سرخط خبرها
خانه / قرآنی (صفحه 4)

قرآنی

در این بخش منبرک های قرآنی را می توانید ببینید.

دلسوزِ دیگران

 

امام صادق و یا امام باقر علیهما السّلام در روایتی که سعدی نیز آن را به شعر درآورده و در سازمان ملل نیز نصب است ؛ (بنی آدم اعضای یک پیکرند) می فرماییند :

الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ‏ کَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَکَى شَیْئاً مِنْهُ  وَجَدَ أَلَمَ ذَلِکَ فِی سَائِرِ جَسَدِهِ …

مؤمن برادر مؤمن است، مانند یک پیکر؛  که هر گاه عضوى از آن دردمند شود، اعضاء دیگر هم احساس درد کنند…        [الکافی ؛ جلد ‏۲ ؛ صفحه ۱۶۶]

باید ما دلسوز دیگران باشیم

مثلا :

چادر خانمی از موتور آویزان است . بوقی بزنیم و اطلاع دهیم ( نه آنکه سریع موبایلمان را در بیاوریم و از صحنه ی افتادن، فیلم بگیریم)

ماشینمان جا دارد ،چرا پیرزن و یا پیر مردی را سوار نکنیم

اگر پوست موزی دیدم . آن را با پا به کناری بزنیم

اگر سنگ در مقابل راه بود آن را کنار بگذاریم

از کنار بیمارستان عبور می کنیم ، برای سلامتی همه ی بیماران سوره ی حمدی بخوانیم

از مقابل قبرستان عبور می کنیم ؛ فاتحه بخوانیم

اگر کاری از دستمان بر نمی آید ؛ لااقل غصه بخوریم

مانند غصه ،برای مردم مستضعف و یا مردم مظلوم عراق ، فلسطین ، افغانستان و …

پیامبر آنقدر برای کفار دلسوزی می کرد که خداوند می فرماید: لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ  ؛ نزدیک است جان خود را برای آنان تباه کنی !

داستانک ۱:

حجت الاسلام قرائتی می فرمودند:

آیت الله العظمى گلپایگانى‏ سر درس بود. من نشسته بودم.

مى‏گفت: گاهى که متوجه مى‏شوم ،طلبه‏ها کم درس مى‏خوانند، از غصه تب‏ مى‏کنم.

گفتم: اگر بچه‏هاى من مردود بشوند، داد مى‏زنم ولى تب‏ نمى‏کنم.

 آیت الله گلپایگانى‏ براى پسر مردم تب مى‏کند، ولى من براى بچه‏هاى خودم تب نمى‏کنم. از این پیدا است که او چه سوزى دارد

داستانک ۲:

شخصی تعریف می کرد : در تاکسی نشسته بودم . ناگهان موتوری با سرعتی عجیب ، از کنارمان گذشت

با خود گفتم : الان مغزش متلاشی می شود و عبرتی خواهد شد برای دیگران

دیدم سریع راننده تاکسی پولی را در آورد و داخل قلک صدقه گذاشت .

متوجه شدم، برای سلامتی آن موتور سوار این کار را کرد و فهمیدم ،چقدر دلسوز دیگران است

خوش بین باشیم

 

باید دیدمان را به زندگی عوض کنیم

…  عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ … [بقره ۲۱۶]

  …چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است

خداوند در این آیه همین بحث را مطرح می فرماید “عوض کردن دید”

برخی فقط  گله می کنند که چرا کشور اینگونه است و نظام این کرده و … چرا برخی مثل مگس هستند؛ فقط روی زخم می نشینند

  داستانک:

کارخانه ی تولید کفش،  ۲ بازاریاب را به جزیره  ای فرستاد

بازاریاب اول با کاخانه تماس گرفت و گفت : این چه جایست مرا فرستاده اید ؛ اینجا که همه پا برهنه اند و کسی کفش نمی خواهد

بازاریاب دوم تماس گرفت و گفت ، بهترین جای دنیا آمده ام . همه پا برهنه اند و من می توانم هزاران کفش بفروشم

لطیفه ای تکراری :

کلاغی روی سر شخصی مدفوع کرد .آن شخص سریع شروع کرد به شکر کردن .

شخصی سوال کرد : لباست پر از آلودگی شده و شکر می کنی

گفت : برای این شکر می کنم که ، اگر گاو پرواز می کرد چه خاکی به سر می کردم .

__________________

چه بسیار انسانهای ناشکری هستند که می گویین : بدشانس ترین انسان منم . چون تصادف کردم و ماشینم از بین رفت. و کسی نیست به آنها بگوید :شما خوش شانس ترین انسانی ، چون تصادف کردی و خودت نرفتی

لطیفه :

شخصی به دوستش گفت : بدبخت ترین انسان منم چون گرسنه ام و امشب غذا ندارم

دوستش گفت : بدبخت تر از تو منم که هم گرسنه ام هم غذا ندارم و هم امشب مهمان دارم

در امان ماندن از آفات

 

حضرت امام باقر(علیه السلام) فـرمودند:

هر کس صبح کند و در دست راست او انگشتر عقـیقى باشد و قبل از این که کسى را ملاقات کند و ببیند، نگین خود را به طرف کف دست بچرخاند و سوره  ” انا انزلناه فی لیله القدر”  را تا به آخر تلاوت کند و بگوید :

آمَنْتُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لاشریکَ لَهُ وَ کَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَ آمَنْتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلانِیَتِهِمْ وَ ظاهِرِهِمْ وَ باطِنِهِمْ وَ اَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ

خداوند او را در آن روز از شرِّ آنچه از آسمان نازل مى شود و به سوى آسمان بالا مى رود و همچنین از شرّ آنچه در زمبن فرو مى رود و از آن خارج مى شود حفـظ مى کند و در محافـظت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به سر مى برد تا صبح را به شب برساند                     

 [مفاتیح ؛ بخش باقیات الصالحالت؛ باب ششم، خواص انگشتر عقیق]

   SHAPE
\* MERGEFORMAT

بوسیدن صورت ریش تراش ؛ توسط یک مرجع

 

( به بهانه هفته ی امر به معروف و نهی از منکر )

 

یکی از شیوه های موثر در امر به معروف و نهی از منکر , اخلاق نیکوست

خداوند به پیامبر می فرماید :

 وَ لَوْ کُنْتَ‏ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک‏

و اگر خشن و بداخلاق بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏ شدند   (آل عمران ۱۵۹)

داستانک ۱:

مردى مسیحی به امام باقر گفت :تو بقر هستى . فرمود: نه من باقرم

 گفت فرزند زنى آشپزى, فرمود: این شغل او بوده.

 گفت :تو فرزند یک سیاه حبشى بد زبانی؟

فرمود: اگر راست میگوئى خدا مادرم را بیامرزد؛ اگر دروغ میگوئى خدا از تو بگذرد،

 نصرانى مسلمان شد.

 منبع:بحار الأنوار،جلد ‏۴۶، صفحه: ۲۸۹

 داستانک ۲:

یک نفر ریش تراشیده خدمت حاج شیخ عبدالکریم حائری می‌آید، حاج شیخ عبدالکریم جای آن تیغ‌ها را می‌بوسد و می‌گوید خواهش دارم جای بوسه من را دیگر تیغ نزن . او قبول می‌کند

منبع:خاطرات حجت الاسلام قرائتى،جلد ‏۲، صفحه : ۱۱۵

 

ترک مکان ؛یکی از شیوه های امر به معروف

 

(به بهانه هفته امر به معروف و نهی از منکر)

 

وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذینَ یَخُوضُونَ فی‏ آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُم‏

هر گاه کسانى را دیدى که آیات ما را مسخره مى‏کنند، از آنها روى بگردان‏   [سوره انعام آیه ۶۸]

بعضی از مردم در مجالس حرام می نشینند و وقتی از آنان سوال می شود چرا نشسته اید می گویند ما راضی نیستیم و در گناه آنان شرکت نمی کنیم ؛ در حالی که این کاملا اشتباه است و باید مکان را ترک کنند 

داستانک ۱ :

امام صادق (علیه السلام) در مهمانى شرکت کردند.

 یکى از مهمانها از صاحبخانه با اشاره آب طلبید. او هم شرابى آورد.

حضرت به محض آنکه متوجه شد، مجلس را ترک کرد و فرمود: «جلسه‏اى که در آن شراب بنوشند، نه تنها نباید خورد که باید آن جلسه را ترک کرد تا دیگران بفهمند که شراب‏خوارى کارى زشت است.»

[منبع: بحارالانوار – جلد ۷۹ – صفحه ۱۴۱]

داستانک ۲ :

«یکى از نمایندگان مجلس در قبل از انقلاب اسلامى، خدمت امام امت (ره) رسید و گفت: قانونى مى‏خواست تصویب شود که ضد اسلام بود من رأى ندادم.

 امام با عصبانیت فرمودند: کافى نبود. باید داد و فریاد به راه مى‏انداختى و مجلس را ترک مى‏کردى.»

[کتاب امر به معروف و نهى از منکر، نوشته حجه الاسلام قرائتی صفحه : ۲۴]

 

عواقب ترک امر به معروف

 

 

(به بهانه هفته امر به معروف و نهی از منکر)

 

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر …  [آل عمران آیه ۱۱۰]

شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده‏اند ؛ چون امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنید…

خداوند بهترین امت بودنِ ما را ، مشروط به امر به معروف ونهی از منکر می کند. البته امر به معروف و نهی از منکر همیشه سخت بوده است و حال بیشتر

و قال حذیفه الیمانی: یأتی على الناس زمان لئن یکون فیهم جیفه حمار أحب إلیهم من مؤمن یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر.

حذیفه گوید: زمانى آید که مردار یک الاغ براى مردم آسانتر و بهتر است از وجود یک مؤمنى که ایشان را امر بمعروف و نهى از منکر نماید.

[ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن    جلد ‏۴  صفحه   ۱۹۴   ذیل آیه ۱۰۴ سوره آل عمران ]

داستانک:

امام باقر «علیه السلام»: خدا به شعیب پیغمبر «علیه السلام» وحى کرد که «صد هزار تن از قوم تو را عذاب خواهم کرد، چهل هزار از بدان، و شصت هزار از نیکان»

شعیب گفت: پروردگارا! اشرار درست، اخیار چرا؟ خداى بزرگ به او وحى کرد: «چون با اهل معاصى سازگارى کردند و براى خشم من خشم نگرفتند».«داهنوا أهل المعاصی و لم یغضبوا لغضبی».

[ الحیاه با ترجمه احمد آرام، جلد ‏۱، صفحه : ۴۱۵]

مشکلات را با چه چیزی شکلات کنیم؟!

 

 

وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاه [بقره ۴۳]

کمک بگیرید از صبر و نماز

خداوند که خالق ما است و از اسرار درون ما آگاه، می داند در مشکلات ،ما باید چه کنیم ؛ می فرماید از صبر و  نماز کمک بگیرید

داستانک:

ابو على سینا، حکیم ایرانى ، که باعث افتخار مشرق زمین است ، در این باره نیز چنین گفته است :

هر گاه در مسئله اى از مسائل ، به مشکلى برخورد مى کردم و در حل آن حیران مى شدم ، وضو مى گرفتم و به مسجد جامع شهر مى رفتم ، دو رکعت نماز به جا مى آوردم و از خالق بى همتاى دانا و توانا استمداد مى کردم ، پس ‍ از نماز و بیرون آمدن از مسجد به نحوى به من الهام مى شد و آن مشکل به آسانى برایم حل مى گردید.

همچنین درباره ملا صداراى شیرازى ، آن عارف و فیلسوف اسلامى (صاحب اسفار) گفته شده است : زمانى که ایشان در کهک قم مشغول مطالعه و نوشتن فلسفه بود اگر مشکل و معمایى برایش پیش مى آمد فورا به شهر مقدس قم حرکت کرده و در حرم حضرت معصومه علیها السلام بعد از زیارت آن بانو، دو رکعت نماز مى خواند و به واسطه آن ، مشکل خود را حل مى کرد و همان نماز کلید حل مشکل او مى شد.[منبع: سجاده عشق ؛ نوشته نعمت الله صالحی حاجی آبادی ؛ بخش هفتم]

شوخی :

اما بعضی از مردم در مشکلات می گویند : استعینوا بالموسیقی و السیگار

در مشکلات به جای آنکه از نماز و صبر کمک بگیرند از موسیقی و سیگار و … برای آرامش و دیگر مسایل کمک می گیرند

اسلام ناب آمریکایی

 

یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً (سوره نساء- آیه ۱۵۰)

و مى‏گویند: «به بعضى ایمان مى‏آوریم، و بعضى را انکار مى کنیم» و مى‏خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند

بسیاری تلاش می کنند اسلام ما را ترکیه ای کنند و همانطور که اسلام را در کشورهای مختلف به التقاط کشاندند، ما را همگرفتار کنند ،آنان نیمی از اسلام می گیرند و نیمی از غیر اسلام . این نوع اسلام ، اسلام التقاطی است یا بهتر بگوییم اسلام سکولار است یا همان اسلام آمریکایی

به عنوان مثال:

هم نماز می خواند ……………….. هم رشوه می گیرد

هم برای امام حسین روضه می گیرد………………..  هم کنار دریاهای امارات و تایلند و … می رود

هم حرم می رود ……………….. هم بدترین حجاب را دارد

هم صبحهای جمعه در دعای ندبه یابن الحسن می گوید………………..هم شبهای جمعه در عروسی مختلط و پارتی شرکت می کند؛

و ………….. (مثالهای بیشتر اینجا )

شوخی:

اگر انسان نیمی از دین را انجام دهد و  نیمی را انجام ندهد ، خدا هم می تواند نیمی از دعاهای ما را اجابت کند و نیمی را رها کند مثلا ما  در دعا می گوییم “خدایا ، داماد خر پولی را نصیب ما کن ” خدا هم دامادی به ما میدهد که خر هست اما پول ندارد  

 


عقوبت گوش کردن به موسیقی

(به بهانه شهادت امام جواد علیه السلام)

عقوبت موسیقی

وَ قَالَ الامام الجواد علیه السلام:

‏ مَنْ‏ أَصْغَى‏ إِلَى‏ نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.

امام جواد «علیه السلام»می فرمایند :

 هر کس به سخن سخنرانى گوش دهد، او را پرستش کرده است. پس اگر او از خدا سخن بگوید خدا را پرستیده است، و اگر از زبان ابلیس سخن بگوید ابلیس را عبادت کرده است. [تحف العقول، صفحه: ۴۵۶]

یکی از مهمترین مصادیق گوش دادن به سخن ابلیس ، گوش دادن به خواننده و موسیقی و غناست که از گناهان کبیره و بسیار بسیار بزرگ است که پیامبر مکرم اسلام نیز در مذمت گوش دادن به غنا می فرمایند:الْغِنَاءُ رُقْیَهُ الزِّنَى؛    غنا، طلسم زناست [مستدرک الوسائل ؛ جلد‏۱۳ ؛ صفحه  ۲۱۴؛حدیث ۱۵۱۵۴]

داستانک:

فردی به نام ‌هارون بن مسلم از مسعود بن زیاد روایت نموده است که گفت: من در نزد امام صادق (علیه السلام) بودم؛ شخصی وارد شد و به حضرت گفت: پدر و مادرم فدای تو، در همسایگی ما اشخاصی زندگی می‌کنند که کنیزان آوازه خوان دارند، و اغلب در خانه شان بساط ساز و آواز برپاستدستشویی خانه‌ی ما نیز طوری قرار گرفته که صدای ساز و آواز آنها به گوش می‌رسد و چه بسیار می‌شود که من نشستن در دستشویی را طول می‌دهم تا آواز آنها را بشنوماین عمل (از نظر شرعی) چه طور است؟

حضرت فرمود: این کار را مکن.

عرض کرد: به خدا قسم من هرگز به سراغ آنها نرفته‌ام و نمی‌روم، بلکه فقط صدای ایشان را می‌شنوم!

حضرت فرمود: مگر کلام خدا را نشنیده‌ای که می‌فرماید: «ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً»

یعنی همه‌ی شما روزی درباره‌ی گوش و چشم و دل خود مورد بازخواست قرار خواهید گرفت و نسبت به آنچه شنیده‌اید و دیده‌اید و یا نسبت به آن دل بسته‌اید باید حساب پس دهید!

آن فرد ‌گفت: به خدا سوگند مثل این که تاکنون این آیه را از کتاب خدا نشنیده بودم نه از عجم و نه از عرب.

به حضرت گفت انشاء الله من دیگر چنین عملی را تکرار نمی‌کنم و نسبت به گذشته هم استغفار می‌کنم.

امام فرمود: این کافی نیست برخیز و غسل کن و هر چه قدر می‌توانی نماز بخوان چون تاکنون به گناه بزرگی اشتغال داشته‌ای و اگر با همین حال و بدون توبه میمردی وضع بسیار بدی داشتی.

خدا را شکر می‌کنم که متوجه شدی و از او درخواست می‌کنم که از هر بدی که از تو دیده صرف نظر کند. آری! خداوند فقط از کارهای زشت و قبیح کراهت دارد. پس تو نیز کارهای زشت و گناهان را برای اهلش بگذار چون هر چیزی در این عالم اهلی دارد. [وسائل الشیعه ؛ جلد ‏۳ ؛ صفحه ۳۳۱ ]

لینک مطلب در تلگرام

دقت در صحبت

 

قرآن درباره‏ ى چگونگى سخن گفتن با مردم، دستورهایى دارد، از جمله:

سخنى نرم. «قَولًا مَیسوراً»

سخنى ملایم. «قولًا لَیّناً»

سخنى آسان. «قولًا کریماً»

 سخنى استوار. «قولًا سَدیداً»

سخنى معروف. «قولًا مَعروفاً»

 سخنى رسا. «قولًا بَلیغاً»

و …

انسان باید در هنگام صحبت، رعایت همه ی مسائل را داشته باشد ؛ بسیار اتفاق می افتد که شخصی حرف خوبی میزند ، اما چون دقت در کلام ندارد، تاثیر کلامش کم می شود و گاه نتیجه ی معکوس می دهد

لطیفه:

شخصی برای جلسه ای به روستایی رفت

یکی از اهالی روستا میکروفون را آورد تا دست آن شخص دهد ، اما سیم میکروفون کوتاه بود

به آن شخص گفت : آقا صبر کنید تا بروم و سیمِ رابط بیاورم

شخصی از گوشه ای صدا زد : ایشان جلو برود تا به میکروفون برسد؛ آخر “بار را که کنار خر نمی برند ؛ خر را کنار بار می برند “

۳ چیز مقدمه ۳ چیز (۳٫ تقوا و صله رحم)

 

v\:* {behavior:url(#default#VML);}
o\:* {behavior:url(#default#VML);}
w\:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}

Mohammad_Abadi
Normal
Mohammad_Abadi
۲
۲
۲۰۱۶-۰۸-۰۴T04:26:00Z
۲۰۱۶-۰۸-۰۴T04:26:00Z
۱
۳۹۳
۲۲۴۱
۱۸
۵
۲۶۲۹
۱۵٫۰۰

 

Clean
Clean
false

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

 

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin-top:0in;
mso-para-margin-right:0in;
mso-para-margin-bottom:8.0pt;
mso-para-margin-left:0in;
line-height:107%;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

به بهانه میلاد امام رضا علیه السلام )

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَهٌ أُخْرَى

…  ۳٫ وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللَّهِ وَ صِلَهِ الرَّحِمِ؛ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ

حضرت امام  رضا- علیه السّلام- فرمود: خداوند سه چیز را با سه چیز دیگر واجب کرده:

…    ۳٫ تقوى را با صله رحم،؛  آنکه با خویشان خوشرفتارى نکند تقوى ندارد.

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏۷۱  ؛  صفحه ۶۸

در آیه اول سوره مبارکه نساء ، خداوند می فرماید :” وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ ” که تقوا و صله رحم در کنار هم آمده است

داستانک:

یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط رحمه الله تعالی نقل می کند:

مهندسی بود بساز و بفروش. یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود ولی به دلیل بدهکاری زیاد شرایط اقتصادی بدی داشت و حکم جلبش را گرفته بودند.

به منزل پدرم آمد و گفت نمی توانم به خانه برگردم. خود را پنهان می کنم تا کسی مرا نبیند. شیخ با یک توجه فرمود: برو خواهرت را راضی کن!

مهندس گفت: او راضی است. شیخ فرمود نه. مهندس تاملی کرد و گفت: بله وقتی پدرم از دنیا رفت ارثیه ای به ما رسید، هزار و پانصد تومان سهم او شد یادم آمد که نداده ام.

رفت و برگشت و گفت پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم. پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: می گوید هنوز راضی نشده. خواهرت خانه دارد؟ گفت: نه اجاره نشین است

شیخ فرمود: برو و یکی از بهترین خانه هایی که ساخته ای به نامش کن و به او بده و بیا تا ببینم چکار می شود کرد.

مهندس گفت: ما دو شریک هستیم چگونه می توانم؟

شیخ فرمود بیش از این عقلم نمی رسد چون آن بنده خدا هنوز راضی نشده است . او رفت و یکی از خانه ها را به نام خواهرش زد و اثاثیه او را در آن خانه گذاشت و برگشت. شیخ فرمود: حالا درست شد.

فردای همان روز سه تا از آن خانه ها را فروخت و از گرفتاری نجات پیدا کرد.

منبع:کیمیای محبت اثر آیت الله ری شهری ؛ صفحه ۱۴۱

۳ چیز مقدمه ۳ چیز (۱٫ نماز و زکات)

 

( به بهانه میلاد امام رضا علیه السلام (

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَهٌ أُخْرَى

۱ .  أَمَرَ بِالصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ؛  فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ …

حضرت امام  رضا- علیه السّلام- فرمود: خداوند سه چیز را با سه چیز دیگر واجب کرده:

۱٫   نماز را با زکوه- هر که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش قبول درگاه او نیست …

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏۷۱  ؛  صفحه ۶۸

در قرآن  ۲۶ بار نماز و زکات در کنار هم آمده است مانند  “یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاه “

زکات ۲ نوع است ، واجب (خمس و زکات ) و مستحب (صدقه)

کسانی که اهل خمس و زکات نیستند ؛ چه جوابی خواهند داد؟!

داستانک:

پیرزنى در قم با نخ‏ریسى‏ خود، خمس وسهم امامش را نزد آیت‏اللَّه حجّت مى‏آورد، وقتى مى‏خواست از اتاق بیرون رود عقب عقب مى‏رفت و خیره خیره به آقا نگاه مى‏کرد، آقا دلیلش را پرسید؟

پیرزن گفت: مى‏خواهم خوب قیافه شما را در خاطرم نگهدارم و روز قیامت شما را تحویل خدا بدهم و بگویم: خدایا! من جان کندم و خمس و سهم امامم را به این آقا دادم تا از دینم حفاظت کند، حال اگر او در این راه کم گذاشته او را مؤاخذه کن. مرحوم آیت‏اللَّه حجّت خمس را زمین گذاشت و زار زار گریه کرد.

منبع: خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد ‏۲، صفحه ۱۰۱

چو قرآن بخوانند ؛ دیگر خموش

وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ [ الأعراف : ۲۰۴ ]

چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دهید و خاموش باشید، شاید مشمول رحمت خدا شوید.

اسلام دو فرقه مهم دارد که هر کدام یکی از یادگاران پیامبر را قربانی کردند ما شیعیان قرآن و اهل سنت  عترت را (البته فکر نشود که اهل سنت هم خیلی به قرآن احترام می گذارند)

حال ، چرا بعضی از ما، به قرآن احترام نمی گذاریم مانند اینکه :

هنگام خواب زیر پایمان قرآن است و ما جا به جا نمی شویم

در ماشینمان قرآن روشن است و ما با هم حرف می زنیم

در تعزیه قاری در حال قرائت قرآن است و ما از آخر مجلس بلند می شویم و باصدای بلند تسلیت می گوییم

قاری در جلسه تعزیه ، وسط قرآن صحبتهای متفرقه می کند

و . . .

 داستانک :

یکی از علمای اصفهان می گفت:با عدّه ای برای حج به مکه مشرف شدیم،در مدینه یک نفر از دوستان همراه ما در گذشت.پس از دفن،مجلس ترحیمی تشکیل داده و یکی از قاریان را برای تلاوت قرآن،به مجلس دعوت کردیم.قاری آمد و نشست اما قرآن نمی خواند.

به او گفتیم بخوان.ایشان گفتند:شما مشغول حرف زدن هستید و تا ساکت نشوید قرآن نمی خوانم!همه ساکت شدیم ولی باز دیدیم نمی خواند.

گفت:طرز نشستن شما مناسب با مجلس قرآن نیست،لذا همه دو زانو نشستیم،دیدیم باز قرآن را شروع نمی کند،گفتیم بخوان.او گفت:هنوز مجلس برای قرائت قرآن،مهیا نشده است،زیرا در دست بعضی چای و … مشاهده می شود.چای را که کنار گذاشتیم،قاری آیه ای از قرآن را تلاوت کرد و مجلس را ترک گفت.

آیه ای را که تلاوت کرد این بود «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »

منبع: ماهنامه بشارت،خرداد و تیر ۱۳۸۶، شماره ۵۹ صفحه۳۹

 

۴ چیز، محوکننده گناهان (۴- شکر)

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ ۴٫  الشُّکْر

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کردند که فرمود:

هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبدیل کند:

۴٫شکرگزارى.

منبع: اصول کافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد ۳ ، صفحه ۱۶۶  

داستانک:

روزى حضرت عیسى در مناجاتش با خداوند عرضه داشت: پروردگارا دوستى از دوستارانت به من بنما، خطاب رسید به فلان محل برو که ما را در آنجا دوستى است، مسیح به آن محل موعود رفت زنى را دید که نه چشم دارد و نه دست و نه پاى، روى زمین افتاده و زبانش مترنم به این ذکر است:

 « الحمدالله على نعمائه والشکر على آلائه »

خدا را بر نعمتهاى ظاهریاش سپاس و بر نعمتهاى باطنیاش شکر.

آن حضرت از حالت آن زن شگفت زده شد، پیش رفته و به او سلام کرد، زن گفت: علیک السلام یا روح الله! فرمود اى زن تو که هرگز مرا ندیدهاى از کجا شناختى من عیسى هستم، زن گفت: آن دوستى که تو را به سوى من دلالت کرد برایم معلوم نمود که تو روح الله هستى، فرمود: اى زن تو از چشم و دست و پا محرومى، اندامت تباه شده! زن گفت: خدا را ثنا میگویم که دلى ذاکر و زبانى شاکر و تنى صابر دارم، خدا را به وحدانیت و یگانگى یاد میکنم که هرچه را میتوان با آن معصیت کرد از من گرفته، اگر چشم داشتم و به نامحرم نظر میکردم، اگر دست داشتم به حرام میآلودم و اگر پا داشتم دنبال لذات نامشروع میرفتم چه عاقبتى داشتم؟

این نعمتى که خدا به من داده به احدى از بندگانش نداده است.

منبع:خزینه الجواهر ،صفحه۳۱۸

ما باید دیدمان را عوض کنیم و به نعمتهایی که خدا به ما داده توجه کنیم ،نه به کمبودها. یعنی در یک کلام در مسائل مادی به پایین دست خود نگاه کنیم

لطیفه :

کلاغی روی سر شخصی مدفوع کرد  آن شخص سریع شروع کرد به شکر کردن .

شخصی سوال کرد : لباست پر از آلودگی شده و شکر می کنی

گفت :برای این شکر می کنم که ، اگر گاو پرواز می کرد چه خاکی به سر می کردم .

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

موقعیت شناسی در نصیحت کردن

 

یکی از مهمترین نکاتی که باید هنگام نصیحت کردن دقت شود ؛ موقعیت شناسی است

خداوند می فرماید :  إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیه‏ [بقره ۱۳۳]

هنگامی که لحظه مرگ یعقوب رسید ، به فرزندانش گفت: …

یعنی حضرت یعقوب از این موقعیت حساس ، برای نصیحت کردن استفاده کرد

و یا سلیمان ، هدهد را که زیباست ، برای بلقیس فرستاد؛  نه حیواناتی مثل کلاغ

و یا جعفر طیار در حضور نجاشی مسیحى ؛ شروع کرد سوره مریم را خواند که از مریم تعریف مى‏کند، نجاشى شروع کرد زار زار گریه کردن ؛ حال اگر می گفت: «بِسْمِ الله قَاصِم الجَبَّارِین»، «تَبَّتْ یَدا أَبى لَهَبٍ وَ تَبَّ» بریده باد دست ابولهب ؛ نجاشی چه می گفت؟!

مى‏گفت :عجب کسى آمده پیامبر شده است این به عموى خودش رحم نمى‏کند خیلى آدم خشنى است. اصلا این دین به درد نمى‏خورد.

کلام بیجا کار دست انسان می دهد ؛ کلام بیجا که هیچ ، سرفه بیجا هم همه چیز را به هم می زند

لطیفه:

شخصی کم سوادی همیشه به مردم می گفت : من قاری قرآنم .

روزی در مسجدی مردم از او خواستند ،قرآن بخواند . و او به ناچار قبول کرد .

خواست سوره‌ی مبارکه‌ی «ق» را بخواند که از قضا شخصی، سرفه اش گرفت شروع کرد به سرفه کردن. قاری به خیال آن‌که غلط گفته، گفت: «قوف!». آن شخص باز سرفه کرد، گفت: «قیف!». باز سرفه کرد،

گفت: سرفه و مرگ! یا قاف است یا قوف یا قیف!

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

**منبرک**