباه کرد. اشتباها پول زیادی را به من برگرداند. من با خودم داشتم کلنجار می‌رفتم که آیا این پول را به او بدهم یا ندهم؟!! آخر سر بر شیطان غالب شدم و پول را به راننده برگرداندم گفتم آقا شما اشتباه به من پول دادید…

موقعی که از تاکسی پیاده شدم، راننده به من گفت آقا من از شما خیلی ممنونم. گفتم من کاری نکردم. بقیه‌ی پول را به شما برگرداندم.

گفت نه جریان این نبود. من مدتی است که می‌خواهم مسلمان شوم. امروز که شما در تاکسی نشستید با خودم گفتم فرصت خوبی است که مسلمانان را امتحان کنم ببینم چیزهایی که می‌گویند درست هست یا نیست. با خودم گفتم اگر این پول را برگرداند، من مسلمان می‌شوم اما اگر برنگرداند مشخص می‌شود که اسلام الکی است.

شما برگرداندید؛ من فهمیدم اسلام راست است.

خداحافظی کرد و رفت… . من خشکم زد. من در چه فکری بودم و او به دنبال چه چیزی بود؟!

گاهی اوقات ما به ظاهر مذهبی‌ها راهزن دین مردم می‌شویم. منی که آخوندم و لباس آخوندی دارم دیگر متعلق به خودم نیستم که هر کار دلم بخواهد انجام بدهم.

بستن کمربند ایمنی توسط من در ماشین خیلی‌ها را به دین خوشبین می‌کند و خیلی‌ها را بدبین می‌کند. راه رفتن من همین طور نشستنم همینطور و… .

امید، لازمه زندگی

 

 

 

3Jokes_Mice_Olympycs (2)

خداوند در قرآن می فرماید:

«إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛

تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. (سوره یوسف، آیه ۸۷)

ما اگر در زندگی امید داشته باشیم زندگی‌هایمان خوب می شود.

رسانه های غربی و دشمنان دارند امید را از ما می گیرند. مردم ما اگر امید داشته باشند ورشکست هم بشوند می‌توانند زندگی شان را برگردانند. اما کسی که امید نداشت وقتی ورشکست کرد تنها راهی که به ذهنش می آید خودکشی است.

 

اگر کسی دچار بیماری سرطان شد، اگر امید داشته باشد می‌تواند زندگی کند اما وقتی ناامید شد کار تمام است. بسیاری از بیماری‌ها در پیری برای انسان اتفاق می‌افتد دلیلش این نیست که بدن ضعیف شده، دلیلش این است که انسان ناامید شده است.

داستانک:

 

تعدادی موش را دانشمندان داخل یک استخر آب انداختند.

 

تمامی موشها فقط ١٧دقیقه توانستند زنده بمانند و در نهایت خفه شدند!!!

 

دوباره دانشمندان با اینکه می‌دانستند موش بیش از ١٧دقیقه زنده نمی ماند تعداد دیگری موش رو به داخل همان استخر انداختند و این بار موشها را قبل از ١٧ دقیقه از آب خارج کردند و تمامی آنها زنده ماندند!!!!

 

موشها پس از مدتی تنفس و استراحت  دوباره به آب انداخته شدند…!

 

حدس می‌زنید این بار چند دقیقه زنده ماندند … ؟؟؟

٢۶ساعت طول کشید تا آنها مردند.

آنها به این امید که دوباره دستی خواهد آمد و نجات پیدا می‌کنند، ٢۶ساعت تمام طاقت آوردند!!!

امید… تا لحظه آخر!

امید

ضرب المثلی هست که می گوید: انسان به امید زنده است. این جمله، جمله درستی است. اگر انسان در زندگی اش امید نداشته باشد نمی تواند زندگی کند.

مثلا اگر دانشجویی که دارد درس می خواند اینطور فکر کند که:

درس بخوانم که چه شود؟ … برای اینکه مدرک بگیرم.

حالا مدرک بگیرم و سر کار بروم که چه شود؟

بعد ازدواج و فرزند و … که چه شود؟

اگر آدم اینطور ناامیدانه به زندگی نگاه کند نمی تواند زندگی کند. بعضی ها واقعا آیه یأس اند.

پرتکرارترین آیه قرآن در کلام رهبر انقلاب در رابطه با امیدواری است:

«… وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ»؛ (سوره حج، آیه ۴۰)

… و بى‌تردید خدا هر که او را یارى ‌کند یارى خواهد کرد…

 

داستانک:

روزی حضرت عیسی علیه‌السلام در محلی نشسته بود. پیرمردی داشت زمین را برای زراعت آماده می‌کرد. حضرت گفت: خدایا! آرزو را از دل این مرد زایل کن.

همان‌دم پیرمرد بیل خود را به یک‌طرف انداخت و روی زمین خوابید. ساعتی گذشت، عیسی علیه‌السلام بازگفت: خداوندا! دوباره آرزو و امید را به او برگردان. ناگاه پیرمرد از جا برخاست و شروع به کار کرد. حضرت از او پرسید: چه شد بیل را بر زمین گذاشتی و باز بعد از ساعتی، آن را برداشتی و به کار مشغول شدی؟

پیرمرد گفت: «در حین کار کردن با خودم گفتم تا کی باید زحمت بکشی؟ تو پیر و از کار افتاده‌ای، شاید اجل همین الآن به سراغت بیاید. با این اندیشه از کار دست کشیدم، [اما] وقتی روی زمین دراز کشیده بودم، با خود گفتم: حالا که زنده هستی، باید کار کنی و زاد و توشه‌ای فراهم آوری. این بود که باز بیل را برداشتم و مشغول به کار شدم».

منبع: بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏۱۴، ص ۳۲۹

 

ما باید امید داشته باشیم. اگر پدر در خانه حرف های ناامید کننده بزند بچه ها هم نا امید می شوند.

به بچه می گوییم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه شود؟ این از صحبت های پدر و مادر نشئت می گیرد.

معادل ثواب هزار شهید!

1527137055وَ مَنْ مَشَى فِی إِصْلَاحٍ بَیْنَ امْرَأَهٍ وَ زَوْجِهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَقّا

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

شخصی که در راه اصلاح بین زن و شوهری می کوشد و به آن اقدام می ورزد خدای متعال به او ثواب هزار شهیدی که در راه خدا به شهادت رسیده اند کرامت می فرماید.    [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: ۲۸۹]

داستانک:

نقل می‌کنند. بانویی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و از شوهرش شکایت کرد.

 حضرت فرمود: شوهرت را نمی‌شناسم، راستی همان کسی است که در چشمش سفیدی هست؟ گفت: نه، چشم‌های شوهرم سالم است و سفیدی ندارد.

فرمود: آیا دور سیاهی چشم را سفیدی فرا نگرفته؟

گفت: آری چشم همه مردم چنین است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: منظور من هم همین است.

وقتی حضرت با این کار اورا خوشحال کرد، مطالبی فرمود تا پیش خانواده برگردد و با شوهر خویش سازگار باشد.

[داستانهای روایی صفحه ۴۹۵]

 

کاری که شیطان برایش کف می زند !

24

یک سوال :

کدام عمل است که اگر از انسان سر بزند، شیطان آنقدر خوشحال می شود، که شروع به کف زدن می کند؟

از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم نقل شده است:

اِذا اخَتَصَمَتْ هِیَ وَ زَوجُها فی‌البَیتِ فَلَهُ فی کُلِّ زاویَهٍ مِن زوایَا البَیتِ شَیطانٌ یُصفِّقُ و یَقولُ: فَرَّحَ اللهُ مَن فَرَّحَنی!

زمانی که زن با همسرش در منزل مرافعه و مشاجره می‌کند (دقیقاً) در همان زمان در هر یک از زوایای منزل یک شیطان مشغول کف زدن و شادمانی است و می‌گوید: خدایش خوشحال کند کسی که مرا این چنین شاد و خوشحال کرده است

[لئالی‌الأخبار، ج ۲، ص ۲۱۷]

زن و شوهر باید در زندگی طوری باشند که به فرموده قرآن ” نور چشم همدیگر” باشند

داستانک:

همسر شهید مهدی باکری تعریف می کرد:

 خانه مان کوچک بود؛ گاهی صدایمان می رفت طبقه ی پایین. یک روز همسایه پایینی به م گفت : به خدا این قده دلم می خواد یه روز که آقا مهدی می یاد خونه لای در خونه تون باز باشه ، من ببینم شما دو تا زن و شوهر به هم دیگه چی می گید، این قدر می خندید؟

[یادگاران،کتاب مهدی باکری]

اما متاسفانه  بعضی از زن و شوهرها به خاطر غر زدن به هم، زندگی خود را به جهنم تبدیل می کنند

لطیفه:

مردی در هنگام تشییع جنازه همسرش می خندید

به او گفتند : مرد حسابی ! کسی که در تشییع جنازه زنش نمی خندد

گفت: خنده من به خاطر مرگ همسرم نیست؛  اولین بار است که شانه به شانه زنم راه می روم و غر نمی شنوم

۲ عامل جلوگیری از فسادهای جنسی

IMG00012252

بسیاری از نزاع‌ها، طلاق‌ها، قتل‌ها، خودکشی‌ها، اعتیادها، باندهای فساد و فحشاء و …  ریشه در بی عفتی و انحرافات اخلاقی دارد.

به عنوان نمونه چند تیتر از این حوادث ناگوار:

روزنامه قدس(۲۸/۸/۸۶) ص۱۳:  قتل شوهر با همکاری راننده سرویس

روزنامه قدس(۹/۲/۸۶) ص۱۳: قتل شوهر با چاقوی همسر خیانتکار

روزنامه خراسان،  ش۱۳۴۳۱  (۲۲/۹/۱۳۷۴) : قصاص ‌نفس به خاطر به قتل رساندن شوهر

روزنامه خراسان ،ش۱۸۳۲۷ (۱۳۹۱/۱۱/۸) متجاوز به عنف در کرمان به دار مجازات آویخته شد.

رجانیوز،کد خبر(۷۷۱۴۹):سه متجاوز به ­عنف سحرگاه امروز دوشنبه ‌در زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند.

روزنامه قدس(۲۹/۲/۸۶) ص۱۷: رقیب عشقی، قاتل جوان شکست خورده

روزنامه اعتماد ملی(۱۲/۳/۸۶) ص۱۴: پسر۱۷ ساله، سر قرار کشته شد

روزنامه قدس(۶/۳/۸۶) ص۱۳: قتل دوست خیانتکار، با چاقوی آشپزخانه

روزنامه خراسان  (۹۱/۱۰/۲۷):جوانی که در جریان درگیری با دختر مورد علاقه اش دچار جنون آنی شد و او را با ۴۷ ضربه چاقو به قتل رساند.

روزنامه قدس(۲۰/۸/۸۶) ص۱۳: دستگیری پیر مرد ۹۲ ساله به جرم اغفال و تجاوز به زنان!

و …

حال ؛ سوال اینجاست ، که چه اتفاقی می افتد که یک انسان دست به چنین جنایات هولناکی میزند؟

قطعا دلایل زیاد و متنوعی دارد ؛ اما پایه مشترک در اکثر این موارد یک چیز است

بنده چندین بار برای مشاوره و سخنرانی به زندان رفته ام و گاه از زندانیانی که امثال این جنایات را انجام داده اند سوال کرده ام

به عنوان مثال: از شخصی که دختری را سوار ماشین خود کرده بود و بعد به زور به او تجاور کرده و او را کشته بود و در آستانه اعدام قرار داشت ؛ سوال کردم:

آیا دختر جلوی ماشینت دست تکان داد؟ گفت : نه

گفتم : آیا به تو چشمک زد؟ . گفت :نه

گفتم: آیا به تو لبخند زد ؟ گفت : نه

گفتم: پس چطور فهمیدی اهل این کارهاست که سوارش کردی؟

گفت : اگر نمی خواست که با این وضع آرایش به خیابان نمی آمد.

*****************************************************

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم، باید قبول کنیم مهمترین عامل جلوگیری از فسادهای جنسی، حجاب و حیای خانمها و حفظ چشم توسط آقایان است

بدترین انسان در نگاه بهترین انسان

خوش-اخلاق-شدن

معمولا انسانها ،  اخلاقشان در بیرون از منزل بهتر است تا با خانواده .

در مذمت سختگیری و بداخلاقی با خانواده از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) روایت شده است که فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ[وآله] وَسَلَّمَ : ” شَرُّ النَّاسِ الضَّیِّقُ عَلَى أَهْلِهِ ” ، قَالُوا : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، وَکَیْفَ یَکُونُ ضَیِّقًا عَلَى أَهْلِهِ ؟ ، قَالَ : ” الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ بَیْتهُ خَشَعَتِ امْرَأَتُهُ ، وَهَرَبَ وَلَدُهُ ، وَفَرَّ عَبْدُهُ ، فَإِذَا خَرَجَ ضَحِکَتِ امْرَأَتُهُ ، وَاسْتَأْنَسَ أَهْلُ بَیْتِهِ “

المعجم الأوسط للطبرانی ؛ بَابُ الْمِیم؛  مَنِ اسْمُهُ مُطَّلِبٌ؛ حدیث ۹۰۲۹ و مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۲۵

بدترین مردم، سختگیر بر خانواده است. شخصی پرسید: ای رسول خدا! مراد از سختگیری بر خانواده چیست؟ فرمود:‌ مرد هرگاه وارد خانه شد همسرش بترسد و فرزندش بهراسد و بگریزد و هرگاه از خانه بیرون رفت همسرش بخندد  و آسایش یابند

داستانک:

آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن

جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم    منبع: کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ [با تلخیص]

تنها راه نجات!

222222222222222

برخی از سوره های قرآن با یک سوگند شروع می شود مانند : وَ الْعَصْر

 برخی با ۲ سوگند ؛ مانند : وَ الضُّحَى‏ * وَ الَّیْلِ إِذَا سَجَى‏

برخی با ۳ سوگند ؛ مانند : وَ الْعَادِیَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا * فَالمْغِیرَاتِ صُبْحًا

برخی با ۴ سوگند ؛ مانند : وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ *  وَ طُورِ سِینِینَ *  وَ هَاذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ

برخی با ۵ سوگند ؛ مانند : وَ الْفَجْرِ * وَ لَیَالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ  * وَ الَّیْلِ إِذَا یَسْرِ

اما سوره ای در قرآن است ، که ۱۱ سوگند دارد و آن سوره مبارکه شمس است .

نکته اینجاست که خداوند بعد از این ۱۱ سوگند می فرماید :

قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّئهَا

فقط کسی اهل رستگاریست که اهل تزکیه ی نفس باشد

تنها راه نجات خودسازی و حساب کشی از نَفْس است؛مثلا هر شب قبل از خواب به اعمال آن روز خودش رسیدگی کند

داستانک :

شیخ  جعفر کاشف الغطا از علمای بزرگ است . شب که فرا مى رسید، هنگام خوابیدن به محاسبه نفس خویش مى پرداخت و گاهى خطاب به خویشتن مى گفت: در کوچکى ترا”جعیفر”(جعفر کوچولو) مى گفتند، سپس “جعفر” شدى، و پس از آن “شیخ جعفر”، و سپس “شیخ الاسلام “، پس تا کى خدا را معصیت مى کنى و این نعمت را سپاس نمى گویى؟

منبع :اعیان الشیعه،جلد ۴،صفحه ۱۰۱

رزق حلال “۴”

g-4یاد خدا در هر کاری، خصوصا در تجارت باعث می شود انسان به محرمات روی نیاورد ، که اگر انسان خدا را فراموش کند به گناهان بزرگ مخصوصا کم فروشی گرفتار می شود . خداوند در سوره سوره مطففین آیات  ۱ – ۶ می فرماید:

وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ ﴿۱﴾ الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ ﴿۲﴾ وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ ﴿۳﴾ أَلَا یَظُنُّ أُولَٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ﴿۴﴾ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۵﴾ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۶

وای برکم فروشان ،که چون از مردم پیمانه گیرند تمام دریافت دارند و چون برآنان پیمانه یا وزن کنند، از ایشان کم گذارند. مگر اینکه  اینان گمان نمی دارند برای روزی بزرگ و با اهمیت برانگیخته خواهند شد؟ روزی که مردم ، همگان در برابر پروردگار جهانیان به پای ایستند.

داستانک:

مسافرى که از ایران به هند رفته چنین نقل کرده است:

روزى براى خریدن گوشت به مغازه قصّابى رفتم. نمى دانستم این قصّاب مسلمان نیست؛ چون نباید مسلمان از کافر گوشت بخرد، چون که ذبح آنها صحیح نیست، ولى باظاهر که نمى شد فهمید این شخص در چه دینى است.

در نوبت ایستادم. هر کسى هر مقدارى گوشت مى خواست، خرید. من مى دیدم این قصّاب قبل از این که گوشت هر کدام را بکشد، برمى گردد و پرده سفیدى را ذرّه اى کنار مى زند و بعد دوباره مى آید، گوشت ها را مى کشد و تحویل مشترى مى دهد. نوبت من شد. لهجه هندى را یاد گرفته بودم. به او گفتم: چرا هر مشتریى مى آید و گوشت مى خواهد، مى روى این پرده سفید را کنار مى زنى؟

گفت: من بت پرست هستم. شکل بتى را که مى پرستم،درست کرده ام و آنجا پشت پرده روى طاقچه گذاشته ام.مى روم و بت را نگاه مى کنم و با نگاه به او حواسم جمع مى شود که بت به من مشرف است و عمل مرا مى بیند، لذا خجالت مى کشم که در ترازو و گوشت فروشى تقلّب کنم.

اگر کسى در همه امور زندگى خود، خدا را بیننده و ناظر خود، و خود را مسافر ، و دنیا را مسافرخانه، و مرگ را پل این سفر ببیند، آیا دیگر تخلف مى کند؟ مال مردم را مى برد؟ ظلم و معصیت مى کند؟ نه. غافلان و جاهلان گناه و معصیت مى کنند. [ تجارت بهشت صفحه ۵۴، به نقل از کتاب حلال و حرام مالی صفحه ۱۵۵]

جریان تابلوی اتاق رهبری چیست؟

حدیث+اخلاقی+اتاق+رهبر+انقلابمقام معظم رهبری در سخنرانی ای فرمودند:

قبل از زمان ریاست جمهوری از منزل آقای نجومی و آثار هنری ایشان دیدن کرده‌ام و حدیثی به ایشان دادم و از ایشان خواستم برایم بنویسند و ایشان هم با خطی زیبا این حدیث را نوشتند و برای من فرستاند و من هم آن را تابلو کرده و در اتاق مقابل چشمانم نصب کرده‌ام.

حال سوال اینجاست که آن حدیث چه حدیثی است که نزدیک ۳۰ سال است در مقابل چشم رهبری قرار دارد

آن حدیث حکمت ۷۳ نهج البلاغه است که حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ …

آن که خود را پیشواى مردم سازد پیش از تعلیم دیگرى باید به ادب کردن خویش پردازد …

این حدیث نشان دهنده آن است که هر کس در موقعیتی –که الگو است- قرار گرفت ابتدا باید به فکر خودسازی باشد و بعد دیگر سازی و جامعه سازی . در غیر این صورت کلام خوب ما روی دیگران تاثیر ندارد

داستانی لطیفه ای :

حجت الاسلام مرحوم کافی می فرمودند:

 می خواستم جایی منبر بروم که آقایی آمد و گفت: حاج آقا ! بالای منبر که می روید به خانم ها بگویید نمازهایشان را بخوانند. گفتم: چیزی شده؟ گفت: خانمم نماز نمی خواند. ولی پای منبر شما می آید. گفتم: خانم شما چه استدلالی برای نماز نخواندنش دارد؟

 گفت: خانمم به من می گوید تو اول نماز بخوان تا من هم بخوانم. خیلی تعجب کردم و گفتم: مرد حسابی! تو که اهل نماز نیستی انتظار داری همسرت اهل نماز باشد!»

 

خجالت جن

(به بهانه میلاد امام سجاد علیه السلام)

30

عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا قَالَ:

إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ یُشْرِفُ عَلَى جَمِیعِ جَوَارِحِهِ کُلَّ صَبَاحٍ فَیَقُولُ کَیْفَ أَصْبَحْتُمْ فَیَقُولُونَ بِخَیْرٍ إِنْ تَرَکْتَنَا وَ یَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِینَا وَ یُنَاشِدُونَهُ وَ یَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ‏ وَ نُعَاقَبُ بِکَ

 ابو حمزه از على بن الحسین علیها السّلام روایت مى‏کند که فرمود:

زبان آدم هر روز متوجه اعضاء مى‏گردد و مى‏گوید: چگونه وارد صبح شدید، آنها مى‏گویند: خوب هستیم در صورتى که دست از ما باز دارى، آنها مى‏گویند از خداوند بترس و ما را رها کن و بعد به او مى‏گویند ما بوسیله تو مستوجب ثواب و عقاب مى‏شویم.

[بحار الأنوار  جلد ۶۸ صفحه ۳۰۲  باب ۷۸ السکوت و الکلام …]

خداوند در قرآن کریم می فرماید :

ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ (سوره ق ۱۸)

انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت(و ضبط آن) است

داستانک  :

سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد

جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت

سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد

او عرض کرد:هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم  , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم

**منبرک**