خانه / منبرک های روایی (صفحه 7)

منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

سوء ظن

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ». اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! از بسیارى از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمانها گناه است‏. (سوره حجرات آیه ۱۲) اصل بر این است که ما نسبت به دیگران حسن ظن داشته باشیم، یعنی کار مردم را توجیه کنیم و سریع بدترین صورت را در نظر نگیریم. مثلا: هوا سرد می شود و شخصی کلاه سرش نمی کند. می گوییم چرا در این سرما کلاه سرش نمی کند؛ خوب شاید گوشش مشکل دارد. یا یا می گوییم چرا در هوای سرد دمپایی می پوشد؛ خوب شاید انگشت شصتش مشکل دارد و نمی تواند کفش بپوشد. یا اینکه چرا فلانی در هوای سرد می خواهد مسافرت برود؛ خوب شاید فکرش را کرده یا اینکه مجبور است مسافرت برود. یا اینکه چرا فلانی از دستشویی آمده و وضو نگرفته؛ خوب شاید نمی تواند وضو بگیرد و می خواهد تیمم کند. ما کارهای خودمان را خوب توجیه می کنیم اما اگر دیگران خطایی کنند به بدترین صورت می گوییم. مثلا در زمان نماز می بینیم که یک روحانی به مسجد نمی آید و از کنار مسجد می گذرد؛ خوب شاید می خواهد به مدرسه ای برود و یک ربع بعد از اذان، آنجا نماز جماعت بخواند. حضرت علی علیه السلام: «پر کاه را در چشم مردم می بینند اما تنه درختان را در چشم خویش نمی بینند». داستان: فردی تعریف می کرد که در وضو خانه مسجد شاهد بودم امام جماعت از دستشویی بیرون آمد و یکراست به محراب مسجد رفت و بدون وضو نماز خواند!! از آن مسجد بیرون رفتم و جای دیگری نماز خواندم! از آن به بعد به همه دوستان و آشنایان گفتم که در فلان مسجد نماز نخوانید چون امام جماعت آن آلزایمر گرفته!! و نماز بی وضو می خواند!! این رویداد گذشت تا یک زمان به علت بیماری؛ آمپولی تزریق کردم و هنگام نماز با خود گفتم یکبار دیگر محل تزریق را در دستشویی ببینم تا از طهارت لباس و بدن اطمینان داشته باشم. وقتی از دستشویی بیرون آمدم و آماده نماز شدم؛ گویی به من الهام شد: شاید آن روز هم امام جماعت مسجد؛ مشابه من به قصد دیگری وارد دستشویی شده است. از خودش این را پرسیدم. حرفم را تایید کرد. اما چه فایده من آبروی او را پیش افراد زیادی برده بودم!

ادامه نوشته »

کدام بهتر است؟

فرض کنید یک شب در مراسم عزاداری هیأت شرکت کرده ایم، مقادیر زیادی خیرات کرده ایم، برای امام حسین علیه السلام اشک ریخته ایم، نیمه های شب هم بر خواسته و نماز شب را با گریه می خوانیم و نماز صبح را هم اول وقت می خوانیم؛ آخر سر هم از این کارهایی که کرده ایم خیلی لذت می بریم … اما فرض کنید شب بعد نه در هیأتی شرکت کرده ایم و نه سایر کارهای شب قبل را انجام داده ایم. از طرفی، با وجود اینکه ساعت را کوک کرده ایم، نماز صبحمان قضا می شود؛ صبح از این حالتمان در پیشگاه خداوند خیلی خجالت می کشیم … حال به نظر شما کدام حالت بهتر بود؛ شب اول یا شب دوم؟   حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «سَیِّئَهٌ تَسُوءُکَ خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَه تُعْجِبُکَ» خطایی که باعث ناراحتی تو شود، نزد خداوند از کار نیکی که باعث عجب تو شود بهتر است. [نهج البلاغه، حکمت ۴۶]   آفتی که ما مسجدی ها و به ظاهر مذهبی ها را تهدید می کند، تکبر است. اینکه فکر کنیم حال که ما دروغ نمی گوییم و غیبت نمی کنیم و ربا نمی خوریم، حتما از دیگران بهتریم اشتباه هست. اگر در روز قیامت از پل صراط عبور کردیم، آن وقت معلوم می شود انسان خوبی بوده ایم. شیطان، انسان های مؤمن را با تکبر از بین می برد.   پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و اله می فرمایند: «لَوْلَا أَنَّ الْمُؤْمِنَ یُعْجَبُ بِعَمَلِهِ لَعُصِمَ مِنْ الذَّنْبِ حَتَّى لَا یَهُمَّ بِهِ ، وَلَکِنَّ الذَّنْبَ خَیْرٌ لَهُ مِنَ العُجبِ» اگر مومن به خاطر اعمال خویش دچار عجب نمی شد، به درجه ی عصمت از گناه می رسید به طوری که حتی قصد گناه هم نمی کرد ولی گناه برای او از عجب بهتر است! [کنزالعمال، حدیث ۷۶۷۶] همچنین در حدیث دیگری می فرمایند: «لَوْ لَمْ تُذْنِبُوا لَخَشِیتُ عَلَیْکُمْ مَا هُوَ أَکْبَرُ مِنْ ذَلِکَ الْعُجْبَ» اگر هیچ گناهی انجام ندهید، از چیز خطرناک تری بر شما می ترسم: از عجب! [بحارالانوار، ج ۶۹، ح ۳۲۹]

ادامه نوشته »

ایرانیان ، سربازان اسلام

 (به بهانه ۸ صفر سالروز وفات جناب سلمان فارسی) یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (۵۴) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر که از شما از دینش بازگردد چه باک زودا که خدا مردمى را بیاورد که دوستشان بدارد و دوستش بدارند. در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر کافران سرکش در راه خدا جهاد مى‏کنند و از ملامت هیچ ملامتگرى نمى‏هراسند. این فضل خداست که به هر کس که خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاینده و داناست . [سوره مائده آیه۵۴] و روی: أن النبی (صلی الله علیه و آله) سئل عن هذه الآیه- فضرب بیده على عاتق سلمان- فقال: هذا و ذووه، ثم قال: لو کان الدین معلقا بالثریا- لتناوله رجال من أبناء فارس. مردم پرسیدند: اى رسول خدا این قوم چه کسانى هستند که اگر ما پشت به دین کنیم، خداى تعالى آنان را به جاى ما مى‏گذارد؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست به شانه سلمان زد و فرمود: این و قوم این مرد است، به خدایى که جانم به دست او است، اگر ایمان به خدا را در ثریا آویزان کرده باشند، بالأخره مردمى از فارس آن را به دست مى‏آورند منبع:المیزان فی تفسیر القرآن، جلد ۵  صفحه : ۳۸۸ رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : إنّ إبراهیمَ هَمَّ أن یَدعُوَ على أهلِ العِراقِ ، فَأوحَى اللّه ُ تعالى إلَیهِ : لا تَفعَلْ ، إنّی جَعَلتُ خَزائنَ عِلمِی فیهِم و أسکَنتُ الرَّحمَهَ قُلوبَهُم . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : ابراهیم علیه السلام خواست عراقیان (منظور عجمهاست) را نفرین کند. خداوند متعال به او وحى فرمود: این کار را نکن؛ [زیرا] من گنجینه هاى دانش خود را در میان آنان نهاده ام و رحمت (مهربانى) را در دلهاى ایشان جاى داده ام. منبع: میزان الحکمه جلد ۱۰ صفحه ۴۵۷۰ حدیث ۱۵۷۶۷   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

مردم بنده محبت اند

ما که مذهبی و مسجدی هستیم وظیفه سنگین تری نسبت به بقیه داریم. ما اگر می خواهیم مردم را به دین دعوت کنیم حتما باید با اخلاق خوب باشد. خداوند به پیامبر(ص) می فرماید: «وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ القَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»؛ و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند. (سوره آل عمران آیه ۱۵۹) مردم بنده محبت اند. ما محبت کنیم، آنوقت ببینیم چطور جذب دین می شوند. دیگر لازم نیست ما بهشان بگوییم نماز بخوان، خودش اول وقت در مسجد است. چه اشکالی دارد من که صبح به مغازه می روم و صبح در مغازه ام را جارو می زنم جلو مغازه دو تا همسایه کناری را هم جارو بزنم؟ چه ایرادی دارد که انسان به خاطر دین این کار را انجام دهد؟ اگر همسایه هایمان کمکی از ما می خواهند، سریع کمکشان کنیم. هر وقت وارد مغازه مان می شوند جلو پایشان بلند شویم. محبتی که ما انجام می دهیم به اسم دین نوشته می شود. آن موقع نامش جهاد می شود، جهاد کاری سخت است. فکر کنیم ما چطور اگر محبت کنیم مردم به دین خوشبین می شوند؟ آنوقت ببینید شبکه های اجتماعی و … حریف شما می شوند؟ هر چه شبهه وارد کنند چون از شما محبت دیده است عوض نمی شود. داستانک: مردی از اهل شام وارد مدینه شد. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دیگر دشمنان اهل بیت، آن مرد کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و فرزندانش در دل داشت. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب دید، زبان به ناسزا گشود و با صدای بلند به لعن و نفرین آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر این یاوه گویی ها سکوت کرد. وقتی مرد شامی به سخنان زشت و ناپسندش پایان داد، امام حسن علیه السلام نزد او رفت و لبخند زنان سلام کرد و مهربانانه فرمود: «جناب آقا! به گمانم (در این شهر) غریبی، اگر گرسنه باشی سیرت می کنیم و اگر بی لباس باشی لباست می دهیم و اگر فراری باشی پناهت می دهیم و اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم. حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداری و نزد ما بیایی و تا هنگام رفتنت (از مدینه) مهمان ما باشی که این برای تو بهتر است». مرد شامی از شنیدن این سخنان محبت آمیز و جوانمردانه دگرگون شد و از برخورد نادرستش پشیمان گشت و در حالی که از ندامت می گریست گفت :گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمینی. خدا بهتر می دانست که رسالت خویش را به عهده چه کسی قرار دهد. تو و پدرت علی منفورترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستید. مردم بنده محبت اند، از ما محبت ببینند جذب دین خواهند شد.

ادامه نوشته »

ستارالعیوب باشیم…

یک سوال اقتصادی: ارزان ترین چیزی که در بازار موجود است چه چیزی است؟ پیاز؟ سیب زمینی؟ … . . . … آبروی مردم. ارزان ترین چیزی که در بازار موجود است آبروی مردم است. ما راحت و مفت آبروی مردم را می بریم. در نشریاتمان، سایتمان، در شبکه های اجتماعی و … خبری می آید و ما سریع برای بقیه می فرستیم. مثلا شنیده شده فلانی کاری انجام داده است. خوب اشتباه شنیده ای. وقتی آبروی کسی رفت دیگر برنمی گردد. بزرگان اینطور نبودند که هر چیزی که به گوششان رسید به بقیه بگویند. روزی پیامبر (ص) به کعبه نگاه کردند و فرمودند: « ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تو را بزرگ و حرمتت را گرامی داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است.» می بینید کسی در جناح و طرف ما نیست راحت آّبرویش را می بریم. یک روز می گوییم: فلان مداح هفت تیر کشی کرده. آبرویش را می بریم، بعد می گوییم تکذیب شد. روز بعد می گوییم فلان مداح چک های فلان قیمت گرفته است. بعد می گوییم تکذیب شد. باید ستارالعیوب باشیم، خداوند ستارالعیوب است، ما هم باید ستارالعیوب باشیم. داستانک – حاتم اصم عالم بزرگی بود. (اصم یعنی کر، به او حاتم کر می گفتند) روزی پیرزنی به نزد او آمد و مسئله شرعی پرسید. ناگاه وضویش باطل شد. حاتم گفت: آواز بلند تر کن که مرا گوش گران است تا پیرزن را خجالتی نیاید. پیرزن آواز بلند کرد تا او آن مسئله را جواب داد. بعد از آن تا آخر عمر خود را کر ساخت تا کسی با پیرزن نگوید که او آن چنان است. اما حالا چطور راحت آبروی مردم را می برند؟  

ادامه نوشته »

عُجب و تکبر

بشر بن منصور، یک شب در مسجد، نماز شب مى‏ خواند. کسى کنار او نشسته بود و نماز وى را مى‏ نگریست. پیش خود، بشر را تحسین مى‏ کرد و حسرت مى‏ خورد. بشر نماز خود را پایان داد و همان دم، رو به مردى که در گوشه نشسته بود و او را مى‏ نگریست، کرد و گفت: اى جوانمرد! تعجب مکن. کسى را مى‏ شناسم که چون به نماز مى‏ ایستاد، فرشتگان صف در صف مى‏ ایستادند و به او اقتدا مى‏ کردند. اکنون در چنان حالى است که دوزخیان نیز از او ننگ دارند. مرد گفت: او کیست؟ گفت: ابلیس. ما که مذهبی و مسجدی هستیم باید خیلی مراقب عجب و تکبر در عبادت باشیم، نمازی بخوانیم و روزه ای بگیریم و فکر کنیم از همه بهتریم. در فرازی از دعای بیستم صحیفه سجادیه از امام سجاد (علیه‌السلام) که دعای «مکارم الاخلاق» است، آمده است: «و عبدنی لک» خدایا من را برای خودت بنده قرار بده «و لا تفسد عبادتی بالعجب» خدایا عبادت من را با عجب و غرور باطل نکن. آن چیزی که عبادت را از بین می برد غرور و تکبر در عبادت است.

ادامه نوشته »

گریه بی خاصیت!!!

یکی از بهترین اعمالی که انسان را به سمت خدا می برد، گریه بر امام حسین علیه السلام است. امام حسین علیه السلام می فرمایند: «انا قتیل العبرات». من کشته اشک های شما هستم. امام زمان (عج) در زیارت ناحیه مقدسه می فرمایند: «فَلاَنْدُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاْبکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً». (درعوض) صبح و شام بر تو مویه میکنم، و به جاى اشک براى تو خون گریه میکنم. روایات در این مورد زیاد است اما بعضی اشک ها بی خاصیت هستند و به هیچ دردی نمی خورند، نمونه اش گریه کوفیان بر امام حسین علیه السلام. مثل این روزها کاروان اسرا وارد کوفه شدند، مردم کوفه تا آنها را دیدند شروع به گریه کردند. در کوفه یک نفر نبود که گریه نکند، حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: ان شاالله چشم هایتان از اشک خشک نشود و همه ی عمر گریه کنید. برداران من و بنی هاشم را کشتید و حالا گریه می کنید. اشکالی ندارد توبه کردید، اگر امام ماضی نیست امام مضارع هست، اگر امام حسین علیه السلام شهید شد امام سجاد علیه السلام هست، حالا قیام کنید. اما آنها باز هم گریه می کردند. هرچه امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب می گفتند: الان قیام کنید اما آنها فقط گریه می کردند. این گریه، گریه بی خاصیت است. اگر آدم اینطور برای امام حسین علیه السلام گریه کند به درد نمی خورد. ما باید ببینیم در این دهه اول محرم و صفر آیا اشک و بغضمان نسبت به دشمنان اهل بیت علیه السلام، شمر زمان، یزید زمان، حرمله کودک کش زمان بیشتر شد یا نه؟ و ما را در برابر دشمن مقاوم تر کرد یا نه؟

ادامه نوشته »

حذف درس “شهید فهمیده” از کتب درسی؛ اتفاقی که رسانه اسرائیلی از آن خبر داده بود!!!

در روایتی از امام صادق علیه‌السّلام نقل شده است که فرمودند: إِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ الْإِیمَانِ وَ لَمْ یُطْلِقُوا تَعْلِیمَ الشِّرْکِ لِکَیْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیْهِ لَمْ یَعْرِفُوهُ. همانا بنى امیه براى مردم تعلیم ایمان را آزاد گذاردند و تعلیم شرک را آزاد نگذاشتند، بخاطر اینکه اگر مردم را بر آن وادار کنند آن را نشناسند.   چرا نگذاشتند مردم این را درست بفهمند؟ برای این‌که اگر خودشان رفتاری کردند که مردم را به سمت کفر و فسق سوق دادند، مردم نفهمند اینها چه کار می‌کنند، و مشتشان جلوِ مردم باز نشود. الان هم همینطور است، مثلا می گویند به هر کسی می خواهید درود بفرستید ولی به دشمنان مرگ نگویید. این قدر این جریان برای دشمن مهم است که چند ماه پیش یکی از رسانه های مشهور اسرائیل به نام “اسرائیل هیوم(Israel Hayam)” می نویسد: “برای دستیابی به توافقی سازنده با ایرانی ها باید ابتدا استراتژی ها، تاکتیک ها و حتی متن کتاب های درسی آن ها با آموزه های “شهادت طلبی” به صورت کلی تغییر یابد.  توافق با آیت الله ها بدون چنین تغییراتی، می تواند شروع شمارش معکوس برای اولین جنگ هسته ای باشد. پس از برجام متن کتب درسی ایرانیان که به دانش آموزان، شهادت طلبی را آموزش می دهد، تغییری نکرده است و هنوز در کتب آنها درسی به نام “رهبر کوچک” [داستان شهادت حسین فهمیده] وجود دارد.” نکته قابل تامل این است که آموزش و پرورش امسال درس حسین فهمیده را حذف کرد!!! و دیگر در هیچ کتابی از کتب درسی ؛ درسی به نام حسین فهمیده وجود ندارد! همچنین “الحاق ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به کارگیری کودکان در منازعه مسلحانه” که دولت آن را تقدیم مجلس کرده؛ اگر تصویب شود، اولا: بچه های زیر ۱۵ سال اجازه ورود به بسیج را ندارند و بسیج دانش آموزی حذف خواهد شد!!ُ دوما: بچه های زیر ۱۵ سال اجازه ورود به هیئت امام حسین علیه‌السلام را ندارند چرا که طبق نظر آنها، هیئت محل خشونت طلبی است!!  

ادامه نوشته »

بشارت به شیعیان

(به بهانه نزدیکی به عید غدیر خم) سلمان رحمه الله علیه نقل کرده است: روزی در محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شرفیاب بودم که امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شد، رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ایشان فرمود: علی جان، آیا تو را بشارت ندهم؟ امام فرمود: بفرمایید ای رسول خدا . فرمود: این دوست من جبرئیل است به من از طرف پروردگار خبر می دهد که به شیعیان و دوستان تو هفت ویژگی عنایت نموده است:   الرفق عند الموت، والاُنس عند الوحشه، والنور عند الظلمه، والأمن عند الفزع، والقسط عند المیزان، والجواز علی الصراط، ودخول الجنّه قبل سائر الناس (من الاُمم) بثمانین عاماً.   ۱– مدارا کردن و آسان گرفتن هنگام مرگ، ۲- آرامش هنگام وحشت، ۳- روشنایی هنگام تاریکی، ۴- ایمنی هنگام هراس، ۵- دادگری نزد سنجش اعمال، ۶- عبور از صراط، ۷- وارد شدن در بهشت هشتاد سال پیش از آنکه دیگران به آنجا راه پیدا کنند. [کتاب القطره، جلد اول، روایت ۶۶۷]

ادامه نوشته »

جامعه جامعه جامعه…

(به بهانه ولادت امام هادی علیه‌السلام)   پدر علامه مجلسی؛ آیت الله محمد تقی مجلسی، می فرمود: من هیچ امامی را زیارت نکردم مگر اینکه فقط جامعه کبیره را خواندم. داستانک سید حسن موسوی رشتی می گوید: به قصد حج با کاروانی حرکت کردیم. در یکی از منازل مسئول کاروان نزد ما آمد و گفت: این منزل بسیار خطرناک است، از منزل خود دور شده بودیم که برف شروع به باریدن کرد بطوری که رفقا هر کدام سر خود را پوشانیده به سرعت می راندند. من نیز هر چه تلاش کردم تا به آن ها برسم ممکن نشد، تا آن که آن ها رفتند و من تنها ماندم. در کنار راه نشستم، در حالی که بسیار نگران و مضطرب بودم. در آن حال، در مقابل خود باغبانی که در دست بیلی داشت که بر درختان می زد تا برف از آنها بریزد، پس او نزد من آمد و فرمود: تو کیستی؟ عرض کردم: رفقای من رفته اند و مسیر را گم کرده ام. فرمود (به زبان فارسی): نافله بخوان تا راه را پیدا کنی. من مشغول خواندن نافله شدم. بعد از فراغ از نافله ی شب باز آمد و فرمود: چرا نرفتی؟ گفتم: والله راه را نمی دانم. فرمود: زیارت جامعه بخوان. من زیارت جامعه را از حفظ نبودم و هنوز هم حفظ نیستم. از جای خود برخاستم و زیارت جامعه را به طور کامل از حفظ خواندم. باز نمایان شد و فرمود: چرا نرفتی؟ گفتم: راه را نمی دانم فرمود: زیارت عاشورا را بخوان. من زیارت عاشورا را از حفظ نبودم و هنوز هم حفظ نیستم، پس برخاستم و از حفظ مشغول خواندن زیارت عاشورا شدم تا آن که تمام صد لعن و صد سلام و دعای علقمه را خواندم. دیدم باز آمد و فرمود: چرا نرفتی؟ هنوز هستی؟ گفتم: بله هستم تا صبح. فرمود: من اکنون تو را به قافله می رسانم. پس رفت و بر مرکبی سوار شد و فرمود: به ردیف من بر مرکب سوار شو. پس فرمود: شما چرا نافله نمی خوانید؟ و سه بار فرمود: نافله، نافله، نافله. باز فرمود: شما چرا عاشورا را نمی خوانید؟ و سه بار فرمود: عاشورا، عاشورا، عاشورا. و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ سه بار فرمود: جامعه، جامعه، جامعه. من در آن حال به فکر افتادم که این شخص چه کسی بود که به زبان فارسی حرف می زد و حال آن که، در آن حدود زبانی جز زبان ترکی و مذهبی نبود و چگونه با این سرعت مرا به رفقای خود رساند؟ پس، پشت سر خود نظر کردم، کسی را ندیدم و از او آثاری پیدا نکردم. [منبع: مفاتیح الجنان] یکی از سفارشات امام زمان عج به ما خواندن زیارت جامعه کبیره است که از امام هادی علیه‌السلام است.

ادامه نوشته »

نعمت ولایت

  اهل سنت چهار امام دارند که یکی از آن ها ابوحنیفه است. ابو حنیفه شاگرد امام صادق علیه‌السلام بوده است. خود ایشان می گوید: لولا سنتان لهلک نعمان. اگر دو سال شاگردی امام صادق علیه‌السلام نبود، ابوحنیفه تباه می شد.   داستانک: روزی ابو حنیفه به محضر امام صادق علیه‌السلام آمد. امام فرمود: شنیده‏ام که این آیه را ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم. در روز قیامت به طور حتم از نعمتها سؤال می‏شوید. [سوره تکاثر، آیه ۸] چنین تفسیر می‏کنی که: خداوند مردم را از غذاهای لذیذ و آبهای خنک مؤاخذه و بازخواست می‏کند. ابوحنیفه گفت: درست است من این آیه را این طور تفسیر کرده‏ام. امام فرمود: اگر مردی تو را به خانه‏اش دعوت کند و با غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد برای این پذیرایی به تو منت بگذارد، درباره‏ی چنین کسی چگونه قضاوت می‏کنی؟ ابوحنیفه گفت: می‏گویم آدم بخیلی است. امام فرمود: آیا خداوند بخیل است تا اینکه در روز قیامت در مورد غذاهایی که به ما داده ما را بازخواست کند؟ ابوحنیفه گفت: پس مقصود از نعمت‌هایی که قرآن می‏گوید انسان مؤاخذه می‏شود چیست؟ امام فرمود: مقصود آن نعمت ولایت ما اهل‏ بیت است. روز قیامت از ولایت ما قرار است سوال شود. [مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۲۴۷]  

ادامه نوشته »

این دعای پر فضیلت را از دست ندهیم…

(به مناسبت روز یازدهم ذی الحجه) در این روز یکی از دعاهای بسیار مهم توسط حضرت علی علیه‌السلام به املا در آمده است. فضیلت دعا: از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده است: هر کس در قرائت این دعا مداومت نماید چنانچه عالم را سراسر بلا گرفته باشد، او ضرری نمی کند و در نظر خلائق محترم و معتبر است و هیچ دشمنی بر او ظفر و پیروزی نیابد، و عداوت دشمنانش به خود آنان برگردد و از مرگ ناگهانی ایمن است و ابواب روزی بر وی گشاده شود و به هنگام رحلت و جان سپردن، ایمان او به غارت شیطان نرود و با متاع اسلام و ایمان، از عالم فانی به مملکت باقی سفر نماید و چون از گور مبعوث گردد، حضرت حق تعالی ملکی را فرماید که برایش تا زمان قیامت بهشت را وعده دهد.  این دعا، دعای صباح است که از لحاظ مضمون واقعا عالی است. هم اکنون بیش از ۳۵ شرح بر این دعا نوشته شده است. حضرت علی علیه‌السلام دعای صباح را بعد از نماز صبح می خواندند. در مفاتیح الجنان این دعا قبل از دعای کمیل آمده است.

ادامه نوشته »

چهار برگزیده از هر چیز

(به مناسبت روز هشتم ذی الحجه، یوم الترویه) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى اخْتَارَ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ أَرْبَعَهً اخْتَارَ مِنَ الْمَلَائِکَهِ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ مَلَکَ الْمَوْتِ ع وَ اخْتَارَ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ أَرْبَعَهً لِلسَّیْفِ إِبْرَاهِیمَ وَ دَاوُدَ وَ مُوسَى وَ أَنَا وَ اخْتَارَ مِنَ الْبُیُوتَاتِ أَرْبَعَهً فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ وَ اخْتَارَ مِنَ الْبُلْدَانِ أَرْبَعَهً فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ  وَ طُورِ سِینِینَ  وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ فَالتِّینُ الْمَدِینَهُ وَ الزَّیْتُونُ بَیْتُ الْمَقْدِسِ وَ طُورُ سِینِینَ الْکُوفَهُ وَ هَذَا الْبَلَدُ الْأَمِینُ مَکَّهُ وَ اخْتَارَ مِنَ النِّسَاءِ أَرْبَعاً مَرْیَمَ وَ آسِیَهَ وَ خَدِیجَهَ وَ فَاطِمَهَ وَ اخْتَارَ مِنَ الْحَجِّ أَرْبَعَهً الثَّجَّ وَ الْعَجَّ وَ الْإِحْرَامَ وَ الطَّوَافَ فَأَمَّا الثَّجُّ فَالنَّحْرُ وَ الْعَجُّ ضَجِیجُ النَّاسِ بِالتَّلْبِیَهِ وَ اخْتَارَ مِنَ الْأَشْهُرِ أَرْبَعَهً رجب [رَجَباً] وَ شوال [شَوَّالًا] وَ ذو القعده [ذَا الْقَعْدَهِ] وَ ذو الحجه [ذَا الْحِجَّهِ] وَ اخْتَارَ مِنَ الْأَیَّامِ أَرْبَعَهً یَوْمَ الْجُمُعَهِ وَ یَوْمَ التَّرْوِیَهِ وَ یَوْمَ عَرَفَهَ وَ یَوْمَ النَّحْرِ [الخصال، ج‏۱، ص: ۲۲۵]   رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداى تبارک و تعالى از هر چیز چهار شماره برگزید از فرشتگان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و فرشته مرگ (عزرائیل) را و از پیمبران چهار نفر براى مبارزه بوسیله شمشیر: ابراهیم و داود و موسى و من و از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید و از شهرها چهار شهر برگزید و فرمود: سوگند به تین و زیتون و طور سنین و این بلد امین پس مقصود از تین مدینه است و از زیتون بیت المقدس و از طور سینین کوفه و از بلد امین مکه و از زنها چهار زن برگزید مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه و از اعمال حج چهار عمل را برگزید قربانى کردن و صدا به لبیک بلند کردن و احرام و طواف و از ماه‏ها چهار ماه که ماههاى حرامند برگزید رجب و شوال[ظاهرا اشتباه نوشته شده و منظور محرم است] و ذى قعده و ذى الحجه و از روزها چهار روز برگزید روز جمعه و روز ترویه (هشتم ذى الحجه) و روز عرفه و روز عید قربان.    امروز که روز هشتم ذی الحجه، که آن را روز ترویه می‌نامند، فردا که روز عرفه است و همچنین روز عید قربان، سه روز پی در پی، از روزهای برگزیده از جانب خداوند هستند. حال وجه تسمیه این روز به یوم الترویه چیست؟ در علل الشرایع بر سر نامیدن این روز به ترویه حدیثی از امام صادق علیه السلام هست که راوی می‌گوید: از حضرت پرسیدم چرا روز ترویه را روز ترویه نامیده‌اند؟ حضرت فرمود: زیرا در عرفات آب نبود و حاجی ها روز هشتم ذی حجه از مکه آب برمی‌داشتند و به عرفات می‌بردند و برخی از ایشان به بعضی دیگر می‌گفتند: تروّیتم، تروّیتم (سیراب شدید، سیراب شدید) لذا به خاطر هیمن، روز هشتم را روز ترویه نامیدند. [علل الشرایع ج ۲ ص ۳۹۹ باب ۱۷۱] اما برای ما شیعیان امروز روز غم و غصه است چرا که روزی است که امام حسین علیه السلام از مکه خارج شدند و به سمت کوفه و کربلا حرکت کردند. از اعمال این روز ها غافل نشویم.

ادامه نوشته »

نصیحت سوم: بعضی از کارها، عامل اتهام!

(به مناسبت نزدیک شدن به ایام شهادت امام باقر علیه السلام) قال الصادق علیه السلام:  یَا سُفْیَانُ أَدَّبَنِی أَبِی بِثَلَاثٍ … قَالَ لِی– یَا بُنَیَّ … ۳- وَ مَنْ یَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ یُتَّهَمْ امام صادق علیه السلام فرمایند : ای سفیان پدرم مرا به سه چیز ادب کرد…پدرم فرمود : ای پسرکم …. ۳- و هر کس داخل در جای بدی شود ، متهم خواهد شد. [بحار الأنوار، جلد ۷۵، صفحه ۲۶۱ ] این فراز از روایت این جمله را می رساند که ” خود را در معرض تهمت قرار ندهیم “ به عنوان مثال: مردی گردنبند زرد رنگ به گردن می اندازد ؛ همه فکر می کنند طلاست(در حالی که طلانیست ) شخصی به خانمی در خیابان چشمک میزند ؛ مردم فکر بد می کنند ( حال آنکه آن خانم،همسرش بوده) با نامحرم در جای خلوتی قرار می گیرد ، مردم او را متهم میکنند خاطره : در دبیرستانی نماز می خواندم ؛ خواستم در بین نماز ـ  برای آموزش وضو ؛ با یک لیوان آب ـ وضو بگیرم. شروع کردم به وضو گرفتن ، “صورت و دست راست و داست چپ و سر و پای راست” ؛ اما پای چپ را نکشیدم و وضو را تمام کردم . بعد از نماز دوم، یکی از دانش آموزان آمد و سوال کرد : چرا مسح پای چپ را نکشیدید. گفتم : اینکار لازم نبود ؛ پای چپ مثل پای راست مسح کشیده میشود اما اگر می کشیدم ممکن بود بعضی با خود بگویند وضوی امام جماعت باطل شده، دارد وسط نماز وضو می گیرد. هر ۳ مورد با هم

ادامه نوشته »

نصیحت دوم: زبان، عامل پشیمانی!

(به مناسبت نزدیک شدن به ایام شهادت امام باقر علیه السلام)   قال الصادق علیه السلام:  یَا سُفْیَانُ أَدَّبَنِی أَبِی بِثَلَاثٍ … قَالَ لِی– یَا بُنَیَّ … ۲- وَ مَنْ لَا یُقَیِّدْ أَلْفَاظَهُ یَنْدَمْ امام صادق علیه السلام فرمایند : ای سفیان پدرم مرا به سه چیز ادب کرد…پدرم فرمود : ای پسرکم ۲- هر کس زبانش را رها کند ، پشیمان میشود. [بحار الأنوار   جلد ۷۵   صفحه ۲۶۱ ] چه بسیار اوقاتی که ما بعد از صحبت کردن پشیمان شده ایم؛ آنجا بود که با خود گفتیم :چه خوب بود این حرف را نمی زد. داستانک: شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرضه داشت: مرا نصیحت کنید،  حضرت فرمود: اِحْفَظِ لِسَانَک  زبانت را نگه‏دار، دوباره گفت: که نصیحتم کنید، فرمود: زبانت را نگه دار، باز گفت: مرا نصیحت کنید، فرمود: واى بر تو، مگر چیزى جز زبان، انسان را به رو در آتش خواهد افکند. [تحف العقول صفحه :۹۴ ] هر ۳ مورد با هم  

ادامه نوشته »
**منبرک**