شهریور 23, 1394
اخلاقی, امام جواد(علیه السلام), امام خامنه ای(مد ظله العالی), امام خمینی (ره), داستانی, روان شناسی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ذی القعده, مناسبت های قمری, منبرک های روایی
4,230
(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)
وَ قَالَ الجواد عليه السلام: الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ …
3. قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُه [ بحار الأنوار؛جلد 75؛صفحه 358]
امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است: …
3. پذيرفتن نصيحت هر كس او را نصيحت نمايد
نكته:
چه ايراد دارد شخصي به ما نكته اي بگويد كه ما آنرا بلد نيستيم ؛ حال از ما كوچكتر و كم سوادتر باشد.
يك حيوان ، به يك پيامبر بزرگ الهي مي گويد : من چيزي مي فهمم كه تو نمي فهمي
آن حيوان هدهد است و آن پيامبر حضرت سليمان و جمله ي او اين است : أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقينٍ ( سوره نمل آيه 22 )
داستانك1 :
چند دانش آموز دختر دبستاني به حضرت امام خميني ؛ نامه مي نويسند ، در بخشي از اين نامه مي آورند :
امام عزیز، ما بچههای کلاس پنجم جهاد مدرسه فاطمیه هستیم. چون در کتاب دینی ما نامه امام محمدتقی – علیه السلام – را به فرمانده سیستان و نصیحتهایی را که امام، به ایشان کردهاند نوشته، ما هم تصمیم گرفتیم که برای شما نامهای نوشته و شما را نصیحت کنیم. ولی اماما، ما شما را نمیتوانیم نصیحت کنیم. زیرا شما بزرگوارید و از همه گناهان به دورید. شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده …
و پاسخ امام تكان دهنده است
بسمه تعالی
فرزندان عزیزم! نامه محبت آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت میکردید که محتاج آنم… ۲۹ شهر صفر ۱۴۰۳ روح الله الموسوی الخمینی [صحيفه نور؛ جلد ۱۷ ؛ صفحه ۱۳۷]
داستانك2 :
دختر 17 ساله ای از تهران، بنام زینب – ن، نامه ای به مقام معظم رهبری می نویسد و در آن می آورد:
روز قدس، مردی – در میان خطبه های شما – بلند شد، مثل اینکه نامه ای داشت، ولی شما چقدر تلخ او را در انظار هزاران نفر شکستید .
مقام معظم رهبری در پاسخ نامه، چنین می نویسد:
دختر عزیزم! از تذکر شما خرسند و متشکرم و امیدوارم خداوند همه ما را ببخشد و از خطاهای کوچک و بزرگ ما – که کم هم نیستند – در گذرد . من در باب آنچه شما یادآوری کرده اید، هیچ دفاعی نمی کنم . گاهی گوینده از تلخی لحن خود به قدر شنونده آگاه نمی شود، در این موارد همه باید از خداوند متعال بخواهند که گوینده را متوجه و اصلاح کند و اگر ممکن شود به او تذکر دهند . توفیق شما را از خداوند متعال مسئلت می نمایم .
مهندس مقدم (از اعضای بیت – تهران) [كتاب مرد راه نوشته علي توسلي صفحه 9]
هر 3 مورد در يك نگاه

شهریور 22, 1394
اخلاقی, امام جواد(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, قرآنی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ذی القعده, مناسبت های قمری, منبرک های روایی
2,371
(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)
وَ قَالَ الجواد عليه السلام: الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ …
2. وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ … [ بحار الأنوار؛جلد 75؛صفحه 358]
امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است: …
2. واعظى از نفس خود …
اگر انسان واعظ دروني نداشته باشد ؛ نميشود از بيرون او را موعظه كرد
مثل آنكه انسان گياهي بي ريشه را آبياري كند
انسان بايد از نَفْسَش حساب بكشد
نكته
برخي از سوره هاي قرآن با يك سوگند شروع مي شود مانند : وَ الْعَصْر
برخي با 2 سوگند ؛ مانند : وَ الضُّحَى * وَ الَّيْلِ إِذَا سَجَى
برخي با 3 سوگند ؛ مانند : وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالمْغِيرَاتِ صُبْحًا
برخي با 4 سوگند ؛ مانند : وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ * وَ طُورِ سِينِينَ * وَ هَاذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ
برخي با 5 سوگند ؛ مانند : وَ الْفَجْرِ * وَ لَيَالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ * وَ الَّيْلِ إِذَا يَسْرِ
اما سوره اي در قرآن است ، كه 11 سوگند دارد و آن سوره مباركه شمس است .
نكته اينجاست كه خداوند بعد از اين 11 سوگند مي فرمايد :
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا
فقط كسي اهل رستگاريست كه اهل تزكيه ي نفس باشد
هر 3 مورد در يك نگاه

شهریور 21, 1394
اخلاقی, امام جواد(علیه السلام), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ذی القعده, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,688
(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)

وَ قَالَ ااجواد عليه السلام: الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ
1.تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ … [بحار الأنوار؛جلد 75 ؛صفحه 358 ]
امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است:
1.توفيق از جانب خدا…
توفيق يعني گره هاي زندگي ؛ بي آنكه متوجه شويم باز شود
داستانك 1:
شخصي ميگفتم : در ذهنم آمد ، آيا سوره اي هست كه در تمام آياتش كلمه “الله ” باشد
قرآن را باز كردم سوره ” مجادله ” آمد تك تك آياتش را ديدم ، همه ” الله ” داشت
گاهي نيز به خاطر مسائلي از جمله غرور ؛ توفيق از او گرفته مي شود
داستانك 2 :
طلبه اي مي گفت تازه طلبه شده بوديم رفتيم روستا ديديم قرائت قرآن است و ما وارد شديم.
استاد جلسه هم بود ما هم خواستيم ريشى جنبانده و اظهارنظر و عرض اندامى كنيم، گفتيم قرآن خواندن كه مستحب است و نماز واجب به جاى قرآن حمد و سوره را براى نماز تصحيح كنيد.
پيرمرد استاد گفت: آقا خوب شما بخوانيد تاديگران همراه شما بخوانند، مى گويدتا اين را گفت و من فكر كردم بسم الله و حمد يادم رفت كه بخوانم گفت: بگو «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» دنبالهاش يادم نيامد و حالى خداوند در اين جلسه از ما گرفت كه مى خواستيم خود نمايى كنيم.
هر 3 مورد در يك نگاه

شهریور 20, 1394
اخلاقی, امام خمینی (ره), داستانی, سیره بزرگان, فایل صوتی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده
2,381
تصویر سقف منزل امام خمینی
داستانك:
حجه الاسلام فردوسي پور مي گويد :
در رابطه با اجاره نشینى حضرت امام در جماران به قضیه اى اشاره مى كنم . موضوعى كه بیانگر تقید شدید امام
به رعایت موازین و احكام شرعى به ویژه در مورد حقوق مردم و الگویى از یك مستاجر خوب و متشرع است .
با آنكه صاحبخانه امام از مقلدان و دلباختگان آن حضرت بود و سكونت امام را در خانه خود، بزرگترین افتخار زندگیش مى دانست ؛ لیكن حضرت امام مثل یك فرد عادى كه گویى هیچ گونه علقه اى بین مالك و مستاجر وجود ندارد، به احكام شرعى مربوط ملتزم بودند .
روزى براى تامین نور كافى و متناسب كه براى فیلمبردارى از برخى ملاقاتهاى رسمى یا برنامه هایى نظیر پیام نوروزى كه در اتاق كار حضرتشان انجام مى شد، مورد نیاز بود، سه نقطه از گچ سقف اتاق را هر یك به مساحت 5*5 سانتیمتر زیر تیر آهن تراشیده بودند، مى خواستند نور افكن ها را به آن نقاط جوش دهند
هنگام كه صبح ، طبق معمول خدمت امام مشرف شدیم ، قبل از هر چیز، با لحنى خشن و تند و قیافه اى ناراحت و مضطرب فرمودند :
این چیست، چرا این كار را كرده اند؟
به عرض رسید براى تامین نور فیلمبردارى است.بعد از لحظه اى تامل و سكوت تلخ ادامه دادند : چرا بدون اجازه صاحبخانه این تصرفات را مى كنند؟
با این برخورد تند، جرات ادامه كار سلب شد واصل قضیه منتفى و جاى آن تعمیر شد[تصوير بالا]
هنگامى كه از خدمتشان مرخص شدیم ، جناب آقاى صانعى با توجه به اینكه دهها سال با حضرت امام بودند، به من گفت : من در طول عمرم ، كمتر چنین ناراحتى و تكدر خاطرى را در امام دیده ام [سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني ؛ جلد 2 ؛ صفحه 22]
امام در وصيتي به فرزندشان مي نويسند :
پسرم! سعی كن كه با حق الناس از این جهان رخت نبندی كه كار، بسیار مشكل می شود. سر و كار انسان با خدای تعالی كه ارحم الراحمین است، بسیار سهل تر است تا سر و كار با انسان ها

شهریور 19, 1394
اخلاقی, داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, فایل صوتی, كليپ صوتي, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
4,100

در روايتي منقول است:
در مقابل هر يك ششم از درهم نقره؛ هفتصد نماز مقبول شده ميگيرند و به صاحب حق ميدهند
[پندهاي جاودان صفحه 203 به نقل از كتاب الكلام يجر الكلام صفحه 224]
يك ششم درهم ، باپول امروزه كمتر از 2 هزار تومان است [سال 94]
داستانك:
مرحوم حاج شیخ عباس قمی ،صاحب مفاتیح الجنان ، كتابی از كسی به عنوان عاریه گرفته بود. بعد از فوتش یکی از فرزندانش كتاب را به برادرش می دهد تا به صاحبش بدهد .
شب در عالم خواب می بیند كه حاج شیخ با عصبانیت به او می گوید: كتاب عاریه مردم را چرا سالم به دستش ندادی و به جلد آن آسیب رساندی؟
روز بعد برادرش می پرسد با آن امانت چه كرده ای كه من دیشب چنین خوابی دیده ام
برادرش می گوید: هنگامی كه آن را می بردم تا به صاحبش بدهم از دستم افتاد و گوشه جلد آن كمی خم شد بعد می روند و كتاب را از صاحبش گرفته و صحافی می كنند و به او بر می گردانند.
روز بعد درب منزل زده می شود و طلبه ای سؤال می كند : آیا منزل حاج شیخ عباس اینجا است ؟ گفتند : آری. طلبه می گوید : شب گذشته من حاج شیخ را در خواب دیدم و ایشان فرمود كه به شما بگویم كه چون شما كتاب را صحافی كرده و به صاحبش دادید، عذاب قبر از من برداشته شد.
[داستانها و حکايتها،سیّد مهدی شمس الدين،صفحه 78]
كليپ صوتي اين مطلب [مدت 2 دقيقه و 2 ثانيه]

شهریور 5, 1394
اعتقادی, روان شناسی, سیاسی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه شهریور, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده
7,439
(به بهانه ايام خريد لوازم التحرير)

تا به حال حساب كرده ايم فرزندانمان در طول سال چند بار به تصاوير روي كيف و دفتر و مداد و … نگاه ميكنند
اگر فقط روزي 10 بار، كيف خودرا نگاه كنند (چه خودآگاه و چه ناخودآگاه) درطول سال تحصيلي بيش از 2000 بار مي شود
اگر فقط روزي 10 بار به دفتر خود را نگاه كنند؛ و 10 دفتر هم داشته باشند در طول سال تحصيلي بيش از 20.000 بار مي شود
فرزندان ما در مدرسه تقريبا 5 ساعت مداد به دست دارند ؛ و در منزل هم همين قدر ؛پس در طول سال حدود 2000 ساعت ، يا بهتر بگوييم 120.000 دقيقه تصاوير روي مداد را مرور مي كنند
حال خود حساب عروسك ، پتو ، لباس ، حوله ، تصوير رايانه و … را داشته باشيد
تصاوير غربي الگوي مناسبي براي فرزندانمان نيستند .
به عنوان مثال :تصاوير باربي؛ اين عروسك نيمه عريان كه افسر تهاجم فرهنگي است تاثير مخربي بر ذهن كودكانمان دارد.
آيا مي دانيد ! محال است كسي تركيب بدن باربي را حتي با عمل زيبايي به دليل عدم تناسب بين اندازه پاها، بالاتنه ، گردن ، و صورتي كشيده داشته باشد
آيا مي دانيد ! بسياري از دختران جوان به دليل الگو قرار دادن باربي در اندام؛ دچار سوء تغذيه مي شوند
آيا مي دانيد ! پست ترين بازيگرانِ زن فيلمهاي … ؛ الگوي خود را باربي مي دانند
آيا مي دانيد! هنگامي كه خطر كاهش جمعيت در آمريكا جدي شد؛ آمريكا با عروسك باربيِ جنين در شكم ، جمعيت خود را متعادل كرد
آيا مي دانيد! اگر تعداد عروسكهاي باربي خريداري شده را كنار هم بگذاريم؛ هفت دور ، دور كره زمين مي چرخد فقط تعداد عروسكهاي باربي خريداري شده در ايتاليا ، از مجموع مردمش هم بيشتر است
آيا مي دانيد! باربي باعث بلوغ زودرس دختران مي شود
آيا مي دانيد ! مهمترين سلاح آمريكا براي از بين بردن اقتصاد ژاپن ؛ ترويج باربي بين كودكان است
آيا مي دانيد ! جواناني كه در كودكي عروسك باربيِ مشروب خور داشته اند؛ معمولا معتاد به مشروبات الكلي اند
آيا مي دانيد ! آمريكا سالها قبل از هر جنگ و تجاوزي ؛ با تغييراتي روي باربي ؛ اذهان را به سمت خود هماهنگ مي كند
آيا مي دانيد! در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 2003 عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي پرداخت
آيا مي دانيد! باربي در ادامه جنگ رواني غرب ؛ عليه انديشه هاي اسلامي؛ وارد عرصه شد و مبارزه با فرهنگ شهادت طلبي را در دستور كار خود قرار داد. باربي انتحاري كه پس از فرياد الله اكبر با فشردن ضامنِ كمربند انفجاريش منفجر مي شد و بعد از آن صداي خنده ي مسخره آميزي به گوش مي رسيد
آيا مي دانيد! پررنگ كردن غرايز جنسي در ذهن دختران، دوستي هاي نامشروع و دراز مدت ؛ موهاي افشان؛ لباسهاي دو تكه و نيمه عريان؛ آرايش غليظ ؛ خودنمايي هاي حريصانه؛ رقص هاي عمومي ؛ سكس و بي بند و باري ؛ شراب خواري و اعتياد از مصاديق اخلاق جنسي غرب است كه باربي عهده دارِ ترويج آنهاست
حال؛ اين تصاوير و عروسكهاي باربي دست كودكان ما چه مي كند؟!!!
[اين مطلب سال گذشته نيز بيان شده و شايد در بيش از 100 سايت بازنشر داده شده بود]


شهریور 4, 1394
اخلاقی, امام رضا(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, فایل صوتی, كليپ صوتي, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ذی القعده, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
5,721
داستانك:(فوق العاده)
حضرت آيت الله مرعشي نجفي مي فرمودند:
چند شب بعد از ارتحال آيت الله شيخ مرتضي حائري، او را در عالم خواب ديدم. حواسم بود که از دنيا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن
طرف مرز زندگي دنيايي چه خبر است؟ !
پرسيدم: آقاي حائري، اوضاع تان چطور است؟
آقاي حائري که راضي و خوشحال به نظر مي آمد، رفت توي فکر و پس از چند لحظه،انگار که از گذشته اي دور صحبت کند شروع کرد به تعريف کردن… همين که بدن مرا در درون قبر گذاشتند… بدن خودم را از بيرون و به طور کامل مي ديدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، اين بود که رفتم و يک گوشه اي نشستم و زانوي غم و تنهايي در بغل گرفتم .
ناگهان متوجه شدم که از پايين پاهايم، صداهايي مي آيد. صداهايي رعب آور و وحشت افزا! صداهايي نامأنوس که موهايم را بر بدنم راست مي کرد.
به زير پاهايم نگاهي انداختم. از مردمي که مرا تشيع و تدفين کرده بودند خبري نبود. بياباني بود برهوت با افقي بي انتها و فضايي سرد و سنگين و دو نفر داشتند از دور دست، به من نزديک مي شدند.
تمام وجودشان از آتش بود. آتشي که زبانه مي کشيد و مانع از آن مي شد که بتوانم چشمانشان را تشخيص دهم. انگار داشتند با هم حرف مي زدند و مرا به يکديگر نشان مي دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزيدن. خواستم جيغ بزنم ولي صدايم در نمي آمد. تنها دهانم باز و بسته مي شد و داشت نفسم بند مي آمد. بدجوري احساس بي کسي غربت کردم . در دل گفتم :خدايا به فريادم برس! خدايا نجاتم بده، در اينجا جز تو کسي را ندارم ….
همين که اين افکار را از ذهنم گذرانيدم متوجه صدايي از پشت سرم شدم. صدايي دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زيباتر از هر موسيقي دلنشين! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگريستم، نوري را ديدم که از آن بالا بالاهاي دور دست به سوي من ميآمد. هر چقدر آن نور به من نزديکتر ميشد آن دو نفر آتشين عقبتر و عقبتر ميرفتند تا اينکه بالاخره ناپديد گشتند. نفس راحتي کشيدم و نگاه ديگري به بالاي سرم انداختم. آقايي را ديدم از جنس نور. نوري چشم نواز آرامش بخش. ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نميتوانستم حرفي بزنم و تشکري کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زيبايش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسيد: آقاي حائري! ترسيدي؟
من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسيدم، آن هم چه ترسي! هرگز در تمام عمرم تا به اين حد نترسيده بودم. اگر يک لحظه ديرتر تشريف آورده بوديد حتماً زهره ترک ميشدم و خدا ميداند چه بلايي بر سر من ميآوردند . بعد به خودم جرأت بيشتر دادم و پرسيدم: راستي، نفرموديد که شما چه کسي هستيد؟
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهي سرشار از عطوفت، مهرباني و قدرشناسي به من مينگريستند فرمودند: من علي بن موسي الرّضا هستم. آقاي حائري! شما 38 مرتبه به زيارت من آمديد من هم 38 مرتبه به بازديدتان خواهم آمد، اين اولين مرتبهاش بود؛ 37 بار ديگر هم خواهم آمد…
[كرامات امام رضا عليه السلام از زبان بزرگان ؛ صفحه 92]
كليپ صوتي اين مطلب [مدت 3 دقيقه و 38 ثانيه]


شهریور 3, 1394
اخلاقی, امام رضا(علیه السلام), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ذی القعده, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
3,057
(به بهانه ميلاد باسعادت امام رضا عليه السلام)
داستانك:
یکی از ادیانی که نامش در قرآن آمده «صابئین» است که به حضرت یحیی گرایش دارند. ضمناً برای ستارگان تأثیری قائلند و نماز و مراسم ویژه ای دارند
این فرقه رهبری بسیار دانشمند ولی مغرور داشتند به نام عمران، که بارها با امام رضا عليه السلام گفتگو میکرد ولی زیر بار نمی رفت. در یکی از جلسات امام رضا عليه السلام استدلالی کرد که او تسلیم شد و گفت:
يَا سَيِّدِي لَا تَقْطَعْ عَلَيَّ مَسْأَلَتِي فَقَدْ رَقَّ قَلْبِ
حالا روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذیرم ولی ناگهان صدای اذان بلند شد.
امام رضا عليه السلام جلسه را ترک کرد. مردم گفتند: فرصت حساسی است، چنین فرصتی پیش نمیآید.
امام رضا عليه السلام فرمود: اول نماز!
او که این تعهد را از امام دید علاقهاش بیشتر شد.امام بعد از نماز گفت و گویش را تکمیل کرد و او ایمان آورد.
[اصل روايت عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص: 172 به نقل از یکصد و چهارده نکته دربارهی نماز (محسن قرائتی)، ص 21.]

شهریور 1, 1394
اخلاقی, امام خمینی (ره), امام علی(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
9,219

الرّبا ثلاثة و سبعون بابا أيسرها مثل أن ينكح الرّجل أمّه و إنّ أربى الرّبا عرض الرّجل المسلم.
ربا هفتاد و سه قسم است و آسانتر از همه مانند آن است كه كسى با مادر خود زنا كند و بدتر از همه ي رباها؛ تجاوز به آبروي مسلمان است. [نهج الفصاحة ؛ صفحه: 506]
قطعا يكي از مهمترين مصاديقِ تجاوز به آبروي مسلمان؛ غيبت كردن و غيبت شنيدن است
درباره گفتن غيبت؛ مطالبي عرض شد ، حال درباره شنيدن غيبت روايتي ذكر مي كنيم
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: ألسّامع للغيبة كالمغتاب [غرر الحكم و درر الكلم، ص: 63]
شنونده غيبت هم ، مثل غيبت كننده است
و در مقابل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله درباره شخصي كه آبروي ديگران را حفظ كند مي فرمايند:
هر كس در مجلسى بشنود كه از برادرش غيبت مىشود و آن را از او دفع كند، خداوند هزار باب بدى را در دنيا و آخرت از او دفع كند.[ميزان الحكمة، ج8-فارسى، ص: 606]
داستانك:
حضرت آیت الله فاضل لنکرانی ميفرمايند:
همسر محترمه امام نقل کرده اند که من 62 سال با امام بزرگوار زندگی کردم و در این 62 سال یک غیبت از این مرد نشنیدم.
خیلی این مطلب معجزه گونه است. حتی تا این درجه که ایشان گفته بودند که ما یک کارگری داشتیم که خیلی کاری نبود لذا آن را تبدیل به یک کارگر بهتری کردیم.
بعد از چند روز من خدمت امام گفتم که این خیلی کارگر خوبی است.
امام فرمودند: «که اگر با این جمله می خواهی به من بفهمانی که قبلی خوب نبود این یک غیبت است و من حاضر نیستم بشنوم [پا به پای آفتاب، ج4، ص 72]

مرداد 29, 1394
اخلاقی, حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,925

عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ:
تَرْكُ الْغِيبَةِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافِ رَكْعَةٍ تَطَوُّعاً. [بحار الأنوار ؛ ج72، ص: 261]
از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روايت شده است:
ترك غيبت در پيشگاه خداوند بهتر است از ده هزار ركعت نماز نافله
و در روايت ديگري از ايشان آمده است :
هر كس در مجلسي بشنود كه از برادرش غيبت مي شود و آن را رد كند، خداوند هزار باب بدي در دنيا و آخرت از او دفع مي كند [وسائل الشيعة، ج12، ص: 282]
داستانك:
جناب حاج آقاي ناجي در اصفهان فرمودند:
مرحوم «آيت الله ارباب» دو سه سال آخر عمرش نابينا شد، ايشان مدارج علميش خيلي بالا بود و متون را از حفظ بود. يك روز از ايشان پرسيدند كه آقا شما پس از اين همه عمر آيا ادعايي هم داريد يا نه؟
اين مرد بزرگوار فرموده بودند: من در مسائل علمي ادعايي ندارم، ولي در مسائل شخصي خودم فقط دو ادعا دارم.
يكي اينكه به عمرم غيبت نشنيدم و غيبت هم نگفتم.
دوم: در طول عمرم چشمم به نامحرم نيفتاد و كسي را هم نديدم. از ايشان گفته بودند كه ايشان فرموده بودند: برادرم با همسرش چهل سال منزل ما بودند، در اين چهل سال يك بار همسر برادرم را هم نديدم. [نرم افزار هدايت در حكايت به نقل از كتاب داستانهايي از مردان خدا نوشته ميرخلف زاده]

مرداد 28, 1394
اخلاقی, امام حسن عسکری(علیه السلام), امام خمینی (ره), داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,706
حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) میفرمایند:
اعلموا ان غيبتكم لاخيكم المومن من شيعه آل محمد اعظم فى التحريم من الميته. [مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۱۱۳، ح ۱۰۳۸۹]
بدانيد كه غيبت شما از برادر مؤمنتان كه از شيعيان اهلبیت است، از خوردن گوشت مرده حرامتر است
داستانك:
حضرت آيت الله مظاهري در باره حضرت امام مي فرمايند:
در مدت بیش از دوازده سال که در دروس عالى ایشان شرکت داشتم، یک عمل مکروه از ایشان ندیدم. بلکه اگر شبهۀ غیبت و دروغى پیش مى آمد، حالت نگرانى به خوبى در چهرۀ ایشان نمایان مى شد.
یادم نمى رود روزى امام به جلسۀ درس تشریف آوردند و به قدرى ناراحت بودند که نفسهاى تندى مى زدند. آن روز درس ندادند و به جاى درس، نصیحت تندى کردند و رفتند و تب مالت ایشان عود کرد و سه روز نیامدند؛
چون شنیده بودند که یکى از شاگردان ایشان، دربارۀ یکى از مراجع، غیبتى کرده بود [پابه پاى آفتاب؛ ج 4، ص 159]

مرداد 27, 1394
اخلاقی, امام خمینی (ره), حدیث قدسی, داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,713
وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى علیه السلام :
مَنْ مَاتَ تَائِباً عَنِ الْغِيبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَيْهَا فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النَّار
از سوى خدا به موسى وحى شد:
هر غيبت كننده اى كه با توبه از دنيا برود، آخرين كسى است كه به بهشت وارد مىشود و هر غيبت كننده اى كه بر آن اصرار داشته باشد، و با اين حال از دنيا برود و توبه نكند، اوّلين كسى است كه داخل دوزخ مىگردد [إرشاد القلوب إلى الصواب ، جلد1 ؛صفحه 116]
داستانك 1:
حضرت امام خمينى قدس سره در كنار درس و بحث به تفريح هم علاقه داشت. در جوانى روزهاى جمعه با طلاب براى تفريح از شهر خارج مىشدند، امّا قبل از حركت مىفرمود: به چند شرط با شما بيرون مىآيم:
1- نماز را اوّل وقت بخوانيم.
2- در تفريح از كسى غيبت نشود. [خاطرات حجت الاسلام قرائتى(جلد 2)، صفحه: 90 ]
داستانك 2:
حجة الاسلام سید احمد فاطمی فرمودند:
در اوایل طلبگی ام، روزی مرحوم علامه طباطبایی (ره) به حجره ام تشریف آوردند و فرمودند: ” پیداست که در این جا غیبت شده است!”
گفتم: بله پیش از آمدن شما، چند نفر که درسشان از من بالاتر بود، این جا بودند و کسی را غیبت کردند.
علامه فرمود:” باید می گفتی از این جا بروند، این حجره دیگر برای درس خواندن مناسب نیست؛ اتاق خود را عوض کن.” [مهر افروخته،ص:95]

مرداد 21, 1394
اخلاقی, امام خمینی (ره), امام صادق(علیه السلام), امام کاظم(علیه السلام), داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, ماه شوال, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
4,055
(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام )
مردم نوعاً علاقهمندند كه آخرين سخن و گفتار پاياني شخصيتهاي بزرگ و انسانهاي قدّيس را بدانند و كدام شخصيت همانند معصومين و چه كسي به پايهي كمالات آن بزرگواران ميرسد
ما به عنوان نمونه به آخرين جمله ي امام صادق عليه السلام رئيس مذهب تشيع، مي پردازيم و چه كسي است كه نخواهد آخرينكلام رئيس مذهبش را بشنود؟
قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام: لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.
امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد [منبع: وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24]
داستانك:
داماد حضرت امام خميني رحمت الله عليه مي گويد: حضرت امام ، روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مي كردند كه (اگر كسي نمازش را سبك بشمارد، از شفاعتشان محروم مي شود.)
من يك بار به امام عرض كردم: سبك شمردن نماز شايد به اين معني باشد كه شخص نمازش را يك وقت بخواند و يك وقت نخواند.
امام فرمودند: نه اين كه خلاف شرع است. منظور امام صادق عليه السلام اين بوده است كه وقتي ظهر مي شود و فرد در اول وقت نماز نمي خواند، در واقع به چيز ديگري رجحان داده است.
[در يك كلام؛ شفاعتشان به كسي كه نماز را اول وقت نخواند ؛ نميرسد] [ هزارو يك نكته درباره نماز حكايت 727]

مرداد 20, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, روان شناسی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه شوال, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,870
(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام) 
قال الصادق عليه السلام: يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ … قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ …
3. وَ مَنْ يَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ يُتَّهَمْ
امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد…پدرم فرمود : اي پسركم ….
3. و هر كس داخل در جاي بدي شود ، متهم خواهد شد [بحار الأنوار جلد 75 صفحه 261 ]
اين فراز از روايت اين جمله را مي رساند كه ” خود را در معرض تهمت قرار ندهيم “
به عنوان مثال:
مردي گردنبند زرد رنگ به گردن مي اندازد ؛ همه فكر مي كنند طلاست(در حالي كه طلانيست )
شخصي به خانمي در خيابان چشمك ميزند ؛ مردم فكر بد مي كنند ( حال آنكه آن خانم،همسرش بوده)
با نامحرم در جاي خلوتي قرار مي گيرد ، مردم او را متهم ميكنند
داستانك :
پيامبر اكرم در حال اعتكاف بود . زني آمد و مدتي با ايشان صحبت كرد و بعد برخاست و رفت .
در اين هنگام دو نفر از اصحاب از كنار پيامبر عبور كردند و به آن حضرت سلام نمودند .
فوراً پیامبر خدا فرمود:اين زن صفيه ،همسرم بود
آن دو عرض كردند اي رسول خدا ما به شما شك نداشتيم
پیامبر فرمود: شیطان ( مانند خون) در مجاری خون بنی آدم جاری می شود ترسیدم شری را در دل شما بیفکند.
فَقَالَ:إِنَّ الشَّیْطَانَ یَجْرِی مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ، وَإِنِّی خَشِیتُ أَنْ یُقْذَفَ فِی قُلُوبِکُمَا شَیْئًا أَوْ قَالَ:شَرًّا [محجه البيضاء؛ جلد 5 ؛ صفحه 67 ]
خاطره :
در دبيرستاني نماز مي خواندم ؛ خواستم در بين نماز ـ براي آموزش وضو ؛ با يك ليوان آب ـ وضو بگيرم.
شروع كردم به وضو گرفتن ، “صورت و دست راست و داست چپ و سر و پاي راست” ؛ اما پاي چپ را نكشيدم و وضو را تمام كردم .
بعد از نماز دوم، يكي از دانش آموزان آمد و سوال كرد : چرا مسح پاي چپ را نكشيديد
گفتم : اينكار لازم نبود ؛ پاي چپ مثل پاي راست مسح كشيده ميشود اما اگر مي كشيدم ممكن بود بعضي با خود بگويند وضوي امام جماعت باطل شده، دارد وسط نماز وضو مي گيرد.
هر 3 نصيحت در يك نگاه

مرداد 19, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه شوال, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
6,048
(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)
قال الصادق عليه السلام: يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ … قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ …
2.وَ مَنْ لَا يُقَيِّدْ أَلْفَاظَهُ يَنْدَمْ
امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد…پدرم فرمود : اي پسركم…
- هر كس زبانش را رها كند ، پشيمان ميشود[بحار الأنوار جلد 75 صفحه 261 ]
چه بسيار اوقاتي كه ما بعد از صحبت كردن پشيمان شده ايم؛ آنجا بود كه با خود گفتيم :چه خوب بود اين حرف را نمي زدم
داستانك:
شخصي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرضه داشت: مرا نصيحت كنيد،
حضرت فرمود: اِحْفَظِ لِسَانَك زبانت را نگهدار،
دوباره گفت: كه نصيحتم كنيد، فرمود: زبانت را نگه دار،
باز گفت: مرا نصيحت كنيد،
فرمود: واى بر تو، مگر چيزى جز زبان، انسان را به رو در آتش خواهد افكند [تحف العقول صفحه :94 ]
هر 3 نصيحت در يك نگاه

