فقط يك نصيحت

 

 

مرحوم آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی (قدس الله نفسه الزکیه) عالم بسیار بزرگوار و استاد العلماء به معنی الکلمه بود .یعنی به جز چند تا مرجع که با ایشان هم سن و هم دوره بودند، باقی علماء قاطبه شاگردی آقای سلطانی را نموده بودند.

یکی از آقازاده های ایشان می گوید:

یک روز نشسته بودیم؛ با خود گفتم از پدرم استفاده بکنم، به ایشان گفتم:

اگر بنا بشود که شما به من فقط یک نصیحت بکیند، چه میگویید؟

میگویند:

ایشان سرشان را پایین انداخته، تأملی کردند؛ سپس سرشان را بلند کرده فرمودند:

آبروی کسی را مبر!

منبع : گناهان كبيره، مصطفي كرمي نژاد،صفحه 80

 

ره نمودهایی برای حل مشکل

 

حضرت آيه الله ري شهري در كتاب زمزم عرفان مي نويسند:

[حضرت آيت الله بهجت ] براي حل مشكل ، مي فرمودند :

اين موارد را مراعات و عمل كنيد ، ان شاء الله مشكل ، برطرف گردد :

1. قرآن كوچكي را هميشه همراه داشته باشيد.

2. معوذتين ( سوره ي ناس و فلق) را بخوانيد و تكرار  نماييد .

3. آيه الكرسي را بخوانيد و در منزل نصب كنيد .

4. چهار قل را بخوانيد و تكرار كنيد ، خصوصا وقت خواب .

5. در موقع اذان ، با صداي نسبتا بلند ، اذان بگوييد .

6. روزي پنجاه آيه از قرآن كريم ، با صداي نسبتاً بلند ، بخوانيد.

 

منبع : كتاب زمزم عرفان، صفحه 221، بخش يكم فصل دهم ( ره نمودهاي ويژه ) ره نمود 14

 

 

رهن منزل

 

به فتواي تمام فقها رهن كردن كامل منزل حرام است

بايد اصل را بر اجاره گذاشت و فرع را بر رهن قرار داد

به فتواي مقام معظم رهبري بايد اجاره حدودا بيش از ده هزار تومان باشد

به فتواي آيت الله سيستاني گرفتن رهن بنابر احتياط واجب حرام است ( راهش اين است كه چون ايشان احتياط واجب مي دهند ؛ فقط در اين مساله به اعلم بعد رجوع كنيم )(كتاب مسايل جديد جلد 1 صفحه 87)

 

حق گويي در هر حال

 

 

قُلِ الْحَقَّ وَ لَوْ عَلَى نَفْسِك‏

 حق بگو گرچه به ضررت باشد

منبع : أمالي الصدوق، صفحه 72، المجلس السابع عشر

 

اين روايت را معمولا همه ي ما بلد هستيم ، حال ببينيم چقدر به آن عمل مي كنيم ، به عنوان مثال :

مي بيند فرزندش با ديگري دعوا مي كند ….. از كه حمايت مي كند ؟

مي بيند همسرش در حال بگو مگو با مغازه دار است ……از كه حمايت مي كند ؟

مي فهمد در كاري اشتباه كرده ….. آيا به طرف مقابل مي گويد ؟

در حال رانندگي مسيري را خلاف مي آيد و مردم به او اعتراض مي كنند ……..مي پذيرد وعذز مي خواهد ؟

مي بيند كه موكلش خطا كار است …….آيا وكالت او را رها مي كند ؟

و  …

و …

و …

ده خصلتي كه قوم لوط را هلاك كرد

 

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

عشر خصال عملها قوم لوط بها اهلكوا وتزيدها امتي بخله :

اتيان الرجال بعضهم بعضا ، رميهم بالجلاهق و الخذف، ولعبهم بالحَمام ، و ضرب الدفوف ، و شرب الخمور ،و قص اللحيه ،و طول الشارب ، و الصفير ،و التصفيق ، و لباس الحرير ؛و تزيدها امتي بخله ، اتيان النساء بعضهن بعضا

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند :

ده خصلت است كه به واسطه انجام آن قوم لوط هلاك شد . و امت من يكي بر آن اضافه مي كنند .

1.     1.  لواط

2.     2.  سنگ ريزه به هم پرتاب كردن

3.      3.  كفتر بازي

4.       4. دايره زدن

5.       5. شراب خوردن

6.       6. ريش تراشي

7.       7. بلند كردن سبيل

8.       8. سوت زدن

9.       9. كف زدن

10.    10. پوشيدن لباس حرير

و امت من يكي به آن اضافه مي كنند و آن : نزديكي زن با زن است

 

منبع : الجامع الصغير في احاديث البشير النذير، اثر :سيوطي، جلد 2، صفحه 155، حديث 5433

بیماریی به نام حسد

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ الْفَلَقِ . . . وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ

 

به نام خداى بخشاينده مهربان

بگو: به پروردگار صبحگاه پناه مى‏برم،  . . .  از شر حسود چون حسد  مى‏ورزد.   ( سوره فلق )

 

داستانی عجیب درباره حسد

در زمان یکی از خلفا، مرد ثروتمندی غلامی خرید. از روز اولی که او را خرید، مانند یک غلام با او رفتار نمی کرد، بلکه مانند یک آقا با او رفتار می کرد. بهترین غذاها را به او می داد، بهترین لباسها را برایش می خرید، وسائل آسایش او را فراهم می کرد و درست مانند فرزند خود با او رفتار می کرد. غلام می دید که اربابش همیشه در فکر است، همیشه ناراحت است. بالاخره ارباب حاضر شد او را آزاد کند و سرمایه زیادی هم به او بدهد.

یک شب ارباب درد دل خود را با غلام در میان گذاشت و گفت: من حاضرم تو را آزاد کنم و این مقدار پول هم بدهم، ولی می دانی برای چه اینهمه خدمت به تو کردم؟ فقط برای یک تقاضا، اگر تو این تقاضا را انجام دهی هر چه که به تو دادم حلال و نوش جانت باشد، و بیش از این هم به تو می دهم ولی اگر این کار را انجام ندهی من از تو راضی نیستم. غلام گفت: هر چه تو بگوئی اطاعت می کنم، تو ولی نعمت من هستی و به من حیات دادی. گفت: نه، باید قول قطعی بدهی، می ترسم اگر پیشنهاد کنم، قبول نکنی. گفت: هر چه می خواهی پیشنهاد کنی بگو، تا من بگویم ” بله “. وقتی کاملا قول گرفت گفت: پیشنهاد من این است که در یک موقع و جای خاصی که من دستور می دهم، سر مرا از بیخ ببری. گفت: آخر چنین چیزی نمی شود. گفت: خیر، من از تو قول گرفتم و باید این کار را انجام دهی. نیمه شب غلام را بیدار کرد، کارد تیزی به او داد، و با هم به پشت بام یکی از همسایه ها رفتند. در آنجا خوابید و کیسه پول را به غلام داد و گفت: همینجا سر من را ببر و هر جا که دلت می خواهد برو.

غلام گفت: برای چه؟ گفت: برای اینکه من این همسایه را نمی توانم ببینم. مردن برای من از زندگی بهتر است. ما رقیب یکدیگر بودیم و او از من پیش افتاده و همه چیزش از من بهتر است. من دارم در آتش حسد می سوزم، می خواهم قتلی به پای او بیفتد و او را زندانی کنند. اگر چنین چیزی شود، من راحت شده ام. راحتی من فقط برای این است که می دانم اگر اینجا کشته شوم، فردا می گویند جنازه اش در پشت بام رقیبش پیدا شده، پس حتما رقیبش او را کشته است، بعد رقیب مرا زندانی و سپس اعدام می کنند و مقصود من حاصل می شود! غلام گفت: حال که تو چنین آدم احمقی هستی، چرا من این کار را نکنم؟ تو برای همان کشته شدن خوب هستی. سر او را برید، کیسه پول را هم برداشت و رفت.

خبر در همه جا پیچید. آن مرد همسایه را به زندان بردند، ولی همه می گفتند اگر او قاتل باشد، روی پشت بام خانه خودش که این کار را نمی کند. پس قضیه چیست؟ معمائی شده بود. وجدان غلام او را راحت نگذاشت، پیش حکومت وقت رفت و حقیقت را اینطور گفت: من به تقاضای خودش او را کشتم. او آنچنان در حسد می سوخت که مرگ را بر زندگی ترجیح می داد. وقتی مشخص شد قضیه از این قرار است، هم غلام و هم مرد زندانی را آزاد کردند.

 

 

غسل جمعه

 

پيامبر صلي الله عليه وآله به حضرت علي عليه السّلام فرمودند:

يا علي هر هفت روز يك بار خود را بشوي و غسل كن در هر جمعه حتي اگر لازم شد براي تهيه آب ، غذاي روزانه ات را بفروشي اين كار را بكن . زيرا هيچ عمل مستحبي بهتر از غسل جمعه نيست

منبع: بحار الأنوار، جلد ‏86، صفحه  353

 

 اصبغ بن نباته، مى‏گويد: هر گاه امير المؤمنين عليه السّلام كسى را مى‏خواستند توبيخ كنند به او مى‏فرمودند: تو از كسى كه تارك غسل جمعه است ناتوان‏تر هستى،

منبع : علل الشرائع، جلد ‏1، صفحه 285  

 

 امام صادق عليه السّلام فرمود:

هر كس غسل جمعه كند و اين دعا را بخواند:

«أشهد أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله، اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اجعلني من التّوابين، و اجعلني من المتطهرين»

 همين دعا موجب پاكسازى او از آن جمعه تا جمعه ديگر است.

منبع: من لا يحضره الفقيه، جلد ‏1، صفحه 147   

فتاوای مضحک وهابیت

 

( به بهانه ۸ شوال روز تخریب بقیع توسط وهابیت ملعون)

 

چند فتواي مضحك وهابيت

 

1.       زمين ثابت و خورشيد مي چرخد : شیخ صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان، از سرشناس‌ترین علماي ديني و مفتيان عربستان سعودی، در پاسخ به این پرسش که آیا زمین به دور خورشید می‌چرخد، گفت: این امری است مربوط به خدا، که کهکشان‌ها را اداره می‌کند. قرآن كريم می‌گوید خورشید در حرکت است، در حالی که زمین ثابت بر جای می‌ماند. قرآن این واقعیت را بر ما آشکار اعلام می‌کند. ما به آیه قرآن باور داریم، نه به چیزی که دانشمندان ادعا می کنند – رجوع به سايت شيعه آنلاين

 

2.       اگر زني با سينه اش به مردي بزرگسال شير دهد آنان به هم محرم مي شوند – رجوع به كتاب شاخ شيطان صفحه 197

 

3.       حلال بودن بوسه بين دختران و پسران جوان در اماكن عمومي –منبع :  http://www.shia-leaders.com/?p=16662

 

4.       ممنوعيت سجده شكر بعد از گل زدن در فوتبال  –   دکتر “احمد الحداد” مفتي دبي گفت :بسياري از بازيکنان شرايط سجده مانند وضو ، پوشش بدن تا زانو و نيز جهت قبله را رعايت نمي کنند ، بنابر اين ، عمل آنان مقبول نخواهد بود. ..پيروزي در ورزش نعمتي نيست که در قبال آن شکرگزاري کرد.منبع: http://www.mazhabnews.com/fa/pages/?cid=2624

 

5.       بچه دار شدن از راه دور – اگر مردى دخترش را كه در شرق جهان با وى زندگى مى كند به همسرى پسرى در آورد كه او در غرب جهان با پدرش زندگى مى كند و هيچگاه آن دو يكديگر را نبينند و از محل زندگى بيرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او همان كسى خواهد بود كه در غرب دنيا زندگى مى كند، اگر چه هيچگاه همسرش را ملاقات نكرده و حتى نديده باشد.
همچنين اگر كسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زير نظر نگهبانان زندانى كنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در كنار همسرش ببيند همه آنان فرزندان وى خواهند بود اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. 

اين امر امكانش دور از واقعيّت نيست، زيرا ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد.

منبع : http://www.shia-leaders.com/?p=3037

 

آيا مي دانيد نظر وهابيت پيرامون انقلاب اسلامي ايران چيست ؟

دكتر عبدالله محمد غريب از وهابي‌هاي مصر است،‌ كتابي نوشته  به نام جاء دور المجوس، در صفحه ۳۵۷  از اين كتاب صراحتا مي‌گويد كه:

إن ثورة الخمينية، ثورة مجوسية ‌و ليست اسلامية، شطروية‌ و ليست بمحمدية، أعجمية و ليست بعربية، … ، إن خطر حكام تهران، أشد علي الإسلام من خطر اليهود؛

اين انقلاب امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) در ايران، يك انقلاب مجوسي است نه اسلامي، به طرف شاهنهشاهي و كسروي دعوت مي‌كنند نه به طرف رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اينها دنبال نژادپرستي هستند نه دنبال اسلام، … ، خطر حكام تهران از خطر حكام يهود بر اسلام بيشتر است

 

دكتر ناصر الدين قفاري ـ از اساتيد دانشگاه‌هاي رياض ـ در كتاب أصول مذهب الشيعة الإماميّه ـ كه رساله دكتراي نمونه تاريخ عربستان سعودي شمرده شده و الأن هم در مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه بين المللي مدينه در 3 سال، تدريس مي‌شود در جلد 3، صفحه 1392 به صراحت مي نويسد:

أدخل الخميني إسمه في أذان الصلوات و قدّم إسمه حتّي علي إسم النبيّ الكريم، فأذان الصلوات في ايران بعد إستلام الخميني للحكم و في كلّ جوامعها كما يلي: اللّه أكبر، اللّه اكبر، خميني رهبر، أي الخميني هو القائد، ثمّ أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه.

[امام] خميني، نام خود را در اذان نمازها داخل كرده و حتّي نام خود را بر نام پيامبر نيز مقدّم نموده است. در ايران، اذان در نمازها بعد از اعلام [امام] خميني به عنوان حاكم ايران و حاكم همه جوامع [مسلمانان] چنين است: اللّه‏اكبر، اللّه‏اكبر، خميني رهبر، يعني خميني پيشواي ماست، سپس[مي‌گويند] شهادت مي‏دهم كه محمّد فرستاده خداست!

 

جهت اطلاعات بيشتر درباره عقايد و آراي وهابيت به كتاب شاخ شيطان اثر استاد سيد مجتبي عصيري رجوع فرماييد

باز بودن نامه اعمال بعد از مرگ

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ:

 لَيْسَ يَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ صَدَقَةٌ أَجْرَاهَا فِي حَيَاتِهِ فَهِيَ تَجْرِي بَعْدَ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ صَدَقَةٌ مَوْقُوفَةٌ لَا تُورَثُ أَوْ سُنَّةُ هُدًى سَنَّهَا فَكَانَ يَعْمَلُ بِهَا وَ عَمِلَ مِنْ بَعْدِهِ غَيْرُهُ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَسْتَغْفِرُ لَه‏

  از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود:

پس از مرگ، چيزى جز سه خصلت به عنوان پاداش به دنبال شخص نيست:

1.       صدقه جاريه‏اى كه در زمان زندگى انجام داده كه پس از مرگش تا روز قيامت به عنوان صدقه وقف باقى مى‏ماند و كسى آن را به ارث نمي ‏برد

2.        يا روشى براى هدايت مردم داشته باشد كه به آن عمل مى‏كرد و ديگران هم پس از او به آن عمل كنند

3.        يا فرزند صالحى كه براى او طلب آمرزش كند.

منبع : الخصال ، جلد ‏1، صفحه 151،  ليس يتبع الرجل بعد موته إلا ثلاث خصال

نكته :صدقه ي جاريه مانند : ساخت مسجد ،مدرسه ، بيمارستان و …

سنت حسنه مانند : كاري كه انسان آن را انجام دهد و براي هميشه سنت شود

فرزند صالح ،اگر والدين در خوب بودن اونقش داشتند  . البته بايد توجه داشت عكس اين مورد هم وجود دارد و آن اينكه والدين در بد شدن فرزند نقش داشته باشند مانند والديني كه در كودكي فرزندشان براي او نوار مي گذارند و او را تشويق به رقصيدن يا به قول خوشان ( نيناي ناي )مي كنند آنگاه اين بچه كه بزرگ مي شود ، در عروسيها و پارتي ها هم مي رقصد و يا دختر بچه ي 7 يا 8 ساله خود را با بدترين وضع به خيابان مي آورند ومي گويند هنوز كوچك است

آيا تا به حال دقت كرده ايم بسياري از خانواده هاي مذهبي ، دخترانشان بدون حجاب است ؟ دليلش 2 چيز است ، افراط يا تفريط

 

 

صبر همسر ابو طلحه انصارى

 

 قال الامام الباقر عليه السلام :

لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْجَزَاءِ فِي الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّى أَنَّهُ قُرِّضَ بِالْمَقَارِيض‏

حضرت امام باقر عليه السلام مي فرمايند :

اگر مومن بداند كه در مصيبتها چه اجري براي او نهفته است آرزو مي كرد با قيچي ريز ريز شود

منبع: ميزان الحكمه، جلد 6، صفحه2967، باب صبر

 

 داستان زن ابو طلحه انصارى

  ابو طلحه انصارى يكى از ياران رسول خداست، زنى با ايمان داشت به نام «ام سليم»، اين زن و شوهر، پسرى داشتند كه مورد

علاقه هر دو بود، ابو طلحه پسر را سخت دوست مى‏داشت، پسر بيمار شد، بيماريش شدت يافت، به مرحله‏اى رسيد كه ام سليم دانست كه كار پسر تمام است.

ام سليم براى اين كه شوهرش در مرگ فرزندش بيتابى نكند او را به بهانه‏اى به خدمت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرستاد و پس از چند لحظه طفل جان به جان آفرين تسليم كرد.

ام سليم جنازه بچه را در پارچه‏اى پيچيد و در يك اطاق مخفى كرد، به همه اهل خانه سپرد كه حق نداريد ابو طلحه را از مرگ فرزند آگاه سازيد. سپس رفت و غذايى آماده كرد و خود را نيز آراست و خوشبو نمود. ساعتى بعد كه ابو طلحه آمد و وضع خانه را دگرگون يافت، پرسيد: بچه چه شد؟

ام سليم گفت: بچه آرام گرفت. ابو طلحه گرسنه بود، غذا خواست، ام سليم غذايى كه قبلا آماده كرده بود حاضر كرد و دو نفرى غذا خوردند و هم بستر شدند، ابو طلحه آرام گرفت، ام سليم گفت: مطلبى مى‏خواهم از تو بپرسم، گفت: بپرس گفت: آيا اگر به تو اطلاع دهم كه امانتى نزد ما بود و ما آن را به صاحبش رد كرده‏ايم ناراحت مى‏شوى؟

ابو طلحه گفت: نه هرگز، ناراحتى ندارد، امانت مردم را بايد پس داد.

ام سليم گفت: سبحان اللَّه، بايد به تو بگويم كه خداوند فرزند ما را كه امانت او بود از ما گرفت و برد.

  ابو طلحه از بيان اين زن تكان سختى خورد و گفت: به خدا قسم من از تو كه مادر هستى سزاوارترم كه در سوگ فرزندمان صابر باشم.

از جا بلند شد، غسل كرد، دو ركعت نماز به جا آورد، به حضور رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله رفت و ماجرا را از اول تا آخر براى آن حضرت شرح داد. رسول اكرم فرمودند: خداوند ديشب شما را قرين بركت قرار داد و نسل پاكيزه‏اى نصيب شما گرداند. خدا را سپاس مى‏گزارم كه در امت من مانند صابره بنى اسرائيل قرار داد

منبع : يكصد موضوع 500 داستان، جلد 1، صفحه 51، بخش استقامت

 

ازدواج مجدد زنان بيوه ، حافظ امنيت جامعه

 

وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى‏ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ        (بقره 232)

 و هنگامى كه زنان را طلاق داديد و عدّه خود را به پايان رساندند، مانع آنها نشويد كه با همسران(سابق) خويش، ازدواج كنند! اگر در ميان آنان، به طرز پسنديده‏اى تراضى برقرار گردد. اين دستورى است كه تنها افرادى از شما، كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن، پند مى‏گيرند(و به آن، عمل مى‏كنند). اين(دستور)، براى رشد(خانواده‏هاى) شما مؤثرتر، و براى شستن آلودگيها مفيدتر است؛ و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد.

 

خداوند در اين آيه يكي از راههاي امنيت و پاكيزه شدن جامعه را بيان مي فرمايد و آن

” ازدواج مجدد زنان بيوه “

است .

واقعا چه ايرادي دارد كه مردي كه همسرش ازدنيا رفته با زني كه شوهرش فوت كرده ازدواج كنند و متاسفانه ديده مي شود كه فرزندان از خود غيرت بي مورد نشان مي دهند و براي والدين تعيين و تكليف مي كنند

 

شرط پیامبر(صلي الله عليه و آله) برای منبر رفتن عالمی که مرجعیت را نمی‌پذیرفت

 

Windows User
Normal
Windows User
2
5
2016-11-07T17:14:00Z
2016-11-07T17:14:00Z
1
192
1095
9
2
1285
15.00

 

Clean
Clean
false

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

 

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin-top:0cm;
mso-para-margin-right:0cm;
mso-para-margin-bottom:8.0pt;
mso-para-margin-left:0cm;
line-height:107%;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

آیت‌الله بهجت درباره آیت‌الله آقا میرزا هادی خراسانی فرمودند:

آقا میرزا هادی خراسانی با اینکه از نظر علمی، در حد مرجعیت بود، رساله ننوشت و مرجعیت را نپذیرفت. (در بیانی دیگر نیز آیت لله بهجت فرموده‌اند: بعد از مرحوم آقا سیدمحمدکاظم یزدی، مرحوم میرزا هادی خراسانی، شایسته مرجعیت بود ولی قبول نکرد…) حضرت رسول(صلي الله عليه و آله) را در عالم رویا دید.

پيامبر به وی فرمودند: “چرا مرجعیت را قبول نمی‌کنی؟”

پاسخ داد:“مسئولیت آن سنگین است، نمی‌توانم“

فرمودند: “اگر مرجعیت را نمی‌پذیری، منبرو برو، اما به سه شرط:

1.        اینکه خلف وعده نکن! (اگر گفتی فلان ساعت می‌آیم، در وقت مقرر در مجلس، حاضر شو… )

2.        اینکه هرچه دادند، بگیر. به کم و زیادش کاری نداشته‌باش (…شرط نکن که فلان مبلغ را بدهید)

3.       اینکه اگر در مجلس (وسط منبر) پذیرایی کردند؛ چای دادند و …، ناراحت نشو .


منبع : كتاب زمزم عرفان، یادنامه ای درباره مرجع و عارف بزرگوار، آیت الله بهجت(ره)،  تالیف آيت الله محمد محمدی ری شهری، صفحه 104، در بخش ارزشهاي اخلاقي و عملي 11/6

عذر پذيري

 

قال علي عليه السلام

اقْبَلْ عُذْرَ أَخِيكَ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْرا

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:

 عذر برادرت را بپذير و اگر عذرى نداشت عذرى برايش بتراش.

منبع: تحف العقول، صفحه 181، آدابى كه حضرت على عليه السلام به اصحاب خود آموخت

 

 

اما بعضي ها امثال من ؛ نه تنها وقتي كسي از آنان عذرخواهي مي كنند نمي پذيرد ؛ بلكه به دنبال پيدا كردن نقطه ضعفي از دوستشاند كه وقتي كدورتي پيدا شد آن را علم كنند   

 

 

20 داستان كوتاه از زندگی امام كاظم علیه السلام

توجه : این متون در برگه های «ابر و باد» یا «تذهیب»  متناسب برای ایام ولادت و شهادت امام كاظم علیه السلام  جهت نصب در مسجد ،  پایگاه بسیج ، دانشگاه ، اداره و یا … می باشد

نكته : از آنجا كه 7 صفر سالروز ولادت امام كاظم علیه السلام و ارتحال آیت الله مرعشی نجفی در یك روز است   لذا از هر كدام از دو بزرگوار 15 داستان در مسجد نصب می شود.

***

حال خلیفه روز به روز بدتر می‌شد، پزشکان هم از معالجه‌اش عاجز!

گفتند:

” موسی‌بن‌جعفر را بیاورید.  اگر دعا کند خدا شفایش می‌دهد.”

به امام خبر دادند.

همین طور که می‌آمد زیر لب دعا می‌کرد. وقتی رسید حال خلیفه بهتر شده بود. پرسیدند:

“چه دعایی بود؟”

ـ گفتم خدایا او را به خاطر گناه خودش بیمار کرده‌ای، به خاطر بندگی و عبادت من شفا بده!

***

 

مرد فقیر را که دید، نشست کنارش توی خرابه. گفت:

“کاری داری بگو برایت انجام دهم.”

ـ شما امامید، نشسته‌اید توی خرابه؟

نگاهش کرد، گفت:

“پدرمان که یکی است. پس برادریم! شهرمان هم که یکی است. پس همسایه‌ایم! خدامان هم که یکی است. پس بنده‌ایم! چرا ننشینم؟”

***

بیشتر بخوانید »

فطريه

 

(به بهانه روز آخر ماه رمضان «احتمالا»)

فطريه ميهمان

كسي كه فقط افطار شب عيد مهمان كسي است به فتواي اكثر مراجع فطريه به گردن خود شخص است . مگر آنكه غروب آفتاب آمده باشد و شب را آنجا بخوابد

 

افطاري عمومي

در مكانهايي كه افطاري مخصوص يك شخص نيست ( مانند اماكن دولتي ، مذهبي و …) گرچه شب هم آنجا باشد فطريه به عهده خود فرد است

 

مقدار فطريه

سه كيلو قوت غالب ( نان يا برنج )

 

فطريه زن سيد

فطريه بايد مطابق  نوع سرپرست خانواده داده شود مثلا شخصي خودش سيد است و همسرش غير سيده بايد زكات فطره به سيد داده شود و يا برعكس كسي كه خودش سيد نيست و زنش سيده است  بايد زكات به عير سيد داده شود

جهت اطلاع بيشتر به رساله ي مراجع قسمت زكات فطره رجوع فرماييد

**منبرک**