خانه / سیره بزرگان (صفحه 5)

سیره بزرگان

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با سیره بزرگان می باشد، می توانید ببینید.

اراده ترک عادات بد…

عادت های بد

یکی از بحران­هایی که امروز تمام مردم ما را تهدید می­ کند، بحران خانوادگی هست.

این اختلافاتی که بین زن و شوهرها در خانواده اتفاق می­ افتد، انسان را از شغل و کار و درس و زندگی­ اش می­ اندازد.

کم زندگی­هایی را پیدا می­کنید که این مشکلات را نداشته باشد.

این بحران­ها ریشه­ های مختلفی می­تواند داشته باشد؛ یکی از آنها این است که خانم­ها یا آقایان عادت­های خاصی دارند.

 

مثلا:

در منزل لباسی را می پوشند که همسرشان دوست ندارد؛ می گویند این طور عادت دارم و راحت ترم!

یا هنگام غذا خوردن ملچ مولوچ(!) می­ کنند.

یا اینکه وقتی مرد به خانه برمی­ گردد و همسرش از او می­ خواهد که استحمام کند، او می­ گوید حوصله ندارم و… .

انسان باید همت داشته باشد که عادت­ها بد را کنار بگذارد. عزم جدی بکنیم و عادت­های بد را کنار بگذاریم.

داستانک:

می‌گویند یکی از علما عادت به دخانیات داشت، سیگار یا چپق یا هر چه آن زمان بود، توتون و تنباکو می‌کشید. (در گذشته که از نظر پزشکی مضر بودن این ها شناخته نشده بود، این چیزها بین مردم معمول بود)

ایشان پیر شده و بود بیمار؛ پزشک  آمد و  ایشان را معاینه کرد و گفت: این کار برای شما ضرر دارد.

آن عالم به پزشک گفت: یک مرتبۀ دیگر بفرمایید، چه؟

گفت: آقا استفاده دخانیات برای شما ضرر مهمی دارد.

خود او مجتهد بود می‌دانست چیزی که برای انسان ضرر دارد حرام است.

همان لحظه آن عالم گفت: همه را جمع کنید ببرید.

به این می‌گویند همّت عالی. ۴۰ سال، ۵۰ سال به توتون عادت پیدا کرده، یک مرتبه همین که می‌گویند: ضرر دارد کنار میگذارد.

من می‌خواهم به عزیزانی که خدای ناکرده دچار اعتیاد و عادت های اینگونه هستند بگویم: نگویید نمی‌شود، فایده ندارد، خیر واقعا امکان دارد.

[کلیدهای زندگی، معارف قرآنی روایی، ناصر رفیعی، ص ۱۴۰]

داستانک ۲:

آیت الله مرعشی در دیداری که با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دارند، در لابلای گفت و گوها، به امام می فرمایند: آیا چاى یا قهوه یا دخانیات میل دارىد آماده کنم؟

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) می فرمایند: این امور از فضول زندگیست و ما از این فضولات دوریم.

آیت الله مرعشی پس از این دیدار متوجه می شوند که دخانیات خوب نیستند؛ به همین خاطر دیگر از آنها استفاده نکردند.

علی نقی؛ گنده لات تهران

علی نقی(به مناسبت شهادت حضرت جواد علیه السلام)

وَ قَالَ الجواد علیه السلام: الْمُؤْمِنُ یَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ …

۱٫ …

۲٫ …

۳٫ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُه‏

امام جواد علیه السلام می فرمایند: مؤمن نیازمند به سه خصلت است: …

اول…

دوم…

سوم … پذیرفتن نصیحت هر کس او را نصیحت نماید.

 

وقتی انسان را نصیحتی کردند بپذیرد. این توفیق است برای انسان.

حتی اگر انسان اشتباهی هم نکرده باشد، نصیحت روی دل انسان ها اثر می گذارد.

زنگار قلب، با همین پند و اندرزها و آیات قرآن پاک می شود.

 

 

داستانک:

مرحوم علی نقلی که همین سال های اخیر به رحمت خدا رفت از انسان های آلوده و لات تهران بود. روزی مومنین با هزار ترفند او را پای منبر مرحوم شیخ محمد حسین زاهد که انصافا عالمی ربّانی و شخصیتی فاضل، با تقوا و با خلوص بوده، آوردند.

به آقا اطلاع دادند که با هزار زحمت علی نقلی را پای منبر شما آورده ایم شما هم سعی فرمائید بحث به گونه ای باشد که ان شاء الله هدایت گردد.

آن بزرگوار هم با خلوصی که داشت و بیاناتی که فرمود دل او را به خود جذب کرد بگونه ای که بعد از منبر آمد و دست آقا را بوسید. مردم او را معرفی نمودند.

آقا یک نگاه به او کرد و دید خیلی ظاهر خرابی دارد کلاه شاپو و سبیل ها از بناگوش در رفته و …

این عالم بزرگوار خیلی خوش سلیقه بود نگفت این چه وضعی است که تو داری مگر مسلمان نیستی چرا عرق می خوری و چرا قمار می زنی و چه وچه !! فقط یک کلمه فرمود:

علی نقلی شما هستید؟

عرض کرد: بله آقا

فرمود: یک نقل هم من پیرمرد روحانی به تو می دهم، بگذار پهلوی نقل هایت!

گفت: امر بفرمائید؟

فرمود: پسرم نفس احتیاج به شنیدن موعظه دارد به من قول بده هفته ای یک بار پای منبر موعظه بنشینی.

عرض کرد چشم آقا!

فرمود: علی قول دادی به قولت عمل کنی

گفت: آقا مرده و حرفش خداحافظ

آن چنان این نصیحت و موعظه آقا در دل او اثر گذاشت که به هر طریق بود هفته ای یکبار پای منبر موعظه زانو می زد و به احادیث اهل البیت ( علیهم السلام ) گوش فرا می داد و گریه می کرد.

 طولی نکشید که همه گناهان را رها کرد اهل طاعت و بندگی خدا شد. آن آدم لات و آلوده جزء اخیار  و نیکان تهران شد بعد هم به قم مهاجرت کرد و پناهنده به کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) شد، هتل بلوار قم را ساخت و خدمت گذار بیوت علماء گردید.

همه این موفقیت ها در اثر شنیدن یک موعظه بود.

ویژگی مهم شهید محسن حججی

وابستگی

بعد از اینکه شهید بزرگوار، شهید حججی، به شهادت رسید، این سوال برای خیلی ها و خود من پیش آمد که، چطور می شود بعضی انسان ها اینطور مرگ را به بازی می گیرند، چطور اینقدر مرگ برایشان حل شده است.

 خنجر کنار صورتش است، کنار شمرترین شمرهای زمان است، اما انگار نه انگار که قرار است تا دقایقی دیگر سر از تنش جدا شود.

حالا ما، یک زلزله سه ریشتری می آید تمام بدنمان می لرزد.

چطور بعضی ها اینطور هستند؟

یک دلیلش عدم وابستگی آنهاست.

اگر انسان وابستگی داشته باشد هیچ وقت نمی تواند درست حرکت کند.

شهید آوینی می فرماید: «مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.»

بعضی ها به خانواده وابسته اند، بعضی ها به خانه، بعضی به زن و زندگی و …

این وابستگی ها مانند غل و زنجیر دست و پای انسان را می گیرد. وگرنه انسان اگر وابستگی نداشته باشد و جناب عزرائیل بخواهد جانش را بگیرد، مشکلی ندارد.

انسان باید مواظب وابستگی هایش باشد.

داستانک:

از علامه حلی پرسیدند: آب چاه پاک کننده است یا خیر؟

ایشان بعد از تحقیق به این نتیجه رسیدند که آب چاه پاک کننده است. زمانی که می خواستند فتوا دهند با خود گفتند من در منزلم چاه دارم، نکند به خاطر وابستگی به این چاه چنین فتوایی بدهم. دستور داد چاه منزلش را خراب کردند و دوباره تحقیق کردند و به همین نتیجه رسیدند.

ما اگر وابستگی داشته باشیم نمی توانیم درست تصمیم بگیریم.

مثلا من که از کالای خارجی استفاده می کنم، هیچ وقت نمی توانم بگویم شما کالای داخلی مصرف کنید، چون وابستگی دارم.

ما هرجا وابسته باشیم، آزاد نیستیم.

این شهدای عزیز ابتدا این مسائل را با خودشان حل کرذه اند. ابتدا از وابستگی ها آزاد شدند سپس خداوند آنها را به بهترین صورت که شهادت است، قبول کرد.

 

ننگ است برای یک کشور …

مجلس

یکی از اصول شیعه اصل عزت مداری است.

تمام ائمه علیهم السلام و علمای ما روی بحث عزت بسیار حساس بوده اند.

شعار امام حسین علیه السلام هیهات من الذله بود، یعنی هیهات، که ما زیر بار ذلت قرار بگیریم.

همیشه علما پرچمدار عزت مداری بوده اند؛ به خصوص جمهوری اسلامی ایران که پرچمش را امام رحمت الله برداشته در اوج عزت است.

داستانک:

در آبان ماه سال ۱۳۵۸ که فرستاده ویژه کارتر به ایران آمد. وقتی حضرت امام رحمت الله علیه متوجه شدند، هنوز هواپیمایشان روی زمین ننشسته بود که امام پیام دادند هیچ کس اجازه ندارد با او دیدار یا ملاقات داشته باشد وهواپیمای او هم اجازه ندارد بنشیند.

تنها نامه امام که بدون بسم الله الرحمن الرحیم شروع می شود همین نامه است، که شاید برگرفته از سوره مبارکه توبه باشد که انسان در مقابل دشمن رحم و رحمانیت ندارد. این عزت است.

اما متاسفانه می بینیم که در مجلس شورای اسلامی این عزت چطور به ذلت تبدیل می شود.

نماینده های مجلس که باید از حقوق ملت دفاع کنند، باید به فکر اقتصاد و فرهنگ و سیاست باشند، برای عکس برداشتن با آن عجوزه صهیونیستی چطور تلاش می کنند.

برای یک کشور ننگ است که نماینده های مجلسش اینطور باشند. شما فکر می کنید اینهایی که برای عکس گرفتن روی میز دراز می کشند، می خواهند مشکلات مردم و مملکت را حل کنند؟

اینهایی که با لابی در لیست های مختلف قرار گرفتند و رای آوردند، اینطور اند.

در حال حاضر چند روز است که تیتر خبرگزاری های دنیا به این فضاحت مجلس شواری اسلامی پرداخته اند.

اینها که نمی توانند مایه آبروی کشور باشند حداقل باعث ننگ کشور نشوند. این مسئله برای یک کشور ننگ است.

فقط برنج کوپنی مصرف می کنیم!

(به مناسبت سالروز تولد مقام معظم رهبری)

004

داستانک:

آقای سیدعلی‌اکبر طاهایی نقل می‌کنند: در زمان جنگ که من نماینده مجلس شورای اسلامی بودم، همسرم یکی از بچه ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، خانمی را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آن جا آورده بودند.

 کسی نمی‌دانست که ایشان کیست! چون نوبت به آن خانم رسید، به اتاق پزشک مراجعه کردند، دکتر پس از معاینه، گفت: برای مداوای این فرزند، روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید.

ایشان گفتند: ما چنین امکاناتی را نداریم!

پزشک که ایشان را نمی‌شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امکان دارد که در خانه‌ای برنج نباشد؟!

آن خانم گفت: همسر من اجازه نمی دهند که در خانه، غیر از برنج کوپنی مصرف کنیم و آن نیز کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هر هفته، نمی‌دهد!

پزشک پرسید: مگر همسر شما چکاره هستند؟

گفتند: همسرم آقای خامنه ای، رئیس جمهور است. (مقام معظم رهبری در آن زمان رئیس جمهور بودند.)

ما افتخار می کنیم در کشوری زندگی می کنیم که عالی ترین مقام، یعنی رهبری ساده ترین زندگی ها را دارد.

۲۴ تیرماه سالروز ولادت مقام معظم رهبری، نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه و مایه ی افتخار شیعیان و مسلمانان جهان، است.

ساده زیستی ایشان به حدی است که حتی دشمنان به آن اعتراف می کنند. یکی از دشمنان قسم خورده رسانه ای ایران، نوری زاده، می گوید: در زندگی آیت الله خامنه ای هیچ جایی پیدا نمی کنید که مشکل اقتصادی داشته باشند. ایشان به شدت زاهدانه زندگی می کنند.

همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد دوران اصلاحات، آقای مهاجرانی که سال هاست، لندن نشین است و دشمن مقام معظم رهبری است، می گوید: با وجود اینکه من آیت الله خامنه ای را قبول ندارم اما در زندگی اقتصادی ایشان، خانواده و اطرافیانشان، حتی نقطه خاکستری هم نیست چه برسد به نقطه سیاه.

شخصی همانجا قصد اعتراض به حرف وی را داشت، که مهاجرانی ادامه می دهد و می گوید: من چهار سال همسایه ایشان بودم، و بر نوع زندگی ایشان شاهد بودم. من با کسانی که اطلاعات اشتباه از زندگی ایشان می دهند مشکل دارم! اطلاعات اشتباه [از ایشان] در درجه اول خود ایشان را  فریب می دهد و در درجه دوم دیگران را فریب می دهد.

دستوری شگفت در رفع فقر

 (به بهانه ۱۵ شوال ؛ رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی)

10

عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد الهادی:

لَمَّا کَلَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَان‏:…

 قَالَ إِلَهِی‏ فَمَا جَزَاءُ مَنْ صَلَّى الصَّلَوَاتِ لِوَقْتِهَا قَالَ أُعْطِیهِ سُؤْلَهُ وَ أُبِیحُهُ جَنَّتِی‏

عبدالعظیم حسنی از امام هادی علیه السلام نقل می کند که:

حضرت موسی به خدا عرضه داشت…

خدایا! پاداش کسى که نمازها را اول وقت بخواند چیست؟

خداوند فرمود: [در دنیا] هرچه بخواهد به او می دهم  و [ در آخرت] بهشتم را بر او مباح کنم.

[امالی شیخ صدوق/ ترجمه کمره‏اى ؛ متن ؛ صفحه ۲۰۹]

داستانک:

آیت الله بهجت می فرمایند:

از آقا سید عبدالهادی شیرازی رحمه الله که عالم واقعی بود، نقل کرده‌اند که در کودکی بعد از فوت پدرم، میرزای بزرگ، تکفل خانواده به عهده من بود.

 ایشان می‌گوید: پدرم را در خواب دیدم. از من پرسیدند: آقا سید عبدالهادی! حال شما چطور است؟ در جواب گفتم: خوب نیست.

فرمود: «به بچه ها و اهل خانه سفارش کنید که نماز اول وقت بخوانند، تنگدستی شما رفع می‌شود»

[آثار و برکات نماز اول وقت، ص ۲۱  و پاسخ های آیت الله بهجت رحمه الله به رازهای دین، ص ۳۵٫]

 

 

اگر همه همشهریانت از تو تعریف کردند…

13920405100153633750334

روی عن الإمام الباقر ع فی وصیته لجابر بن یزید الجعفی أنّه قال:

«یَا جَابِرُ… اعْلَمْ بِأَنَّکَ لَا تَکُونُ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ مِصْرِکَ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ یَحْزُنْکَ ذَلِکَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ یَسُرَّکَ ذَلِکَ».

تحف العقول، ص۲۸۴

 

از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده‌است که در وصیتشان به جابربن‌یزیدجُعفی فرمودند:

«ای جابر!… بدان که تو ولیّ(دوستِ) ما نخواهی بود، مگر این‌که اگر اهالی شَهرت علیه تو هم‌داستان شوند و بگویند تو مرد بدی هستی، این (حرفشان) تو را اندوهگین نسازد و اگر گفتند تو مرد خوبی هستی، این (حرفشان) تو را شادمان نگرداند.

ما مامور به وظیفه ایم و باید کارمان را انجام دهیم، حالا اگر همه مردم بگویند مرگ بر فلانی یا درود بر فلانی.

ما باید یقین داشته باشیم حرفمان و راهمان درست است. «وَ لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ»؛ از ملامت هیچ ملامت گری نمی ترسند. (آیه ۵۴ سوره مائده)

مثلا شما می خواهید در یک اجتماعی صحبت کنید، می دانید اگر فلان حرف را بزنید مردم ناراحت می شوند اما باید بگویید. چه بسا مردم ناراحت بشوند. زمانی مردم از یک حرفی خوشحال می شوند، وظیفه مان بوده که بگوییم.

داستانک:

به شهید بهشتی خیلی توهین می کردند. ایشان به شهری رفته بودند، جلو ایشان خری را کشته بودند.

مرگ بر بهشتی هم خیلی می گفتند.

روزی نزد امام آمدند. امام گفتند از بیرون که آمدید مردم چه شعاری می دادند؟ ایشان عرض کردند: همه می گفتند درود بر خمینی.

حضرت امام فرمودند: به خدا قسم اگر همه مردم با هم بگویند مرگ برخمینی به اندازه سر سوزنی برایم فرقی نمی کند.

انسان باید به این حد برسد که وظیفه اش را انجام بدهد.

مثلا در عروسی برادرتان موسیقی می گذارند، شما بلند می شوید. همه هم ناراحت می شوند، خوب ناراحت بشوند شما باید بلند شوید.

انسان باید به این حد برسد که حرف مردم در او اثر نکند.

از اول هم چیزی نبوده

(به مناسبت ارتحال امام خمینی ره)

روایت مشهوری است که می فرماید:

«حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئهِ» [خصال صدوق، ص ۲۰]

این که انسان دلبسته به دنیا باشد، تمام بدی ها به سمت او می آید.

نمونه بارز افرادی که تمام دنیا را پشت سر قرار داده و به آن بی توجه بود، حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) بودند.

داستانک:

شخصی نقل می کند که در آخرین لحظات عمر شریف امام(ره) بر بالین امام رسیدم.

خواستم ایشان را دلداری بدهم. عرض کردم:چیزی نیست آقا.

امام (ره) فرمودند:

از اول هم چیزی نبوده. الان هم چیزی نیست.

چقدر برای امام، این مسایل حل شده بود. کسی که دنیا برایش جاذبه نداشته باشد، اینگونه است.

شهوت دنیا و حب دنیا نتوانست ایشان را فریب دهد.

صبر بر بداخلاقی همسر

(به بهانه تولد عالم بزرگ تشیع، شیخ جعفر کاشف الغطاء)

صبر بر بداخلاقی همسران

یکی از خصوصیاتی که انسان را در امور معنوی خیلی رشد می دهد و او را به کمال می رساند، صبر بر بداخلاقی اطرافیان است.

قطعا خودمان نباید بداخلاق باشیم؛ بر بداخلاقی اطرافیانمان هم باید صبر کنیم.

مثلا شخصی پدر و مادرش پیر شده اند و اخلاق تندی دارند.

یا شاگرد بر بداخلاقی استادش صبر کند.

اما شاید هیچ چیز مانند صبر بر بداخلاقی همسر انسان را به کمال نرساند؛ اینکه همسر انسان بد اخلاق باشد و بر آن صبر کند.

 

داستانک:

مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء از بزرگ‏ترین فقیهان عالَم تشیّع بوده است، در حدّى که علماى بزرگ شیعه از قول او نقل کرده‏اند که فرموده بود: اگر تمام کتاب‏هاى فقهى شیعه را در رودخانه بریزند و به دریا برود و شیعه دیگر یک ورق فقه دستش نباشد، من از اول تا آخر فقه شیعه را در سینه‏ام دارم، همه را بیرون مى‏دهم تا دوباره بنویسند. مرجع هم شده بود.

اهل علم و اصحاب سرّش فهمیدند که همسرش در خانه بداخلاقى مى‏کند، ولى خیلى هم خبر از داستان نداشتند. این قدر در مقام جست‏وجو برآمدند تا به این نتیجه رسیدند که این مرد بزرگ الهى، این فقیه عالى‏قدر گاهى که به داخل خانه مى‏رود، همسرش حسابى او را کتک مى‏زند.

یک روز چهار پنج نفر جمع شدند و خدمتش آمدند گفتند: آقا ما داستانى شنیده‏ایم از خودتان باید بپرسیم، آیا همسر شما گاهى شما را مى‏زند؟!

فرمود : بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قوى البنیه هم هست، گاهى که عصبانى مى‏شود، حسابى مرا مى‏زند. من هم زورم به او نمى‏رسد.

گفتند: او را طلاق بدهید.گفت: نمى‏دهم.گفتند: اجازه بدهید ما زن‏هایمان را بفرستیم، ادبش کنند.گفت: این کار را هم اجازه نمى‏دهم.گفتند: چرا؟گفت: این زن در این خانه براى من از اعظم نعمت‏هاى خداست، چون وقتى بیرون مى‏آیم و در صحن امیر المومنین مى‏ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‏خوانند، مردم در برابر من تعظیم مى‏کنند، گاهى در برابر این مقاماتى که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمى‏دارد، همان وقت مى‏آیم در خانه کتک مى‏خورم، هوایم بیرون مى‏رود. این چوب الهى است، این باید باشد.  

[منبع کتاب نفس؛ شیخ حسین انصاریان، ص ۳۲۸]

خادم امام رضا علیه السلام، خادم ملت است

(به بهانه ۲۹ فروردین، روز ارتش جمهوری اسلامی ایران)

داستانک:

سال ٨٢ بازنشست شده بود و قصد داشت بقیه عمر خود را صرف خدمت در حرم امام رضا علیه السلام کند.

به مشهد رفت و خادم حرم شد…

نوروز سال ٨۴، مقام معظم رهبری طبق سنت هر سال روز اول عید را به مشهد رفته بودند. در رواق امام خمینی رحمت الله علیه به طور اتفاقی با امیر صالحی روبه رو می شوند.

رهبر معظم می پرسند: صالحی چه عجب؟

امیر صالحی که لباس مخصوص خدام را بر تن داشت گفتند: آقا بازنشست شدم و خادم امام رضا علیه السلام شده ام.

مقام معظم رهبری می فرمایند: آفرین، بعد از تعطیلات بیا پیش من کارت دارم.

امیر، روز ۵ فروردین که تعطیلات تمام می شود می رود بیت رهبری و با آقا ملاقات می کند.

مقام معظم رهبری می فرماید: که، سرلشکر سلیمی از من خواسته تا یکی دیگر را جایگزین او کنم. من هم قصد دارم تورا تعیین کنم.

آقای صالحی تعجب کرده و می گوید: آقا من عهد کرده ام دوران بازنشستگی را در خدمت امام رضا علیه السلام باشم!

مقام معظم رهبری هم می فرماید: ارتش جمهوری اسلامی هم متعلق به امام رضا علیه السلام هست. اصلا کل کشور مال ایشان هست همه ما خادم ثامن الائمه هستیم. طبق قانون، فرماندهی کل قوا تو را به خدمت فرا می خواند!

رهبری، امیر صالحی را یک درجه ارتقا می دهند و حکم فرماندهی ارتش را به سرلشکر صالحی می سپارند!

خادمی امام رضا علیه السلام حتما به این نیست که انسان لباس خادمی به تن کند، کفش دار باشد، تولیت باشد یا … انسان می تواند در هر پست و شغلی، خدمت امام رضا علیه السلام را انجام دهد. مهندس، پزشک، وکیل، وزیر و … همه می توانند خادم آقا باشند.

جهاد سیاسی حضرت زهرا(سلام الله علیها)

(به مناسبت ایام فاطمیه)

جهاد سیاسی حضرت زهرا س

در زیارت هایی که برای اهل بیت و خصوصا حضرت زهرا(سلام‌الله علیهم) می خوانیم، جمله «جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» را می بینیم؛ ما شهادت می دهیم شما جهاد کردید و حق جهاد را انجام دادید.

حال سوال اینجاست:

اهل بیت(علیهم‌السلام) که همه جهاد نظامی نکردند؟

در بین چهارده معصوم تنها پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)، حضرت علی(علیه‌السلام)، امام حسین(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه‌السلام) جهاد نظامی کردند. بقیه ائمه و حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) که جهاد نظامی انجام ندادند.

پس چرا ما این جمله را برای ایشان می گوییم؟

در قرآن خداوند می فرماید: «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً»؛ (سوره فرقان، آیه ۵۲) شما باید جهاد کبیر انجام دهید.

جهاد کبیر جهاد نظامی نیست. مهم ترین مصداق جهاد کبیر، جهاد سیاسی است، جهادی که حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) انجام دادند.

حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) با گریه خود، جهاد سیاسی انجام می دهند و کل حکومت آن دوران را به هم می ریزند.

وصیت نامه ایشان جهاد سیاسی است؛ تشییع شان، تدفین شان، محل دفنشان هم جهاد سیاسی است.

 جهاد سیاسی یعنی اینکه ما دشمن را از خودمان ناامید کنیم.

جهاد سیاسی در سیره علما نیز دیده می شود.

داستانک:

در جلسه‌ای، فتحعلی‌شاه از میرزای قمی، صاحب قوانین، درخواست کرد که اجازه دهد دختر خود را به همسریِ پسر میرزا درآورد و رابطه‌ی خانوادگی برقرار گردد. آن جلسه بدون نتیجه پایان یافت. میرزا که از این پیشنهاد سخت نگران بود و این احتمال وجود داشت که مجبور شود و از روی ناچاری به این وصلت تن دردهد، دست به دعا برداشت و گفت: خداوندا، اگر بناست شاهزاده به همسری پسر من درآید مرگ جوانم را برسان. طولی نکشید فرزندش در حوض منزل غرق شد و از دنیا رفت. [سیمای فرزانگان رضامختاری، ص ۴۷۸]

غیرت دینی ۲

غیرت

یکی از نمونه های بارز غیرت دینی حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) بود. ایشان یک تنه در مقابل تمام کفار قرار می‌گیرد اما حاضر نیست از عِرق مذهبی‌اش پایین بیاید.

ما هم باید الان همینطور باشیم. مثلا در خیایان می بینیم چیزی از مقدسات زیر پا افتاده است، سریع باید آن را برداریم و کناری بگذاریم. یا اینکه روزنامه ای که نام پیامبر مکرم اسلام صلی‌الله علیه و آله یا اهل بیت علیهم‌السلام در آن است.

احترام امام زاده را متولی آن باید نگه دارد. احترام ائمه شیعه(علیهم السلام) را خود شیعه باید نگه دارد.

داستانک:

رئیس ساواک به دیدن آیت الله قاضی طباطبایی آمده بود. مسئولین همه نشسته بودند. یکی از آنها می گوید: اعلیحضرت به روحانیت خیلی علاقه مند است فقط یک سید یاغی ای هست که قیام کرده منظورش امام بود). تا آیت الله قاضی این جمله را می شنوند بلند می شوند و می خواهند صندلی را به سمت او پرت کنند.

این عِرق مذهبی است که اجازه نمی دهد به مرجع تقلیدش، رهبرش، امامش و مقدسات توهین بشود.

شهید نواب هم همین طور بود. تا فهمید به پیامبر و ائمه (علیهم السلام) توهین شده است، پول قرض گرفت و اسلحه ای خرید تا کسروی را ترور کند.

ما به عِرق مذهبی نیاز داریم. نفسمان را با این عِرق تربیت کنیم.

غیرت دینی ۱

(به مناسبت ۲۵ بهمن سالگرد حکم تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر ارتداد سلمان رشدی)

88

امروز ۲۵ بهمن یکی از مهمترین روزهای تاریخ اسلام است، روزی که یک مرجع تقلید به خاطر غیرت دینی بالایی که داشت، حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد. معادلات دنیا به هم ریخت؛ دنیا هیچ وقت چنین چیزی را تصور نمی کرد که نویسنده کتاب آیات شیطانی نتواند از خانه اش بیرون بیاید. فقط در سال یک میلیون پوند باید برای حفاظت از او خرج شود. این نشان دهنده غیرت دینی حضرت امام (ره) بود. چیزی که همه ما به آن نیاز داریم. چیزی که شیعه را سرپا نگه داشته همین غیرت دینی است.

بعد از اینکه امام (ره) این حکم تاریخی را دادند به امام گفتند: این در دنیا معنای بدی دارد. شما این کار را انجام ندهید. امام فرمودند: به درک که معنای بدی دارد. به پیامبر ما توهین کردند شما می گویید ما چیزی نگوییم؟

این غیرت دینی می شود.

داستانک

– شخصی به آیت الله بهاءالدینی گفت امام در جوانی هم اینطور بود؟ اینقدر شجاع بود؟ ایشان گفت: در زمان رضاشاه، در مدرسه‌ی فیضیه نشسته بودیم که یکی از ماموران شاه وارد مدرسه شد و شروع به فحّاشی و توهین به مقدسات کرد. همه طلبه ها از ترس به حجره هایشان رفتند. من شاهد بودم حضرت امام (ره) که بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلی بر صورت او نواخت که عینکش چهارتکه شد.

– به امام گفتند شخصی کتابی به نام اسرار هزار ساله بر ضد شیعه نوشته است. ایشان درسشان را دو ماه تعطیل کردند و کتاب «کشف الاسرار» را نوشتند. حاج احمد آقا می گویند بعد از انقلاب به امام گفتم: آقا در کتاب شما عصبانیت خیلی موج می زند. امام سرشان را پاین انداختند و گفتند: احمد نمی دانی قبل از انقلاب چه توهینی به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) کردند.

این غیرت دینی است. چیزی که امروز ما به آن نیاز داریم.

 

 

تاثیر انقلاب در شیعه شدن مردم دنیا

(به مناسبت دهه فجر و نزدیکی ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها)

27

در چند روز گذشته بحثی پیرامون تاثیر انقلاب اسلامی در دین دار شدن مردم داشتیم؛ همان آرمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خاطر آن به شهادت رسید. ان شاالله این انقلاب ذره ای است در مقابل اقیانوسی که در ظهور حجه ابن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) اتفاق خواهد افتاد.

یکی از علمای بزرگ وهابی؛ ربیع بن محمد، کتابی به نام «الشیعه الامامیه فی میزان الاسلام» در نقد انقلاب اسلامی و تشیع نوشته است.

ایشان در صفحه ۵ این کتاب در مقدمه این جمله را بیان می کند:

«آنچه باعث فزونی شگفتی من شده این است که برخی از برداران وهابی و فرزندان شخصیت های علمی و دانشجویان مصری که بارها در جلسلات علمی شرکت می کردند و بردارانی که ما به آنها حسن ظن داشتیم اخیرا به سراغ این مسیر تازه –یعنی تشیع- حرکت کرده اند و آن تحت تاثیر انقلاب ایران بوده است.»

تاثیر انقلاب بر دین داری مردم جهان- ۷

 (به بهانه دهه مبارک فجر)

87

دکتر «سعید محمد الشهابی» سردبیر مجله معروف و پر تیراژ العالم، می گوید:

«انقلاب اسلامی ایران نه تنها در جامعه اسلامی بلکه در اکثر جوامع تأثیر اساسی و بنیادی داشته است. بی شک طی بیست سال گذشته هیچ حرکتی به اندازه انقلاب ایران نتوانسته بر جامعه بشری تأثیر گذار باشد، دین نقش اساسی و حیاتی در اجتماع دارد و انقلاب اسلامی این نور را بر بشریت تاباند و روشنی بخشید.

انقلاب اسلامی سبب شد تا روشنفکران و متفکرین ضرورت توجه به مسائل دینی و تأثیر آن بر وجدان بشریت و افکار سیاسی-اجتماعی را به خوبی مورد توجه قرار دهند. ما در عصر انقلاب اسلامی شاهد رجوع و تمسک مسلمین و غیرمسلمین به اهل دین شدیم.»

منبع: کتاب عصر امام خمینی، صفحه ۵۹

**منبرک**