دی 8, 1390
منبرک های روایی
1,185
( به بهانه 5 صفر سالروز شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها)
حضرت رقيه با وجود سن كم انقلاب درست كرد و با همان لحظات كوتاه عمر به اندازه صد ها و هزاران انسان خدمت كرد
ما نيز بايد به اندازه خود از لحظه لحظه ي عمر استفاده كنيم
حضرت علي عليه السلام میفرمايند: ضایع کردن فرصت باعث اندوه و غم خواهد شد
به عنوان مثال :
عالمى را براى نماز ميت دعوت كرده بودند.
پرسيد: ميت زن است يا مرد؟ گفتند: مرد. دستور داد بندهاى كفن را باز كردند، آنگاه رو كرد به بستگان و آشنايان و گفت: خوب نگاه كنيد! چشمهاى او نمىبيند، شما كه چشمتان مىبيند خيانت نكنيد. ببينيد زبانش بسته است، شما كه مىتوانيد حرف بزنيد ناحق نگوئيد. گوشهاى او نمىشنود، شما كه مىتوانيد بشنويد صداي حرام گوش نكنيدآرى آن چند لحظه موعظه، از ساعتها پند روى منبر اثرش بيشتر بود.
طلبه ها سال چهارم يك كتابى مىخوانند به نام ” لمعه” نويسنده اين كتاب كه معروف به “شهيد” است ؛ در زندان اين كتاب را نوشته است
آقاى رى شهرى زمانى كه وزير اطلاعات بود مىگفت: من از خانه ام تا وزارتخانه بروم و برگردم 40- 30 دقيقه مىرفتم 40- 30 دقيقه برمى گشتم روزى يك ساعت و نيم در ماشين هستم. شروع كردم چند سالى كه وزير بودم در راه قرآن حفظ مىكنم و كل قرآن را ايشان در راه حفظ كرد.
ما كتابى داريم به نام 5 دقيقه هاى قبل از غذا ايشان يك تذكر خوبى داده گفته است
آزادگانى كه در زندانهاى عراق قرآن حفظ كرده اند
منبع مثال اول : خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد 2، صفحه : 63
منبع بقيه ي مثالها : برنامه درسهايى از قرآن سال 71 با موضوع نعمتهاىخدا 16، [26/ 12/ 71]
دی 5, 1390
منبرک های روایی
1,044
( به بهانه آغاز ماه صفر)
بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق ( صدقه دادن)و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسى خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاى نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فيض و غيره فرموده:
يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِين
منبع : مفاتيح الجنان، اعمال ماه صفر
دی 4, 1390
منبرک های روایی
927
الإمام الصّادق «عليه السلام»:
أدنى الإسراف هراقة فضل الإناء، و ابتذال ثوب الصّون
امام صادق «عليه السلام»:
كمترين اسراف بر زمين ريختن زيادى آب ظرف است، و لباس نو را در جاى لباس كار پوشيدن،
منبع : الحياة با ترجمه احمد آرام ،جلد 4 ،صفحه 310
نكته :اين روايت 2 نوع از اسراف را بيان فرموده است
الف) اسراف در خوراك مانند:
1.يك تكه گوشت غذا را براي كلاس گذاشتن ته ظرفش نگه مي دارد
2. ته ليوان شربت را نمي خورد
3. ريزه هاي غذا را از دور ظرف غذا جمع نمي كند
4. نان را هدر مي دهد
5. و …
ب) اسراف در لباس مانند
1. لباس بيرون را در خانه به تن مي كند
2. با لباس مهماني مكانيكي مي كند
3. لباسي كه در شان او نيست مي پو شد
4. با لباس شيشه ي ماشين را پاك مي كند
5. و …
دی 3, 1390
منبرک های روایی
1,152
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله ):
الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ صَاعٌ وَ سَيَأْتِي أَقْوَامٌ بَعْدِي يَسْتَقِلُّونَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِي وَ الثَّابِتُ عَلَى سُنَّتِي مَعِي فِي حَظِيرَةِ الْقُدْس
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:
آب وضو يك مدّ است و آب غسل يك صاع، و در آتيه نزديك پس از من گروههائى خواهند آمد كه اين مقدار آب را اندك شمارند و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند و هر كه استوار و پا بر جا بر سنّت من است در حظيره قدس (بهشت) با من خواهد بود.
منبع: من لا يحضره الفقيه، جلد 1 ، صفحه 35، باب مقدار الماء للوضوء و الغسل
نكته :
يك مد يعني 750 گرم و يك صاع يعني 3 ليتر (2 بطري نوشابه ي خانواده)
آذر 30, 1390
منبرک های روایی
2,456
( به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)
يكي از يادگارهاي امام سجاد عليه السلام صحيفه ي كامله ي سجاديه است
ما مي توانيم در لحظاتي كه كاري نداريم (مانند زمانهايي كه در صف بنزين يا گاز منتظريم و يا در مغازه وحتي پشت چراغ قرمز و…) اين دعا ها را بخوانيم
به عنوان مثال همين دعاي 34 صحيفه كه خواندن آن يك دقيقه و پنجاه و پنچ ثانيه بيشتر طول نمي كشد دعايي كه امام “هنگامى كه كسى را به رسوايى گناهى گرفتار مىديد ” مي خواند
متن اين دعاي شريف و زيبا
اى خداوند، حمد باد تو را كه گناهان را مىدانى و مىپوشانى.
حمد باد تو را كه بر حال درون ما آگاهى و ما را عافيت عطا مىكنى. اى خداوند، ما همگان در پى عيب و عار بودهايم و حال آنكه تو ما را بر زبانها نيفكندهاى، مرتكب گناهان بزرگ شدهايم و حال آنكه تو رسوايمان نساختهاى. در نهان بديها كردهايم و حال آنكه تو كسى را بر بديهاى ما راه ننمودهاى. بسا كارها كه نهى فرمودهاى و ما به جاى آوردهايم. بسا كارها كه فرمان دادهاى و ما را بر آنها آگاه ساختهاى، و ما تجاوز ورزيدهايم. بسا گناهان كه در كسب آن كوشيدهايم و بسا خطاها كه مرتكب شدهايم و تنها تو از آن آگاه بودهاى نه نگرندگان و تو از هر كس ديگر به افشاى آن تواناتر بودهاى. اى خداوند، عافيت تو چونان پردهاى بر روى چشمانشان فرو افتاد و چون سدى راه گوشهايشان را بگرفت. اى خداوند، چنان كن كه هر عيب ما كه پوشيده داشتهاى و هر گناه كه نهان كردهاى، ما را اندرز دهندهاى شود كه از اخلاق بد و ارتكاب خطاها بازمان دارد و به سوى توبهاى محو كننده گناهان براند و به آن راه كه پسند توست بكشاند.
اى خداوند، زمان توبه ما نزديك گردان و به غفلت گرفتارمان مساز، كه ما به تو مىگراييم و از گناهان توبه مىكنيم. بار خدايا، درود بفرست بر آن برگزيدگان از ميان آفريدگانت:
محمد و عترت او، آن پاكان و گزيدگان، و چنان كه خود فرمان دادهاى ما را نيوشنده سخن ايشان و فرمانبردار حكم ايشان قرار ده.
منبع: صحيفه سجاديه، دعاي 34
آذر 29, 1390
منبرک های روایی
30,234
مالك بن دينار مىگويد گفت:
شب جمعه اى بر گورستانى وارد شدم و ناگهان نور درخشانى را ديدم. از روى تعجّب گفتم: لا إله إلّا اللَّه، گويى خداوند- عزّ و جلّ- اهل اين گورستان را آمرزيده است. ناگهان شنيدم كه هاتفى از دور ندا مىكند و مىگويد: اى مالك بن دينار، اين هديه مؤمنان به اهل قبور و برادران ايمانىشان مىباشد. گفتم: سوگند به خدايى كه تو را به زبان آورد، از تو مىخواهم كه به من بگويى آن هديّه چيست؟ گفت:
مؤمنى در اين شب برخاست و وضوى كامل گرفت و دو ركعت نماز خواند و در هر ركعت
يك بار سوره فاتحة الكتاب و سوره قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ، و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قرائت نمود، و گفت:
«اللّهمّ، إنّى قد وهبت ثوابها لأهل المقابر من المؤمنين.»
– خداوندا، من ثواب آن را به مردگان مؤمنين هديه نمودم.
از اين رو خداوند، ما را از شرق و غرب و از هر سو، نور و گشايش و شادمانى عنايت فرمود.
مالك مىگويد: من همواره آن را در شبهاى جمعه مىخواندم، تا اينكه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم و ايشان به من فرمود: «اى مالك، در برابر نورى كه به امّت من هديّه نمودى، خداوند در ثواب آن تو را آمرزيد.» سپس فرمود: «خداوند در قصرى بهشتى كه «منيف» ناميده مىشود، خانهاى براى تو بنا نمود.» عرض كردم: معناى «منيف» چيست؟ فرمود يعنى «مشرف بر اهل بهشت.»
منبع : ترجمه فلاح السائل (ادب حضور )، صفحه 167
آذر 27, 1390
منبرک های روایی
1,492
شايد كسى گمان نمىبرد كه آن دوستى بريده شود و آن دو رفيق كه هميشه ملازم يكديگر بودند روزى از هم جدا شوند. مردم يكى از آنها را بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مىشناختند. معمولًا وقتى كه مىخواستند از او ياد كنند، توجه به نام اصلىاش نداشتند و مىگفتند: «رفيق …».
آرى او به نام «رفيق امام صادق» معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند آيا كسى گمان مىكرد كه پيش از آنكه آنها از بازار بيرون بيايند رشته دوستىشان براى هميشه بريده شود؟!.
در آن روز او مانند هميشه همراه امام بود و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند.
غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حركت مىكرد. در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام- كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود- خبرى نبود.
براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند غلام را ديد، با خشم به وى گفت:
«مادر فلان! كجا بودى؟».
تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند
كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود:
«سبحان اللَّه! به مادرش دشنام مىدهى؟! به مادرش نسبت كار ناروا مىدهى؟! من خيال مىكردم تو مردى باتقوا و پرهيزگارى. معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد.».
– يابن رسول اللَّه! اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است.
خودت مىدانى كه آنها مسلمان نيستند. مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم.
– مادرش كافر بوده كه بوده. هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند عملشان زنا نيست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمىشوند.
امام بعد از اين بيان به او فرمود: «ديگر از من دور شو.».
بعد از آن، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت
منبع : مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى،(داستان راستان)، جلد 18، صفحه : 293
آذر 26, 1390
منبرک های روایی
984
عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ:
إِنَّ اللَّعْنَةَ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ فِي صَاحِبِهَا تَرَدَّدَتْ بَيْنَهُمَا فَإِنْ وَجَدَتْ مَسَاغاً وَ إِلَّا رَجَعَتْ عَلَى صَاحِبِهَا
از ابى حمزه ثمالى، گويد: شنيدم امام باقر (عليه السلام) مىفرمود:
راستى چون لعنت از دهان صاحب خود بيرون آيد، ميان او و طرف لعن شده مردّد ماند، اگر مجوّزى يابد (بر ملعون بماند) و گر نه به گوينده خود برگردد
منبع: اصول كافى-ترجمه كمرهاى ، جلد 5، صفحه 341، باب دشنام …..
نكته :
گاهي ديده مي شود كه برخي به راحتي به پدر و مادر هم لعنت مي فرستند كه طبق اين روايت …
آذر 24, 1390
منبرک های روایی
1,376
همانطور كه مي دانيم سلام كردن مستحب است ولي جواب آن واجب (البته آمده است كه سلام كردن به 11 گروه كراهت دارد كه انشاء الله در آخر بحث مي آوريم )
نكته اينجاست كه برخي جواب سلام را به صورتي مي گويند كه پاسخ به حساب نمي آيد مانند آنكه در جواب سلام مي گويند “سلام از ماست ” اينكه جواب سلام نشد
و اقسام جواب سلام در نماز را قبلا آورده ايم
اما 11 گروه كه سلام كردن به آنان مكروه است
در كتاب مواعظ العدديه از قول حكما آمده است
المواضع التي لا يسلّم فيها أحد عشر:
الأول: على اليهودي و النصراني. الثّاني: إذا صلّى الجمعة و الإمام يخطب لا يسلّم لاشتغال الناس بالاستماع. الثّالث: العاري في الحمّام و غيره.الرّابع: المشتغل بالأذان و الإقامة. الخامس: القارىء للقرآن. السّادس:المشتغل برواية الحديث و مذاكرة العلم. السّابع: اللاعب بالنرد و الشطرنج. الثّامن: المغنّي. التاسع: مطيّر الحمام. و في معناه كلّ مشتغل بالمعصية.العاشر: من كان مشتغلا بقضاء الحاجة. الحادي عشر: المرأة الأجنبية.
گويند: در يازده مورد سلام مكروه است:
1- به يهودى و نصرانى.
2- هنگامى كه امام جماعت مشغول خطبه (نماز جمعه) است و مردم گوش مىدهند.
3- به كسى كه در حمام و غيره برهنه است.
4- به كسى كه مشغول اذان يا اقامه است.
5- به قارى قرآن.
6- به آنكه به نقل حديث يا بحث علمى مشغول است.
7- به قمار باز كه سرگرم نر دو شطرنج است.
8- به آوازه خوان.
9- به هر كسى كه در حال گناه است.
10- به كسى كه در حال قضاى حاجت است.
11- به زن نامحرم
منبع: تحرير المواعظ العددية، صفحه567، الفصل الثاني و في كلمات العلماء
آذر 23, 1390
فقهی, منبرک های روایی
1,112
سوال :
آيا كسي مي تواند هديه را پس بگيرد ؟
پاسخ :
به 7 شرط ( اگر يكي از شروط وجود داشت نمي توان هديه را پس گرفت)
1.هديه گيرنده از اقوام نسبي نباشد مانند پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، عمو ،خاله ، عمه و …
2.عين مال تغيير نكرده باشد يعني نمي توان گوساله هديه داد و موقعي كه گاو شده پس گرفت .
3.هبه ي معوضه نباشد . يعني در مقابل هديه عوض يا چيزي گرفته نشده باشد .
4.مال تلف نشده باشد مثلا ساندويچي كه خورده شده يا مال را سرقت كرده اند .
5. بخشنده يا فروخته نشده باشد يعني كسي كه هديه را گرفته آن هديه را نفروخته باشد و يا به ديگري هديه نداده باشد.
6.هر دو زنده باشند پس اگر يكي از آنان مرده باشند ورثه نمي توانند هديه را پس بگيرند و يا از ورثه هديه مطالبه شود.
7.قصد قربت نداشته باشد يعني در هنگامي كه هديه را داده اگر قصدش رضاي خدا باشد ، ديگر نمي تواند آن را پس بگيرد
منبع: منهاج الصالحين، حضرت آيه الله العظمي سيستاني، جلد 2، صفحه : 409 از مساله 1320 تا 1325
توجه اين نظر تمام مراجع مي باشد
آذر 17, 1390
منبرک های روایی
1,092
( به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)
قال الامام زين العابدين عليه السلام:
يَقُولُ الله يَا ابْنَ آدَمَ- ارْضَ بِمَا آتَيْتُكَ تَكُنْ مِنْ أَزْهَدِ النَّاسِ- ابْنَ آدَمَ- اعْمَلْ بِمَا افْتَرَضْتُ عَلَيْكَ تَكُنْ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ- ابْنَ آدَمَ اجْتَنِبْ مِمَّا حَرَّمْتُ عَلَيْكَ- تَكُنْ مِنْ أَوْرَعِ النَّاس
امام سجاد عليه السلام فرمودند:
خداوند ميفرمايد: پسر آدم خشنود باش بآنچه به تو داده ام زاهدترين مردمى
عمل كن بآنچه بر تو واجب نموده ام از عابدترين اشخاصى
و بپرهيز از حرامها تا با ورع ترين مردم باشي
منبع: بحار الأنوار الجامعة، جلد 75، صفحه 139، باب 21، وصايا علي بن الحسين ع و مواعظه و حكمه …..
آذر 16, 1390
منبرک های روایی
1,614
( به بهانه عاشوراي حسيني )
حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه آن جناب فرمود :
هر كس در روز عاشورا كارهاى خود را ترك كند و شغل خود را واگذارد حقتعالى حاجتهاى دنيا و آخرت او را برآورد و كسى كه روز عاشورا روز مصيبت و حزن و گريه او باشد حقتعالى روز قيامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت چشم او بوجود ما روشن شود و هر كس روز عاشورا را روز بركت نامد و در آن روز چيزى در منزل خود ذخيره كند آن ذخيره از براى او مبارك نباشد و حقتعالى در روز قيامت او را با يزيد و عبيد الله زياد و عمر بن سعد در اسفل دركات جهنم محشور گرداند
منبع: عيون أخبار الرضا -ترجمه آقا نجفى، جلد1، صفحه 225، باب بيست و هشتم در ذكر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار متفرقه
آذر 13, 1390
منبرک های روایی
8,517
(به بهانه هفته ي امر به معروف و نهي از منكر)
يكي از ديگر از شيوه هاي موثر در امر به معروف و نهي از منكر , بيان در غالب طنز است
داستان1:
داستان معروفى هست كه بهلول كه مرد عاقلى بود ولى خودش را به ديوانگى زده بود و به همان عالم ديوانگى سر به سر بزرگان و اكابر مىگذاشت و شوخى شوخى حقايق را به آنها مىگفت (مىگويند قوم و خويش و پسرعموى هارون هم بود) مىرفت و به هارون به همان عالم ديوانگىاش حرفهايى را كه هيچ عاقلى جرأت نمىكرد بگويد مىزد. يك وقتى از جايى مىگذشت، ديد كه دارند مسجدى مىسازند. رفت به آن بانيان مسجد گفت كه چكار مىكنيد؟ گفتند: مسجد مىسازيم.
گفت: مسجد براى چه مىسازيد؟ گفتند: مسجد را براى خدا مىسازيم. محرمانه رفت دستور داد تابلويى را روى سنگى درست كردند به نام مسجد بهلول. همين كه اين سنگ را درست كردند يك شب نصف شب- كه كسى نفهميد- رفت آن را در سردر مسجد زد، يك تابلوى خيلى بزرگى: مسجد بهلول. فردا صبح مردم آمدند نگاه كردند ديدند در سردر اين مسجد تازهساز نوشته مسجد بهلول. خود صاحب كارها آمدند و ديدند. ناراحت و عصبانى شدند، زدند تابلو را كندند و ريختند دور.
بهلول را گير آوردند، كتكش زدند و گفتند: اين چه كارى بود كه كردى؟ چرا نوشتى مسجد بهلول؟ گفت: چه عيبى داشت؟ گفتند: اين همه پول ما خرج كرديم كه مسجد به نام تو باشد؟! گفت: براى كى خرج كرديد؟ براى خدا خرج كرديد يا براى مردم؟
اگر براى خدا خرج كرديد كه خدا اشتباه نمىكند. اگر من نوشتم «مسجد بهلول» آيا خدا در حسنات من مىنويسد؟ خدا در حسنات شما مىنويسد. و اما اگر براى مردم كرديد پس چرا مىگوييد كه ما براى خدا كرديم. پس بر خودتان مطلب را مشتبه نكنيد.
منبع: مجموعه آثاراستادشهيدمطهرى، جلد26، صفحه 365
داستان 2
روزی بهلول به کاخ هارون الرشید قدم گذاشت . هارون در قصر نبود و فقط نگهبانان از کاخ محافظت و مراقبت می کردند
بهلول در قصر قدم زد و به تخت پادشاهی هارون الرشید رسید . تخت خالی بود و بهلول به سمت تخت حرکت کرد و روی آن نشست .نگهبان ها عصبی شدند و همانطور که خشمگین شده بودند به سمت بهلول حمله بردند و او را با کتک از تخت بیرون کشیدند
ساعتی بعد هارون الرشید به کاخ خویش برگشت و بهلول را گریان مشاهده کرد ..نگهبانان را صدا زد و سبب و علت گریه های بهلول را پرسید .
نگهبانان کل قضیه را برای هارون الرشید تعریف کردند .
هارون به قصد دلجویی نزد بهلول رفت و گفت : گریه نکن من نگهبانان را ادب خواهم کرد .
بهلول به هارون نگاهی کرد . گفت من برای خود گریه نمی کنم بلکه به حال تو گریه می کنم زيرا من برای لحظه ای روی تخت تو نشستم و این همه کتک خوردم تو که تمام عمر بر این تخت نشسته ای چه كتكي خواهي خورد ؟!؟
بسيار واضح است كه در هر دو داستان بهلول با بيان طنز امر به معروف و نهي از منكر كرد
آذر 6, 1390
منبرک های روایی
1,006
( به بهانه آغاز محرم )
اگر كسي در زندگي سنت خوبي را پايه گذاري كند ؛ تا زماني كه آن سنت به پا باشد برايش ثواب مي نويسند
و عكس آن نيز وجود دارد كه اگر شخصي سنت بدي را بگذارد تا زماني كه آن سنت ادامه دارد برايش گناه مي نويسند
حال مشكل اينجاست كه برخي سنت بدي را پايه گذاري مي كنند و فكر مي كنند كار خوبي است
مثال :
برخي براي امام حسين روضه برپا مي كنند و در آن انواع تجملات را به كار مي برند . يا چند سالي است كه مرسوم شده كه هر شب شام بدهند ؛ فكر مي كنم اين كار آن اخلاص و سادگي روضه ي ابا عبدالله را بر هم بزند .
والله اعلم
آذر 5, 1390
منبرک های روایی
974
( به بهانه آخر ذي الحجه )
روز آخر ذى الحجه كه آخر سال قمري است سيد در اقبال يك روايت ذكر كرده كه در اين روز
دو ركعت نماز وارد شده كه در هر ركعت حمد يك مرتبه و ده مرتبه قل هو الله أحد و ده مرتبه آية الكرسى بخواند و بعد از نماز بگويد
اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِي هَذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنِي عَنْهُ وَ لَمْ تَرْضَهُ وَ نَسِيتُهُ وَ لَمْ تَنْسَهُ وَ دَعَوْتَنِي إِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرَائِي عَلَيْكَ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لِي وَ مَا عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنِّي وَ لا تَقْطَعْ رَجَائِي مِنْكَ يَا كَرِيمُ
پس چون گفت اين را شيطان گويد واى بر من هر چه من رنج كشيدم در حق او در اين سال همه را خراب كرد به اين كلمات و شهادت دهد سال گذشته براى او كه سال خود را به خير ختم نمود
منبع : مفاتيح الجنان، اعمال آخر ماه ذي الحجه