Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/manbar/domains/manbarak.ir/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210
روايات عددي – برگه 2 – منبرک
خانه / بایگانی برچسب: روايات عددي (صفحه 2)

بایگانی برچسب: روايات عددي

۴ چیز، محوکننده گناهان (۴- شکر)

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ ۴٫  الشُّکْر

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کردند که فرمود:

هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبدیل کند:

۴٫شکرگزارى.

منبع: اصول کافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد ۳ ، صفحه ۱۶۶  

داستانک:

روزى حضرت عیسى در مناجاتش با خداوند عرضه داشت: پروردگارا دوستى از دوستارانت به من بنما، خطاب رسید به فلان محل برو که ما را در آنجا دوستى است، مسیح به آن محل موعود رفت زنى را دید که نه چشم دارد و نه دست و نه پاى، روى زمین افتاده و زبانش مترنم به این ذکر است:

 « الحمدالله على نعمائه والشکر على آلائه »

خدا را بر نعمتهاى ظاهریاش سپاس و بر نعمتهاى باطنیاش شکر.

آن حضرت از حالت آن زن شگفت زده شد، پیش رفته و به او سلام کرد، زن گفت: علیک السلام یا روح الله! فرمود اى زن تو که هرگز مرا ندیدهاى از کجا شناختى من عیسى هستم، زن گفت: آن دوستى که تو را به سوى من دلالت کرد برایم معلوم نمود که تو روح الله هستى، فرمود: اى زن تو از چشم و دست و پا محرومى، اندامت تباه شده! زن گفت: خدا را ثنا میگویم که دلى ذاکر و زبانى شاکر و تنى صابر دارم، خدا را به وحدانیت و یگانگى یاد میکنم که هرچه را میتوان با آن معصیت کرد از من گرفته، اگر چشم داشتم و به نامحرم نظر میکردم، اگر دست داشتم به حرام میآلودم و اگر پا داشتم دنبال لذات نامشروع میرفتم چه عاقبتى داشتم؟

این نعمتى که خدا به من داده به احدى از بندگانش نداده است.

منبع:خزینه الجواهر ،صفحه۳۱۸

ما باید دیدمان را عوض کنیم و به نعمتهایی که خدا به ما داده توجه کنیم ،نه به کمبودها. یعنی در یک کلام در مسائل مادی به پایین دست خود نگاه کنیم

لطیفه :

کلاغی روی سر شخصی مدفوع کرد  آن شخص سریع شروع کرد به شکر کردن .

شخصی سوال کرد : لباست پر از آلودگی شده و شکر می کنی

گفت :برای این شکر می کنم که ، اگر گاو پرواز می کرد چه خاکی به سر می کردم .

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

رحمت خدا شامل ۳ گروه (۳٫ کنترل کننده خشم)

 

 

و قال صلّى اللّه علیه و آله: ثلاث من کنّ فیه آواه اللّه تعالى فی کنفه، و نشر علیه رحمته، و أدخله فی محبّته. قیل: و من ذاک یا رسول اللّه؟ قال: …      ۳٫  و إذا غضب فتر

سه خوى در هر که باشد، خدا او را در پناه خود جاى دهد و رحمتش را بر او بگسترد، و در محبت خود واردش کند. پرسیدند: این صفات چیست؟ فرمود:

۳٫  کنترل به هنگام غضب.

منبع:تحریر المواعظ العددیه ؛ صفحه  ۲۵۶ و نصایح ؛صفحه ۱۳۰

داستانک:

در خانواده ای که وضع مالی مناسبی نداشتند ، پدر آن خانواده یک «میز» می خرد که آن را خیلی دوست داشته است . روزی پسرش وارد اتاق می شود و کاری می کند که منجر به شکسته شدن میز می شود .

پدر بسیار ناراحت می شود و غضب می کند و ضربه ای به صورت کودک می زند که منجر به کر شدن کودک می شود .

چند روز بعد وقتی پدر به دیدن کودک خود در بیمارستان می رود کودک به او می گوید : پدر جان اگر من بزرگ شدم و کار کردم و پول میز را به تو دادم ، تو گوشهایم را به من بر می گردانی؟

پدر تا این را می شنود از بغض نمی تواند جلوی گریه خویش را بگیرد و از بیمارستان خارج می شود .

روز بعد هم خود کشی می کند .

در نتیجه یک غضب به خاطر یک مال دنیا منجر به نا شنوا شدن کودک و یتیم شدن و بی سر پرست شدن یک خانواده می شود.

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

رحمت خدا شامل ۳ گروه (۲٫ عفو کننده)

 

 

و قال صلّى اللّه علیه و آله: ثلاث من کنّ فیه آواه اللّه تعالى فی کنفه، و نشر علیه رحمته، و أدخله فی محبّته. قیل: و من ذاک یا رسول اللّه؟ قال:…    ۲٫  و إذا قدر غفر…

سه خوى در هر که باشد، خدا او را در پناه خود جاى دهد و رحمتش را بر او بگسترد، و در محبت خود واردش کند. پرسیدند: این صفات چیست؟ فرمود:

 ۲٫ عفو در وقت قدرت…

منبع:تحریر المواعظ العددیه؛صفحه ۲۵۶ و نصایح ؛صفحه ۱۳۰

وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ [ نور ۲۲]

 باید عفو کنند و چشم بپوشند آیا دوست نمى‏دارید خداوند شما را ببخشد؟!

انسان باید دیگران را ببخشد

داستانک :

آقای غلامعلی رجایی نقل می کند که :

یک روز وقتی که شهید حجت الاسلام والمسلمین سلیمی از بیت امام برای تقویت روحیه رزمندگان به جبهه های جنوب آمده بود صحبت از خصوصیات امام به میان آمد ایشان گفت: چند روز پیش در محضر امام از جسارت ها و اهانت های شیخ علی تهرانی در رادیو بغداد مطالبی به عرض ایشان رساندیم که این فرد خیلی به شما جسارت می کند!

صحبت ما که تمام شد امام رو به ما کرد و گفت: اتفاقا چند روز قبل من بیاد او بودم و برایش دعا می کردم.امام حتی نسبت به هدایت مخالفان و دشمنانشان اینقدر احساس دلسوزی می کردند.

منبع: خاطرات مرحوم آیت الله توسلی،مجله حوزه، شماره ۴۵

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

رحمت خدا شامل ۳ گروه (۱٫ شکر کننده)

 

و قال صلّى اللّه علیه و آله: ثلاث من کنّ فیه آواه اللّه تعالى فی کنفه، و نشر علیه رحمته، و أدخله فی محبّته. قیل: و من ذاک یا رسول اللّه؟ قال:   ۱٫ من إذا اعطی شکر …

سه خوى در هر که باشد، خدا او را در پناه خود جاى دهد و رحمتش را بر او بگسترد، و در محبت خود واردش کند. پرسیدند: این صفات چیست؟ فرمود:

 ۱٫ شکر به هنگام نعمت…

منبع:تحریر المواعظ العددیه؛صفحه ۲۵۶ و نصایح ؛صفحه ۱۳۰

داستانک :

مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گفت : وقتی این همه اموال رو تقسیم میکردند ، ما کجا بودیم ؟؟؟

دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت : وقتی این بیماریها رو تقسیم میکردند ، ما کجا بودیم ؟؟؟

 

ما باید دیدمان را عوض کنیم و به نعمتهایی که خدا به ما داده توجه کنیم ،نه به کمبودها. یعنی در یک کلام در مسائل مادی به پایین دست خود نگاه کنیم

لطیفه :

کلاغی روی سر شخصی مدفوع کرد

آن شخص سریع شروع کرد به شکر کردن .

شخصی سوال کرد : لباست پر از آلودگی شده و شکر می کنی

گفت :برای این شکر می کنم که ، اگر گاو پرواز می کرد چه خاکی به سر می کردم .

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خدا دشمن ۳ چیز است (۳٫ پر خوری)

 

من کلام النبیّ صلّى اللّه علیه و آله:

ثلاثه یبغضها اللّه: …

۳٫ و کثره الطّعام.

سه چیز را خدا دشمن دارد: …

۳٫ پرخوری

منبع: تحریر المواعظ العددیه [آیه الله مشکینی] – الفصل الثالث – صفحه  ۲۵۳   

داستانک :

حضرت رضا (علیه السلام) مى‏فرمایند:

ابلیس از زمان آدم تا دوره ی عیسى بن مریم پیوسته نزد پیامبران رفت و آمد مى‏کرد . او بیشترین آزار و ستم را در حق یحیى بن زکریا اعمال داشت .

روزى حضرت یحیى ؛ ابلیس را مشاهده کرد … یحیى از ابلیس پرسید آیا تا بحال بر من چیره گشته‏اى؟

 شیطان پاسخ داد: خیر اما در تو خصلتى وجود دارد که گاه باعث مى‏گردد نتوانى نمازت را بطور کامل بپا دارى و شبها را به زنده‏دارى مشغول گردى و آن صفت پرخورى است .

یحیى از همان جا با خداوند عهد کرد که دیگر هرگز با شکم سیر از طعام نخوابد تا به دیدار خداوند نائل آید. شیطان نیز عهد کرد هرگز انسانى را نصیحت به راستى نکند تا پروردگار را ملاقات نماید

منبع: داستان پیامبران یا قصه‏هاى قرآن از آدم تا خاتم، صفحه : ۵۶۵

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خدا دشمن ۳ چیز است (۲٫ پر خوابی)

 

من کلام النبیّ صلّى اللّه علیه و آله:

ثلاثه یبغضها اللّه: …

۲٫ و کثره المنام، …

سه چیز را خدا دشمن دارد: …

۲٫ پرخوابى،…

منبع: تحریر المواعظ العددیه [آیه الله مشکینی] – الفصل الثالث – صفحه  ۲۵۳  

پیامبر مکرم اسلام می فرمایند :

خواب زیاد در شب ، انسان را در قیامت فقیر می کند 

منبع: الخصال / ترجمه کمره‏اى، جلد ‏۱، صفحه: ۷۷

 داستانک:

منقول است که پروردگار وحی به حضرت موسی فرستاد که ای پسر عمران ! دروغ می گوید کسی که گمان کرده است مرا دوست دارد و با وجود این ، چون ظلمت شب او را فرا گیرد بخوابد . آیا دوست خلوت دوست خود را طالب نیست ؟

ای پسر عمران من از احوال دوستان خود مطّلعم چون شب بر ایشان وارد شود دیده و دل های ایشان به سوی من نگران و عقاب مرا در پیش خود ممثل نموده با من از راه مشاهده و حضور تکلّم می کنند. ای پسر عمران به من فرست از دل خود خشوع و از بدن خود ذلّت و خضوع و از چشم خود اشک در ظلمت های شب که مرا به خود نزدیک خواهی یافت.

منبع : وسایل الشیعه جلد ۷ صفحه ۷۸

 مجنون برای دیدن لیلی در مسیری که محلّ عبور او بود چند روز به انتظار نشست تا اینکه در نیمه های یک شب از شدّت خستگی همانطور که بر سر راه نشسته بود خوابش برد. همان وقت لیلی از آنجا عبور کرد و وقتی دید مجنون به خواب رفته است چند گردو جلوی او گذاشت و رفت. وقتی مجنون بیدار شد و گردوها را دید فهمید لیلی آمده و رد شده است و با این گردوها با او حرف زده و گفته است تو عاشق نیستی و باید بروی گردوبازی کنی، عاشق که خواب به چشمش راه ندارد.

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خدا دشمن ۳ چیز است (۱٫ پر حرفی )

 

من کلام النبیّ صلّى اللّه علیه و آله:

ثلاثه یبغضها اللّه:

۱٫کثره الکلام،…

سه چیز را خدا دشمن دارد:

۱٫پرگویى، …

منبع: تحریر المواعظ العددیه [آیه الله مشکینی] – الفصل الثالث – صفحه  ۲۵۳   

زبان یکی از مهمترین عوامل جهنمی شدن انسان است

داستانک:

یکی از علمای بزرگ را در خواب دیدند که ناراحت است. به او گفتند: تو که نباید ناراحت باشی و با شناختی که از تو داریم، باید قبر تو باغی از باغ‌های بهشت باشد! ایشان جواب داده بود: قبر من یک بهشت و باغی از باغ‌های بهشت و توأم با رفاه است، ولی من در زمان حیات به شخصی زخم زبان زدم و از کار خود توبه نکردم و حلالیت نطلبیدم، لذا آن زخم زبان اکنون به صورت یک عقرب در آمده و بعضی از اوقات، شصت پای مرا نیش میزند و ناراحتی من از نیش آن عقرب است!

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۴٫توکل»

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الْفُرْقَانِ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 ۴٫از قرآن این جمله را انتخاب کردم : “هر کس به خدا توکل کند ، خدا او را کفایت می کند”

منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲

داستان:

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین‌شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و بسیار بسیار انسان فقیری بود. شبی از شدت تهی دستی و گرفتاری به این فکر میوفتد که بالاخره چه باید کرد؟ آیا به مراجع تقلید وقت روی آورم؟ یا نامه‌ای به شاه نوشته و از او کمک بخواهم؟ یا …

سرانجام شب را تا نزدیک سپیده در فکر سپری میکند و به این نتیجه میرسد که نباید به انسانها مراجعه کنم و تنها راه این است که نامه‌ای به خدا بنویسم و خواسته های خود را بصورت کتبی از او بخواهم.

به همین جهت خالصانه و در اوج اعتماد و امید به خدا، نامه‌ای به درگاه خدای متعال نوشت که نامه او در موزه گلستان تهران تحت عنوان “نامه‌ای به خدا” نگهداری میشود.

مضمون نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جناب خدا!

سلام علیکم

اینجانب بنده شما هستم. از آنجا که شما در قرآن فرموده اید:

و ما من دایه فی الارض الا الله رزقنا”  هیچ موجود زنده‌ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده من است

من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما در روی زمین. و در جای دیگر قرآن فرموده‌اید:

ان الله لا یخلف المیعاد”  مسلما خدا خلف وعده نمیکند

بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم:

۱خانه‌ای وسیع

۲همسری زیبا و متدین

۳یک خادم

۴یک کالسکه و سورچی

۵یک باغ

۶مقداری پول برای تجارت

لطفا پس از هماهنگی به من اطلاع دهید.

مدرسه مروی – حجره شماره ۱۶ – نظرعلی طالقانی

 نظر علی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر میکند که نامه را کجا بگذارم؟ میگوید مسجد خانه خداست. پس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) میرود و نامه را در سوراخی در دیوار مسجد قایم می‌کند

فردای آن روز، ناصرالدین شاه با درباری‌ها میخواستند به شکار بروند. کاروان او از جلوی مسجد میگذشت. ناگهان به اذن خداوند، باد تندی شروع به وزیدن میکند و نامه نظرعلی را روی پای ناصر الدین‌شاه می‌اندازد. ناصرالدین شاه نامه را میخواند و شکار را کنسل کرده دستور میدهد کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه مروی می‌فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا‌می‌خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور میدهد همه وزرایش جمع شوند و می‌گوید: “نامه‌ای را برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم و دستور میدهد همه خواسته‌های نظرعلی یک به یک اجرا شود.

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۳٫ ترک شهوت»

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الزَّبُورِ مَنْ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ سَلِمَ من الْآفَاتِ

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 ۳٫از زبور این جمله را انتخاب کردم : “هر کس از شهوات دوری کند ، از آفات سالم می ماند”

منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲

شهوت انواع دارد مانند

شهوت جنسی

شهوت خواب

شهوت مال

شهوت ریاست

شهوت تنوع طلبی ( در کوتاه مدت وسایل زندگی ؛ماشین؛تلفن همراه ؛ لباس و… را عوض می کنند) 

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۲٫ قناعت»

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً . . . وَ مِنَ الْإِنْجِیلِ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ…

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 ۲٫از انجیل این جمله را انتخاب کردم : “هر کس قناعت داشته باشد زندگی راحتی دارد”

منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲

داستان ۱ :

گویند شغالی، چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روی خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند. شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روی خود را از او برمی گرداندند. شغالی نرمخوی و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبکار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودی و داشتی قناعت می کردی، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود می آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر می انگیختی. آن باش که هستی و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع تر از آنچه هستی، نشان مده که به اندازه ی بود، باید نمود» 

داستان ۲:

ابو وائل گفت: من با دوستم به زیارت سلمان رفتیم و سلمان نان جو و نمک برایمان آورد. دوست من گفت: اگر در این نمک سعتر هم بود بهتر بود. سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداری سعتر گرفت و آورد. وقتی غذایمان را خوردیم دوست من گفت: شکر خداوند که ما را قناعت بخشید (و با قناعت غذا خوردیم ) سلمان گفت: اگر به روزی خود قانع بودید آفتابه من به رهن نمی رفت

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

خلاصه چهار کتاب آسمانی « ۱٫ سکوت »

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَهً مِنَ التَّوْرَاهِ مَنْ صَمَتَ نَجَا . . .

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 ۱٫از تورات این جمله را انتخاب کردم : “هر که سکوت اختیار کند نجات یابد”

منبع: تحریر المواعظ العددیه، صقحه: ۳۴۲

داستان:

لقمان حکیم به پسر ش گفت:

“امروز طعام مخور و روزه بگیر ، و موقع افطار  هر چه از صبح بر زبان آوردی، بنویس . شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛ آنگاه روزه‏ات را باز کن و طعام خور”

“شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.  دیروقت شد و فرصت افطار گذشت و نتوانست طعام بخورد.

روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام  نخورد.

روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر پدر خواند، دیر شد و او نتوانست طعامی بخورد.

روز چهارم، هیچ نگفت .

شب، پدر از او خواست که کاغذها را بیاورد و نوشته‏ ها را بخواند.

پسر گفت: امروز هیچ نگفته ‏ام تا بخوانم.

لقمان گفت: “پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت، آنان که کم گفته‏ اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

چند چیز مبطل تمام کارهاست (۴ . چشم چرانی )

 

قال رسول الله  صلّى اللّه علیه و اله:

 أربعه تفسد  الصّوم و أعمال الخیر: …  ۴٫  النظر إلى الأجنبی.

چهار چیز روزه و هر کار خیرى را فاسد کند: …  ۴٫  و نگاه به نامحرم

منبع: نصایح         صفحه ۱۸۱

داستان:

مؤذنى پس از این که چهل سال براى مسلمانان اذان گفت ، روزى براى گفتن اذان بالاى مناره رفت و پس از اتمام اذان نگاهى به خانه هاى اطراف مسجد انداخت . چشمش به دخترى که در یکى از خانه هاى اطراف مشغول شستن سر و صورت خود بود افتاد. با ادامه نگاههاى شهوت زاى خود به تدریج به دختر دل بست و همچنان تا وقتى دختر در حیات خانه بود با نگاه او را تعقیب کرد و چون دختر به اطاق رفت او نیز از مأذنه پایین آمد و به جاى این که مانند همیشه براى نماز به مسجد برود، چنان اسیر شهوت خود شده بود که به در خانه آن دختر آمد و در زد.

پدر دختر به در خانه آمد و چشمش به مؤذن مسجد افتاد ، با کمال تعجب پرسید: چه کار دارید؟ مؤذن گفت : به خواستگارى دختر شما آمده ام . صاحب خانه که از این پیشنهاد غرق در حیرت گشته بود، فکرى کرد و گفت : ما مسلمان نیستیم و مذهب ما زردشتى است و بنابر آیین خود نمى توانیم به مسلمان دختر بدهیم و هر که بخواهد با ما وصلت کند باید به دین ما در آید . مؤذن گفت : حاضرم به دین شما در آیم . پدر دختر نیز که به دنبال همین فرصت مى گشت تا بدین وسیله یک نفر را از دین اسلام خارج کرده و به دین خود درآورد؛ گفت : ما حاضریم در این صورت دختر به شما بدهیم .

پس از مذاکره و قرارداد ، وقتى براى انجام این کار تعیین کردند و مؤذن به خانه برگشت و در وقت موعود به منزل آنها رفت و مراسم ورود این آقاى مؤذن مسلمان ، به دین جدید انجام شد و سپس مراسم مقدماتى ازدواج نیز صورت گرفت . حجله عروسى را در طبقه فوقانى ترتیب دادند و آقاى داماد سر از پا نشناخته به طرف پله ها راه افتاد و با عجله بالا مى رفت . همین که به پله آ خر رسید ، پایش لغزید و از همانجا به درون حیات پرت شد و در دم جان سپرد و به کام دل نرسیده ، به حال کفر از این جهان چشم بربست  .

 منبع : کتاب کیفرگناه ، جلد ۲، ص ۲۲۵

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

چند چیز مبطل تمام کارهاست (۲ . دروغ)

قال رسول الله  صلّى اللّه علیه و اله:

 أربعه تفسد  الصّوم و أعمال الخیر: …  ۲٫  و الکذب…

چهار چیز روزه و هر کار خیرى را فاسد کند: …  ۲٫  دروغ

منبع:  نصایح         صفحه ۱۸۱   

داستان:

مردی‌ خدمت‌ حضرت‌ رسول صلی الله علیه و آله  آمد و عرض‌ کرد مرا راهنمائی‌ کن‌ به‌ نافعترین‌ کارها حضرت‌ فرمود اصدق‌ و لا تکذب‌ و اذنب‌ من‌ المعاصی‌ ماشئت راستگویی‌ را پیشه‌ کن‌ و از دروغ‌ بپرهیز هر گناه‌ دیگری‌ می‌خواهی‌ انجام‌ ده،

 از این‌ سخن‌ مرد در شگفت‌ شد و فرمایش‌ آن‌ جناب‌ را پذیرفته‌ و مرخص‌ گردید با خود گفت‌ پیغمبرص مرا از غیر دروغگویی‌ نهی‌ کرده‌ پس‌ اکنون‌ به‌ خانه‌ فلان‌ زن‌ زیبا می‌روم‌ و با او زنا می‌کنم‌ همینکه‌ به‌ طرف‌ خانه‌ او رفت‌ فکر کرد اگر این‌ عمل‌ را انجام‌ دهد و کسی‌ از او بپرسد از کجا می‌آیی‌ نمی‌توانم‌ دروغ‌ بگوید و بر فرض‌ راست‌ گفتن‌ به‌ کیفر شدید و بدبختی‌ بزرگی‌ مبتلا می‌شود لذا منصرف‌ شد باز فکر کرد گناه‌ دیگری‌ انجام‌ دهد همین‌ اندیشه‌ و خیال‌ را نمود در نتیجه‌ از همه‌ گناهان‌ بواسطه‌ ترک‌ دروغ‌ دوری‌ جست

منبع : انوار نعمانیه  صفحه ۲۷۴

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

چند چیز مبطل تمام کارهاست (۱٫ غیبت )

قال رسول الله  صلّى اللّه علیه و اله:

 أربعه تفسد  الصّوم و أعمال الخیر: ۱٫ الغیبه …

چهار چیز روزه و هر کار خیرى را فاسد کند: ۱٫غیبت

منبع:  نصایح         صفحه ۱۸۱

داستان :

«جناب حاج آقای ناجی در اصفهان» فرمودند: مرحوم «آیت الله ارباب» دو سه سال آخر عمرش نابینا شد، ایشان مدارج علمیش خیلی بالا بود و متون را از حفظ بود. یک روز از ایشان پرسیدند که آقا شما پس از این همه عمر آیا ادعایی هم دارید یا نه؟ این مرد بزرگوار فرموده بودند: من در مسائل علمی ادعایی ندارم، ولی در مسائل شخصی خودم فقط دو ادعا دارم. یکی اینکه به عمرم غیبت نشنیدم و غیبت هم نگفتم. دوم: در طول عمرم چشمم به نامحرم نیفتاد و کسی را هم ندیدم. از ایشان گفته بودند که ایشان فرموده بودند: برادرم با همسرش چهل سال منزل ما بودند، در این چهل سال یک بار همسر برادرم را هم ندیدم.

داستان ۲:

حضرت امام خمینى قدس سره در کنار درس و بحث به تفریح هم علاقه داشت. در جوانى روزهاى جمعه با طلاب براى تفریح از شهر خارج مى‏شدند، امّا قبل از حرکت مى‏فرمود: به چند شرط با شما بیرون مى‏آیم:

۱- نماز را اوّل وقت بخوانیم.

۲- در تفریح از کسى غیبت نشود.

[خاطرات حجت الاسلام قرائتى(جلد ۲)، صفحه: ۹۰ ]

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

**منبرک**