خانه / منبرک های روایی (صفحه 26)

منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

بی حجابان عاشق حسین نخوانند

  (به بهانه محرم حسینی) عصر عاشورا بود حجاب از سر زنان و دختران حسینی ربوده شد هنگامی که فاطمه صغری (که احتمالا همان رقیه است) بعد از شهادت پدر و سیلی خوردن از دست شمر و اصابت کعب نی به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زینب را می بیند ؛ از هیچکدام از اینها شکایت نمی کند. شکایت فاطمه صغری به عمه اش این است که می گوید  : ” یا عمتاه هل من خرقه أستر بها رأسی عن أعین النظار ” ای عمه جان آیا پارچه ای هست که سر خود را از نامحرمان بپوشانم و عمه ی مظلومه اش جواب می دهد : ” فقالت یا بنتاه و عمتک مثلک ” ای  عزیز برادرم عمه ات هم مانند توست منبع : بحارالانوار، جلد ۴۵، صفحه ۶۱، بقیه الباب ۳۷ سائر ما جرى علیه بعد بیعه الناس لیزید بن معاویه إلى شهادته صلوات الله علیه‏ جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

عقوبت ذخیره کردن مال و غذا و کسب وکار در روز عاشورا

  ( به بهانه نزدیکی به روز عاشورای حسینی )   حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده که آن جناب فرمود : هر کس در روز عاشورا کارهاى خود را ترک کند و شغل خود را واگذارد حقتعالى حاجتهاى دنیا و آخرت او را برآورد و کسى که روز عاشورا روز مصیبت و حزن و گریه او باشد حقتعالى روز قیامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت چشم او بوجود ما روشن شود و هر کس روز عاشورا را روز برکت نامد و در آن روز چیزى در منزل‏ خود ذخیره کند آن ذخیره از براى او مبارک نباشد و حقتعالى در روز قیامت او را با یزید و عبید الله زیاد و عمر بن سعد در اسفل درکات جهنم محشور گرداند منبع: عیون أخبار الرضا -ترجمه آقا نجفى، جلد‏۱، صفحه ۲۲۵، باب بیست و هشتم در ذکر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار متفرقه  

ادامه نوشته »

داستانی از عشق و ارادت شهدا به امام حسین

  (به بهانه محرم ) داستان۱: گلوی بریده حضرت علی اصغر علیه السلام گفت: «توی دنیا بعد از شهادت فقط یک آرزو دارم: اونم اینکه تیر بخوره به گلوم».  تعجب کردیم. بعد گفت: «یک صحنه از عاشورا همیشه قلبمو آتیش می زنه؛ بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر» والفجر یک بود که مجروح شد. یک تیر تو آخرین حد گردنش خورده بود به گلوش. وقتی می بردنش عقب، داشت از گلوش خون می آمد. می گفت: آرزوی دیگه ای ندارم مگر شهادت. مشخصات شهید: سردار شهید حاج عبدالحسین برونسی-فرمانده تیپ ۱۸ جوادالائمه از لشکر ۵ نصر   داستان۲: مداح بی سر هم مداح بود هم شاعر اهل بیت می گفت: « شرمنده ام که با سر وارد محشر شوم و اربابم بی سر وارد شود؟» بعد شهادت وصیت نامه اش رو آوردند. نوشته بود قبرم رو توی کتابخونه مسجد المهدی کندم.  سراغ قبر که رفتند دیدند که برای هیکلش کوچیکه. وقتی جنازه ش اومد قبر اندازه اندازه بود، اندازه تن بی سرش. راوی: مداح اهل بیت حاج کاظم محمدی مشخصات شهید: حاج شیرعلی سلطانی   مسئول تبلیغات تیپ امام سجاد  علیه السلام  فارس  محل دفن: کتابخانه مسجد المهدی شیراز  جهت نیاز به مطالعه ۲۰ داستان کوتاه از عشق شهدا به امام حسین اینجا را کلیک نمایید جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید  

ادامه نوشته »

چشم و هم چشمی یکی از موانع تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی

(به بهانه سال ۱۳۹۱ ؛ سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی) حضرت امام صادق علیه السلام در اوضاع آخرالزمان می فرمایند : وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ یَقْتَدُونَ بِأَهْلِ الشُّرُور و دیدى مردم با هم؛ هم چشمى مى‏کنند و به مردم بد اقتدا مى‏کنند منبع: بهشت کافى-ترجمه روضه کافى، صفحه ۷۱  داستان: یکى از قبیله ‏ها شترى را کشت و آبگوشت درست کرد و به مردم داد. یک مقدار هم براى رییس قبیله‏ ی دیگر فرستاد. رییس قبیله گفت: شتر مى‏کشد و براى من آبگوشت مى‏فرستد. یک لگد زد و ظرف غذا را بر زمین ریخت. گفت: حالا که رییس آن قبیله یک شتر کشته است. شما دو شتر نحر کنید.  همینطور این دو قبیله چشم و هم چشمى کردند و هر روز تعدادى شتر را کشتند. قصه به آنجا رسید که از روى چشم و هم چشمى پنجاه شتر نحر شد. امیرالمؤمنین فرمود: احدى از این آبگوشت‏ها نخورد. آبگوشتى که از روى چشم و هم چشمى است، خوردن ندارد. گفتند: پس با این دیگ‏ها چه کنیم؟ فرمود: دور بریزید تا شغال‏ها آنها را بخورند.    

ادامه نوشته »

چهار سخن از چهار پیامبر (۳- حضرت عیسی)

أربعه من الأنبیاء تکلّموا بأربع کلمات: ۳٫ قال عیسى علیه السّلام: من رضی بقسمه اللّه فکأنّما عمل بالإنجیل. … امام باقر علیه السلام می فرمایند:از چهار پیغمبر چهار سخن مانده: … ۳٫حضرت عیسىعلیه السلام: آن که به قسمت خدای رضا دهد؛ گویا به انجیل عمل کرده. …  منبع : تحریر المواعظ العددیه، صفحه۳۶۲، الفصل الخامس یکی از مهمترین مصادیق راضی بودن به قسمت ؛ و شاید معنای راضی بودن به قسمت “قناعت”است داستانک :  گویند شغالی،از شغال بودن خود خسته شد. چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روی خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند. شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روی خود را از او برمی گرداندند. شغالی نرمخوی و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبکار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودی و داشتی قناعت می کردی، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود می آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر می انگیختی. آن باش که هستی و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع تر از آنچه هستی، نشان مده که به اندازه ی بود، باید نمود»  لطیفه: ابو وائل گفت: من با دوستم به زیارت سلمان رفتیم و سلمان نان جو و نمک برایمان آورد.  دوست من گفت: اگر در این نمک سبزی هم بود بهتر بود. سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداری سبزی گرفت و آورد. وقتی غذایمان را خوردیم دوست من گفت: شکر خداوند که ما را قناعت بخشید و با قناعت غذا خوردیم  سلمان گفت: اگر به روزی خود قانع بودید آفتابه من به رهن نمی رفت.

ادامه نوشته »

چهار سخن از چهار پیامبر (۴- حضرت رسول)

أربعه من الأنبیاء تکلّموا بأربع کلمات: ۴٫قال النبى صلّى اللّه علیه و آله: من حفظ لسانه فکأنّما عمل بالقرآن.   امام باقر علیه السلام می فرمایند:از چهار پیغمبر چهار سخن مانده: … ۴٫حضرت محمد صلی الله علیه و آله: کسى که زبانش را نگهدارد گویا به قرآن عمل کرده. منبع : تحریر المواعظ العددیه، صفحه۳۶۲، الفصل الخامس داستانک ۱: گویند: مرد عربى نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد، عرض کرد: یا رسول الله ، عملى به من بیاموز که باعث ورود به بهشتم شود. پیامبر فرمود: ۱٫  گرسنه را سیر  ؛ ۲٫   تشنه را سیراب، ۳٫   امر به معروف  ۴٫   نهى از منکر کن!  و اگر نتوانستى جز در راه خیر زبانت را نگهدار، زیرا تو بدین وسیله بر شیطان چیره مى‏شوى. منبع: مجموعه ورام(تنبیه الخواطر) جلد ‏۱  صفحه ۱۰۵ داستانک ۲: لقمان به فرزندش نصیحت می کند :اگر وارد مجلسی شدی گوشه ای بنشین و سخن مگو اگر دیدی دیگران صحبتهای مفید میکنند وارد شو و اگر دیدی سخن مفید نمی گویند داخل بر جمع آنان مشو   (مانند جلساتی که ساعتها می نشینند و جز در رابطه با نوع گوشی همراه وماشین و سیاست وغیبت و تهمت و مسخره کردن و  … سخنی نمی گویند)  

ادامه نوشته »

چهار سخن از چهار پیامبر (۲- حضرت داود)

  أربعه من الأنبیاء تکلّموا بأربع کلمات: ۲٫ قال داود علیه السّلام: من منع نفسه عن الشهوات فکأنّما عمل بالزبور. … امام باقر علیه السلام می فرمایند:از چهار پیغمبر چهار سخن مانده: … ۲٫حضرت داود علیه السلام: هر که از شهوات خوددارى کند ؛ گویا به زبور عمل کرده. …  منبع : تحریر المواعظ العددیه، صفحه۳۶۲، الفصل الخامس در روایتی در جلد ‏۷۱  بحار الأنوار  صفحه  ۱۸۵ آمده است  فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَه . شهوات انواع دارد: بعضی شهوت خواب دارند ؛ و هر چه بخوابند ، باز هم تمایل به خواب دارند بعضی شهوت مال دارند؛ هر چه پول به دست می آورند ،طمعشان بیشتر می شود بعضی شهوت ریاست دارند؛ برای به  دست آوردن مقام ، از هر طریقی وارد می شوند بعضی شهوت زیبایی دارند؛ هر چند ماه یکبار  جایی از صورتش را عمل می کند بعضی شهوت جنسی دارند؛ واز هر راهی برای تخلیه شهوت  استفاده می کنند بعضی شهوت تنوع طلبی دارند ؛ باید وسایلشان را زود زود عوض کنند مانند: تنوع طلبی در تلفن همراه ؛ که هر  ماه گوشی اش را عوض می کند تنوع طلبی در ماشین ؛ باید تند تند ماشین عوض کند تنوع طلبی در همسر؛بعد از چند ماه که با این یکی بود ؛ دلش را میزند و سراغ دیگری می رود تنوع طلبی در لباس؛ برای هر مهمانی یک مدل جدید لباس تهیه می کند. تنوع طلبی در دکوراسیون منزل؛ باید مبل و پرده و … را هر سال عوض کند تنوع طلبی در دکوراسیون اداره ؛ (از آنجا که پول ،مال خودش نیست )، رنگ و سنگ فرش و قاب ومیز و … اداره باید چند ماه یکبار عوض شود و …

ادامه نوشته »

چهار سخن از چهار پیامبر (۱- حضرت موسی)

أربعه من الأنبیاء تکلّموا بأربع کلمات: ۱٫قال موسى علیه السّلام: من قطع قرین السوء فکأنّما عمل بالتوراه. … امام باقر علیه السلام می فرمایند:از چهار پیغمبر چهار سخن مانده: ۱٫حضرت موسى علیه السلام: هر که رفیق بد را کنار گذارد؛ گویا به تورات عمل کرده. …  منبع : تحریر المواعظ العددیه صفحه۳۶۲ الفصل الخامس دوست بد عامل انحراف انسان است ؛ گاه دوست بد ؛پدر انسان است وگاه مادر. گاه خواهر است و گاه برادر . گاه فرزند است و گاه همسر . گاه همسایه است و گاه همکار . گاه استاد است و گاه دانش آموز.گاه هم کلاسی است و گاه هم بازی . گاه اوستا است و گاه شاگرد. به عنوان مثال: چه کسی  فیلم های مبتذل را به انسان می دهد؟ چه کسی دستور دروغگویی را به انسان می دهد؟ چه کسی انسان را به دزدی کردن تشویق می کند ؟ چه کسی انسان را به زنا و لواط و … دعوت می کند ؟ چه کسی  موسیقی های  حرام را  به انسان میدهد ؟ چه کسی انسان را به سیگاری شدن تشویق می کند  ؟ چه کسی راههای کلاهبرداری را به انسان یاد می دهد ؟ چه کسی پیشنهاد دوستی های خیابانی را به انسان می دهد؟ چه کسی برای  اولین بار پیشنهاد مصرف مواد مخدر را به انسان می دهد؟ چه کسی بلوتوث های مخرب و پیامکهای مبتذل را برای انسان می فرستد ؟

ادامه نوشته »

بخل

(به بهانه میلاد امام هادی علیه السلام) امام هادی علیه السلام می فرمایند: الْبُخْلُ أَذَمُّ الْأَخْلَاق‏ بخل ، پست  ترین اخلاق هاست منبع: بحار الأنوار، جلد ‏۶۹ ، صفحه: ۱۹۹ به عنوان مثال: بسیاری از مردم خانه های وسیعی دارند و در مقابل افرادی هستند که خانه هایشان کوچک است ونیز پول گرفتن تالار برای عروسیشان را ندارند؛ چه می شود عروسی در آن خانه های بزرگ گرفته شود. بسیاری در انبار منزل و مغازه یشان بخاری، یخچال، فریزر و … دارند و در مقابل بسیاری از داشتن اینها محرومند. بسیاری کتاب می نویسند، اما اجازه نمی دهند کسی از آن استفاده کند . به راستی چرا برخی از ما این‌قدر بخیل هستیم؟؟؟ داستان: تاجرى تهرانى منشى متدینى داشت. ساعت‏هاى آخر عمر تاجر رسیده بود. منشى از روى دلسوزى حضرت آیت ‏اللّه العظمى خوانسارى را بر بالین تاجر آورد تا بلکه نفسش اثر کند و خوش عاقبت بمیرد. آیت ‏اللّه خوانسارى هرچه پیرمرد را موعظه کرد و فرمود: در آستانه مرگ هستى این همه سرمایه دارى، این همه فقیر و محروم چشم انتظارند، کارى براى خودت بکن. تاجر گفت: آقا هرکارى مى‏کنم نمى ‏توانم ازپول ، دل بکنم. آیت‏ اللّه خوانسارى هنوز از منزل آن شخص بیرون نرفته بود که تاجر مُرد. لطیفه : از بخیلی پرسیدند،برای این آیه خاطره ای هم داری ؟ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً  ؛با هر سختی گشایش است ؛ گفت : این‌که مهمانی ناگهان سر سفره برسد، اما روزه باشد.  

ادامه نوشته »

آفتی به نام پرخوابی

  (به بهانه نزدیکی به ولادت امام هادی علیه السلام) قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ علیه السلام: مَنْ  أَکْثَرَ الْمَنَامَ رَأَى الْأَحْلَام‏  امام هادی  علیه السّلام می فرمایند:  هر که پر خواب کند، دچار پرت‏ وپلا شود منبع: بحار الأنوار، جلد ۵۸، صفحه ۱۹۰ برخی از عوامل پر خوابی ۱٫پر خوری : قال الصادق علیه السلام : کثره النّوم یتولّد من کثره الشّرب، و کثره الشّرب من کثره الشّبع، و هما یثقلان النّفس عن الطّاعه، و یقسیان القلب عن التّفکّر و الخضوع. امام صادق(علیه السلام) می­فرماید: «خواب بسیار، از خوردن آب بسیار ناشى مى‏شود،( چرا که با خوردن زیاد آب، بلغم و رطوبات در مزاج انسان بیشتر می شود که موجب خواب می­گردد)  و خوردن آب بسیار، از خوردن غذاى بسیار ناشی می­شود.» منبع :مصباح الشریعه-ترجمه عبد الرزاق گیلانى، ص: ۲۸۸ ۲٫رفیق پر خواب: مصاحبت باعث تأثیر اخلاق و رفتار افراد در دوستان و همنشینان آنان می شود. ۳٫عدم برنامه ریزی : بعضی از انسانها زندگیشان برعکس است. شب را بیدارند و روز را می خوابند. در حالی که در قرآن آمده است :  وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً * وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً * وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً (نبا ۹-۱۱ )  و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم،  و شب را پوششى(براى خواب شما)،  و روز را وسیله‏اى براى کار کردن  و امرار معاش!

ادامه نوشته »

آفتی به نام پرخوابی

(به بهانه نزدیکی به ولادت امام هادی علیه السلام) قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ علیه السلام: مَنْ  أَکْثَرَ الْمَنَامَ رَأَى الْأَحْلَام‏  امام هادی  علیه السّلام می فرمایند:  هر که پر خواب کند، دچار پرت‏ وپلا شود منبع: بحار الأنوار، جلد ۵۸، صفحه ۱۹۰ برخی از عوامل پر خوابی ۱٫پر خوری : قال الصادق علیه السلام : کثره النّوم یتولّد من کثره الشّرب، و کثره الشّرب من کثره الشّبع، و هما یثقلان النّفس عن الطّاعه، و یقسیان القلب عن التّفکّر و الخضوع. امام صادق(علیه السلام) می­فرماید: «خواب بسیار، از خوردن آب بسیار ناشى مى‏شود (چرا که با خوردن زیاد آب، بلغم و رطوبات در مزاج انسان بیشتر می شود که موجب خواب می­گردد)  و خوردن آب بسیار، از خوردن غذاى بسیار ناشی می­شود.» منبع :مصباح الشریعه-ترجمه عبد الرزاق گیلانى، ص: ۲۸۸ ۲٫رفیق پر خواب: مصاحبت باعث تأثیر اخلاق و رفتار افراد در دوستان و همنشینان آنان می شود. ۳٫عدم برنامه ریزی : بعضی از انسانها زندگیشان برعکس است. شب را بیدارند و روز را می خوابند. در حالی که در قرآن آمده است:  وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً * وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً * وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً (نبأ ۹-۱۱)  و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم،  و شب را پوششى(براى خواب شما)،  و روز را وسیله‏اى براى کار کردن  و امرار معاش!

ادامه نوشته »

خدا، کجای قلب ماست؟

      ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی‏ جَوْفِ (سوره احزاب آیه ۴ ) خداوند براى هیچ کس دو دل در درونش نیافرید وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام :  الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّه‏  دل حرم خداوند است، پس در حرم خدا کسى غیر از خداوند را جاى ندهید منبع :  بحارالانوار، جلد ‏۶۷ ، صفحه ۲۵  انسان یک دل بیشتر ندارد؛ اگر غیر خدا در آن بود، دیگر جایی برای خدا نیست. داستانک: روزى سلیمان گنجشکى را دید که به همسر خود مى‏گوید: چرا با من معاشرت نمی کنی، اگر تو بخواهى من جایگاه سلیمان را با منقار خود بلند مى‏کنم و آن را در دریا مى‏افکنم، حضرت سلیمان از کلام او به خنده افتاد، سپس آن دو را فرا خواند و به گنجشک نر فرمود: آیا قدرت انجام کارى را که ادّعا کردى، دارى؟  او گفت: خیر، اى پیامبر خدا، لیکن مرد خود را براى همسرش بزرگ مى‏شمارد و نزد او لاف مى‏زند و عاشق را از بابت سخنانش سرزنش نمى‏کنند. سلیمان به گنجشک مادّه گفت: چرا با او معاشرت نمی کنی ، با آنکه او عاشق توست؟ او گفت: اى رسول خدا، او ادّعاى عشق مى‏کند، امّا براستى دوستدار من نیست و همراه من دیگرى را نیز دوست دارد. این کلام گنجشک سلیمان را متأثر کرد و او بشدّت گریست و تا چهل روز از مردم مفارقت نمود و در خلوت به مناجات با پروردگار خود پرداخت تا قلب خود را از محبّت غیر خدا خالص کند. منبع: بحار الأنوار، جلد ‏۱۴، صفحه ۹۶

ادامه نوشته »

دروغ بدتر است یا شراب

(به بهانه شهادت امام باقر علیه السلام ) عَنْ‏ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ:  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلْکَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْکَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب‏ حضرت باقر علیه السلام فرمود:  خداى عز و جل براى بدى قفلهائى قرار داده، و کلیدهاى آنها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است. منبع: الکافی ، جلد  ‏۲ ، صفحه   ۳۳۹    باب الکذب …..   گاهی انسان به راحتی برای تعارف دروغ می گوید! داستانک: مادر یکی از نمایندگان مجلس از دنیا می رود و دفتر یکی از مراجع پیام تسلیتی به این عنوان آماده می کند “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان با تمام وجود ناراحت شدند و…” این پیام را به آن مرجع  برای تایید نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید من با تمام وجود ناراحت نشدم؛ این را عوض کنید. پیام را تصحیح می کنند و می نویسند:  “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید؛ ایشان بسیار ناراحت شدند و…” برای دومین بار این پیام را به آن مرجع نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید من بسیار  ناراحت نشدم؛ این را عوض کنید. دفتر آن مرجع سومین پیام را اینگونه می نویسند: “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان ناراحت شدند و…” برای سومین بار این پیام را به آن مرجع نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید راستش من ناراحت هم نشدم؛ این پیر زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتی ندارد. رئیس دفتر می گوید پس چه بنویسیم ؟ نمی شود که نوشت: “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان خوشحال شدند و…” آن مرجع می فرماید چرا اینها را بنویسید! ؛ بنویسید: “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به …… رسید ؛ ایشان برای علو درجات مادرتان دعا کردند“ * نکته اینجاست که گاه با تغییر کلمه ای دیگر دروغ نگفته ایم.

ادامه نوشته »

مواد مخدری به نام « بنگ »؛ در روایات

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: سَیَأْتِی زَمَانٌ عَلَى أُمَّتِی یَأْکُلُونَ شَیْئاً اسْمُهُ‏ الْبَنْجُ‏  أَنَا بَرِی‏ءٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ بَرِیئُونَ مِنِّی: پیامبر فرمودند:روزگاری بر امت من خواهد آمد که ماده ای به نام بنگ می خورند. من از آنان بیزارم و آنان  از من. سَلِّمُوا عَلَى الْیَهُودِ وَ النَّصَارَى وَ لَا تُسَلِّمُوا عَلَى آکِلِ‏ الْبَنْجِ‏: پیامبر فرمودند:بر یهودی و نصرانی سلام کنید ولی بر مصرف کننده ی بنگ سلام نکنید. مَنِ احْتَقَرَ ذَنْبَ الْبَنْجِ فَقَدْ کَفَرَ: پیامبر فرمودند:کسی که گناه مصرف بنگ را کوچک بشمرد پس به تحقیق کافر شده است. مَنْ أَکَلَ الْبَنْجَ فَکَأَنَّمَا هَدَمَ الْکَعْبَهَ سَبْعِینَ مَرَّهً وَ کَأَنَّمَا قَتَلَ سَبْعِینَ مَلَکاً مُقَرَّباً وَ کَأَنَّمَا قَتَلَ سَبْعِینَ نَبِیّاً مُرْسَلًا وَ کَأَنَّمَا أَحْرَقَ سَبْعِینَ مُصْحَفاً وَ کَأَنَّمَا رَمَى إِلَى اللَّهِ سَبْعِینَ حَجَراً وَ هُوَ أَبْعَدُ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ وَ آکِلِ الرِّبَا وَ الزَّانِی وَ النَّمَّام‏: پیامبر فرمودند: بزرگی گناه کسی که بنگ را مصرف کند مثل کسی است که هفتاد بار  کعبه خانه ی خدا را منهدم و ویران کرده باشد ؛ و مثل کسی است که هفتاد ملک مقرب الهی را کشته باشد و  بزرگی گناه کسی که بنگ را مصرف کند مثل کسی است که هفتاد پیامبر را کشته باشد  و یا گناهش مثل کسی است که هفتاد قرآن را به آتش کشیده باشد  و یا مثل کسی است که هفتاد بار به سوی خدا سنگ پرتاب کرده باشد. منبع تمام روایات: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ‏۱۷، صفحه ۸۶  

ادامه نوشته »

احتکار

وَ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ : جَاءَنِی جَبْرَائِیلُ مُتَغَیِّرَ اللَّوْنِ فَقُلْتُ یَا جَبْرَائِیلُ مَا لِی أَرَاکَ مُتَغَیِّرَ اللَّوْنِ قَالَ اطَّلَعْتُ فِی النَّارِ فَرَأَیْتُ وَادِیاً فِی جَهَنَّمَ یَغْلِی فَقُلْتُ یَا مَالِکُ لِمَنْ هَذَا فَقَالَ لِثَلَاثِ نَفَرٍ لِلْمُحْتَکِرِینَ وَ الْمُدْمِنِینَ عَلَى الْخَمْرِ وَ الْقَوَّادِین‏ پیامبر فرمود: روزى جبرئیل بر من نازل شد، و رنگش پریده و حالش دگرگون بود سبب را پرسیدم: گفت: امروز بر دوزخ گذشتم و دره ای را دیدم که پیوسته برافروخته بود، از مالک دوزخ پرسیدم: این عذاب براى کیست؟ گفت: براى سه نفر: محتکران ، شرابخوار، و قوّاد (به هم رساننده ی زن ومرد در زنا ) منبع:  إرشاد القلوب إلى الصواب، جلد‏۱، صفحه ۱۷۴ وَ قَالَ رسول الله صلی الله علیه وآله :  الْمُحْتَکِرُ مَلْعُون‏ پیامبر مکرم اسلام فرمودند : کسی که مالی را برای گران شدن نگه دارد ، ملعون است وَ قَالَ صلی الله علیه و آله : مَنِ احْتَکَرَ عَلَى الْمُسْلِمِینَ طَعَاماً ضَرَبَهُ اللَّهُ بِالْجُذَامِ وَ الْإِفْلَاس‏  هر که خوراکى را بر مسلمانان احتکار کند خدا او را به بیماری خوره و نیز به فقر مبتلا می کند منبع هر ۲ روایت: بحار الأنوار، جلد ‏۵۹، صفحه  ۲۹۲  داستان : در کربلا عطار مشهوری زندگی می‌کرد. روزگاری مریض شد و بیماری‌اش طولانی گردید. یکی از دوستان به عیادتش رفت؛ دید که از وسایل زندگی چیزی برایش باقی نمانده است؛ فقط حصیری در زیر بدن و متکایی در زیر سر دارد. تاجر ثروتمند دیروز، حالا به چنین روزی افتاده است . در همین حال، پسر تاجر وارد شد و گفت: ” پدر، برای نسخه امروز پول نداریم تا دارو بخریم .” تاجر، متکای زیر سرش را به او  داد و گفت: ” این را هم ببر و بفروش، تا ببینم راحت می‌شوم یا نه؟ “ دوست تاجر، از وی پرسید: جریان چیست؟ تاجر گفت: من در کربلا، نمایندگی فروش آبلیموی شیراز را داشتم . آبلیمو وارد می‌کردم و به مبلغ گرانی می‌فروختم. ناگهان در شهر، بیماری حصبه شایع شد و پزشکان اعلام کردند که آبلیمو برای درمان این بیماری سودمند است. روز اول کاری نکردم، ولی روز بعد به خود گفتم: چرا آبلیمو را ارزان می‌فروشی؟ حالا که خریدار دو برابر شده است . خلاصه، ابتدا [آبلیموها را نگه داشتم تا قیمت گرانتر شود و بعد] قیمت آبلیمو را دو برابر و بعد چند برابر کردم. مردم بیچاره هم از روی ناچاری می‌خریدند. بعد دیدم که آبلیموهایم دارد تمام می‌شود و هر قدر هم که آن را گران می‌کنم مردم می‌خرند. بنابراین شروع به ساختن آبلیموی تقلبی کردم و از این راه سود سرشاری به دست آوردم. اما، ناگهان بیمار شدم، این بیماری مرا از پا انداخت و بستری کرد. در اثر این بیماری، هر چه پول به دست آورده بودم، از دست دادم . تا این که امروز دیدی که فقط همین متکا باقی مانده بود، این را نیز دادم تا ببینم آیا از دست این زندگی راحت می‌شوم یا نه؟ منبع: داستان‌های شگفت، شهید آیه الله دستغیب، صفحه  ۹۴. خاطره : چند روز پیش شخصی که حسابدار شرکت محصولات غذایی … بود برایم تعریف می کرد: مسئولین کارخانه متوجه شدند محصولات در  حال گران شدن است ، تمام محصولات را از بازار جمع کردند تا گران شود . اتفاقا آن انبار آتش گرفت و همه آن محصولات سوخت .

ادامه نوشته »
**منبرک**