مرداد 27, 1390
منبرک های روایی
2,148
(به بهانه نزدیکی به شبهای قدر )
عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله قَالَ :
قَالَ مُوسَى إِلَهِي أُرِيدُ قُرْبَكَ قَالَ قُرْبِي لِمَنِ اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ رَحْمَتَكَ قَالَ رَحْمَتِي لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاكِينَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ الْجَوَازَ عَلَى الصِّرَاطِ قَالَ ذَلِكَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَيْلَةَ الْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِكَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَةً فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِكَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ رِضَاكَ قَالَ رِضَايَ لِمَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند : حضرت موسي در مناجات خود به خدا عرضه داشت :
خداوندا ! مىخواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من در بيداري شب قدر است
گفت: خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم در ترحم و رحم كردن به مساكين در شب قدر است
گفت: خداوندا ! جواز عبوراز صراط را مىخواهم ,فرمود: رمز عبور از صراط,صدقه دادن در شب قدر است
گفت:خداوندا!بهشت و نعمتهايش را مىخواهم،فرمود:رسیدن به آن درگروي تسبيح گفتن درشب قدراست
گفت: خداوندا! رهايى از جهنم و غذابش را مىخواهم ،فرمود:رمز نجات از دوزخ , استقفار در شب قدر است
گفت: خداوندا رضاي تو را مىخواهم، فرمود: رضاي من در خواندن دو ركعت نماز در شب قدر است
منبع : وسائل الشيعة، جلد 8، صفحه 20
مرداد 20, 1390
منبرک های روایی
1,655
( به بهانه 10 رمضان رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها )
نزل جبريل (عليه السّلام) على النبيّ (صلّى اللّه عليه و آله) فقصّ عليه ما أرسل به، و جلس يحدّث رسول اللّه- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-: إذ مرّت خديجة فقال جبريل: من هذه يا محمّد؟ قال: هذه صدّيقة أمّتي؛ قال جبريل: إنّ معي إليها رسالة من الربّ- عزّ و جلّ- تقرئها السّلام و تبشّرها ببيت في الجنّة من قصب بعيد من اللّهب، لا لغب فيه و لا وصب
جبرئيل برسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرود آمد و آن چه كه براى او فرستاده شده بود بيان كرد و برسول خدا (صلی الله علیه و آله) حديث مىگفت.
آن گاه خديجه عبور كرد جبرئيل گفت اى محمد (صلی الله علیه و آله) اين كيست؟ فرمود اين راستگوترين امت من است جبرئيل گفت كه از طرف خداى توانا و با عظمت بوسيله من باو پيامى هست، باو سلام برسان و بخانهاى در بهشت از مرواريد به او مژده ده كه دور از شعله آتش و در او خستگى و بيمارى نيست
منبع: روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى، صفحه 438 ، مجلس سى و دوم در مناقب آل محمد عليهم السلام
وَ رُوِيَ أَنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَى النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله فَسَأَلَ عَنْ خَدِيجَةَ فَلَمْ يَجِدْهَا فَقَالَ إِذَا جَاءَتْ فَأَخْبِرْهَا أَنَّ رَبَّهَا يُقْرِئُهَا السَّلَامَ
و روايت شده است كه جبرئيل به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و در مورد خديجه (سلام الله علیها) سؤال كرد و در آن هنگام خديجه در خانه نبود. جبريل فرمود: چون خديجه آمد به او خبر بده كه خدايش به او سلام مىرساند
منبع: بحارالأنوار، جلد16، صفحه 8 ، باب 5- تزوجه ص بخديجة رضي الله عنها
حال انسان باید فکر کند که خدیجه سلام الله علیها چه کرده ، که به این جایگاه رسیده است
مرداد 14, 1390
منبرک های روایی
1,321
و إذا رأيت الناس يشتغلون بعيوب الناس فاشتغل أنت بعيوب نفسك.
و إذا رأيت الناس يشتغلون بتزيين الدّنيا فاشتغل أنت بتزيين الآخرة.
3. هنگامى كه مردم را مشغول عيبجويى ديگران بينى، تو در فكر عيوب خود باش
توضیح : مانند برخی که
· اگر ببینند کسی ماشینش را بد جایی پارک کرده , به او بد و بیراه می گویند ؛ اما اینکار را هر روز خود انجام می دهند
· خود سوار ماشین تک سرنشینند و به دیگر ماشین ها می گوییند تک سرنشین
· خود مجالس پر خرج می گیرند,بقیه که اینگونه مجالسی می گیرند, ملامت می کنند
· دائما غیبت می کنند , اما تا بفهمند دیگران یک غیبتی کرده اند , از کوره در میروند
· حجابشان را رعایت نمی کنند , می گویند چه فسادی در جامعه شده است
· و . . .
4. وقتى كه ديدى همه سرگرم تزيين دنيا هستند، تو به زينت آخرت پرداز؛
مردم به فکر ساختن خانه های دنیایند , ما باید به فکر ساختن خانه آخرت باشیم
منبع: تحرير المواعظ العددية صفحه 431 و کتاب نصایح صفحه 249
مرداد 13, 1390
منبرک های روایی
1,711
قال النبيّ (صلی الله علیه و آله) : يا عليّ، تريد ستّمائة ألف شاة أو ستمائة ألف دينار أو ستّمائة ألف كلمة، قال: يا رسول اللّه ستّمائة ألف كلمة، فقال صلّى اللّه عليه و آله: اجمع ستمائة ألف كلمة في ستّ كلمات:
يا عليّ، إذا رأيت الناس يشتغلون بالفضائل فاشتغل أنت بإتمام الفرائض.
و إذا رأيت الناس يشتغلون بعمل الدّنيا فاشتغل أنت بعمل الآخرة
پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اى على! آيا ششصد هزار گوسفند مىخواهى يا ششصد هزار دينار يا ششصد هزار كلمه؟ على (علیه السلام) عرض كرد: اى رسول خدا! ششصد هزار كلمه. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ششصد هزار كلمه را در شش كلمه جمع كن.
1. یا على! هر گاه ديدى مردم به مستحبّات اشتغال دارند تو به كامل ساختن واجبات بپرداز،
توضیح : مانند برخی که
· صدقه مستحبی می دهند , خمس و زکات نمی دند
· کربلا و سوریه می روند , حج واجب را ترک می کنند
· شب ها تا سحر سینه می زند,نماز صبح نمی خواند
· پوشیه می زند , چوراب پا نمی کند
· سالها نماز صبح قضا دارد و نمی خواند , واجب میداند هر شب غفیله بخواند
2. هر گاه ديدى مردم به كار دنيا مشغولند تو به كار آخرت مشغول شو
منبع: تحرير المواعظ العددية صفحه 431 و کتاب نصایح صفحه 249
مرداد 12, 1390
منبرک های روایی
1,009
(به بهانه ماه رمضان)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ :
مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ يُجِيبَ دَعْوَتَه
امام صادق علیه السلام می فرمایند :
از حقوق واجب مومن بر مومن آن است که چون دعوتش کرد اجابت کند
منبع : بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، جلد 72 ، صفحه 447 ، باب 89 الحث على إجابة دعوة المؤمن و الحث على الأكل من طعام أخيه ….. ص: 446
نکته :
باید دقت داشت که به مهمانی رفتن نبز آدابی دارد
مثلا در این ماه که افطاری دادن و مهمانی رفتن زیاد است باید توجه شود که انسان سر وقت به مهمانی رود نه آنکه وقتی برسد که سفره جمع شده و صاحب خانه به مشقت بیفتد
یا اگر نمی خواهیم برویم خبر دهیم تا اگر خواستند به جای ما کسانی دیگر را دعوت کنند یا غذا کمتر سفارش دهند
مرداد 6, 1390
منبرک های روایی
1,098
حضرت امام صادق علیه السلام در اوضاع آخرالزمان می فرمایند :
وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ يَقْتَدُونَ بِأَهْلِ الشُّرُور
و ديدى مردم با هم هم چشمى مىكنند و به مردم بد اقتدا مىكنند
منبع: بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، صفحه 71
داستان:
يكى از قبيله ها شترى را كشت و آبگوشت درست كرد و به مردم داد. يك مقدار هم براى رييس قبيله ی دیگر فرستاد. رييس قبيله گفت: شتر مىكشد و براى من آبگوشت مىفرستد. يك لگد زد و ظرف غذا را بر زمين ريخت. گفت: حالا كه رييس آن قبيله يك شتر كشته است. شما دو شتر نحر كنيد. همينطور اين دو قبيله چشم و هم چشمى كردند و هر روز تعدادى شتر را كشتند. قصه به آنجا رسيد كه از روى چشم و هم چشمى پنجاه شتر نحر شد. اميرالمؤمنين فرمود: احدى از اين آبگوشتها نخورد. آبگوشتى كه از روى چشم و هم چشمى است، خوردن ندارد. گفتند: پس با اين ديگها چه كنيم؟ فرمود: دور بريزيد تا شغالها آنها را بخورند
مرداد 4, 1390
منبرک های روایی
1,028
(به بهانه روزهای پایانی ماه شعبان)
ابو الصلت هروى روايت كرده است كه: در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام رفتم حضرت فرمود:
اى ابو الصلت اكثر ماه شعبان رفت و اين جمعه آخر آن است پس تدارك و تلافى كن در آنچه از اين ماه مانده است تقصيرهايى را كه در ايام گذشته اين ماه كردهاى و بر تو باد كه رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسيار بكن و تلاوت قرآن مجيد بسيار بكن و توبه كن به سوى خدا از گناهان خود تا آنكه چون ماه مبارك درآيد خالص گردانيده باشى خود را از براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق كسى را مگر آنكه ادا كنى و مگذار در دل خود كينه كسى را مگر آنكه بيرون كنى و مگذار گناهى را كه مىكردهاى مگر آنكه ترك كنى و از خدا بترس و توكل كن بر خدا در پنهان و آشكار امور خود و هر كه بر خدا توكل كند خدا بس است او را و بسيار بخوان در بقيه اين ماه اين دعا را اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْه
منبع :مفاتیح الجنان، اعمال پایانی ماه شعبا
مرداد 3, 1390
منبرک های روایی
1,218
معلى بن خنيس گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ فرمود براى او هفت حق واجب است كه همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر برخى از آنها را تباه و ضايع كند، از ولايت و اطاعت خدا بيرون رود، و خدا از او بهره (اطاعت و بندگى) ندارد. عرض كردم قربانت، آنها چيست؟ فرمود:
اى معلى بن خنيس، من بر تو نگرانم و مي ترسم ضايع کنی و مراعات نكنى و بدانى و عمل ننمائى. عرض كردم: «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ نيروئى جز از خدا نيست» فرمود:
آسانترين آن حقوق اينست كه:
آنچه براى خود دوست دارى براى او هم دوست داشته باشى و آنچه براى خود نپسندى، بر او نيز نپسندى
و حق دوم- آنكه از آنچه ناخرسند دارد دورى كنى و خوشنودى او را پيروى نموده فرمانش برى.
و حق سوم- آنكه با جان و مال و زبان و دست و پاى خويش او را يارى كنى.
و حق چهارم- آنكه چشم و راهنما و آئينه او باشى.
و حق پنجم- آنكه تو سير نباشى و او گرسنه يا سيرآب باشى و او تشنه يا پوشيده باشى و او برهنه.
و حق ششم- آنكه اگر تو خدمتگزار دارى و برادرت ندارد. واجب است خدمتگزارت را بفرستى.
و حق هفتم – آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت کنی ، اگر مریض شود او را عیادت کنی و اگر بمیرد تشییع جنازه او روی و هر گاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید بر انجام دادن آن پیشی بگیری
منبع : اصول كافى-ترجمه مصطفوى، جلد3، صفحه246
مرداد 1, 1390
منبرک های روایی
1,025
۱۵ سال بعد از “والفجر مقدماتی”، از دل خاک فکه، شهیدی بیرون آمد که اعداد و حروف نقش بسته بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:
بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست، جز همین که “امام” را تنها نگذارید. تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم؛ “به تو خیانت می کنند، تو مکن. تو را تکذیب می کنند، آرام باش. تو را می ستایند، فریب مخور. تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن. مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش… آنگاه از ما خواهی بود”… دیگر نایی در بدن ندارم؛ خداحافظ دنیا
متن عربي روايتي كه اين شهيد عزيز نوشته است :
أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَع
منبع: تحف العقول، صفحه 284 ، وصيته ع لجابر بن يزيد الجعفي …..
دی 16, 1389
اخلاقی, ماه دی, ماه صفر, منبرک های روایی
3,103
(به بهانه آغاز ماه صفر)
بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسى خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاى نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فيض و غيره فرموده :
يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ
منبع:
مفاتيحالجنان
اعمال ماه صفر
دی 12, 1389
اعتقادی, حضرت زهرا (سلام الله علیها), داستانی, سیره بزرگان, منبرک های روایی
2,093
باب استحباب اختيار تسبيح الزهراء
نکته :خلاصه این داستان گفته شد
روايت كردهاند كه امير المؤمنين عليه السّلام به مردى از بنى سعد فرمود:
آيا نميخواهى از وضع و حال خودم و فاطمه زهرا با تو سخنى باز گويم، (و چنين حكايت فرمود) فاطمه در خانه من بود، و به تنهائى آب از چاه مىكشيد و در مشك كرده بدوش ميگرفت و بخانه مىآورد چندان كه تسمه مشك سينه او را مجروح كرده بود، و با آسياب گندم را آرد ميكرد به حدّى كه دستهايش آماس كرده و تاول زده بود، و آنقدر خانه را رفته و روبيده بود كه جامهاش خاك آلود و كثيف شده بود، و چندان آتش در زير ديگ روشن كرده بود كه لباسهايش چركين گشته، و از اين همه كار و زحمت آسيب و فرسودگى فراوان به او رسيده بود روزى من به او گفتم: چه خوب مىشد اگر نزد پدرت ميرفتى از آن حضرت تقاضاى خدمتگارى ميكردى كه تا حدّى بار مشقّتى را كه از اين همه كار بر دوش تو است بردارد، فاطمه نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله رفت و ديد جمعى خدمت آن حضرت نشسته و مشغول صحبت هستند، شرمش آمد كه خواستهاش را بگويد و بمنزل باز گشت،
و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فهميد كه دخترش براى كارى آمده بوده ولى از روى آزرم برگشته است، فرداى آن روز پیامبر به خانه ما آمد . . . فرمود: اى فاطمه ديروز چه خواستهاى داشتى كه نزد پدرت آمدى؟ فاطمه پاسخ نداد و من ترسيدم اگر جواب ايشان را ندهم برخيزد و برود پس سر خود را از قطيفه بيرون آورده و عرض كردم: من شما را از آن با خبر مىكنم اى رسول خدا، ماجرا چنين است كه دختر شما آنقدر مشك آب بر دوش كشيده و آب آورده كه تسمه آن روى سينهاش اثر گذاشته، و چندان آسيا گردانده كه دستهايش آبله و تاول زدهاست، و آنقدر خانه را روبيده و نظافت كرده كه جامههايش چرك و غبار و خاك گرفته است، و چندان زير ديگ آتش كرده كه لباسهايش دود آلود و سياه شده است و من باو گفتم: اگر نزد پدرت ميرفتى و از ايشان تقاضاى خدمتگارى مىكردى كه تا حدودى بار اين مشقّت و رنج اين همه كار را از دوش تو بر دارد خوب ميشد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از شنيدن ماجرا و درخواست ما فرمود: آيا مىخواهيد چيزى بشما بياموزم كه برايتان از خدمتگار بهتر باشد؟ هنگامى كه آماده خواب شديد و يا برختخواب رفتيد سى و چهار بار «اللَّه أكبر» بگوئيد، و سى و سه بار «سبحان اللَّه» و سى و سه بار «الحمد للَّه» بگوئيد (تا بدين وسيله خستگى مفرط ناشى از كارهاى روزانه از تن شما بيرون رفته و آرامش و نيروى دوباره براى كارهاى روز بعد به جسم و جانتان باز گردد) در اين هنگام حضرت فاطمه عليها السّلام كه تا اين زمان ملحفه را روى سر خود كشيده بود سر خود را بيرون آورد و گفت: «رضيت عن اللَّه و عن رسوله، رضيت عن اللَّه و عن رسوله». (من از خدا و رسولش راضى شدم من از خدا و رسولش راضى شدم براى آنچه خدا و رسولش بمن عطا فرمودند راضى و خشنود شدم و هيچ شكايتى ندارم).
منبع:
من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى
جلد1
صفحه 504
باب در بيان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پايان آن
دی 11, 1389
امام علی(علیه السلام), منبرک های روایی
2,246
حضرت علی علیه السلام :
الْجَلْسَةُ فِي الْمَسْجِدِ خَيْرٌ لِي مِنَ الْجَلْسَةِ فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ الْجَنَّةَ فِيهَا رِضَا نَفْسِي وَ الْجَامِعَ فِيهِ رِضَا رَبِّي
نشستن در مسجد، نزد من دوست داشتنىتر از نشستن در بهشت است، زیرا نشستن در بهشت برای رضای من است اما نشستن در مسجد برای رضايت خداست.
منبع:
إرشاد القلوب إلى الصواب
جلد2
صفحه 218