خدیجه سلام الله علیها

 

( به بهانه ۱۰ رمضان رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها )

 

نزل جبریل (علیه السّلام) على النبیّ (صلّى اللّه علیه و آله) فقصّ علیه ما أرسل به، و جلس یحدّث رسول اللّه- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم-: إذ مرّت خدیجه فقال جبریل: من هذه یا محمّد؟ قال: هذه صدّیقه أمّتی؛ قال جبریل: إنّ معی إلیها رساله من الربّ- عزّ و جلّ- تقرئها السّلام و تبشّرها ببیت فی الجنّه من قصب بعید من اللّهب، لا لغب فیه و لا وصب‏

 جبرئیل برسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرود آمد و آن چه که براى او فرستاده شده بود بیان کرد و برسول خدا (صلی الله علیه و آله) حدیث مى‏گفت.

آن گاه خدیجه عبور کرد جبرئیل گفت اى محمد (صلی الله علیه و آله) این کیست؟ فرمود این راستگوترین امت من است جبرئیل گفت که از طرف خداى توانا و با عظمت بوسیله من باو پیامى هست، باو سلام برسان و بخانه‏اى در بهشت از مروارید به او مژده ده که دور از شعله آتش و در او خستگى و بیمارى نیست‏

 

منبع: روضه الواعظین-ترجمه مهدوى دامغانى، صفحه ۴۳۸ ، مجلس سى و دوم در مناقب آل محمد علیهم السلام‏

 

وَ رُوِیَ أَنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَى النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَسَأَلَ عَنْ خَدِیجَهَ فَلَمْ یَجِدْهَا فَقَالَ إِذَا جَاءَتْ فَأَخْبِرْهَا أَنَّ رَبَّهَا یُقْرِئُهَا السَّلَامَ

 

و روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و در مورد خدیجه (سلام الله علیها) سؤال کرد و در آن هنگام خدیجه در خانه نبود. جبریل فرمود: چون خدیجه آمد به او خبر بده که خدایش به او سلام مى‏رساند

منبع: بحارالأنوار، جلد۱۶، صفحه ۸ ، باب ۵- تزوجه ص بخدیجه رضی الله عنها

 

حال انسان باید فکر کند که خدیجه سلام الله علیها چه کرده ، که به این جایگاه رسیده است

مسخره کردن مومنین

 

قَالُواْ رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَ کُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ(۱۰۶)

رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنهْا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ(۱۰۷)

قَالَ اخْسَواْ فِیهَا وَ لَا تُکلَّمُونِ(۱۰۸)

فَاّتخَّذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتىَّ أَنسَوْکُمْ ذِکْرِى وَ کُنتُم مِّنهمْ تَضْحَکُونَ(۱۱۰)  سوره مومنون

 

مى‏گویند: «پروردگارا! بدبختى ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهى بودیم! (۱۰۶)

پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!» (۱۰۷)

 (خداوند) مى‏گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸)

شما مومنان را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند و شما به آنان مى‏خندیدید! (۱۱۰)

نکته :

مطابق این آیه مسبب دوزخی شدن برخی از انسانها ، مسخره کردن مومنان است .

به عنوان مثال:

کسانی را که روزه گرفته اند ، مسخره می کنند

به کسانی که نماز می خوانند نیشخند می زنند

با حجاب ها را به باد انتقاد می گیرند

به کسانی که خمس مالشان را می دهند ساده می گویند

آنان را که ریش می گذارند ، اُمُل خطاب می کنند

به آنانی که ربا نمی دهند و نمی گیرند ، ساده می گویند

.

.

.

در یک کلام مو منین را ، به جهت ایمانشان مسخره می کنند

طبق این آیات خداوند ابتدا  آنان را سگ خطاب می کند ( اخسوا  کلامی است که به سگ می گویند ) و با آنان سخن نمی گوید  

خلاصه ششصد هزار کلمه در شش کلمه بخش دوم

 

و إذا رأیت الناس یشتغلون بعیوب الناس فاشتغل أنت بعیوب نفسک.

و إذا رأیت الناس یشتغلون بتزیین الدّنیا فاشتغل أنت بتزیین الآخره.

 

            ۳٫ هنگامى که مردم را مشغول عیبجویى دیگران بینى، تو در فکر عیوب خود باش

توضیح : مانند برخی که         

·                    اگر ببینند کسی ماشینش را بد جایی پارک کرده , به او بد و بیراه می گویند ؛ اما اینکار را هر روز خود انجام می دهند

·                خود سوار ماشین تک سرنشینند و به دیگر ماشین ها می گوییند تک سرنشین

·                خود مجالس پر خرج می گیرند,بقیه که اینگونه مجالسی می گیرند, ملامت می کنند 

·                دائما غیبت می کنند , اما تا بفهمند دیگران یک غیبتی کرده اند , از کوره در میروند

·                حجابشان را رعایت نمی کنند , می گویند چه فسادی در جامعه شده است

·                و . . .

 

            ۴٫ وقتى که دیدى همه سرگرم تزیین دنیا هستند، تو به زینت آخرت پرداز؛

                 مردم به فکر ساختن خانه های دنیایند , ما باید به فکر ساختن خانه آخرت باشیم

 

منبعتحریر المواعظ العددیه  صفحه ۴۳۱  و کتاب نصایح صفحه ۲۴۹

 

خلاصه ششصد هزار کلمه در شش کلمه بخش اول

 

قال النبیّ (صلی الله علیه و آله) : یا علیّ، ترید ستّمائه ألف شاه أو ستمائه ألف دینار أو ستّمائه ألف کلمه، قال: یا رسول اللّه ستّمائه ألف کلمه، فقال صلّى اللّه علیه و آله: اجمع ستمائه ألف کلمه فی ستّ کلمات:

یا علیّ، إذا رأیت الناس یشتغلون بالفضائل  فاشتغل أنت بإتمام الفرائض.

و إذا رأیت الناس یشتغلون بعمل الدّنیا فاشتغل أنت بعمل الآخره

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اى على! آیا ششصد هزار گوسفند مى‏خواهى یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار کلمه؟ على (علیه السلام) عرض کرد: اى رسول خدا! ششصد هزار کلمه. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ششصد هزار کلمه را در شش کلمه جمع کن.

            ۱٫ یا على! هر گاه دیدى مردم به مستحبّات اشتغال دارند تو به کامل ساختن واجبات بپرداز،

 

توضیح : مانند برخی که         

·                صدقه مستحبی می دهند , خمس و زکات نمی دند

·                کربلا و سوریه می روند , حج واجب را ترک می کنند

·                شب ها تا سحر سینه می زند,نماز صبح نمی خواند

·                پوشیه می زند , چوراب پا نمی کند

·                سالها نماز صبح قضا دارد و نمی خواند , واجب میداند  هر شب غفیله بخواند

 

            ۲٫ هر گاه دیدى مردم به کار دنیا مشغولند تو به کار آخرت مشغول شو

 

منبعتحریر المواعظ العددیه  صفحه ۴۳۱  و کتاب نصایح صفحه ۲۴۹

پذیرش دعوت، یکی از حقوق مومن

 

(به بهانه ماه رمضان)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ :

مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یُجِیبَ دَعْوَتَه‏

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

از حقوق واجب مومن بر مومن آن است که چون دعوتش کرد اجابت کند

 

منبع : بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، جلد ‏۷۲ ، صفحه   ۴۴۷   ، باب ۸۹ الحث على إجابه دعوه المؤمن و الحث على الأکل من طعام أخیه …..  ص: ۴۴۶

 

 

نکته :

باید دقت داشت که به مهمانی رفتن نبز آدابی دارد

مثلا در این ماه که افطاری دادن و مهمانی رفتن زیاد است باید توجه شود که انسان سر وقت به مهمانی رود نه آنکه وقتی برسد که سفره جمع شده و صاحب خانه به مشقت بیفتد

یا اگر نمی خواهیم برویم خبر دهیم تا اگر خواستند به جای ما کسانی دیگر را دعوت کنند یا غذا کمتر سفارش دهند

 

بوی خوش دهان روزه دار

 

(به بهانه ماه رمضان )

قَالَ الْإِمَامُ ع: کَانَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ ع یَقُولُ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ: إِذَا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ أَهْلَکَ أَعْدَاءَکُمْ- آتِیکُمْ بِکِتَابٍ مِنْ رَبِّکُمْ، یَشْتَمِلُ عَلَى أَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِیهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ عِبَرِهِ وَ أَمْثَالِهِ.فَلَمَّا فَرَّجَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمْ، أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَأْتِیَ لِلْمِیعَادِ، وَ یَصُومَ ثَلَاثِینَ یَوْماً عِنْدَ أَصْلِ الْجَبَلِ، وَ ظَنَّ مُوسَى أَنَّهُ بَعْدَ ذَلِکَ یُعْطِیهِ الْکِتَابَ.فَصَامَ مُوسَى ثَلَاثِینَ یَوْماً [عِنْدَ أَصْلِ الْجَبَلِ‏] فَلَمَّا کَانَ فِی آخِرِ الْأَیَّامِ اسْتَاک قَبْلَ الْفِطْرِ  فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ [إِلَیْهِ‏] یَا مُوسَى أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ خُلُوفَ فَمِ الصَّائِمِ أَطْیَبُ عِنْدِی مِنْ رِیحِ الْمِسْکِ صُمْ عَشْراً أُخَرَ وَ لَا تَسْتَکْ  عِنْدَ الْإِفْطَارِ. فَفَعَلَ ذَلِکَ مُوسَى ع.وَ کَانَ وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُعْطِیَهُ الْکِتَابَ بَعْدَ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً، فَأَعْطَاهُ إِیَّاهُ.

 

امام حسن عسگرى (علیه السلام) در تفسیر منسوب به ایشان در خصوص آیه،

 وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ

مى‏فرماید:

موسى (علیه السلام ) به بنى اسرائیل فرموده بود، وقتى که خداوند فرج شما را برساند و دشمنان شما را هلاک کند، کتابى از جانب پروردگارتان به نزدتان نازل مى‏شود که مشتمل بر اوامر و نواهى و مواعظ و امثال مى‏باشد، لذاوقتى فرج بنى اسرائیل فرا رسید، خداوند عزّ و جلّ به موسى فرمان داد که در میعاد او حاضر شود و سى روز روزهبگیرد و در کوه به مناجات بپردازد و موسى گمان کرد بعد از سى روز کتاب الهى نازل مى‏شود، لذا سى روز روزهگرفت و در شب آخر قبل از افطار مشغول مسواک زدن دندان خود شد، خداوند به او وحى کرد، اى موسى تومى‏دانى که بوى دهان روزه‏دار نزد من از هر عطرى خوشبوتر است، پس ده روز دیگر نیز روزه بگیر و هنگام افطارمسواک مزن، موسى نیز چنین کرد، خداوند هم به او وعده داد که کتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل کند و چنین نیز شد.

 

منبع: التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام ، صفحه۲۵۰ 

 

نیت

 

( به بهانه نزدیکی ماه رمضان )

مساله :

 لازم نیست نیت به زبان بیاید ؛ همین که بدانیم می خواهیم چه کنیم نیت است

در روزه نیز به همین صورت است

می توانیم شب اول نیت همه ماه را بکنیم و می توانیم هر شب برای روزه فردا نیت کنیم

یوم الشک

(به بهانه نزدیکی ماه رمضان) 

مساله :

 یکی از روزههای حرام روزه آخر ماه شعبان به نیت اول رمضان است

باید دقت شود حال که معلوم نیست فلان روز اول ماه رمضان است یا آخر شعبان ؛ باید به نیت یوم الشک روزه گرفت .

اگر معلوم شود اول رمضان بوده ، برایمان ثبت می شود و گرنه مستحب نوشته می شود

اگر کسی روزه قضا دارد می تواند در آن روز بگیرد

 

حضرت امام صادق علیه السلام در اوضاع آخرالزمان می فرمایند :

وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ یَقْتَدُونَ بِأَهْلِ الشُّرُور

و دیدى مردم با هم هم چشمى مى‏کنند و به مردم بد اقتدا مى‏کنند

منبع: بهشت کافى-ترجمه روضه کافى، صفحه ۷۱   

داستان:

یکى از قبیله ‏ها شترى را کشت و آبگوشت درست کرد و به مردم داد. یک مقدار هم براى رییس قبیله‏ ی دیگر فرستاد. رییس قبیله گفت: شتر مى‏کشد و براى من آبگوشت مى‏فرستد. یک لگد زد و ظرف غذا را بر زمین ریخت. گفت: حالا که رییس آن قبیله یک شتر کشته است. شما دو شتر نحر کنید. همینطور این دو قبیله چشم و هم چشمى کردند و هر روز تعدادى شتر را کشتند. قصه به آنجا رسید که از روى چشم و هم چشمى پنجاه شتر نحر شد. امیرالمؤمنین فرمود: احدى از این آبگوشت‏ها نخورد. آبگوشتى که از روى چشم و هم چشمى است، خوردن ندارد. گفتند: پس با این دیگ‏ها چه کنیم؟ فرمود: دور بریزید تا شغال‏ها آنها را بخورند

 

فحش دادن

 

فحش دادن دو گونه است

۱٫گاهی فحش با نام آلات تناسلی یا فحش عملی که آلت تناسلی انجام می دهد است ؛ که این نوع فحش چه به انسان چه حیوان چه اشیاء یا غیر آن مانند هوا یا ترافیک یا … مطلقا حرام است

۲٫گاهی فحش با نام حیوان است ؛ این نوع فحش دادن اگر به مومن باشد ،( خواه از نزدیکان او باشد مانند فرزند یا همسر یا برادر و خواهر ، یا غریبه ) حرام است

 

قدردانی از روزهای پایانی ماه شعبان

 

(به بهانه روزهای پایانی ماه شعبان)

 ابو الصلت هروى روایت کرده است که: در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا علیه السلام رفتم حضرت فرمود:

اى ابو الصلت اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آنچه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایام گذشته این ماه کرده‏اى و بر تو باد که رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار بکن و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن و توبه کن به سوى خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را از براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه کسى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که مى‏کرده‏اى مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و توکل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیه این ماه این دعا را اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْه

منبع :مفاتیح الجنان، اعمال پایانی ماه شعبا

حق مسلمان بر مسلمان

 

معلى بن خنیس گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود براى او هفت حق واجب است که همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر برخى از آنها را تباه و ضایع کند، از ولایت و اطاعت خدا بیرون رود، و خدا از او بهره (اطاعت و بندگى) ندارد. عرض کردم قربانت، آنها چیست؟ فرمود:

اى معلى بن خنیس، من بر تو نگرانم و می ترسم ضایع کنی و مراعات نکنى و بدانى و عمل ننمائى. عرض کردم: «لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ نیروئى جز از خدا نیست» فرمود:

آسانترین آن حقوق اینست که:

 آنچه براى خود دوست دارى براى او هم دوست داشته باشى و آنچه براى خود نپسندى، بر او نیز نپسندى

و حق دوم- آنکه از آنچه ناخرسند دارد دورى کنى و خوشنودى او را پیروى نموده فرمانش برى.

و حق سوم- آنکه با جان و مال و زبان و دست و پاى خویش او را یارى کنى.

و حق چهارم- آنکه چشم و راهنما و آئینه او باشى.

و حق پنجم- آنکه تو سیر نباشى و او گرسنه یا سیرآب باشى و او تشنه یا پوشیده باشى و او برهنه.

و حق ششم- آنکه اگر تو خدمتگزار دارى و برادرت ندارد. واجب است خدمتگزارت را بفرستى.

و حق هفتم – آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت کنی ، اگر مریض شود او را عیادت کنی و اگر بمیرد تشییع جنازه او روی و هر گاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید بر انجام دادن آن پیشی بگیری

منبع : اصول  کافى-ترجمه مصطفوى، جلد‏۳، صفحه۲۴۶   

مقدار پوشش در نماز

 

مرد باید در حال نماز، اگر چه کسى او را نمى‏بیند عورتین خود را بپوشاند. و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند

منبع :توضیح المسائل مراجع، مسأله ۷۸۸

نکته ای که باید توجه داشت این است که :

جدیدا برخی از مردان از شلوار و تی شرت کوتاه استفاده می کنند که هنگام رکوع رفتن و یا به سجده داخل شدن پایین تر از پشتشان دیده می شود . اگر آگاه

آخرین نوشته شهید

 

۱۵ سال بعد از “والفجر مقدماتی”، از دل خاک فکه، شهیدی بیرون آمد که اعداد و حروف نقش بسته بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:


بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست، جز همین که “امام” را تنها نگذارید. تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم؛ به تو خیانت می کنند، تو مکن. تو را تکذیب می کنند، آرام باش. تو را می ستایند، فریب مخور. تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن. مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش… آنگاه از ما خواهی بود”… دیگر نایی در بدن ندارم؛ خداحافظ دنیا

 

متن عربی روایتی که این شهید عزیز نوشته است  :

 أُوصِیکَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوکَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ کُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَع‏

منبع: تحف العقول، صفحه ۲۸۴ ،  وصیته ع لجابر بن یزید الجعفی ….. 

 

 

آفت زبان

 

ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ (سوره ق ۱۸)

انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى‏ آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت(و ضبط آن) است

داستان :

سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد،

جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت

سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد

او عرض کرد :هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم  , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم.

 

**منبرک**