خانه / مناسبتی (صفحه 7)

مناسبتی

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با مناسبت های سال می باشد، می توانید ببینید.

حد عبودیت و بندگی

(به مناسبت شهادت رئیس مذهب و مکتب تشیع، امام جعفر صادق علیه السلام)

تسلیم

 

شیعه باید تسلیم باشد.

 

داستانک:

مفضل بن عمر می گوید: من و عبدالله بن ابى یعفور خدمت امام رسیدیم. امام براى پذیرایى از ما میوه آورد، اما عبدالله به ایشان عرضه داشت که براى ناراحتى معده اش نمى تواند چیزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت: «اى امام بزرگوار، شما مى دانید که من همواره از شما اطاعت کرده ام و هر چه گفته اید نه نگفته ام ، اگر این انار را نصف کنید و بگویید این نیمه حرام است و نیمه دیگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى کنم ، چون حرف شما حجت است.»

امام به او فرمود: «خدا رحمتش را شامل حالت گرداند.» سپس عبدالله بیمارى اش و درمان آن را که پزشک گفته باید شراب بخورد را به امام گفت و پرسید: حال چه مى فرمایید

امام صادق علیه السلام به او فرمود:شراب حرام است، هرگز شراب ننوش، این شیطان است که تو را وسوسه مى کند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت، شراب به تو بنوشاند، اگر از شیطان نافرمانى کنى؛ او نیز مأیوس مى شود و دست از تو برمى دارد.

از این سخن امام، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت. از امام خداحافظى کردیم و بازگشتیم. روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.

مفضل، من شنیده ام اگر براى معالجه باشد اشکالى ندارد.

اگر اشکال نمى داشت امام صادق علیه السلام او را منع نمى کرد… به هر حال، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمویش به او گفته بود: بیچاره، بخور اگر شراب ننوشى مى میرى. عبدالله نیز در جوابش گفته بود: به خدا قسم یک قطره هم نخواهم نوشید. چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل کرد. خداى متعال هم او را براى همیشه شفا داد.

منبع : رجال کشى، صفحه ۲۴۷ تا ۲۴۹

این یعنی تسلیم بودن. چیزی که خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام فرموده اند، باید چشم بگوییم. چرا خدا چنین چیزی را فرموده است، نداریم.

این یعنی تسلیم بودن، یعنی عبد، عبودیت.

شیعه ی تنوری

(به بهانه نزدیکی به شهادت امام جعفر صادق علیه السلام)

tam

داستانک:

یکی از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام حکایت می کند: در منزل آن حضرت بودم، که شخصی به نام سهل بن حسن خراسانی وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت:

یاابن رسول اللّه! شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه چیز مانع شده است که قیام نمی کنید و حق خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمی گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکاری در رکاب شما هستند؟!

امام صادق علیه السلام فرمود: آرام باش، خدا حق تو را نگه دارد و سپس به یکی از پیش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن. همین که آتش تنور روشن شد و شعله های آتش زبانه کشید، امام علیه السلام به آن شخص خراسانی خطاب نمود: برخیز و برو داخل تنور آتش بنشین.

سهل خراسانی گفت: ای سرور و مولایم! مرا در آتش، عذاب مگردان، و مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد. در همین لحظات شخص دیگری به نام هارون مکی – در حالی که کفش های خود را به دست گرفته بود – وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه علیه، پس از جواب سلام، به او فرمود: ای هارون! کفش هایت را زمین بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشین.  هارون مکی کفش های خود را بر زمین نهاد و بدون چون و چرا و بهانه ای، داخل تنور رفت و در میان شعله های آتش نشست.  آن گاه امام علیه السلام با سهل خراسانی مشغول مذاکره و صحبت شد.

پس از گذشت ساعتی، حضرت فرمود: ای سهل! بلند شو، برو ببین در تنور چه خبر است.  همین که سهل کنار تنور آمد، دید هارون مکی چهار زانو روی آتش ها نشسته است، پس از آن امام علیه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بیا؛ و هارون هم از تنور بیرون آمد.
بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراسانی کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص – هارون که مطیع ما می باشد – پیدا می شود؟

سهل پاسخ داد: هیچ، نه به خدا سوگند! حتی یک نفر هم این چنین وجود ندارد.  امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: ای سهل! ما خود می دانیم که در چه زمانی خروج و قیام نمائیم؛ و آن زمان موقعی خواهد بود، که حداقل پنج نفر هم دست، مطیع و مخلص ما یافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.

 

دلیل اینکه امام صادق علیه السلام قیام نکردند این بود که یار نداشتند.

این که امام زمان عجل الله تعالی فرجه تشریف نمی آورند این است که یار ندارند. اگر اینطور یاران تسلیم، که از خودشان اجتهادی ندارند، می بودند امام ظهور می کردند.

برای تسلیم بودن، چرا نباید باشد؟ باید همان چیزی باشد که امام معصوم علیه السلام می گویند.

الان می بینید چقدر چرا شروع شده؟ چرا باید به مکه برویم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا…

دیگر چرا ندارد، مرجع تقلیذ که نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند اینطور صلاح دانسته اند.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه یاری می خواهند که در امور دینی تسلیم باشد و عبودیت داشته باشد.

فقط برنج کوپنی مصرف می کنیم!

(به مناسبت سالروز تولد مقام معظم رهبری)

004

داستانک:

آقای سیدعلی‌اکبر طاهایی نقل می‌کنند: در زمان جنگ که من نماینده مجلس شورای اسلامی بودم، همسرم یکی از بچه ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، خانمی را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آن جا آورده بودند.

 کسی نمی‌دانست که ایشان کیست! چون نوبت به آن خانم رسید، به اتاق پزشک مراجعه کردند، دکتر پس از معاینه، گفت: برای مداوای این فرزند، روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید.

ایشان گفتند: ما چنین امکاناتی را نداریم!

پزشک که ایشان را نمی‌شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امکان دارد که در خانه‌ای برنج نباشد؟!

آن خانم گفت: همسر من اجازه نمی دهند که در خانه، غیر از برنج کوپنی مصرف کنیم و آن نیز کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هر هفته، نمی‌دهد!

پزشک پرسید: مگر همسر شما چکاره هستند؟

گفتند: همسرم آقای خامنه ای، رئیس جمهور است. (مقام معظم رهبری در آن زمان رئیس جمهور بودند.)

ما افتخار می کنیم در کشوری زندگی می کنیم که عالی ترین مقام، یعنی رهبری ساده ترین زندگی ها را دارد.

۲۴ تیرماه سالروز ولادت مقام معظم رهبری، نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه و مایه ی افتخار شیعیان و مسلمانان جهان، است.

ساده زیستی ایشان به حدی است که حتی دشمنان به آن اعتراف می کنند. یکی از دشمنان قسم خورده رسانه ای ایران، نوری زاده، می گوید: در زندگی آیت الله خامنه ای هیچ جایی پیدا نمی کنید که مشکل اقتصادی داشته باشند. ایشان به شدت زاهدانه زندگی می کنند.

همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد دوران اصلاحات، آقای مهاجرانی که سال هاست، لندن نشین است و دشمن مقام معظم رهبری است، می گوید: با وجود اینکه من آیت الله خامنه ای را قبول ندارم اما در زندگی اقتصادی ایشان، خانواده و اطرافیانشان، حتی نقطه خاکستری هم نیست چه برسد به نقطه سیاه.

شخصی همانجا قصد اعتراض به حرف وی را داشت، که مهاجرانی ادامه می دهد و می گوید: من چهار سال همسایه ایشان بودم، و بر نوع زندگی ایشان شاهد بودم. من با کسانی که اطلاعات اشتباه از زندگی ایشان می دهند مشکل دارم! اطلاعات اشتباه [از ایشان] در درجه اول خود ایشان را  فریب می دهد و در درجه دوم دیگران را فریب می دهد.

حتی اگر به دین و اسلام کاری ندارید!

 (به بهانه ۲۱ تیر روز عفاف و حجاب)

حجاب

داستانک:

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم… چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

یک سوال از خواهران بزرگواری که حجاب را رعایت نمی کنند یا برادرانی که به حجاب همسرشان زیاد مقید نیستند؛

به خانم می گویی حجابت را رعایت کن، می گوید خوب آقایان نگاه نکنند. راست می گوید، آقایان نباید ببینند. اما اگر مرد بدبخت و بیچاره ای بود که فقط به دنبال چشم چرانی است، اگر به شما نگاه کرد آیا علاقه اش نسبت به همسرش کم می شود یا نه؟

قطعا کم می شود.

حتی اگر به دین و اسلام کاری ندارید، آیا این ایثار نیست که خانم کمی حجابش را بیشتر رعایت کند؟

آیا این ایثار و گذشت نیست که خانم کمی از زیبایی هایش در خیابان صرف نظر کند تا یک زندگی پا بر جا بماند؟ یک طلاق کمتر شود؟

اما خانمی که می گوید به من ربطی ندارد، پس انتظار نداشته باشد که دعایش در نزد خداوند مستجاب شود.

چطور انتظار داریم گره های زندگیمان باز شود وقتی در زندگی مردم گره ایجاد می کنیم.

دستوری شگفت در رفع فقر

 (به بهانه ۱۵ شوال ؛ رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی)

10

عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد الهادی:

لَمَّا کَلَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَان‏:…

 قَالَ إِلَهِی‏ فَمَا جَزَاءُ مَنْ صَلَّى الصَّلَوَاتِ لِوَقْتِهَا قَالَ أُعْطِیهِ سُؤْلَهُ وَ أُبِیحُهُ جَنَّتِی‏

عبدالعظیم حسنی از امام هادی علیه السلام نقل می کند که:

حضرت موسی به خدا عرضه داشت…

خدایا! پاداش کسى که نمازها را اول وقت بخواند چیست؟

خداوند فرمود: [در دنیا] هرچه بخواهد به او می دهم  و [ در آخرت] بهشتم را بر او مباح کنم.

[امالی شیخ صدوق/ ترجمه کمره‏اى ؛ متن ؛ صفحه ۲۰۹]

داستانک:

آیت الله بهجت می فرمایند:

از آقا سید عبدالهادی شیرازی رحمه الله که عالم واقعی بود، نقل کرده‌اند که در کودکی بعد از فوت پدرم، میرزای بزرگ، تکفل خانواده به عهده من بود.

 ایشان می‌گوید: پدرم را در خواب دیدم. از من پرسیدند: آقا سید عبدالهادی! حال شما چطور است؟ در جواب گفتم: خوب نیست.

فرمود: «به بچه ها و اهل خانه سفارش کنید که نماز اول وقت بخوانند، تنگدستی شما رفع می‌شود»

[آثار و برکات نماز اول وقت، ص ۲۱  و پاسخ های آیت الله بهجت رحمه الله به رازهای دین، ص ۳۵٫]

 

 

به دشمن پشت نکنیم!

(به مناسبت شهادت حضرت حمزه علیه السلام)

گریزهای-مداحی-شهادت-حضرت-حمزه

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا». (آیه ۲۳ سوره احزاب)

از میان مؤمنان مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.

حضرت امیر می فرماید منظور از این آیه من و عمویم حمزه و برادرم جعفر و پسر عمویم عبیده هستیم. که سر عهدی که با خدا بستیم تا آخر ایستادیم؛ عده ای شهید شدند و عده ای منتظرند و من منتظر شهادتم.

 «وَ لَقَدْ کُنْتُ عَاهَدْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ أَنَا وَ عَمِّی حَمْزَهُ وَ أَخِی جَعْفَرٌ وَ ابْنُ عَمِّی عُبَیْدَهُ عَلَى أَمْرٍ وَفَیْنَا بِهِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَهُ فَتَقَدَّمَنِی أَصْحَابِی وَ تَخَلَّفْتُ بَعْدَهُمْ لِمَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِینَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا حَمْزَهُ وَ عُبَیْدَهُ وَ جَعْفَرٌ ع قَضَوْا نَحْبَهُمْ وَ أَنَا وَ اللَّهِ الْمُنْتَظِر »   خصال؛ ج ۲، ص ۳۷۵

 حال آن عهدی که بستند چه بود؟ علامه طباطبایی در المیزان می فرماید :

عهدی که کردند طبق این آیه شریفه: «وَ لَقَدْ کانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یُوَلُّونَ الْأَدْبارَ»  (احزاب ۱۵) این بود که هیچ گاه پشت به دشمن نکنند.

سست نشدن در مقابل دشمن؛ این عنصر اصلی در شخصیت حضرت حمزه است.

اگر می خواهم مثل حمزه شویم چه کنیم؟

امروز اگر ما می خواهیم از امام زمان مان رفع غربت کنیم و در قدرت رسیدن حضرت نقشی ایفاء کنیم باید حمزه ها را تکثیر کنیم. این روحیه حمزه را خودمان تقویت کنیم و در روح جامعه بدمیم.

جامعه ای که حمزه سیدالشهدا که اساسا پشت به دشمن نمی کند اگر این روحیه مقاومت و سازش نکردن با دشمن که رمز موفقیت در برابر دشمن است؛ توضیح داده شود؛ دیگر کسی جرائت نمی کند دم از سازش با دشمن بزند. جامعه ای که حمزه ای دارد که هرگز پشت به دشمن نکرد؛ سازش و کرنش دربرابر دشمن را عیب و عار می داند.

بنابراین تا مشکلی برایمان بوجود آمد سریع کنار دشمن نرویم. از مبارزه با دشمن زود خسته نشویم. ما تا روزی که هستیم با دشمن مبارزه خواهیم کرد.

تا روزی که بیرق اباعبدالله علیه السلام سر در خانه هایمان باشد ما همین طور تحریم خواهیم شد. همان طور که امام حسین علیه السلام در آب تحریم شد. طبیعی است ما هم که پیرو این امام هستیم همین طور تحریم خواهیم شد.

جایی ننوشته است گنهکار نیاید

(به مناسبت ۱۲ شوال سالروز ارتحال شیخ بهایی)

شیخ بهایی

۱۲ شوال سالروز ارتحال شیخ بهایی یکی از دانشمندان بزرگ ایران است.

ایشان معماری کلی حرم امام رضا علیه السلام را با ظرافت زیادی انجام داده اند؛ به طوری که در آن دوران با امکانات کم گلدسته ها را طوری طراحی کرده اند که از هر طرف گنبد در وسط قرار بگیرد.

داستانک:

شیخ بهایی پس از طراحی حرم، در هنگام ساخت آن، خود بر کلیه امور نظارت داشته‌اند و تمام مراحل ساخت حرم نیز تحت نظارت و کنترل ایشان انجام می‌شده است. قبل از آن که ساخت حرم به اتمام برسد، برای جناب شیخ سفر مهمی پیش می‌آید.

شیخ سفارش های لازم را به معماران و مسئولان ساخت حرم کرده، بسیار سفارش می ‌کنند که کار را متوقف نکنند و ساخت حرم را پیش برده به اتمام برسانند به جز سر در دروازه اصلی حرم (دروازه ورودی به حرم و ضریح مقدس).

سفر شیخ به درازا می‌کشد و بیش از زمان پیش بینی شده در سفر می‌مانند، هنگامی که از سفر باز می گردد و جهت سرکشی کارهای ساخت و ساز به حرم مطهر می‌رسد، با تعجب بسیار می‌بیند که ساخت حرم به پایان رسیده، سر در اصلی تمام شده و مردم در حال رفت و آمد به حرم مقدس هستند.

شیخ با دیدن این صحنه، بسیار ناراحت می‌شود و به معماران اعتراض می‌کند: «چرا منتظر آمدن من نماندید؟ چرا صبر نکردید؟» مسئول ساخت عرض می‌کند: ما می‌خواستیم صبر کنیم تا شما بیایید، اما تولیت حرم نزد ما آمدند و بسیار تأکید کردند که باید ساخت حرم هرچه سریع تر به پایان برسد.

شیخ بهایی(قدس سره) همراه مسئول ساخت پروژه و معماران نزد تولیت حرم می‌روند و از تولیت در این مورد توضیح می‌خواهند. تولیت حرم نقل می‌کند: چند شب پی در پی آقا امام رضا علیه السلام به خواب من آمده و فرمودند: «کتیبه شیخ بهایی، به در خانه ما زده نشود، خانه ما هیچ گاه به روی کسی بسته نمی‌شود و هر کس بخواهد می‌تواند بیاید.»

شیخ با شنیدن این حرف، اشک از چشمانش جاری می‌شود و به سمت ضریح می‌رود و ذکر «یا ستار العیوب» بر لبانش جاری می‌شود. ایشان چنین تعریف می‌کند: من می‌خواستم یکی از طلسم ها را به صورت کتیبه‌ای بر سر در ورودی حرم بزنم، با این اثر که افرادی که آمادگی لازم را ندارند نمی‌توانند وارد حرم مطهر و حریم مقدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام شوند، اما خود آقا نپذیرفتند و در خواب به تولیت آستان از این اقدام ابراز نارضایتی فرمودند.

دیدم همه جا در صحن و سرایت

جایی ننوشته است گنهکار نیاید

بعضی ها می گویند ما گنهکاریم، رویمان نمی شود حرم برویم. اما امام رضا علیه السلام طبیب است. آدم سالم که پیش طبیب نمی رود. این ما هستیم که مریض گناهیم و باید به نزد طبیب برویم.

کدام حقوق بشر؟!؟

(به مناسبت هفته حقوق بشر آمریکایی)

حقوق بشر

دوازدهم تیرماه سالروز حمله ناجوانمردانه حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران است. بیش از ۲۶۰ انسان مظلوم از زن و کودک و مرد در این واقعه دلخراش به شهادت رسیدند.

جنازه بسیاری از این عزیزان هیچ وقت پیدا نشد. آنها طعمه کوسه های دریا شده بودند.

مقام معظم رهبری مد ظله العالی از هشتم تیر تا دوازدهم تیر را هفته حقوق بشر آمریکایی نامیدند؛ آمریکایی که ذره ای بویی از حقوق بشر نبرده است.

شعار مرگ بر آمریکایی که می گوییم ریشه در اینطور جنایات دارد.

هشتم تیرماه سالروز حمله به سردشت است که به دستور آمریکا در این شهر بمب شیمیایی زده شد. هنوز هم جانبازان عزیزمان به خاطر آن بمب ها، دارند به سختی نفس می کشند.

چطور از ما توقع دارند این جنایات را فراموش کنیم؟؟

ما نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم. با یک لبخند آمریکایی ها کوتاه نمی آییم. تا آمریکا چنین روحیه ای داشته باشد ما هم اینچنین روحیه ای داریم.

بعضی از مسئولین گفته اند ما حتی حاضریم در زمینه حقوق بشر با آمریکا مذاکره کنیم!!!

با چه کسی می خواهید مذاکره کنید؟ با کسی که دست هایش به خون جوانان کشور آغشته اشت؟

چه معامله ای می خواهید انجام دهید؟ چه چیز بدهید و چه چیز بگیرید؟ مگر ما از معامله با آمریکا دل خوشی داریم؟ در این چند سال اخیر آمریکا چقدر عهددنامه ها را از بین برده؟

باز دوباره در مورد حقوق بشر می خواهید با آمریکا مذاکره کنید؟

تاریخ اولین درج ۱۳ تیر ۱۳۹۶

پاداش زحمات علامه امینی قدس سره

(به بهانه ۱۲ تیر سالروز ارتحال علامه امینی)

حوض کوثر

علامه امینی قدس سره وقتی شنید برخی می گویند حدیث غدیر سند ندارد؛ از بیش ۳۵۰ راوی اهل سنت منبع جمع آوری کرد و تا به امروز کسی نتوانسته است کتاب الغدیر را رد کند.

ایشان می فرماید بیش از ده هزار کتاب را از ابتدا تا انتها خواندم و به بیش از صد هزار کتاب مراجعه کردم.

داستانک

یکی از بزرگان می گوید: من در این فکر بودم ببینم مولا امیرالمؤمنین علیه السلام چه مرحمتی در مقابل زحمات و خدمات مرحوم امینی می نمایند. 

در عالم خواب دیدم: 

حوضی است و آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بر لب آن ایستاده اند. افراد می آیند و مولا از آن حوض ، به آنها آب می دهند. گفتند: این حوض کوثر است. 

در این حال آقای امینی به نزدیک حوض رسید حضرت ظرف را گذاشتند، آستینها را بالا زده و دستان مبارکشان را پر از آب کردند و به علامه آب خورانیدند و خطاب به او  فرمودند: 

«بیض الله وجهک کما بیضت وجهی» پروردگار رو سفید کند تو را کما اینکه مرا رو سفید کرد.

 

مهران باید آزاد شود

(به مناسبت دهم تیر ماه روز آزادسازی مهران)

کالای ایرانی

دهم تیر ماه روز آزادسازی شهر مهران است.

۳۱ سال پیش امام خمینی رحمت الله علیه گفتند: مهران باید آزاد بشود و آزاد شد.

سوال اینجاست اگر امام یک بار دیگر بگوید کاری باید انجام شود، به آن عمل می شود یا نمی شود؟

مقام معظم رهبری مد ظله العالی هم می فرمایند: باید کالای ایرانی استفاده کنید.

فرق این دو باید در چیست؟ چرا عمل به این باید (خرید کالای ایرانی) کمرنگ است؟

کسی مجبور نیست کالای بی کیفیت و بنجل استفاده کند، یا سوار وسیله نقلیه ای شود که او را به کشتن بدهد؛ اما وقتی یک کالای خارجی، معادل داخلی خوبی دارد، چراکالای خارجی را بخریم؟

در برخی صنایع که کیفیت تولیدات داخلی بهتر از موارد خارجی است. به عنوان مثال در تولید لوازم التحریر.

مثلا خودکار؛ اگر مردم خودکار ایرانی بخرند، ۴ هزار فرصت شغلی به وجود می آید. چهار هزار شغل یعنی ۴ هزار خانواده!

عشق به ایران این نیست که با مقبره کوروش عکس بگیریم یا نماد فروهر گردن بیندازیم.

عشق به ایران این است که کالای ایرانی مصرف کنیم تا جوان ایرانی سر کار برود.

ممکن است کالای داخلی کمی هم گرانتر باشد اما وظیفه ی شرعی، انسانی و عرق ملی ما این است که کالای ایرانی بخریم.

 

بوی بهشت

 

 

پشت تریبون رفت و درباره انتخاب رئیس جمهور و اینکه باید روحانی باشد یا غیر روحانی اندکی صحبت کرد …

ده دقیقه ای از آغاز نطق دکتر می گذشت و ساعت ۲۰/۸ را نشان می داد.دکتر مکثی کرد و به مستمعین دور تا دور جلسه نگاه کرد و وقتی از همراهی ایشان با بحث مطمئن شد،یکباره گفت:

بچه ها بوی بهشت می آید.آیا شما هم این بو را استشمام می کنید؟

در همین لحظه انفجار مهیبی حزب جمهوری اسلامی را لرزاند و ساختمان فرو ریخت.

۷ تیر سالروز شهادت شهید مظلوم دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یاران با وفای اوست

آن شهید بزرگوار دقت بالایی در همه چیز داشت به عنوان مثال:

داستانک :

چراغ قرمز اول رو که رد کرد، بهشتی خیلی تحمل کرد که چیزی نگه. دومین چراغ بود که دیگه صداش در اومد. گفت: اگه از این هم بگذری دیگه نمی شه پشت سرت نماز خواند. تکرار گناه صغیره

طرف با حالت حق به جانبی گفت: اینها قانون طاغوته باید سرپیچی کرد. بهشتی با ناراحتی دست گذاشت رو داشبورد و محکم گفت: اینها قوانین انسانیه، عین انسانیت …

جهت مطالعه ۲۰ خاطره از شهید بهشتی اینجا را کلیک نمایید

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

شبیه ترین روز به روز قیامت

(به مناسبت عید سعید فطر)

photo_2017-06-26_16-57-02

امیر المومنین علی (علیه السلام):

عید فطر شبیه‌ترین روز به روز قیامت است. چون در قیامت عده‌ای که زیانکارند ، تأسف می‌خوردند و غضبناک می‌گردند و عده‌ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهای الهی می‌شوند.

[مجموعه ورام جلد ۲ ص  ۱۵۸]

به قول معروف،

زمستان تمام شد و روسیاهی برای زغال باقی ماند.

 

ماه رمضان تمام شد؛  کسانی که روزه نگرفتند و عمدا روزه خواری کردند، رو سیاهی برای آنها ماند.

 کسانی که بعضا در ملأ عام و در خیابان روزه خواری  می کردند،آنها امروز عیدی ندارند؛ امروز برای آنها بسان جهنم است.

 

اما کسانی که روزه گرفتند:

اصلا فکر کنید خدا و قیامتی هم در کار نباشد، اینها فقط چند ساعت وعده ی نهارشان به تأخیر افتاد و چند ساعت آب نخوردند. چیزی را از دست نداده اند.

 

اما کسانی که روزه نگرفته اند، جواب خدا را چه خواهند داد؟

 در برابر دختر بچه های ۹ ساله ای که در این روزهای گرم چادر سر می کردند و روزه می گرفتند چه دارند بگویند؟

اینهایی که تن سالمی داشتند و روزه نگرفتند، و خوشحال هم بودند، صبر کنند؛  روزی خواهند فهمید…

لذت عبادت

(به بهانه شب های قدر)

25-3-96

داستانک:

روزی حضرت موسی علیه السلام برای مناجات به کوه طور می رفتند. در راه به شخصی برخوردند که به حضرت موسی علیه السلام گفت: من همه گناه های عالم را انجام داده ام.

 

مگر خدای تو نمی گوید عذابتان می کنم، اما من همه چیز دارم و هیچ بیماری ندارم. ثروت زیادی نیز دارم. پس دیدی که حرف هایت درست نیست.

 

حضرت موسی علیه السلام به کوه طور می روند. پس از مناجات حرفی از آن شخص به خداوند نمی گوید.

از جانب خداوند به حضرت موسی ندا می آید: موسی، پیام بنده ما را نرساندی.

حضرت موسی عرضه می دارند: خدایا من خجالت کشیدم.

خداوند می فرماید: به بنده ام بگو همین که شیرینی عبادت را از تو گرفته ام بزرگترین عذاب است.

 

امشب یکی از شب های محتمل القدر است. یکی از دعاهایمان این باشد که خدایا شیرینی عبادت را به همه ما عنایت کن.

چون اگر شیرینی عبادت را نچشیم کم کم از عبادت فاصله می گیریم.

 

بهترین عمل در شب قدر

(به بهانه شبهای قدر )

مباحثه علمی

شیخ صدوق در کتاب امالی خود در اعمال شب ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان ، بعد از بیان اعمال این دو شب ، می آورد

… و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکره العلم فهو أفضل

…و اگر این دو شب را احیاء نماید به مذاکره ی علمی بهترین اعمال است

منبع:

 أمالی الصدوق، صفحه ۶۴۹، المجلس الثالث و التسعون

درست است که دعا و نماز و قرآن به سر در این شبها عالی است اما باید دقت شود که از مطالب اخلاقی و دینی و شرعی ، غافل نشویم. و فقط مجالس ما به دعا و مداحی نگذرد.

علت فوت عایشه

(به مناسبت ۱۷ ماه رمضان روز فوت عایشه)

عایشه همراه با طلحه و زبیر جنگ جمل را آغاز کردند. بعد از به پایان رسیدن جنگ حضرت علی علیه السلام عایشه را بدون محاکمه حصر خانگی کرد.

با اینکه حکم کسی که بر حاکم کشور اسلامی قیام کند معلوم است، اما حضرت علی علیه السلام به خاطر مصالح حکومت اسلامی این کار را کرد.

تا زمانی که حضرت علی علیه السلام از دنیا رفتند عایشه در حصر خانگی بود. بعد از اینکه معاویه به حکومت رسید، عایشه را آزاد کرد.

در مورد مرگ ایشان دو قول وجود دارد:

  1. برخی علمای اهل سنت نظرشان این است که عایشه به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.
  2. نظریه دیگر که طرفداران زیادی دارد این است که هنگامی که معاویه می خواست یزید را ولیعهد خود قرار دهد، عایشه مخالفت کرد. معاویه کینه عایشه را به دل گرفت. او را دعوت کرد و ظاهرا از قبل، زیر صندلی وی را شبیه چاله ای کنده بود و درون آن را نیز نیزه و شمشیر و … گذاشته بودند. وقتی عایشه روی صندلی نشست، درون چاله افتاد و از دنیا رفت.

حال سوال ما از برادران اهل سنت این است: می شود هم عایشه را قبول داشت هم معاویه را !؟

عایشه خوب بود یا معاویه؟

می شود دو نفر که خوب اند همدیگر را بکشند؟

بعضی ها وقتی به معاویه می رسند به خاطر ارادتشان رضی الله عنه می گویند. برای عایشه هم همین را می گویند‼️ به هر حال یکی ازین دو خوب بود و یکی بد.

مانند شخصی که به مزار حجر بن عدی رفت و گفت رضی الله عنه. سپس بر سر قبر معاویه نیز همین را گفت‼️

نمی شود که به هر دو رضی الله عنه گفت. مگر معاویه حجربن عدی را نکشت!؟

**منبرک**