خرداد 1, 1395
اخلاقی, اعتقادی, امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستانی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
2,203
(به بهانه ميلاد امام زمان عجل الله فرجه)

داستانك:
این حقیر، …«محمّدعلی برهانی افوسی فریدنی» در خرداد، سال 1358 شمسی، که مصادف با دوّمین سال پیروزی انقلاب اسلامی بود به اتّفاق چهار نفر از آقایان اهل علم فریدنی مقیم قم، به منظور آمارگیری و نام نویسی طبقه محروم و مستضعف … اعزام و چند روز در آن حومه، مشغول به انجام وظیفه شدیم، …
… بنا شد برگردیم. مقداری راه آمدیم، ماشینی که کمیته امداد در اختیار ما قرار داده بود، نقص فنّی شد و احتیاج به قطعاتی پیدا کرد و این مسأله مستلزم رفتن به شهرستان «داران» بود.
حدود سه ساعت از روز گذشته بود و تقریباً ساعت ده صبح بود، ماشینی که پر از سرنشین و ماشین جهادسازندگی بود، رسید. راننده ما سوار شد، رفقای من هم به فکر رفتن افتادند و با اینکه جا نبود و مسافرین در مضیقه و ناراحتی بودند به زور سوار شدند و از من عذرخواهی کردند. تنها من ماندم آن هم در بیابان مخوف و آن زمان که ابتدای انقلاب بود و با فرار «بختیار» و هجوم به انبارهای اسلحه، بعضی اشرار نیز اسلحه داشتند و بعضی از لُرهای آن حومه تفنگدار و به ما بدبین بودند.
ساعت نزدیک به یازده صبح یا بیشتر بود که تنها راه می رفتم؛ دیدم چاره ای جز توسّل به مولایم صاحب الزّمان – عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف – نیست. به آن حضرت متوسّل شدم و گفتم: «یا اَبا صالِحَ الْمَهدی ! اَدْرِکْنی .» … مهدی زهرا به فریادم برس .
به حالت گریه و استغاثه بودم که ناگاه دیدم شخصی با لباس اشخاص عادی، به قیافه یکی از سادات محترمی که او را در مدرسه فیضیّه می شناختم، مقابلم بین راه ایستاده، خوشحال شدم و سلام کرده احوالپرسی نمودم و گفتم: «شما کجا و اینجا کجا؟»
فرمود: «ما هم اینجا رفت و آمد می کنیم، شما هم خیلی مأجورید، چون خدمت محرومین می کنید و این روش جدّم حضرت علی – علیه السّلام – است، تا می توانید در حدّ تمکّن به این طبقه خدمت کنید و دست از این کار برندارید که کار خوبی است.»
خواستم از او استمداد بطلبم با خود گفتم: «از دست او چه کار می آید؟ او هم مثل من غریب است.» ولی ناگاه رو به من کرده فرمود: «بزودی وسیله برای شما می رسد ناراحت مباش».
باز فکر کردم که این سیّد از کجا می داند وسیله برایم می رسد، صدایی به گوشم رسید که: «این آقا، حضرت مهدی صاحب الزّمان – علیه السّلام – است.» و آن آقا از نظرم غایب شد و همان وقت ماشینی رسید که مهندس محترمی در آن تنها بود، گویا ماشین را تازه خریده بود،
بدون گفتن نگاه داشت و مرا سوار کرد و به مقصد رساند.
كتاب شیفتگان حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف نویسنده : احمد قاضی زاهدی گلپایگانی «جلد دوّم» صفحه
اردیبهشت 30, 1395
اخلاقی, اعتقادی, امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستانی, سیره بزرگان, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,838
(به بهانه نزدیکی به نیمه شعبان؛ میلاد قطب عالم امکان)
داستانک:
مرحوم فشندی تهرانی مي گويد:
«در مسجد جمکران اعمال را به جا آورده ،به همراه همسرم بر می گشتم .در راه ،آقایی نورانی را دیدم که داخل صحن شده ،قصد دارند به طرف مسجد بروند.
با خود گفتم :این سید در این هوای گرم تابستان تازه از راه رسیده و [حتماً]تشنه است.به طرف سید رفتم و ظرف آبی را به ایشان تعارف کردم . [سید ظرف آب را گرفت و نوشید] و ظرف آن را برگرداند در این حال عرضه داشتم :آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرج ایشان نزدیک شود!
آقا فرمودند :«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ،ما را نمی خواهند. اگر بخواهند ،دعا می کنند و فرج ما می رسد».
این سخن را فرمود و تا نگاه کردم کسی را ندیدم. فهمیدم که وجود اقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)را زیارت کرده ام و حضرتش ،امر به دعا کرده است»
[کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نوشته :احمد قاضی زاهدی جلد 1
صفحه 155]
واقعا شنیدن این مطلب از مولایمان بسیار دردناک است که ایشان فرمودند که ما ایشان را حتی به اندازه ی آب خوردن هم نمی خواهیم..
درست است ؛ مي دانيم كه ما منتظر واقعي نبوديم ؛ اما این را می دانم که هر صبح جمعه در دعاي ندبه با چشمان گريان ميگوييم:
مَتی نَنتَقِعُ مِن عَذبِ مآئِکَ فَقَد طالَ الصَّدی
آری مولای مهربانم ، کی از چشمه ی آب زلال تو بهره مند می شویم که تشنگی به درازا کشید…
اردیبهشت 27, 1395
اخلاقی, اعتقادی, داستان های علما, داستانی, سیاسی, سیره بزرگان, ماه اردیبهشت, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده
1,837
(به بهانه 27 ارديبهشت سالروز ارتحال آيت الله العظمي بهجت)

آيت الله ری شهری در کتاب زمزم عرفان؛ كه مجموعه اي از خاطراتشان از حضرت آيت الله بهجت است؛ مي آورند :
در دیداری که اواخر سال 86 با آیتالله بهجت داشتم ایشان فرمودند:
آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته، ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این بدان معنا است که نهضت ایشان … دچار مشکل میشود.
برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت به آقای خامنهای پیغام دادم که من برای پیشگیری از آسیبها اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد…
بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.
در ادامه آیتالله بهجت خطاب به آقای ری شهری می فرمایند: شما هم کاری بکنید.
آقای ری شهری میگوید: غیر از دعا و ذکر چه میتوان کرد؟
که ایشان میفرمایند: قربانی و صدقه موثر است.
باري! گويا اين ولي خدا ، حوادث تلخي كه اندكي پس از وفات ايشان در ارتباط با انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري براي ملت ايران پيش آمد را ، با ديده ي بصيرت مي ديد و تلاش مي كرد از طريق ارتباطات معنوي خود، از آنها پيشگيري كند و يا از شدت آنها بكاهد …
[كتاب زمزم عرفان، صفحه185]
اردیبهشت 25, 1395
اخلاقی, اعتقادی, حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,703
از پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) روایت شده که فرمود:
روزی جبرئیل امین برای ادای وحی به نزد من آمد.
هنوز تمامش را نخوانده بود که ناگهان آوازی سخت و صدایی هولناک به گوش رسید؛ به گونه ای که چهره فرشته وحی تغییر کرد.
پرسیدم این چه صدایی بود؟
گفت:ای پيامبر! خدای تبارک و تعالی در دوزخ چاهی قرار داده،سنگ سیاهی در آن انداختند،اکنون بعد از سیزده هزار سال آن سنگ به ته چاه رسید.
پرسیدم:آن چاه جایگاه چه کسانی است؟
گفت:
« جایگاه بی نمازان و شرابخواران» [اسرار الصلاه شيخ عبدالحسين تهراني؛ صفحه : 31]
اردیبهشت 23, 1395
اخلاقی, امام سجاد(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, قرآنی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
1,646
(به بهانه ميلاد امام سجاد عليه السلام)

عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا قَالَ:
إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ عَلَى جَمِيعِ جَوَارِحِهِ كُلَّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ وَ نُعَاقَبُ بِكَ
ابو حمزه از على بن الحسين عليها السّلام روايت مىكند كه فرمود:
زبان آدم هر روز متوجه اعضاء مىگردد و مىگويد: چگونه وارد صبح شديد، آنها مىگويند: خوب هستيم در صورتى كه دست از ما باز دارى، آنها مىگويند از خداوند بترس و ما را رها كن و بعد به او مىگويند ما بوسيله تو مستوجب ثواب و عقاب مىشويم.
[بحار الأنوار جلد 68 صفحه 302 باب 78 السكوت و الكلام …]
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ (سوره ق 18)
انسان هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اينكه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموريت(و ضبط آن) است
داستانک :
سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد
جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت
سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد
او عرض کرد:هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم
اردیبهشت 21, 1395
اخلاقی, امام حسین(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, سیره بزرگان, لطیفه ای, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
3,367
(به بهانه ميلاد امام حسين عليه السلام)
از امام حسين عليه السلام نقل شده است :
الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَيْتِ مُحَرَّم
حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است [فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام صفحه 446]
بعضي از والدين در هنگام خاستگاري فرزندشان عيبهاي او را نمي گويند به عنوان مثال:
عروس يا داماد بيماريي دارند
عروس يا داماد مشكل عصبي دارند
عروس يا داماد قبلا ازدواج كرده بودند
عروس يا داماد فساد اخلاقي دارد
اين مورد آخر متاسفانه در خانواده هاي مذهبي هم شيوه پيدا كرده ؛ هنگامي كه مي بينند پسر يا دخترشان با شخص ديگري ارتباط دارد و به او دل بسته ، فرزندشان را به زور با شخصي كه خود مي خواهند مي دهند ، كه اين تازه اول مشكل است
به هر حال انسان بايد در جلسه خواستگاري تمامي حقايقي كه در زندگي تاثير گذار است را بگويد حتي بعضي از بزرگان ريز ترين مسائل را مي گفتند
داستانك:
طلبه اي به خواستگاري دختري رفت
جورابش را از پا در آورد و گفت : ناخن كوچك پاي من ايراد دارد . اين را گفتم كه شما بدانيد ، در بدن من ايراد است
لطيفه:
مادرِ دختر از مادر پسر در جلسه خواستگاري پرسيد: ببخشيد ، آقا زاده شما چه كاره هستند؟
مادر پسر گفت: كنار دايي اش كار مي كند
مادر دختر گفت: چه خوب ، حالا دايي شان چه كاره اند؟
مادر پسر گفت: دايي شان كه بيكارند !!!
اردیبهشت 9, 1395
اخلاقی, اعتقادی, داستانی, روان شناسی, گنجینه pdf منبرک ها, مناسبتی, منبرک های برگزیده
2,003

عامل دیگری که باعث ایجاد خرافات در جامعه می شود ” رسیدن به هدف مقدس، از راه اشتباه ” است
مثلا:
و یا می خواهد خانمها، بدون حجاب وارد حرم امام رضا علیه السلام نشوند ، در اول مفاتیح ها و قرآن های حرم می نویسد:
یکی از روحانیون امام رضا را در خواب دید که به او فرمود :به زنان بگویید با جوراب نازک وارد حرم نشوید .
این پیام را در 10 قرآن دیگر بنویس تا ده روز بعد حاجت میگیری و اگر ننویسی تا سه روز بعد بلای خانمان سوزی برایت میفتد . کوتاهی نکن . پشیمان میشوی
******************************
و یا می خواهد مردم محب حضرت زینب شوند ؛ به همه پیامک می زند :
“تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کسی دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست…………
20 روز دیگه منتظر یک معجزه باش تروخدا بفرست”
******************************
این ها به یک اصل تبدیل شده و به مرور زمان مردم را به دین بدبین می کند
دشمن هم همین را می خواهد
چندی قبل روزنامه نیوز تلاویو که در سرزمینهای اشغالی منتشر میشود در چاپ سراسری خود با این تیتر که “چگونه اسلام را متزلزل سپس آن را در اختیار بگیریم” پرده از اهداف شوم صهیونیستها خبر داد.
هنری لیونر که به یک عنوان فقیه دینی در اسرائیل فعالیت میکند می گوید: همکاران ما شب و روز در واتساپ و شبکههای اجتماعی در حال تلاش برای تضعیف اسلام در بین مسلمانان هستند.
هنری لیونر افزود: ما با طراحی پیامهای فارسی، عربی، ترکی و اردویی و آوردن نام پیامبر و ائمه و قرآن، در آخر پیامها مینویسیم آن را برای ۱۰ نفر بفرست تا امروز معجزه ببینی!
با گذشت چند روز و به مرور زمان مسلمانان میبینند که خبری از معجزه نیست پس آن را خرافات تلقی میکنند و اینگونه ایمانشان را کم کم از دست میدهند.

اردیبهشت 8, 1395
اخلاقی, اعتقادی, داستانی, روان شناسی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده
2,153
یکی از مهمترین عوامل ایجاد و گسترش خرافات این است که ” از حادثه جزئي يك اصل كلي ” می گیرند :
داستانک:
منطقهای مشهور به «آبادعلی» در کوههای مشرف به بلوار چمران شیراز؛ سهشنبههای اول هر سال شاهد حضور جمعی از مردم با عقاید خاص است که برای برآورده شده حاجات خود در این مکان جمع میشوند و آداب و رسوم عجیب و غریبی را به جای میآورند!
اوج خرافهگرایی و درویش مسلکی این عده تا جایی است که یک درویش را واسطهی حاجات خود و خدا قرار میدهند و با کشیدن حاجات خود بر روی زمین و سنگ، هفت مرتبه دور زدن به دور تپهای در این منطقه، روشن کردن شمع و بستن پارچهی سبز به درختان و … به دنبال برآورده شدن حاجات خود هستند.
حال ماجرای این خرافات ازکجا شروع می شود؟!
این افراد معتقدند در زمانهای دور شخصی به نام عارف علی، که شغلش چوپانی بوده گوسفندان مردم را برای چرا به این منطقه میآورد اما گوسفندانش گم میشوند و برای پیدا شدن گوسفندان اعمالی را انجام میدهد که سرانجام منجر به پیدا شدن گوسفندان میشود!
در شجرنامهی این فرد آمده است وی برای پیدا شدن گوسفندانش با چوبدستی خود روی زمین عکس گوسفند میکشد و هفت سنگ را به یک نیت روی هم میگذارد و خدا را قسم میدهد که به مراد دلش برسد و سرانجام در تاریکی شب و به دلیل فرط خستگی به خواب میرود و در خواب مولای متقیان(علیه السلام) را به خواب میبیند که به وی آدرس نوری را نشان میدهد که محل گوسفندانش بوده است.
مطلب همین جاست ، که چون یک نفر در روز 3 شنبه ، 7 سنگ را روی هم گذاست و تصویر خواسته ی خود را کشید ؛ بقیه مردم هم برای برآورده شدن حاجات باید این کار را بکنند!!!
خاطره :
منتظر تاکسی کنار خیابان ایستاده بودم . شخصی جلو آمد و گفت: حاج آقا؛ 17 صلوات بفرستید تا ماشین بیاید
گفتم : به جای 17 تا 170 تا صلوات می فرستم اما شما بگو منبع این ذکر و تعداد صلواتها کجاست؟
گفت: خودم ؛ زیرا روزی کنار خیابان منتظر ماشین بودم ، بعد از فرستادن هفدهمین صلوات ماشین جلوی پایم ایستاد این میشود خرافات ؛ حال اگر 17 صلوات فرستادیم و ماشین نیامد به چه کسی بد بین می شویم ؟ به آن شخص یا به خدا؟

اردیبهشت 7, 1395
اخلاقی, اعتقادی, حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, روان شناسی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه رجب, مناسبت های قمری, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,327
(به بهانه 18 رجب سالروز وفات ابراهیم، فرزند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله)

زمانی که ایمان کم شود جهل و خرافات زیاد می شود
به عنوان مثال:
دسته اى از غربزدگان به قدرى موهوم پرستند که از خانه اى که شماره پلاک آن ۱۳ است مىترسند پلاک آن را ۱+ ۱۲ مىگذارند در سازمان ملل متحد آسانسور از طبقه ۱۲ به طبقه ۱۴ منتقل مىشود و طبقه ۱۳ ندارد. نکته ی عجیب این است که هتلهاى بزرگ نیویورک طبقه سیزده ندارند آنان از طبقه سیزده وحشت دارند.
هنگامى که ملکه انگلیس از آلمان غربى بازدید کرد رئیس ایستگاه راه آهن دویسبورگ شماره سکویى را که قطار ملکه از آن حرکت مىکرد ۱۳ بوده به ۱۲ تغییر مىدهد تا گزندى به جان او و همراهانش نرسد (جهت اطلاع از دیگر خرافات غرب ؛ اینجا را کلیک نمایید)
اما در مقابل دین مبین اسلام به شدت در مقابل خرافات می ایستد
داستانک:
ابراهيم فرزند رسول خدا در 18 رجب سال دهم قمري از دنيا رفت. او که ثمره ازدواج پيامبر(ص) با ماريه قبطيه بود، کمتر از دوسال در دنيا زندگي کرد.
در تواریخ آمده است: در آن روز که ابراهیم از دنیا رفت خورشید گرفت و مردم مدینه گفتند: خورشید به خاطر مرگ ابراهیم گرفته است!
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) براى رفع این اشتباه و مبارزه با این موهومات و خرافات به منبر رفت و مردم را مخاطب ساخته فرمود: « أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ كُسُوفَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ فَإِذَا انْكَسَفَا أَوْ أَحَدُهُمَا صَلُّوا »
اى مردم همانا خورشید و ماه دو نشانه از نشانههاى قدرت حق تعالى هستند که تحت اراده و فرمان او هستند و براى مرگ و حیات کسى نمىگیرند و هر زمان دیدید آن دو یا یکى از آنها گرفت نماز بگزارید. [بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج88، ص: 155]

فروردین 18, 1395
اخلاقی, داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه جمادی الثانی, ماه رجب, مناسبت های قمری, مناسبتی
2,645
(به بهانه ایام ماه رجب )

عَنْ ثَوْبَانَ قَالَ: كُنَّا مُحْدِقِينَ بِالنَّبِيِّ فِي مَقْبَرَةٍ فَوَقَفَ ثُمَّ مَرَّ ثُمَّ وَقَفَ ثُمَّ مَرَّ فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا وُقُوفُكَ بَيْنَ هَؤُلَاءِ الْقُبُورِ فَبَكَى رَسُولُ اللَّهُ بُكَاءً شَدِيداً وَ بَكَيْنَا فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ يَا ثَوْبَانُ هَؤُلَاءِ يُعَذَّبُونَ فِي قُبُورِهِمْ سَمِعْتُ أَنِينَهُمْ فَرَحِمْتُهُمْ وَ دَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْهُمْ فَفَعَلَ فَلَوْ صَامُوا هَؤُلَاءِ أَيَّامَ رَجَبٍ وَ قَامُوا فِيهَا مَا عُذِّبُوا فِي قُبُورِهِم
ثوبان يكي از ياران پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد :
با رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در قبرستان بودیم. حضرت ایستاد و گذشت و دوباره ایستاد. عرض کردم: یا رسولالله، چرا اینگونه رفتار میکنید؟ پس آن حضرت گریه
شدیدی کرد، ما هم گریه کردیم. آنگاه فرمود:
ای ثوبان، صدای ناله اهل عذاب را شنیدم. بر آنها رحم کردم، دعا کردم و خداوند عذاب آنها را تخفیف داد. سپس فرمود: ای ثوبان! اگر کسانی از اهل این قبرستان، که در عذابند، یک روز از ماه رجب را روزه گرفته بودند و یک شب را تا صبح قیام میکردند و به عبادت میپرداختند، در قبرها معذب نمیشدند. [ بحارالانوار-جلد 94 صفحه 49]
امام رضا (عليه السلام) فرموده است:
هر كس براى رغبت به ثواب و پاداش خداى عز و جل، روز اول ماه رجب را روزه بگيرد، بهشت بر او واجب مىشود [روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى صفحه 628 ]

فروردین 16, 1395
اخلاقی, داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه جمادی الثانی, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده
2,104
(به بهانه 25 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي اراكي)
دست آقا رو بوسيد و عرضه داشت:
” آقا ، نصيحتي بفرماييد”
آقا، همان طور كه سرشان پايين بود فرمودند:
” شغلت چيست؟”
عرضه داشت : “نجارم”
آقا فرمودند:
“پس يك در و پنجره براي قلبت بساز”
امروز 25 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي اراكي است
زماني كه آيت الله العظمي اراكي از دنيا رفتند ، حضرت آيت الله بهجت بر پيكر مطهر ايشان نماز خواندند و فرمودند: “ارتحال آيت الله محمد علي اراكي در اين زمان و اين شرايط مانند اين است كه پنجاه مرجع تقليد در يك زمان از دنيا رفته باشند “
فروردین 15, 1395
اخلاقی, امام خامنه ای(مد ظله العالی), داستان های علما, داستانی, سیاسی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, ماه جمادی الثانی, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده
2,098
(به بهانه 24 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني)
64 سالش شده بود و هر چه پسر برايش آمده بود مرده بودند…
دلش شكست،
گفت به زيارت امام رضا مي روم و پسر مي گيرم***
نزديك ولادت امام رضا به دنيا آمد . اسمش را گذاشت ” محمد رضا” بعد ها مردم مي گفتند :”حضرت آيت الله العظمي سیدمحمد رضا گلپايگاني”
24 جمادي الثاني روز ارتحال اين مرجع بزرگ جهان اسلام است .كسي كه در اين انقلاب چه در دوران طاغوت چه بعد از آن ، لحظه اي از تاييد انقلاب و امام و رهبري كوتاهي نكرد
داستانك :
اين داستان از زبان آيت الله خزعلي و حجت الاسلام راشد يزدي ، بارها بيان شده ،و بيانگر اين است كه اين مرجع بزرگ چقدر خود را مقيد به دفاع از ولايت مي دانسته است
مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی، برای رهبر معظم عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند:
اگر دیدم کاری را شما انجام می دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می دهم، اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی کنم و تضعیف شما را حرام می دانم. عمده ، عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده ام. [ کتاب جلوه آفتاب صفحه 63]

فروردین 14, 1395
اخلاقی, اعتقادی, امام علی(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, قرآنی, گنجینه pdf منبرک ها, ماه فروردین, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,699
(به بهانه فصل بهار)
قرآن كريم بارها و بارها نمونه هایی کوچک از قیامت و زنده شدن مردگان را مثال می زند كه یکی از نمونه های آن را در روي زمين مي بينيم. در حديث است كه از پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند :
« اذا رايتم الربيع فاكثروا ذكر النشور » .
هر وقت بهار را ديديد بسيار از قيامت ياد كنيد . [ مفاتيح الغيب،از فخرالدين رازی ،جلد 17، ص: 194]
يعني بهار مثالي و الگويي از قيامت است
یکی از هزاران فلسفه نماز ؛ بودن به یاد مرگ و قیامت است
در سوره حمد “مالک یوم الدین” می گوییم و یا در هر رکعت 2 سجده انجام می دهیم
به راستی فلسفه 2 سجده چیست ؟
از حضرت على علیه السلام در مورد فلسفه سجده سؤال شد، حضرت فرمود:
سجده اول به این معنا است که خدایا اصل ما از خاک است. و معناى سربرداشتن از سجده این است که خدایا ما را از خاک خارج کردى. و معناى سجده دوم، این است که خدایا دو باره ما را به خاک برمى گردانى. و سربرداشتن از سجده دوم به معناى این است که خدایا یک بار دیگر در قیامت از خاک بیرونمان خواهى آورد.
سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَنْ مَعْنَى السُّجُودِ فَقَالَ مَعْنَاهُ مِنْهَا خَلَقْتَنِی یَعْنِی مِنَ التُّرَابِ وَ رَفْعُ رَأْسِکَ مِنَ السُّجُودِ مَعْنَاهُ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیَةُ وَ إِلَیْهَا تُعِیدُنِی وَ رَفْعُ رَأْسِکَ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِیَةِ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَى»؛[ بحار الأنوار، ج 82، ص 139]
این سخن اشاره یه این آیه شریفه دارد: «مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فیها نُعیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً أُخْرى»؛[سوره طه،آیه ۵۵.] ما شما را از آن [زمین] آفریدیم و در آن بازمىگردانیم و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون مىآوریم

اسفند 26, 1394
اخلاقی, داستانی, سیره بزرگان, ماه اسفند, ماه فروردین, مناسبت های شمسی, مناسبتی
1,763
(به بهانه نزدیکی به ایام تعطیلی نوروز)

يكي ديگر از مباحثي كه بايد در رابطه با تفريح مدنظر قرار گيرد، اين است كه تفريح همراه با صرفه جويي باشد
اگر 2 پارك مثل هم وجود دارد ؛ چرا پارك دورتر مي رويم
اگر ساحل دريا از نظر تميزي و خلوتي و … مثل هم بود ؛ چرا ساحل دورتر مي رويم
و به همين صورت در كارهاي ديگر
مثلا: در زمان مصاحبه از يك مسئول ؛ اگر مسئول يكي ست ، و حرف يكي ؛ پس چرا 50 خبرنگار و فيلمبردار و … دور يك مسئول مي روند و ميكروفن به دست مي گيرند ؛ چه ايرادي دارد يك خبرنگار باشد و بقيه همان را نشان دهند؟!
داستانك:
شهيد رجايي اول انقلاب ، براي بازديد به جايي رفت
تعداد زيادي ازعکاسان وخبرنگاران دنبال ايشان مي رفتند و مرتب عکس و فيلم مي گرفتند و دوربينشان فلاش مي زند.
ايشان همين طور که از پله ها بالا مي رفتند به همه خبرنگاران و عکاسان گفت:
اينهمه عکس چرا مي گيريد ، اکنون که زمان جنگ است با چه سختي اين فيلم و اين دوربين را از خارج وارد مي کنيم يعني تمام اين ها را ما دلار مي دهيم ، هرفلاشي که شما مي زنيد تيريست به قلب من
تفریح باید اینگونه باشد(کلیه موارد)
اسفند 25, 1394
اخلاقی, امام صادق(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, ماه اسفند, ماه فروردین, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,001
(به بهانه نزدیکی به ایام تعطیلی نوروز)
قال امير المومنين عليه السلام:
لَا يَخْرُجِ الرَّجُلُ فِي سَفَرٍ يَخَافُ مِنْهُ عَلَى دِينِهِ وَ صَلَاتِهِ
انسان نبايد به سفري برود كه ترس آن دارد به دين يا نمازش لطمه وارد شود [وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 344]
يكي از مسائلي كه انسان بايد هنگام تفريح يا مسافرت مد نظر داشته باشد ، محو بودن دين ، خصوصا نماز است
داستانك:
مردی تصمیم داشت به سفر تجارت برود خدمت امام صادق(علیه السّلام) كه رسید درخواست استخاره ای كرد، استخاره بد آمد، آن مرد نادیده گرفت و به سفر رفت اتفاقاً به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد امام از آن استخاره در تعجب بود پس از مسافرت خدمت امام رسید و عرض كرد:
یابن رسول الله ! یادتان هست چندی قبل از خدمت شمارسیدم برایم استخاره كردید و بد آمد، استخاره ام برای سفر تجارت بود به سفر رفتم و سود فراوانی كردم به من خوش گذشت.
امام صادق(علیه السّلام) تبسمی كرد و به او فرمود: (در سفری كه رفتی یادت هست در فلان منزل خسته بودی نماز مغرب و عشایت را خواندی شام خوردی و خوابیدی و زمانی بیدارشدی كه آفتاب طلوع كرد و نماز صبح تو قضا شده بود؟
عرض كرد آری . حضرت فرمود: اگر خداوند دنیا و آنچه را كه در دنیاست به تو داده بود جبران آن خسارت (قضا شدن نماز صبح) نمی شد. [جهاد با نفس، جلد ۱ صفحه ۶۶]
تفریح باید اینگونه باشد(کلیه موارد)