قرآنی

در این بخش منبرک های قرآنی را می توانید ببینید.

امتحان پیامبران / امتحان شده و مورد اعتماد معیار کاندیدای اصلح

حضرت علی علیه‌السَّلام در عهدنامه به مالک می‌فرمایند: «وَ لَکِنِ اخْتَبِرْهُمْ بِمَا وُلُّوا لِلصَّالِحِینَ قَبْلَکَ فَاعْمِدْ لِأَحْسَنِهِمْ کَانَ فِی الْعَامَّةِ أَثَراً وَ أَعْرَفِهِمْ بِالْأَمَانَه» ؛ لیکن، آنان را بیازمای به خدمتی که برای والیانِ نیکوکار پیش از تو، عهده‌دار بوده‌اند و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان، اثری نیکو نهاده و به امانت از همه شناخته‌تر است [و امتحان خود را پس داده].نهج‌البلاغه، نامه ۵۳٫

پرونده ویژه کاندیدای اصلح در سایت سعداء – از اینجا

مطالب کاندیدای اصلح در سایت منبرک به صورت روزانه – از اینجا

بزرگترین نفرین / تجربه معیار کاندیدای اصلح

حضرت علی علیه‌السَّلام در عهدنامه‌ی مالک، خطاب به مالک اشتر می‌فرماید: «وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَیَاءِ» ؛ کسی را انتخاب کن که اهل تجربه و حیا باشد.

پرونده ویژه کاندیدای اصلح در سایت سعداء – از اینجا

مطالب کاندیدای اصلح در سایت منبرک به صورت روزانه – از اینجا

کبوتری که عاقبت کفتار شد!

(به بهانه هفته بسيج)

7

مقام معظم رهبري در دیدار فرماندهان گردان‌های بسیج در تاريخ 4/9/94 براي درخت تنومندِ بسيج؛ 3 آفت بر شمردند. ايشان فرمودند:

مراقب باشید این درخت تنومندِ [بسيج] دچار آفت نشود.

… [سومين آفت] ورود در مسابقه‌ی زرق و برق زندگی است؛

توضيح:

خداوند در قرآن بارها و بارها خطر دنيا طلبي را گوشزد مي كند و مي فرمايد : وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (حديد/20)

و در روايات نيز دنياطلبي ، به مهمترين عامل گناهان ؛ تعبير شده است: «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مِفْتَاحُ كُلِّ سَيِّئَ» [إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 21]

داستانك:

عبدالملك بن مروان فرزند مروان بن حكم دومين خليفه مرواني و پنجمين خليفه ي اموي است

او پيش از رسيدن به قدرت، يكى از فقهاى مدينه به شمار مى‏ رفت.(1) و به زهد و عبادت و ديندارى شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپرى مى‏ كرد به طورى كه به او «حمامه المسجد» (كبوتر مسجد) مى‏ گفتند!(2) گويند: پس از مرگ پدرش مروان، هنگامى كه خلافت به او رسيد، سرگرم خواندن قرآن بود، اما با شنيدن اين خبر، قرآن را بست و گفت: «اينك بين من و تو جدايى افتاد! و ديگر با تو كارى ندارم»!.(3)

او براستى از قرآن جدا شد و در اثر دنياطلبي، چنان دستخوش مسخ شخصيت گرديد كه مورخان از كارنامه سياه حكومت او به تلخى ياد مى‏ كنند. «سيوطى» و «ابن اثير» مى‏ نويسند: در طى تاريخ اسلام عبدالملك نخستين كسى بود كه غدر و خيانت ورزيد (عمرو بن سعيد بن العاص را پس از امان دادن كشت) و نخستين كسى بود كه مردم را از سخن گفتن در حضور خليفه منع كرد و نخستين كسى بود كه از امر به معروف جلوگيرى كرد.(4)

عبدالملك در مدت حكومت طولانى خود، آن چنان با ظلم و فساد و بيدادگرى خو گرفت كه نور ايمان در دل او به كلى خاموش گشت. وى روزى خود به اين امر اعتراف كرد و به «سعيد بن مسيّب» چنين گفت: «چنان شده‏ ام كه اگر كار نيكى انجام دهم خوشحال نمى ‏شوم، و اگر كار بدى از من سر زند، ناراحت نمى‏ گردم»! سعيد بن مسيب گفت: مرگ دل در تو كامل شده است!(5)

عبدالملك غالبا با زنى به نام «ام الدردا» گفتگو مى‏ كرد. روزى «ام الدردا» به وى گفت: «اى امير المؤمنين! شنيده‏ ام پس از عبادت و تهجد، شراب نوشيده ‏اى»؟! و او پاسخ داد: «نه تنها شراب كه خون مردم را نيز نوشيده ‏ام»!!(6)

او كه روزى از لشکر كشى يزيد به مكه (جهت سركوبى عبدالله بن زبير) به خدا پناه مى‏ برد و ابراز نفرت مى‏ كرد، پس از رسيدن به حكومت، نه تنها اين عمليات را ادامه داد، بلكه شخص سفاكى چون حجاج را مأمور اين كار كرد و او مسجد الحرام و كعبه را (كه پسر زبير در آنجا متحصن شده بود) با منجنيق سنگباران كرد!(7) نمايندگان عبدالملك نيز در مناطق مختلف كشور اسلامى، به پيروى از او، حكومت وحشت و اختناق به وجود آورده بودند و با زور و قلدرى با مردم رفتار مى‏ كردند.

«مسعودى» مى‏ نويسد: «عبدالملك فردى خونريز بود. عمال او ماند «حجاج» حاكم عراق، «مهلب» حاكم خراسان، و «هشام بن اسماعيل» حاكم مدينه نيز همچون خود وى سفاك و بي رحم بودند».(8) هشام بن اسماعيل كه حاكم مدينه بود، چندان بر مردم سخت گرفت و آن چنان خاندان پيامبر را آزار داد كه وقتى وليد بعد از مرگ پدرش به حكومت رسيد، ناچار شد او را از كار بركنار نمايد.(9) بدتر از همه آنان حجاج بود كه جنايات او در تارخ اسلام مشهوراست. عبدالملك پس از شكست عبدالله بن زبير توسط حجاج، او را به مدت دو سال به استاندارى حجاز (مكه و مدينه و طائف) منصوب كرد.(10)، (11)

پي نوشت:

(1) ابن طقطقا، الفخرى، بيروت، دارصادر، 1386 ه.ق، ص 122-سيوطى، تاريخ الخلفأ، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، 1383 ه.ق، ص 216.

(2) هندوشاه، همان كتاب، ص 76.

(3) سيوطى، تاريخ الخلفأ، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، 1383 ه.ق، ص 217؛ ابن طقطقا، الفخرى، بيروت، دارصادر، 1386 ه.ق، ص 122؛ابو العباس المبرد، الكامل فى اللغه و الادب، تحقيق: نعيم زر زور (و) تغاريد بيضون، بيروت، دارالكتب العلميه، 1985 م، ج 2، ص 192؛ هندوشاه، همان كتاب، ص 76؛ جرجى زيدان، تاريخ تمدن اسلام، ترجمه على جواهر كلام، تهران، اميركبير، 1336 ه.ق، ج 4، ص 100.

(4) سيوطى، تاريخ الخلفأ، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، 1383 ه.ق، ص 218؛ ابن اثير، همان كتاب، ج 4، ص 522؛ بعضى از اين كارها را معاويه نيز قبلاً كرده بود.

(5) ابن طقطقا،الفخرى، بيروت، دار صادر، 1386 ه. ص 122؛ ابن اثير، ج 4، ص 521؛ هندوشاه، همان كتاب، ص 76.

(6) سيوطى، تاريخ الخلفأ، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، 1383 ه.ق، ص، 216.

(7) سيوطى، تاريخ الخلفأ، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، الطبعه الثالثه، قاهره، مطبعه المدنى، 1383 ه.ق، ص 217؛ هندوشاه، همان كتاب، ص 76.

(8) مروج الذهب و معادن الجوهر، بيروت، دارالاندلس، ج 3، ص 91.

(9) ابن واضح، تاريخ يعقوبى، تعليق: سيد محمد صادق بحرالعلوم، نجف، مكتبه الحيدريه، 1384 ه.ق، ج 3، ص 27 و 29؛ محمد بن سعد، الطبقات الكبرى، بيروت، دارصادر، ج 5، ص 220.

(10) ابن قتيبه دينورى، الامامه و السياسه، الطبعه الثالثه، قاهره، مكتبه مصطفى البابى الحلبى، 1328 ه.ق، ج 2، ص 31.

(11) گردآوري از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390هـ.ش، ص 245.

 

(اولین انتشار 9 آذر 1394)

 

هر 3 مورد يكجا

3 چيز مقدمه 3 چيز (3. تقوا و صله رحم)

(به بهانه شهادت امام رضا عليه السلام )

 

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى

بیشتر بخوانید »

3 چيز مقدمه 3 چيز (1. نماز و زكات)

 

( به بهانه شهادت امام رضا عليه السلام (

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى

1 .  أَمَرَ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ؛  فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ …

بیشتر بخوانید »

عقوبت گوش کردن به موسیقی

(به بهانه شهادت امام جواد علیه السلام)

عقوبت موسیقی

وَ قَالَ الامام الجواد عليه السلام:

‏ مَنْ‏ أَصْغَى‏ إِلَى‏ نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ.

امام جواد «عليه السلام»مي فرمايند :

 هر كس به سخن سخنرانى گوش دهد، او را پرستش كرده است. پس اگر او از خدا سخن بگويد خدا را پرستيده است، و اگر از زبان ابليس سخن بگويد ابليس را عبادت كرده است. [تحف العقول، صفحه: 456]

يكي از مهمترين مصاديق گوش دادن به سخن ابليس ، گوش دادن به خواننده و موسيقي و غناست كه از گناهان كبيره و بسيار بسيار بزرگ است كه پيامبر مكرم اسلام نيز در مذمت گوش دادن به غنا مي فرمايند:الْغِنَاءُ رُقْيَةُ الزِّنَى؛    غنا، طلسم زناست [مستدرك الوسائل ؛ جلد‏13 ؛ صفحه  214؛حديث 15154]

داستانك:

فردی به نام ‌هارون بن مسلم از مسعود بن زیاد روایت نموده است که گفت: من در نزد امام صادق (علیه السلام) بودم؛ شخصی وارد شد و به حضرت گفت: پدر و مادرم فدای تو، در همسایگی ما اشخاصی زندگی می‌کنند که کنیزان آوازه خوان دارند، و اغلب در خانه شان بساط ساز و آواز برپاست. دستشویی خانه‌ی ما نیز طوری قرار گرفته که صدای ساز و آواز آنها به گوش می‌رسد و چه بسیار می‌شود که من نشستن در دستشویی را طول می‌دهم تا آواز آنها را بشنوم. این عمل (از نظر شرعی) چه طور است؟

حضرت فرمود: این کار را مکن.

عرض کرد: به خدا قسم من هرگز به سراغ آنها نرفته‌ام و نمی‌روم، بلکه فقط صدای ایشان را می‌شنوم!

حضرت فرمود: مگر کلام خدا را نشنیده‌ای که می‌فرماید: «ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً»

یعنی همه‌ی شما روزی درباره‌ی گوش و چشم و دل خود مورد بازخواست قرار خواهید گرفت و نسبت به آنچه شنیده‌اید و دیده‌اید و یا نسبت به آن دل بسته‌اید باید حساب پس دهید!

آن فرد ‌گفت: به خدا سوگند مثل این که تاکنون این آیه را از کتاب خدا نشنیده بودم نه از عجم و نه از عرب.

به حضرت گفت انشاء الله من دیگر چنین عملی را تکرار نمی‌کنم و نسبت به گذشته هم استغفار می‌کنم.

امام فرمود: این کافی نیست برخیز و غسل کن و هر چه قدر می‌توانی نماز بخوان چون تاکنون به گناه بزرگی اشتغال داشته‌ای و اگر با همین حال و بدون توبه ميمردی وضع بسیار بدی داشتی.

خدا را شکر می‌کنم که متوجه شدی و از او درخواست می‌کنم که از هر بدی که از تو دیده صرف نظر کند. آری! خداوند فقط از کارهای زشت و قبیح کراهت دارد. پس تو نیز کارهای زشت و گناهان را برای اهلش بگذار چون هر چیزی در این عالم اهلی دارد. [وسائل الشيعة ؛ جلد ‏3 ؛ صفحه 331 ]

لینک مطلب در تلگرام

اولین انتشار: 13 مهر 1392

پا به پای پیامبر خدا، حضرت موسی (علیه السلام)

خداوند متعال در قران کریم می فرماید:

«وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً …»؛

و با موسی [برای عبادتی ویژه و دریافت تورات] سی شب وعده گذاشتیم و آن را با [افزودن] ده شب کامل کردیم، پس میعادگاه پروردگارش به چهل شب پایان گرفت… . (سوره اعراف، آیه 142)

آن ۱۰ شب و روز کدام شب و روزهاست؟ دهه اول ذی الحجه.

حالا آن سی روز از کی آغاز شده بود؟ اول ماه ذی القعده.

اگر دغدغه خودسازی داریم، از همین اول ذی القعده شروع کنیم. چله ای همراه و پا به پای حضرت موسی (علیه السلام) بگیریم. کسانی که اهل معنویت هستند، برای خود بیشتر برنامه ریزی می کنند؛ نماز شبی و ….

بعضی هم که شاید حوصله کمتری دارند و یا فرصت کمتری دارند، و می دانند که مثلا نمی توانند نماز شب مداوم شروع کنند، برنامه های دیگر انتخاب کنند. مثلا تصمیم بگیرند نمازها را از این به بعد به جماعت بخوانند.

اگر این را هم نمی توانند، این چهل روز نمازهای خود را اول وقت بخوانند. یا بعد از نمازها تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) بگویند. یا روزی ۱۰ صلوات بفرستند. روزی یک بار لااله الا الله بگویند.

هرچند کوچک، اما یک برنامه برای خود بردارند.

اما حالا چه چیزی بهتر از این که ما توفیق همسایگی حضرت رضا علیه السلام را داریم، از این چله ی خودسازی بهره ببریم. چرا که این ماه، ماه حضرت رضا علیه السلام است. ۵ مناسبت مهم از ابتدا تا انتهای ماه ذی القعده به گونه ای به حضرت رضا علیه السلام ارتباط دارد. این ماه، ماه حضرت رضا علیه السلام است.

اولین تاریخ درج در سایت: 1396/05/04

آیا واقعا نماز، انسان را از فحشاء و منکر باز می دارد؟

آیا واقعا نماز، انسان را از فحشاء و منکر باز می دارد؟

 

دشمن شناسی

یک زمانی در مقابل موسی ها فرعون ها بودند، در مقابل ابراهیم ها نمرودها بودند

در مقابل پیامبران ابوجهل ها بودند

در مقابل علی ها معاویه ها بودند

در مقابل حسین ها یزید ها بودند

در مقابل موسی بن جعفرها، هارون ها بودند

در مقابل امام رضاها مامون ها بودند

یک دورانی در مقابل جمهوری اسلامی …

 

و در هر دورانی مومنین دشمنانی در مقابل خودشان دارند.

به نظر شما ما باید چکار کنیم تا این دشمنی ها تمام شود؟

یا سوال بهتر

آیا این دشمنی با ما تمام می شود یا نه؟

 

خداوند در قرآن به این سوال جواب می دهد:

«وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم» (آیه ۱۲۰ سوره بقره)

 

ای پیامبر، («لن» نفی ابد است)

مطمئن باش هرگز یهودی ها و مسیحی ها از تو راضی نخوهند شد مگر اینکه دست از دینت برداری.

آنها با دین تو مشکل دارند. با آئین و گفتمان تو مشکل دارند.

وگرنه آنها با هسته ای تو مشکل ندارند.

 

در برنامه هسته ای ما نشان دادیم…

ما همه چیز هسته ایمان را با هم دادیم. دشمن از ما راضی شد؟؟

 

شما می ببینید همین الان در مجلس، کنوانسیون ها و لایحه هایی بسیار بدتر از برجام دارد تصویب می شود.

برجام که برجام بود در ۲۰ دقیقه تصویب شد. Fatf و کنوانسیون حقوق کودک و دفاع از حقوق زن و … رکورد برجام را هم جابه جا می کنند. شاید همه اینها در ۱۵ دقیقه تصویب شوند.

 

ولی فکر می کنید دشمن از ما راضی می شود؟

اصلا بگوییم ما مستعمره شما، قبول می کنید؟

فکر می کنید آنها از ما راضی می شوند؟

اگر می خواستند راضی شوند در این چند سال می شدند.

دشمن را درست بشناسیم و گام های درست برداریم.

خواسته دشمن/ فقط عبادت

فلسفه وجودی پیامبران را خداوند در قرآن مطرح می فرمایند:

«وَلَقَد بَعَثنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ» (آیه ۳۶ سوره نحل)

پیامبران را فرستادیم برای اینکه مردم را به  عبادت دعوت کنند و از  طاغوت ها بر حذر دارند.

این فلسفه وجودی پیامبران و معصومین است.

«ان اعبدوالله» یعنی خدا را عبادت کنید، منظور اینکه اهل نماز و روزه و اجتناب از دروغ و اجتناب از محرمات و مسخره کردن دیگران و … . این منظومه خوب زندگی کردن است.

«واجتنبوالطاغوت» یعنی مبارزه دائمی با  طاغوت.

اگر ما فقط اهل عبادت باشیم، نماز بخوانیم، روزه بگیریم اما به طاغوت کاری نداشته باشیم بی فایده است.

شما می بینید اصل مبارزه مخالفین پیامبر صلی الله علیه و آله با ایشان، به خاطر همین جریان است.وگرنه اگر پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمودند: مردم نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج انجام بدهید آنها با پیامبر صلی الله علیه و آله کاری نداشتند. مشکل آنها با پیامبر صلی الله علیه و آله این بود که پیامبر بت ها را می شکست.

امروز هم همین طور است. اگر ما نماز بخوانیم، روزه بگیریم و … دشمن با ما هیچ کاری ندارد.

مشکل امروز دشمن، مرگ بر آمریکاست. مرگ بر اسرائیل است. دشمن می گوید شما دین خودتان را دارید به ما چکار دارید، ما کار خودمان را انجام می دهیم.

داستانک:

داستان معروفی هست که در زمان عثمانی سفیر بریتانیا به ترکیه آمد. دید کسی روی بلندی ایستاده و فریاد می زند. هول شد و از مترجمش پرسید جریان چیست؟ مترجم گفت:  اذان می گوید. مسلمان ها وقت نماز را با اذان اعلام می کنند.

پرسید آیا اذان به حکومت ما لطمه می زند؟ گفت: نه به حکومت شما کاری ندارد. گفت پس هر چه دلش می خواهد فریاد بزند.

امروز نماز  عربستان اینطور است. می بینید به سوریه حمله می کنند، پول سوخت موشک ها را عربستان می دهد. اما دینداری شیعیان امیرالمومنین اینگونه نیست، بلکه همیشه در مقابل یزیدیان و طواغیت آماده اند.

بُشر حافى/ ثروتمند پابرهنه

         (به بهانه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام)

داستانک:

صداى ساز و آواز بلند بود. هرکس که از نزدیک آن خانه می گذشت، می توانست حدس بزند که در درون خانه چه خبرهاست؟ بساط عشرت و می گسارى پهن بود و جام «مى» بود که پیاپى نوشیده می شد. کنیزک خدمتکار درون خانه را جاروب زده و خاکروبه‏ ها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کنارى بریزد. در همین لحظه مردى که آثار عبادت زیاد از چهره‏ اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده‏ هاى طولانى حکایت می کرد از آنجا می گذشت، از آن کنیزک پرسید:

«صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟».

– آزاد.

– معلوم است که آزاد است. اگر بنده می بود پرواى صاحب و مالک و خداوندگار خویش را می داشت و این بساط را پهن نمی کرد.

رد و بدل شدن این سخنان بین کنیزک و آن مرد موجب شد که کنیزک مکث زیادترى در بیرون خانه بکند. هنگامى که به خانه برگشت اربابش پرسید: «چرا این قدر دیگر آمدى؟».

کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت: «مردى با چنین وضع و هیئت می گذشت و چنان پرسشى کرد و من چنین پاسخى دادم.»

شنیدن این ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فرو برد. مخصوصا آن جمله (اگر بنده مى‏بود از صاحب اختیار خود پروا مى‏کرد) مثل تیر بر قلبش نشست. بى اختیار از جا جست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد. با پاى برهنه به دنبال گوینده سخن رفت. دوید تا خود را به صاحب سخن که جز امام هفتم حضرت موسى بن جعفر علیه السلام نبود رساند. به دست آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و دیگر به افتخار آن روز که با پاى برهنه به شرف توبه نائل آمده بود کفش به پا نکرد. او که تا آن روز به «بشربن حارث بن عبد الرحمن مروزى» معروف بود، از آن به بعد لقب «الحافى» یعنى «پابرهنه» یافت و به «بشر حافى» معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند، دیگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلک اشراف زادگان و عیاشان بود، از آن به بعد در سلک مردان پرهیزکار و خداپرست درآمد

منبع :مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى (داستان راستان)، جلد ‏۱۸ ،صفحه ۲۸۶، بنده است یا آزاد؟

سالگرد شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام را خدمت صاحبمان، حجه ابن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) و ولی نعمتمان، امام رضا علیه السلام تسلیت عرض می کنیم.
عرض می کنیم آقا جان
ما هم از این آزادی های چیزی ندیدیم. ما هم دوست داریم بنده باشیم.

کسی که بنده بود معراج می رود.
«سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَیْلًا» (آیه ۱ سوره اسراء)
چون بنده بود او را به معراج بردیم.
او چون بنده بود رسول شد. «عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»

ما هم اگر بنده باشیم ان شاالله به جایگاه های مهمی خواهیم رسید.

فیلتر تلگرام/ مهمترین دغدغه رییس جمهور و مردم

همه فقها از ابتدای اسلام تا الان  قاعده نفی سبیل را قبول دارند. چرا؟

چون برگرفته شده از یک آیه قرآن است.

«وَلَن یجْعَلَ الله لِلْکافرینَ علی‌المُومنینَ سَبیلاً». (آیه ۱۴ سوره نسا)

خداوند می فرماید: ما اجازه ندادیم که کفار بر مومنین تسلط و سلطه پیدا کنند.

این قاعده نفی سبیل است. هر قاعده و هر چیزی که باعث شود دشمن و کافران بر ما تسلط پیدا کند مورد تایید اسلام نیست. مثلا ما از کالایی استفاده کنیم که سلطه دشمن را روی ما محکم کند. این مورد تایید اسلام نیست. یکی از موارد همین پیام رسان های مجازی است. اگر یک پیام رسان توسط دشمن هست و داخلی آن پیام رسان هم تولید شده چه نیازی است از یک پیام رسان خارجی استفاده کنیم، که تمام هستی ما را خبر داشته باشد؟

الان بیشترین کسی که به ذائقه مردم ایران آشنایی دارد، بعد از خدا مدیر تلگرام است.

همه تصاویر همه کلیدواژه ها و … را می دانند. اگر دشمن با این کار بر ما تسلط پیدا می کند ما اجازه نداریم از این پیام رسان استفاده کنیم. اگر داخلی هست باید از پیام رسان داخلی استفاده کنیم.

اما متاسفانه در اولین دیدار رئیس جمهورمان با وزرا، ایشان جمله ای را فرمودند که با فیلترینگ تلگرام کام مردم را تلخ نکنید.

کام مردم با فیلترینگ تلگرام تلخ نمی شود، با اختلاس تلخ می شود، با حقوق های نجومی بعضی از وزرا تلخ می شود، با زندگی اشرافی مسئولین کام مردم تلخ می شود. با واردات کود انسانی از ترکیه، با عدم حضور وزیر مربوطه در زلزله سرپل ذهاب، با عدم اشتغال جوانان ایرانی، با دست های خالی مرد خانواده و … تلخ می شود.

مردم حاضرند پیام هایشان را به پای کبوتر ببندند و بفرستند اما شما به وعده هایتان عمل کنید.

– مگر شما وعده نداده بودید هم چرخ سانتریفیوژ می چرخد و هم چرخ زندگی مردم؟ کدام یک می چرخد؟

– مگر وعده نداده بودید دلار را به هزار تومان می رسانید؟

– مگر وعده نداده بودید آلودگی اهواز تمام می شود؟

– مگر وعده نداده بودید آلودگی تهران و مشهد تمام می شود؟

مردم از شما همین را می خواهند که به وعده هایتان عمل کنید. به قولی که به مردم دادید عمل کنید. اینها را عمل کنید مردم خوشحال و راضی اند. به جای حواشی به کارهای مهم بپردازید.

تجربه ای از جنس اصحاب کهف/ توبه فضیل عیاض و فرصت طلایی اعتکاف

این دلی را که زنگار گرفته، گاهی وقت ها یک تلنگر … به خود می آورد.

داستانک:

شخصی بود به نام فضیل بن عیاض. او هم شرابخوار بود، هم راهزن بود و هم قمارباز؛ خلاصه همه کار انجام می داد. روزی شنید خانه ای هست که یک خانم در آن تنهاست و اموال زیادی نیز در آن خانه است. با خود گفت: خیلی خوب شد. امشب از دیوار آن خانه بالا می روم؛ هم فسادم را انجام می دهم هم خانه را غارت می کنم. نیمه شب از دیوار خانه بالا رفت. از درون خانه صدای قرائت قرآن به گوشش رسید.

رسیده بود به این آیه: «ألَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» ﺁﻳﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﻛﻪ ﺩﻝ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻧﺮم ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺷﻮﺩ؟ [سوره حدید، آیه ۱۶]

 فضیل بن عیاض بالای دیوار، لحظه ای به فکر فرو رفت.

– چرا دیگر؟! دیگر وقتش رسیده است. همان لحظه از دیوار پایین آمد. فضیل توبه کرد…

و شد یکی از بزرگترین عباد قرن. طوری که بزرگان پای درس اخلاقش می رفتند.

 

این دلی را که زنگار گرفته، گاهی وقت ها یک تلنگر به خود می آورد. روزهای اعتکاف شروع شد. دل های ما خیلی زنگار گرفته است؛

در طول روزها، در این صحبت ها در این نگاه ها؛ خیلی دل کدر شده است…  

این دل که سیاه شد، لازم است که انسان با خدای خودش خلوت کند. این خلوت با خدا، خیلی برای انسان سود دارد و او را به مقامات عالی می رساند. فرصت این سه روز را از دست ندهیم.

بعد از این سه شبانه روز، انسان می شود مثل اصحاب کهف. احساس می کند همه چیز تغییر کرده است و رنگ دیگری پیدا کرده است.

آقا میرزا علی هم رفت / مقام رضا

روحیه رضا این است که اگر الان به انسان ثروت برسد و یا اگر سختی و آزمایشی ببیند، همه را از خدا بداند و راضی به آنچه خدا خواست باشد.

داستانک:

آیه اللَّه العظمی اراکی، در شرح احوالات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی تعریف می کنند:

… یک آقا سید احمد نامی داشتیم که بهش آقا ترک می گفتند؛ ترک تبریزی بود. می آمد پشت سر آقا میرزا جواد آقا، برای نماز می ایستاد. ماه رمضان بود، من هم می رفتم. در آن وقت وَبا آمده بود و هر روز آدم بود که کشته می شد. آقا سید احمد گفت: رفتم به دیدن آقا میرزا جواد آقا تا احوال پرسی کنم. رفتم نشستم.

گفت: آقا میرزا علی رفت (میرزا علی فرزند میرزا جواد آقا بود).

من خیال کردم به مسافرت رفته. باهمان حال طبیعی گفت: آقا میرزا علی رفت! آقا میرزا علی که بود؟ چه علمی داشت. من آمیرزا علی را دیده بودم. چه علمیتی و چه تقوایی داشت. او جانشین پدر می شد!

جوان بود. بین 25 تا 30 ساله بود. وبا او را کشت. آن وقت آقا میرزا جواد می گفت: آقا میرزا علی رفت، بدون این که گریه بکند، مثل اینکه سفر رفته است!

 

[طبیب دلها (گفته ها و ناگفته هایی درباره عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی)، صادق حسن زاده]

 

اگر ما در زندگی روحیه و خصلت رضا را داشته باشیم، نه از ثروتی که به دست می آوریم سرمست می شویم و نه از مشکلاتی که رخ می دهد ناامید.

خداوند متعال در قرآن کریم داستان دو پیامبر را که در ظاهر شرایط بسیار متفاوتی دارند بیان می کند. حضرت ایوب و حضرت سلیمان علیهما السلام. اما در انتها، خداوند متعال برای هر دو پیامبر می فرماید: «نعم العبد». یعنی مهم عبد بودن است. اینکه در هر شرایطی انسان عبد باشد.

 

 

اي بنده ي گريزان! از خدا فرار مي كني ؟!!!

 

 

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنات‏[ فرقان 70]

كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند

داستانك:

بدون هيچ توجهي از كنار او گذشت.

اين بي‌توجهي آخوند بر عبد فرّار سخت گران آمد. از جاي خود حركت كرد تا اين شيخ پير را تنبيه كند. دويد و راه را بر او سد كرد و با لحني بي‌ادبانه گفت: هي! آشيخ! چرا به من سلام نكردي؟!

عارف همداني ايستاد و گفت: مگر تو كيستي كه من بايد حتماً به تو سلام مي‌كردم؟ گفت: من عبد فرّارم. آخوند ملاحسينقلي همداني به او گفت: عبد فرّار! افررتَ من اللهِ ام من رسولهِ؟ تو از خدا فرار كرده‌اي يا از رسول خدا؟

و سپس راهش را گرفت و رفت.

فردا صبح، آخوند ملا حسينقلي همداني درس را تمام كرده، رو به شاگردان نمود و گفت: ‌امروز يكي از بندگان خدا فوت كرده هر كس مايل باشد به تشييع جنازة او برويم.

 عده‌اي از شاگردان آخوند به همراه ايشان براي تشييع حركت كردند. ولي با كمال تعجب ديدند آخوند به خانه عبد فرار رفت. آري او از دنيا رفته بود. عجبا! اين همان ياغي معروف است كه آخوند از او به عنوان بندة خدا ياد كرد و در تشييع جنازه او حاضر شد؟! به هر حال تشييع جنازة تمام شد.

يكي از شاگردان آخوند به نزد همسر عبد فرارا رفته و از او سؤال كرد: چطور شد كه او فوت كرد؟ همسرش گفت: نمي‌دانم چه مي‌شد؟ او هر شب ديروقت با حال غيرعادي و از خود بي‌خود منزل مي‌آمد، ولي ديشب حدود يك ساعت بعد از اذان مغرب و عشا به منزل آمد و در فكر فرو رفته بود و تا صبح نخوابيد و در حياط قدم مي‌زند و در حالي كه گريه مي كرد ،با خود تكرار مي‌كرد: عبد فرار تو از خدا فرار كرده‌اي يا از رسول خدا؟! و سحر دق كرد و مرد.

اصل داستان از كتاب : شرح حال حكیم فرزانه حاج علی محمد نجف آبادی، صفحه 27

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

8 خرداد 1392

**منبرک**