منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

سفارش خدا به حضرت موسي 2 – ديگران را ببخش

 

قال اللّه تبارك و تعالى لموسى عليه السّلام: يا موسى، أنا أفعل بك ثلاثة أفعال أنت أيضا افعل ثلاثة، فقال موسى عليه السّلام: ما هذه الثلاثة؟ قال اللّه تعالى: …

و الثّاني: لو أكثرت الجفا معي لقبلت معذرتك إذا أقبلت اليّ، فكذلك اقبل معذرة من جفاك لو اعتذر إليك

 

خداوند به حضرت موسى خطاب فرمود: موسى من سه كار نسبت به تو مى‏كنم تو نيز در مقابل، سه عمل انجام ده.عرضه داشت: آنها چيست؟ فرمود: …

دوم :  من عذر و توبه‏ى ترا مى‏پذيرم هر چند نافرمانى بسيار كرده باشى، تو نيز عذر جفاكاران را بپذير

 منبع :

تحرير المواعظ العددية، صفحه 227

قرآن براي بخشيدن ديگران آيه اي دارد ؛ كه بسيار بسيار مهم است

وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُم        

عفو كنيد و ببخشيد؛ آيا دوست نداريد خداوند شما را ببخشد   (  سوره نور آيه 22 )

پس اگر مي خواهيم خدا ما را ببخشد بايد از ديگران درگذريم

داستان :

نقل است كه مردى خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيد و عرض كرد: پسر عمويت ، بسيار به شما ناسزا گفت و هر چه در توان داشت دريغ نكرد، حضرت كنيز خود را فرمود كه: آب وضو برايش حاضر كند پس وضو گرفت و داخل نماز شد.

راوى گفت: من در دلم گفتم كه حضرت او را نفرين خواهد كرد ، پس حضرت دو ركعت نماز گذاشت و گفت: اى پروردگار من! اين حقّ من بود ، او را بخشيدم، بخشش و بزرگواري تو از من بيشتر است، پس او را ببخش و به خاطر كارش او را كيفر نده . 

منبع:

منتهى الآمال، جلد ‏2، صفحه 127

سفارش خدا به حضرت موسي 1 – منت نگذار

 

قال اللّه تبارك و تعالى لموسى عليه السّلام: يا موسى، أنا أفعل بك ثلاثة أفعال أنت أيضا افعل ثلاثة، فقال موسى عليه السّلام: ما هذه الثلاثة؟ قال اللّه تعالى:

الأوّل: وهبتك نعيما كثيرا و لم أمنّ عليك، فهكذا إذا أعطيت خلقي شيئا فلا تمنّ عليهم 

 

 خداوند به حضرت موسى خطاب فرمود: موسى من سه كار نسبت به تو مى‏كنم تو نيز در مقابل، سه عمل انجام ده.عرضه داشت: آنها چيست؟فرمود:

اول؛ من نعمتهاى فراوان بي ‏منت به تو دادم، تو هم اگر به كسى چيزى دادى منت مگذار،

منبع :

تحرير المواعظ العددية، صفحه 227

داستان:

عالم بزرگوار شهيد مدرّس،[ در دوران نمايندگي مجلس]، درس كفايه را در مدرسه ي سپهسالار تدريس مي كرد.

 من مدتي به درس ايشان مي رفتم. گاهي اوقات اتفاق مي افتاد كه مدرّس هفته اي دو روز ( روزهاي پنجشنبه و جمعه) غيبت مي كرد و ما فكر مي كرديم كه به دهات موقوفه مي رود.

اتفاقاً دوستي داشتم كه ساكن شهريار بود و از من دعوت كرد كه به ده آنها بروم. دعوتش را پذيرفتم و رفتم. او ضمن صحبت گفت: «سيدي هست كه گاه هفته اي يك روز به ده ما مي آيد و سر قنات مي رود و با مقنّيها (چاه كن ها)كار مي كند. بيشتر از همه ي آنها هم كار مي كند». يك روز عصر پنجشنبه به همراه ميزبان از ده بيرون رفتيم و به طور اتفاق از كنار قنات عبور كرديم.

مقنّيها مشغول به كار بودند. وقتي دقت كردم ديدم مدرّس نيز بالاي چاه، مشغول كشيدنِ سطل از چاه است  – منبع:كتاب ديدار با ابرار

[او نه تنها برمردم منت نمي گذاشت بلكه اين گونه امور را وظيفه ي خود مي دانست  . حجه الاسلام ابوترابى قهرمان آزادگان، ده سال اسارت و شكنجه كشيده بود، ايشان وقتى وارد ايران شد، در سخنرانى خود فرمود كه: ما ده سال شكنجه و آزار شديم و اسير هم شديم ولى الان منّتى بر كسى نداريم. ده سال سختى كشيدند ولى مى‏گويند منّتى نداريم. ولى كساني هم هستند كه 2 تا شيشه آبليمو به جبهه داده اند، هر لحظه فتوكپى آن را نشان مى‏دهد كه اين سندش است…

امام (رحمه الله عليه) فرمود: من به گردن انقلاب هيچ حقى ندارم با اين كه همه‏ى حق‏ها براى امام بود. مى‏گفت: به من رهبر نگوييد در صورتى كه بهترين رهبر بود. مى‏گفت: من كارى براى اسلام نكردم در حالى كه هر چه كار بود او كرد. پدر انقلاب بود. نقش محورى انقلاب بود. مؤسّس انقلاب بود .

 

چند چيز ؛ مسخره دارد !!!

 

(به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام)

قال الإمام عليّ بن موسى الرضا عليه السّلام: سبعة أشياء من الاستهزاء: من استغفر اللّه بلسانه و لم يندم قلبه فقد استهزأ بنفسه، و من سأل اللّه التوفيق و لم يجتهد فقد استهزأ بنفسه، و من سأل اللّه الجنّة و لم يصبر على الشدائد فقد استهزأ بنفسه، و من تعوّذ باللّه من النار و لم يترك شهوات الدّنيا فقد استهزأ بنفسه، و من ذكر الموت و لم يستعدّ له فقد استهزأ بنفسه، و من ذكر اللّه و لم يشق إلى لقائه فقد استهزأ بنفسه، و من أصرّ على المعاصي و طلب العفو من ربّه و لم يتب فقد استهزأ بنفسه

 

حضرت رضا (عليه السلام) فرمود:

 هفت چيز بدون هفت چيز ديگر مسخره است:

1-كسى كه به زبان استغفار كند و در دل پشيمان نباشد ،خود را مسخره كرده،

2- كسى كه توفيق از خدا بخواهد و كوشش نكند،خود را مسخره كرده،

3- كسي كه  بهشت خواهد و بر سختيها صبر ننمايد،خود را مسخره كرده،

4- كسي كه از آتش به خدا پناه برد و از لذت دنيا دست نكشد،خود را مسخره كرده،

5-كسي كه  مرگ را ياد كند و آماده آن نشود،خود را مسخره كرده،

6-كسي كه خدا را ياد كند و مشتاق ديدار او نباشد،خود را مسخره كرده،

7- كسي كه در گناه اصرار ورزد و بدون توبه از خدا طلب عفو و بخشش كند،خود را مسخره كرده است

 منبع:

تحرير المواعظ العددية، صفحه 470

اهميت دختر

 

(به بهانه ميلاد حضرت معصومه سلام الله عليها و روز دختر )

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:

از مباركي زن اين است كه فرزند نخست او دختر باشد.

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:

بوي فرزند ، از بوي بهشت است و دختران را جز مومن ،كسي دوست ندارد.

 

امام صادق عليه السلام:

پسرها نعمت اند و دخترها نيكي . خداوند ،از نعمتها سوال و به نيكي ها پاداش مي دهد.

 

ابن عباس از رسول اكرم نقل كرده است كه فرموند:

 كسى كه تحفه‏اى بخرد و براى خانواده خود بياورد، اجر او در پيشگاه الهى مانند كسى است كه بمستمندان كمك كرده باشد. سپس در نوع تقسيم تحفه فرمود: اول به دختر بچه‏ها بدهيد سپس به پسرها، آن كس كه دختر بچه خود را مسرور نمايد اجر آزاد كردن بنده‏اى از فرزندان اسماعيل دارد و آن كس كه ديده پسر بچه خود را روشن كند مانند كسى است كه از خوف خداوند گريسته باشد و اجر گريه از خوف خداوند، جنات نعيم است

منبع :

حكمت نامه كودك، آيت الله ري شهري، صفحه29

 

چقدر به نماز اهميت مي دهيم؟

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

 قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام:‏ لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي

يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ‏ شَفَاعَتَنَا مَنِ‏ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.

امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:

پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:

شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد

منبع: وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24

نكته :

اين روايت مشهور را عموما حفظ هستيم ؛ حال سوال اينجاست كه آيا ما نماز را سبك مي شماريم يا خير؟

براي روشن شدن پاسخ لازم است بينديشيم كه ما براي نماز چقدر ارزش قائل هستيم  به عنوان مثال:

در منزل بعد از خوردن خرما آيا دانه اش را پشت پشتي مي گذاريم؟ در مسجد چطور ؟!!!

در منزل زير دست بچه پارچه پهن مي كنيم تا غذا را نريزد ، در مسجد چطور؟!!!

دستشويي منزل ما تميز تر است يا دستشويي  مسجد ما ؟!!!

منزلمان را چند بار جارو كرده ايم؟ مسجد را چند بار ؟!!!

اتاق رئيس اداره قشنگتر است يا نمازخانه ي اداره؟!!!

در عروسي ها نمازمان را اول وقت مي خوانيم؟!!!

كسبه ، مغازه را موقع اذان تعطيل مي كنند ؟!!!

در زمينهاي ورزشي نمازخانه كجاست ؟!!!

در مدارس به درس اهميت بيشتري مي دهند يا به نماز؟!!!

در دانشگاهها چطور؟!!!

و…

اصول زندگي امام صادق عليه السلام

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

 قِيلَ لِلصَّادِقِ عليه السلام  عَلَى مَا ذَا بَنَيْتَ أَمْرَكَ– فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ–

عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِي لَا يَعْمَلُهُ غَيْرِي فَاجْتَهَدْتُ

 وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَيَّ فَاسْتَحْيَيْتُ

 وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِي لَا يَأْكُلُهُ غَيْرِي فَاطْمَأْنَنْتُ

 وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرِي الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْت‏

 به حضرت امام صادق (عليه السلام) عرض كردند كار خود را بر چه چيز بنا كرده‏ايد؟

 فرمود بر چهار چيز:

1-فهميدم كه عمل مرا ديگرى انجام نميدهد پس كوشش كردم.

2- دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد ،پس حيا كردم.

 3- فهميدم روزى مرا ديگرى نخواهد خورد،پس آرامش يافتم.

 4- و دانستم بالاخره به سوى مرگ ميروم ، پس خود را آماده كردم.

‏منبع:

بحار الأنوار، جلد ‏75، صفحه 228، باب 23 مواعظ الصادق جعفر بن محمد و وصاياه و حكمه

دلالي كار خير و وعده امام صادق عليه السلام

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

بعضي از ما در توانمان نيست كار خيري را انجام دهيم ، اما مي توانيم دلالي كار خير كنيم . مثلا پول براي انفاق نداريم ، اما مي توانيم از پولدارها بگيريم و به مستضعفين دهيم

و يا شخصي دنبال منزل مي گردد و ما نداريم ، اما مي توانيم از آشنايانمان منزل بگيريم

به هر حال بسياري از ما وجه ي اجتماعي داريم

داستان :

درزمان امام صادق‏ يك شيعه بود در دربار كار ميكرد در دربار بنى عباس، يكي از دوستانش گفت تو كه شيعه هستى يك بار هم برويم خانه امام صادق‏.

گفت رويم نميشود، آخر من كارمند طاغوتم حالا بيايم خدمت امام صادق‏، اصلا امام صادق راهم نميدهد.

 گفت من وقت مى‏گيرم .خلاصه وقت گرفت و اين دلالى كرد و اين آقا را كه در دربار بود برد خانه امام صادق و امام صادق يك نگاهى به اين كرد و اين نگاه نگاه ولايتى بود. در عمق دل ايشان اثر كرد

گفت آقا راستش را بخواهى من عمرى است در دربار بودم پولهاى حسابى جمع كرده‏ام ولى شيعه شما هستم ميشود توبه كنم فرمود توبه‏ات سخت است گفت چيه؟

امام فرمود: تمام اموالت كه از راه گناه است همه را بايد پس بدهى به صاحبش. هر كدام را هم كه نميشناسى من امام صادق به تو اجازه ميدهم بدهى به فقرا.

 گفت آقا حتى لباسهايم، فرمود توبه تو سخته، گفت اگر يك همچين توبه‏اى بكنم چى؟ گفت من امام صادق ضامنم براى تو بهشت را.

 اين امام صادق و اين جلسه مبارك باعث شد اين آقا رفت و ازشغلش استعفا داد و اجناس را دادو اموال را دادو حتى لباسهايش را داد و يك لنگ بست و اصلا رفت در خانه نشست. اين رفيقش كه دلالي اين كار خير را انجام داده بود،‏ ديد عجب كودتايى شد درون اين، رفت به رفيقهايش گفت اين آمده اين طرف، آن طرفى بوده اين طرفى شده، حالا ما برويم خانه‏اش.

يك روز اين دلال  آمد ديد دوستش دارد مى‏ميرد. گفت حالت چه طور است گفت دقيقه‏هاى آخر عمرم است.

 اى دلالى كه من را بردى خانه امام صادق خدا خيرت دهد. خداجزاى خيرت دهد من را نجات دادى.

 اين را دعا كرد و لحظه آخر گفت آقا آقا اين امام صادق است به وعده خودش وفا كرد، گفت اگر تو توبه كنى من امام صادق ضامن ميشوم براى تو بهشت را. امام صادق بهشت را ضمانت كرد، گفت و نفس آخر را كشيد.

 دلال‏ گفت دويديم شيعيان را دعوت كرديم، گفتيم بابا اين ،اين طرفى است حالا اگر در دربار مرده بود چه قدر دنگ و فنگ داشت يك تشييع جنازه‏اى و مراسمى و باشكوه مراسم كفن و دفن و مراسم را انجام داديم و بعد از مدتى من رفتم خدمت امام صادق، تا در را زدم قبل از اين كه امام صادق بگويد كيه، گفت آقايى كه مثلا از كوفه آمدى، ما فلان ساعت فلان دقيقه به وعده خودمان وفا كرديم.

منبع:

حجه الاسلام قرائتي، برنامه درسهايى از قرآن ،  تفسير سوره فلق (8)، [27/ 07/ 84]، به نقل از كتاب محجه البيضاء، جلد 3، صفحه 254

آيا تارك الصلاه ملعون است ؟

 

قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله من قول الله عزوجل:

 تارك الصّلاة ملعون في التّوراة ملعون في الإنجيل ملعون في الزّبور ملعون في القرآن ملعون في لسان جبرئيل ملعون في لسان ميكائيل ملعون في لسان اسرافيل ملعون في لسان محمّد

رسول خدا صلي الله عليه و آله از قول خداوند مي فرمايند:

ترك‏كننده نماز، ملعون است در تورات

و ملعون است در انجيل

و ملعون است در زبور

و ملعون است در  قرآن

و ملعون است به زبان جبرئيل

و ملعون است به زبان ميكائيل

و ملعون است به زبان اسرافيل

و ملعون است به زبان محمّد

منبع :

انوار الهداية، صفحه 197

علم آموزي در پيري

 

قال رسول الله  صلى الله عليه و آله :

 مَن لَم يَطلُبِ العِلمَ صَغيرا فَطَلَبَهُ كَبيرا فَماتَ ، ماتَ شَهيدا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

هر كه در دوران خردسالى علم نياموزد و در بزرگسالى دنبال آن رود و [در ضمن تحصيل علم ]بميرد ، شهيد مرده است .

منبع :

ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 462، روايت 9257

داستان :

«سكّاكى» مردى فلزكار و صنعتگر بود، توانست با مهارت و دقت دواتى بسيار ظريف با قفلى ظريفتر بسازد كه لايق تقديم به پادشاه باشد. انتظار همه گونه تشويق و تحسين از هنر خود داشت. با هزاران اميد و آرزو آن را به پادشاه عرضه كرد. در ابتدا همان طورى كه انتظار مى‏رفت مورد توجه قرار گرفت، اما حادثه‏اى پيش آمد كه فكر و راه زندگى سكاكى را به كلى عوض كرد.

در حالى كه شاه مشغول تماشاى آن صنعت بود و سكاكى هم سرگرم خيالات خويش، خبر دادند عالمى (اديب يا فقيهى) وارد مى‏شود. همينكه او وارد شد، شاه چنان سرگرم پذيرايى و گفتگوى با او شد كه سكاكى و صنعت و هنرش را يكباره از ياد برد. مشاهده اين منظره تحولى عميق در روح سكاكى به وجود آورد.

دانست كه از اين كار تشويق و تقديرى كه مى‏بايست نمى‏شود و آنهمه اميدها و آرزوها بى‏موقع است. ولى روح بلندپرواز سكاكى آن نبود كه بتواند آرام بگيرد. حالا چه بكند؟ فكر كرد همان كارى را بكند كه ديگران كردند و از همان راه برود كه ديگران رفتند. بايد به دنبال درس و كتاب برود و اميدها و آرزوهاى گمشده را در آن راه جستجو كند. هرچند براى يك عاقل مرد كه دوره جوانى را طى كرده، با طفلان نورس همدرس شدن و از مقدمات شروع كردن كار آسانى نيست، ولى چاره‏اى نيست، ماهى‏ را هر وقت از آب بگيرند تازه است.

از همه بدتر اينكه وقتى كه شروع به درس خواندن كرد، در خود هيچ گونه ذوق و استعدادى نسبت به اين كار نديد. شايد هم اشتغال چندين ساله او به كارهاى فنى و صنعتى ذوق علمى و ادبى او را جامد كرده بود. ولى نه گذشتن سن و نه خاموش شدن استعداد، هيچ كدام نتوانست او را از تصميمى كه گرفته بود باز دارد. با جديت فراوان مشغول كار شد، تا اينكه اتفاقى افتاد:

آموزگارى كه به او فقه شافعى مى‏آموخت، اين مسأله را به او تعليم كرد: «عقيده استاد اين است كه پوست سگ با دبّاغى پاك مى‏شود.».

سكاكى اين جمله را دهها بار پيش خود تكرار كرد تا در جلسه امتحان خوب از عهده برآيد، ولى همينكه خواست درس را پس بدهد اين‏طور بيان كرد: «عقيده سگ اين است كه پوست استاد با دباغى پاك مى‏شود.».

خنده حضار بلند شد. بر همه ثابت شد كه اين مرد بزرگسال كه پيرانه سر هوس درس خواندن كرده به جايى نمى‏رسد. سكاكى ديگر نتوانست در مدرسه و در شهر بماند، سر به صحرا گذاشت. جهان پهناور بر او تنگ شده بود. از قضا به دامنه كوهى رسيد، متوجه شد كه از بلنديى قطره قطره آب روى صخره‏اى مى‏چكد و در اثر ريزش مداوم، صخره را سوراخ كرده است. لحظه‏اى انديشيد و فكرى مانند برق از مغزش عبور كرد، با خود گفت: دل من هر اندازه غيرمستعد باشد از اين سنگ سخت‏تر نيست. ممكن نيست مداومت و پشتكار بى‏اثر بماند. برگشت و آن قدر فعاليت و پشتكار به خرج داد تا استعدادش باز و ذوقش زنده شد. عاقبت يكى از دانشمندان كم نظير ادبيات گشت

منبع :

مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، جلد ‏18، ( داستان و راستان)، صفحه 325

كسي كه نماز نمي خواند؛ پست تر از …

قَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله

 يَقُولُ الْكَلْبُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي كَلْباً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي خِنْزِيراً وَ يَقُولُ الْخِنْزِيرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي خِنْزِيراً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي كَافِراً وَ يَقُولُ الْكَافِرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي كَافِراً وَ لَمْ يَجْعَلْنِي مُنَافِقاً– وَ الْمُنَافِقُ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنِي مُنَافِقاً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي تَارِكَ الصَّلَاة

پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايند:

سگ مي گويد حمد خدا را كه مرا سگ قرار داد و خوك قرار نداد؛

خوك مي گويد حمد خدا را كه مرا خوك قرار داد و كافر قرار نداد؛

كافر مي گويد حمد خدا را كه مرا كافر قرار داد و منافق قرار نداد؛

منافق مي گويد حمد خدا را كه مرا منافق قرار داد و تارك الصلاه قرار نداد

منبع:

جامع الأخبار، صفحه 74، الفصل الرابع و الثلاثون في تارك الصلاة

 

بي نمازان و نزديكانشان نخوانند

 

قَالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله:

 مَنْ أَعَانَ عَلَى تَارِكِ الصَّلَاةِ بِلُقْمَةٍ أَوْ كِسْوَةٍ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ سَبْعِينَ نَبِيّاً أَوَّلُهُمْ آدَمُ وَ آخِرُهُمْ مُحَمَّد

 پيغمبر صلّى الله عليه و آله:

 هر كه تارك نماز را به يك لقمه ناني و يا لباسي ياري كند، مانند آن است كه هفتاد پيامبر را كشته كه اول آنها آدم و آخرين آنان محمد است 

 منبع:

جامع الأخبار، صفحه  74، الفصل الرابع و الثلاثون في تارك الصلاة

 

چرا دعاهاي ما مستجاب نمي شود؟

 

از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسيدند: چرا دعاى ما مستجاب نمى‏شود با اينكه خداوند فرموده: مرا بخوانيد تا اجابت كنم؟ فرمود: ده چيز دلهاى شما را ميرانده:

1-       با اينكه خدا را شناختيد وظيفه‏ ى بندگى را انجام نداديد.

2-      قرآن را خوانديد و به كار نبستيد.

3-      دعوى دوستى پيغمبر كرديد و با فرزندانش دشمنى كرديد.

4-      ادعاى عداوت شيطان كرديد و از او پيروى نموديد.

5-      گفتيد بهشت را دوست داريم و عملى انجام نداديد.

6-       گفتيد از دوزخ مى‏ترسيم و بدنهاى خويش را در آن افكنديد.

7-      به عيب مردم پرداختيد و از عيوب خود غافل شديد.

8-      لاف دشمنى دنيا زديد و به جمع اموال پرداختيد.

9-      به مرگ اقرار كرديد و آماده‏ى آن نشديد.

10-    مردگان را به خاك سپرديد و عبرت نگرفتيد، به اين مناسبات دعاى شما مستجاب نمى‏شود

 منبع :

 تحرير المواعظ العددية، صفحه 515، و نصايح، صفحه 311

جهت نياز به متن عربي به ادامه منبرك رجوع فرماييد.

گناه آشكار

 

إِيَّاكَ وَ الْمُجَاهَرَةَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهَا مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِم‏

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند :

بپرهيزيد از انجام دادن گناه به صورت علني ؛ كه آن بزرگترين گناهان است

منبع:

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم

صفحه   462

يكي از چيزهايي كه گناه را به بالاترين حد مجازات مي رساند, انجام دادن گناه به صورت آشكار است

به عنوان مثال:

خانمي كه آرايش مي كند و علناً در خيابان به اين صورت راه مي رود

شخصي كه علناً رشوه مي گيرد

كسي كه علناً ربا مي گيرد

فردي كه علناً روزه خواري مي كند

و …

ثواب عجيب درك كردن تكبيره الاحرام امام جماعت

 

عَنْ عَبْدِاللَّهِ ابْنِ مَسْعُودٍ – رَحِمَهُ الله – اِنَّهُ فاتَتْهُ تَكْبيرَةُ الْاِفْتِتاحِ يَوْماً فَاَعْتَقَ رَقَبَةً وَ جاءَ اِلَى‏النَّبِىِّ – صلي الله عليه – فَقالَ يا رَسُولَ اللَّهِ فاتَتْنى تَكْبيرَةُ الْاِفْتِتاحِ يَوْماً فَاَعْتَقْتُ رَقَبَةً هَلْ كُنْتُ مُدْرِكاًفَضْلَها؟ فَقالَ: لا فَقالَ اِبْنُ مَسْعُودٍ ثُمَّ اَعْتِقُ اُخْرى هَلْ كُنْتُ مُدْرِكاً فَضْلَها؟ فَقالَ: لا يَابْنَ‏مَسْعُودٍ! وَ لَوْ اَنْفَقْتُ ما فِى الْاَرْضِ جَميعاً لَمْ تَكُنْ مُدْرِكَ فَضْلِها؛

 عبداللّه ابن مسعود روزى به تكبير اوّل نماز جماعت نرسيد و براى جبران ‏ثواب آن يك بنده آزاد كرد، خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد:

يا رسول الله من به ‏تكبير اوّل نماز جماعت نرسيدم و جهت جبران آن يك بنده آزاد كردم. آيا با اين كار آن‏ ثواب را درك خواهم كرد؟

حضرت فرمود: خير،

ابن مسعود گفت: يك بنده‏ ديگر آزاد خواهم كرد آيا به ثواب خواهم رسيد؟

حضرت فرمودند: خير، اى‏ ابن مسعود اگر آنچه در زمين است در راه خدا انفاق كني ثوابي كه از دست داده اي را درك‏ نخواهى كرد.

 منبع:

مستدرک الوسائل، جلد  1، صفحه 488

 

دعاي آخر شعبان

 

اباصلت هروى روايت كرده است كه:

در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام رفتم

حضرت فرمود كه : اى ابو الصلت اكثر ماه شعبان رفت و اين جمعه آخر آن است پس تدارك و تلافى كن در آنچه از اين ماه مانده است

 تقصيرهايى را كه در ايام گذشته اين ماه كرده‏اى و بر تو باد كه رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسيار بكن و تلاوت قرآن مجيد بسيار بكن و توبه كن به سوى خدا از گناهان خود تا آنكه چون ماه مبارك درآيد خالص گردانيده باشى خود را از براى خدا

و مگذار در گردن خود امانت و حق كسى را مگر آنكه ادا كنى و مگذار در دل خود كينه كسى را مگر آنكه بيرون كنى و مگذار گناهى را كه مى‏كرده‏اى مگر آنكه ترك كنى و از خدا بترس و توكل كن بر خدا در پنهان و آشكار امور خود و هر كه بر خدا توكل كند خدا بس است او را

 و بسيار بخوان در بقيه اين ماه اين دعا را

اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ

منبع :

مفاتيح الجنان، اعمال آخر شعبان

**منبرک**