امام کاظم(علیه السلام)

در این بخش منبرک های روایی که از احادیث امام کاظم(ع) می باشد را می توانید ببینید.

گره گشایی از كار ديگران

(به بهانه ولادت امام كاظم عليه السلام)

علی بن طاهر صوری از یکی از اهالی ری نقل می کند که می گفت:
یکی از نویسندگان «یحیی بن خالد» به حکومت ری منصوب شد. من مقداری از مالیات بدهکار بودم و می ترسیدم که اگر آن را از من مطالبه کند تهیدست شوم.

عده ای گفتند: او طرفدار مذهب اهل بیت است ولی من همچنان از رفتن پیش او بیمناک بودم. سرانجام تصمیم گرفتم به مکه روم و مولایم موسی بن جعفر علیه السلام را در جریان بگذارم.

پس از اینکه خدمت امام علیه السلام رسیدم، آن حضرت نامه ای بدین مضمون به والی ری نوشت:

«إعلَمْ أَنّ لِلّهِ تَحتَ عَرشِهِ ظلاًّ لاَ یسکنُهُ إلاّ مَن أسْدَی إلی أخیهِ مَعْروفاً أو نَفَّسَ عَنهُ کربَةً أو أدخَلَ عَلی قَلبِهِ سُروراً، و هذا أخوک والسلامُ»

به نام خداوند بخشنده مهربان . بدان! برای خداوند در زیر عرشش سایه ای است که از آن بهره ای نمی گیرد مگر کسی که به برادرش نیکی کند، یا او را از غم و اندوهی رهایی بخشد و یا او را خوشحال سازد؛ حامل نامه برادر توست. و السلام.

پس از بازگشت به نزد والی رفتم و گفتم: فرستاده امام «صابر» (امام كاظم) هستم.
والی، با پای برهنه تا در خانه آمد و مرا در بغل گرفت و بوسید و از حال امام علیه السلام پرسید و پس از مشاهده دستخط امام (علیه السلام) نیمی از اموال خود را به من داد. آنگاه دفتر مالیات را خواست و روی اسم من قلم کشید و نسبت به بدهی هایم قبض رسید داد… .

[منتهي الآمال، جلد 2، صفحه 245؛ و بحارالانوار، جلد 48، صفحه 174]

جهت مطالعه ۱۵ داستان کوتاه از امام کاظم علیه السلام به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://manbarak.blogfa.com/post/325

اولین انتشار: 7 تیر 1390

بُشر حافى/ ثروتمند پابرهنه

         (به بهانه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام)

داستانک:

صداى ساز و آواز بلند بود. هرکس که از نزدیک آن خانه می گذشت، می توانست حدس بزند که در درون خانه چه خبرهاست؟ بساط عشرت و می گسارى پهن بود و جام «مى» بود که پیاپى نوشیده می شد. کنیزک خدمتکار درون خانه را جاروب زده و خاکروبه‏ ها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کنارى بریزد. در همین لحظه مردى که آثار عبادت زیاد از چهره‏ اش نمایان بود و پیشانی اش از سجده‏ هاى طولانى حکایت می کرد از آنجا می گذشت، از آن کنیزک پرسید:

«صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟».

– آزاد.

– معلوم است که آزاد است. اگر بنده می بود پرواى صاحب و مالک و خداوندگار خویش را می داشت و این بساط را پهن نمی کرد.

رد و بدل شدن این سخنان بین کنیزک و آن مرد موجب شد که کنیزک مکث زیادترى در بیرون خانه بکند. هنگامى که به خانه برگشت اربابش پرسید: «چرا این قدر دیگر آمدى؟».

کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت: «مردى با چنین وضع و هیئت می گذشت و چنان پرسشى کرد و من چنین پاسخى دادم.»

شنیدن این ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فرو برد. مخصوصا آن جمله (اگر بنده مى‏بود از صاحب اختیار خود پروا مى‏کرد) مثل تیر بر قلبش نشست. بى اختیار از جا جست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد. با پاى برهنه به دنبال گوینده سخن رفت. دوید تا خود را به صاحب سخن که جز امام هفتم حضرت موسى بن جعفر علیه السلام نبود رساند. به دست آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و دیگر به افتخار آن روز که با پاى برهنه به شرف توبه نائل آمده بود کفش به پا نکرد. او که تا آن روز به «بشربن حارث بن عبد الرحمن مروزى» معروف بود، از آن به بعد لقب «الحافى» یعنى «پابرهنه» یافت و به «بشر حافى» معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند، دیگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلک اشراف زادگان و عیاشان بود، از آن به بعد در سلک مردان پرهیزکار و خداپرست درآمد

منبع :مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى (داستان راستان)، جلد ‏۱۸ ،صفحه ۲۸۶، بنده است یا آزاد؟

سالگرد شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام را خدمت صاحبمان، حجه ابن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) و ولی نعمتمان، امام رضا علیه السلام تسلیت عرض می کنیم.
عرض می کنیم آقا جان
ما هم از این آزادی های چیزی ندیدیم. ما هم دوست داریم بنده باشیم.

کسی که بنده بود معراج می رود.
«سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَیْلًا» (آیه ۱ سوره اسراء)
چون بنده بود او را به معراج بردیم.
او چون بنده بود رسول شد. «عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»

ما هم اگر بنده باشیم ان شاالله به جایگاه های مهمی خواهیم رسید.

خلوت مومن

(به بهانه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام)

داستانک:

شخصی به نام مرزام، نقل می کند که:

به زیارت مدینه مشرف بودم. در خانه ای که توقف کرده بودم خانمی بود که پیشنهاد ازدواج با وی را مطرح نمودم و او رد کرد.

شب هنگام، دیر وقت به خانه بازگشتم. کسی که درب خانه را به رویم گشود همان کنیز بود.

با دست بدن او را لمس کردم. او از مقابل من بسرعت دور شد و من داخل خانه شدم.

صبحگاهان که محضر امام ابی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم.

حضرت بدون مقدمه و ابتدا فرمودند:

یا مرزام لیس من شیعتنا من خلاثم لم یرع قلبه.

ای مرزام کسی که در خلوتها در قلبش ورع و تقوا و خداترسی نباشد، از شیعیان ما نیست.

[بحار الانوار، ج ۴۸  ص ۴۵  از بصائر الدرجات]

 

هركه به خدا و قيامت ايمان دارد، بايد … ” 1 “

17 (1)عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ :

جَاءَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) كُرَيْسَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا

“مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُؤْذِي جَارَهُ ” …

 حضرت صادق عليه السلام فرمود:

فاطمه (عليها السلام )براى شكايت از جرياني نزد رسول خدا  (صلي الله عليه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلي الله عليه وآله) جزوه ‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين 3 جمله) در آن بود:

  1. هر كس ايمان به خدا و روز قيامت دارد بايد همسايه را نيازارد …

 [ الكافي، جلد‏2، صفحه  667، باب حق الجوار ]

در اهميت همسايه همين بس كه رسول رحمت صلي الله عليه و آله مي فرمايند: حرمة الجار على الانسان كحرمة أمّه. حرمت همسايه بر آدمى همچون حرمت مادر است.[ الحياة،ج1،ص 416]

برخي همسايه داري خوبي ندارند:به عنوان مثال :درب منزل را نيمه شب محكم به هم مي زند.

ماشین را جلو پل همسایه پارک می کند.

در پله ها طوری رفت و آمد می کند که همسایه اذیت می شود.

آشغال را جلو درب همسایه می گذارد.

از منزلش صداي آهنگ يا مداحي بلند است.

اول صبح براي صدازدن اعضاي خانه از داخل كوچه بوق مي زند.

مهماني دير وقت مي گيرد و …

کسانی که در خوابگاه های دانشجویی هستند محدوده شخصی شان کمتر است و همسایه های بیشتری دارند. هم اتاقی آنها، همسایه شان است. صدای خنده، مداحی، موسیقی بلند می شود همسایه شان اذیت می شود. نیمه های شب برای نماز شب ساعت کوک می کنند، هم اتاقی شان بیدار می شود.

داستانك :

يكى از مسلمين از اهالى مدينه ، همسايه بدى داشت كه از آزار او در امان نبود، او به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از همسايه اش شكايت كرد و گفت :”من همسايه اى دارم كه نه تنها خيرى از او به من نمى رسد، بلكه از شرّ و آزار او، آسوده نيستم .”

پيامبر(صلی الله علیه و آله) به على (علیه السلام) و ابوذر و سلمان و يك نفر ديگر (كه راوى مى گويد بگمانم مقداد بود) فرمود: به مسجد برويد و با صداى بلند فرياد بزنيد: لاايمان لمن لايا من جاره بوائقه، “هر كه همسايه اش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد.”

آنها به مسجد رفته، سه بار با صداى بلند، اين دستور پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سمع مردم رساندند. امام صادق (علیه السلام) پس از نقل اين داستان، با دست خود اشاره به اطراف كرد و فرمود: تا چهل خانه در چهار طرف، همسايه به حساب مى آيند.

نكته ي مهم اينجاست كه :

خوب همسايه داري فقط اين نيست كه ما به همسايه آزار نرسانيم. امام كاظم عليه السلام  مي فرمايند:خوش همسايگى تنها اين نيست كه آزار نرسانى، بلكه خوش همسايگى اين است كه در برابر آزار و اذيت همسايه صبر داشته باشى. [تحف العقول ص 409]

قسمت دوم روايت

قسمت سوم روايت

 

چرا رنگت پریده!!

چرا رنگت پریده!!در آموزه‌های دینی، چند هزار روایت در رابطه با مسائل پزشکی داریم.

یکی از مشکلاتی که متأسفانه در بسیاری از افراد دیده می‌شود، زردی چهره و رنگ صورت است. این مشکل جسمی، دلایل متعددی دارد:

از جمله آنها، خواب بین‌الطلوعین است. کسی که بین‌الطلوعین خواب باشد، رنگ چهره‌اش زرد می‌شود.

یک دلیل دیگر آن نیز در روایتی شریف از کتاب کافی به این شکل نقل شده‌است که:

 داستانک:

شخصی نقل می‌کند که محضر امام موسی کاظم علیه‌السلام مشرف شدم.

امام که مرا دیدند، پرسیدند: چرا رنگ و رویت زرد شده‌است؟ (مَا لِي أَرَاكَ مُصْفَرّاً)

عرض کردم: آقا بدنم همیشه داغ است؛ (به همین دلیل رنگم زرد شده است).

امام فرمودند: گوشت بخور (كُلِ اللَّحْمَ).

رفتم گوشت خوردم و بعد از یک هفته آمدم خدمت امام. امام که مجددا چهره زرد من را دیدند فرمودند: مگر به تو امر نکردم که گوشت بخور؟

عرض کردم: آقا من یک هفته است که به جز گوشت چیزی نخورده‌ام!

امام پرسیدند: گوشت را چطور می‌خوری؟

گفتم: آن را طبخ می‌کنم (یعنی آن را در آب می‌پزم).

امام فرمودند: نه خیر! آن را کبابی بخور (قَالَ لَا؛ كُلْهُ كَبَاباً).

من به دستور امام عمل کردم. ایشان پس از یک هفته، شخصی را به دنبال من فرستادند.

تا امام مرا دیدند که خون به چهره‌ام برگشته است فرمودند: اکنون خوب است.

«قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ يَعْنِي الْأَوَّلَ ع: مَا لِي أَرَاكَ مُصْفَرّاً. فَقُلْتُ لَهُ وَعَكٌ أَصَابَنِي. فَقَالَ لِي كُلِ اللَّحْمَ. فَأَكَلْتُهُ ثُمَّ رَآنِي بَعْدَ جُمْعَةٍ وَ أَنَا عَلَى حَالِي مُصْفَرّاً. فَقَالَ لِي أَ لَمْ آمُرْكَ بِأَكْلِ اللَّحْمِ قُلْتُ مَا أَكَلْتُ غَيْرَهُ مُنْذُ أَمَرْتَنِي فَقَالَ وَ كَيْفَ تَأْكُلُهُ قُلْتُ طَبِيخاً فَقَالَ لَا كُلْهُ كَبَاباً فَأَكَلْتُهُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَيَّ فَدَعَانِي بَعْدَ جُمْعَةٍ وَ إِذَا الدَّمُ قَدْ عَادَ فِي وَجْهِي فَقَالَ لِي الْآنَ نَعَمْ.»

[کافی، جلد 6، ص 316]

 لینک مطلب در تلگرام

عملي كه جلوي گناه را مي گيرد

eslimi96-n

عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع :

مَنْ صَلَّى صَلَاةَ الْفَجْرِ ثُمَّ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً لَمْ يَتْبَعْهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ ذَنْبٌ وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُ الشَّيْطَان

امام كاظم عليه السّلام از پدرش عليه السّلام از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه فرمودند:

كسى كه نماز صبح را بخواند، و بعد از آن يازده بار «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بخواند، در آن روز گناهى از او سر نمى‏زند؛ اگر چه شيطان نخواهد[كه او گناه نكند] (ان شاء الله)      [ثواب الاعمال-ترجمه بندرريگى، ص: 99]

4 علمی که یادگیری اش بر همه لازم است

 (به بهانه 25رجب؛ شهادت مظلومانه امام کاظم علیه السلام)

20قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ علیهماالسلام:

وَجَدْتُ‏ عِلْمَ‏ النَّاسِ كُلَّهُ فِي أَرْبَعٍ أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ وَ الثَّانِي أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ وَ الثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْكَ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْرِفَ مَا يُخْرِجُكَ مِنْ دِينِكَ.

امام كاظم علیه السلام می فرمایند:

دانش مردمان را در چهار چيز يافتم:

اول، پروردگار خود را بشناسى،

 دوم ، اينكه بدانى كه با تو چه خوبيها كرده است (و به تو چه نعمتها داده است، از نعمت هستى گرفته تا ديگر نعمتها)،

سوم، اينكه بدانى از تو چه خواسته است،

 و چهارم، آنكه بدانى چه چيز تو را از دين بيرون مى‏برد، و گمراه مى‏كند. [بحار الأنوار ، ج‏75، ص: 328 در کتاب کافی ج 1ص50 ، از امام صادق علیه السلام نقل شده است]

طبق این فرمایش ، دانشِ سودمند براى مردمان، و دانشى كه فراگيرى آن بر همه مردمان لازم است و براى عموم مفيد، 4 چیز است. 1. خداشناسی 2. معرفت نفس یا خودشناسی  3.وظیفه شناسی  4. دشمن شناسی

آخرين كلام امام صادق عليه السلام چه بود؟

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام )

17مردم نوعاً علاقه‌مندند كه آخرين سخن و گفتار پاياني شخصيت‌هاي بزرگ و انسان‌هاي قدّيس را بدانند و كدام شخصيت همانند معصومين و چه كسي به پايه‌ي كمالات آن بزرگواران مي‌رسد

ما به عنوان نمونه به آخرين جمله ي امام صادق عليه السلام رئيس مذهب تشيع، مي پردازيم و چه كسي است ‌كه نخواهد آخرين‌كلام رئيس مذهبش را بشنود؟

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام:‏ لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ‏ شَفَاعَتَنَا مَنِ‏ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.

 امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد  [منبع: وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24]

داستانك:

داماد حضرت امام خميني رحمت الله عليه  مي گويد: حضرت امام ، روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مي كردند كه (اگر كسي نمازش را سبك بشمارد، از شفاعتشان محروم مي شود.)

من يك بار به امام عرض كردم: سبك شمردن نماز شايد به اين معني باشد كه شخص نمازش را يك وقت بخواند و يك وقت نخواند.

امام فرمودند: نه اين كه خلاف شرع است. منظور امام صادق عليه السلام اين بوده است كه وقتي ظهر مي شود و فرد در اول وقت نماز نمي خواند، در واقع به چيز ديگري رجحان داده است.

[در يك كلام؛ شفاعتشان به كسي كه نماز را اول وقت نخواند ؛ نميرسد]  [ هزارو يك نكته درباره نماز حكايت 727]

دانلود به صورت پي دي اف

جاهليت مدرن

19

وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ … [ احزاب 33]

اي خانمها ! در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد…

«بّرج « از » بُرج «   به معناى خودنمايى است، همان گونه كه برج در ميان ساختمان هاى ديگر جلوه ى خاصّى دارد .

جاهليّتِ اولى نشان دهنده ى ظهور جاهليّت اخرى است كه ما امروز شاهد آنيم. در حديث نيز آمده است:

» ستكون الجاهليّة الاخرى « به زودى جاهليّت ديگرى فرا مى رسد تفسير نورالثقلين جلد 4 صفحه 962

اگر در جاهليّت آن روز قتل و آدم كشى وجود داشت، امروز در جنگ هاى بزرگ و جهانى كشتارهاى ميليونى انجام مى گيرد .

جاهليّت آن روز مدرسه نبود و جنايت انجام مى گرفت، امروز با وجود هزاران دانشگاه،مهم ترين حقوق انسان ها پايمال مى شود .

در جاهليّت آن روز فساد و زنا جرم بود، امّا امروز در مترقّى ترين كشورهاى جهان همجنس بازى قانونى است.

اگر در جاهليّت آن روز دختر را زنده به گور مى كردند، امروز با سقط جنين، هم دختر را نابود مى كنند، هم پسر را  ]تفسير نور ذيل آيه 33 سوره احزاب[

به راستي چرا در اين قرن به ظاهر مترقي؛ اينهمه جنايت ؛ از جمله سقط جنين انجام مي شود. توجيه والدينِ جنايت كاري كه سقط جنين مي كنند ؛ چيست؟ آيا مهمترين توجيه اينها ؛ فقر نيست؟

خداوند درآيه 33 سوره مباركه اسراء مي فرمايد: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ … فرزندانتان را از ترس فقر، نكشيد! ما آنها و شما را روزى مى دهيم …

داستانك:

بكر بن صالح گويد: به حضرت كاظم )عليه السلام( نوشتم: من پنج سال است كه از بچه دار شدن خوددارى كرده ام كه همسرم فرزند نمى خواهد و مى گويد بواسطه فقر؛ تربيت فرزند مشكل است؟

] امام جواب نوشت: بچه دار شو كه خداوند روزيش دهد ) اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرْزُقُهُمْ(  [كافي جلد 6 صفحه 3]

 

شيعه ما نيست كسي كه …

15

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ كَثِيراً مَا كُنْتُ أَسْمَعُ أَبِي يَقُولُ

  1. لَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ لَا تَتَحَدَّثُ الْمُخَدَّرَاتُ بِوَرَعِهِ فِي خُدُورِهِنَّ …

امام موسى بن جعفر عليهما السّلام فرمود: بسيارى از مواقع از پدرم مى‏ شنيدم كه مى‏فرمود:

  1. شيعه ما نيست كسى كه سخن گفتنش با زنان پرده ‏نشين از روى پارسايى (يعنى همراه با اجتناب از گناه) نباشد …

اين نكته بسيار مهم است، كه رئيس مذهب تشيع ، مي فرمايد شيعه ما نيست كسي كه در صحبت با نامحرم دقت نداشته باشد

ايشان در جاي ديگري مي فرمايند:

وَ نَهَى أَنْ تَتَكَلَّمَ الْمَرْأَةُ عِنْدَ غَيْرِ زَوْجِهَا أَوْ غَيْرِ ذِي مَحْرَمٍ مِنْهَا أَكْثَرَ مِنْ خَمْسِ كَلِمَاتٍ مِمَّا لَا بُدَّ لَهَا مِنْه‏ [من لا يحضره الفقيه؛جلد ‏4 ؛صفحه 6 ]

پيامبر نهى فرمود كه زن نزد غير همسرش يا خويشان محرمش بيش از پنج كلمه صحبت كند ، آن هم در صورت ضرورت

اين روايت براي صحبت كردن معمولي بود ، خدا نكند كسي با نا محرم شوخي كند كه در روايتي از پيامبر اسلام آمده است :

هر كس با نامحرم شوخى كند، براى هر كلمه‏ا ى كه در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانى مى‏كنند. [ثواب الاعمال وعقاب الاعمال -ترجمه انصارى،صفحه 567 ]

داستانك:

یکی از راویان می‌گوید در کوفه به زنی قرآن می‌آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیه‌السلام) شتافتم،

امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: آن که (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره‌ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن.   [منبع:بحار الأنوار ، جلد ‏46، صفحه: 247]

مي خواهم در ديد باشم

 

امام كاظم در روايتي با اين مضمون مي فرمايند :

آنان كه كاري مي كنند در ديد باشند ؛كمبود دارند

بعضي از انسانها كارهايي مي كنند كه ديده شوند مثلا:

لباسي مي پوشد كه در ديد باشد

ماشيني سوار مي شود كه در ديد باشد

زنگ گوشي اش را نوعي انتخاب مي كند كه در ديد باشد

خانه اش را نوعي مي سازد كه در ديد باشد

نوعي امضا مي كند كه در ديد باشد

مدل مو و لباسش طوريست كه در ديد باشد

و …

بعضي از افراد از اينها جلوتر مي زنند و مي خواهند همه چيزشان با بقيه فرق كند ؛مثلا:

در هئيت همه فرياد مي زنند ” يا حسين ” او مي گويد ” يا علي “؛ حال اگر همه بگويند ” يا علي” او مي گويد ” يا حسين”

همه چايي مي خورند او مي گويد آبجوش. حال اگر همه بگويند:آبجوش ؛ او مي گويد چايي

همه جلوي استاد بلند مي شوند او نشسته ؛ حال هيچكس بلند نمي شوند او سريع مي ايستد

و …

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

چقدر به نماز اهميت مي دهيم؟

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

 قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام:‏ لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي

يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ‏ شَفَاعَتَنَا مَنِ‏ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.

امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:

پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:

شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد

منبع: وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24

نكته :

اين روايت مشهور را عموما حفظ هستيم ؛ حال سوال اينجاست كه آيا ما نماز را سبك مي شماريم يا خير؟

براي روشن شدن پاسخ لازم است بينديشيم كه ما براي نماز چقدر ارزش قائل هستيم  به عنوان مثال:

در منزل بعد از خوردن خرما آيا دانه اش را پشت پشتي مي گذاريم؟ در مسجد چطور ؟!!!

در منزل زير دست بچه پارچه پهن مي كنيم تا غذا را نريزد ، در مسجد چطور؟!!!

دستشويي منزل ما تميز تر است يا دستشويي  مسجد ما ؟!!!

منزلمان را چند بار جارو كرده ايم؟ مسجد را چند بار ؟!!!

اتاق رئيس اداره قشنگتر است يا نمازخانه ي اداره؟!!!

در عروسي ها نمازمان را اول وقت مي خوانيم؟!!!

كسبه ، مغازه را موقع اذان تعطيل مي كنند ؟!!!

در زمينهاي ورزشي نمازخانه كجاست ؟!!!

در مدارس به درس اهميت بيشتري مي دهند يا به نماز؟!!!

در دانشگاهها چطور؟!!!

و…

**منبرک**