خانه / منبرک های روایی (صفحه 33)

منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

حق مسلمان بر مسلمان

  معلى بن خنیس گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود براى او هفت حق واجب است که همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر برخى از آنها را تباه و ضایع کند، از ولایت و اطاعت خدا بیرون رود، و خدا از او بهره (اطاعت و بندگى) ندارد. عرض کردم قربانت، آنها چیست؟ فرمود: اى معلى بن خنیس، من بر تو نگرانم و می ترسم ضایع کنی و مراعات نکنى و بدانى و عمل ننمائى. عرض کردم: «لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ نیروئى جز از خدا نیست» فرمود: آسانترین آن حقوق اینست که:  آنچه براى خود دوست دارى براى او هم دوست داشته باشى و آنچه براى خود نپسندى، بر او نیز نپسندى و حق دوم- آنکه از آنچه ناخرسند دارد دورى کنى و خوشنودى او را پیروى نموده فرمانش برى. و حق سوم- آنکه با جان و مال و زبان و دست و پاى خویش او را یارى کنى. و حق چهارم- آنکه چشم و راهنما و آئینه او باشى. و حق پنجم- آنکه تو سیر نباشى و او گرسنه یا سیرآب باشى و او تشنه یا پوشیده باشى و او برهنه. و حق ششم- آنکه اگر تو خدمتگزار دارى و برادرت ندارد. واجب است خدمتگزارت را بفرستى. و حق هفتم – آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت کنی ، اگر مریض شود او را عیادت کنی و اگر بمیرد تشییع جنازه او روی و هر گاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید بر انجام دادن آن پیشی بگیری منبع : اصول  کافى-ترجمه مصطفوى، جلد‏۳، صفحه۲۴۶   

ادامه نوشته »

آخرین نوشته شهید

  ۱۵ سال بعد از “والفجر مقدماتی”، از دل خاک فکه، شهیدی بیرون آمد که اعداد و حروف نقش بسته بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند: بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست، جز همین که “امام” را تنها نگذارید. تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم؛ “به تو خیانت می کنند، تو مکن. تو را تکذیب می کنند، آرام باش. تو را می ستایند، فریب مخور. تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن. مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش… آنگاه از ما خواهی بود”… دیگر نایی در بدن ندارم؛ خداحافظ دنیا   متن عربی روایتی که این شهید عزیز نوشته است  :  أُوصِیکَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوکَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ کُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَع‏ منبع: تحف العقول، صفحه ۲۸۴ ،  وصیته ع لجابر بن یزید الجعفی …..     

ادامه نوشته »

دعای ماه صفر

      (به بهانه آغاز ماه صفر) بدان که این ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسى خواهد که محفوظ ماند از بلاهاى نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانکه محدث فیض و غیره فرموده : یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ منبع: مفاتیح‏الجنان اعمال ماه صفر  

ادامه نوشته »

اهمیت تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها

  باب استحباب اختیار تسبیح الزهراء       نکته :خلاصه این داستان گفته شد روایت کرده‏اند که امیر المؤمنین علیه السّلام به مردى از بنى سعد فرمود: آیا نمیخواهى از وضع و حال خودم و فاطمه زهرا با تو سخنى باز گویم، (و چنین حکایت فرمود) فاطمه در خانه من بود، و به تنهائى آب از چاه مى‏کشید و در مشک کرده بدوش میگرفت و بخانه مى‏آورد چندان که تسمه مشک سینه او را مجروح کرده بود، و با آسیاب گندم را آرد میکرد به حدّى که دستهایش آماس کرده و تاول زده بود، و آنقدر خانه را رفته و روبیده بود که جامه‏اش خاک آلود و کثیف شده بود، و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرده بود که لباسهایش چرکین گشته، و از این همه کار و زحمت آسیب و فرسودگى فراوان به او رسیده بود روزى من به او گفتم: چه خوب مى‏شد اگر نزد پدرت میرفتى از آن حضرت تقاضاى خدمتگارى میکردى که تا حدّى بار مشقّتى را که از این همه کار بر دوش تو است بردارد، فاطمه نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله رفت و دید جمعى خدمت آن حضرت نشسته و مشغول صحبت‏ هستند، شرمش آمد که خواسته‏اش را بگوید و بمنزل باز گشت، و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فهمید که دخترش براى کارى آمده بوده ولى از روى آزرم برگشته است، فرداى آن روز پیامبر به خانه ما آمد . . . فرمود: اى فاطمه دیروز چه خواسته‏اى داشتى که نزد پدرت آمدى؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسیدم اگر جواب ایشان را ندهم برخیزد و برود پس سر خود را از قطیفه بیرون آورده و عرض کردم: من شما را از آن با خبر مى‏کنم اى رسول خدا، ماجرا چنین است که دختر شما آنقدر مشک آب بر دوش کشیده و آب آورده که تسمه آن روى سینه‏اش اثر گذاشته، و چندان آسیا گردانده که دستهایش آبله و تاول زده‏است،  و آنقدر خانه را روبیده و نظافت کرده که جامه‏هایش چرک و غبار و خاک گرفته است، و چندان زیر دیگ آتش کرده که لباسهایش دود آلود و سیاه شده است و من باو گفتم: اگر نزد پدرت میرفتى و از ایشان تقاضاى خدمتگارى مى‏کردى که تا حدودى بار این مشقّت و رنج این همه کار را از دوش تو بر دارد خوب میشد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پس از شنیدن ماجرا و درخواست ما فرمود: آیا مى‏خواهید چیزى بشما بیاموزم که برایتان از خدمتگار بهتر باشد؟ هنگامى که آماده خواب شدید و یا برختخواب رفتید سى و چهار بار «اللَّه أکبر» بگوئید، و سى و سه بار «سبحان اللَّه» و سى و سه بار «الحمد للَّه» بگوئید (تا بدین وسیله خستگى مفرط ناشى از کارهاى روزانه از تن شما بیرون رفته و آرامش و نیروى دوباره براى کارهاى روز بعد به جسم و جانتان باز گردد) در این هنگام حضرت فاطمه علیها السّلام که تا این زمان ملحفه را روى سر خود کشیده بود سر خود را بیرون آورد و گفت: «رضیت عن اللَّه و عن رسوله، رضیت عن اللَّه و عن رسوله». (من از خدا و رسولش راضى شدم من از خدا و رسولش راضى شدم براى آنچه خدا و رسولش بمن عطا فرمودند راضى و خشنود شدم و هیچ شکایتى ندارم). منبع: من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى جلد‏۱ صفحه ۵۰۴ باب در بیان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پایان آن    

ادامه نوشته »

نشستن در بهشت بهتر است یا نشستن در مسجد

حضرت علی  علیه السلام : الْجَلْسَهُ فِی الْمَسْجِدِ خَیْرٌ لِی مِنَ الْجَلْسَهِ فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ الْجَنَّهَ فِیهَا رِضَا نَفْسِی وَ الْجَامِعَ فِیهِ رِضَا رَبِّی‏   نشستن در مسجد، نزد من دوست داشتنى‏تر از نشستن در بهشت است، زیرا نشستن در بهشت برای رضای من است اما نشستن در مسجد برای رضایت خداست. منبع: إرشاد القلوب إلى الصواب    جلد‏۲   صفحه ۲۱۸     

ادامه نوشته »
**منبرک**