مرداد 18, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام رضا(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه شوال, مناسبت های قمری, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
5,421
(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)
قال الصادق عليه السلام: يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ … قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ
1. مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ
امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد…پدرم فرمود : اي پسركم
1. هر كس با شخص بدي همنشين شود ؛ سالم نمي ماند [بحار الأنوار جلد 75 صفحه 261 ]
داستانك:
امام رضا عليهالسّلام خطاب به شخصي فرمودند: چرا با عبدالرحمنبن يعقوب معاشرت ميكني؟
عرض كرد: او دائي من است.
حضرت فرمود: او دربارهي خدا سخنان نادرستي ميگويد! پس با او معاشرت كن و ما را واگذار و يا با ما همنشين باش و او را ترك كن.
عرض كرد: او هر چه ميخواهد بگويد به من چه زياني دارد. وقتي از عقيدهي او تبعيت نكنم؟!
حضرت فرمود: آيا داستان آن شخص را كه خود از ياران حضرت موسي عليهالسّلام بود و پدرش از ياران فرعون نشنيدهاي؟ هنگاميكه لشكر فرعون در كنار دريا به موسي و يارانش رسيد، آن پسر از موسي جدا شد كه پدرش را نصيحت كند، در حاليكه پدر به راه خود به دنبال فرعون غرق شد، آن دو نيز با هم غرق شدند!
خبر به موسي عليهالسّلام رسيد. فرمود: او در رحمت خداست، ولي چون عذاب نازل شد از آنكه نزديك گناهكار است دفاعي نشود [الكافي (ط – الإسلامية)، ج2، ص: 374]
تا توانى میگریز از یار بد
یار بد، بدتر بود از مار بد
مار بد، تنها تو را بر جان زند
یار بد بر جان و بر ایمان زند
هر 3 نصيحت در يك نگاه

مرداد 15, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام حسین(علیه السلام), امام سجاد(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
5,240
اين تصویر متعلق به دختربچهای شیعه در سوریه بوده که توسط گروههاي تروريستي تکفیری
به زنجیر کشیده شده است؛ سر پدر و مادر اين دختربچه در جلوی چشمان وي بریده میشود.
روايتي از امام پنجم حضرت امام محمد باقر«سلاماللهعليه» نقل شده است و آن حضرت از پدر بزرگوارشان امام سجاد«سلاماللهعليه» و ايشان هم از پدرشان حضرت سيّدالشهداء«سلام اللهعليه» و آن امام بزرگوار از قول مبارك مولاي متقيان اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه» روايت را نقل ميفرمايند.
همچنين در روايت آمده است حضرت اباعبدالله الحسين«سلاماللهعليه» در روز عاشورا و موقعي كه همۀ اصحاب و ياران به شهادت رسيده بودهاند، يعني در آن موقعيت حساس، كه لازم است مهمترين و حساسترين مطالب بيان شود، آخرين وصيت خود به فرزند برومندشان كه در حقيقت آخرين وصيت ايشان به شيعيان و بلكه بشريت است را چنين بيان مي فرمايند:
«يا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» [الكافي،ج 2 ، ص 331]
اي فرزندم، بپرهيز از ظلم به كسي كه در برابر تو ، هيچ ياري كنندهاي به جز خداوند ندارد
انسان بايد از ظلم به ديگران ؛ خصوصا به كساني كه ياوري جز خدا ندارند پرهيز كند (مانند بسياري از افراد كه اگر حقشان خورده شود؛ كاري از دستشان بر نمي آيد، مثل همسر ، شاگرد، بچه يتيم، انسان فقير و … )
و خدا نكند اين افراد نفرين كنند و يا اين ظلم را در دل بريزند
داستانك:
حضرت آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند:
در حمام های خزانه قدیم که تا کف حمام، پله می خورد و ارتفاع پلّه ها زیاد بود و از طرفی مسیر تاریک بود، روزی حضرت آیت الله شاه آبادی مشغول پایین رفتن به سمت حمام بودند و سرهنگی طاغوتی نیز می خواست برود بالا.چون آیت الله شاه آبادی پیر مرد بودند و با احتیاط پایین می آمدند راه بند آمده بود و سرهنگ باید منتظر می ماند ایشان پایین بیایند و او برود بالا.
سرهنگ پس از کمی معطلی عصبانی شد و با بی ادبی، ناسزایی به ایشان داد و نیز گفت:مردک، مگر نمی بینی ما منتظریم؟
مردم ناراحت شدند و به سرهنگ گفتند:ایشان آیت الله شاه آبادی است، چرا اینگونه ایشان را خطاب کردی؟
او گفت:هر که می خواهد باشد و بعد با بی اعتنایی بالا رفت.حضرت آیت الله شاه آبادی نیز هیچ نفرمودند و سر را به زیر انداختند و پایین آمدند.وقتی پای آن سرهنگ به بالا رسید خبر آوردند که آن سرهنگ مُرد!
حضرت آیت الله شاه آبادی شروع کردند به گریه کردن.از ایشان پرسیدند چرا گریه می کنید؟فرمودند:
” ای کاش جوابش را می دادم، اگر یک کلمه جوابش رامی دادم نمی مُرد! “[نكته ها از گفته ها ؛ دفتر اول؛ صفحه 66]


مرداد 14, 1394
اخلاقی, اعتقادی, امام رضا(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,609
داستانك:
مرحوم حضرت آيت الله كوهستاني؛ گاه از لحاظ مالی به شدت در مضیقه قرار می گرفت و در عین حال از تصرف در وجوهات پرهیز می کرد، خود در این باره نقل کرده است:
در دورانی که در حوزه علمیه مشهد درس می خواندم، خرجی مرا مادرم از شمال می فرستاد.
مدتی گذشت ولی دیدم از مازندران چیزی نرسید ایام سختی را پشت سر می گذاشتم، ناچار شدم از استادم مبلغی قرض بگیرم که هرگاه از مازندران پول برایم رسید قرض وی را پرداخت نمایم.
در همان شب نزدیک طلوع فجر خواب دیدم که شخص بزرگواری به من خطاب می کند: شیخ محمد چرا از استادات قرض کردی؟
گفتم: پس از چه کسی باید قرض می کردم! گفت: از کسی که الآن اسم او را بر سر مأذنه حرم می برند.
بیدار گشتم در همان لحظه شنیدم مؤذن حرم مطهر در مناجات خود چنین می گوید: « اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا علیه السلام.»
تا این جمله را شنیدم با شتاب وضو ساخته و به حرم مشرف شدم و از آن حضرت معذرت خواستم [ داستانهاي جالب؛ سيد حسن صحفي؛ صفحه 259]

مرداد 13, 1394
اخلاقی, امام خمینی (ره), امام علی(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
3,306

قال رسول الله (صلي الله عليه و آله) :
الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ صَاعٌ وَ سَيَأْتِي أَقْوَامٌ بَعْدِي يَسْتَقِلُّونَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِي وَ الثَّابِتُ عَلَى سُنَّتِي مَعِي فِي حَظِيرَةِ الْقُدْس
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:
آب وضو يك مدّ است(750 گرم) و آب غسل يك صاع (3 ليتر (2 بطري نوشابه ي خانواده)) و در آتيه نزديك پس از من گروه هائى خواهند آمد كه اين مقدار آب را اندك شمارند و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند و هر كه استوار و پا بر جا بر سنّت من است در حظيره قدس (بهشت) با من خواهد بود. [من لا يحضره الفقيه، جلد 1 ،صفحه 35]
داستانك 1 :
روزى حسن بصرى خدمت امير المؤ منين (عليه السلام ) كنار شط فرات بود ظرفى را آب نموده آشاميد بقيه آنرا روى زمين ريخت .
على (عليه السلام ) فرمود در اين كار اسراف نمودى زيرا آب را بر زمين ريختى و بر روى آب نريختى… [انوار نعمانيه ، ص 226]
داستانك2:
همان شبی که قرار بود فردایش امام مورد عمل جراحی قرار گیرد برای وضو آب خواستند ایشان نمیتوانستند حرکت کنند چون سرم به دستشان بود.
یک پارچ آب آوردیم و یک طشتی که وقتی وضو میگیرند جایی خیس نشود. امام قوری خواستند چون پارچ بزرگ بود و وقتی آب روی دستشان میریختند، مقداری بیش از نیاز میریخت. امام با قوری وضو میگرفتند تا آب اسراف نشود. [كتاب “و آنگاه عرش خدا می لرزد… ” به نقل از آقاي محمد شریفی]

مرداد 13, 1394
اخلاقی, امام علی(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, لطیفه ای, منبرک های روایی
2,469
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند لَا أَعْلَمُ نِصْفُ الْعِلْم
گفتن « نمي دانم» ؛ نصف علم است [تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، صفحه 48]
چه خوب است هر كس كه چيزي را نمي داند ، با كمال شهامت بگويد « بلد نيستم » و از اين كلمه خجالت نكشد
داستانك 1 :
از علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان سؤالى پرسيدند، ايشان فرمود: اگر بگويم نمی دانم اشكالى ندارد
آنها گفتند: نه
سپس ايشان فرمود: پس نمی دانم [حجت الاسلام قرائتي در برنامه درسهايى از قرآن 18/ 08/ 68]
داستانك 2:
شيخ انصارى، مردى است كه در علم و تقوا نابغه روزگار است. هنوز علما و فقها به فهم دقايق كلام اين مرد افتخار مىكنند.
مىگويند وقتى چيزى از او مىپرسيدند، اگر نمىدانست تعمد داشت بگويد نمىدانم، مىگفت:
ندانُم ندانُم ندانُم.
اين را مىگفت كه شاگردها ياد بگيرند كه اگر چيزى را نمىدانند ننگشان نشود، بگويند نمىدانم. مجموعه آثاراستادشهيد مطهرى(سيري در سيره نبوي) ج16 ص 152]
لطيفه :
قصهگویی بر روی منبر رفت و مي خواست روايتي از حق همسايه بگويد ، اما روايت را فراموش كرد
و گفت: خداوند چنان حق همسایه را بزرگ داشته و اهمیت بخشیده که والله خجالت میکشم بگویم

مرداد 11, 1394
اخلاقی, امام علی(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, قرآنی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,932

وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ [حشر 9]
و آنها را بر خود مقدّم مىدارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند
يكي خصوصياتي كه اسلام به آن بسيار اهميت ميدهد ؛ داشتن روحيه ايثار و گذشت است
حضرت على عليه السلام مي فرمايند: كسى كه ايثار كند، در مروّت به اوج رسيده است. [ ميزان الحكمة، ج1 ، ص: 20]
چه زيباست كه انسان ديگران را بر خود مقدم بدارد
داستانك:
آقا سید مهدی قوام (ره) مرد بسیار بزرگوار و با سعه صدری بود؛ ایشان در عفو و گذشت کسانی که در حقشان بدی کرده بودند، منحصر به فرد بودند.
شبی دزدی وارد منزل ایشان می شود؛ بعد از بررسی منزل سراغ فرش می رود، همین که فرش را جمع می کند و در حال بردن است، آقا سید مهدی بیدار می گردد، دزد بسیار دست پاچه می شود و نمی داند که قرار است چه بلایی سرش آید!؟ اما مرحوم سید با کمال خونسردی به او می گوید: این فرش را برای چه می خواهی؟ می خواهی این فرش را چه کنی ؟ دزد می گوید : نیازمندم، می خواهم آن را بفروشم.
آقا سیدمهدی می گوید: اگر خودت بفروشی، آن را از تو ارزان می خرند؛ من آن را به تو مباح کردم، حلالت باشد! برو آخر بازار عباس آباد، بگو: من را سیدمهدی فرستاده! آن را بفروش و برو با آن کاسبی کن!
آن شخص که بزرگواری آن عالم خوش طینت را دید منقلب شد و رفت از فروش همان فرش کاسبی راه انداخت و اهل عبادت و تقوی شد.
[با اقتباس و ویراست از کتاب نکته ها از گفته ها؛ استاد فاطمي نيا صفحه42]

مرداد 10, 1394
فقهی
2,347

سوال : آيا پوشاندن پاها در برابر نامحرم ، براي خانمها واجب است ؟
آيت الله خامنه اي :
پوشاندن پا در برابر نامحرم لازم [و واجب] است
آيت الله سيستاني :
پاها را بايد از نامحرم بپوشاند
آيت الله بهجت :
پوشاندن پاها واجب است
آيت الله صافي گلپايگاني:
پوشاندن قدمين بر زن واجب است
آيت الله تبريزي:
بنا بر احتياط واجب بر زنان پوشاندن پاها از نامحرم لازم است
آيت الله مكارم شيرازي:
مچ پا و بالاتر از آن، باید پوشانده شود. همچنین احتیاط واجب آن است که کف و روی پا را نیز بپوشانند.
منبع : كتاب مسائل جديد جلد 3 صفحه 111
نكته :
پوشيدن جوراب نازك و رنگ پا نيز همين حكم را دارد [ به عنوان نمونه به اجوبه الاستفتاآت مقام معظم رهبري، سوال 1367 رجوع فرماييد ]
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 25, 1394
اعتقادی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه رمضان, مناسبت های قمری
2,568
(به بهانه نزديكي به عيد سعيد فطر )
در روزهاي نزديك به عيد فطر سوالهاي زيادي براي مردم در خصوص اختلاف مراجع در رويت هلال ماه پيش مي آيد
به عنوان مثال:
آيا مراجع همديگر را قبول ندارند ؟
آيا مراجع به گفته هم يقين نمي كنند ؟
مگر مي شود مرجعي از يك كشور ديگر ماه را ببيند ؟
و …
پاسخ به اين سوالات بسيار راحت است . مراجع همديگر را كاملا قبول دارند اما مبناي اين بزرگواران در رويت هلال متفاوت است
ما در اینجا به بیان برخي از نظریاتی می پردازیم که مشهور تر است
1- بعضي از مراجع عظيم الشأن فعلي، رؤيت هلال با چشم مسلح را در ثبوت اول ماه کافي مي دانند
2- اما گروهی دیگر از این بزرگواران فقط رؤيت با چشم غير مسلح را درست مي دانند
3- مبناي برخي دیگر از آنان در ثبوت اول ماه، اشتراک در شب (به اين معني که در لحظه رؤيت هلال در نقطه اي از زمين، ماه جديد براي ساير نقاطي هم که در شب قرار گرفته اند، ثابت مي شود)
4- مینای عده ای دیگر اشتراک آفاق است (به اين معني که در هر کجاي زمين هلال ديده شود، اول ماه براي تمام نقاط زمين شروع مي گردد)
5- اما جمع ديگري از مراجع بزرگوار نيز هستند که هم قائل به اختلاف آفاق هستند و هم بر رؤيت با چشم غير مسلح تأکيد دارند
6- نظر دیگری که هست این است که اگر منطقه ای که در آن منطقه ماه دیده شده در شرق منطقه شما قرار داشته باشد برای منطقه شما هم حجت است
به هر حال این اختلاف امري بسيار طبيعي است مثل اختلاف در بقيه ابواب فقه . و وظیفه ما هم تقليد از اعلم است.

تیر 24, 1394
اخلاقی, تابلو اعلانات, داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه تیر, مناسبت های شمسی, مناسبتی
1,749
دریافت فایل با کیفیت جهت نصب در تابلو اعلانات
توجه : این متون در برگه های ” ابر و باد” یا “تذهیب” متناسب برای ایام22تير سالروز ارتحال آيت الله علي صفايي حائري (عين صاد) جهت نصب در مسجد ، پايگاه بسيج ، دانشگاه ، اداره و يا … مي باشد.
زندگينامه آيت الله صفايي حائري ( عين – صاد )
آيت الله على صفايى حايرى (1378 – 1330) انديشمند فرهيخته، عارف شيدا و نويسنده و شاعر بىآرام، در شهر قم به دنيا آمد و دورهى كودكى و نوجوانى را در اين شهر سپرى نمود.
پس از آشنايى با ادبيات كودكان در سطح مجلّههاى كودك آن روزگار و دستيابى به ادبيات نوجوان در سطحى گستردهتر، در چهارده سالگى به تاريخ ادبيات ايران و ادبيات معاصر جهان روى آورد و با شاهكارهاى ادبى، در هر دوره آشنا شد..
شايد مهمترين پديده در اين دوره از حياتش، «تجربهى شهود»ى است كه در پانزده سالگى داشته است. و همين تجربهى شگفت، سرآغاز پيدايش دگرگونى و تحوّل شگرفى در سراسر زندگيش گرديد. البته او، پيرامون اين پديده – جز به اشاره، در چند سطر كوتاه از كتابى – يادكردى نداشته است.
در شانزده سالگى، با زنى فداكار و نمونه، پيمان همسرى بست و در نوزده سالگى، نخستين فرزندش تولّد يافت. و با اين تولّد – به تعبير خودش – زندگى آرام و سادهاش، دستخوش بلاءها و شورها ولطفهايى شد.
در هيجده سالگى، نخستين كتابش را با عنوان « مسؤوليت و سازندگى» به نگارش درآورد؛ كه به واقع، شالوده و ساختار تفكّرش، بر اين پايه استوار گشت. در اين كتاب، «تربيت و سازندگى» را نخستين نياز انسان و زيربناى حركت او برمىشمرد
صفايى با نبوغ سرشارى كه از پدرانش به ميراث مىبرد ،در عنفوان جوانى به درجهى اجتهاد در فقه نايل آمد.
او به قرآن و نهجالبلاغه، عاشقانه انس مىورزيد و مبانى و روشهاى تربيت و سازندگى را، در اين سرچشمهها مىكاويد. بيش از سى اثر مكتوبى كه از او در زمينههاى دينى، تربيتى، نقد و شعر بر جاى مانده، از گستردگى و عمق مطالعات و تتبّعاتش حكايت مىكند.
غالب كتابهايش با نام «عين. صاد» منتشر مىشد؛ كه مخفّفى از نام و نام خانوادگىاش بود
در سفر و حضر، همواره به تربيت و سازندگى نيروهاى كارآمد مىپرداخت. و اگر در دورترين منطقهى كشور، زمينهى تربيتى مىيافت، رنج سفر را بر خويش هموار مىساخت و به سوى آن مىشتافت. و در اين راه، شب و روز را نمىشناخت. به ويژه، براى جوانان بيشترين ارج و برترين ارزش را قايل بود. همين بود كه پيرامونش نيز، از حضور و همراهى جوانان، هيچگاه خالى نشد.
درِ خانهاش و آغوش مهربانش، چه روز و چه شب، همواره به روى همگان باز بود. بسيار اتّفاق مىافتاد كه در نيمههاى شب – كه تاريكى و خواب و سكوت بر سر شهر و ساكنان آن سايه مىافكند – پذيراى جوانان محروم و بىپناه مىگشت.
سرانجام آيت الله علي صفايي حايري در روز 22 تيرماه 78 در سانحه رانندگي در مسير زيارت علي بن موسي الرضا به محبوب خود پيوست
***************
مفت خور
چنان كه مرسوم است برخى اشكال مى گيرند كه چرا طلبه ها كار يدى نمى كنند و حال آن كه على(عليه السلام) كار مى كرد; يادم نيست كه كسى همين مطالب را به صورت پرسش مطرح كرد يا خود ايشان فرمود:
على(عليه السلام) كه روى زمين كار مى كرد، به اين خاطر بود كه او را از كار كردن روى استعدادها محروم كرده بودند و گرنه هرگز آدم ها را رها نمى كرد.يكى از برادران طلبه كه گويا دل آزردگى زيادى از برخورد برخى بى انصاف ها داشت پرسيد: راستى به نظر شما مفت خور كيست؟فرمود: مفت خور كسى است كه مشغول انجام تكليف نباشد. اگر پزشكى بتواند پزشك تربيت كند، ولى تعليم را رها كرده و مطب باز كند كه خود را تأمين مالى كند، بر مسند وظيفه ننشسته است.
***************
ادامه داستان ها در ادامه نوشته بیشتر بخوانید »
تیر 22, 1394
اخلاقی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه تیر, مناسبت های شمسی, مناسبتی
3,356
(به بهانه 22 تير سالروز ارتحال استاد علي صفايي حايري “عين – صاد” )

داستانك:
يك روز به آن گرامى گفتم: من وقتى از بعضى افراد گستاخ در كوچه و خيابان، حرفى مى شنوم، پاسخ مى دهم. شما چطور؟استاد فرمود: من پاسخ نمى دهم; چون آدم ها انگيزه هاى گوناگون دارند; يا نمى دانند يا از نفرت هايى انباشته اند يا بدبين اند. من يا مى گذرم «مرّوا كراما» يا با آن ها حرف مى زنم. و تعريف كرد:
روزى در خيابان هاشمى تهران مى رفتم. جوان موتور سوارى به همراه سوارى بر ترك، اشاره اى كردند كه فهميدم مى خواهند زير عمامه ام بزنند.
براى همين به پياده رو رفتم. وقتى به كنارم رسيدند، از كارشان مأيوس شدند. توقف كوتاهى كردند و يكى از آن دو حرفى گفت كه مفهوم آن تغّوط به عمامه ام بود.
دستى به عمامه ام كشيده و گفتم: خبرى نشد؟! ناگهان ايستادند و موتور را روى جك گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پايين گرفته و با شرم گفتند: آقا! عفو كنيد. كلام مظلومانه و از سر خيرخواهى چنين اثر مى گذارد.
با آن دو صحبت هايى شد…
بعد نگاهش را به من دوخت و با تأنّى فرمود: يكى از آن ها به حوزه آمده و طلبه شد و يكى به جبهه رفت و ميان بر زد.
چه نفسى و چه نفوذ كلامى كه از فحاشان، طلبه و شهيد بيرون مى كشيد.
منبع : كتاب مشهور در آسمان
جهت دریافت تصویر قابل چاپ 20 داستان كوتاه از زندگاني ايشان، اينجا را كليك نمايي.
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد.
با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه ۲۲ تیر۱۳۹۲ در مسجد گفته شد.
تیر 22, 1394
اخلاقی, داستانی, قرآنی
3,177

وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه [الطلاق : 3 ]
هر كس به خدا توكل كند خدا براي او كافيست
داستانك:
عین الدوله از وزرای قاجار بود . روزی از خانه بیرون آمد و دو فقیر را دید که پشت در خانه ی او نشسته اند و هرکدام ذکری بر لب دارند ؛
یکی می گوید : ” کار ، خوبه عین الدوله درست کنه ”
و دیگری می گوید : ” کار ، خوبه خدا درست کنه ” .
عین الدوله وقتی این صحبت ها را شنید ، خوشش آمد و دستور داد که یک سکه ی اشرفی درون ظرفی بگذارند و روی آن غذا بکشند و به فقیر اولی که از او تعریف می کرد ، بدهند .
آن فقیر ، که به طمع پول نشسته بود ، ظرف غذا را گرفت و با ناراحتی آن را به فقیر دومی داد . فقیر دومی هم غذا را خورد ، پول را برداشت ، و رفت .
عین الدوله فردای آن روز ، باز فقیر اولی را بر در خانه ی خود دید . گفت : ” مگر دیروز پول را برنداشتی ؟ دیگر چه می خواهی ؟ ” فقیر گفت : ” ما که پولی ندیدیم ؛ اگر منظورت ظرف غذاست که آن را به فقیر دیگری دادم.”
عین الدوله لبخندی زد و گفت : ” بله ؛ حقیقت را همان فقیر می گفت ! کار خوبه خدا درست کنه ، عین الدوله سگ کیه ؟ ”
تیر 21, 1394
سیاسی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده
2,560

مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي در19 آذر 91 فرمودند:
یکی از خطراتی که وقتی انسان درست به عمق آن فکر میکند، تن او میلرزد، این مسئلهی جمعیت است.
سوال اينجاست كه مگر دارد چه بلایی سر جمعیت كشور مي آيد؟
جمعیت ایران در سال 1355 حدود 34 میلیون نفر،
در سال 1375 حدود 60 میلیون نفر،
در سال 1385 حدود 70 میلیون نفر
و در سال 1390 حدود 75 میلیون نفر بوده است.
متوسط سن جمعیت ایران در سال 1355 در حدود 22 سال؛ در سال 1365 حدود 21 سال؛ در سال 1375 حدود 24 سال؛ در سال 1385 حدود 28 سال و در سال 1390 حدود 30 سال بوده است
رشد جمعيت ايران كه در سال 55 براي هر خانواده حدود 7 فرزند بوده، در سال 93 به 1.7 فرزند رسیده است.
حال با توجه به این آمار عمق فاجعه مشخص می شود که اگر روند تولید نسل به همین شکل پیش برود، جمعیت ایران از سال 1420 رشد منفی را خواهد داشت و در 80 سال آینده جمعیت کشور به حدود 31 میلیون نفر خواهد رسید، که حدود 47 درصد آنان را افراد بالای 60 سال تشکیل می دهند.
آنگاه چه بلایی بر سر اقتصاد و فرهنگ و توسعه و مسائل نظامی و … خوهد آمد.

تیر 20, 1394
اخلاقی, اعتقادی, امام کاظم(علیه السلام), داستانی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,898

وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى … [ احزاب 33]
اي خانمها ! در خانههاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد…
«بّرج « از » بُرج « به معناى خودنمايى است، همان گونه كه برج در ميان ساختمان هاى ديگر جلوه ى خاصّى دارد .
جاهليّتِ اولى نشان دهنده ى ظهور جاهليّت اخرى است كه ما امروز شاهد آنيم. در حديث نيز آمده است:
» ستكون الجاهليّة الاخرى « به زودى جاهليّت ديگرى فرا مى رسد تفسير نورالثقلين جلد 4 صفحه 962
اگر در جاهليّت آن روز قتل و آدم كشى وجود داشت، امروز در جنگ هاى بزرگ و جهانى كشتارهاى ميليونى انجام مى گيرد .
جاهليّت آن روز مدرسه نبود و جنايت انجام مى گرفت، امروز با وجود هزاران دانشگاه،مهم ترين حقوق انسان ها پايمال مى شود .
در جاهليّت آن روز فساد و زنا جرم بود، امّا امروز در مترقّى ترين كشورهاى جهان همجنس بازى قانونى است.
اگر در جاهليّت آن روز دختر را زنده به گور مى كردند، امروز با سقط جنين، هم دختر را نابود مى كنند، هم پسر را ]تفسير نور ذيل آيه 33 سوره احزاب[
به راستي چرا در اين قرن به ظاهر مترقي؛ اينهمه جنايت ؛ از جمله سقط جنين انجام مي شود. توجيه والدينِ جنايت كاري كه سقط جنين مي كنند ؛ چيست؟ آيا مهمترين توجيه اينها ؛ فقر نيست؟
خداوند درآيه 33 سوره مباركه اسراء مي فرمايد: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ … فرزندانتان را از ترس فقر، نكشيد! ما آنها و شما را روزى مى دهيم …
داستانك:
بكر بن صالح گويد: به حضرت كاظم )عليه السلام( نوشتم: من پنج سال است كه از بچه دار شدن خوددارى كرده ام كه همسرم فرزند نمى خواهد و مى گويد بواسطه فقر؛ تربيت فرزند مشكل است؟
] امام جواب نوشت: بچه دار شو كه خداوند روزيش دهد ) اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرْزُقُهُمْ( [كافي جلد 6 صفحه 3]


تیر 20, 1394
اخلاقی, دفاع مقدس, ماه تیر, مناسبت های شمسی, مناسبتی
2,719
(به بهانه 21 تير روز عفاف و حجاب)

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:
يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.
وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم… چادرم در مشتش بود که شهيد شد.
از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم.
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد.
با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه ۲۰ تیر۱۳۹۲ در مسجد گفته شد.
تیر 19, 1394
امام صادق(علیه السلام), امام علی(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), روان شناسی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
3,609

در داستان ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت ام البنین آمده است که :
امام به برادرشان عقیل فرمودند: برایم زنی انتخاب کن که از او فرزاندانی دلیر به دنیا آید.
از این جریان پی به وراثت در تولد میبریم. جوانان عزیز و بزرگوار باید تمام دقت خود را در انتخاب همسر مناسب به کار برند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه میفرمایند:
أنظر في أيّ نصاب تضع ولدك فانّ العرق دسّاس. ببینید فرزندتان را در چه محلی مستقر میکنید چرا که اصل و ریشه تأثیر گذار است.
[نهج الفصاحه صفحه 266]
و نیز میفرمایند:
تخیروا لنطفکم فإنّ النّساء یلدن أشباه اخوانهنّ و اخواتهنّ. برای نطفههای خود جای مناسب انتخاب کنید زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند میآورند.
[نهج الفصاحه صفحه 381]
امام صادق علیه السّلام فرمود:
فرزند نیز بر پدر سه حق لازم دارد.
1. مادر خوب برایش انتخاب کند
2. نام خوبی برایش انتخاب کند
3. سعی درتأدیب او بنماید
[تمام روایات درکتاب حكمتنامه کودك؛ آیت الله ری شهری ؛صفحه 13]
