خانه / بایگانی برچسب: آیه امید

بایگانی برچسب: آیه امید

امید، لازمه زندگی

 

 

 

3Jokes_Mice_Olympycs (2)

خداوند در قرآن می فرماید:

«إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛

تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. (سوره یوسف، آیه ۸۷)

ما اگر در زندگی امید داشته باشیم زندگی‌هایمان خوب می شود.

رسانه های غربی و دشمنان دارند امید را از ما می گیرند. مردم ما اگر امید داشته باشند ورشکست هم بشوند می‌توانند زندگی شان را برگردانند. اما کسی که امید نداشت وقتی ورشکست کرد تنها راهی که به ذهنش می آید خودکشی است.

 

اگر کسی دچار بیماری سرطان شد، اگر امید داشته باشد می‌تواند زندگی کند اما وقتی ناامید شد کار تمام است. بسیاری از بیماری‌ها در پیری برای انسان اتفاق می‌افتد دلیلش این نیست که بدن ضعیف شده، دلیلش این است که انسان ناامید شده است.

داستانک:

 

تعدادی موش را دانشمندان داخل یک استخر آب انداختند.

 

تمامی موشها فقط ١٧دقیقه توانستند زنده بمانند و در نهایت خفه شدند!!!

 

دوباره دانشمندان با اینکه می‌دانستند موش بیش از ١٧دقیقه زنده نمی ماند تعداد دیگری موش رو به داخل همان استخر انداختند و این بار موشها را قبل از ١٧ دقیقه از آب خارج کردند و تمامی آنها زنده ماندند!!!!

 

موشها پس از مدتی تنفس و استراحت  دوباره به آب انداخته شدند…!

 

حدس می‌زنید این بار چند دقیقه زنده ماندند … ؟؟؟

٢۶ساعت طول کشید تا آنها مردند.

آنها به این امید که دوباره دستی خواهد آمد و نجات پیدا می‌کنند، ٢۶ساعت تمام طاقت آوردند!!!

امید… تا لحظه آخر!

امید

ضرب المثلی هست که می گوید: انسان به امید زنده است. این جمله، جمله درستی است. اگر انسان در زندگی اش امید نداشته باشد نمی تواند زندگی کند.

مثلا اگر دانشجویی که دارد درس می خواند اینطور فکر کند که:

درس بخوانم که چه شود؟ … برای اینکه مدرک بگیرم.

حالا مدرک بگیرم و سر کار بروم که چه شود؟

بعد ازدواج و فرزند و … که چه شود؟

اگر آدم اینطور ناامیدانه به زندگی نگاه کند نمی تواند زندگی کند. بعضی ها واقعا آیه یأس اند.

پرتکرارترین آیه قرآن در کلام رهبر انقلاب در رابطه با امیدواری است:

«… وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ»؛ (سوره حج، آیه ۴۰)

… و بى‌تردید خدا هر که او را یارى ‌کند یارى خواهد کرد…

 

داستانک:

روزی حضرت عیسی علیه‌السلام در محلی نشسته بود. پیرمردی داشت زمین را برای زراعت آماده می‌کرد. حضرت گفت: خدایا! آرزو را از دل این مرد زایل کن.

همان‌دم پیرمرد بیل خود را به یک‌طرف انداخت و روی زمین خوابید. ساعتی گذشت، عیسی علیه‌السلام بازگفت: خداوندا! دوباره آرزو و امید را به او برگردان. ناگاه پیرمرد از جا برخاست و شروع به کار کرد. حضرت از او پرسید: چه شد بیل را بر زمین گذاشتی و باز بعد از ساعتی، آن را برداشتی و به کار مشغول شدی؟

پیرمرد گفت: «در حین کار کردن با خودم گفتم تا کی باید زحمت بکشی؟ تو پیر و از کار افتاده‌ای، شاید اجل همین الآن به سراغت بیاید. با این اندیشه از کار دست کشیدم، [اما] وقتی روی زمین دراز کشیده بودم، با خود گفتم: حالا که زنده هستی، باید کار کنی و زاد و توشه‌ای فراهم آوری. این بود که باز بیل را برداشتم و مشغول به کار شدم».

منبع: بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏۱۴، ص ۳۲۹

 

ما باید امید داشته باشیم. اگر پدر در خانه حرف های ناامید کننده بزند بچه ها هم نا امید می شوند.

به بچه می گوییم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه شود؟ این از صحبت های پدر و مادر نشئت می گیرد.

**منبرک**