روان شناسی

در این بخش منبرک های با موضوع روان شناسی را می توانید ببینید.

اگر انتقام نگیریم …

حمله اتمی آمریکا به ژاپن بعد از عدم انتقام سخت

هجدهم آوریل سال ۱۹۴۳ «یاماموتو ایسوروکو” Isoroku Yamamoto بزرگ‌دریابد ژاپنی و فرمانده کل قوای ناوگان دریایی امپراتوری ژاپن و یکی از مشهورترین فرماندهان تاریخ نظامی، توسط آمریکا ترور شد. جالب اینکه ژاپن ٢سال بعد از این ترورِ بى جواب، مورد حمله اتمی آمریکا قرار گرفت که در جریان آن بیش از ٢٢٠هزار نفر کشته شدند…

برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام راجی

ظرف وجود

داستانک:

روزی شاگردی از استاد خود خواست که درسی به یاد ماندنی به وی دهد. استاد به او یک استکان آب و یک قاشق نمک داد و از او خواست نمک را داخل استکان ریخته و آب را بنوشد. شاگرد می بیند خیلی شور و بد مزه شده و نمی تواند آن را بخورد.

سپس به او کوزه آبی داده و می گوید یک قاشق نمک داخل آن بریز و بخور. شاگرد به راحتی از آب کوزه می خورد.
استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید. شاگرد پاسخ داد : کاملاً معمولی بود. چون مزه شوری نگرفته بود.
استاد می گوید نمک همان نمک بود اما ظرف ها فرق می کرد.
این سعه صدر است.

 

رنجها و سختی‌‌هائی که انسان در طول زندگی با آن‌‌ها روبرو می‌‌‌شود، همچون یک مشت نمک است و این روح و قدرت پذیرش انسان است که هر چه بزرگ تر و وسیع ‌تر شود، می‌‌‌تواند بار آن همه رنج و اندوه را به ‌راحتی تحمل کند.

مشکلاتی که به ما هجوم می آورند یکی هستند اما ظرف وجودی متفاوت است.
یک شخص با دیدن این مشکلات رشد پیدا می کند مانند حضرت ایوب علیه السلام یا امام حسین علیه السلام.
یک شخص هم تا یک مشکل می بیند خودش را می بازد و عاقبت به شر می شود.
در تاریخ بسیاری از افراد بودند که با یک مشکل کوچک در زندگی همه چیز را کنار گذاشتند، نه نمازی، نه روزه ای، نه خدایی…

ما باید ظرف وجودی مان را بزرگ کنیم.

رساله حقوق امام سجاد علیه السلام

توضیحاتی پیرامون رساله حقوق امام سجاد علیه السلام

 

دید مثبت / جزیره پا برهنه ها

چند وقت پیش در تلویزیون تبلیغی نشان می داد که جالب بود: مثلا خانمی داخل اتاق می آمد و می دید شوهرش خوابیده است. می گفت این چه وضعی است؟ چرا همیشه شوهرم خسته است؟

بعد دیدش عوض می شد می گفت شوهرم از صبح تا شب برای من کار می کند، خسته شده.

زندگی ما همان طوری ست که ما می بینیم.
دیدمان را باید درست کنیم. اگر دیدمان خوب باشد زندگیمان قشنگ می شود. اما اگر دیدمان دید سیاهی باشد، زندگیمان خراب می شود.

مثلا کسی که دیدش منفی است، تا بچه اش سر و صدا می کند می گوید ای بابا این چه وضعی است؟ تا کی قرار است شما وبال من باشید؟

ولی وقتی دید مثبت باشد می بیند بچه می دود، می گوید الحمدلله بچه سالم است، چه جنب و جوشی دارد.

داستانک:

دو بازاریاب کفش به جزیره پابرهنه ها رفتند.

اولی به رئیس کارخانه زنگ زد گفت اینجا کجاست مرا فرستاده اید؟ اینجا هزار نفر آدم هستند که کفش نمی پوشند.

دومی به رئیس کارخانه زنگ زد گفت مرا بهترین جای دنیا فرستاده اید. هزار نفر اند و هیچکدام کفش ندارند. هزار جفت کفش برای من بفرستید.

اگر دید ما به زندگی دید سیاهی باشد، بیچاره می شویم.
اما اگر دیدمان دید مثبتی باشد هم خودمان از زندگی لذت می بریم هم باعث می شویم دیگران از زندگی لذت ببرند.

چرا اینقدر ناامیدی؟

ضرب المثلی هست که می گوید انسان به امید زنده است. این ضرب المثل درستی است.
تصور کنید کسی که کلا ناامید است، دو دقیقه کنارش بنیشینی حالتان از زندگی بد می شود.
در رابطه با همسرش صحبت می کند، شما فکر می کنید همسرش هیولاست. می گویی یعنی بدترین زن دنیا، زن توست؟ می گوید دیگر بدتر از زن من کسی نیست.
خوب بچه ها چطور؟ یکی از یکی بدتر.
کارت چطور؟ افتضاح، کی بتوانم از این کار نجات پیدا کنم.
ماشینت؟ همیشه خراب.
خانه؟ آغل موش.
وضع سیاسی؟ افتضاح
کشور؟ بدترین کشور دنیا
طوری صحبت می کند شما هم ناامید می شوید.

اما بعضی ها روحیه امیدواری دارند. چرا پزشکان می گویند بخش عمده ای از بیماری ها به خاطر مسائل روحی و روانی است.
روحی و روانی یعنی ما داریم مدام ناامیدی را تزریق می کنیم.
ما باید به #آینده #امیدوار باشیم.

به نسلمان و زندگیمان امیدوار باشیم.
خدا نکند کسی در زندگی مانند مگس باشد، از بین این همه جای سالم، مگس یک راست روی زخم می نشیند.

آدم مثل زنبور است. می گردد و یک گل عالی پیدا می کند روی همان می نشیند.

کسانی که امیدوارند خوب زندگی می کنند چه دوران گرانی چه ارزانی. چون اعتقاد دارند خدایی که خدای ارزانی است خدای گرانی هم هست.

کسانی هم که نا امیدند چه این طرف دنیا باشند چه آن طرف دنیا، چه سالم باشند چه بیمار، چه همسرشان خوش اخلاق باشد یا بداخلاق، کافیست در خیابان یک ماشین جلویشان بپیچد… شروع به ناله می کنند: این چه وضع رانندگی است؟ چرا چراغ قرمز شد؟

چرا بعضی از ما با همه چیز دعوا داریم؟ کمی آرام باشیم؛ امیدوار باشیم. کمی از زندگی لذت ببریم.

اگر پدر یا مادر ناامید باشند این ناامیدی به بچه هایشان سرایت می کند. می بینید بچه ها همیشه ناامیدند.

می گویی عزیزم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه بشود؟
تا شغل خوب پیدا کنی.
حالا شغل پیدا کنم که چه بشود؟
خوب ازدواج کنی.
که چه بشود؟
که فرزند دار شوی.
که چه بشود؟

حتی اگر شعوانه باشد!

بزرگترین گناه کبیره کدام گناه است؟

1- شرک به خدا

2- ناامیدی از رحمت خدا

«إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ»؛ همانا از رحمت خدا ناامید نمی‌شوند مگر کافران. (آیه ۸۷ سوره یوسف)

یعنی اگر کسی گناهی هم انجام داد از رحمت خدا نباید ناامید شود.

«يا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا»؛ ای کسانی که اسراف کردید در گناه کردن چرا از رحمت من خدا، ناامید شده اید. توبه کنید. من همه گناهان شما را با هم می بخشم. (آیه ۵۳ سوره زمر)

به شرطی که انسان توبه کند.

داستانک:

شخصی به نام شعوانه، زن بدنامی بود و به خاطر این کارها ثروت هنگفتی هم پیدا کرده بود. او برای کارهایش خانم هایی را استخدام کرده بود.  روزی از کوچه ای رد می شد، صدای گریه از خانه ای شنید. یکی از نوکرهایش را فرستاد تا ببیند چه خبر است؟ نوکر برنگشت.

دومی را فرستاد برنگشت. سومی هم همین طور. چهارمی که می خواست برود گفت به هر چه می پرستی تو را قسم می دهم فقط به من بگو چه خبر است، دوباره برگرد. لحظاتی بعد چهارمی برگشت و گفت کسی دارد نصیحت می کند.

شعوانه خودش را پوشاند و مخفیانه به داخل رفت. دید آخوندی در حال نصیحت کردن است می گوید مردم هرچه گناه کردید ناامید نشوید، توبه کنید. خدا شما را می بخشد.  شعوانه منقلب شد گفت: خدا همه را می بخشد؟

– همه را می بخشد.

– هر گناهی که کرده باشد؟

– هر گناهی، حتی اگر شعوانه باشد!

شعوانه گفت: من شعوانه هستم آیا خدا من را می بخشد؟

آخوند گفت: بله که می بخشد به شرط اینکه توبه واقعی باشد. شعوانه توبه کرد و در این طریق تا آنجا پیش رفت که خود بر کرسی وعظ و خطابه نشست.

[معراج السعاده ملا احمد نراقی؛ کیفر گناه آقای رسول محلاتی با اندکی تصرف و خلاصه سازی]

از رحمت خدا ناامید نشویم.

3 نکته بسیار مهم، برای دید و بازدیدهای عید نوروز

 

در دید و بازدیدها عید نوروز به این ۳ گروه توجه کنیم:

۱- کودکان

متاسفانه از وقتی که موبایل ها و فضای مجازی آمده است، محبت نسبت به کودکان کمتر شده است.

مردم پولدار تر شده اند و برای فرزندان خود بیشتر خرج می کنند، اما محبت کم شده است.

اگر فرزندان محبت را در خانواده نبینند، در خیابان به دنبال آن خواهند افتاد؛ یعنی وضع جامعه همین می شود که الان می بینیم. این محبت باید در خانواده تأمین شود.

۲- معلولین

 معمولا افراد در مهمانی ها دور هم جمع می شوند و بگو و بخند با خود دارند، اما کسانی که معلولیت، مشکل جسمی و یا کمبودی دارند، در گوشه ای تنها و ساکت می نشینند.

این درست نیست  که به آنها توجه نکنیم و تنهایشان بگذاریم. آنها نیز همچون ما انسان هستند و نیاز دارند.

۳- سالمندان

جالب است که به دیدن بزرگترها و سالمندان خانواده می رویم، اما جوان ترها با هم مشغول بحث درباره موبایل و سیاست و دلار و … می شوند!

این سالمندان زمانی عزت و قرب و محبوبیت بالایی داشتند؛ عوض توجه به آنها و حفظ حرمت جایگاه آنها، فرزندان و نوه ها و … فقط مشغول سرگرمی خود هستند.

با رعایت این ۳ نکته مهم ان شاءالله صله رحم های ما ارزش و اثر بیشتری خواهند داشت.

اثرات اجتماعی اعمال ما

ساکن لندن بود. می‌گفت:

«یک روز سوار تاکسی شدم و زودتر کرایه را به راننده تاکسی دادم. او هم بقیه ی پول را به من برگرداند، اما اشتباه کرد. اشتباها پول زیادی را به من برگرداند. من با خودم داشتم کلنجار می‌رفتم که آیا این پول را به او بدهم یا ندهم؟!! آخر سر بر شیطان غالب شدم و پول را به راننده برگرداندم گفتم آقا شما اشتباه به من پول دادید…

موقعی که از تاکسی پیاده شدم، راننده به من گفت آقا من از شما خیلی ممنونم. گفتم من کاری نکردم. بقیه‌ی پول را به شما برگرداندم.

گفت نه جریان این نبود. من مدتی است که می‌خواهم مسلمان شوم. امروز که شما در تاکسی نشستید با خودم گفتم فرصت خوبی است که مسلمانان را امتحان کنم ببینم چیزهایی که می‌گویند درست هست یا نیست. با خودم گفتم اگر این پول را برگرداند، من مسلمان می‌شوم اما اگر برنگرداند مشخص می‌شود که اسلام الکی است.

شما برگرداندید؛ من فهمیدم اسلام راست است.

خداحافظی کرد و رفت… . من خشکم زد. من در چه فکری بودم و او به دنبال چه چیزی بود؟!

گاهی اوقات ما به ظاهر مذهبی‌ها راهزن دین مردم می‌شویم. منی که آخوندم و لباس آخوندی دارم دیگر متعلق به خودم نیستم که هر کار دلم بخواهد انجام بدهم.

بستن کمربند ایمنی توسط من در ماشین خیلی‌ها را به دین خوشبین می‌کند و خیلی‌ها را بدبین می‌کند. راه رفتن من همین طور نشستنم همینطور و… .

امید، لازمه زندگی

 

3Jokes_Mice_Olympycs (2)

خداوند در قرآن می فرماید:

«إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛

تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. (سوره یوسف، آیه 87)

ما اگر در زندگی امید داشته باشیم زندگی‌هایمان خوب می شود.

رسانه های غربی و دشمنان دارند امید را از ما می گیرند. مردم ما اگر امید داشته باشند ورشکست هم بشوند می‌توانند زندگی شان را برگردانند. اما کسی که امید نداشت وقتی ورشکست کرد تنها راهی که به ذهنش می آید خودکشی است.

بیشترین آیه ای که تا حالا مقام معظم رهبری از ابتدای رهبریشون تا الان خواندند پیرامون امید به مردم است ولینصرن الله من ینصره ۶۷ بار تا حالا حضرت آقا این آیه رو خوانده اند. شما خدا را یاری کنید خدا یاریتان میکند.یقین داشته باشید.

اگر کسی دچار بیماری سرطان شد، اگر امید داشته باشد می‌تواند زندگی کند اما وقتی ناامید شد کار تمام است. بسیاری از بیماری‌ها در پیری برای انسان اتفاق می‌افتد دلیلش این نیست که بدن ضعیف شده، دلیلش این است که انسان ناامید شده است.

داستانک:

تعدادي موش را دانشمندان داخل يك استخر آب انداختند.

تمامي موشها فقط ١٧دقيقه توانستند زنده بمانند و در نهايت خفه شدند!!! دوباره دانشمندان با اينكه مي‌دانستند موش بيش از ١٧دقيقه زنده نمي ماند تعداد ديگري موش رو به داخل همان استخر انداختند و این بار موشها را قبل از ١٧ دقيقه از آب خارج كردند و تمامي آنها زنده ماندند!!!!

موشها پس از مدتي تنفس و استراحت  دوباره به آب انداخته شدند…!

حدس مي‌زنيد اين بار چند دقيقه زنده ماندند … ؟؟؟ …

٢5ساعت طول كشيد تا آنها مردند. آنها به اين اميد كه دوباره دستي خواهد آمد و نجات پيدا مي‌كنند، ٢٦ساعت تمام طاقت آوردند!!!

امید… تا لحظه آخر!

امید

ضرب المثلی هست که می گوید: انسان به امید زنده است. این جمله، جمله درستی است. اگر انسان در زندگی اش امید نداشته باشد نمی تواند زندگی کند.

مثلا اگر دانشجویی که دارد درس می خواند اینطور فکر کند که:

درس بخوانم که چه شود؟ … برای اینکه مدرک بگیرم.

حالا مدرک بگیرم و سر کار بروم که چه شود؟

بعد ازدواج و فرزند و … که چه شود؟

اگر آدم اینطور ناامیدانه به زندگی نگاه کند نمی تواند زندگی کند. بعضی ها واقعا آیه یأس اند.

پرتکرارترین آیه قرآن در کلام رهبر انقلاب در رابطه با امیدواری است:

«… وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ»؛ (سوره حج، آیه 40)

… و بى‌تردید خدا هر که او را یارى ‌کند یارى خواهد کرد…

 

داستانک:

روزي حضرت عيسي علیه‌السلام در محلي نشسته بود. پيرمردي داشت زمين را براي زراعت آماده می‌کرد. حضرت گفت: خدايا! آرزو را از دل اين مرد زايل كن.

همان‌دم پيرمرد بيل خود را به یک‌طرف انداخت و روي زمين خوابيد. ساعتي گذشت، عيسي علیه‌السلام بازگفت: خداوندا! دوباره آرزو و اميد را به او برگردان. ناگاه پيرمرد از جا برخاست و شروع به كار كرد. حضرت از او پرسيد: چه شد بيل را بر زمين گذاشتي و باز بعد از ساعتي، آن را برداشتي و به كار مشغول شدي؟

پيرمرد گفت: «در حين كار كردن با خودم گفتم تا كي بايد زحمت بكشي؟ تو پير و از کار افتاده‌ای، شايد اجل همين الآن به سراغت بيايد. با اين انديشه از كار دست كشيدم، [اما] وقتي روي زمين دراز كشيده بودم، با خود گفتم: حالا كه زنده هستي، بايد كار كني و زاد و توشه‌ای فراهم آوري. اين بود كه باز بيل را برداشتم و مشغول به كار شدم».

منبع: بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج ‏14، ص 329

 

ما باید امید داشته باشیم. اگر پدر در خانه حرف های ناامید کننده بزند بچه ها هم نا امید می شوند.

به بچه می گوییم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه شود؟ این از صحبت های پدر و مادر نشئت می گیرد.

معادل ثواب هزار شهید!

1527137055وَ مَنْ مَشَى فِي إِصْلَاحٍ بَيْنَ امْرَأَةٍ وَ زَوْجِهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَقّا

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

شخصی که در راه اصلاح بین زن و شوهری می کوشد و به آن اقدام می ورزد خدای متعال به او ثواب هزار شهیدی که در راه خدا به شهادت رسیده اند کرامت می فرماید.    [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 289]

داستانک:

نقل می‌کنند. بانویی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و از شوهرش شکایت کرد.

 حضرت فرمود: شوهرت را نمی‌شناسم، راستی همان کسی است که در چشمش سفیدی هست؟ گفت: نه، چشم‌های شوهرم سالم است و سفیدی ندارد.

فرمود: آیا دور سیاهی چشم را سفیدی فرا نگرفته؟

گفت: آری چشم همه مردم چنین است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: منظور من هم همین است.

وقتی حضرت با این کار اورا خوشحال کرد، مطالبی فرمود تا پیش خانواده برگردد و با شوهر خویش سازگار باشد.

[داستانهای روایی صفحه 495]

 

کاری که شیطان برایش کف می زند !

24

یک سوال :

کدام عمل است که اگر از انسان سر بزند، شیطان آنقدر خوشحال می شود، که شروع به کف زدن می کند؟

از پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم نقل شده است:

اِذا اخَتَصَمَتْ هِيَ وَ زَوجُها في‌البَيتِ فَلَهُ في كُلِّ زاويَةٍ مِن زوايَا البَيتِ شَيطانٌ يُصفِّقُ و يَقولُ: فَرَّحَ اللهُ مَن فَرَّحَني!

زماني که زن با همسرش در منزل مرافعه و مشاجره مي‌کند (دقيقاً) در همان زمان در هر يک از زواياي منزل يک شيطان مشغول کف زدن و شادماني است و مي‌گويد: خدايش خوشحال کند کسي که مرا اين چنين شاد و خوشحال کرده است

[لئالي‌الأخبار، ج ۲، ص ۲۱۷]

زن و شوهر باید در زندگی طوری باشند که به فرموده قرآن ” نور چشم همدیگر” باشند

داستانک:

همسر شهيد مهدي باكري تعريف مي كرد:

 خانه مان کوچک بود؛ گاهي صدايمان مي رفت طبقه ي پايين. يک روز همسايه پاييني به م گفت : به خدا اين قده دلم مي خواد يه روز که آقا مهدي مي ياد خونه لاي در خونه تون باز باشه ، من ببينم شما دو تا زن و شوهر به هم ديگه چي مي گيد، اين قدر مي خنديد؟

[يادگاران،كتاب مهدي باكري]

اما متاسفانه  بعضی از زن و شوهرها به خاطر غر زدن به هم، زندگی خود را به جهنم تبدیل می کنند

لطیفه:

مردی در هنگام تشییع جنازه همسرش می خندید

به او گفتند : مرد حسابی ! کسی که در تشییع جنازه زنش نمی خندد

گفت: خنده من به خاطر مرگ همسرم نیست؛  اولین بار است که شانه به شانه زنم راه می روم و غر نمی شنوم

۲ عامل جلوگيري از فسادهاي جنسي

IMG00012252

بسياري از نزاع‌ها، طلاق‌ها، قتل‌ها، خودكشي‌ها، اعتيادها، باندهاي فساد و فحشاء و …  ريشه در بی عفتی و انحرافات اخلاقی دارد.

به عنوان نمونه چند تيتر از اين حوادث ناگوار:

روزنامه قدس(28/8/86) ص13:  قتل شوهر با همكاري راننده سرويس

روزنامه قدس(9/2/86) ص13: قتل شوهر با چاقوي همسر خيانتكار

روزنامة خراسان،  ش13431  (22/9/1374) : قصاص ‌نفس به خاطر به قتل رساندن شوهر

روزنامه خراسان ،ش18327 (1391/11/8) متجاوز به عنف در کرمان به دار مجازات آويخته شد.

رجانيوز،کد خبر(77149):سه متجاوز به ­عنف سحرگاه امروز دوشنبه ‌در زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند.

روزنامه قدس(29/2/86) ص17: رقيب عشقي، قاتل جوان شكست خورده

روزنامه اعتماد ملي(12/3/86) ص14: پسر17 ساله، سر قرار كشته شد

روزنامه قدس(6/3/86) ص13: قتل دوست خيانتكار، با چاقوي آشپزخانه

روزنامه خراسان  (91/10/27):جواني که در جريان درگيري با دختر مورد علاقه اش دچار جنون آني شد و او را با ۴۷ ضربه چاقو به قتل رساند.

روزنامه قدس(20/8/86) ص13: دستگيري پير مرد 92 ساله به جرم اغفال و تجاوز به زنان!

و …

حال ؛ سوال اينجاست ، كه چه اتفاقي مي افتد كه يك انسان دست به چنين جنايات هولناكي ميزند؟

قطعا دلايل زياد و متنوعي دارد ؛ اما پايه مشترك در اكثر اين موارد يك چيز است

بنده چندين بار براي مشاوره و سخنراني به زندان رفته ام و گاه از زندانياني كه امثال اين جنايات را انجام داده اند سوال كرده ام

به عنوان مثال: از شخصي كه دختري را سوار ماشين خود كرده بود و بعد به زور به او تجاور كرده و او را كشته بود و در آستانه اعدام قرار داشت ؛ سوال كردم:

آيا دختر جلوي ماشينت دست تكان داد؟ گفت : نه

گفتم : آيا به تو چشمك زد؟ . گفت :نه

گفتم: آيا به تو لبخند زد ؟ گفت : نه

گفتم: پس چطور فهميدي اهل اين كارهاست كه سوارش كردي؟

گفت : اگر نمي خواست كه با اين وضع آرايش به خيابان نمي آمد.

*****************************************************

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم؛ چه ايمان داشته باشيم و چه نداشته باشيم، بايد قبول كنيم مهمترين عامل جلوگيري از فسادهاي جنسي، حجاب و حياي خانمها و حفظ چشم توسط آقايان است

بدترين انسان در نگاه بهترين انسان

خوش-اخلاق-شدن

معمولا انسانها ،  اخلاقشان در بيرون از منزل بهتر است تا با خانواده .

در مذمت سختگیری و بداخلاقي با خانواده از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) روایت شده است که فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ[وآله] وَسَلَّمَ : ” شَرُّ النَّاسِ الضَّيِّقُ عَلَى أَهْلِهِ ” ، قَالُوا : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، وَكَيْفَ يَكُونُ ضَيِّقًا عَلَى أَهْلِهِ ؟ ، قَالَ : ” الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ بَيْتهُ خَشَعَتِ امْرَأَتُهُ ، وَهَرَبَ وَلَدُهُ ، وَفَرَّ عَبْدُهُ ، فَإِذَا خَرَجَ ضَحِكَتِ امْرَأَتُهُ ، وَاسْتَأْنَسَ أَهْلُ بَيْتِهِ “

المعجم الأوسط للطبراني ؛ بَابُ الْمِيم؛  مَنِ اسْمُهُ مُطَّلِبٌ؛ حديث 9029 و مجمع الزوائد، ج 8، ص 25

بدترین مردم، سختگیر بر خانواده است. شخصی پرسید: ای رسول خدا! مراد از سختگیری بر خانواده چیست؟ فرمود:‌ مرد هرگاه وارد خانه شد همسرش بترسد و فرزندش بهراسد و بگریزد و هرگاه از خانه بیرون رفت همسرش بخندد  و آسايش يابند

داستانك:

آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن

جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم    منبع: کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ [با تلخیص]

**منبرک**