Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/manbar/domains/manbarak.ir/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210
دروغ – منبرک
خانه / بایگانی برچسب: دروغ

بایگانی برچسب: دروغ

منشأ دروغگویی

 

یکى از علل دروغگویى فرزندان ، تحمیلِ تکالیفِ سنگین بر آنها و توقع بیش از طاقت از آنان داشتن است

سخت گیرى هاى اولیاى طفل و توقعات نادرستى که فوق طاقت کودکان است آنان را به راه دروغگویى مى کشاند و این خلق ناپسند را در وجود آنان بیدار مى کند.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله)می فرمایند:در تعلیم و تربیت مدارا کنید و سختگیری نکنید

 

داستانک:

((ریموند بیچ )) مى گوید: دختر جوانى را مى شناسم که اکنون یک دروغگوى درمان ناپذیر است . او هنگامى که هفت سال داشت هر روز به کلاس درس مى رفت

پرستارى هر روز او را به مدرسه مى برد و در پایان درس نیز خودش عقب او مى رفت . خلاصه این زن مسئول تربیت این کودک بود.

در آن زمان ، شاگردان کلاس هر روز بر حسب نمره هاى امتحانات کتبى طبقه بندى مى شدند و شاگرد اول و دوم و… معین مى شد.

دخترک هر روز همین که کیف به دست از کلاس خارج مى شد، با پرسش ‍ یکنواخت و حریصانه پرستارش که مى گفت : ((چند شدى ؟)) رو به رو مى شد. هرگاه او مى توانست بگوید: ((اول یا دوم )) کار درست بود. اما یکبار اتفاق افتاد که سه نوبت پى در پى ، این بچه ، شاگرد سوم شد و باید گفت که رتبه سوم میان بیست و پنج نوآموز به راستى جاى تحسین دارد.

پرستارِ او ، دو بار اول بردبارى کرد، اما بار سوم دیگر نتوانست خوددارى کند. در حالیکه بچه از وحشت دچار بهت شده بود، فریاد زد: ((پس این شاگرد سومى تو پایان ندارد؟ فردا باید اول شوى ! مى شنوى ؟! اول ! باید شاگرد اول بشوى !))

این امر سخت و جدى در تمام آن روز فکر دخترک را به خود مشغول کرد و فردا هم در مدرسه دچار همین غم و وحشت بود. تمام دقت و توجهش را آن روز در انجام تکالیف و دروسش به کار برد.

اما او  آن روز ، بار دیگر شاگرد سوم شناخته شد و امروز دیگر این مصیبت و بلاى عظیمى بود!

هنگامى که زنگ آخر را زدند، پرستار دم در کلاس در کمین این طفلک ایستاده بود. همین که چشمش به او افتاد فریاد زد: ((چه خبر؟)) دخترک که دل گفتن حقیقت را در خودش ندید، پاسخ داد: ((اول شدم !)) و به این گونه دروغگویى او آغاز شد!

چقدر از پدرها و مادرها که به همین گونه رفتار مى کنند و به این ترتیب بار سنگین گناهکارى و مسوولیت دروغگویى فرزندان را به دوش ‍ مى گیرند!     [کودک از نظر وراثت و تربیت اثر آیت الله فلسفی، جلد  ۲، صفحه ۴۳]

۴ چیز، محوکننده گناهان (۱- راستگویی)

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ ۱٫ الصِّدْقُ 

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کردند که فرمود:

هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبدیل کند:

۱٫ راستگوئى …

منبع: اصول کافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد ۳ ، صفحه ۱۶۶  

داستانک :

کاسبى بود در بازار کاشان که به شاگرد خود مى‏گفت: اگر مشترى آمد و قیمت جنس را پرسید و من دروغ گفتم، تو به صورت من تف بینداز تا من دست به چنین کارى نزنم. قرار ما این است اگر اینکار را کردى نصف مغازه‏ام را به تو مى‏دهم و اگر در برابر انحراف و عمل شیطانى من سکوت کنى‏؛ اخراجت می کنم

                        منبع: خاطرات حجت الاسلام قرائتى(جلد ‏۲)، صفحه: ۱۱۱

بعضی از انسانها مفت مفت ، دروغ می گویند ،بدون اینکه چیزی بدست بیاورند

لطیفه :

شخصی به دوستش گفت : در نزدیکی خانه ی ما کوهی است که هر چه می گویی تکرار می کند . مثلا اگر بگویی: حسین . می گوید: حسین حسین حسین حسین …

دوستش که می خواست کم نیاورد گفت : این که چیزی نیست . کوه کنار خانه ی ما ؛ اگر بگویی حسین . می گوید: کدام حسین!

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

چند چیز مبطل تمام کارهاست (۲ . دروغ)

قال رسول الله  صلّى اللّه علیه و اله:

 أربعه تفسد  الصّوم و أعمال الخیر: …  ۲٫  و الکذب…

چهار چیز روزه و هر کار خیرى را فاسد کند: …  ۲٫  دروغ

منبع:  نصایح         صفحه ۱۸۱   

داستان:

مردی‌ خدمت‌ حضرت‌ رسول صلی الله علیه و آله  آمد و عرض‌ کرد مرا راهنمائی‌ کن‌ به‌ نافعترین‌ کارها حضرت‌ فرمود اصدق‌ و لا تکذب‌ و اذنب‌ من‌ المعاصی‌ ماشئت راستگویی‌ را پیشه‌ کن‌ و از دروغ‌ بپرهیز هر گناه‌ دیگری‌ می‌خواهی‌ انجام‌ ده،

 از این‌ سخن‌ مرد در شگفت‌ شد و فرمایش‌ آن‌ جناب‌ را پذیرفته‌ و مرخص‌ گردید با خود گفت‌ پیغمبرص مرا از غیر دروغگویی‌ نهی‌ کرده‌ پس‌ اکنون‌ به‌ خانه‌ فلان‌ زن‌ زیبا می‌روم‌ و با او زنا می‌کنم‌ همینکه‌ به‌ طرف‌ خانه‌ او رفت‌ فکر کرد اگر این‌ عمل‌ را انجام‌ دهد و کسی‌ از او بپرسد از کجا می‌آیی‌ نمی‌توانم‌ دروغ‌ بگوید و بر فرض‌ راست‌ گفتن‌ به‌ کیفر شدید و بدبختی‌ بزرگی‌ مبتلا می‌شود لذا منصرف‌ شد باز فکر کرد گناه‌ دیگری‌ انجام‌ دهد همین‌ اندیشه‌ و خیال‌ را نمود در نتیجه‌ از همه‌ گناهان‌ بواسطه‌ ترک‌ دروغ‌ دوری‌ جست

منبع : انوار نعمانیه  صفحه ۲۷۴

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

دروغ بدتر است یا شراب

(به بهانه شهادت امام باقر علیه السلام )

عَنْأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلْکَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْکَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب

حضرت باقر علیه السلام فرمود:

 خداى عز و جل براى بدى قفلهائى قرار داده، و کلیدهاى آنها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.

منبع:

الکافی ، جلد  ‏۲ ، صفحه   ۳۳۹    باب الکذب ….. 

 گاهی انسان به راحتی برای تعارف دروغ می گوید!

داستانک:

مادر یکی از نمایندگان مجلس از دنیا می رود و دفتر یکی از مراجع پیام تسلیتی به این عنوان آماده می کند

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان با تمام وجود ناراحت شدند و…”

این پیام را به آن مرجع  برای تایید نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید من با تمام وجود ناراحت نشدم؛ این را عوض کنید.

پیام را تصحیح می کنند و می نویسند:

 “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید؛ ایشان بسیار ناراحت شدند و…”

برای دومین بار این پیام را به آن مرجع نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید من بسیار  ناراحت نشدم؛ این را عوض کنید.

دفتر آن مرجع سومین پیام را اینگونه می نویسند:

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان ناراحت شدند و…”

برای سومین بار این پیام را به آن مرجع نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید راستش من ناراحت هم نشدم؛ این پیر زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتی ندارد.

رئیس دفتر می گوید پس چه بنویسیم ؟ نمی شود که نوشت:

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان خوشحال شدند و…”

آن مرجع می فرماید چرا اینها را بنویسید! ؛ بنویسید:

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به …… رسید ؛ ایشان برای علو درجات مادرتان دعا کردند

*

نکته اینجاست که گاه با تغییر کلمه ای دیگر دروغ نگفته ایم.

شوخی ، سومین عامل دروغ

 

پس از آنکه در دو روز قبل ۲ نمونه از عوامل دروغ عرض شد ، امروز یکی دیگر از عوامل شایع در دروغ گفتن، یعنی “شوخی” را عرض می کنم

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

یَا أَبَاذَرٍّ وَیْلٌ لِلَّذِی یُحَدِّثُ فَیَکْذِبُ لِیُضْحِکَ بِهِ الْقَوْمَ- وَیْلٌ لَهُ وَیْلٌ لَهُ وَیْلٌ لَه‏

پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به ابوذر می فرمایند:

 اى اباذر واى بر کسى که سخن دروغ میگوید تا به سخن او مردم بخندند واى بر او، واى بر او، واى بر او

منبع: بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، جلد   ‏۷۴، صفحه ۹۰، باب ۴ ما أوصى به رسول الله إلى أبی ذر رحمه الله

نکته:

اگر دیگران از اول بدانند که حرف ما شوخی است ؛ اشکال ندارد . اما در بعضی از موارد ما حرفی را می زنیم که مثلا فلان جا رفتم ، ( آنجا همه فکر می کنند ما راست می گوییم) بعد می گوییم شوخی کردم ؛ که این دروغ است  

تعارف؛ یکی دیگر از عوامل دروغ

 

یکی از عوامل شایع دروغ گفتن ،خجالت بیجا یا همان تعارف است

در روایتی آمده است که  بنت عمیس می گوید:

در شب زفاف عایشه‏ حاضر بودم سوگند به خداى که در آن شب هیچ طعام ولیمه‏اى نبود، جز قدحى از شیر، که رسول خداى صلّى اللّه علیه و آله از آن مقدارى بنوشید، و به عایشه  داد و او شرم مى‏داشت که آن کاسه را بگیرد. من گفتم: دست پیغمبر را رد مکن. پس به شرم تمام عایشه آن کاسه بگرفت و اندک بیاشامید، پس پیغمبر فرمود: از آن کاسه به من بدهد، عرض کردم: میل ندارم

 فرمود: گرسنگی را با دروغ‏ جمع می کنی؟

 عرض کردم: اگر یکى از ما را رغبتى باشد و پنهان دارند آیا آن را دروغ شمرند فرمود:

انّ الکذب یکتب کذبا، حتّى تکتب الکذیبه. یعنى: دروغ را دروغ نویسند، چندان‏که دروغ‏هاى اندک را نیز دروغ اندک رقم کنند.

منبع : ناسخ التواریخ،  سپهر، جلد ‏۲، صفحه ۶۴۸    ، زفاف رسول خدا صلى الله علیه و آله با عایشه

 

به عنوان مثال :

 در مجلسی برایمان چایی آورده اند . هنگام جمع کردن استکانها از ما میپرسند،چایی میل دارید و ما میگوییم نه؛ میل ندارم . در حالی که میل داریم

و یا در مهمانی هنگام رفتن به ما می گویند:امشب بمانید و ما می گوییم  نه کار داریم . در حالی که کار نداریم

و

.

.

.

 البته بسیار راحت است که هم تعارف کنیم و هم دروغ نگوییم مانند

در مثال اول که گفتند چایی میل دارید بگوییم: ممنون صرف شد

و یا در مثال دوم که گفتند :شب بمانید بگوییم، نه به اندازه کافی زحمت داده ایم

نکته اینجاست که کلمه ی معادل زیاد است ؛ چرا ما از همه جا دروغش را انتخاب کنیم

 

داستان:

مادر یکی از نمایندگان مجلس از دنیا می رود و دفتر یکی از مراجع پیام تسلیتی به این عنوان آماده می کند

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان با تمام وجود ناراحت شدند و…”

این پیام را به آن مرجع  برای تایید نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید من با تمام وجود ناراحت نشدم؛این را عوض کنید.

پیام را تصحیح می کنند و می نویسند:

 “جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان بسیار ناراحت شدند و…”

برای دومین بار این پیام را به آن مرجع نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید من بسیار  ناراحت نشدم؛این را عوض کنید.

دفتر آن مرجع سومین پیام را اینگونه می نویسند:

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان ناراحت شدند و…”

برای سومین بار این پیام را به آن مرجع نشان می دهند . مرجع تقلید می گوید راستش من ناراحت هم نشدم؛این پیر زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتی ندارد

رئیس دفتر می گوید پس چه بنویسیم ؟ نمی شود که نوشت:

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان خوشحال شدند و…”

آن مرجع می فرماید چرا اینها را بنویسید! ؛ بنویسید:

“جناب دکتر ….خبر ارتحال مادر شما به آیت الله العظمی ……رسید ؛ ایشان برای علو درجات مادرتان دعا کردند”

نکته اینجاست که گاه با تغییر کلمه ای دیگر دروغ نگفته ایم

دروغ نوشتنی ؛ یکی از انواع دروغ

 

در ادامه ی بحث دروغ به انواع دروغ رسیدیم

الف) دروغ زبانی “که گفته شد”

ب) دروغ با نوشتن

مانند :

پزشکی که بدون دلیل برای دانش آموزی گواهی مرخصی می نویسد …. دروغ با نوشتن است

شخصی که استشهاد محلی را بدون علم امضا می کند …….. دروغ با نوشتن است

شخصی که ندیده، ولی به عنوان شاهد نامه ای را امضا می کند …… دروغ با نوشتن است

جلوی مغازه اش می نویسد “به علت تغییر شغل اجناس نصف قیمت” ؛ آیا واقعا شغلت در حال تغییر است و یا واقعا نصف قیمت ؟ اگر اینگونه نباشد ……..دروغ با نوشتن است

ویا روی جنس نوشته شده ۱۰۰۰ تومان و بعدآن را خط زده اند نوشته اند ۵۰۰تومان ؛ این یعنی ۱۰۰۰تومان بوده و ما ۵۰۰ تومان میدهیم ؛اگر اینگونه نباشد …..دروغ با نوشتن است

و

.

.

.

 

خلاص شدن، یکی از عوامل دروغ

 

یکی از عوامل دروغ خلاص شدن از دست کسی است

به عنوان مثال:

 پسرمان به ما می گوید :آن اسباب بازی را می خواهم . و ما می گوییم فروشی نیست

ویا دخترمان آن عروسک را می خواهد و ما می گوییم برق دارد

و یا به فرزندمان که شلوغ می کند می گوییم فلانی دعوایت می کند(درحالی که دعوایش نمی کند) 

و یا حوصله جواب به سوالاتش را نداریم ؛ می گوییم نمی دانم

و

.

.

.

که اینها همه دروغ است

 

 

وعن عبد الله بن عامر  قال :

دعتنی أمی یوما ورسول الله – صلى الله علیه و آله وسلم – قاعد فی بیتنا ، فقالت : ها تعال أعطیک،

 فقال لها رسول الله – صلى الله علیه و آله وسلم : ” ما أردت أن تعطیه ؟ 

 قالت : أردت أن أعطیه تمرا .

فقال رسول الله – صلى الله علیه وآله وسلم : “ أما إنک لو لم تعطیه شیئا کتبت علیک کذبه 

 

عبد الله بن عامر می گوید :

روزی مادرم پیامبر را به منزل دعوت کرد . من در آنجا ایستاده بودم . مادرم [که نمی خواست من آنجا باشم] مرا صدا زد و گفت: عبدالله بیا چیزی به تو بدهم.

پیامبر فرمود: چه می خواهی به او بدهی ؟

مادرم گفت : خرما

پس پیامبر فرمود : اگر آنچه به او گفتی به او ندهی دروغ گفته ای !!!

منبع: کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، علی بن حسام الدین المتقی الهندی، جلد ۳، صفحه ۱۱۳۷، حدیث ۳۲۴۳

**منبرک**