خانه / سیره بزرگان (صفحه 3)

سیره بزرگان

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با سیره بزرگان می باشد، می توانید ببینید.

اخلاص در عمل / اخلاص معیار کاندیدای اصلح

فرد مسئول باید برای خدا کار کند؛ برای خدا به مردم خدمت کند، نه برای تعریف و تمجید دیگران. اگر انسان برای خدا کار کند، نه از رأی آوردنش خوش‌حال می‌شود و نه از رأی نیاوردنش ناراحت.
فرد مسئولی که چنین نگاهی داشته باشد، خودش را به باندهای قدرت و ثروت وصل نمی‌کند، چون با خودش می‌گوید مهم نیست که رأی بیاورم یا نه؛ من وظیفه‌ام را انجام می‌دهم.

پرونده ویژه کاندیدای اصلح در سایت سعداء – از اینجا

مطالب کاندیدای اصلح در سایت منبرک به صورت روزانه – از اینجا

تخصص بدون تقوا، آفت است / تقوا معیار کاندیدای اصلح

مقام معظم رهبری مدظله‌العالی می‌فرمایند: «اگر در نظامی، مسئولان نظام باتقوا باشند، فساد در آن نظام راه پیدا نمی‌کند».

تقوا یعنی اگر کار پنهان شخص آشکار شد، از خدا و مردم خجالت نکشد.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی رحمه‌الله‌علیه می‌فرمودند:«تقوا یعنی اگر یک هفته، مخفیانه از همه‌ی کار‌های ما فیلم گرفتند و گفتند اعمال هفته‌ی گذشته‌ات در تلویزیون پخش شده، ناراحت نشویم».

 

پرونده ویژه کاندیدای اصلح در سایت سعداء – از اینجا

مطالب کاندیدای اصلح در سایت منبرک به صورت روزانه – از اینجا

معیار کاندیدای اصلح – منبرک های انتخابات / صحبت های بین نماز ویژه انتخابات

معیار کاندیدای اصلح از منظر قرآن و روایات – ویژه مبلغین و فعالان فرهنگی

تصادف جوان با یک عالم

(به بهانه ۲۳ ربیع الاول؛ سالروز ارتحال آیینه اخلاق، میرزاجوادآقا تهرانی)

16داستانک:

حاج آقای امانی تعریف می‌کردند:

روز رحلت میرزا جوادآقا، ساعت ٢ بعدازظهر توی تاکسی نشسته بودم که یک وقت رادیو خبر فوت را اعلام کرد. تا این خبر اعلام شد یک‌هو راننده تاکسی زد توی سرش. به شدت منقلب شد. ماشین را کشید کنار و مدتی حالت گریه داشت.

 آقای امانی می‌گفت: «حالا من که روحانی بودم، این‌قدرتحت تاثیر قرار نگرفته بودم. برای همین یک مقدار که گذشت، از او سؤال کردم: «شما با ایشان آشنایی داشتی؟ مثلا از ارحام و خویشان ایشان یا از همسایگان مرحوم میرزا هستی؟»

گفت نه آقاجان.

گفتم پس چرا این قدر منقلب شدی؟

گفت: «من یک خاطره از ایشان دارم. خاطره ‌ام این است که یک روز سوار دوچرخه از کوچه محل زندگی میرزا (کوچه مستشاری) رد می‌شدم. سر پیچ که رسیدم، ظاهرا میرزا جواد آقا هم عصازنان از آن سمت می‌آمدند و من متوجه ایشان نشدم. برای همین تا پیچیدم کنترلم را از دست دادم و خوردم به ایشان. من از روی چرخ افتادم پایین. ایشان هم یک طرف افتادند. حتی عمامه هم از سر ایشان افتاد. ولی هنوز بلند نشده بودم که دیدم ایشان قبل از اینکه بروند سراغ عمامه‌شان از جایشان بلند شدند. آمدند و پرسیدند:

پسرم طوری‌ ات نشد؟» شروع کردند دست کشیدن روی صورت من. خاک را از روی سر و صورتم تمیز کردند.

گفتم: آقا من زدم به شما. گفتند: من هیچ طورم نیست. تو کاریت نشد؟ مشکلی برای تو پیش نیامد؟

آقای امانی می‌گفتند این آقا خاطره دیگری از مرحوم میرزا نداشت. گویا آن‌جا هم ایشان را نشناخته بود. ولی بعدها متوجه شده بود که ایشان میرزا جواد آقای تهرانی است [ روزنامه شهرآرا ۲۵ دی ۱۳۹۳]

(جهت مطالعه ۲۰ داستان کوتاه از این عالم بزرگ؛ اینجا را کلیک نمایید و جهت دریافت فایل چاپ پوستر  اینجا را کلیک نمایید)

نماینده ای مثل مدرس …

 

حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه )می فرمایند:

سعى کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید ، البته مثل مدرس که به این زودیها پیدا نمى‏شود .

منبع: صحیفه امام،  جلد ‏۱۸، صفحه۲۷۶ 

 

 

داستانی از شهید مدرس

یک بار یکی از نمایندگان مجلس پیش مدرس آمد وگفت: حقوق هر نماینده صد تومان است که برای اداره زندگی بسیار کم است. ترتیبی دهید مجلس این مبلغ را به دویست تومان افزایش دهد. مدرس جواب داد:” روزی که شما انتخاب شدید مشخص بود حقوق تان صد تومان است و با رضایت وکالت را انتخاب کردید. اگر حالا ناراضی هستید باید استعفا دهید و اعلام کنید ما با حقوق دویست تومان نمایندگی را قبول می کنیم. اگر مردم باز به شما رأی دادند، حق دارید دویست تومان بگیرید.

 

بسیار مهم است که نماینده ای انتخاب شود که به جای حقوق مادام العمر به فکر خدمت به مردم باشد

جهت نیاز به مطالعه ۲۰ داستان از شهید مدرس اینجا را کلیک فرمایید.

اولین انتشار: ۹ اسفند ۱۳۹۰

کبوتری که عاقبت کفتار شد!

(به بهانه هفته بسیج)

7

مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان گردان‌های بسیج در تاریخ ۴/۹/۹۴ برای درخت تنومندِ بسیج؛ ۳ آفت بر شمردند. ایشان فرمودند:

مراقب باشید این درخت تنومندِ [بسیج] دچار آفت نشود.

… [سومین آفت] ورود در مسابقهی زرق و برق زندگی است؛

توضیح:

خداوند در قرآن بارها و بارها خطر دنیا طلبی را گوشزد می کند و می فرماید : وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (حدید/۲۰)

و در روایات نیز دنیاطلبی ، به مهمترین عامل گناهان ؛ تعبیر شده است: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ وَ مِفْتَاحُ کُلِّ سَیِّئَ» [إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏۱، ص: ۲۱]

داستانک:

عبدالملک بن مروان فرزند مروان بن حکم دومین خلیفه مروانی و پنجمین خلیفه ی اموی است

او پیش از رسیدن به قدرت، یکى از فقهاى مدینه به شمار مى‏ رفت.(۱) و به زهد و عبادت و دیندارى شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپرى مى‏ کرد به طورى که به او «حمامه المسجد» (کبوتر مسجد) مى‏ گفتند!(۲) گویند: پس از مرگ پدرش مروان، هنگامى که خلافت به او رسید، سرگرم خواندن قرآن بود، اما با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت: «اینک بین من و تو جدایى افتاد! و دیگر با تو کارى ندارم»!.(۳)

او براستى از قرآن جدا شد و در اثر دنیاطلبی، چنان دستخوش مسخ شخصیت گردید که مورخان از کارنامه سیاه حکومت او به تلخى یاد مى‏ کنند. «سیوطى» و «ابن اثیر» مى‏ نویسند: در طى تاریخ اسلام عبدالملک نخستین کسى بود که غدر و خیانت ورزید (عمرو بن سعید بن العاص را پس از امان دادن کشت) و نخستین کسى بود که مردم را از سخن گفتن در حضور خلیفه منع کرد و نخستین کسى بود که از امر به معروف جلوگیرى کرد.(۴)

عبدالملک در مدت حکومت طولانى خود، آن چنان با ظلم و فساد و بیدادگرى خو گرفت که نور ایمان در دل او به کلى خاموش گشت. وى روزى خود به این امر اعتراف کرد و به «سعید بن مسیّب» چنین گفت: «چنان شده‏ ام که اگر کار نیکى انجام دهم خوشحال نمى ‏شوم، و اگر کار بدى از من سر زند، ناراحت نمى‏ گردم»! سعید بن مسیب گفت: مرگ دل در تو کامل شده است!(۵)

عبدالملک غالبا با زنى به نام «ام الدردا» گفتگو مى‏ کرد. روزى «ام الدردا» به وى گفت: «اى امیر المؤمنین! شنیده‏ ام پس از عبادت و تهجد، شراب نوشیده ‏اى»؟! و او پاسخ داد: «نه تنها شراب که خون مردم را نیز نوشیده ‏ام»!!(۶)

او که روزى از لشکر کشى یزید به مکه (جهت سرکوبى عبدالله بن زبیر) به خدا پناه مى‏ برد و ابراز نفرت مى‏ کرد، پس از رسیدن به حکومت، نه تنها این عملیات را ادامه داد، بلکه شخص سفاکى چون حجاج را مأمور این کار کرد و او مسجد الحرام و کعبه را (که پسر زبیر در آنجا متحصن شده بود) با منجنیق سنگباران کرد!(۷) نمایندگان عبدالملک نیز در مناطق مختلف کشور اسلامى، به پیروى از او، حکومت وحشت و اختناق به وجود آورده بودند و با زور و قلدرى با مردم رفتار مى‏ کردند.

«مسعودى» مى‏ نویسد: «عبدالملک فردى خونریز بود. عمال او ماند «حجاج» حاکم عراق، «مهلب» حاکم خراسان، و «هشام بن اسماعیل» حاکم مدینه نیز همچون خود وى سفاک و بی رحم بودند».(۸) هشام بن اسماعیل که حاکم مدینه بود، چندان بر مردم سخت گرفت و آن چنان خاندان پیامبر را آزار داد که وقتى ولید بعد از مرگ پدرش به حکومت رسید، ناچار شد او را از کار برکنار نماید.(۹) بدتر از همه آنان حجاج بود که جنایات او در تارخ اسلام مشهوراست. عبدالملک پس از شکست عبدالله بن زبیر توسط حجاج، او را به مدت دو سال به استاندارى حجاز (مکه و مدینه و طائف) منصوب کرد.(۱۰)، (۱۱)

پی نوشت:

(۱) ابن طقطقا، الفخرى، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۶ ه.ق، ص ۱۲۲-سیوطى، تاریخ الخلفأ، تحقیق: محمد محیى الدین عبدالحمید، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، ۱۳۸۳ ه.ق، ص ۲۱۶.

(۲) هندوشاه، همان کتاب، ص ۷۶.

(۳) سیوطى، تاریخ الخلفأ، تحقیق: محمد محیى الدین عبدالحمید، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، ۱۳۸۳ ه.ق، ص ۲۱۷؛ ابن طقطقا، الفخرى، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۶ ه.ق، ص ۱۲۲؛ابو العباس المبرد، الکامل فى اللغه و الادب، تحقیق: نعیم زر زور (و) تغارید بیضون، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۵ م، ج ۲، ص ۱۹۲؛ هندوشاه، همان کتاب، ص ۷۶؛ جرجى زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه على جواهر کلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۶ ه.ق، ج ۴، ص ۱۰۰.

(۴) سیوطى، تاریخ الخلفأ، تحقیق: محمد محیى الدین عبدالحمید، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، ۱۳۸۳ ه.ق، ص ۲۱۸؛ ابن اثیر، همان کتاب، ج ۴، ص ۵۲۲؛ بعضى از این کارها را معاویه نیز قبلاً کرده بود.

(۵) ابن طقطقا،الفخرى، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ ه. ص ۱۲۲؛ ابن اثیر، ج ۴، ص ۵۲۱؛ هندوشاه، همان کتاب، ص ۷۶.

(۶) سیوطى، تاریخ الخلفأ، تحقیق: محمد محیى الدین عبدالحمید، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، ۱۳۸۳ ه.ق، ص، ۲۱۶.

(۷) سیوطى، تاریخ الخلفأ، تحقیق: محمد محیى الدین عبدالحمید، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، ۱۳۸۳ ه.ق، ص ۲۱۷؛ هندوشاه، همان کتاب، ص ۷۶.

(۸) مروج الذهب و معادن الجوهر، بیروت، دارالاندلس، ج ۳، ص ۹۱.

(۹) ابن واضح، تاریخ یعقوبى، تعلیق: سید محمد صادق بحرالعلوم، نجف، مکتبه الحیدریه، ۱۳۸۴ ه.ق، ج ۳، ص ۲۷ و ۲۹؛ محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر، ج ۵، ص ۲۲۰.

(۱۰) ابن قتیبه دینورى، الامامه و السیاسه، الطبعه الثالثه، قاهره، مکتبه مصطفى البابى الحلبى، ۱۳۲۸ ه.ق، ج ۲، ص ۳۱.

(۱۱) گردآوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، ۱۳۹۰هـ.ش، ص ۲۴۵.

 

(اولین انتشار ۹ آذر ۱۳۹۴)

 

هر ۳ مورد یکجا

هر وقت که ما میخوابیم ؛ آقا دشمنه بیداره!!!

(به بهانه هفته بسیج)

5مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان گردان‌های بسیج در تاریخ ۴/۹/۹۴ برای درخت تنومندِ بسیج؛ ۳ آفت بر شمردند. ایشان فرمودند:

مراقب باشید این درخت تنومندِ [بسیج] دچار آفت نشود.

آفت دوّم، غفلت است…

توضیح:

دشمن منتظر غفلت ماست . فکر نکنیم ،حال که ما غافلیم دشمن نیز غافل است

حضرت علی علیه السلام در آخرین خط نامه ای که همراه مالک اشتر در سال ۳۸ هجرى به مردم مصر، نوشته اند؛ می آورند: وَ مَنْ نَامَ لَمْ یُنَمْ عَنْهُ [هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید] نامه ۶۲

دشمن همیشه مردم را از اصول غافل می کند و آنگاه ضربه اش را می زند

به عنوان مثال : بسیاری از رویدادهای شوم مانند جنگها؛ در همین دورانها غفلت مردم و سرگرم بودن به غیر اهم ها بوده است بوده است. مانند :

المپیک ۱۹۴۸ = اعلام موجودیت اسرائیل

جام جهانی ۱۹۸۲ = حمله رژیم صهیونیستی به لبنان

جام ملت های اروپا ۱۹۹۲ = قتل عام مردم بوسنی توسط اروپا

جام جهانی ۲۰۰۶ = جنگ ۳۳ رژیم صهیونیستی علیه لبنان

المپیک ۲۰۰۸ = حمله روسیه به گرجستان رژیم صهیونیستی و بازهم غزه

جام جهانی ۲۰۱۰ = محاصره غزه و حمله به کاروان آزادی

المپیک ۲۰۱۲ = جنگ سوریه

جام جهانی ۲۰۱۴ = حمله داعش

مواظب باشیم …

امام حسین علیه السلام به سمت کربلا در حرکت بود اما مردم چه؟! در حال حج گزاری؛ و این غفلت است.

داستانک:

در سال ۱۳۳۰ قمری، زمانی که عالم بزرگ شیعه، شهید ثقه الاسلام میرزا علی آقای تبریزی توسط روس ها در تبریز به دار آویخته شد،

روز عاشورا بود. در همین هنگام، با فاصله ای نه چندان دور، دسته ها و گروه هایی به قمه زنی و عزاداری، به سبک خود مشغول بودند.

تعدادی از حامیان ثقه الاسلام، به طلب یاری نزد عزاداران شتافتند و گفتند: شما بر مظلومیت امام اشک می ریزید و حتی از فرط ناراحتی قمه می زنید و می گویید ای کاش در کربلا بودیم و از امام دفاع می کردیم و در رکاب امام به شهادت می رسیدیم. حال موقعیتی پیش آمده، بیایید و نگذارید گلویی دیگر را به ناحق خفه کنند. شما بیش از دو سه هزار نفر هستید درحالی که تعداد روس ها از صد نفر تجاوز نمی کند، حتما بر آنها غلبه خواهید کرد. اما سر گروه قمه زنان به درخواست حامیان ثقه الاسلام پاسخ منفی داد و گفت: آنها تفنگ دارند و آدم را می کشند… [قمه زنی سنت یا بدعت: ص ۱۲۶]

مواظب باشیم … دشمن منتظر غفلتِ ماست …

(اولین انتشار ۸ آذر ۱۳۹۴)

هر ۳ مورد یکجا

خیلی خری!!!

 (به بهانه هفته بسیج)

6

مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان گردان‌های بسیج در تاریخ ۴/۹/۹۴ برای درخت تنومندِ بسیج؛ ۳ آفت بر شمردند. ایشان فرمودند:

مراقب باشید این درخت تنومندِ [بسیج] دچار آفت نشود.

[اولین آفت] ، غرور است…

توضیح:

یکی خصلتهایی که انسان را جهنمی می کند تکبر و غرور است

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:  لَا یَدْخُلُ الْجَنَّهَ مَنْ فِی قَلْبِهِ مِثْقَالُ‏ ذَرَّهٍ مِنْ‏ کِبْرٍ.

داخل بهشت نمی شود ، کسی که در قلبش ذره ای از کبر و غرور باشد [وسائل الشیعه ؛ جلد ‏۱۵ ، صفحه ۳۷۵]

ما نباید خود را از دیگران بهتر ببینیم ؛ چه بسا آن شخص گنه کار بعدا توبه کند و عاقبت به خیر شود و ما – خدای ناکرده- عاقبت به شر شویم

داستانک :

در شب هفدهم ماه مبارک رمضان که پیغمبر صلى الله علیه و آله به معراج تشریف برد و همه جا را دید و در همان شب مراجعت فرمود. صبح آن شب ، شیطان خدمت آن سرور مشرف شد و عرض کرد: یا رسول الله ! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم طرف چپ ((بیت المعمور)) منبرى بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده آیا شناختى آن منبر را و متوجه شدید که از کیست ؟

آن حضرت فرمودند: خیر؛ آن منبر از کیست ؟

شیطان عرض کرد: آن منبر از من است و صاحب آن بودم ! بالاى آن مى نشستم و ملائکه پاى منبر من حاضر مى شدند، از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم . ملائکه از عبادت و بندگى من تعجب مى کردند! هر وقت که تسبیح از دستم مى افتاد، چندین هزار ملک بر مى خاستند، تسبیح را مى بوسیدند و به دست من مى دادند. اعتقاد من این بود که خداوند از من بهتر چیزى را خلق نفرموده ؛ ولى یک بار دیدم امر به عکس شد و رانده درگاه او شدم . و الان کسى از من بدتر و ملعون تر در درگاه احدیت نیست . اى محمد صلى الله علیه و آله وسلم ! مبادا مغرور شوى و تکبر نمایى ، چون هیچ کس از کارهاى الهى آگاه نیست .

در ملاقات خود با حضرت یحیى عرض کرد: من جزو ملائکه بودم و چهار هزار سال سرم را از یک سجده بر نداشتم ؛ ولى عاقبتم این شد که از صفوف ملائکه بیرون شدم و مطرود و مردود و ملعون درگاه حق تعالى گردیدم [داستانهایی از ابلیس صفحه ۴۰ به نقل از خزینه الجواهر ۶۴۶]

لطیفه :

شخصی متکبر که برای خود جایگاه مهمی میدید ، در حرم حضرت رضا (علیه السلام) به فکر فرو رفت که من در پیشگاه حضرت چه مقامی دارم،

با خود گفت: اولین کلمه‏ای که یک نفر به من بگوید، نشان دهنده مقام من باشد.

همین طور که ایستاده بودم زنی از کنارم عبور کرد به خیال این که همسر خود من است، گفتم بایست با هم برویم خانه، زن برگشت و به من گفت: خیلی خری. باز شک کردم که همین کلمه نشان دهنده مقام من است، زن برگشت، گفت: شک نکن، خیلی خری!

(اولین انتشار: ۷ آذر ۹۴)

هر ۳ مورد یکجا

۳ چیز مقدمه ۳ چیز (۳٫ تقوا و صله رحم)

(به بهانه شهادت امام رضا علیه السلام )

 

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَهٌ أُخْرَى

ادامه نوشته »

اوج مردم دوستی

(به مناسبت ۱۰ آبان، سالروز شهادت شهید آیت الله قاضی طباطبایی)

index

امروز سالروز شهادت خمینی تبریز، شهید آیت الله قاضی طباطبایی، اولین شهید محراب است. ایشان را در مسیر نماز به شهادت می رسانند.

ایشان بسیار مردم دوست بودند؛ کلا کسانی که اهل عبادت هستند باید مردم دار و مردم دوست نیز باشند.

می گویند: درب منزل ایشان تا ساعت ۱۲ شب به روی مردم باز بود و مشکلات آنها را رفع می کردند. بعد از ساعت ۱۲ ایشان شروع به نوشتن کتاب می کردند. بیش از ۶۰ کتاب از این شهید باقی مانده است.

برادر علامه طباطبایی _آیت الله الهی_ می فرمایند: تمام کتاب هایی که آیت الله قاضی نوشته اند بعد از ساعت ۱۲ بوده است.

آخرین جمله ای که آیت الله قاضی گفتند این بود که برای مردم چه اتفاقی افتاد؟ موقعی که آیت الله قاضی سوار ماشین شدند منافقین سه تیر به ایشان زدند، در همان لحظات که ایشان سرشان پایین بود به شخصی که کنارشان نشسته بود گفت: علی آقا، شما که طوری نشدی؟

در آخرین لحظات هم ایشان دغدغه مردم را داشتند.

(اولین انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۵)

دانستنی هایی از عتبات / پایگاه اینترنتی سعداء

السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی بن ابی طالب

به عنایت و خواست خداوند متعال و مدد اهل بیت علیهم السلام، و در آستانه اربعین حسینی که خیل عظیم عاشقان و دلدادگان راهی زیارت حضرات معصومین (علیهم السلام) و بقاع متبرکه می شوند،

مجموعه کلیپ های

دانستنی هایی از عتبات

شامل نکات ارزشمندی در شناخت بیشتر مزارهای مقدس و مهم منتشر شده و در اختیار زائران و علاقه مندان قرار می گیرد.

نکات ارزشمندی درباره حرم ائمه (علیهم السلام)، شخصیت های مهم مذهبی و علمای مدفون در حرمین، وادی السلام، مساجد مهم و …

ان شاءالله در طی یک هفته آینده بخشی از این مجموعه از طریق لینک زیر در دسترس قرار می گیرد تا قابل استفاده برای زائرانی که قصد عزیمت دارند نیز باشد.

التماس دعا

سعداء
پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

دانستنی هایی از عتبات

استفاده از فرصت ها

( به بهانه ۵ صفر سالروز شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها)

 %db%8c%d8%a7-%d8%b1%d9%82%db%8c%d9%87%d8%b3

حضرت رقیه(س) با وجود سن کم انقلاب درست کرد و با همان لحظات کوتاه عمر به اندازه صد ها و هزاران انسان خدمت کرد.

ما نیز باید به اندازه خود از لحظه لحظه ی عمر استفاده کنیم.

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: ضایع کردن فرصت باعث اندوه و غم خواهد شد.

 

به عنوان مثال :

عالمى را براى نماز میت دعوت کرده بودند.

پرسید: میت زن است یا مرد؟ گفتند: مرد. دستور داد بندهاى کفن را باز کردند، آنگاه رو کرد به بستگان و آشنایان و گفت: خوب نگاه کنید! چشم‏هاى او نمى‏ بیند، شما که چشمتان مى‏ بیند خیانت نکنید. ببینید زبانش بسته است، شما که مى‏ توانید حرف بزنید ناحق نگوئید. گوشهاى او نمى ‏شنود، شما که مى‏ توانید بشنوید صدای حرام گوش نکنید. آرى آن چند لحظه موعظه، از ساعت‏ها پند روى منبر اثرش بیشتر بود.

 

– طلبه‏ ها سال چهارم یک کتابى مى‏ خوانند به نام ” لمعهنویسنده این کتاب که معروف به “شهید” است ؛ در زندان این کتاب را نوشته ‏است.

آقاى رى شهرى زمانى که وزیر اطلاعات بود مى‏ گفت: من از خانه‏ ام تا وزارتخانه بروم و برگردم ۴۰- ۳۰ دقیقه مى ‏رفتم ۴۰- ۳۰ دقیقه برمى گشتم روزى یک ساعت و نیم در ماشین هستم. شروع کردم چند سالى که وزیر بودم در راه قرآن حفظ مى‏ کنم و کل قرآن را ایشان در راه حفظ کرد.

 آزادگانى که در زندانهاى عراق قرآن حفظ کردهاند.

منبع مثال اول : خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد ‏۲، صفحه : ۶۳

منبع بقیه ی مثالها : برنامه درسهایى از قرآن سال ۷۱، با موضوع  نعمت‏هاى ‏خدا  ۱۶، [۲۶/ ۱۲/ ۷۱]

 

داستانک

شیخ عباس قمی در روز جمعه با دعوت شخصی به همراه بسیاری از طلاب به باغی رفتند بعد از احوال پرسی کتاب خود را باز می کنند و مشغول مطالعه می شوند، شخصی به ایشان عرض می کند بهتر نیست امروز را به خود استراحت دهید؟

ایشان می فرمایند: جواب خدا و امام عصر را چه دهم که مال آنان را می خورم و استراحت می کنم.

دریافت فایل pdf

تاریخ انتشار اولیه ۲۹ آذر ۱۳۹۱

کنسرت اولویت اول کشور!

 

(به مناسبت هفته دولت و در آستانه ۸ شهریور سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر)

IMG14111438

شهیدان رجایی و باهنر ویژگی های منحصر به فردی داشتند؛

یکی از ویژگی های این دو شهید عزیز این بود که به اولویت ها می پرداخت. این خیلی مهم است که هر جایی که هستیم ببینیم اولویت چیست و همان را انجام دهیم.

خیلی چیزها اولویت نیست؛ چرا باید خودمان را مشغول آنها کنیم؟

دومین ویژگی این بزرگوار این بود که مردم را هم سرگرم کارهایی که اولویت نداشت نمی کرد!

گاهی وقت ها می بینید که ما یک کم کاری می کنیم و برای اینکه حواس مردم پرت شود، آنها را به یک مطلب بی ارزش مشغول می کنیم؛ این خیلی بد است. این توهین به مردم است.

مردم هر چیزی را تحمل بکنند، این طور چیز ها را تحمل نمی کنند که طرف مقابل مردم را نادان فرض کند.

مثلا

دو ، سه سال است مُد شده، هر اتفاقی در کشور می افتد سریعا کنسرت مشهد عَلَم می شود. که می خواهیم در مشهد کنسرت برگزار کنیم.

کل مردم مشهد تا حالا چند درصدشان کنسرت رفتند که شما اینقدر جوش مردم مشهد برای کنسرت می زنید؟

یک صدم؟ یک دویستم؟ یک هزارم؟ یک دو هزارم؟ یک ده هزارم؟

اصلا یک ده هزارم مردم مشهد می دانند کنسرت چه است؟

انسان احساس می کند دارند فکر مردم را از بحث حقوق های نجومی منحرف می کند.

حقوق نجومی الان یک بحثی است که باید به آن پرداخته بشود. اعلام کردند ۹۰۰ نفر حقوق نجومی گرفتند بعد رئیس جمهور محترم فرمودند ۳۰۰ نفر. بعد سخنگوی آنها فرمودند ۴۰ نفر؛ فرض کنید ۱۰ نفر!

عزل شدند یا نشدند؟ این که بیایند بگویند اینها ذخیره انقلابند و ما قرار نیست اینها را عزل بکنیم! اینها دیگر برای مردم قابل پذیرش نیست. اینها مجرم هستند باید با آنها برخورد شود.

مقام معظم رهبری هم در خطبه های نماز عید فطر، واضح فرمودند: حقوق ها باید از اینها گرفته شود در هر جایی که خرج کردند. همه آنها باید عزل بشوند و همه آنها باید مجازات شوند.

یا مثلا:

 الان دغدغه اینها این شده است که: «حضور خانم ها در ورزشگاه آری یا خیر؟»!

مگر چند درصد از خانم ها قرار است بروند ورزشگاه که شما اینقدر نگران هستید؟

به فکر اقتصاد مردم باشیم. به فکر فرهنگ مردم باشیم. این اقتصاد مقاومتی رعایت بشود مردم هم راضی می شوند.

اولین انتشار در ۸ شهریور ۱۳۹۵

عمل به وظیفه یا شهرت طلبی؟ / خاطره همسر امام خمینی (ره) از پذیرش قطعنامه ۵۹۸

داستانک:

در صفحه ۳۹۲ کتاب «بانوی انقلاب خدیجه ای دیگر» در مطلبی با عنوان «جام زهری که امام نوشید» (به قلم علی ثقفی) به نقل از همسر امام آمده است:

هنگامی که خبر پذیرش قطعنامه را شنیدم از آقا سؤال کردم چرا شما خودتان مسئولیت پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتید؟ چرا پیشنهاد آقای هاشمی را که گفته بود اجازه بدهید من اعلام کنم و تبعات آن را بپذیرم شما قبول نکردید؟

آقا به من پاسخ داد یعنی من قهرمان شوم و دیگری قربانی؟! خانم از خدا بخواه این آخر عمری در چنین جهنمی نیفتم.

 

گاه ما به خاطر اینکه محبوب بشیم و بعد از مرگ خاطرات خوبی ازمون نقل بشه دیگزان رو قربانی می کنیم.
مثلا رهبری اگر بخواهند محبوب شوند می توانند در صحبتهایشان ۴ تا بد و بیراه به دولت بگویند. آن وقت همه می گویند آفرین.
اما گاه وظیفه چیز دیگری است.

**منبرک**