Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/manbar/domains/manbarak.ir/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210
شبهه – منبرک
خانه / بایگانی برچسب: شبهه

بایگانی برچسب: شبهه

رمز نجات از فتنه های آخرالزمان

 

 شیخ صدوق روایت کرده از عبد الله بن سنان که گفت :

حضرت صادق علیه السلام فرمود که: در آینده شبهات به سوی شما هجوم می آورند [ و گناهان زیاد می شود‌(مانند گناهان چشم و گوش و زبان و …)] و شما بدون نشانه و راهنما و پیشواى هدایت کننده می مانید  و نجات نمى‏یابد در آن شبهه مگر کسى که بخواند دعاى غریق را

گفتم :چگونه است دعاى غریق

فرمود : مى‏گویى

 یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ

منبع :مفاتیح الجنان ؛ بعد از زیارت وارث و قبل از زیارت حضرت عباس

 

مادر حضرت رقیه که بود؟ و چگونه صدای حضرت رقیه به یزید رسید؟

(به بهانه ۵ صفر ، سالروز شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها)

17

سوال ۱:

مادر حضرت رقیه که بود؟ و آیا در کربلا حضور داشت؟

پاسخ :

مادر حضرت رقیه ، مطابق بعضی از نقلها ، « ام اسحاق» نام داشت که قبلا همسر امام حسن علیه السلام بود ؛ و آن حضرت در وصیت خود به برادرش امام حسین علیه السلام سفارش کرد که با ام اسحاق ازدواج کند ، و فضایل بسیاری را برای آن بانو برشمرد [ابصارالعین فی انصار الحسین صفحه ۳۶۸]

بعد از ولادت حضرت رقیه ، ام اسحاق بیمار شد و دیری نپایید که از دنیا رفت  [ السیده رقیه صفحه ۲۴]

سوال ۲ :

مداحان و سخنرانان می گویند : در خرابه شام رقیه یاد پدرش را کرد و همه به گریه افتادند و صدای آنان به یزید رسید . حال سوال اینجاست که چگونه صدا ، از داخل خرابه به قصر رسیده است؟ یعنی یزید داخل خرابه بوده است؟!  آیا این دروغ نیست؟!

پاسخ :

معاویه در حال ساخت قصری به نام کاخ خضرا بود ، برای همین خانه هایی را خرید تا قصر را بنا کند

یکی از این خانه ها متعلق به پیر زنی بود که حاضر به فروش خانه ی خود نبود و می گفت می خواهم در همین جا زندگی کنم و بعد از مرگم نیز قبرم درون خانه ام باشد.

معاویه دستور داد خانه را خراب کنید ، اما عمرو عاص مخالفت کرد و گفت :

“عرب همیشه در آرزوی حاکمی عادل بوده و تو می توانی از این فرصت استفاده تبلیغاتی کنی ؛ به این صورت که قصر را بسازی و آن خانه را خراب نکنی . آنوقت هرکه از درب قصر وارد شود اولین سوالی که برایش پیش می آید این است که این خانه ی خرابه در وسط قصر چه می کند و ما به او پاسخ می دهیم که عدالت ما به ما اجازه ی خراب کردن خانه ی پیر زن را نمی دهد “

این جریان اتفاق می افتد و بعد از مدتی پیر زن از دنیا می رود و معاویه باز هم آن خانه را خراب نمی کند.

در زمان یزید با وجودی که این خانه به خرابه تبدیل شده  باز هم این نیرنگ ادامه پیدا می کند

زمانی که اسرا را به شام می آورند ، در آن خرابه قرار می دهند و آن خرابه داخل حیاط  قصر بوده است 

[منبع:کتاب ریحانه کربلا – نوشته عبدالحسن نیشابوری- صفحه۱۰۱ به نقل از کتاب صفریه جلد ۲ صفحه ۴۲ – با اندکی تصرف]

 

 

شبهه ای در خصوص وضو

 

یکی از شیوه های مهم دشمن در جنگ نرم ، ایجاد شبهه است که معمولا این شبهات بسیار سطحی است

مردم، خصوصا جوانان عزیز ، باید در هنگام برخورد با شبهه، به یک کارشناس رجوع نمایند تا این تیغ از ذهن آنان خارج شود.

به عنوان نمونه : یکی از شبهاتی که در این چند روز مطرح شده است این مطلب پیرامون وضوست که بیان می شود : در کتاب بحارالانوار جلد ۴۸ صفحه ۳۸ مطلبی از امام کاظم آمده است که :

فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنَ الِاخْتِلَافِ فِی الْوُضُوءِ وَ الَّذِی آمُرُکَ بِهِ فِی ذَلِکَ أَنْ تَتَمَضْمَضَ ثَلَاثاً وَ تَسْتَنْشِقَ ثَلَاثاً وَ تَغْسِلَ وَجْهَکَ ثَلَاثاً وَ تُخَلِّلَ شَعْرَ لِحْیَتِکَ وَ تَمْسَحَ رَأْسَکَ کُلَّهُ وَ تَمْسَحَ ظَاهِرَ أُذُنَیْکَ وَ بَاطِنَهُمَا وَ تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ إِلَى الْکَعْبَیْنِ ثَلَاثاً وَ لَا تُخَالِفَ ذَلِک‏

« حضرت نامه بدین مضمون مرقوم فرمود اختلافى را که نوشته بودى اطلاع یافتم و اکنون دستور العمل تو بدین کیفیت است که سه مرتبه مضمضه و سه مرتبه استنشاق مى‏نمائى و سه دفعه صورتت را میشوئى و آب میان موى ریش خود میرسانى و دست را از انگشتان تا مرفقین میشوئى و همه سرت را مسح میکنى و ظاهر دو گوش و باطن آنها را نیز دست میکشى و پاهایت را سه مرتبه تا کعبین میشوئى و از این دستور العمل تجاوز نمیکنى»

پس شما شیعیان چه میگویید که باید سر و پا را مسح کنیم در حالی که امام خودتان چیز دیگری می گوید ؛ حال فهمیدید چقدر دروغگویید، همه چیزتان همین گونه است …

________________________________________________

حال اگر این شبهه وارد شد چه جوابی بدهیم :

اما پاسخ : این فراز از روایت از وسط روایتی طولانی گرفته شده است ملاحظه فرمایید:

محمد بن فضل گفته در خصوص مسح پا،در هنگام وضو میان اصحاب ما اختلاف بود که آیا از سر انگشتان تا کعبین یا از کعبین تا سر انگشتانست.

على بن یقطین نامه حضور حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام تقدیم کرده و عرضه داشت در خصوص مسح رجلین، اصحاب ما اختلاف کرده‏اند هر گاه صلاح باشد دستور العملى براى من مرقوم فرمائید تا مساوى با آن عمل کنم حضرت نامه بدین مضمون مرقوم فرمود اختلافى را که نوشته بودى اطلاع یافتم و اکنون دستور العمل تو بدین کیفیت است که سه مرتبه مضمضه و سه مرتبه استنشاق مى‏نمائى و سه دفعه صورتت را میشوئى و آب میان موى ریش خود میرسانى و دست را از انگشتان تا مرفقین میشوئى و همه سرت را مسح میکنى و ظاهر دو گوش و باطن آنها را نیز دست میکشى و پاهایت را سه مرتبه تا کعبین میشوئى و از این دستور العمل تجاوز نمیکنى.

چون این نامه به على بن یقطین رسید از آنچه حضرت ابو الحسن که بر خلاف اجماع مردم شیعه مذهب است مرقوم فرموده بود سخت بشگفت آمد آنگاه با خود گفت آقاى من از آنچه مرقوم فرموده کاملا باخبر است و بر من لازمست از فرمان او سرپیچى ننمایم در نتیجه على بن یقطین مطابق با همان دستور العمل رفتار میکرد و براى امتثال فرمان واجب الاذن حضرت موسى بن جعفر بر خلاف همه مردم شیعه عمل مى‏نمود.

روزی در حضور هارون از وى بدگویی کرده و گفتند او شیعه و مخالف با مرام تست.

هارون بیکى از نزدیکان خود گفت بسیارى از اوقات در خصوص على بن یقطین حرفهائى بمن زده‏اند و او را بر خلاف رویه ما و تمایل بمذهب رافضیها متهم ساخته‏اند و من هیچ گونه تقصیرى از او ندیده و مکرر او را آزمایش کرده و کارى که موجبات اتهام او را فراهم سازد از نامبرده بظهور نرسیده میخواهم تو پنهانى او را بمعرض آزمایش قرار دهى بطورى که نفهمد از ناحیه من است که ممکن از من بیمناک شود و ما به مقصود خود نرسیم همان وقت باستحضار هارون رسانید که شیعیان در وضو و انجام آن با سنى مذهبان مخالفند و در این عمل عبادى سهل انگارى میکنند و پاهاى خود را نمیشویند اینک اگر بخواهید اتهام او به ثبوت رسد باید او را در هنگام وضو آزمایش نمائید

 هارون هم همین رویه را پسندیده گفت آرى ممکن است على بن یقطین را به این کیفیت آزمایش کرد. مدتى از این پیش‏آمد گذشت تا اینکه او را بانجام کارى در منزل خود مأموریت داد و چون هنگام نماز میرسید على بن یقطین بحجره معینى میرفت و همان جا وضو میگرفت و نماز میخواند روزى موقع نماز، هارون پشت دیوار ایستاده بطورى که على او را نمیدید.

على فرمان داد آب وضو حاضر کردند سه مرتبه مضمضه و سه مرتبه استنشاق کرد و سه مرتبه صورتش را شست و آب میان موى ریش خود رسانید و دو دستش را سه مرتبه تا مرفق شست و سر و دو گوشش را مسح کرد و سه مرتبه پاهایش را شست.

 چون هارون این گونه وضو گرفتن را از وى دید تاب نیاورده خود را ظاهر کرد و گفت دروغ میگوید کسى که خیال میکند تو رافضى هستى و به همین دستور العمل حال او پیش هارون به سرحد کمال رسید.

فاصله نشد نامه از حضرت موسى بن جعفر رسید: از این به‏بعد همان طور که خدا فرموده وضو بگیر یعنى یک مرتبه صورتت را به عنوان وجوب و یک بار بعنوان استحباب بشوى و دو دستت از مرفق تا سر انگشتان وضو بده و پیش سرت و ظاهر دو پایت را از زیادى آب وضو مسح کن زیرا از این پس بیمى بر تو نیست و آسوده باش            منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏۴۸ ؛صفحه ۳۸

حال ملاحظه فرمودید پاسخ به این شبهات چقدر راحت است فقط مراجعه به اسلام شناس می خواهد و حق پذیری

خواندن دعای غریق ، رمز نجات از فتنه های آخرالزمان

 

سوال ؛ در فتنه های این دوران (مانند چشم چرانی نکنیم  ویا حجاب خود را از دست ندهیم  و یا مسخره کردن دیگران ما را از اصولمان دور نکند و یا  …) چه کنیم ؟

 

شیخ صدوق عطر الله مرقده روایت کرده از عبد الله بن سنان که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمود که:

زود است مى‏رسد به شما شبهه پس میمانید بدون نشانه و راهنما و پیشواى هدایت کننده و نجات نمى‏یابد در آن شبهه مگر کسى که بخواند دعاى غریق را

گفتم :چگونه است دعاى غریق ؟

فرمود: مى‏گویى

” یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک “

منبع : مفاتیح الجنان، بعد از زیارت وارث و قبل از زیارت حضرت عباس

**منبرک**