خضر؛ شیعه حضرت علی

12اعمش می‌گوید: در مدینه کنیز سیاه چهره نابینائی را دیدم که آب به مردم می‌داد و می‌گفت:‌ به افتخار دوستی علی بن ابی طالب علیه السّلام  بیاشامید، بعد از مدتی او را در مکه دیدم که بینا بود و به مردم آب می‌داد و می‌گفت:

«به افتخار دوستی علی بن ابی طالب علیه السّلام آب بنوشید، به افتخار آن کسی که خداوند به واسطه او بینائیم را به من بازگردانید!»

نزدیک رفتم و به او گفتم قصه بینایی تو چگونه است؟

گفت: روزی مردی به من گفت:‌«ای کنیز تو آزاد شده علی بن ابی طالب و از دوستان او هستی؟»

گفتم: آری.

گفت: اللَّهُمَّ إِنْ کَانَتْ صَادِقَهً فَرُدَّ عَلَیْهَا بَصَرَهَا «خدایا اگر این زن راست می‌گوید: [و در محبت خود به علی علیه السّلام] صادق است، بینائیش را به او برگردان»

سوگند به خدا، بعد از این دعا، بینا شدم و خداوند نعمت بینائی را به من بازگردانید، به این مرد گفتم: تو کیستی؟

گفت: أَنَا الْخَضِرُ وَ أَنَا مِنْ شِیعَهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع. من خضر هستم، و من شیعه علی بن ابیطالب علیه السّلام می‌باشم.

بحار الأنوار (ط – بیروت)، جلد ‏۴۲، صفحه:۹

همچنین ببینید

ظرف وجود

داستانک: روزی شاگردی از استاد خود خواست که درسی به یاد ماندنی به وی دهد. ...

یک دیدگاه

  1. با سلام
    چرا سایت منبرک فرم تماس با ما ندارد؟
    لطفا ایمیل خود (MANBARAK@GMAIL.COM) را چک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده − سه =

**منبرک**