خرداد 23, 1395
اخلاقی, داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, قرآنی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده
2,288

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ [سبا آیه 39]
بگو: پروردگارم روزى هر كه را خواهد گشاده كند يا بر او تنگ گيرد و هر چه انفاق كنيد آنرا عوض دهيد كه او بهترين روزى دهان است
یکی از عواملی که باعث افزایش رزق و روزی می شود قرض دادن و نسیه دادن است و بسیار واضح است که نسیه و قرض ندادن نقطه مقابل افزایش روزی است یعنی روزی را کم می کند
داستانک:
یکی از فرزندان شیخ میگوید: روزی مرحوم مرشد چلویی معروف خدمت جناب شیخ رسید و از کسادی بازارش گله کرد و گفت: داداش! این چه وضعی است که ما گرفتار آن شدیم؟ دیر زمانی وضع ما خیلی خوب بود روزی سه چهار دیگ چلو میفروختیم و مشتریها فراوان بودند، اما یکباره اوضاع زیر و رو شده مشتریها یکی یکی پس رفتند، کارها از سکه افتاده، و اکنون روزی یک دیگ هم مصرف نمیشود …؟
شیخ تأملی کرد و فرمود:
تقصیر خودت است که مشتریها را رد میکنی
مرشد گفت: من کسی را رد نکردم، حتی از بچهها هم پذیرایی میکنم و نصف کباب به آنها میدهم.
شیخ فرمود:
آن سید چه کسی بود که سه روز غذای نسیه خورده بود؛ بار آخر او را هل دادی و از در مغازه بیرون کردی؟!
مرشد سراسیمه از نزد شیخ بیرون آمد و شتابان در پی آن سید راه افتاد، او را یافت و از او پوزش خواست، و پس از آن تابلویی بر در مغازهاش نصب کرد و روی آن نوشت:
نسیه داده میشود، حتی به شما. وجه دستی به اندازه وسعمان پرداخت میشود
[تجارت بهشت صفحه20، به نقل از کیمیای محبت صفحه 139-141]

خرداد 20, 1395
اخلاقی, امام صادق(علیه السلام), داستانی, ماه رمضان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
1,735
(به بهانه ماه مبارك رمضان)
اگر انسان با ديد بصيرت بنگرد ، مي بيند كه اين سختي ها بجز خير براي انسان چيزي ندارد.نمونه اش همين روزه ، آنهم در اين هواي گرم؛ درست است كه سختي دارد اما: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا
يونس بن ظبيان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:
مَنْ صَامَ يَوْماً فِي الْحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَأٌ وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ يُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَكَ مَلَائِكَتِي اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَه
كسى كه در گرما يك روز را روزه بدارد و تشنگى را تحمل كند، خداوند هزار فرشته را بر او میگمارد تا دستهاى خود را بر روى او كشيده و او را بشارت دهند، و پس از آنكه افطار كرد خداوند میفرمايد: چقدر خوش بويى! اى فرشتگان من گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.
[ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صفحه 148]
داستانك:
پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟»
مریم علیها السّلام پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم»
[داستان هایی از یاد خدا، صفحه 28]
خرداد 17, 1395
اخلاقی, اعتقادی, امام خمینی (ره), امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستانی, سیاسی, سیره بزرگان, ماه خرداد, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,791
(به بهانه ارتحال حضرت امام خمینی و قیام 15 خرداد)

داستانك:
حضرت امام خميني در يك ديدار تاريخي در سال 1341به آقاي حبيب الله عسكر اولادي فرموده بودند:
اين مبارزه طولاني است وممكن است مرحله اول آن تا20سال نيز طول بكشد لذا شما بايد خود را براي چنين مسير طولاني آماده كنيد.
مبارزه ما براي تغيير يك قانون ،تغيير يك وزير حتي يك دولت نيست،ما براي فراهم كردن مقدمات ظهور ولي عصر “عجل الله فرجه”مبارزه مي كنيم.
انقلاب اسلامي ما سه مرحله دارد مرحله اول اينكه كشور ايران را اسلامي كنيد،مرحله دوم اينكه كشور هاي مسلمان به طرف حاكميت اسلام برده شوند ومرحله سوم اسلام را در سراسر دنيا گسترش دهيد وجهانيان را با اسلام آشنا نماييد .آنگاه در محضر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)عرضه بداريم كه مولي ،جهان باي تشريف فرمايي شما آمادگي دارد.
[ كتاب اندكي صبر صفحه 23 به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي 11 بهمن 1377]
خرداد 14, 1395
اخلاقی, امام خمینی (ره), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, سیره بزرگان, ماه خرداد, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,517
(به بهانه سالروز ارتحال حضرت امام خمینی )
یکی از ویژگیهای بارز حضرت امام خمینی رحمت الله علیه عدم دلبستگی به دنیا بود
خود حضرت امام که بارها روایتِ : حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة را برای مردم خوانده بودند . خود عامل واقعی به این حدیث نبوی هستند . و ذره ای عشق به دنیا در وجود ایشان پیدا نمی شود
داستانک:
روحیه امام تا آخرین نفس و تا آخرین لحظه حیات هیچ تغییری نکرد و همان طور که آن روز حرف میزدند، در مقابل مرگ نیز همان طور بسیار عادی برخورد میکردند. یکی از بستگان به ایشان گفته بود که چیزی نیست و حال شما خوب خواهد شد. گفتند: نه آمدنش چیزی هست و نه رفتنش چیزی هست و نه مرگش چیزی هست. هیچ کدام از اینها چیزی نیست.
نقل از : حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی
منبع : کتاب زندگی به سبک روح الله
خرداد 13, 1395
اخلاقی, امام رضا(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, ماه رمضان, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
1,711
(به بهانه دهه آخر شعبان ، دهه تکریم و غباروبی مساجد)
امام رضا علیه السّلام فرمود:
إنَّ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلی مَنْ یَکْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ یَأخُذُ مِنْهُ الْقَذی؛
بهشت و حوریان بهشتی مشتاق کسی هستند که مسجد را تمیز نماید، و یا آلودگی های آن را بگیرد
[مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج3، ص: 385]
داستانک:
در صدر اسلام، مسجد مدینه هرچند از امکانات و پیرایه ها تهی بوده و به طور کاملا ساده بنا گردیده بود، اما با این همه تاریخ از وجود زن مسلمان سیاهپوستی بنام «محجنه»(ام محجن) خبر می دهد، که مسئولیت نظافت مسجد پیامبر را عهده دار بوده است.
زمانی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله می بیند از محجنه خبری نیست از حال او جویا می شود، اصحاب خبر مرگ او را می دهند. حضرت با لحن اعتراض آمیزی می فرمایند: چرا به من اطلاع نداده اید؟
بلافاصله در سر مزار وی حضور یافته و برایش نماز می خوانند و می فرمایند که اینک او را در بهشت می بینم
[ابن أثیر، ج٦، ص ٢٦٣ و إبن حجر عسقلانی، ج ٨، ص ٣١٤]
خرداد 10, 1395
اخلاقی, امام صادق(علیه السلام), امام علی(علیه السلام), امام کاظم(علیه السلام), قرآنی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,768

عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع :
مَنْ صَلَّى صَلَاةَ الْفَجْرِ ثُمَّ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً لَمْ يَتْبَعْهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ ذَنْبٌ وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُ الشَّيْطَان
امام كاظم عليه السّلام از پدرش عليه السّلام از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه فرمودند:
كسى كه نماز صبح را بخواند، و بعد از آن يازده بار «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بخواند، در آن روز گناهى از او سر نمىزند؛ اگر چه شيطان نخواهد[كه او گناه نكند] (ان شاء الله) [ثواب الاعمال-ترجمه بندرريگى، ص: 99]
خرداد 8, 1395
اخلاقی, امام خامنه ای(مد ظله العالی), امام علی(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, سیاسی, سیره بزرگان, لطیفه ای, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
3,138
مقام معظم رهبري در سخنراني اي فرمودند:
قبل از زمان ریاست جمهوری از منزل آقای نجومی و آثار هنری ایشان دیدن کردهام و حدیثی به ایشان دادم و از ایشان خواستم برایم بنویسند و ایشان هم با خطی زیبا این حدیث را نوشتند و برای من فرستاند و من هم آن را تابلو کرده و در اتاق مقابل چشمانم نصب کردهام.
حال سوال اينجاست كه آن حديث چه حديثي است كه نزديك 30 سال است در مقابل چشم رهبري قرار دارد
آن حديث حكمت 73 نهج البلاغه است كه حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:
مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ …
آن كه خود را پيشواى مردم سازد پيش از تعليم ديگرى بايد به ادب كردن خويش پردازد …
اين حديث نشان دهنده آن است كه هر كس در موقعيتي –كه الگو است- قرار گرفت ابتدا بايد به فكر خودسازي باشد و بعد ديگر سازي و جامعه سازي . در غير اين صورت كلام خوب ما روي ديگران تاثير ندارد
داستاني لطيفه اي :
حجت الاسلام مرحوم كافي مي فرمودند:
مي خواستم جايي منبر بروم كه آقايي آمد و گفت: حاج آقا ! بالاي منبر كه مي رويد به خانم ها بگوييد نمازهايشان را بخوانند. گفتم: چيزي شده؟ گفت: خانمم نماز نمي خواند. ولي پاي منبر شما مي آيد. گفتم: خانم شما چه استدلالي براي نماز نخواندنش دارد؟
گفت: خانمم به من مي گويد تو اول نماز بخوان تا من هم بخوانم. خيلي تعجب كردم و گفتم: مرد حسابي! تو كه اهل نماز نيستي انتظار داري همسرت اهل نماز باشد!»
خرداد 2, 1395
اخلاقی, امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستانی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
2,166
(به بهانه ميلاد امام زمان عجل الله فرجه)

داستانك:
پریشان و سراسیمه بودم. لحظاتی چند فقط به چیزی که شنیده بودم، میاندیشیدم.
« اگر طالب دیدار امام زمانت هستی به فلان شهر برو. حضرت بقیة الله در بازار آهنگران در مغازه قفلسازی نشسته بلند شو و خدمت ایشان برس»
بعد از مدتها چلهنشینی و دعا و توسل به علوم غریبه بالاخره کورسویی از امید به رویم تابیدن گرفت. به سرعت بلند شدم و وسائل سفر را آماده کردم. سفر راحتی نبود. اما حاضر بودم چند برابر این سختی را تحمل کنم تا بتوانم به آرزویم برسم. شور و اشتیاقی که از وجودم زبانه میکشید مرا به حرکت وا میداشت.
خودم را به بازار آهنگران رساندم آن قدر هیجان زده بودم که چشمهایم هیچ چیز را نمیدید. فقط مغازه پیر قفلساز را جستجو میکردم. لحظهبه لحظه که میگذشت شوق و شورم بیشتر میشد. وقتی وارد مغازه پیرمرد قفلساز شدم در همان نگاه اول امام را شناختم. دستم را روی سینه گذاشته و با ادب سلام دادم. در آن لحظه همه چیز به جز وجود امام را فراموش کرده بودم. حضرت جوابم را داد و با دست مرا به سکوت فرا خواند.
پیرمرد در حال وارسی چند قفل بود. در این لحظه پیرزنی وارد مغازه شد لباسهای کهنهای به تن داشت و عصایی به دست. در دستان فرتوت و لرزانش قفلی به چشم میخورد. پیرزن آن را به قفل ساز نشان داد و گفت: برادر برای رضای خدا این قفل را سه شاهی از من بخرید. به پولش نیاز دارم.
پیرمرد قفل را گرفت و آن را وارسی کرد. قفل سالم بود پس رو به زن کرد و گفت: … خواهرم تو مسلمانی و من هم مسلمان. چرا مال مسلمان را ارزان بخرم من نمیخواهم تو ضرر کنی. این قفل هشت شاهی ارزش دارد و من اگر بخواهم در معامله سودی ببرم آن را به قیمت هفت شاهی میخرم چون در این معامله بیشتر از یک شاهی سود بردن بیانصافی است.
پیرزن با ناباوری قفل ساز را نگاه کرد و بعد از این که سخنان پیرمرد تمام شد گفت: من تمام این بازار را زیر پا گذاشتم و این قفل را به هر که نشان دادم گفتند بیشتر از دو شاهی آن را نمیخرند من هم به این دلیل به آنها نفروختم که به سه شاهی پول نیاز دارم.
پیرمرد گفت: اگر آن را میفروشی من هفت شاهی میخرم و سپس هشت شاهی به پیرزن داد. پیرزن راضی و خوشحال عصا زنان دور شد.
آن گاه امام رو به من کرد و فرمود: مشاهده کردی؟ شما هم این طور باشید تا ما خود به سراغ شما بیاییم. چله نشینی لازم نیست و توسل به علوم غریبه فایدهای ندارد. عمل درست داشته باشید و مسلمان باشید. از تمام این شهر من این پیرمرد را برای مصاحبت انتخاب کردهام چون دیندار است و خدا را میشناسد این هم از امتحانی که داد. او با اطلاع از نیاز زن به پول قفل را به قیمت واقعیاش از او خرید. این گونه است که من هر هفته به سراغش میآیم و احوالش را میپرسم.
پس از تمام شدن سخنان امام سرم را پایین انداختم و به فکر فرو رفتم.
منبع:عنايات حضرت وليعصر ؛بخش اول ، صفحه 86 ، تشرف 31 (با تلخيص و تصرف)

خرداد 1, 1395
اخلاقی, اعتقادی, امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستانی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
2,202
(به بهانه ميلاد امام زمان عجل الله فرجه)

داستانك:
این حقیر، …«محمّدعلی برهانی افوسی فریدنی» در خرداد، سال 1358 شمسی، که مصادف با دوّمین سال پیروزی انقلاب اسلامی بود به اتّفاق چهار نفر از آقایان اهل علم فریدنی مقیم قم، به منظور آمارگیری و نام نویسی طبقه محروم و مستضعف … اعزام و چند روز در آن حومه، مشغول به انجام وظیفه شدیم، …
… بنا شد برگردیم. مقداری راه آمدیم، ماشینی که کمیته امداد در اختیار ما قرار داده بود، نقص فنّی شد و احتیاج به قطعاتی پیدا کرد و این مسأله مستلزم رفتن به شهرستان «داران» بود.
حدود سه ساعت از روز گذشته بود و تقریباً ساعت ده صبح بود، ماشینی که پر از سرنشین و ماشین جهادسازندگی بود، رسید. راننده ما سوار شد، رفقای من هم به فکر رفتن افتادند و با اینکه جا نبود و مسافرین در مضیقه و ناراحتی بودند به زور سوار شدند و از من عذرخواهی کردند. تنها من ماندم آن هم در بیابان مخوف و آن زمان که ابتدای انقلاب بود و با فرار «بختیار» و هجوم به انبارهای اسلحه، بعضی اشرار نیز اسلحه داشتند و بعضی از لُرهای آن حومه تفنگدار و به ما بدبین بودند.
ساعت نزدیک به یازده صبح یا بیشتر بود که تنها راه می رفتم؛ دیدم چاره ای جز توسّل به مولایم صاحب الزّمان – عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف – نیست. به آن حضرت متوسّل شدم و گفتم: «یا اَبا صالِحَ الْمَهدی ! اَدْرِکْنی .» … مهدی زهرا به فریادم برس .
به حالت گریه و استغاثه بودم که ناگاه دیدم شخصی با لباس اشخاص عادی، به قیافه یکی از سادات محترمی که او را در مدرسه فیضیّه می شناختم، مقابلم بین راه ایستاده، خوشحال شدم و سلام کرده احوالپرسی نمودم و گفتم: «شما کجا و اینجا کجا؟»
فرمود: «ما هم اینجا رفت و آمد می کنیم، شما هم خیلی مأجورید، چون خدمت محرومین می کنید و این روش جدّم حضرت علی – علیه السّلام – است، تا می توانید در حدّ تمکّن به این طبقه خدمت کنید و دست از این کار برندارید که کار خوبی است.»
خواستم از او استمداد بطلبم با خود گفتم: «از دست او چه کار می آید؟ او هم مثل من غریب است.» ولی ناگاه رو به من کرده فرمود: «بزودی وسیله برای شما می رسد ناراحت مباش».
باز فکر کردم که این سیّد از کجا می داند وسیله برایم می رسد، صدایی به گوشم رسید که: «این آقا، حضرت مهدی صاحب الزّمان – علیه السّلام – است.» و آن آقا از نظرم غایب شد و همان وقت ماشینی رسید که مهندس محترمی در آن تنها بود، گویا ماشین را تازه خریده بود،
بدون گفتن نگاه داشت و مرا سوار کرد و به مقصد رساند.
كتاب شیفتگان حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف نویسنده : احمد قاضی زاهدی گلپایگانی «جلد دوّم» صفحه
اردیبهشت 30, 1395
اخلاقی, اعتقادی, امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستانی, سیره بزرگان, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,837
(به بهانه نزدیکی به نیمه شعبان؛ میلاد قطب عالم امکان)
داستانک:
مرحوم فشندی تهرانی مي گويد:
«در مسجد جمکران اعمال را به جا آورده ،به همراه همسرم بر می گشتم .در راه ،آقایی نورانی را دیدم که داخل صحن شده ،قصد دارند به طرف مسجد بروند.
با خود گفتم :این سید در این هوای گرم تابستان تازه از راه رسیده و [حتماً]تشنه است.به طرف سید رفتم و ظرف آبی را به ایشان تعارف کردم . [سید ظرف آب را گرفت و نوشید] و ظرف آن را برگرداند در این حال عرضه داشتم :آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرج ایشان نزدیک شود!
آقا فرمودند :«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ،ما را نمی خواهند. اگر بخواهند ،دعا می کنند و فرج ما می رسد».
این سخن را فرمود و تا نگاه کردم کسی را ندیدم. فهمیدم که وجود اقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)را زیارت کرده ام و حضرتش ،امر به دعا کرده است»
[کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نوشته :احمد قاضی زاهدی جلد 1
صفحه 155]
واقعا شنیدن این مطلب از مولایمان بسیار دردناک است که ایشان فرمودند که ما ایشان را حتی به اندازه ی آب خوردن هم نمی خواهیم..
درست است ؛ مي دانيم كه ما منتظر واقعي نبوديم ؛ اما این را می دانم که هر صبح جمعه در دعاي ندبه با چشمان گريان ميگوييم:
مَتی نَنتَقِعُ مِن عَذبِ مآئِکَ فَقَد طالَ الصَّدی
آری مولای مهربانم ، کی از چشمه ی آب زلال تو بهره مند می شویم که تشنگی به درازا کشید…
اردیبهشت 28, 1395
اخلاقی, اعتقادی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی
1,538
در سال 2001 مرکز مطالعه تحصیلات، بعد از تحقیق روی 270 هزار دانشجو به مدت 6 سال ، در 53 رشته دانشگاهی نشان داد که پسرها و دخترهایی که در کلاس های تک جنسیتی شرکت می کنند ؛ معدل و نمرات بالاتری نسبت به آنهایی که در کلاس های دوجنسیتی هستند ، همچنین نشان داد که یادگیری نیز بهتر انجام می گیرد
در سال 2011 دانشجویان دانشگاه essex در انگلستان، در واحدهای درسی مختلف به سه قسمت تقسیمبندی شدند 1. همگی دختر 2. همگی پسر 3. مختلط ؛
نتیجه: معدل دخترها بیش از 7 درصد افزایش یافت
بِرآد،لِی (آمریکایی) در رساله دکترای خود گرفت که محیط تک جنستی برای دخترها مناسب ترین محیط برای پیشرفت در تحصیلات دانشگاهی ایجاد می کند
دپارتمان آموزش آمریکا در سال 2005 باارائه 2.221 مورد مطالعه از مدارس تک جنسیتی حمایت کرد
از ۲۰۰۶ که قانون منع تاسیس مدارس تک جنسیتی لغو شد تا ۲۰۰۸ یعنی تنها ظرف دو سال این مدارس با استقبال فراوان مواجه میشوند، تا آنجا که واشنگتنپست از تاسیس ۵۰۰ مورد از آنها خبر میدهد،
محققین دانشگاه میچیگان ؛ با مطالعه دانش آموزان ورودی به دانشگاه ؛ به این نتیجه رسیده اند که هم پسران و هم دخترانی که از دبیرستان های تک جنسیتی وارد دانشگاه شده بودند نمره ها و عملکرد بهتری را در ریاضیات و زبان و دیگر درسها دارند
حال با این شرایط که حتی غرب هم برای پیشرفت علمی خود به سمت مراکزتک جنسیتی گام برداشته است؛ وضع دانشگاههای ما چگونه است؟!!!
در آخرین اقدام، دانشگاه فردوسی مشهد در پورتال نظر سنجی دانشجویان ؛ از آنان خواسته است درباره مختلط شدن اتوبوسهای دانشگاه ، نظرات خود را بیان کنند
نمایش فیلم
دانلودفیلم
اردیبهشت 27, 1395
اخلاقی, اعتقادی, داستان های علما, داستانی, سیاسی, سیره بزرگان, ماه اردیبهشت, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده
1,835
(به بهانه 27 ارديبهشت سالروز ارتحال آيت الله العظمي بهجت)

آيت الله ری شهری در کتاب زمزم عرفان؛ كه مجموعه اي از خاطراتشان از حضرت آيت الله بهجت است؛ مي آورند :
در دیداری که اواخر سال 86 با آیتالله بهجت داشتم ایشان فرمودند:
آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته، ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این بدان معنا است که نهضت ایشان … دچار مشکل میشود.
برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت به آقای خامنهای پیغام دادم که من برای پیشگیری از آسیبها اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد…
بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.
در ادامه آیتالله بهجت خطاب به آقای ری شهری می فرمایند: شما هم کاری بکنید.
آقای ری شهری میگوید: غیر از دعا و ذکر چه میتوان کرد؟
که ایشان میفرمایند: قربانی و صدقه موثر است.
باري! گويا اين ولي خدا ، حوادث تلخي كه اندكي پس از وفات ايشان در ارتباط با انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري براي ملت ايران پيش آمد را ، با ديده ي بصيرت مي ديد و تلاش مي كرد از طريق ارتباطات معنوي خود، از آنها پيشگيري كند و يا از شدت آنها بكاهد …
[كتاب زمزم عرفان، صفحه185]
اردیبهشت 25, 1395
اخلاقی, اعتقادی, حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,702
از پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) روایت شده که فرمود:
روزی جبرئیل امین برای ادای وحی به نزد من آمد.
هنوز تمامش را نخوانده بود که ناگهان آوازی سخت و صدایی هولناک به گوش رسید؛ به گونه ای که چهره فرشته وحی تغییر کرد.
پرسیدم این چه صدایی بود؟
گفت:ای پيامبر! خدای تبارک و تعالی در دوزخ چاهی قرار داده،سنگ سیاهی در آن انداختند،اکنون بعد از سیزده هزار سال آن سنگ به ته چاه رسید.
پرسیدم:آن چاه جایگاه چه کسانی است؟
گفت:
« جایگاه بی نمازان و شرابخواران» [اسرار الصلاه شيخ عبدالحسين تهراني؛ صفحه : 31]
اردیبهشت 23, 1395
اخلاقی, امام سجاد(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, قرآنی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
1,645
(به بهانه ميلاد امام سجاد عليه السلام)

عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا قَالَ:
إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ عَلَى جَمِيعِ جَوَارِحِهِ كُلَّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ وَ نُعَاقَبُ بِكَ
ابو حمزه از على بن الحسين عليها السّلام روايت مىكند كه فرمود:
زبان آدم هر روز متوجه اعضاء مىگردد و مىگويد: چگونه وارد صبح شديد، آنها مىگويند: خوب هستيم در صورتى كه دست از ما باز دارى، آنها مىگويند از خداوند بترس و ما را رها كن و بعد به او مىگويند ما بوسيله تو مستوجب ثواب و عقاب مىشويم.
[بحار الأنوار جلد 68 صفحه 302 باب 78 السكوت و الكلام …]
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ (سوره ق 18)
انسان هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اينكه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموريت(و ضبط آن) است
داستانک :
سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد
جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت
سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد
او عرض کرد:هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم
اردیبهشت 21, 1395
اخلاقی, امام حسین(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, سیره بزرگان, لطیفه ای, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
3,364
(به بهانه ميلاد امام حسين عليه السلام)
از امام حسين عليه السلام نقل شده است :
الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَيْتِ مُحَرَّم
حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است [فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام صفحه 446]
بعضي از والدين در هنگام خاستگاري فرزندشان عيبهاي او را نمي گويند به عنوان مثال:
عروس يا داماد بيماريي دارند
عروس يا داماد مشكل عصبي دارند
عروس يا داماد قبلا ازدواج كرده بودند
عروس يا داماد فساد اخلاقي دارد
اين مورد آخر متاسفانه در خانواده هاي مذهبي هم شيوه پيدا كرده ؛ هنگامي كه مي بينند پسر يا دخترشان با شخص ديگري ارتباط دارد و به او دل بسته ، فرزندشان را به زور با شخصي كه خود مي خواهند مي دهند ، كه اين تازه اول مشكل است
به هر حال انسان بايد در جلسه خواستگاري تمامي حقايقي كه در زندگي تاثير گذار است را بگويد حتي بعضي از بزرگان ريز ترين مسائل را مي گفتند
داستانك:
طلبه اي به خواستگاري دختري رفت
جورابش را از پا در آورد و گفت : ناخن كوچك پاي من ايراد دارد . اين را گفتم كه شما بدانيد ، در بدن من ايراد است
لطيفه:
مادرِ دختر از مادر پسر در جلسه خواستگاري پرسيد: ببخشيد ، آقا زاده شما چه كاره هستند؟
مادر پسر گفت: كنار دايي اش كار مي كند
مادر دختر گفت: چه خوب ، حالا دايي شان چه كاره اند؟
مادر پسر گفت: دايي شان كه بيكارند !!!