نماز پشت سر اهل سنت!!!

(به بهانه نزديكي به هفته وحدت)

24سوال:

روایتی است از حضرت امام جعفر الصادق عليه السلام که فرموده اند هرکس در نماز جماعت به امام جماعت اهل سنت اقتدا کند ، از ثواب اقتدا به رسول الله صلي الله عليه و آله بهره مند خواهد شد .

سوال این است :

اولا – آیا این حدیث و روایت صحیح است یا خیر ؟

ثانیا – منبع این حدیث در کدام یک از کتب معتبر آمده است ؟

ثالثا – آیا علمای وهابیت از اهل سنت محسوب می شوند؟

پاسخ:

روايات فراوانى بر مطلوب بودن شركت در نماز جماعت اهل سنت دلالت دارد. از جمله آنها روايتي است كه در سوال آمده است. در اين روايت كه از حيث سند صحيح و معتبر است؛ امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ (1)

«هركس با اهل سنت، در صف اوّل آنها نماز بگزارد، مانند كسى است كه پشت سر رسول اللّه صلي الله عليه و آله در صف اوّل نماز گزارده است

مرحوم شيخ حر عاملي نيز در كتاب وسائل الشيعه بابي را به روايات داله بر استحباب شركت در نماز جماعت اهل سنت و شركت در صف اول نماز آنها إختصاص داده است.(2)

هدف از جواز اين عمل و استحباب و فضيلت آن اين است كه اين عمل موجب جلب دوستى اهل سنت و موجب وحدت كلمه و اتحاد بيشتر مسلمانان مي گردد.

بسياري از فقها از جمله حضرت امام خميني رحمت الله عليه  طبق رواياتي كه در اين باب آمده به تقيه مداراتي با اهل سنت حكم كرده است. (3) تقيه مداراتي يكي از اقسام تقيه است كه در اين نوع تقيه ترس از ضرر مالي و جاني مطرح نيست. بلكه تقيه اي است كه براي جلب دوستي و ايجاد وحدت با اهل سنت مدارا مي گردد.

اما در خصوص سؤال پاياني شما بايد بگوييم كه امام جماعت مساجدي مانند مسجدالحرام و مسجدالنبي نيز گرچه جزء علماي وهابي هستند. اما از اين روايات خارج نيستند

در روايتي از امام كاظم عليه السلام نقل شده كه امام حسن و امام حسين عليهما السلام پشت سر مروان بن حكم نماز مي خواندند. صَلَّي حَسَنٌ وَحُسَيْنٌ خَلْفَ مَرْوَانَ وَنَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم (4)

مروان بن حكم همان كسي است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله  وي را ملعون بن ملعون (5) ناميده بود. وي بعد از صلح امام حسن با معاويه از سوي معاويه والي و حاكم مدينه شده بود. امامت جمعه و جماعات در صدر اسلام از جايگاه بسيار مهمي برخوردار بوده است بطوري كه معمولاً حاكمان و واليان هر شهر اين منصب مهم را در اختيار خود داشته و با حضور دائم خويش از اين منصب محافظت مي كردند.

داستانك:

پسر دكتر احمد توكلي (نماينده مجلس) مي گويد:

بهار سال 1373، بنده، پدرم، آقای مهندس محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم و جناب آقای علی صفار، مدیر محترم مدرسه راهنمایی معلم در منطقه 2 تهران، به محضر شادروان آیت‌الله‌ بهجت مشرف شدیم.

 پدرم از آيت الله بهجت پرسید: بنده در دانشگاه ناتینگهام انگلستان درس می‌خوانم. آنجا دانشجویان عرب که همه سنی هستند، از دانشگاه، فضایی برای اقامه‌ی نماز جماعت خواسته‌اند و دانشگاه نیز جایی را به آنها اختصاص داده است. بنده نماز اول وقت را پشت سر آنان به جماعت می‌خوانم. آیا اعاده نماز واجب است؟

مرحوم آیت‌الله بهجت فرمودند:‌ « نه تنها اعاده نماز واجب نیست، بلکه نماز خواند پشت سر آنها، ثوابش از شمشیر زدن در رکاب رسول خدا در صف اول جنگ احد بیشتر است».

 سپس بعد از مکثی افزودند: «اگر ما شیعیان و امامانمان اینگونه عمل نمی‌کردیم، پنج شیعه آن‌روز اکنون صدوپنچاه میلیون شیعه نبود»(6)

پي نوشت ها:

1. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407 ه ق، ج‏3، ص 380.

2. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال 1409 هـ.ق، ، ج‏8، ص 299.

3. امام خميني، كتاب الطهارة، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ، 1422ق،ص 522.

4.  شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال 1409 هـ.ق، ج‏8، ص 301.

علي‏بن جعفر در كتاب خود از برادرش امام موسي كاظم (ع) نقل مي‏كند كه آن حضرت فرمود: امام حسن و امام حسين عليهما السلام پشت سر مروان نماز خوانده‏اند و ما نيز با آنها نماز مي‏خوانيم.

5. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، سال 1404 هـ ق، ج‏62، ص 237.

6. كتاب بصيرت لازمه تبري صفحه 41 به نقل از سايت الف متعلق به دكتر احمد توكلي


هلاكت انسان در 3 خصلت (3)

20امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايند:

 هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ

… 3. وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِيلُ هَابِيل [بحار الأنوار جلد ‏75 صفحه 111]

هلاك مردم در سه چيز است ؛ …  3. حسد رهنماى بديهاست. بواسطه حسد بود كه قابيل هابيل را كشت

يكي از مهمترين دلايلي كه بسياري از افراد مهم؛ عاقبت به شر ميشوند؛ حسادت است

در انقلاب اسلامي نيز بسياري از افراد سرشناس به خاطر حسادت ؛ در مقابل نظام اسلامي ايستادند

داستانك:

هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود به سهم خواهی موسوی خوئینی‌ها از آیت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌کند که ذکر این خاطره خالی از لطف نیست.

 30مرداد1368:

آقای موسوی خویینی ها آمد… از رهبری رنجیده [بود]، به خاطر اینکه ایشان را رئیس قوه قضائیه نکرده است.

گفتم آیت‌ا… خامنه‌ای مایلند در دفتر خودشان کاری به ایشان واگذار نمایند؛ نپذیرفت. و گفت بنا دارد با انتخابات میان دوره ای به مجلس برود. پیشنهاد همکاری با نهاد ریاست جمهوری را هم دادم. گفت اگر بنا باشد کاری را بپذیرد، این را می‌پذیرد  .[کارنامه و خاطرات، هاشمی رفسنجانی، بازسازی وسازندگی(۱۳۶۸)، ص ۲۸۰]

روايت به صورت يكجا (هر 3مورد با هم)

هلاكت انسان در 3 خصلت (2)

22امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايند:

 هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ

… 2. وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ  وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ…   [بحار الأنوار جلد ‏75 صفحه 111]

هلاك مردم در سه چيز است ؛ …  2.حرص دشمن جان است و بواسطه حرص آدم از بهشت خارج گرديد.

داستانك:

ابو وائل گفت: در خدمت اباذر به خانه سلمان رفتيم

 هنگام غذا سلمان گفت اگر رسول خدا از تكلف نهى نكرده بود براى شما چيزى ‏تهيه مى‏كردم، پس از آن مقدارى نان و نمك آورد.

ابوذر گفت: اگربا اين نمك نعنا همراه مى‏شد خيلى بهتر بود.

سلمان آفتابه خود را به گرو گذاشت و مقدارى نعنا تهيه نمود. پس از آن كه خورديم ابوذر گفت: سپاس خدايى را كه ما را قانع ساخت.

سلمان گفت: اگر قانع بوديد آفتابه من به گرو نمى‏رفت.[كشكول بحرانى، ج‏2، ص‏137]

روايت به صورت يكجا (هر 3مورد با هم)

هلاكت انسان در 3 خصلت (1)

16امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايند:

 هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ

1. فَالْكِبْرُ هَلَاكُ الدِّينِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِيسُ…  [بحار الأنوار جلد ‏75 صفحه 111]

هلاك مردم در سه چيز است ؛ 1. كبر موجب نابودى دين است و بواسطه كبر شيطان ملعون شد …

به عنوان مثال :

چون ماشين مدل بالا داريم ؛ هميشه حق را به خود مي دهيم

چون مغازه اي در بالا شهر داريم ؛ ديگران را تحقير مي كنيم

چون خانه اي در كوچه اي پهن داريم ، خاستگاري كه منزلش ، كوچه اي باريكتر است را رد مي كنيم

چون مدرك بالايي داريم ؛ كم سوادها را به چشم حقارت مي بينيم

چون نماز شب مي خوانيم ؛ خود را از ديگران بهتر مي دانيم و  …

داستانك:

شيخ  جعفر كاشف الغطا از علماي بزرگ است .

شب كه فرا مى رسيد، هنگام خوابيدن به محاسبه نفس خويش مى پرداخت و گاهى خطاب به خويشتن مى گفت: در كوچكى ترا”جعيفر”(جعفر كوچولو) مى گفتند، سپس “جعفر” شدى، و پس از آن “شيخ جعفر”، و سپس “شيخ الاسلام “، پس تا كى خدا را معصيت مى كنى و اين نعمت را سپاس نمى گويى؟[ نمي گذاشت ذره اي تكبر و خودبرتر بيني پيدا كند]  [اعيان الشيعه،جلد 4،صفحه 101]

روايت به صورت يكجا (هر 3مورد با هم)

خالكوبي روي سينه به عشقش!

 (به بهانه 17 آذر؛ سالروز شهادت شاهرخ ضرغام)

17نام : شاهرخ ضرغام .تاریخ تولد : ۱۳۲۸ تهران

تاریخ شهادت : هفدهم آذرماه 1359 آبادان

اینها مشخصات شناسنامه ای اوست. کسی که در سی و یک سال عمر خود زندگی عجیبی را رقم زد. از همان دوران کودکی با آن جثه درشت و قوی خود، نشان داد که خلق و خوی پهلوانان را دارد . شاهرخ هیچگاه زیر بار حرف زور و ناحق نمی رفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود. دوازده سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید. از آن پس با سختی، روزگار را سپری کرد .

در جوانی به سراغ کشتی رفت. سنگین وزن کشتی می گرفت. چه خوب پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی می کرد. قهرمان جوانان، نایب قهرمان بزرگسالان، دعوت به اردوی تیم ملی کشتی فرنگی. همراهی تیم المپیک ایران و…

اما اینها همه ماجرا نبود. قدرت بدنی، شجاعت، نبود راهنما، رفقای نا اهل و … همه دست به دست هم داد؛ انسانی بوجود آمد که کسی جلودارش نبود هرشب کاباره، دعوا، چاقوکشی و …

زندگی شاهرخ در غفلت و گمراهی ادامه داشت. تا اینکه دعاهای مادر پیرش اثر کرد. مسیحا نفسی آمد و از انفاس خوش او مسیر زندگی شاهرخ تغییر کرد . بهمن ۵۷ بود. شب و روز می گفت: فقط امام، فقط خمینی. وقتی در تلویزیون صحبت های حضرت امام پخش می شد، با احترام می نشست. اشک می ریخت و با دل و جان گوش می کرد.

می گفت: عظمت را اگر خدا بدهد، می شود خمینی، با یک عبا و عمامه آمد. اما عظمت پوشالی شاه را از بین بُرد. همیشه می گفت: هرچه امام بگوید همان است. حرف امام برای او فصل الخطاب بود.  برای همین روی سینه اش خالکوبی کرده بود که: فدایت شوم خمینی.

در همان روز های اول جنگ از همه جلوتر پا به عرصه گذاشت. آنقدر دلاورانه جنگید که دشمنان برای سرش جایزه تعیین کردند. آنقدر شجاعانه رفت تا کسی به گرد پایش نرسد. رفت و رفت. آنقدر رفت تا با ملائک همراه شد . شاهرخ پروازی داشت تا بی نهایت. در هفدهم آذر پنجاه و نه دشتهای شمال آبادان این پرواز را ثبت کرد. پروازی با جسم و جان. کسی دیگر او را ندید ؛ حتی پیکرش پیدا نشد.

می گویند مفقود الاثر، اما نه، او از خدا خواسته بود همه گذشته اش را پاک کند. همه را، هیچ چیزی از او نماند. نه اسم، نه شهرت، نه مزار و نه هیچ چیز دیگر. خدا هم دعایش را مستجاب کرد.

برخي از روحيه هاي فردي شاهرخ ضرغام

با خاندان شاه و زورگویی و … خیلی مشکل داشت. رسما بهشان فحش می‌داد و ماموران جرات نداشتند چیزی بهش بگویند. با این که خودش از برخی باج می‌گرفت ولی گاهی از ستم‌دیدگان حمایت می‌کرد. ماه رمضان روزه می‌گرفت و نماز می‌خواند. محرم و صفر شراب نمی‌آشامید. سیگاری نبود و سیگار نمی‌کشید. به فقیران بسیار کمک می‌کرد و گاهی حاتم‌بخشی‌هایی می‌کرد. یک‌بار در زمستان دسته‌ای اسکناس با کاپشن گرانش را به گدایی داد. به سیدها و روحانیان نیز احترام می‌گذاشت.

يكي از ويژه گيهاي بارز او غيرت مندي بود

داستانك

يكي از دوستانش مي گويد:

صبح یکی از روزها با هم به کاباره پل کارون رفتیم. به محض ورود، نگاه شاهرخ به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود. با تعجب گفت: این کیه، تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر زن بسیار با حیائی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود. شاهرخ جلوی میز رفت و گفت: همشیره، تا حالا ندیده بودمت، تازه اومدی اینجا؟!

زن، خیلی آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم. شاهرخ دوباره با تعجب پرسید: تو اصلاً قیافه ات به اینجور کارها و اینجور جاها نمی خوره، اسمت چیه؟ قبلاً چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش را بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ، حسابی به رگ غیرتش برخورده بود، دندان هایش را به هم فشار می داد، رگ گردنش زده بود بیرون، بعد دستش را مشت کرد و محکم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، شاهرخ همینطور که از در بیرون می رفت رو کرد به ناصرجهود و گفت: زود بر میگردم! مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش را سرش کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شاهرخ شد و حرکت کردند.

مدتی از این ماجرا گذشت. من هم شاهرخ را ندیدم، تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم. بعد از سلام و علیک، بی مقدمه پرسیدم: راستی قضیه اون مهین خانم چی شد؟!

اول درست جواب نمی داد، اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه به خاطر اجاره، اثاث ها رو بیرون ریخته بود. من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیرو هوائی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون و بچه ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو می دم!!

جهت نیاز به مطالعه داستانهایی از شخصیت شاهرخ ضرغام؛ به کتاب ” شاهرخ حر انقلاب اسلامي ” از موسسه شهيد ابراهيم هادي، رجوع فرماييد[لينك خريد اينترنتي]

خرافات هاي عجيب در غرب

(به بهانه اربعين حسيني)

15يكي از زياراتي كه بسيار مضامين والايي دارد و به تعبير مقام معظم رهبري ؛یکی از بهترین زیارات است، زيارت اربعين است . در قسمتهاي ابتدايي اين دعا مي خوانيم  

وَ بَذَلَ‏ مُهجَتَهُ‏ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجِهالَةِ و حَيرَةِ الضَلالَة

[خدايا! حسين بن علي] جان خود را در راه تو داد، تا بندگانت را از جهالت و نادانى و گمراهى برهاند.

پس يكي از مهمترين دلايل قيام امام حسين عليه السلام؛ دعوت مردم به دانش ؛ و رهاندن مردم از جهل و خرافات است

هر چه مردم از دين و مذهب بيشتر فاصله مي گيرند ؛ بيشتر به خرافات كشيده ميشوند براي همين است كه كشورهايي غربي بيشترين خرافات را دارند

به عنوان مثال:

– طبق آخرين آمار، نيمى از مردم آمريكا، افرادى خرافاتى هستند. آمريكايى‏ها معتقدند اگر شما روى پلى با دوستانتان خداحافظى كنيد، ديگر هيچ وقت آنها را نخواهيد ديد. وقتى شهاب سنگى ديديد، سريع آرزو كنيد؛ همه آرزوهاى شما برآورده خواهد شد. هنگام عطسه دستانتان را جلوى دهانتان بگيريد، ممكن است روحتان از فرصت استفاده كرده فرار كند.

– بنا بر اعتقاد اهل خرافه در آمريكا همان طور كه قطرات باران نمادى از اشك است، اگر در مراسم عروسى هوا بارانى باشد كار بدان جا منتهى مى‏شود كه عروس در تمام دوران زناشويى خود همواره گريان باشد و اضافه مى‏كنند كه «ازدواج در روزهاى اندوه، يك عمر پشيمانى و ندامت دارد.»

– آلمانى‏ها اعتقاد دارند كه شب عروسى مردى كه زن قبلي ‏اش مرده است روح آن حضور پيدا مى‏كند و اگر با اين ازدواج موافق باشد به زندگى مشترك آن زن و مرد آسيبى نخواهد رسيد.

– هم اكنون در كنار رود سن 6 هزار طالع بين و غيبگو به طور متوسط روزى 100 هزار مشترى دارند.

– فرانسوى‏ها به شدت به طالع بينى معتقدند،  در تمام فرانسه نزديك به 34 هزار طالع بين به كار مشغولند. و در بيش از نصف جرائد روزانه و تقريباً تمام مطبوعات هفتگى و ماهنامه‏هاى خبرى، عنوانى به چشم مى‏خورد كه مردم را براى كشف طالع روز يا هفته يا ماه راهنمايى مى‏كنند. و اگر روزى از طريق اينترنت از پيش بينى آن روز با خبر نشوند، از جايشان تكان نمى‏خورند. فرقى هم نمى‏كند كارگر ساده يك كارخانه باشند يا يك دولتمرد بلند پايه. آنها اولين صفحه روزنامه‏اى كه سر ميز صبحانه مى‏خوانند، صفحه مربوط به طالع بينى و پيشگوئيهاى روزانه است.

– سالانه 10 ميليون ايتاليايى به فال بين‏ها و ساحران مراجعه مى‏كنند. مدعيان جادوگر و رمالان در ايتاليا هر سال نزديك به پنج ميليارد يورو درآمد دارند.

– مجسّمه داربلو يكى از ديدنى‏هاى شهر روانا در ايتاليا است كه مردم آن شهر عقيده دارند كه اين مجسمه براى زنان كه در راه عشق شكست خورده‏اند شفاعت مى‏كند تمام زنان و جوانانى كه از شهر روانا عبور مى‏كنند بوسه‏هايى چند بر پيكر اين مجسمه مى‏زنند و در نتيجه پيكر مجسمه در زير انواع مختلف ماتيك غرق شده و چند سانتى متر روژ لب روى اين مجسمه نشسته است.

– در آمريكا دست كم 300 هزار منجّم‏ است و طبق آمار 5 ميليون زن و مرد آمريكايى در كارهاى خود به غيبگو مراجعه مى‏كنند و سالى 200 ميليون دلار صرف طالع‏بين مى‏شود.

– دسته‏اى از غرب‏زدگان به قدرى موهوم پرستند كه از خانه‏اى كه شماره پلاك آن 13 است مى‏ترسند پلاك آن ‏را 1+ 12 مى‏گذارند در سازمان ملل متحد آسانسور از طبقه 12 به طبقه 14 منتقل مى‏شود و طبقه 13 ندارد. نكته ي عجيب اين است كه هتل‏هاى بزرگ نيويورك طبقه سيزده ندارند آنان از طبقه سيزده وحشت دارند.

– هنگامى كه ملكه انگليس از آلمان غربى بازديد كرد رئيس ايستگاه راه‏آهن دويسبورگ شماره سكويى را كه قطار ملكه از آن حركت مى‏كرد 13 بوده به 12 تغيير مى‏دهد تا گزندى به جان او و همراهانش نرسد

– در كوچه و خيابان‏هاى پاريس، لندن و … ؛ رمّال و فالگير و زنانى كه با عنوان فال نخود مشغول به كارند بازار شلوغى دارند.

و بسياري از اعتقادات خرافي ديگر؛[رجوع به كتاب خرافه ها و واقعيت ها، نوشته محمود اكبري؛ صفحه: 58]

اما سوال اينجاست كه چرا ما شيعيان نيز به برخي از خرافات كشيده شده ايم؟!!! خصوصا در عزاداريها!!!

– قفل زنی ؛ تیغ زنی؛ استفاده از آلات موسیقی

– یاران جعلی برای امام حسین عليه السلام. مثل هاشم مِرقال ( هاشم بن عُتبه مِرقال) که گفته اند نیزه هیجده ذرعی داشت!!!  و نیز مثل زعفر جنی که می گویند او هم یکی از یاران امام حسین عليه السلام در کربلا بود!!!( نقل از حماسه حسینی)

– لشکر عمر سعد در کربلا یک میلیون وششصدهزار نفربود!!!  ( نقل از حماسه حسینی)

– امام حسین عليه السلام در کربلا 300 هزار نفر را بادست خودش کشت!!! ( نقل از حماسه حسینی)

– غیر عادی جلوه دادن دشمنان امام حسین عليه السلام . مثلا می گویند که شمر مثل سگ هفت تا پستان داشته!!! ( نقل از حماسه حسینی)

– تصاویر وعکس های جعلی برای امام حسین عليه السلام که گاهی این تصویرها را دشمنان اهلبیت علیهم السلام می سازند ودر بین شیعیان ترویج می دهند.

– رقابت های ناسالمِ هیات ها و دستجات نسبت به هم.

– استفاده از کلمات و تعابیر شرک آمیز وگاهی هم شرک محض  در مداحی ها وعزاداری های حسینی

– استفاده از کلمات وتعبیرات وعناوین نامناسب وغیر معقول در مداحی ها.  مثل اینکه در قالب شعر ومانند آن بگویند که  من سگ سگ سگ حسینم.  من سگ سگ سگ عباسم . رقاصم رقاصم رقاصه عباسم !!!.  یا  من دیوانه دیوانه دیوانه دیوانه حسینم.

– عزاداری به نحو راه رفتن روی خارها!!!

– پریدن از روی آتش که در هندوستان  ، هندوها و… در روز عاشورا  انجام می دهند وچه بسا آثارخوبی هم برای آنها داشته باشد ولی این عمل نباید در میان شیعیان باب شود وهیچ وجه شرعی هم ندارد.

– قلّاده سگ به گردن بستن جهت عرض ارادت و ادب به پیشگاه امام حسین عليه السلام !!!

شعري بسيار زيبا براي «زيارت نرفته ها»

(به بهانه نزديكي به اربعين)

12231041_1753324811562060_173404905_n

می گویم از کنار زیارت نرفته ها

بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

هیات در انحصار زیارت نرفته ها

انگار بین هیات ماهم نشسته بود

زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند

با نام مستعار «زیارت نرفته ها»

غم میخورم برای دل رهبرم که هست

تنها طلایه دار زیارت نرفته ها

اما هزارمرتبه شکر خدا که هست

مشهد در اختیار زیارت نرفته ها

باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند

باب الرضا قرار زیارت نرفته ها

ثوابي غير قابل وصف

(به بهانه نزديكي به اربعين حسيني)

166329گروهي از محدثين از معاوية بن وهب نقل كرده‏ اند كه وى گفت:

اذن خواستم كه بر امام صادق عليه السّلام داخل شوم، به من گفته شد كه داخل شو، پس داخل شده آن جناب را در نمازخانه منزلشان يافتم پس نشستم تا حضرت نمازشان را تمام كردند پس شنيدم كه با پروردگارشان مناجات نموده و مى‏گفتند:

بار خدايا، اى كسى كه ما را اختصاص به كرامت داده و وعده شفاعت دادى و مختص به وصيّت نمودى (يعنى ما را وصى پيامبرت قرار دادى) و علم به گذشته و آينده را به ما اعطاء فرمودى، و قلوب مردم را مايل به طرف ما نمودى، من و برادران و زائرين قبر پدرم حسين عليه السّلام را بيامرز، آنان كه اموالشان را انفاق كرده و بدنهايشان را به رنج انداخته به جهت ميل و رغبت در احسان به ما و به اميد آنچه در نزد توست به خاطر صله و احسان به ما و به منظور ادخال سرور بر پيغمبرت و به جهت اجابت كردن فرمان ما ، و به قصد وارد نمودن غيظ بر دشمنان ما.

اينان اراده و نيّتشان از اين ايثار تحصيل رضا و خشنودى تو است پس تو هم از طرف ما اين ايثار را جبران كن و بواسطه رضوان، احسانشان را جواب گو باش

 و در شب و روز حافظ و نگاهدارشان باش  و اهل و اولادى كه از ايشان باقى مانده‏اند را بهترين جانشينان قرار بده و مراقب و حافظشان باش و شر و بدى هر ستمگر عنود و منحرفى را از ايشان و از هر مخلوق ضعيف و قوى خود كفايت نما و ايشان را از شر شياطين انسى و جنّى محفوظ فرما و اعطاء كن به ايشان برترين چيزى را كه در دور بودنشان از اوطان خويش از تو آرزو كرده‏اند، و نيز به ايشان ببخش برتر و بالاتر از آنچه را كه بواسطه‏اش ما را بر فرزندان و اهل و نزديكانشان اختيار كردند،

 بار خدايا دشمنان ما بواسطه خروج بر ايشان آنان را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند ولى اين حركت دشمنان،  ايشان را از تمايل به ما باز نداشت و اين ثبات آنان از باب مخالفتشان است با مخالفين ما، پس تو اين صورت‏هائى كه حرارت آفتاب آنها را در راه محبّت ما تغيير داده مورد ترحّم خودت قرار بده و نيز صورت‏هائى را كه روى قبر ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام مى‏گذارند و بر مى‏دارند مشمول لطف و رحمتت قرار بده و همچنين به چشم‏هائى كه از باب ترحم بر ما اشك ريخته‏اند نظر عنايت فرما و دل‏هائى كه براى ما به جزع آمده و بخاطر ما سوخته‏اند را ترحم فرما ،

 بار خدايا به فريادهائى كه بخاطر ما بلند شده برس، خداوندا من اين ابدان و اين ارواح را نزد تو امانت قرار داده تا در روز عطش اكبر، كه بر حوض كوثر وارد مى‏شوند آنها را سيراب نمائى.

و پيوسته امام عليه السّلام در سجده اين دعاء را مى‏خواندند و هنگامى كه از آن فارغ شدند عرض كردم:

فدايت شوم اين فقرات و مضامين ادعيه‏اى كه من از شما شنيدم اگر شامل كسى شود كه خداوند عزّ و جلّ را نمى‏شناسد گمانم اين است كه آتش دوزخ هرگز به آن فائق نيايد!!! به خدا سوگند آرزو دارم آن حضرت (حضرت امام حسين عليه السّلام) را زيارت كرده ولى به حج نروم.

امام عليه السّلام به من فرمودند: چقدر تو به قبر آن جناب نزديك هستى، پس چه چيز تو را از زيارتش باز مى‏دارد؟

سپس فرمودند:اى معاويه زيارت آن حضرت را ترك مكن.

عرض كردم: فدايت شوم نمى‏دانستم كه امر چنين بوده و اجر و ثواب آن اين مقدار است.

حضرت فرمودند:

اى معاويه كسانى كه براى زائرين امام حسين عليه السّلام در آسمان دعاء مى‏كنند به مراتب بيشتر هستند از آنان كه در زمين براى ايشان دعاء و ثناء مى‏نمايند                            [ كامل الزيارات-ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 380]

خداوند دشمن اين 3 چيز “3”

3من كلام النبيّ صلّى اللّه عليه و آله:

ثلاثة يبغضها اللّه: …3. و كثرة الطّعام.

سه چيز را خدا دشمن دارد: … 3. پرخوري

[تحرير المواعظ العددية [آيه الله مشكيني] – الفصل الثالث – صفحه  253 ]

داستانك :

حضرت رضا (عليه السلام) مى‏فرمايند:

ابليس از زمان آدم تا دوره ي عيسى بن مريم پيوسته نزد پيامبران رفت و آمد مى‏كرد . او بيشترين آزار و ستم را در حق يحيى بن زكريا اعمال داشت .

روزى حضرت يحيى ؛ ابليس را مشاهده كرد … يحيى از ابليس پرسيد آيا تا بحال بر من چيره گشته ‏اى؟

 شيطان پاسخ داد: خير اما در تو خصلتى وجود دارد كه گاه باعث مى‏گردد نتوانى نمازت را بطور كامل بپا دارى و شبها را به زنده‏دارى مشغول گردى و آن صفت پرخورى است .

يحيى از همان جا با خداوند عهد كرد كه ديگر هرگز با شكم سير از طعام نخوابد تا به ديدار خداوند نائل آيد. شيطان نيز عهد كرد هرگز انسانى را نصيحت نكند [ داستان پيامبران يا قصه ‏هاى قرآن از آدم تا خاتم، صفحه : 565]

روايت به صورت كامل ( هر3 مورد با هم)


خداوند دشمن اين 3 چيز “2”

sleep

من كلام النبيّ صلّى اللّه عليه و آله:

ثلاثة يبغضها اللّه: … 2. و كثرة المنام، …

سه چيز را خدا دشمن دارد: … 2. پرخوابى،…

[تحرير المواعظ العددية [آيه الله مشكيني] – الفصل الثالث – صفحه  253 ]

پيامبر مكرم اسلام مي فرمايند :

خواب زياد در شب ، انسان را در قيامت فقير مي كند [ الخصال / ترجمه كمره‏اى، جلد ‏1، صفحه: 77 ]

 داستانك:

منقول است كه پروردگار وحي به حضرت موسي فرستاد كه اي پسر عمران ! دروغ مي گويد كسي كه گمان كرده است مرا دوست دارد و با وجود اين ، چون ظلمت شب او را فرا گيرد بخوابد . آيا دوست خلوت دوست خود را طالب نيست ؟

اي پسر عمران من از احوال دوستان خود مطّلعم چون شب بر ايشان وارد شود ديده و دل هاي ايشان به سوي من نگران و عقاب مرا در پيش خود ممثل نموده با من از راه مشاهده و حضور تكلّم مي كنند. اي پسر عمران به من فرست از دل خود خشوع و از بدن خود ذلّت و خضوع و از چشم خود اشك در ظلمت هاي شب كه مرا به خود نزديك خواهي يافت. [ وسايل الشيعه جلد 7 صفحه 78]

 مجنون براي ديدن ليلي در مسيري كه محلّ عبور او بود چند روز به انتظار نشست تا اينكه در نيمه هاي يك شب از شدّت خستگي همانطور كه بر سر راه نشسته بود خوابش برد. همان وقت ليلي از آنجا عبور كرد و وقتي ديد مجنون به خواب رفته است چند گردو جلوي او گذاشت و رفت. وقتي مجنون بيدار شد و گردوها را ديد فهميد ليلي آمده و رد شده است و با اين گردوها با او حرف زده و گفته است تو عاشق نيستي و بايد بروي گردوبازي كني، عاشق كه خواب به چشمش راه ندارد

روايت به صورت كامل ( هر3 مورد با هم)

خداوند دشمن اين 3 چيز “1”

30من كلام النبيّ صلّى اللّه عليه و آله:

ثلاثة يبغضها اللّه:  1.كثرة الكلام،…

سه چيز را خدا دشمن دارد:  1.پرگويى، …

[تحرير المواعظ العددية [آيه الله مشكيني] – الفصل الثالث – صفحه  253 ]

زبان يكي از مهمترين عوامل جهنمي شدن انسان است

داستانك:

یکی از علمای بزرگ را در خواب دیدند که ناراحت است. به او گفتند: تو که نباید ناراحت باشی و با شناختی که از تو داریم، باید قبر تو باغی از باغ‌های بهشت باشد! ایشان جواب داده بود: قبر من یک بهشت و باغی از باغ‌های بهشت و توأم با رفاه است، ولی من در زمان حیات به شخصی زخم زبان زدم و از کار خود توبه نکردم و حلالیت نطلبیدم، لذا آن زخم زبان اکنون به صورت یک عقرب در آمده و بعضی از اوقات، شصت پای مرا نیش میزند و ناراحتی من از نیش آن عقرب است!

روايت به صورت كامل ( هر3 مورد با هم)

آيا شما عضو گروه 99 تايي ها هستيد؟

(به بهانه 7 صفر، سالروز شهادت حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام)

x3ont6u2

از امام حسن مجتبي عليه السلام سوال شد : مَا الْفَقْرُ   « فقر چيست ؟»

فرمودند: شَرَهُ النَّفْسِ إِلَى كُلِّ شَيْ‏  «حرص بسيار به هر چي»     تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: 226

داستانك :

روزی پادشاهی بود در یک کشور ثروتمند و بزرگ اما پادشاه خوشحال نبود. روزی که از آشپزخانه دربار می گذشت دید که آشپز خوشحال و خندان است از او در مورد علت شادیش پرسید او گفت: چرا خوشحال نباشم خانه دارم زنی خوب دارم و از فرزندانم هم راضی ام چرا خوشحال نباشم .

پادشاه موضوع را به وزیر گفت و علت را از او جویا شد. وزیر گفت چون او وارد گروه 99 نشده است.

پادشاه به وزیر گفت گروه 99 چیست؟ گفت گروه 99 سکه. پس قرار شد که 99 سکه در کیسه ای در کنار خانه آشپز بگذارند. آشپز کیسه را برداشت و با دیدن سکه ها خوشحال شده آنرا شمرد 99 تا بود دوباره شمرد باز هم 99 سکه خیلی ناراحت شد سروصدا براه انداخت تا آن سکه دیگر را پیدا کند ولی خبری نبود.

از فردا تصمیم گرفت تا بیشتر کارکند تا آن سکه باقیمانده را بدست آورد شب ها تا دیر وقت کار می کرد و خسته به خانه می آمد و صبح بخاطر اینکه دیر از خواب بیدار شده بود با همه دعوا می کرد.

وزیر به پادشاه گفت: آری حال او هم وارد گروه 99 شده. افرادی که پول به اندازه کافی دارند اما بخاطر حرص و طمع به خود و زندگیشان سخت می گیرند.

دستورالعملي كه كاسب را متحول كرد

 (به بهانه 3 صفر سالروز ارتحال عارف واصل حضرت آيت الله شاه آبادي)

28

 داستانك:

یکی از بازاریان  که از شاگردان مرحوم شاه آبادی[استاد اخلاق و عرفان امام خمینی] بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند:

“چرا افرادی که در اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند :آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم”

همین فرد می گوید:

بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.

سه دستور ایشان چنین بود:

1. مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

2. در کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا” اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید . در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.

 3. از نظر خمس ، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.  [آثار و برکات نماز اول وقت صفحه 70]


سخناني شگفت از گسترش اسلام

(به بهانه 24 آبان، سالروز شهادت “ادواردو آنیلي” مسلمان ايتاليايي)

26ادواردو آنْيِلْلي، در سال 1954م در شهر نيويورك به دنيا آمد. پدرش سناتور «جیووانی آنیلی»، مرد ثروتمند و معروف ایتالیایی بود. وی مالک کارخانه‌جات اتومبیل‌سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو و آیوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکت‌های طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ “لاستامپا” و “کوریره دلاسرا“، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود.

علاوه بر این‌ها، چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و هلیکوپترسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها می‌باشند. میزان ثروت و نفوذ خانواده آنیلی به حدی است که رسانه‌های ایتالیا از آن‌ها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می‌برند. کارشناسان اقتصادی درآمد سالانه خانواده آنیلی را بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار تخمین می زنند که ۳ برابر درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران است.

ادواردو آنیلي ، در سن 20 سالگي پس از آشنايى اتفاقي با قرآن در يكي از كتابخانه‏هاي امريكا، به اسلام علاقه‏مند شده و پس از مطالعه درباره اين دين آسماني، در يكي از مراكز اسلامي نيويورك به آيين الهي اسلام مشرف گرديد.

در فروردین سال 1360 با امام خمینی(ره) دیدار كرد و بعدها از این كه امام در آن دیدار پیشانی اش را بوسیده بود، به عنوان یكی از بهترین خاطرات زندگی ‌اش یاد كرده بود.(بنا به گفته اطرافیان امام : ادواردو انیلی تنها فرد خارجی بود كه امام پیشانیه او را بوسید) ادواردو قرار بود یك ماه قبل از شهادتش به ایران بیاید و دوست داشت با مقام معظم رهبری دیدار كند، لیكن والدین او برای ممانعت از سفر او به ایران، گذرنامه‌اش را پنهان كرده بودند. وی قرار بود در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل شود.

خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو، همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های  شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود.

اما ناگهان در نوامبر سال 2000 جسد ادورادو آنیلی در بزرگراه تورینو-ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد.

پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است.[جهت مطالعه بيشتر به كتاب “هديه مسيح” مراجعه فرماييد]

همانطور كه مطالعه فرموديد،ادواردو در يكي از ثروتمند ترين خانواده هاي دنيا مسلمان ميشود و اين نويد را براي همه دارد كه اسلام در آينده اي نزديك، دنيا را فتح خواهد كرد ان شاء الله

براي اثبات اين حرف به اين مطالب دقت فرماييد

جیمی شیما رییس دفتر مطبوعاتی و اطلاعات ناتو و سخنگوی پیشین ناتو در جنگ کوزوو در اجلاس نقش رسانه ها و سیاست خارجی کشورها در برلین گفت :

مردم آمریکا تشنه دریافت اطلاعات جهانی بویژه پیرامون اسلام و مسلمانان هستد و قرآن پر فروش ترین کتاب در آمریکا می باشد

احمد هوبر،روزنامه نگار و انديشمند تازه مسلمان سوئدي ، در مصاحبه با كيهان هوايي 1/1/1375 مي گويد:

ما شاهد افزايش باورنكردني تعداد مسلمانان در قاره اروپاييم و هر ساله تعداد زيادي در اروپا به اسلام مي گروند

 خبرگزاري‌ رسمي‌ ايتاليا اعتراف مي كند: تنها در دوسال‌ اخير بيست‌ هزار زن‌ تحصيل‌ كرده‌ انگليسي‌ به‌ اسلام ‌گرويده‌اند.

 همچنين مجله‌ ايندي‌ پندت‌ در نشريه خود مي نويسد: توجه‌ شهروندان‌ انگليسي‌ به‌ اسلام‌،پديده‌ در خور توجهي‌ است‌ كه‌در سالهاي‌ اخير رشد آن‌ در ميان‌ حلقه‌ اشراف‌ سرعت‌ بيشتري‌ پيدا كرده‌است‌ تا آنجا كه‌ هم‌ اكنون‌ فرزندان‌ برخي‌ از سرشناس‌ترين‌ اعضاي‌ اين‌طبقه‌ در زمره ‌ گروندگان‌ به‌ آيين‌ اسلام‌ قرار گرفته‌اند.

از جمله‌ اين‌افراد «يحيي‌ برنت‌« پسر جانت‌ برنت‌ مدير عامل‌ راديو و تلويزيون‌ بي‌ بي‌سي‌ و دختر و پسر «قاضي‌ اسكات‌« رهبر كميسيون‌ اسكات‌ و فرزندان‌برخي‌ ديگر از رهبران‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ جامعه‌ انگليس‌هستند.نكته‌ در خور توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ گروندگان‌ به‌ اسلام‌ همگي‌ ازبالاترين‌ درجات‌ تحصيلي‌ برخورداند و باتوجه‌ به‌ نفوذ اجتماعي‌ وموقعيت‌ فرديشان‌ اسلام‌ آوردن‌ آن‌ها تأثير به‌ سزايي‌ در ميان‌ همگان‌داشته‌ است‌.

 نشريه‌ تايم نيز مي نويسد:در حالي‌ كه‌ اختلاف‌ ميان‌ فرقه‌هاي‌ مسيحي‌ و كليساهاي‌ آنان‌ روز به‌روز عميق‌تر مي‌شود بسياري‌ از مردم‌ انگليس‌ كه‌ اكثر آن‌ها را زنان‌تشكيل‌ مي‌دهند به‌ طور غير منتظره‌اي‌ به‌ اسلام‌ روي‌ مي‌آورند.

مادلين آلبرايت وزير امور خارجه اسبق آمريكا طي سخنراني خود در انجمن آسيا در نيويورك اعتراف كرد:

اسلام سريع الرشد ترين دين در آمريكاست

روند اسلام گرايي در غرب، پس از وقايع 11 سپتامبر -كه حمله به اسلام بسيار زياد شد- گسترش چشم گيري داشته است .

 هفته نامه سوئيسي ولت وخه مي نويسد: پس از حوادث يازده سپتامبر، گرايش به اسلام در غرب افزايش يافته است

روزنامه داگنز يفهتر چاپ اطريش در مقاله اي با عنوان ” زنگ هاي كليسا و اذان مساجد” در 2/9/80 مي نويسد:

كنجكاوي در مورد اسلام بعد از اين حوادث خيلي زياد شده است و انتشار اين حجم از مطالب، كتابها و نشريات در مورد اسلام در تاريخ سابقه نداشته است

روزنامه‌ فرانسوي‌ فيگارو مي نويسد: امروزه‌ جوانان‌ فرانسوي‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ اسلام‌ روي‌ مي‌آورند.

حال مجددا غرب به فكر ساخت چهره اي خشن از اسلام است و اين بار مردم فرانسه قرباني اين سناريوي از پيش شكست خورده شده اند

ان شاء الله اين بار نيز نقسه آنان “نقش بر آب” مي شود و دنيا شاهد رشد سريعتر اسلام خواهد بود ، كه : وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ

ان شاء الله

 

علي گندابي

15داستانك1:

شب اول محـــــــرم بــــــود. شیخ حسن رفته بود به یکی از دهات اطراف همدان برای روضه خوانی، هنگام برگشت قدری دیر کرده بود و درب دروازه شهر را بسته بودند. نه امکان برگشت به ده را داشت و نه صبر بر پشت دروازه، در زد، متوجه شد علی گنــــدابی در حال مستی قداره بسته پشت در مشغول داد و فریاد است. چاره ای نبود، مجدد در زد، در باز شد وقتی چشم علی گنــــــدابی به شیخ افتاد گفت آشیخ حسن این وقت شب اینجا چه میکنی؟

گفتم: رفته بودم ده روضه بخونم.

گفت: شما هم مسخره کردین هر روز روضه روضه روضه.

گفتم: علی امروز با همه وقتا فرق میکنه.

گفت: چه فرقی میکنه؟

گفتم: امشب شب اول محرمه. تا علی این را شنید با سر به در و دیوار کوبید و تکرار کرد، علی محرم آمد و تو مشروب خوردی.ای بی‌حیا!

پس از چند دقیقه رو به من کرد و گفت باید همین الان برام روضه بخونی. چون مست بود نمی خواستم براش روضه بخونم، اما هر چه کردم نشد. تهدید کرد. در آخر گفتم منبــــــر ندارم. دیدم خم شد و گفت بشین روی کمر من و بخون.

چاره ای نبود نشستم و شروع کردم به مقـــــدمه خواندن.

ناگهان با عصبانیت بلند شد و فریاد زد معطلم نکن مستقیم برو در خونه قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع).

بگو عــــــلی اومده. من هم شروع کردم.

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد، سقای حسین سید و سالار نیامد

دیدم که هی بالا و پایین میرم، دقت کردم دیدم علی گنـــــدابی مست لایعقل داره به پهنای صورت اشک می‌ریزه و التماس می‌کنه.

خلاصه روضه که تمام شد بلند شد اشکاشو پاک کرد و از من تشکر کرد و گفت: ممنونتم میتونی یک کار دیگر هم برام انجام بدی، من خجـــالت می‌کشم؟

گفتم: چه کاری؟

گفت: رو به نجف وایستا و به آقا بگو که علی غـــــلط کرد. قول می‌ده دیگه لب به مشروب نزنه، قول می‌دم.
من هم همین کار رو براش انجام دادم و رفتم منزل...

او توبه حقيقي كرد…

علی گندابی مدتی را در کربـــــــلا بود. سپس راهی نجف شد. آرام آرام به آیت الله میرزای شیرازی نزدیک شد و ملازم او گشت. زمانی رسید که میرزای شیرازی که وارد حرم می‌شد اگر علی نبود صبر می‌کرد تا علی بیاد و بعد مشغول اقامه نماز جماعت می‌شد.

یک روز جمعه به میرزا خبر دادند که یکی از علما به رحمت خدا رفته است. میرزا دستور داد که زیر پای زایرین قبری را حاضر کنند ، در همین دالان باب قبله فعلی. بعد گفت که جنازه را بیاورید تا بین دو نماز ، نماز میت را بخوانیم و او را دفن کنیم.

نماز اول که تمام شد گفتند، آن عالم دوباره قلبش به کار افتاده است.

میرزا فکری کرد و گفت روی قبر را نپوشانید. حتما رازی و حکمتی در این مطلب نهفته است. نماز دوم هم تمام شد. افراد آمدند خدمت میرزا و گفتند، آقا میرزا، علی گنـــــــدابی سر از سجده بلند نمی کند آمدند هر چه کردند سر بلند نکرد. تکانش دادند و متوجه شدند که از دنیا رفته است و معلوم شد حکمت قبر کنده شده و دعای علی در سجده آخر نمازش.

حال سوال اينجاست كه علي گندابي چه كرده بود كه خدا دستش را گرفت؟ شايد يكي از موارد ؛ غيرت او بود

داستانك 2:

روزى در یکى از مناطق خوش آب و هواى شهر با یکى از دوستانش روى تخت قهوه خانه براى صرف چاى نشسته بود .هیکل زیبا ، بدن خوش اندام و چهره ى باز و بانشاط او جلب توجه مى کرد .

کلاه مخملى پرقیمتى که به سر داشت بر زیبایى او افزوده بود ، ناگهان کلاه را از سر برداشت و زیر پاى خود قرار داد و موهاش رو پریشون کرد و خودش رو سیلی زد ، رفیقش به او نهیب زد : چه مى کنى ؟

جواب داد : اندکى آرام باش و حوصله و صبر به خرج بده ، پس از چند دقیقه کلاه را از زیر پا درآورد و به سر گذاشت .

سپس گفت : اى دوست من ! زن جوان شوهردارى در حال عبور از کنار این قهوه خانه بود ،که مرا با این کلاه و قیافه دید شاید به نظرش مى آمد که من از شوهرش زیبایى بیشترى دارم ، در آن حال ممکن بود . نسبت به شوهرش سردى دل پیش آید: نخواستم با کلاهى که به من جلوه ى بیشترى داده گرمى بین یک زن و شوهر به سردى بنشیند .

[ قابل توجه خانمهايي كه با آرايش وارد خيابان مي شوند و باعث بهم خوردن بسياري از زندگيها مي شوند]

**منبرک**