فضيلت دائم الوضو بودن

 

قال رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : أكثِرْ مِن الطَّهورِ يَزِدِ اللّه‏ُ فيعُمرِكَ ، وإنِ استَطَعتَ أن تَكونَ بِاللَّيلِ والنَّهارِ على طَهارَةٍ فافعَلْ ؛ فإنَّكَ تَكونُ إذا مُتَّ علَى الطَّهارَةِ شَهيدا .

 

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : 

فراوان وضو بگير تا خداوندعمر تو را زياد گرداند. و اگر توانستى شب و روز با طهارت باشى اين كار را بكن ؛ زيرا اگر در حال طهارت بميرى، شهيد خواهى بود.

 

قال رسولُ اللّه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : الطّاهِرُ النّائمُ كالصّائمِ القائمِ .

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: 

كسى كه با طهارت بخوابد،همانند روزه‏ دارِ شب‏ زنده‏ دار است.

منبع: ميزان الحكمه، جلد 14، صفحه 6866

داستان :

مادر سردار شهيد حسن تهرانی مقدم درباره ي فرزند شهيدش مي فرمايد :

 من که یاد ندارم از 9 سالگی نماز اول وقتش ترک شود همیشه وضو داشت و دائم الوضو بود.

حدیثي فوق العاده در باره وضو

 

قَالَ رسول الله صلّى اللَّه عليه و اله: يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى :

مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ لَمْ يَدْعُنِي فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعَانِي فَلَمْ أُجِبْهُ فِيمَا يَسْأَلُ عَنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَاف‏

 

نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و اله فرمود خداى تعالى ميفرمايد:

 هر كس حدثى از او سر زند(وضويش باطل شود)   و تجديد وضو نكند به من ستم كرده

و هر كس حدثى از او سر زند و تجديد وضو كند و دو ركعت نماز بجا نياورد و مرا نخواند بمن ستم كرده

و هر كس حدثى از او سر زند و تجديد وضو كند و دو ركعت نماز بجا آورد و مرا بخواند و من  او را جواب ندهم در مقابل خواسته‏هاى دينى و دنيائى ،او را ستم كرده‏ام و حال اينكه من خداى ستمگر نيست

منبع : وسائل الشيعه، جلد 1، صفحه 382

خواندن دعاي غريق ، رمز نجات از فتنه هاي آخرالزمان

 

سوال ؛ در فتنه هاي اين دوران (مانند چشم چراني نكنيم  ويا حجاب خود را از دست ندهيم  و يا مسخره كردن ديگران ما را از اصولمان دور نكند و يا  …) چه كنيم ؟

 

شيخ صدوق عطر الله مرقده روايت كرده از عبد الله بن سنان كه گفت حضرت صادق عليه السلام فرمود كه:

زود است مى‏رسد به شما شبهه پس ميمانيد بدون نشانه و راهنما و پيشواى هدايت كننده و نجات نمى‏يابد در آن شبهه مگر كسى كه بخواند دعاى غريق را

گفتم :چگونه است دعاى غريق ؟

فرمود: مى‏گويى

” يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِك “

منبع : مفاتيح الجنان، بعد از زيارت وارث و قبل از زيارت حضرت عباس

خاطره اي از سردار خيبر شهيد حاج ابراهيم همت

 

(به بهانه 17 اسفند سالروز شهادت شهيد همت)

2 خاطره از سردار خيبر

 

سر تا پاش‌ خاكي‌ بود. چشم‌هاش‌ سرخ‌ شده‌ بود؛ از سوز سرما.

 دو ماه‌ بود نديده‌ بودمش‌.

 ـ حداقل‌ يه‌ دوش‌ بگير، يه‌ غذايي‌ بخور. بعد نماز بخون‌.

سر سجاده‌ ايستاد. آستين‌هاش‌ را پايين‌ كشيد و گفت‌ «من‌ با عجله‌اومده‌م‌ كه‌ نماز اول‌ وقتم‌ از دست‌ نره‌.»

كنارش‌ ايستادم‌. حس‌ مي‌كردم‌ هر آن‌ ممكن‌ است‌ بيفتد زمين‌. شايداين‌جوري‌ مي‌توانستم‌ نگهش‌ دارم‌.

***********************

قلاجه‌ بود و سرماي‌ استخوان‌سوزش‌.

 اوركت‌ها را آورديم‌ و بين‌ بچه‌هاقسمت‌ كرديم‌. نگرفت‌.

گفت‌:

 «همه‌ بپوشن‌. اگه‌ موند، من‌ هم‌ مي‌پوشم‌.»

تا آن‌جا بوديم‌، مي‌لرزيد از سرما.

منبع :  كتاب « همت » از مجموعه كتب  يادگاران

 

 

جهت نياز به مطالعه 15داستان از شهيد همت اينجا را كليك فرماييد

صلواتي برابر ده هزار صلوات

 

شخصي نزد سلطان محمود بسكتكين رفت و گفت:

مدتي بود كه مي خواستم رسول خدا را در خواب ببينم و غم و اندوه خود را برايش بازگو دارم كه سعادت مساعدت نمود و جمال آن حضرت رادر خواب ديدم و گفتم يا رسول الله هزار درهم قرض دارم و قادر نيستم و ميترسم اجل برسد و آن بدهي در گردن من باقي بماند.

آن حضرت فرمود: برو نزد بسكتكين و آن مبلغ را از او بستان.

عرض كردم:شايد از من باور نكند.

فرمود: به او بگو نشان به آن نشان كه در اول شب بر من سي هزار مرتبه صلوات مي فرستد و در آخر شب نيز سي هزار مرتبه ي ديگر براي من صلوات ميفرستد.

 

سلطان محمود از شنيدن اين خواب به گريه در آمد و تصديق كرد و قرض او را ادا كرد و هزار درهم به او نيز بخشيد اطرافيان سلطان تعجب كردند و گفتند: اي سلطان حرف هاي او را چگونه تصديق ميكني و حال آنكه ما اول شب و آخر شب با تو هستيم و نمي بينيم كه به فرستادن صلوات مشغول باشي و اگر هم كسي در تمام اوقات شبانه روز به فرستادن صلوات مشغول باشد نمي تواند شصت هزار صلوات بفرستد.(زيرا اگر هر صلوات 3 ثانيه طول بكشد شصت هزار صلوات ، 50 ساعت طول مي كشد)

سلطان محمود گفت :

من از علما شنيده ام كه هر كس اين صلوات را بفرستد گويا چنان است كه ده هزار مرتبه صلوات فرستاده است و من نيز در اول شب سه مرتبه و در آخر شب نيز سه مرتبه ميخوانم، پس اين شخص كه پيام آن حضرت را آورده درست و راست ميگويد و اين گريه ي من از شادي است.

 و اين صلوات اين چنين است:

(اللهمَ صلِّ علي سَيِّدنا و نبينا محمد [و آله] ما اخْتَلَفَ المَلَوان وَ تَعاقَبَ العَصْران وَ كَرَّ الجَديدان وَ اْسْتَقْبَلَ الفَرقَدان وَ بَلِّغ رُِوحَهُ وَ اَرواحَ اَهلِ بِيتِه مِنِّي التَّحيَّهَ وَ السَّلام)

منبع : تفسير روح البيان،  جلد ‏7، صفحه: 234 و كتاب شرح و فضايل صلوات، صفحه 177

 

 

 

ترجمه

“خدايا درود فرست بر مولاي ما و پيامبر ما محمد و خاندانش مادامي كه رفت و آمد مي كنند كشتي رانان  و روز ها و شب ها به دنبال هم ميرسند و آن دو ستارهي قطبي بزرگ و كوچك روي مي آورند و روان او و خاندانش از سوي من درود و سلام برسان”

خوشا به حال اهل قم

 

(به بهانه سالروز وفات کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها )

وَ رُوِيَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ أَنَّهُمْ دَخَلُوا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ قَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَقَالَ مَرْحَباً بِإِخْوَانِنَا مِنْ أَهْلِ قُمَّ فَقَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَأَعَادَ الْكَلَامَ قَالُوا ذَلِكَ مِرَاراً وَ أَجَابَهُمْ بِمِثْلِ مَا أَجَابَ بِهِ أَوَّلًا فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ  حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ الرَّاوِي وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ يُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَام‏

 

 و از شمارى از مردم رى روايت است كه بر امام ششم وارد شدند و گفتند:

 ما اهل رى هستيم،

امام فرمود: مرحبا به برادران قمى ما،

گفتند: ما اهل رى هستيم و امام سخن خود را باز گفت، چند بار گفتند و همان پاسخ را شنيدند.

پس فرمود:

 “خدا را حرمى است كه مكه است، و رسول خدا را حرمي كه مدينه است و امير المؤمنين را حرمى كه كوفه است، و ما را هم حرمى كه شهر قم است، و البته در آن زنى از فرزندانم به خاك رود بنام فاطمه و هر كه‏او  را زيارت كند بهشت بر او واجب شود”

 راوى گفت: اين سخن امام پيش از اين بود كه امام كاظم عليه السّلام زائيده شود

 

منبع : بحار الأنوار، جلد ‏57  ، صفحه 216  ، باب 36 الممدوح من البلدان و المذموم منها و غرائبها

نظر مراجع درباره ي شركت در انتخابات

 

(به بهانه نزديكي به انتخابات )

حضرت امام خميني(رحمه الله عليه):

چه بسا که در برخي مقاطع حضور نيافتن در انتخابات يا مسامحه در آن، گناهي باشد که در راس گناهان کبيره است، پس علاج واقعه را قبل از وقوع بايد کرد و الا کار از دست همه خارج خواهد شد. اين وظيفه اي است شرعي و ملي و انساني، که همه بايد به آن عمل کنيم و همه ما بايد در انتخابات شرکت کنيم

 

مقام معظم رهبري :

برای كسانی كه شرایط را دارند و امكان شركت در انتخابات برای آنها وجود دارد؛ واجب است.

به نقل از حجت الاسلام و المسلمین ‘فلاح زاده’


آیت الله العظمی مكارم شیرازی’:

 ترك شركت در انتخابات، بدون عذر شرعی جایز نیست.


آیت الله العظمی ‘سیستانی’ :

شرکت در انتخابات واجب شرعي و عدم شرکت در آن امري نابخشودني است. اگر کسي نتواند نماز بخواند يا روزه بگيرد مي تواند قضاي آن را ادا کند اما شرکت نکردن در انتخابات امري است که قضاي آ ن ادا نمي شود.                    

 خراسان – مورخ سه‌شنبه 1390/12/02 شماره انتشار 18060


آیت الله العظمی ‘صافی گلپایگانی’ :

 همه صحنه‌هایی كه مردم حضور دارند، برای آن است كه می‌خواهند دین را نگه دارند و در برابر دشمنان اسلام صف آرایی كنند و اجتماعاتی با این شكوه و عظمت، با انگیزه‌ای جز حفظ دین فراهم نمی‌شود.


آیت الله العظمی ‘فاضل لنكرانی’ :

 در پاسخ به سوالی مبنی بر این كه اگر شوهری همسر خود را از شركت در انتخابات و خروج از منزل برای این كار منع كند، آیا زن می تواند بدون اذن او از منزل خارج شده و در انتخابات شركت كند؟ می فرمايند :

 در واجب عینی، اذن شوهر به هیچ وجه دخالت ندارد.

وابستگي نمايندگان

 

(به بهانه نزديكي به انتخابات )

امام خامنه اي (مد ظله العالي ):

اگر چنان‌چه نامزدها به مراكز ثروت و قدرت متصل شوند، كار خراب مي‌شود.

سخنراني، 19 دي 1390در ديدار با مردم قم

 

داستاني درباره ي عدم وابستگي

یکی از بزرگان درباره ی آب چاه تحقیقی کرده بود و به این نتیجه رسیده بود که آبِ چاه تا هنگامی که تغییر نکند و رنگ و بو و طعمش عوض نشود نجس نخواهد شد و قابل استفاده خواهد بود.

هنگامی که از این تحقیق خلاص شد،متوجه گردید که خودش در خانه چاهی دارد،این بود که با خودش گفت:” شاید به خاطر این چاه و راحتی خودم این چنین فتوایی داده ام و به این نتیجه رسیده ام.”

از این رو دستور داد که چاه را پر کردند و آنگاه دوباره تحقیق را شروع کرد،در هنگامی که چاه نداشت و منافعی او را منحرف نمی کرد.

انسان قبل از شروع به حرکت باید آزاد شود و از سودها ،هواها،تعصب ها ،عادت ها و تقلیدها خود را خلاص کند.

منبع: كتاب مسولیت و سازندگی، اثر ارزشمند استاد علي صفايي حايري(عين – صاد)، جلد 1، صفحه 74

و به قول سيد شهيدان اهل قلم ؛شهيد آويني :

مومن اگر وابستگي داشته باشد نمي تواند قيام كند و عصر ما عصر قيام است .

متن كامل وصيت نامه

 

از آنجا كه وصيت نامه هاي موجود در بازار بسيار ناقص است بر آن شديم وصيت نامه ي كاملي را بنويسيم

جهت دريافت متن كامل وصيت نامه به صورت pdf اينجا را كليك نماييد (به صورت مرتب و صفحه بندي شده)

جهت دريافت متن كامل وصيت نامه به صورت word به ادامه منبرك رجوع نماييد

 

اين پست بسيار مهم است

 

از آنجا كه چند روزي در مسجد درباره ي وصيت صحبت مي كنم  و بناست در آخر ، متن كامل وصيت نامه ، بين نمازگزاران پخش  شود (زيرا وصيت نامه هاي موجود در بازار  بسيار ناقص است) قرار شد همان وصيت نامه كامل انشاء الله در اين وبلاگ چاپ شود كه همه بتوانند استفاده كنند.انشاء الله

پس منتظر بمانيد (از آنجا كه هيچكس اطمينان ندارد زنده باشد ؛ فعلا علي الحساب وصيتي كنيد؛ تا اين متن حاضر شود )

انواع وصيت

 

الف ) وصيت مستحب

ب ) وصيت واجب

اما وصيت مستحب مانند وصيت اخلاقي و نصيحت

مانند وصاياي ائمه كه غالبا وصاياي اخلاقي است مثل وصيت امام علي عليه السلام (الله الله بالقرآن …) ويا وصيت امام صادق عليه السلام (به شفاعت ما نميرسد كسي كه نماز را سبك بشمارد) و …

و اما وصيت واجب

وصيت ديون مانند:

مهريه ي زن

حج در صورتي كه استطاعتش را داشته

خمس در صورت بدهكاري

نماز قضاي واجب

روزه ي قضاي واجب

كفاره ي عمد روزه ي رمضان

رد مظالم واجب

نكته ي بسيار مهم : از آنجا كه با مرگ هر كسي سال خمسي او فرا مي رسد ، درآمد سال آخر عمر و آنچه با آن در آمد تهيه نموده است  و موونه نشده است ؛ خمس دارد

پس هر كس بايد در وصيت نامه اش سال خمسي اش و نيز نام مرجع تقليدش را ذكر كند  

اهميت نوشتن وصيت نامه

 

قَالَ رسول الله صلي الله عليه و آله

 لَا يَنْبَغِي أَنْ يَبِيتَ إِلَّا وَ وَصِيَّتُهُ‏ تَحْتَ‏ رَأْسِهِ‏.

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:

براى هيچ مسلمانى سزاوار نيست شب هنگام بخوابد مگر آنكه وصيّت نامه‏ اش زير سرش باشد

 

قَالَ رسول الله صلي الله عليه و آله:

من مات علي وصيّهٍ مات علي سَبيلٍ و سُنَّهٍ، و مات علي تُقيً و شَهادَهٍ،دو ماتَ مغفوراً لَه

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:

هر كس با وصيتي بميرد ، بر راه و سنتي مرده، بر پرهيزگاري و شهادتي مرده و آمرزيده مرده است

منبع : ميزان الحكمه، جلد 14، صفحه 683 ، حديث 21800  و  21801   


مورچه در میان سبزی ها ؛ خاطره اي از ميرزا جواد آقا تهراني

 

(به بهانه 23 ربيع الاول سالروز ارتحال آيينه ي اخلاق آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني )


سبزی فروش محله می گفت:

یک روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریداری نمودند.

پس از نیم ساعت دیدم ایشان سبزی به دست به طرف مغازه ام می آیند، خیلی ناراحت شدم زیرا با خود فکر کردم که شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم و در فکر بودم که چه بگویم. در همین خیالات بودم که دیدم ایشان با آن قد خمیده و چهره ملکوتی وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها را از کجا برداشتی و به من دادی؟ عرض کردم: چطور مگه؟

فرمودند: وقتی سبزی ها را منزل بردم، دیدم یک مورچه در میان سبزی ها است و احتمال دادم که لانه ی مورچه باید در درون مغازه شما باشد و من او را آواره کرده ام، حالا خودم او را آورده ام تا از جایی که برداشته ای بگذارم تا به راحتی به سوی لانه اش حرکت نماید.

منبع : كتاب خاطراتي از آينه ي اخلاق، صفحه39، به نقل از حجت الاسلام حاج محمد تهرانی  فرزند ميرزا جواد آقا

 

 

در صورت نياز به مطالعه بيشتر خاطرات آن مرحوم ،به قسمت كنار وبلاگ ، بخش «منبركهاي تابلويي»  “تابلو…………ميرزا جواد آقا تهراني”   و يا به آدرس http://manbarak.blogfa.com/post-274.aspx رجوع فرماييد

 

 

شوخي ، سومين عامل دروغ

 

پس از آنكه در دو روز قبل 2 نمونه از عوامل دروغ عرض شد ، امروز يكي ديگر از عوامل شايع در دروغ گفتن، يعني “شوخي” را عرض مي كنم

 

قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:

يَا أَبَاذَرٍّ وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ- وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَه‏

پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم خطاب به ابوذر مي فرمايند:

 اى اباذر واى بر كسى كه سخن دروغ ميگويد تا به سخن او مردم بخندند واى بر او، واى بر او، واى بر او

منبع: بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، جلد   ‏74، صفحه 90، باب 4 ما أوصى به رسول الله إلى أبي ذر رحمه الله

نكته:

اگر ديگران از اول بدانند كه حرف ما شوخي است ؛ اشكال ندارد . اما در بعضي از موارد ما حرفي را مي زنيم كه مثلا فلان جا رفتم ، ( آنجا همه فكر مي كنند ما راست مي گوييم) بعد مي گوييم شوخي كردم ؛ كه اين دروغ است  

تعارف؛ يكي ديگر از عوامل دروغ

 

يكي از عوامل شايع دروغ گفتن ،خجالت بيجا يا همان تعارف است

در روايتي آمده است كه  بنت عميس مي گويد:

در شب زفاف عايشه‏ حاضر بودم سوگند به خداى كه در آن شب هيچ طعام وليمه‏اى نبود، جز قدحى از شير، كه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از آن مقدارى بنوشيد، و به عايشه  داد و او شرم مى‏داشت كه آن كاسه را بگيرد. من گفتم: دست پيغمبر را رد مكن. پس به شرم تمام عايشه آن كاسه بگرفت و اندك بياشاميد، پس پيغمبر فرمود: از آن كاسه به من بدهد، عرض كردم: ميل ندارم

 فرمود: گرسنگي را با دروغ‏ جمع مي كني؟

 عرض كردم: اگر يكى از ما را رغبتى باشد و پنهان دارند آيا آن را دروغ شمرند فرمود:

انّ الكذب يكتب كذبا، حتّى تكتب الكذيبة. يعنى: دروغ را دروغ نويسند، چندان‏كه دروغ‏هاى اندك را نيز دروغ اندك رقم كنند.

منبع : ناسخ التواريخ،  سپهر، جلد ‏2، صفحه 648    ، زفاف رسول خدا صلى الله عليه و آله با عايشه

 

به عنوان مثال :

 در مجلسي برايمان چايي آورده اند . هنگام جمع كردن استكانها از ما ميپرسند،چايي ميل داريد و ما ميگوييم نه؛ ميل ندارم . در حالي كه ميل داريم

و يا در مهماني هنگام رفتن به ما مي گويند:امشب بمانيد و ما مي گوييم  نه كار داريم . در حالي كه كار نداريم

و

.

.

.

 البته بسيار راحت است كه هم تعارف كنيم و هم دروغ نگوييم مانند

در مثال اول كه گفتند چايي ميل داريد بگوييم: ممنون صرف شد

و يا در مثال دوم كه گفتند :شب بمانيد بگوييم، نه به اندازه كافي زحمت داده ايم

نكته اينجاست كه كلمه ي معادل زياد است ؛ چرا ما از همه جا دروغش را انتخاب كنيم

 

داستان:

مادر يكي از نمايندگان مجلس از دنيا مي رود و دفتر يكي از مراجع پيام تسليتي به اين عنوان آماده مي كند

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان با تمام وجود ناراحت شدند و…”

اين پيام را به آن مرجع  براي تاييد نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من با تمام وجود ناراحت نشدم؛اين را عوض كنيد.

پيام را تصحيح مي كنند و مي نويسند:

 “جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان بسيار ناراحت شدند و…”

براي دومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من بسيار  ناراحت نشدم؛اين را عوض كنيد.

دفتر آن مرجع سومين پيام را اينگونه مي نويسند:

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان ناراحت شدند و…”

براي سومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد راستش من ناراحت هم نشدم؛اين پير زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتي ندارد

رئيس دفتر مي گويد پس چه بنويسيم ؟ نمي شود كه نوشت:

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان خوشحال شدند و…”

آن مرجع مي فرمايد چرا اينها را بنويسيد! ؛ بنويسيد:

“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان براي علو درجات مادرتان دعا كردند”

نكته اينجاست كه گاه با تغيير كلمه اي ديگر دروغ نگفته ايم

**منبرک**