خانه / سیره بزرگان (صفحه 10)

سیره بزرگان

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با سیره بزرگان می باشد، می توانید ببینید.

اهمیت تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها

 

باب استحباب اختیار تسبیح الزهراء

 

 

 

نکته :خلاصه این داستان گفته شد

روایت کرده‏اند که امیر المؤمنین علیه السّلام به مردى از بنى سعد فرمود:

آیا نمیخواهى از وضع و حال خودم و فاطمه زهرا با تو سخنى باز گویم، (و چنین حکایت فرمود) فاطمه در خانه من بود، و به تنهائى آب از چاه مى‏کشید و در مشک کرده بدوش میگرفت و بخانه مى‏آورد چندان که تسمه مشک سینه او را مجروح کرده بود، و با آسیاب گندم را آرد میکرد به حدّى که دستهایش آماس کرده و تاول زده بود، و آنقدر خانه را رفته و روبیده بود که جامه‏اش خاک آلود و کثیف شده بود، و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرده بود که لباسهایش چرکین گشته، و از این همه کار و زحمت آسیب و فرسودگى فراوان به او رسیده بود روزى من به او گفتم: چه خوب مى‏شد اگر نزد پدرت میرفتى از آن حضرت تقاضاى خدمتگارى میکردى که تا حدّى بار مشقّتى را که از این همه کار بر دوش تو است بردارد، فاطمه نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله رفت و دید جمعى خدمت آن حضرت نشسته و مشغول صحبت‏ هستند، شرمش آمد که خواسته‏اش را بگوید و بمنزل باز گشت،

و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فهمید که دخترش براى کارى آمده بوده ولى از روى آزرم برگشته است، فرداى آن روز پیامبر به خانه ما آمد . . . فرمود: اى فاطمه دیروز چه خواسته‏اى داشتى که نزد پدرت آمدى؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسیدم اگر جواب ایشان را ندهم برخیزد و برود پس سر خود را از قطیفه بیرون آورده و عرض کردم: من شما را از آن با خبر مى‏کنم اى رسول خدا، ماجرا چنین است که دختر شما آنقدر مشک آب بر دوش کشیده و آب آورده که تسمه آن روى سینه‏اش اثر گذاشته، و چندان آسیا گردانده که دستهایش آبله و تاول زده‏است،  و آنقدر خانه را روبیده و نظافت کرده که جامه‏هایش چرک و غبار و خاک گرفته است، و چندان زیر دیگ آتش کرده که لباسهایش دود آلود و سیاه شده است و من باو گفتم: اگر نزد پدرت میرفتى و از ایشان تقاضاى خدمتگارى مى‏کردى که تا حدودى بار این مشقّت و رنج این همه کار را از دوش تو بر دارد خوب میشد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پس از شنیدن ماجرا و درخواست ما فرمود: آیا مى‏خواهید چیزى بشما بیاموزم که برایتان از خدمتگار بهتر باشد؟ هنگامى که آماده خواب شدید و یا برختخواب رفتید سى و چهار بار «اللَّه أکبر» بگوئید، و سى و سه بار «سبحان اللَّه» و سى و سه بار «الحمد للَّه» بگوئید (تا بدین وسیله خستگى مفرط ناشى از کارهاى روزانه از تن شما بیرون رفته و آرامش و نیروى دوباره براى کارهاى روز بعد به جسم و جانتان باز گردد) در این هنگام حضرت فاطمه علیها السّلام که تا این زمان ملحفه را روى سر خود کشیده بود سر خود را بیرون آورد و گفت: «رضیت عن اللَّه و عن رسوله، رضیت عن اللَّه و عن رسوله». (من از خدا و رسولش راضى شدم من از خدا و رسولش راضى شدم براى آنچه خدا و رسولش بمن عطا فرمودند راضى و خشنود شدم و هیچ شکایتى ندارم).

منبع:

من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى

جلد‏۱

صفحه ۵۰۴

باب در بیان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پایان آن

 

 

**منبرک**