سرخط خبرها
خانه / منبرک های روایی (صفحه 20)

منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

چرا باید خمس بدهیم ؟

  سَهْلٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُثَنَّى قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ زَیْدٍ الطَّبَرِیُّ قَالَ کَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَسْأَلُهُ الْإِذْنَ فِی الْخُمُسِ فَکَتَبَ إِلَیْهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ کَرِیمٌ ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوَابَ– وَ عَلَى الضِّیقِ الْهَمَّ- لَا یَحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِینِنَا وَ عَلَى عِیَالاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِینَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِی مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلَا تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَکُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِکُمْ وَ تَمْحِیصُ ذُنُوبِکُمْ وَ مَا تَمْهَدُونَ لِأَنْفُسِکُمْ لِیَوْمِ فَاقَتِکُمْ وَ الْمُسْلِمُ مَنْ یَفِی لِلَّهِ بِمَا عَهِدَ إِلَیْهِ وَ لَیْسَ الْمُسْلِمُ مَنْ أَجَابَ بِاللِّسَانِ وَ خَالَفَ بِالْقَلْبِ وَ السَّلَام‏  محمد بن زید طبرى گوید: مردى از بازرگانان فارس که از پیروان امام رضا (علیه السلام) بود، به آن حضرت نامه‏اى نوشت و در باره خمس، اجازه خواست، در پاسخ او نوشت که: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به راستى خدا واسع است و کریم، بر هر کارى ضامن ثواب است و بر تنگ نظرى غم و اندوه، هیچ مالى حلال نیست مگر از راهى که خدایش حلال کرده است و به راستى، خمس کمک ما است بر دین ما و بر عیالات ما و بر دوستان ما و وسیله بذل و بخشش ما است و حفظ آبروى ما از کسى که از او بیم داریم، آن را از ما دریغ ندارید و خود را از دعاى ما محروم‏ نسازید تا آنجا که مى‏توانید، زیرا پرداخت خمس، کلید روزى شما است و مایه پاک شدن گناهان شما و ذخیره‏اى است که براى روز بى‏نوائى خود پس انداز کنید، مسلمان کسى است که براى خدا بدان چه او را عهده‏دار کرده وفا کند و بر عهده خود بپاید، مسلمان نیست کسى که به زبان پذیرا است و به دل مخالف است، و السلام‏ منبع : اصول کافى-ترجمه کمره‏اى    جلد ‏۳   صفحه ۶۳۳    پس به فرموده امام رضا علیه السلام خمس برای خود انسان ۴ فایده دارد ۱٫ باعث دعای امام برای انسان می شود ۲٫ با پرداخت خمس ؛ روزی انسان تضمین می شود ۳٫ باعث پاک شدن گناهان است ۴٫ ذخیره برای قیامت است جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

با دهان دیگران خدا را بخوانیم

  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): دعاء المرء المسلم مستجاب لأخیه بظهر الغیب عند رأسه ملک موکّل به کلّما دعا لأخیه بخیر قال الملک: آمین و لک بمثل ذلک.  دعاى مرد مسلمان که پشت سر برادر خود کند پذیرفته شود بر سر او فرشته‏اى موکل است و هر دم براى برادر خود دعائى کند گوید پذیرفته باد و براى تو نیز نظیر آن باشد. منبع:نهج الفصاحه – مجموعه کلمات قصار حضرت رسول- حدیث شماره ۱۵۶۴  داستانک : خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى کرد که: با دهانى پاک که با آن گناه نکرده اى، دعا کن و مرا بخوان! حضرت موسى (علیه السلام) عرض کرد: چنین دهانى ندارم! خداوند فرمود: تو که به وسیله ی دهان دیگران گناه نکرده اى، با دهان دیگران مرا بخوان (یعنی؛ دیگران برایت دعا کنند ) منبع: داستان هاى مثنوى – جلد ۲ – صفحه ۴۷ نکته : مردم چه خوب رسمی دارند که به هم می گویند التماس دعا ؛ و چه بد رسمی که فقط می گویند : محتاجیم به دعا ؛(پس کو خود دعا) ؛ مانند وقتی می گوییم : سلام ؛ بعضی می گویند : سلام از ماست ؛ اینکه نشد جواب سلام    جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

توبه گنهکاران

    قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [الزمر : ۵۳] بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. داستانک: موسی در مناجاتش به خدا عرضه داشت یا اِلهَ المحسنین پاسخ آمد : لبیک عرضه داشت یا اِلهَ المطیعین پاسخ آمد : لبیک عرضه داشت یا اِلهَ  العابدین  پاسخ آمد : لبیک عرضه داشت یا اِلهَ العاصین  پاسخ آمد : لبیک , لبیک ,لبیک حضرت موسی سوال کرد : چرا در سه مورد اول پاسخ یکبار لبیک بود ؛ اما در مورد آخر سه بار لبیک خداوند فرمود : محسنین به احسان خود ,مطیعین به اطاعت خود و عابدین به عبادت خود امید دارند ؛ اما گنهکاران به جز من به کسی امید ندارند منبع: داستانهای روایی – جلد ۲ – صفحه ۲۹۰ جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

روایت ۷۵ روز برای شهادت حضرت زهرا صحیح تر است یا ۹۵ روز

  (به بهانه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها) برخی در حال تحقیق هستند که آخر شهادت حضرت زهرا دقیقا چه تاریخی است . ۷۵ روز بعد از رحلت پیامبر یا ۹۵ روز بعد از رحلت؟!!! داستان ۱ : آیت الله مقتدایی در درس خارج فقه خود در تاریخ ۷/۲/۸۹ فرمودند: سال ۱۳۴۵ شمسی در مکه شیخ علی کاشف الغطاء نوه شیخ جعفر کاشف الغطاء را دیدم … و او خاطره ای را برایم گفت : که ، جد ما مرحوم کاشف الغطاء با خود گفت مردم در احکام الهی از ما متابعت می‌کنند و ما فتوی می‌دهیم و آنها عمل می‌کنند در مورد شهادت حضرت زهرا هم اگر ما اعلام بکنیم که شهادت حضرت زهرا روی ۷۵ روز است یا روی ۹۵ روز است مردم متابعت می‌کنند و دو دستگاه و دو موقع عزاداری برپا نمی‌شود و تصمیم گرفت در این مورد مطالعه کند  لذا کتب مربوطه از شیعه و سنی را جمع کرد تا با یک بررسی عمیق تحقیق کند و حکم نهایی را صادر کند آن بزرگوار (شیخ جعفر کبیر) مادر پیری داشت متجهده و اهل عبادت بود شب در عالم خواب فاطمه زهرا(سلام الله علیها ) را در خواب می‌بیند که با حال غضب (با این تعبیر) فرمودند که این چه کاری است پسرتان می‌خواهد بکند و می‌خواهد وفات یا شهادت مرا کم کند  این زن که روحش از تصمیم پسرش خبر نداشت از اتاق می‌آید بیرون نصف شب می‌بیند که چراغ اتاق پسرش روشن است معلوم است که بیدار است می‌آید درب اتاق شیخ را باز می‌کند وارد می‌شود می‌بیند اینقدر کتاب دور شیخ جمع شده است که اصلا خود شیخ پیدا نیست گویا پشت کتاب مخفی شده باشد می‌رود جلو صدا می‌زند پسر چه می‌کنی که فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بر تو غضبناک است مرحوم شیخ فکری می‌کند می‌پرسد چه شده است؟ مادر می‌گوید فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمودند می‌خواهد ایام شهادت مرا کم کند. مرحوم شیخ می‌فهمد اقدامی که می‌خواست بکند مورد نظر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیست خود حضرت می‌خواهند که دو برنامه دو تشکیلات دو وقت جلسات گرفته بشود. مرحوم شیخ بساط را جمع می‌کند و می‌گوید همانطور که روال بوده برای حضرت زهرا دو دفعه عزاداری و مجالس منعقد بشود. داستان ۲ : حجه الاسلام ادیب یزدی می فرمایند: “یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب [حضرت آیت الله خامنه ای] بودم یکی از آقایان سوال کرد: “درباره شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بالاخره ۷۵ روز بعد از رحلت صحیح است یا ۹۵؟” رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: “برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند.”   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

صله رحم

  (به بهانه نزدیکی به شهادت حضرت زهرا) قالت فاطمه (سلام الله علیها): فَجَعَلَ اللَّهُ … صِلَهَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَهً فِی الْعُمُرِ وَ مَنْمَاهً لِلْعَدَد حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند : خداوند صله رحم را باعث طولانی شدن عمر و زیادی نفوس (بشر) قرار داد منبع: الإحتجاج على أهل اللجاج-  جلد ‏۱ – صفحه ۹۹ داستان: از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که : قارون در زمان حضرت موسى به زیر زمین فرو رفته بود و خداوند فرشته‏ اى را موکّل بر او کرده بود تا هر روز او را به اندازه قامت یک مرد به زمین فرو ببرد بعد ها که یونس در شکم نهنگ زندانی شد و مشغول تسبیح و استغفار بود، قارون صداى او را شنید و از فرشته موکّل خود پرسید به من اندکى مهلت بده، گویا صداى یکى از آدمیان را مى‏شنوم، آنگاه خداوند به آن فرشته فرمان داد به او مهلت دهد، پس فرشته به قارون مهلت داد، قارون پرسید: تو کیستى؟ یونس گفت: من گنهکار خاطى، یونس پسر متى هستم، قارون گفت: به من بگو خداوند شدید الغضب با موسى بن عمران چه کرد؟  یونس گفت: افسوس از دنیا رفت، قارون گفت: خداوند رئوف و مهربان با هارون چه کرد؟ یونس گفت: افسوس از دنیا رفت،  قارون گفت: کلثوم دختر عمران که همسر من بود چه شد؟  یونس گفت: اکنون هیچ یک از آل عمران باقى نمانده است، قارون گفت: افسوس بر آل عمران، از آن پس خداوند به ملک موکّل او فرمان داد تا عذاب را در ایّام دنیا از او بردارد و از آن پس عذاب دنیوى او بر طرف شد زیرا او احوال نزدیکانش را پرسید منبع:بحارالأنوار-جلد ۱۴-صفحه ۳۸۰- باب ۲۶- قصص یونس و أبیه متى …..  جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

اعمال عید نوروز

  (به بهانه عید نوروز)   مرحوم «علاّمه مجلسى» در کتاب «زادالمعاد» مى گوید: به سندهاى معتبر از «معلّى بن خنیس» نقل شده است که در روز «نوروز» به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم. حضرت به من فرمود: آیا این روز را مى شناسى؟ گفتم: فدایت شوم! این روزى است که ایرانیان آن را بزرگ مى شمارند، و در این روز براى یکدیگر هدایا مى فرستند. امام(علیه السلام) فرمود: این تعظیم و بزرگداشت، به سبب امورى است که از قدیم بوده است که اکنون تفسیر و شرح آن را براى تو بازگو مى کنم. (به علاوه حوادث مطلوب دیگرى در این روز اتفاق افتاده است). سپس امام(علیه السلام) به طور مشروح این امور را ذکر کرد; از جمله فرمود: نوروز، روزى است که خداوند متعال، در آن روز، از ارواح بندگانش پیمان گرفت که او را به یگانگى بپرستند و براى او شریکى قرار ندهند، و به پیغمبران و امامان معصوم(علیهم السلام) ایمان آورند. این روز، روزى است که طوفان حضرت نوح(علیه السلام) فرونشست و کشتى آن حضرت بر کوه «جودى» قرار گرفت. نوروز روزى است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بت هاى کافران قریش را در مکّه شکست و پیش از آن حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز، در این روز بتهاى کافران را درهم شکست. در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به اصحاب خود امر کرد که با على(علیه السلام) به عنوان امیرمؤمنان بیعت کنند (اشاره به این است که روز عید غدیر مصادف با نوروز بوده است). نوروز، روزى است که قائم آل محمّد(علیه السلام) ظاهر خواهد شد. آنگاه فرمود: هیچ روز نوروزى نیست مگر آن که ما در آن روز انتظار فرج مى کشیم; زیرا از روزهاى ما و شیعیان ما است. آن روز را، مردم عجم حفظ کردند و حرمت آن را نگه داشتند، ولى شما مردم عرب آن را ضایع ساختید. … اعمال عید نوروز: مرحوم «علاّمه مجلسى» در کتاب «زادالمعاد» آورده است که امام صادق(علیه السلام) براى نوروز، اعمالى را به معلّى بن خنیس آموخت و به او فرمود: چون روز نوروز شود، غسل کن و بهترین لباس هاى خود را بپوش و خود را کاملاً خوشبو کن (و اگر توانستى) آن روز را روزه بدار و پس از نمازهاى ظهر و عصر و انجام نافله هاى آن، چهار رکعت نماز بخوان (هر دو رکعت به یک سلام)  در رکعت اوّل بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره إنّا أنزلناه را بخوان در رکعت دوم بعد از سوره حمد ده مرتبه سوره قُل یا أیّها الکافرون را; در رکعت سوم بعد از سوره حمد ده مرتبه سوره قل هو الله را بخوان  در رکعت چهارم بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره هاى قُل أعوذ بِرَبِّ الْفَلَق و قُل أعُوذ بِرَبِّ النّاس را بخوان. بعد از نماز به سجده شکر برو، و این دعا را بخوان: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد الاَْوْصِیآءِ الْمَرْضِیِّینَ، وَعَلى جَمِیعِ اَنْبِیآئِکَ وَرُسُلِکَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِکَ، وَبارِکْ عَلَیْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَکاتِکَ،وَصَلِّ عَلى اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ، اَللّـهُمَّ بارِکْ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَبارِکْ لَنا فى یَوْمِنا هذَا، اَلَّذى فَضَّلْتَهُ وَکَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَعَظَّمْتَ خَطَرَهُ، اَللّـهُمَّ بارِکْ لى فیـما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ، حَتّى لا اَشْکُرَ اَحَداً غَیْرَکَ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقِى، یا ذَا الْجَلالِ وَالاْکْرامِ، اَللّهُمَّ ما غابَ عَنّى فَلا یَغیبَنَّ عَنّى عَوْنُکَ وَحِفْظُکَ، وَما فَقَدْتُ مِنْ شَىْء، فَلا تُفْقِدْنِى عَوْنَکَ عَلَیْهِ، حَتّى لا اَتَکَلَّفَ ما لا اَحْتاجُ اِلَیْهِ، یا ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ. منبع :مفاتیح نوین تالیف حضرت آیت الله مکارم شیرازی به نقل از زادالمعاد، صفحه ۵۳۰٫ و مفاتیح الجنان قسمت اعمال عید نوروز   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

نماز آخرین روز سال

  (به بهانه آخرین روز سال)   حضرت آیت الله مکارم شیرازی در کتاب مفاتیح نوین در اعمال آخرین روز سال قمری آورده اند: این روز، روز آخر سال اسلامى قمرى است. لذا مرحوم «سیّدبن طاووس» نقل کرده است که در این روز، دو رکعت نماز مى خوانى و در هر رکعت، یک مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه» و ده مرتبه «آیه الکرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گویى: اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَهِ مِنْ عَمَل نَهَیْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ، وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ، وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَهِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیْکَ، اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُکَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لى، وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَل یُقَرِّبُنى اِلَیْکَ فَاقْبَلْهُ مِنّى، وَلا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْکَ یاکَریمُ. وقتى چنین کردى شیطان مى گوید: واى بر من! هرچه در مدّت این سال زحمت کشیدم (و او را وسوسه کردم) با این عمل، همه را از بین برد و سالش را به خیر پایان داد مناسب است همین عمل، در پایان سال شمسى (روز آخر اسفندماه) نیز به قصد استحباب مطلق انجام شود. منبع : مفاتیح نوین – اعمال ماه ذی الحجه  

ادامه نوشته »

اجر پرستار

  (به بهانه ولادت حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار) عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ سَعَى لِمَرِیضٍ فِی حَاجَهٍ قَضَاهَا أَوْ لَمْ یَقْضِهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ کَانَ الْمَرِیضُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ أَ وَ لَیْسَ ذَاکَ‏ أَعْظَمَ أَجْراً إِذَا سَعَى فِی حَاجَهٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ قَالَ نَعَم‏  امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان ، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل فرمودند: هر که از بیمارى ، پرستاری کند و در کارش کوشش کند چه موفق شود و چه نشود؛ از گناهانش بیرون  آید، مانند  روزى که از مادرش متولد شده است.  مردى از انصار عرض کرد یا رسول الله پدر و مادرم قربانت اگر بیمار از خاندانش‏ باشد اجر بیشترى ندارد که در کار او تلاش کند؟ فرمود : چرا منبع: وسائل الشیعه، جلد‏۲، صفحه: ۴۲۷ قطعا مهمترین خاندان انسان والدین او هستند داستان: فقیه بزرگ، شیخ اعظم انصاری ، مادرش را تا نزدیک حمّام به دوش مى گرفت و او را به زن حمامى سپرده، مى ایستاد، تا بعد از پایان کار او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسى مادر مى آمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون مى رفت. پس از مرگ مادر به شدت مى گریست فرمود گریه ام براى این است که از نعمت بسیار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم.  شیخ پس از مرگ مادر با کثرت کار و تدریس و مراجعات تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را خواند، با آنکه مادر از متدیّنه هاى روزگار بود.   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

استفاده از فرصت ها

  وَ قَالَ امیرالمومنین علیه السلام:  إِضَاعَهُ الْفُرْصَهِ غُصَّه ضایع کردن فرصتها غصه دار است بسیاری از بزرگان از کمترین فرصتها ، بیشترین استفاده را می کردند مثلا : کتاب مهم” لمعه” که طلاب در سال چهارم می خوانند  توسط “شهید اول” در  زندان نوشته ‏است و یا آیت الله رى شهرى زمانى که وزیر اطلاعات بودند فاصله ی بین  خانه‏ تا وزارتخانه را که حدودیکساعت طول می کشید ، قرآن حفظ می کردند؛و در همین زمان ایشان کل قرآن را حفظ می کنند.  و یا آزادگانى که در زندانهاى عراق قرآن و نهج البلاغه و … حفظ کرده ‏اند داستان : مرحوم حاج شیخ نوالدین اشتی هم مباحثه مخصوص امام می گفت: [حضرت امام ما و تعدادی از طلاب را به نهار دعوت کردند و ما پیشنهاد کردیم به جای خوش آب و هوایی برویم  و رفتیم ] به دلیجان که رسیدیم ، ماشین خراب شد و ما پیاده شدیم . راننده و کمک راننده دست به کار شدند تا ماشین را درست کنند . امام برای تجدید وضو رفتند ؛ در این فاصله برای سرگرمی عمامه های خود را باز می کردیم و می بستیم. ایشان از این کار بسیار ناراحت شد . یکی از دوستان گفت: آقا ، نه دعوت شما را می خواهیم ، نه این ناراحتی را . امام فرمودند: دلم به حال شما می سوزد که چرا این فرصتها را اینگونه از دست می دهید ، میتوانستید به جای این کار بی ثمر یک فرع فقهی مطرح کنید و با یکدیگر بحث کنید . منبع : کتاب اوقات فراغت در اسلام صفحه ۱۲۸به نقل از جلوه های معلمی امام خمینی صفحه ۳۳   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید    

ادامه نوشته »

نماز همسایه ی مسجد

  قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله: لَا صَلَاهَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلَّا فِی مَسْجِدِهِ. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: نماز همسایه مسجد ، جز در مسجد پذیرفته نیست منبع : وسائل الشیعه  جلد ۵  صفحه   ۱۹۴ داستان : یک نفر نابینا به حضور پیامبر ( صلّى اللّه علیه و آله ) رسید و عرض کرد من نابینا هستم ، صداى اذان جماعت را مى شنوم ، ولى کسى نیست که دستم را بگیرد و مرا به جماعت برساند، پیامبر ( صلّى اللّه علیه و آله ) فرمود:  از منزل خود تا مسجد، طنابى ببند و هنگام نماز جماعت ، آن طناب را بگیر و با راهنمایى آن خودرا به مسجدبرسان و در نماز جماعت شرکت کن منبع : تهذیب الاحکام ،ج ۲،ص ۲۶۶(چاپ جدید) نکته: در روایتی همسایه ی مسجد را تا ۴۰ خانه فاصله تا مسجد و نیز کسی که صدای اذان مسجد را می شنود؛ بر شمرده اند   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

مختار

   (به بهانه ۱۴ ربیع الثانی سالروز قیام جناب مختار علیه السلام) امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: «مختار را بد نگوئید که او دشمن ما را کشت و انتقام خون ما را گرفت.»  حسین نفس مطمئنه،  صفحه  ۳۹ زمانی که سر عبیدالله بن زیاد را به مدینه نزد امام سجاد ـ علیه السلام ـ آوردند امام فرمودند: «که هیچ کس از بنی هاشم نبود مگر اینکه به مختار درود فرستاد و در حق وی دعا کرد و نسبت به وی سخن نیک گفت.» طبقات الکبری، جلد ۵   صفحه  ۲۸۵ امیرالمومنین علی (علیه السلام ) در مورد مختار می فرمایند: «به زودی ستمکاران، توسط کسی که خداوند برای انتقام ما بر آنان خواهد فرستاد، به بلایی گرفتار خواهند شد و این به خاطر فسق و جنایتی است که مرتکب شده‌اند، همان‌گونه که بنی‌ اسرائیل گرفتار عذاب شدند … او جوانی از قبیله ثقیف است که او را مختار بن ابی عبید می‌گویند.»                                                                     بحار الانوار جلد ۱۰ صفحه ۲۸۰ حضرت ابا عبدالله علیه‌السّلام هم پس از خطبه‌ای که در راه کربلا ایراد نمودند، می‌فرمایند: «پروردگارا، آن جوانمرد ثقیفی را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف نکند. به جای هر قتلی، کشتنی و به جای ضربت، ضربتی؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شیعیانم را از این‌ها بگیرد»                  بحارالانوار، جلد ۴۵، صفحه ۳۴۰ عبدالله بن شریک می گوید روز عید قربان نزد امام محمدباقر(علیه السلام) رفتم و در مجلس ایشان نشسته بودم که مردی از اهل کوفه وارد شد. مرد کوفی اصرار داشت بر دست امام(علیه السلام) بوسه زند و ابراز ارادت بسیار کرد. حضرت از او پرسیدند؛ تو کیستی؟مرد کوفی عرض کرد؛ من «ابومحمد، حکم بن مختار» هستم. امام (علیه السلام) او را در کنار خود نشانید و تکریم کرد. فرزند مختار گفت؛ ای پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلام) مردم درباره پدرم سخن ها گفته اند ولی به خدا سوگند آنچه شما در حق پدرم بفرمایید را حق می دانم. حضرت پرسیدند؛ مگر درباره پدرت چه گفته اند؟ و حکم بن مختار در پاسخ گفت؛ می گویند پدرم کذاب بوده است! امام محمدباقر فرمودند: سبحان الله ! پدرم به من خبر داد که مهریه مادرم از آنچه مختار فرستاده بود تامین شد . سپس دو مرتبه فرمود رحم الله ابوک رحم الله ابوک. مختار هیچ حقی از ما را نگرفته نگذاشت. قاتلان ما را کشت و به خونخواهی ما برخواست بحارالانوار، جلد  ۴۵  صفحه  ۳۵۱   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۴٫توکل»

  قال امیرالمومنین علیه السلام: قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الْفُرْقَانِ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:  ۴٫از قرآن این جمله را انتخاب کردم : “هر کس به خدا توکل کند ، خدا او را کفایت می کند” منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲ داستان: این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین‌شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و بسیار بسیار انسان فقیری بود. شبی از شدت تهی دستی و گرفتاری به این فکر میوفتد که بالاخره چه باید کرد؟ آیا به مراجع تقلید وقت روی آورم؟ یا نامه‌ای به شاه نوشته و از او کمک بخواهم؟ یا … سرانجام شب را تا نزدیک سپیده در فکر سپری میکند و به این نتیجه میرسد که نباید به انسانها مراجعه کنم و تنها راه این است که نامه‌ای به خدا بنویسم و خواسته های خود را بصورت کتبی از او بخواهم. به همین جهت خالصانه و در اوج اعتماد و امید به خدا، نامه‌ای به درگاه خدای متعال نوشت که نامه او در موزه گلستان تهران تحت عنوان “نامه‌ای به خدا” نگهداری میشود. مضمون نامه: بسم الله الرحمن الرحیم خدمت جناب خدا! سلام علیکم اینجانب بنده شما هستم. از آنجا که شما در قرآن فرموده اید: “و ما من دایه فی الارض الا الله رزقنا”  هیچ موجود زنده‌ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده من است من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما در روی زمین. و در جای دیگر قرآن فرموده‌اید: “ان الله لا یخلف المیعاد”  مسلما خدا خلف وعده نمیکند بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم: ۱– خانه‌ای وسیع ۲– همسری زیبا و متدین ۳– یک خادم ۴– یک کالسکه و سورچی ۵– یک باغ ۶– مقداری پول برای تجارت لطفا پس از هماهنگی به من اطلاع دهید. مدرسه مروی – حجره شماره ۱۶ – نظرعلی طالقانی  نظر علی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر میکند که نامه را کجا بگذارم؟ میگوید مسجد خانه خداست. پس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) میرود و نامه را در سوراخی در دیوار مسجد قایم می‌کند فردای آن روز، ناصرالدین شاه با درباری‌ها میخواستند به شکار بروند. کاروان او از جلوی مسجد میگذشت. ناگهان به اذن خداوند، باد تندی شروع به وزیدن میکند و نامه نظرعلی را روی پای ناصر الدین‌شاه می‌اندازد. ناصرالدین شاه نامه را میخواند و شکار را کنسل کرده دستور میدهد کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه مروی می‌فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا‌می‌خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور میدهد همه وزرایش جمع شوند و می‌گوید: “نامه‌ای را برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم“ و دستور میدهد همه خواسته‌های نظرعلی یک به یک اجرا شود.   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۳٫ ترک شهوت»

  قال امیرالمومنین علیه السلام: قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الزَّبُورِ مَنْ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ سَلِمَ من الْآفَاتِ … تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:  ۳٫از زبور این جمله را انتخاب کردم : “هر کس از شهوات دوری کند ، از آفات سالم می ماند” منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲ شهوت انواع دارد مانند شهوت جنسی شهوت خواب شهوت مال شهوت ریاست شهوت تنوع طلبی ( در کوتاه مدت وسایل زندگی ؛ماشین؛تلفن همراه ؛ لباس و… را عوض می کنند)    جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۲٫ قناعت»

  قال امیرالمومنین علیه السلام: قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الْإِنْجِیلِ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ… تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:  ۲٫از انجیل این جمله را انتخاب کردم : “هر کس قناعت داشته باشد زندگی راحتی دارد” منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲ داستان ۱ : گویند شغالی، چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روی خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند. شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روی خود را از او برمی گرداندند. شغالی نرمخوی و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبکار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودی و داشتی قناعت می کردی، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود می آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر می انگیختی. آن باش که هستی و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع تر از آنچه هستی، نشان مده که به اندازه ی بود، باید نمود»  داستان ۲: ابو وائل گفت: من با دوستم به زیارت سلمان رفتیم و سلمان نان جو و نمک برایمان آورد. دوست من گفت: اگر در این نمک سعتر هم بود بهتر بود. سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداری سعتر گرفت و آورد. وقتی غذایمان را خوردیم دوست من گفت: شکر خداوند که ما را قناعت بخشید (و با قناعت غذا خوردیم ) سلمان گفت: اگر به روزی خود قانع بودید آفتابه من به رهن نمی رفت   جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۱٫ سکوت »

  قال امیرالمومنین علیه السلام: قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً مِنَ التَّوْرَاهِ مَنْ صَمَتَ نَجَا . . . تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:  ۱٫از تورات این جمله را انتخاب کردم : “هر که سکوت اختیار کند نجات یابد” منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲ داستان: لقمان حکیم به پسر ش گفت: “امروز طعام مخور و روزه بگیر ، و موقع افطار  هر چه از صبح بر زبان آوردی، بنویس . شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛ آنگاه روزه‏ات را باز کن و طعام خور” “شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.  دیروقت شد و فرصت افطار گذشت و نتوانست طعام بخورد. روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام  نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر پدر خواند، دیر شد و او نتوانست طعامی بخورد. روز چهارم، هیچ نگفت . شب، پدر از او خواست که کاغذها را بیاورد و نوشته‏ ها را بخواند. پسر گفت: امروز هیچ نگفته ‏ام تا بخوانم. لقمان گفت: “پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت، آنان که کم گفته‏ اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »
**منبرک**