منبرک های روایی

در این بخش منبرک های روایی را می توانید ببینید.

عقوبت ذخيره كردن مال و غذا و كسب وكار در روز عاشورا

 

( به بهانه نزديكي به روز عاشوراي حسيني )

  حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه آن جناب فرمود :

هر كس در روز عاشورا كارهاى خود را ترك كند و شغل خود را واگذارد حقتعالى حاجتهاى دنيا و آخرت او را برآورد و كسى كه روز عاشورا روز مصيبت و حزن و گريه او باشد حقتعالى روز قيامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت چشم او بوجود ما روشن شود و هر كس روز عاشورا را روز بركت نامد و در آن روز چيزى در منزل‏ خود ذخيره كند آن ذخيره از براى او مبارك نباشد و حقتعالى در روز قيامت او را با يزيد و عبيد الله زياد و عمر بن سعد در اسفل دركات جهنم محشور گرداند

منبع: عيون أخبار الرضا -ترجمه آقا نجفى، جلد‏1، صفحه 225، باب بيست و هشتم در ذكر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار متفرقه

 

داستاني از عشق و ارادت شهدا به امام حسين

 

(به بهانه محرم )

داستان1:

گلوی بریده حضرت علی اصغر عليه السلام

گفت:

«توی دنیا بعد از شهادت فقط یک آرزو دارم: اونم اینکه تیر بخوره به گلوم».

 تعجب کردیم. بعد گفت:

«یک صحنه از عاشورا همیشه قلبمو آتیش می زنه؛ بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر»

والفجر یک بود که مجروح شد. یک تیر تو آخرین حد گردنش خورده بود به گلوش.

وقتی می بردنش عقب، داشت از گلوش خون می آمد.

می گفت:

آرزوی دیگه ای ندارم مگر شهادت.

مشخصات شهيد: سردار شهید حاج عبدالحسین برونسی-فرمانده تیپ 18 جوادالائمه از لشکر 5 نصر

 

داستان2:

مداح بی سر

هم مداح بود هم شاعر اهل بیت

می گفت:

« شرمنده ام که با سر وارد محشر شوم و اربابم بی سر وارد شود؟»

بعد شهادت وصیت نامه اش رو آوردند. نوشته بود قبرم رو توی کتابخونه مسجد المهدی کندم.

 سراغ قبر که رفتند دیدند که براي هیکلش کوچیکه. وقتی جنازه ش اومد قبر اندازه اندازه بود، اندازه تن بی سرش.

راوی: مداح اهل بیت حاج کاظم محمدی

مشخصات شهيد: حاج شیرعلی سلطانی   مسئول تبلیغات تیپ امام سجاد  عليه السلام  فارس  محل دفن: کتابخانه مسجد المهدی شیراز

 جهت نياز به مطالعه 20 داستان كوتاه از عشق شهدا به امام حسين اينجا را كليك نماييد

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

چشم و هم چشمي يكي از موانع توليد ملي ،حمايت از كار و سرمايه ي ايراني

(به بهانه سال 1391 ؛ سال توليد ملي ،حمايت از كار و سرمايه ي ايراني)

حضرت امام صادق علیه السلام در اوضاع آخرالزمان می فرمایند :

وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ يَقْتَدُونَ بِأَهْلِ الشُّرُور

و ديدى مردم با هم؛ هم چشمى مى‏كنند و به مردم بد اقتدا مى‏كنند

منبع: بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، صفحه 71 

داستان:

يكى از قبيله ‏ها شترى را كشت و آبگوشت درست كرد و به مردم داد.

يك مقدار هم براى رييس قبيله‏ ی دیگر فرستاد. رييس قبيله گفت: شتر مى‏كشد و براى من آبگوشت مى‏فرستد. يك لگد زد و ظرف غذا را بر زمين ريخت. گفت: حالا كه رييس آن قبيله يك شتر كشته است. شما دو شتر نحر كنيد.

 همينطور اين دو قبيله چشم و هم چشمى كردند و هر روز تعدادى شتر را كشتند. قصه به آنجا رسيد كه از روى چشم و هم چشمى پنجاه شتر نحر شد. اميرالمؤمنين فرمود: احدى از اين آبگوشت‏ها نخورد.

آبگوشتى كه از روى چشم و هم چشمى است، خوردن ندارد. گفتند: پس با اين ديگ‏ها چه كنيم؟ فرمود: دور بريزيد تا شغال‏ها آنها را بخورند.

 

 

چهار سخن از چهار پيامبر (3- حضرت عيسي)

أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:

3. قال عيسى عليه السّلام: من رضي بقسمة اللّه فكأنّما عمل بالإنجيل.

…

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …

3.حضرت عيسىعليه السلام: آن كه به قسمت خداي رضا دهد؛ گويا به انجيل عمل كرده.

…

 منبع :

تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس

يكي از مهمترين مصاديق راضي بودن به قسمت ؛ و شايد معناي راضي بودن به قسمت “قناعت”است

داستانک :

 گويند شغالي،از شغال بودن خود خسته شد.

چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روي خويش را آراست و به ميان طاووسان درآمد.

طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند.

شغال از ميان آنان گريخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نيز او را به جمع خود راه ندادند و روي خود را از او برمي گرداندند.

شغالي نرمخوي و جهانديده، نزد شغال خودخواه و فريبكار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودي و داشتي قناعت مي كردي، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مي آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر مي انگيختي. آن باش كه هستي و خويشتن را بهتر و زيباتر و مطبوع تر از آنچه هستي، نشان مده كه به اندازه ي بود، بايد نمود» 

لطيفه:

ابو وائل گفت: من با دوستم به زيارت سلمان رفتيم و سلمان نان جو و نمك برايمان آورد.

 دوست من گفت: اگر در اين نمك سبزي هم بود بهتر بود.

سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداري سبزي گرفت و آورد.

وقتي غذايمان را خورديم دوست من گفت: شكر خداوند كه ما را قناعت بخشيد و با قناعت غذا خورديم 

سلمان گفت: اگر به روزي خود قانع بوديد آفتابه من به رهن نمي رفت.

چهار سخن از چهار پيامبر (4- حضرت رسول)

أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:

4.قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: من حفظ لسانه فكأنّما عمل بالقرآن.

 

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …

4.حضرت محمد صلي الله عليه و آله: كسى كه زبانش را نگهدارد گويا به قرآن عمل كرده.

منبع :

تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس

داستانک 1:

گويند: مرد عربى نزد پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) آمد، عرض كرد: يا رسول الله ، عملى به من بياموز كه باعث ورود به بهشتم شود. پيامبر فرمود:

1.  گرسنه را سير  ؛ 2.   تشنه را سيراب، 3.   امر به معروف  4.   نهى از منكر كن!

 و اگر نتوانستى جز در راه خير زبانت را نگهدار، زيرا تو بدين وسيله بر شيطان چيره مى‏شوى.

منبع: مجموعة ورام(تنبيه الخواطر) جلد ‏1  صفحه 105

داستانک 2:

لقمان به فرزندش نصيحت مي كند :اگر وارد مجلسي شدي گوشه اي بنشين و سخن مگو اگر ديدي ديگران صحبتهاي مفيد ميكنند وارد شو و اگر ديدي سخن مفيد نمي گويند داخل بر جمع آنان مشو  

(مانند جلساتي كه ساعتها مي نشينند و جز در رابطه با نوع گوشي همراه وماشين و سياست وغيبت و تهمت و مسخره كردن و  … سخني نمي گويند)

 

چهار سخن از چهار پيامبر (2- حضرت داود)

 

أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:

2. قال داود عليه السّلام: من منع نفسه عن الشهوات فكأنّما عمل بالزبور.

…

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …

2.حضرت داود عليه السلام: هر كه از شهوات خوددارى كند ؛ گويا به زبور عمل كرده.

…

 منبع :

تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس

در روايتي در جلد ‏71  بحار الأنوار  صفحه  185 آمده است  فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَة . شهوات انواع دارد:

بعضي شهوت خواب دارند ؛ و هر چه بخوابند ، باز هم تمايل به خواب دارند

بعضي شهوت مال دارند؛ هر چه پول به دست مي آورند ،طمعشان بيشتر مي شود

بعضي شهوت رياست دارند؛ براي به  دست آوردن مقام ، از هر طريقي وارد مي شوند

بعضي شهوت زيبايي دارند؛ هر چند ماه يكبار  جايي از صورتش را عمل مي كند

بعضي شهوت جنسي دارند؛ واز هر راهي براي تخليه شهوت  استفاده مي كنند

بعضي شهوت تنوع طلبي دارند ؛ بايد وسايلشان را زود زود عوض كنند

مانند:

تنوع طلبي در تلفن همراه ؛ كه هر  ماه گوشي اش را عوض مي كند

تنوع طلبي در ماشين ؛ بايد تند تند ماشين عوض كند

تنوع طلبي در همسر؛بعد از چند ماه كه با اين يكي بود ؛ دلش را ميزند و سراغ ديگري مي رود

تنوع طلبي در لباس؛ براي هر مهماني يك مدل جديد لباس تهيه مي كند.

تنوع طلبي در دكوراسيون منزل؛ بايد مبل و پرده و … را هر سال عوض كند

تنوع طلبي در دكوراسيون اداره ؛ (از آنجا كه پول ،مال خودش نيست )، رنگ و سنگ فرش و قاب وميز و … اداره بايد چند ماه يكبار عوض شود

و …

چهار سخن از چهار پيامبر (1- حضرت موسي)

أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:

1.قال موسى عليه السّلام: من قطع قرين السوء فكأنّما عمل بالتوراة.

…

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده:

1.حضرت موسى عليه السلام: هر كه رفيق بد را كنار گذارد؛ گويا به تورات عمل كرده.

…

 منبع :

تحرير المواعظ العددية

صفحه362

الفصل الخامس

دوست بد عامل انحراف انسان است ؛

گاه دوست بد ؛پدر انسان است وگاه مادر. گاه خواهر است و گاه برادر . گاه فرزند است و گاه همسر . گاه همسايه است و گاه همكار . گاه استاد است و گاه دانش آموز.گاه هم كلاسي است و گاه هم بازي . گاه اوستا است و گاه شاگرد.

به عنوان مثال:

چه كسي  فيلم هاي مبتذل را به انسان مي دهد؟

چه كسي دستور دروغگويي را به انسان مي دهد؟

چه كسي انسان را به دزدي كردن تشويق مي كند ؟

چه كسي انسان را به زنا و لواط و … دعوت مي كند ؟

چه كسي  موسيقي هاي  حرام را  به انسان ميدهد ؟

چه كسي انسان را به سيگاري شدن تشويق مي كند  ؟

چه كسي راههاي كلاهبرداري را به انسان ياد مي دهد ؟

چه كسي پيشنهاد دوستي هاي خياباني را به انسان مي دهد؟

چه كسي براي  اولين بار پيشنهاد مصرف مواد مخدر را به انسان مي دهد؟

چه كسي بلوتوث هاي مخرب و پيامكهاي مبتذل را براي انسان مي فرستد ؟

بخل

(به بهانه ميلاد امام هادي عليه السلام)

امام هادي عليه السلام مي فرمايند:

الْبُخْلُ أَذَمُّ الْأَخْلَاق‏

بخل ، پست  ترين اخلاق هاست

منبع:

بحار الأنوار، جلد ‏69 ، صفحه: 199

به عنوان مثال:

بسياري از مردم خانه هاي وسيعي دارند و در مقابل افرادي هستند كه خانه هايشان كوچك است ونيز پول گرفتن تالار براي عروسيشان را ندارند؛ چه مي شود عروسي در آن خانه هاي بزرگ گرفته شود.

بسياري در انبار منزل و مغازه يشان بخاري، يخچال، فريزر و … دارند و در مقابل بسياري از داشتن اينها محرومند.

بسياري كتاب مي نويسند، اما اجازه نمي دهند كسي از آن استفاده كند .

به راستي چرا برخي از ما اين‌قدر بخيل هستيم؟؟؟

داستان:

تاجرى تهرانى منشى متدينى داشت.

ساعت‏هاى آخر عمر تاجر رسيده بود. منشى از روى دلسوزى حضرت آيت ‏اللّه العظمى خوانسارى را بر بالين تاجر آورد تا بلكه نفسش اثر كند و خوش عاقبت بميرد.

آيت ‏اللّه خوانسارى هرچه پيرمرد را موعظه كرد و فرمود: در آستانه مرگ هستى اين همه سرمايه دارى، اين همه فقير و محروم چشم انتظارند، كارى براى خودت بكن. تاجر گفت: آقا هركارى مى‏كنم نمى ‏توانم ازپول ، دل بكنم.

آيت‏ اللّه خوانسارى هنوز از منزل آن شخص بيرون نرفته بود كه تاجر مُرد.

لطيفه :

از بخیلی پرسیدند،براي اين آيه خاطره اي هم داري ؟ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً  ؛با هر سختي گشايش است ؛

گفت : این‌که مهمانی ناگهان سر سفره برسد، اما روزه باشد.

 

آفتي به نام پرخوابي

 

(به بهانه نزديكي به ولادت امام هادي عليه السلام)

قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ عليه السلام:

مَنْ  أَكْثَرَ الْمَنَامَ رَأَى الْأَحْلَام‏

 امام هادي  عليه السّلام مي فرمايند:  هر كه پر خواب كند، دچار پرت‏ وپلا شود

منبع:

بحار الأنوار، جلد 58، صفحه 190

برخي از عوامل پر خوابي

1.پر خوري :

قال الصادق عليه السلام :

كثرة النّوم يتولّد من كثرة الشّرب، و كثرة الشّرب من كثرة الشّبع، و هما يثقلان النّفس عن الطّاعة، و يقسيان القلب عن التّفكّر و الخضوع.

امام صادق(عليه السلام) مي­فرمايد:

«خواب بسيار، از خوردن آب بسيار ناشى مى‏شود،( چرا كه با خوردن زياد آب، بلغم و رطوبات در مزاج انسان بيشتر مي شود كه موجب خواب مي­گردد)  و خوردن آب بسيار، از خوردن غذاى بسيار ناشی می­شود.»

منبع :مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 288

2.رفيق پر خواب: مصاحبت باعث تأثير اخلاق و رفتار افراد در دوستان و همنشينان آنان مي شود.

3.عدم برنامه ريزي : بعضي از انسانها زندگيشان برعكس است. شب را بيدارند و روز را مي خوابند. در حالي كه در قرآن آمده است :

 وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً * وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً * وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً (نبا 9-11 )

 و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم،  و شب را پوششى(براى خواب شما)،  و روز را وسيله‏اى براى كار كردن  و امرار معاش!

آفتی به نام پرخوابی

(به بهانه نزديكي به ولادت امام هادي عليه السلام)

قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ عليه السلام:

مَنْ  أَكْثَرَ الْمَنَامَ رَأَى الْأَحْلَام‏

 امام هادي  عليه السّلام مي فرمايند:  هر كه پر خواب كند، دچار پرت‏ وپلا شود

منبع:

بحار الأنوار، جلد 58، صفحه 190

برخي از عوامل پر خوابي

1.پر خوري :

قال الصادق عليه السلام :

كثرة النّوم يتولّد من كثرة الشّرب، و كثرة الشّرب من كثرة الشّبع، و هما يثقلان النّفس عن الطّاعة، و يقسيان القلب عن التّفكّر و الخضوع.

امام صادق(عليه السلام) مي­فرمايد:

«خواب بسيار، از خوردن آب بسيار ناشى مى‏شود (چرا كه با خوردن زياد آب، بلغم و رطوبات در مزاج انسان بيشتر مي شود كه موجب خواب مي­گردد)  و خوردن آب بسيار، از خوردن غذاى بسيار ناشی می­شود.»

منبع :مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 288

2.رفيق پر خواب: مصاحبت باعث تأثير اخلاق و رفتار افراد در دوستان و همنشينان آنان مي شود.

3.عدم برنامه ريزي : بعضي از انسانها زندگيشان برعكس است. شب را بيدارند و روز را مي خوابند. در حالي كه در قرآن آمده است:

 وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً * وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً * وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً (نبأ 9-11)

 و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم،  و شب را پوششى(براى خواب شما)،  و روز را وسيله‏اى براى كار كردن  و امرار معاش!

خدا، كجاي قلب ماست؟

 

 

 

ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِ (سوره احزاب آيه 4 )

خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد

وَ قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام :

 الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏

 دل حرم خداوند است، پس در حرم خدا كسى غير از خداوند را جاى ندهيد

منبع :

 بحارالانوار، جلد ‏67 ، صفحه 25 

انسان يك دل بيشتر ندارد؛ اگر غير خدا در آن بود، ديگر جايي براي خدا نيست.

داستانک:

روزى سليمان گنجشكى را ديد كه به همسر خود مى‏گويد: چرا با من معاشرت نمي كني، اگر تو بخواهى من جايگاه سليمان را با منقار خود بلند مى‏كنم و آن را در دريا مى‏افكنم، حضرت سليمان از كلام او به خنده افتاد، سپس آن دو را فرا خواند و به گنجشك نر فرمود: آيا قدرت انجام كارى را كه ادّعا كردى، دارى؟

 او گفت: خير، اى پيامبر خدا، ليكن مرد خود را براى همسرش بزرگ مى‏شمارد و نزد او لاف مى‏زند و عاشق را از بابت سخنانش سرزنش نمى‏كنند.

سليمان به گنجشك مادّه گفت: چرا با او معاشرت نمي كني ، با آنكه او عاشق توست؟

او گفت: اى رسول خدا، او ادّعاى عشق مى‏كند، امّا براستى دوستدار من نيست و همراه من ديگرى را نيز دوست دارد.

اين كلام گنجشك سليمان را متأثر كرد و او بشدّت گريست و تا چهل روز از مردم مفارقت نمود و در خلوت به مناجات با پروردگار خود پرداخت تا قلب خود را از محبّت غير خدا خالص كند.

منبع:

بحار الأنوار، جلد ‏14، صفحه 96

دروغ بدتر است يا شراب

(به بهانه شهادت امام باقر عليه السلام )

عَنْ‏ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب‏

حضرت باقر عليه السلام فرمود:

 خداى عز و جل براى بدى قفلهائى قرار داده، و كليدهاى آنها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.

منبع:

الكافي ، جلد  ‏2 ، صفحه   339    باب الكذب ….. 

 گاهي انسان به راحتي براي تعارف دروغ مي گويد!

داستانک:

مادر يكي از نمايندگان مجلس از دنيا مي رود و دفتر يكي از مراجع پيام تسليتي به اين عنوان آماده مي كند

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان با تمام وجود ناراحت شدند و…”

اين پيام را به آن مرجع  براي تاييد نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من با تمام وجود ناراحت نشدم؛ اين را عوض كنيد.

پيام را تصحيح مي كنند و مي نويسند:

 “جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد؛ ايشان بسيار ناراحت شدند و…”

براي دومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من بسيار  ناراحت نشدم؛ اين را عوض كنيد.

دفتر آن مرجع سومين پيام را اينگونه مي نويسند:

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان ناراحت شدند و…”

براي سومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد راستش من ناراحت هم نشدم؛ اين پير زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتي ندارد.

رئيس دفتر مي گويد پس چه بنويسيم ؟ نمي شود كه نوشت:

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان خوشحال شدند و…”

آن مرجع مي فرمايد چرا اينها را بنويسيد! ؛ بنويسيد:

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به …… رسيد ؛ ايشان براي علو درجات مادرتان دعا كردند“

*

نكته اينجاست كه گاه با تغيير كلمه اي ديگر دروغ نگفته ايم.

مواد مخدري به نام « بنگ »؛ در روايات

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ:

سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى أُمَّتِي يَأْكُلُونَ شَيْئاً اسْمُهُ‏ الْبَنْجُ‏  أَنَا بَرِي‏ءٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ بَرِيئُونَ مِنِّي:

پيامبر فرمودند:روزگاري بر امت من خواهد آمد كه ماده اي به نام بنگ مي خورند. من از آنان بيزارم و آنان  از من.

سَلِّمُوا عَلَى الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى وَ لَا تُسَلِّمُوا عَلَى آكِلِ‏ الْبَنْجِ‏:

پيامبر فرمودند:بر یهودی و نصرانی سلام کنید ولی بر مصرف کننده ی بنگ سلام نکنید.

مَنِ احْتَقَرَ ذَنْبَ الْبَنْجِ فَقَدْ كَفَرَ:

پيامبر فرمودند:کسی که گناه مصرف بنگ را کوچک بشمرد پس به تحقیق کافر شده است.

مَنْ أَكَلَ الْبَنْجَ فَكَأَنَّمَا هَدَمَ الْكَعْبَةَ سَبْعِينَ مَرَّةً وَ كَأَنَّمَا قَتَلَ سَبْعِينَ مَلَكاً مُقَرَّباً وَ كَأَنَّمَا قَتَلَ سَبْعِينَ نَبِيّاً مُرْسَلًا وَ كَأَنَّمَا أَحْرَقَ سَبْعِينَ مُصْحَفاً وَ كَأَنَّمَا رَمَى إِلَى اللَّهِ سَبْعِينَ حَجَراً وَ هُوَ أَبْعَدُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ وَ آكِلِ الرِّبَا وَ الزَّانِي وَ النَّمَّام‏:

پيامبر فرمودند: بزرگی گناه کسی که بنگ را مصرف کند مثل کسی است که هفتاد بار  کعبه خانه ی خدا را منهدم و ویران کرده باشد ؛ و مثل کسی است که هفتاد ملک مقرب الهی را کشته باشد و  بزرگی گناه کسی که بنگ را مصرف کند مثل کسی است که هفتاد پیامبر را کشته باشد  و یا گناهش مثل کسی است که هفتاد قرآن را به آتش کشیده باشد  و یا مثل کسی است که هفتاد بار به سوی خدا سنگ پرتاب کرده باشد.

منبع تمام روايات:

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ‏17، صفحه 86

 

احتکار

وَ عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله قَالَ :

جَاءَنِي جَبْرَائِيلُ مُتَغَيِّرَ اللَّوْنِ فَقُلْتُ يَا جَبْرَائِيلُ مَا لِي أَرَاكَ مُتَغَيِّرَ اللَّوْنِ قَالَ اطَّلَعْتُ فِي النَّارِ فَرَأَيْتُ وَادِياً فِي جَهَنَّمَ يَغْلِي فَقُلْتُ يَا مَالِكُ لِمَنْ هَذَا فَقَالَ لِثَلَاثِ نَفَرٍ لِلْمُحْتَكِرِينَ وَ الْمُدْمِنِينَ عَلَى الْخَمْرِ وَ الْقَوَّادِين‏

پيامبر فرمود: روزى جبرئيل بر من نازل شد، و رنگش پريده و حالش دگرگون بود سبب را پرسيدم: گفت: امروز بر دوزخ گذشتم و دره اي را ديدم كه پيوسته برافروخته بود، از مالك دوزخ پرسيدم: اين عذاب براى كيست؟ گفت: براى سه نفر: محتكران ، شرابخوار، و قوّاد (به هم رساننده ي زن ومرد در زنا )

منبع:

 إرشاد القلوب إلى الصواب، جلد‏1، صفحه 174

وَ قَالَ رسول الله صلي الله عليه وآله :  الْمُحْتَكِرُ مَلْعُون‏

پيامبر مكرم اسلام فرمودند :

كسي كه مالي را براي گران شدن نگه دارد ، ملعون است

وَ قَالَ صلي الله عليه و آله : مَنِ احْتَكَرَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ طَعَاماً ضَرَبَهُ اللَّهُ بِالْجُذَامِ وَ الْإِفْلَاس‏

 هر كه خوراكى را بر مسلمانان احتكار كند خدا او را به بيماري خوره و نيز به فقر مبتلا مي كند

منبع هر 2 روايت:

بحار الأنوار، جلد ‏59، صفحه  292

 داستان :

در کربلا عطار مشهوری زندگی می‌کرد. روزگاری مریض شد و بیماری‌اش طولانی گردید. یکی از دوستان به عیادتش رفت؛ دید که از وسایل زندگی چیزی برایش باقی نمانده است؛ فقط حصیری در زیر بدن و متکایی در زیر سر دارد. تاجر ثروتمند دیروز، حالا به چنین روزی افتاده است . در همین حال، پسر تاجر وارد شد و گفت: ” پدر، برای نسخه امروز پول نداریم تا دارو بخریم .”

تاجر، متکای زیر سرش را به او  داد و گفت: ” این را هم ببر و بفروش، تا ببینم راحت می‌شوم یا نه؟ “

دوست تاجر، از وی پرسید: جریان چیست؟

تاجر گفت: من در کربلا، نمایندگی فروش آبلیموی شیراز را داشتم . آبلیمو وارد می‌کردم و به مبلغ گرانی می‌فروختم. ناگهان در شهر، بیماری حصبه شایع شد و پزشکان اعلام کردند که آبلیمو برای درمان این بیماری سودمند است.

روز اول کاری نکردم، ولی روز بعد به خود گفتم: چرا آبلیمو را ارزان می‌فروشی؟ حالا که خریدار دو برابر شده است .

خلاصه، ابتدا [آبليموها را نگه داشتم تا قيمت گرانتر شود و بعد] قیمت آبلیمو را دو برابر و بعد چند برابر کردم. مردم بیچاره هم از روی ناچاری می‌خریدند. بعد دیدم که آبلیموهایم دارد تمام می‌شود و هر قدر هم که آن را گران می‌کنم مردم می‌خرند. بنابراین شروع به ساختن آبلیموی تقلبی کردم و از این راه سود سرشاری به دست آوردم.

اما، ناگهان بیمار شدم، این بیماری مرا از پا انداخت و بستری کرد. در اثر این بیماری، هر چه پول به دست آورده بودم، از دست دادم . تا این که امروز دیدی که فقط همین متکا باقی مانده بود، این را نیز دادم تا ببینم آیا از دست این زندگی راحت می‌شوم یا نه؟

منبع:

داستان‌های شگفت، شهید آیة الله دستغیب، صفحه  94.

خاطره :

چند روز پيش شخصي كه حسابدار شركت محصولات غذايي … بود برايم تعريف مي كرد:

مسئولين كارخانه متوجه شدند محصولات در  حال گران شدن است ، تمام محصولات را از بازار جمع كردند تا گران شود .

اتفاقا آن انبار آتش گرفت و همه آن محصولات سوخت .

عبادت يا عبوديت ؟ مسأله اين است

 

عبادت مهم تر است يا عبوديت ؟

بسياري عبادت را مشروط ميكنند وميگويند : تا دليلش را ندانيم انجام نميدهيم !!!

مثلا : تا ندانيم چرا تراشيدن ريش حرام است …

 و يا تا ندانيم چرا شستن دستها در وضو از بالا به پايين است …

و يا ما كه بعد از جنابت حمام مي رويم ؛چرا بايد به اين ترتيب غسل كنيم

 و …

اما اگر كسي عبوديت داشت “چرا”  نمي گويد

 

روايتي فوق العاده مهم و كارگشا :

قال الإمام الصادق – علیه السلام – :أمر الله إبلیس بالسجود لآدم، فقال: یا رب وعزتک إن أعفیتنی من السجود لآدم لأعبدنک عبادة ما عبدک أحد قط مثلها، قال الله جل جلاله: إنی احب أن اطاع من حیث ارید.

امام صادق – علیه السلام – فرمودند: خداوند به ابلیس دستور داد بر آدم سجده کند. او گفت: پروردگارا! سوگند به عزتت که اگر مرا از سجده بر آدم معاف داری تو را چنان پرستشی کنم که هرگز کسی مانند آن تو را نپرستیده باشد. خداوند جل جلاله فرمودند: من دوست دارم آن گونه که اراده می کنم اطاعت شوم.

منبع:

بحار الأنوار، جلد ۶۳، صفحه  ۲۵۰

 داستان :

مفضل بن عمر مي گويد :من و عبدالله بن ابى يعفور خدمت امام رسيديم . امام براى پذيرايى از ما ميوه آورد، اما عبدالله به ايشان عرضه داشت كه براى ناراحتى معده اش نمى تواند چيزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت ((اى امام بزرگوار، شما مى دانيد كه من همواره از شما اطاعت كرده ام و هر چه گفته ايد نه نگفته ام ، اگر اين انار را نصف كنيد و بگوييد اين نيمه حرام است و نيمه ديگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى كنم ، چون حرف شما حجت است )).

امام به او فرمود ((خدا رحمتش را شامل حالت گرداند)). سپس عبدالله بيمارى اش و درمان آن را كه پزشك گفته بايد شراب بخورد را به امام گفت و پرسيد :حال چه مى فرماييد

امام صادق (عليه السلام ) به او فرمود:شراب حرام است ، هرگز شراب ننوش ، اين شيطان است كه تو را وسوسه مى كند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت ، شراب به تو بنوشاند، اگر از شيطان نافرمانى كنى ؛ او نيز ماءيوس مى شود و دست از تو برمى دارد

از اين سخن امام ، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت . از امام خداحافظى كرديم و بازگشتيم . روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.

مفضل ، من شنيده ام اگر براى معالجه باشد اشكالى ندارد.

اگر اشكال نمى داشت امام صادق او را منع نمى كرد… به هر حال ، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمويش به او گفته بود ((بيچاره ، بخور اگر شراب ننوشى مى ميرى )). عبدالله نيز در جوابش گفته بود ((به خدا قسم يك قطره هم نخواهم نوشيد)). چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل كرد. خداى متعال هم او را براى هميشه شفا داد.

منبع :

رجال كشى، صفحه 247 تا 249

**منبرک**