سرخط خبرها
خانه / منبرک های روایی (صفحه 31)

منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

لیله القدر

  (به بهانه نزدیکی به شبهای قدر ) عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ  : قَالَ مُوسَى إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اسْتَیْقَظَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رَحْمَتَکَ قَالَ رَحْمَتِی لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاکِینَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ الْجَوَازَ عَلَى الصِّرَاطِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَهٍ لَیْلَهَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّهِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَهً فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ النَّجَاهَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رِضَاکَ قَالَ رِضَایَ لِمَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ   پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : حضرت موسی در مناجات خود به خدا عرضه داشت : خداوندا !  مى‏خواهم به تو نزدیک شوم، فرمود: قرب من در بیداری شب قدر است گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم  در ترحم و رحم کردن به مساکین در شب قدر است گفت: خداوندا ! جواز عبوراز صراط را  مى‏خواهم ,فرمود: رمز عبور از صراط,صدقه دادن در شب قدر است گفت:خداوندا!بهشت و نعمتهایش را مى‏خواهم،فرمود:رسیدن به آن درگروی تسبیح گفتن درشب قدراست گفت: خداوندا! رهایى از جهنم و غذابش را مى‏خواهم ،فرمود:رمز نجات از دوزخ , استقفار در شب قدر است  گفت‏: خداوندا رضای تو را مى‏خواهم، فرمود: رضای من در خواندن دو رکعت نماز در شب قدر است منبع : وسائل‏ الشیعه، جلد  ۸، صفحه ۲۰  

ادامه نوشته »

خدیجه سلام الله علیها

  ( به بهانه ۱۰ رمضان رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها )   نزل جبریل (علیه السّلام) على النبیّ (صلّى اللّه علیه و آله) فقصّ علیه ما أرسل به، و جلس یحدّث رسول اللّه- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم-: إذ مرّت خدیجه فقال جبریل: من هذه یا محمّد؟ قال: هذه صدّیقه أمّتی؛ قال جبریل: إنّ معی إلیها رساله من الربّ- عزّ و جلّ- تقرئها السّلام و تبشّرها ببیت فی الجنّه من قصب بعید من اللّهب، لا لغب فیه و لا وصب‏  جبرئیل برسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرود آمد و آن چه که براى او فرستاده شده بود بیان کرد و برسول خدا (صلی الله علیه و آله) حدیث مى‏گفت. آن گاه خدیجه عبور کرد جبرئیل گفت اى محمد (صلی الله علیه و آله) این کیست؟ فرمود این راستگوترین امت من است جبرئیل گفت که از طرف خداى توانا و با عظمت بوسیله من باو پیامى هست، باو سلام برسان و بخانه‏اى در بهشت از مروارید به او مژده ده که دور از شعله آتش و در او خستگى و بیمارى نیست‏   منبع: روضه الواعظین-ترجمه مهدوى دامغانى، صفحه ۴۳۸ ، مجلس سى و دوم در مناقب آل محمد علیهم السلام‏   وَ رُوِیَ أَنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَى النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَسَأَلَ عَنْ خَدِیجَهَ فَلَمْ یَجِدْهَا فَقَالَ إِذَا جَاءَتْ فَأَخْبِرْهَا أَنَّ رَبَّهَا یُقْرِئُهَا السَّلَامَ   و روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و در مورد خدیجه (سلام الله علیها) سؤال کرد و در آن هنگام خدیجه در خانه نبود. جبریل فرمود: چون خدیجه آمد به او خبر بده که خدایش به او سلام مى‏رساند منبع: بحارالأنوار، جلد۱۶، صفحه ۸ ، باب ۵- تزوجه ص بخدیجه رضی الله عنها   حال انسان باید فکر کند که خدیجه سلام الله علیها چه کرده ، که به این جایگاه رسیده است

ادامه نوشته »

خلاصه ششصد هزار کلمه در شش کلمه بخش دوم

  و إذا رأیت الناس یشتغلون بعیوب الناس فاشتغل أنت بعیوب نفسک. و إذا رأیت الناس یشتغلون بتزیین الدّنیا فاشتغل أنت بتزیین الآخره.               ۳٫ هنگامى که مردم را مشغول عیبجویى دیگران بینى، تو در فکر عیوب خود باش توضیح : مانند برخی که          ·                    اگر ببینند کسی ماشینش را بد جایی پارک کرده , به او بد و بیراه می گویند ؛ اما اینکار را هر روز خود انجام می دهند ·                خود سوار ماشین تک سرنشینند و به دیگر ماشین ها می گوییند تک سرنشین ·                خود مجالس پر خرج می گیرند,بقیه که اینگونه مجالسی می گیرند, ملامت می کنند  ·                دائما غیبت می کنند , اما تا بفهمند دیگران یک غیبتی کرده اند , از کوره در میروند ·                حجابشان را رعایت نمی کنند , می گویند چه فسادی در جامعه شده است ·                و . . .               ۴٫ وقتى که دیدى همه سرگرم تزیین دنیا هستند، تو به زینت آخرت پرداز؛                  مردم به فکر ساختن خانه های دنیایند , ما باید به فکر ساختن خانه آخرت باشیم   منبع: تحریر المواعظ العددیه  صفحه ۴۳۱  و کتاب نصایح صفحه ۲۴۹  

ادامه نوشته »

خلاصه ششصد هزار کلمه در شش کلمه بخش اول

  قال النبیّ (صلی الله علیه و آله) : یا علیّ، ترید ستّمائه ألف شاه أو ستمائه ألف دینار أو ستّمائه ألف کلمه، قال: یا رسول اللّه ستّمائه ألف کلمه، فقال صلّى اللّه علیه و آله: اجمع ستمائه ألف کلمه فی ستّ کلمات: یا علیّ، إذا رأیت الناس یشتغلون بالفضائل  فاشتغل أنت بإتمام الفرائض. و إذا رأیت الناس یشتغلون بعمل الدّنیا فاشتغل أنت بعمل الآخره   پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اى على! آیا ششصد هزار گوسفند مى‏خواهى یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار کلمه؟ على (علیه السلام) عرض کرد: اى رسول خدا! ششصد هزار کلمه. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ششصد هزار کلمه را در شش کلمه جمع کن.             ۱٫ یا على! هر گاه دیدى مردم به مستحبّات اشتغال دارند تو به کامل ساختن واجبات بپرداز،   توضیح : مانند برخی که          ·                صدقه مستحبی می دهند , خمس و زکات نمی دند ·                کربلا و سوریه می روند , حج واجب را ترک می کنند ·                شب ها تا سحر سینه می زند,نماز صبح نمی خواند ·                پوشیه می زند , چوراب پا نمی کند ·                سالها نماز صبح قضا دارد و نمی خواند , واجب میداند  هر شب غفیله بخواند               ۲٫ هر گاه دیدى مردم به کار دنیا مشغولند تو به کار آخرت مشغول شو   منبع: تحریر المواعظ العددیه  صفحه ۴۳۱  و کتاب نصایح صفحه ۲۴۹

ادامه نوشته »

پذیرش دعوت، یکی از حقوق مومن

  (به بهانه ماه رمضان) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ : مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یُجِیبَ دَعْوَتَه‏ امام صادق علیه السلام می فرمایند : از حقوق واجب مومن بر مومن آن است که چون دعوتش کرد اجابت کند   منبع : بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، جلد ‏۷۲ ، صفحه   ۴۴۷   ، باب ۸۹ الحث على إجابه دعوه المؤمن و الحث على الأکل من طعام أخیه …..  ص: ۴۴۶     نکته : باید دقت داشت که به مهمانی رفتن نبز آدابی دارد مثلا در این ماه که افطاری دادن و مهمانی رفتن زیاد است باید توجه شود که انسان سر وقت به مهمانی رود نه آنکه وقتی برسد که سفره جمع شده و صاحب خانه به مشقت بیفتد یا اگر نمی خواهیم برویم خبر دهیم تا اگر خواستند به جای ما کسانی دیگر را دعوت کنند یا غذا کمتر سفارش دهند  

ادامه نوشته »

  حضرت امام صادق علیه السلام در اوضاع آخرالزمان می فرمایند : وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ یَقْتَدُونَ بِأَهْلِ الشُّرُور و دیدى مردم با هم هم چشمى مى‏کنند و به مردم بد اقتدا مى‏کنند منبع: بهشت کافى-ترجمه روضه کافى، صفحه ۷۱    داستان: یکى از قبیله ‏ها شترى را کشت و آبگوشت درست کرد و به مردم داد. یک مقدار هم براى رییس قبیله‏ ی دیگر فرستاد. رییس قبیله گفت: شتر مى‏کشد و براى من آبگوشت مى‏فرستد. یک لگد زد و ظرف غذا را بر زمین ریخت. گفت: حالا که رییس آن قبیله یک شتر کشته است. شما دو شتر نحر کنید. همینطور این دو قبیله چشم و هم چشمى کردند و هر روز تعدادى شتر را کشتند. قصه به آنجا رسید که از روى چشم و هم چشمى پنجاه شتر نحر شد. امیرالمؤمنین فرمود: احدى از این آبگوشت‏ها نخورد. آبگوشتى که از روى چشم و هم چشمى است، خوردن ندارد. گفتند: پس با این دیگ‏ها چه کنیم؟ فرمود: دور بریزید تا شغال‏ها آنها را بخورند  

ادامه نوشته »

قدردانی از روزهای پایانی ماه شعبان

  (به بهانه روزهای پایانی ماه شعبان)  ابو الصلت هروى روایت کرده است که: در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا علیه السلام رفتم حضرت فرمود: اى ابو الصلت اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آنچه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایام گذشته این ماه کرده‏اى و بر تو باد که رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار بکن و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن و توبه کن به سوى خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را از براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه کسى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که مى‏کرده‏اى مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و توکل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیه این ماه این دعا را اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْه منبع :مفاتیح الجنان، اعمال پایانی ماه شعبا

ادامه نوشته »

حق مسلمان بر مسلمان

  معلى بن خنیس گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود براى او هفت حق واجب است که همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر برخى از آنها را تباه و ضایع کند، از ولایت و اطاعت خدا بیرون رود، و خدا از او بهره (اطاعت و بندگى) ندارد. عرض کردم قربانت، آنها چیست؟ فرمود: اى معلى بن خنیس، من بر تو نگرانم و می ترسم ضایع کنی و مراعات نکنى و بدانى و عمل ننمائى. عرض کردم: «لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ نیروئى جز از خدا نیست» فرمود: آسانترین آن حقوق اینست که:  آنچه براى خود دوست دارى براى او هم دوست داشته باشى و آنچه براى خود نپسندى، بر او نیز نپسندى و حق دوم- آنکه از آنچه ناخرسند دارد دورى کنى و خوشنودى او را پیروى نموده فرمانش برى. و حق سوم- آنکه با جان و مال و زبان و دست و پاى خویش او را یارى کنى. و حق چهارم- آنکه چشم و راهنما و آئینه او باشى. و حق پنجم- آنکه تو سیر نباشى و او گرسنه یا سیرآب باشى و او تشنه یا پوشیده باشى و او برهنه. و حق ششم- آنکه اگر تو خدمتگزار دارى و برادرت ندارد. واجب است خدمتگزارت را بفرستى. و حق هفتم – آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت کنی ، اگر مریض شود او را عیادت کنی و اگر بمیرد تشییع جنازه او روی و هر گاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید بر انجام دادن آن پیشی بگیری منبع : اصول  کافى-ترجمه مصطفوى، جلد‏۳، صفحه۲۴۶   

ادامه نوشته »

آخرین نوشته شهید

  ۱۵ سال بعد از “والفجر مقدماتی”، از دل خاک فکه، شهیدی بیرون آمد که اعداد و حروف نقش بسته بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند: بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست، جز همین که “امام” را تنها نگذارید. تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم؛ “به تو خیانت می کنند، تو مکن. تو را تکذیب می کنند، آرام باش. تو را می ستایند، فریب مخور. تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن. مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش… آنگاه از ما خواهی بود”… دیگر نایی در بدن ندارم؛ خداحافظ دنیا   متن عربی روایتی که این شهید عزیز نوشته است  :  أُوصِیکَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوکَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ کُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَع‏ منبع: تحف العقول، صفحه ۲۸۴ ،  وصیته ع لجابر بن یزید الجعفی …..     

ادامه نوشته »

هر صاحب اندوهى این دعا را بخواند حق تعالى او را از اندوه و غم رهایى بخشد

ام داوود

( به بهانه نزدیکی نیمه رجب و اعمال ام داود )   ام داود مادر رضاعی امام صادق (علیه السّلام) خدمت آن امام رسید و راه چاره‌ای برای آزادی فرزندش داود از زندان منصور دوانیقی خواست. «او از سادات حسنی بود».   حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:   ایام البیض ماه رجب را روزه بگیر. روز پانزدهم در جای خلوتی پس از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها و خواندن صدمرتبه حمد، صدمرتبه اخلاص و ده مرتبه آیت الکرسی و قرائت سوره‌هایی از قرآن که «امام تعیین فرمود»، این دعا را بخوان.   اعمال ام داود در نیمه رجب مشهور و در سرعت اجابت مسلم و مجرب است و در کتاب مفاتیح الجنان و غیر آن به تفصیل نوشته شده است.   ام داود به دستور امام عمل نمود و خداوند همان شب پسرش را نجات داد و با شتر سریع السیر او را به مادرش رسانیدند.

ادامه نوشته »

بُشر حافى

         (به بهانه میلاد امام کاظم علیه السلام ) داستان : صداى ساز و آواز بلند بود. هرکس که از نزدیک آن خانه مى‏گذشت، مى‏توانست حدس بزند که در درون خانه چه خبرهاست؟ بساط عشرت و مى‏گسارى پهن بود و جام «مى» بود که پیاپى نوشیده مى‏شد. کنیزک خدمتکار درون خانه را جاروب زده و خاکروبه‏ها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کنارى بریزد. در همین لحظه مردى که آثار عبادت زیاد از چهره‏اش نمایان بود و پیشانى‏اش از سجده‏هاى طولانى حکایت مى‏کرد از آنجا مى‏گذشت، از آن کنیزک پرسید:  «صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟». – آزاد. – معلوم است که آزاد است. اگر بنده مى‏بود پرواى صاحب و مالک و خداوندگار خویش را مى‏داشت و این بساط را پهن نمى‏کرد. ردوبدل شدن این سخنان بین کنیزک و آن مرد موجب شد که کنیزک مکث زیادترى در بیرون خانه بکند. هنگامى که به خانه برگشت اربابش پرسید: «چرا این قدر دیگر آمدى؟». کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت: «مردى با چنین وضع و هیئت مى‏گذشت و چنان پرسشى کرد و من چنین پاسخى دادم.» شنیدن این ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فرو برد. مخصوصا آن جمله (اگر بنده مى‏بود از صاحب اختیار خود پروا مى‏کرد) مثل تیر بر قلبش نشست. بى اختیار از جا جست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد. با پاى برهنه به دنبال گوینده سخن رفت. دوید تا خود را به صاحب سخن که جز امام هفتم حضرت موسى بن جعفر علیه السلام نبود رساند. به دست آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و دیگر به افتخار آن روز که با پاى برهنه به شرف توبه نائل آمده بود کفش به پا نکرد. او که تا آن روز به «بشربن حارث بن عبد الرحمن مروزى» معروف بود، از آن به بعد لقب «الحافى» یعنى «پابرهنه» یافت و به «بشر حافى» معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند، دیگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلک اشراف زادگان و عیاشان بود، از آن به بعد در سلک مردان پرهیزکار و خداپرست درآمد منبع : مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى (داستان راستان) جلد ‏۱۸   صفحه ۲۸۶    بنده است یا آزاد؟

ادامه نوشته »

دعای ماه صفر

      (به بهانه آغاز ماه صفر) بدان که این ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسى خواهد که محفوظ ماند از بلاهاى نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانکه محدث فیض و غیره فرموده : یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ منبع: مفاتیح‏الجنان اعمال ماه صفر  

ادامه نوشته »

اهمیت تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها

  باب استحباب اختیار تسبیح الزهراء       نکته :خلاصه این داستان گفته شد روایت کرده‏اند که امیر المؤمنین علیه السّلام به مردى از بنى سعد فرمود: آیا نمیخواهى از وضع و حال خودم و فاطمه زهرا با تو سخنى باز گویم، (و چنین حکایت فرمود) فاطمه در خانه من بود، و به تنهائى آب از چاه مى‏کشید و در مشک کرده بدوش میگرفت و بخانه مى‏آورد چندان که تسمه مشک سینه او را مجروح کرده بود، و با آسیاب گندم را آرد میکرد به حدّى که دستهایش آماس کرده و تاول زده بود، و آنقدر خانه را رفته و روبیده بود که جامه‏اش خاک آلود و کثیف شده بود، و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرده بود که لباسهایش چرکین گشته، و از این همه کار و زحمت آسیب و فرسودگى فراوان به او رسیده بود روزى من به او گفتم: چه خوب مى‏شد اگر نزد پدرت میرفتى از آن حضرت تقاضاى خدمتگارى میکردى که تا حدّى بار مشقّتى را که از این همه کار بر دوش تو است بردارد، فاطمه نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله رفت و دید جمعى خدمت آن حضرت نشسته و مشغول صحبت‏ هستند، شرمش آمد که خواسته‏اش را بگوید و بمنزل باز گشت، و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فهمید که دخترش براى کارى آمده بوده ولى از روى آزرم برگشته است، فرداى آن روز پیامبر به خانه ما آمد . . . فرمود: اى فاطمه دیروز چه خواسته‏اى داشتى که نزد پدرت آمدى؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسیدم اگر جواب ایشان را ندهم برخیزد و برود پس سر خود را از قطیفه بیرون آورده و عرض کردم: من شما را از آن با خبر مى‏کنم اى رسول خدا، ماجرا چنین است که دختر شما آنقدر مشک آب بر دوش کشیده و آب آورده که تسمه آن روى سینه‏اش اثر گذاشته، و چندان آسیا گردانده که دستهایش آبله و تاول زده‏است،  و آنقدر خانه را روبیده و نظافت کرده که جامه‏هایش چرک و غبار و خاک گرفته است، و چندان زیر دیگ آتش کرده که لباسهایش دود آلود و سیاه شده است و من باو گفتم: اگر نزد پدرت میرفتى و از ایشان تقاضاى خدمتگارى مى‏کردى که تا حدودى بار این مشقّت و رنج این همه کار را از دوش تو بر دارد خوب میشد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله پس از شنیدن ماجرا و درخواست ما فرمود: آیا مى‏خواهید چیزى بشما بیاموزم که برایتان از خدمتگار بهتر باشد؟ هنگامى که آماده خواب شدید و یا برختخواب رفتید سى و چهار بار «اللَّه أکبر» بگوئید، و سى و سه بار «سبحان اللَّه» و سى و سه بار «الحمد للَّه» بگوئید (تا بدین وسیله خستگى مفرط ناشى از کارهاى روزانه از تن شما بیرون رفته و آرامش و نیروى دوباره براى کارهاى روز بعد به جسم و جانتان باز گردد) در این هنگام حضرت فاطمه علیها السّلام که تا این زمان ملحفه را روى سر خود کشیده بود سر خود را بیرون آورد و گفت: «رضیت عن اللَّه و عن رسوله، رضیت عن اللَّه و عن رسوله». (من از خدا و رسولش راضى شدم من از خدا و رسولش راضى شدم براى آنچه خدا و رسولش بمن عطا فرمودند راضى و خشنود شدم و هیچ شکایتى ندارم). منبع: من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى جلد‏۱ صفحه ۵۰۴ باب در بیان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پایان آن    

ادامه نوشته »

نشستن در بهشت بهتر است یا نشستن در مسجد

حضرت علی  علیه السلام : الْجَلْسَهُ فِی الْمَسْجِدِ خَیْرٌ لِی مِنَ الْجَلْسَهِ فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ الْجَنَّهَ فِیهَا رِضَا نَفْسِی وَ الْجَامِعَ فِیهِ رِضَا رَبِّی‏   نشستن در مسجد، نزد من دوست داشتنى‏تر از نشستن در بهشت است، زیرا نشستن در بهشت برای رضای من است اما نشستن در مسجد برای رضایت خداست. منبع: إرشاد القلوب إلى الصواب    جلد‏۲   صفحه ۲۱۸     

ادامه نوشته »
**منبرک**