مرداد 12, 1392
قرآنی
1,528
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في جَوْفِه (سوره احزاب آيه 4 )
خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد
وَ قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام :
الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه
دل حرم خداوند است، پس در حرم خدا كسى غير از خداوند را جاى ندهيد
منبع :بحارالانوار؛جلد 67؛ صفحه 25
انسان يك دل بيشتر ندارد ، اگر غير خدا در آن بود، ديگر جايي براي خدا نيست
داستان:
روزى سليمان گنجشكى را ديد كه به همسر خود مىگويد: چرا با من معاشرت نمي كني، اگر تو بخواهى من جايگاه سليمان را با منقار خود بلند مىكنم و آن را در دريا مىافكنم، حضرت سليمان از كلام او به خنده افتاد، سپس آن دو را فرا خواند و به گنجشك نر فرمود: آيا قدرت انجام كارى را كه ادّعا كردى، دارى؟
او گفت: خير، اى پيامبر خدا، ليكن مرد خود را براى همسرش بزرگ مىشمارد و نزد او لاف مىزند و عاشق را از بابت سخنانش سرزنش نمىكنند،
سليمان به گنجشك مادّه گفت: چرا با او معاشرت نمي كني ، با آنكه او عاشق توست،
او گفت: اى رسول خدا، او ادّعاى عشق مىكند، امّا براستى دوستدار من نيست و همراه من ديگرى را نيز دوست دارد،
اين كلام گنجشك سليمان را متأثر كرد و او بشدّت گريست و تا چهل روز از مردم مفارقت نمود و در خلوت به مناجات با پروردگار خود پرداخت تا قلب خود را از محبّت غير خدا خالص كن
منبع:بحار الأنوار؛جلد 14،صفحه 96
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
مرداد 11, 1392
سیاسی, قرآنی, ماه رمضان, مناسبت های قمری, مناسبتی
1,145
(به بهانه نزديكي به روز قدس)

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّدا … [فتح 29]
محمّد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنان را در حال ركوع و سجود مىبينى
نكته:
ياران پيامبر قبل از آنكه اهل نماز و ركوع و سجود باشند ، اهل برخورد با دشمن هستند
اگر ما خود را مطيع پيامبر مي دانيم ، بايد همراه با نماز ، اهل مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل باشيم
و درباره حركت دسته جمعي بر ضد دشمن (راهپيمايي ) خدا وند مي فرمايد :
ولايَطؤون مَوطئاً يَغيظُ الكفّار … الّا كُتب لهم به عَملٌ صالح [توبه، 120]
هيچ حركت دسته جمعى كه كفّار را عصبانى كند، صورت نمىگيرد مگر اين كه براى آن، پاداش عمل صالح ثبت مىشود.
آرى، راهپيمايى هايى كه دشمنان اسلام و مسلمين را عصبانى كند، عمل صالح است
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
.
مرداد 9, 1392
امام علی(علیه السلام), منبرک های روایی
1,829
(به بهانه شب 23 ماه رمضان)

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :
پیامبر خدا در دهه آخر رمضان ، بستر خود را جمع می کرد و کمرش را می بست و شب بیست و سوم ، خانواده خود را بیدار می کرد و در آن شب ، به صورت خفتگان ، آب می پاشید و فاطمه سلام الله علیها نیز نمی گذاشت کسی از اهل خانه در شب بیست و سوم بخوابد و خواب آنان را با کم خوردن درمان می کرد و از روز برای شب ، آماده می شد و می فرمود : « محروم ، کسی است که از خیر آن بی بهره بماند »
منبع:مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ جلد7 ؛صفحه 470
قال: سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول: إن الجهني أتى إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقال: يا رسول اللّه إن لي إبلا و غنما و غلمة فاحب أن تأمرني ليلة أدخل فيها فأشهد الصلاة و ذلك في شهر رمضان. فدعاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فساره في اذنه، قال: فكان الجهني إذا كانت ليلة ثلاث و عشرين دخل بإبله و غنمه و أهله و ولده و غلمته، فكان تلك الليلة ليلة ثلاث و عشرين بالمدينة فإذا أصبح خرج بأهله و غنمه و إبله إلى مكانه، و اسم الجهني عبد الرحمن بن أنيس الأنصاري.
راوى گفت: از امام باقر عليه السّلام شنيدم مىفرمود: جهنى پيش رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:
يا رسول اللَّه، من شترها، گوسفندها و غلامانى دارم، مىخواهم دستور بفرماييد شبى در ماه مبارك رمضان داخل مدينه شوم و در نماز جماعت شما حضور يابم، حضرت او را نزديكتر فراخواند در گوشى با او حرف زد. جهنى شب بيست و سوم [ماه مبارك رمضان] با شتران، گوسفندان و غلامان و زن و فرزندان داخل مدينه مىشد صبحگاهان از مدينه خارج مىشد و به محل خود مىرفت، اسم جهنى عبد الرحمن بن انيس انصارى است
منبع: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ جلد 7؛ صفحه 470
عَنْ جَمِيلٍ وَ هِشَامٍ وَ حَفْصٍ قَالُوا مَرِضَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَرَضاً شَدِيداً فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَمَرَ مَوَالِيَهُ فَحَمَلُوهُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَكَانَ فِيهِ لَيْلَتَهُ.
به نقل از جمیل و هشام و حفض : امام صادق علیه السلام به سختی بیمار شد . چون شب بیست و سوم فرا رسید ، به غلامان خود دستور داد او را به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود
منبع: بحار الأنوار؛ جلد 95 ؛صفحه 169
و در پایان مرحوم علامه مجلسی می گوید:
اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم ، شب قدر است
منبع : زاد المعاد؛ صفحه 187
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
مرداد 6, 1392
منبرک های روایی
1,314
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قُلْتُ آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ:
تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ
به امام صادق (عليه السلام) گفته شد : . . . قول خدا ي عز و جل كه ” ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم”: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم»، اما ما او را مىخوانيم و اجابتى دريافت نمىكنيم،
فرمود: به نظر تو خداوند وعده خلافى مىكند؟
گفتم: نه، فرمود: پس اين از چه راه است؟ گفتم: نمىدانم،
فرمود: ولى من به تو خبر مىدهم، هر كه خدا عز و جل را اطاعت كند در آنچه به او فرمان داده است و سپس او را از جهت دعا بخواند، خدا اجابت كند،
گفتم: جهت دعا چيست؟
فرمود: راه دعا اين است كه
1.خدا را سپاسگزارى و حمد كنى و نعمتى كه به تو داده است ياد آور شوى
2. او را شكر گزارى
3.سپس صلوات فرستى بر محمد (ص) و آلش
4.سپس گناهان خود را ياد كنى و بدانها اعتراف نمائى
5.سپس از آنها به خدا پناه برى،
اين راه دعا است،
منبع : اصول كافى ، ترجمه كمرهاى، جلد 6، صفحه : 69
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
برچسبك:
آرشيو بزرگواراني که نظر داده اند
با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ در مسجد گفته شدبا 15:27 موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت
مرداد 5, 1392
منبرک های روایی
1,751
(به بهانه شب قدر(

عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله قَالَ: قَالَ مُوسَى إِلَهِي أُرِيدُ قُرْبَكَ قَالَ قُرْبِي لِمَنِ اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ رَحْمَتَكَ قَالَ رَحْمَتِي لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاكِينَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ الْجَوَازَ عَلَى الصِّرَاطِ- قَالَ ذَلِكَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَيْلَةَ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِكَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَةً فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِكَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ رِضَاكَ قَالَ رِضَايَ لِمَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ.
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه حضرت موسى عليه السلام به خدا عرض كرد:
خدايا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: قرب من، در بيدارى شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: رحمت من در ترحّم بر مساكين در شب قدر است.
گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مىخواهم. پاسخ آمد: رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض كرد: خدايا بهشت و نعمتهاى آن را مىطلبم. پاسخ آمد: دستيابى به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پايان گفت: خدايا رضاى تو را مىطلبم. پاسخ آمد: كسى مشمول رضاى من است كه در شب قدر، نماز بگذارد.
منبع:وسائل الشيعة،جلد 8 ،صفحه 20
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
مرداد 3, 1392
منبرک های روایی
1,143
(به بهانه ميلاد امام حسن عليه السلام)

حدیثی است که در بین احادیث ،سنداً و متناً، منحصر به فرد است ؛ پيشنهاد مي شود متن عربي را هم حتما بخوانيد
حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ؛ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، عَنِ الْحَسَنِ ، عَنِ الْحَسَنِ : أَنَ أَحْسَنَ الْحَسَنِ ، الْخُلُقُ الْحَسَنُ.
حديث كرد براي ما ابوالحسن ، كه او روايت كرد از ابوالحسن ، كه او نيز روايت كرده از ابوالحسن ، كه او شنيد ازحسن كه او گفت پدرم حسن از پدرش امام حسن عليه السلام روايت كرد كه : همانا حسن ترين حسن ها ؛ خُلق حسن است (نيكوترين نيكوها ؛ خلق نيكوست)
منبع: بحار الأنوار ، جلد 68، صفحه 386، باب 92
حسن هاي موجود در سلسله ي حديث چه كساني اند؟
فأما أبو الحسن الأول فمحمد بن عبد الرحيم التستري
و أما أبو الحسن الثاني فعلي بن أحمد البصري التمار
و أما أبو الحسن الثالث فعلي بن محمد الواقدي
و أما الحسن الأول فالحسن بن عرفة العبدي
و أما الحسن الثاني فالحسن بن أبي الحسن البصري
و أما الحسن الثالث فالحسن بن علي بن أبي طالب عليه السلام
داستانك:
دوست دار معاویه بود . در مدحش شعر می گفت و کینه ی امام را داشت . امام را که دید دیگر چیزی نفهمید . چشمانش را بست و دهانش را باز کرد . هر چه توانست گفت اما امام ساکت بود . حرفهایش که تمام شد دید لبخند می زند, از حال و احوالش پرسید و کیسه ای پول به او داد تا خرج زندگیش کند . سرش را پایین انداخت . شرمنده شده بود . محبت امام بدجوری در دلش افتاد . برگشت . دیگر وِرد زبانش امام بود و تعریف از او .
…
افتاده بودند دست و پای امام را می بوسیدند ؛ خودش با پنجاه نفر از خیشانش , همه شیعه ی امام شده بودند
برگرفته از کتاب « آفتاب غریب » از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب
جهت مطالعه 20 داستانك از امام حسن عليه السلام اينجا را كليك نماييد
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
برچسبك:
آرشيو بزرگواراني که نظر داده اند
با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ در مسجد گفته شدبا 16:35 موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت
مرداد 1, 1392
قرآنی
1,179
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
هر كس به اندازه ذره اى كار نيك كرده باشد پاداش آن را خواهد ديد
و هر كس به اندازه ذره اى كار بد كرده باشد كيفر آن را خواهد ديد.
سوره زلزله آيه ي 7 و 8
داستانك 1:
مردى خدمت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله آمد عرض كرد: علمنى مما علمك اللَّه:” از آنچه خداوند به تو تعليم داده به من بياموز”.
پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله او را به مردى از يارانش سپرد، تا قرآن به او تعليم كند، و او سوره “إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ” را تا به آخر به او تعليم داد، آن مرد از جا برخاست و گفت: همين مرا كافى است (و در روايت ديگرى آمده تكفينى هذه الاية:” همين يك آيه مرا كفايت مىكند”)!
پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: او را به حال خود بگذار كه مرد فقيهى شد! (و طبق روايتى فرمود رجع فقيها: او فقيه شد و بازگشت!)
منبع: تفسير نمونه جلد 27، صفحه: 232
داستانك 2:
آيت الله شبيري زنجاني مي فرمودند:
من از نزديكان حاج احمد آقا فرزند امام شنيدم كه ايشان حضرت امام خميني را در خواب ديده اند .
از ايشان مي پرسند كه به شما چه گذشت؟
ايشان دست خود را بلند مي كنند و پايين مي آورند و مي گويند : بدان ،حركتي مانند اين حركت دستِ من در اينجا حساب دارد .
حاج احمد آقا مي پرسند: عبور از برزخ چه گذشت ؟!
امام مي فرمايند:
با وساطت اولياء الهي به خوبي گذشت.
منبع: كتاب حميم جلد 2 صفحه 215 – به نقل از كتاب روزنه هايي از عالم غيب صفحه 401
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
برچسبك:
آرشيو بزرگواراني که نظر داده اند
با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ در مسجد گفته شدبا 14:54 موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت
تیر 30, 1392
قرآنی
1,905

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند [سوره حجرات آيه 11]
خداوند در اين آيه پس آنكه مسخره كردن را عملي ناپسند بيان مي فرمايد ، در ادامه اين نكته را گوشزد مي كند كه شايد آنكس كه مسخره اش مي كنيد از شما بهتر باشد مثلاً
شايد كفش پاره اي داشته باشد ……. اما ممكن است از ما بهتر باشد.
شايد قيافه ي زشتي داشته باشد …….. اما ممكن است از ما بهتر باشد.
شايد لباس كهنه تري داشته باشد …….. اما ممكن است از ما بهتر باشد.
شايد منزل كوچكي داشته باشد …….. اما ممكن است از ما بهتر باشد.
شايدقيافه ي مذهبي نداشته باشد …….. اما ممكن است از ما بهتر باشد.
و شايد…
و شايد…
وشايد…
…
داستانك:
در رابطه با ظاهر بين نبودن داستاني است كه حجه الاسلام قرائتي مي فرمودند :
امام خمينى (رحمه الله عليه) را گرفتند، سال 42 يك سرهنگ اين طرفش نشست و يك سرهنگ هم آن طرفش، سحر آمدند از قم گرفتند كه به تركيه تبعيدش كنند، سحر تمام شد و بين الطلوعين شد، جاده قديم قم و تهران هم دو، سه ساعتى طول مى كشيد.
امام خمينى (رحمه الله عليه) فرمود: من مى خواهم نماز بخوانم ماشين را نگه داريد گفتند: به ما دستور داده اند از درب خانه هيچ كجا پياده نشويد و صاف برويم فرودگاه، امام چيزى نگفت و ديد كه هوا روشن شده و دارد آفتاب مىزند، ممكن است آفتاب بزند، فرمود: خوب ما پياده نمىشويم و من توى ماشين نماز مىخوانم، شما يكى پياده شويد و من كنار جاده همينطور كه توى ماشين نشسته ام تيمم مىكنم، گفتند: طورى نيست، يكى پياده شد و امام همينطور كه نشسته بود خم شد تيمم كرد تو ماشين گفت الله اكبر نماز خواند و ركوع و سجودش را با كله «سبحان ربى العظيم و بحمده»، «الله اكبر»، «سبحان ربى الاعلى و بحمده»، «الله اكبر» همينطور نشسته نماز خواند.
بعد گفتند: امام كه نمازش تمام شد گفت :خدايا شايد در كل عمرم فقط همين يك نماز را قبول كنى، نه وضو داشتم و نه اول وقت بود، و نه رو به قبله بود. چه مىدانيم چى قبول است.
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 27, 1392
اخلاقی
1,067
(به بهانه ماه مبارك رمضان)

اگر انسان با ديد بصيرت بنگرد ، مي بيند كه اين سختي ها بجز خير براي انسان چيزي ندارد.نمونه اش همين روزه ، آنهم در اين هواي گرم؛ درست است كه سختي دارد اما: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا
داستانك:
پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟»
مریم علیها السّلام پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم»
منبع: داستان هایی از یاد خدا، صفحه 28
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 24, 1392
منبرک های روایی
1,114

امام حسن عسگرى (عليه السلام) در تفسير منسوب به ايشان در خصوص آيه 51سوره بقره،
وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ
مىفرمايد:
خداوند عزّ و جلّ به موسى فرمان داد كه در ميعاد براي گرفتن تورات حاضر شود و سى روز روزه بگيرد و در كوه به مناجات بپردازد و موسى گمان كرد بعد از سى روز كتاب الهى نازل مىشود، لذا سى روز روزه گرفت و در شب آخر قبل از افطار مشغول مسواك زدن دندان خود شد،
خداوند به او وحى كرد، اى موسى تو مىدانى كه بوى دهان روزه دار نزد من از هر عطرى خوشبوتر است، پس ده روز ديگر نيز روزه بگير و هنگام افطار مسواك مزن،
موسى نيز چنين كرد، خداوند هم به او وعده داد كه كتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل كند و چنين نيز شد.
منبع:
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام
صفحه250
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 23, 1392
منبرک های روایی
1,084

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام
مَنْ صَامَ يَوْماً فِي الْحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَأٌ وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ يُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَكَ مَلَائِكَتِي اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَه
يونس بن ظبيان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:
كسى كه در گرما يك روز را روزه بدارد و تشنگى را تحمل كند، خداوند هزار فرشته را بر او مىگمارد تا دستهاى خود را بر روى او كشيده و او را بشارت دهند، و پس از آنكه افطار كرد خداوند مىفرمايد: چقدر خوش بويى! اى فرشتگان من گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.
منبع :ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صفحه 148
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 22, 1392
اخلاقی
1,107
(به بهانه 22 تير سالروز ارتحال استاد علي صفايي حايري “عين – صاد” )

داستانك:
يك روز به آن گرامى گفتم: من وقتى از بعضى افراد گستاخ در كوچه و خيابان، حرفى مى شنوم، پاسخ مى دهم. شما چطور؟استاد فرمود: من پاسخ نمى دهم; چون آدم ها انگيزه هاى گوناگون دارند; يا نمى دانند يا از نفرت هايى انباشته اند يا بدبين اند. من يا مى گذرم «مرّوا كراما» يا با آن ها حرف مى زنم. و تعريف كرد:
روزى در خيابان هاشمى تهران مى رفتم. جوان موتور سوارى به همراه سوارى بر ترك، اشاره اى كردند كه فهميدم مى خواهند زير عمامه ام بزنند.
براى همين به پياده رو رفتم. وقتى به كنارم رسيدند، از كارشان مأيوس شدند. توقف كوتاهى كردند و يكى از آن دو حرفى گفت كه مفهوم آن تغّوط به عمامه ام بود.
دستى به عمامه ام كشيده و گفتم: خبرى نشد؟! ناگهان ايستادند و موتور را روى جك گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پايين گرفته و با شرم گفتند: آقا! عفو كنيد. كلام مظلومانه و از سر خيرخواهى چنين اثر مى گذارد.
با آن دو صحبت هايى شد…
بعد نگاهش را به من دوخت و با تأنّى فرمود: يكى از آن ها به حوزه آمده و طلبه شد و يكى به جبهه رفت و ميان بر زد.
چه نفسى و چه نفوذ كلامى كه از فحاشان، طلبه و شهيد بيرون مى كشيد.
منبع : كتاب مشهور در آسمان
جهت نياز به مطالعه 20داستان كوتاه از زندگاني ايشان، اينجا را كليك نماييد
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 20, 1392
اخلاقی
1,118
(به بهانه 21 تير روز عفاف و حجاب)

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:
يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.
وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم… چادرم در مشتش بود که شهيد شد
از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 19, 1392
اخلاقی
1,252
(به بهانه 21 تير روز عفاف و حجاب)

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن
زمان تشیيع و تدفینم گریه نکن
زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند
و زنان ما عفت را وقتی جامعه ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت
مادرم گریه کن…!!! که اسلام در خطر است …..
.
.
.
قسمتي از وصيت نامه شهید سعید زقاقی
مادران شهدا ، قبل از آنكه از عزيزانتان شرمنده باشيم از شما شرمنده ايم!
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
تیر 16, 1392
اخلاقی
1,105
(به بهانه 28 شعبان ، سالروز ارتحال زبان گوياي اسلام آيت الله فلسفي)

داستانك 1:
مرحوم فلسفی به همراه همسرش از جایی میگذشتند.
زن بی حجابی با طعنه گفت: بدبخت! زنش را گونیپیچ کرده.
مرحوم فلسفی رو به زن گفت: چرا کسی روی اتوبوسهای کنار خیابان چادر نمیکشد؟
زن گفت: چون وسیله نقلیه عمومی هستند و ارزشی ندارند.باز پرسید:چرا همه روی خودروهای خودشان چادر میکشند؟
گفت:چون وسیله شخصی است و باارزش است.
مرحوم فلسفی گفت: زن من جزء لوازم شخصی من است و ارزشمند،نه مثل وسیله نقلیه عمومی !!!
داستانك 2:
مرحوم آيت الله فلسفي ميفرمود:
در قبل از انقلاب در يكي از شهرستانهايي كه شيعه و سنّي در كنار يكديگر زندگي ميكردند سخنراني داشتم. ديدم در آن شهرستان فحشا و منكرات زياد است و اين بر اثر نبودن مجالس موعظه و امر به معروف و نهي از منكر است.
يك روز كه علماي اهل سنّت به ديدنم آمده بودند، آنان را مورد عتاب قرار دادم كه چرا شما علماي عامّه، امر به معروف نميكنيد و مجالس موعظه نداريد؟
پس از پايان سخنانم يكي از علماي سنّي برخاست و اجازه خواست كه پاسخ مرا بدهد. به او اجازه دادم. آن عالم سنّي گفت : آقاي فلسفي خداا سايهي امام حسين عليهالسلام را از سر شما علماي شيعه كم نكند، چون ما حسين عليهالسلام نداريم و مجلس روضه نداريم. امام حسين عليهالسلام يك محبوبيتي به شما علماي شيعه داده است كه تا نام او را ميبريد و صحبت روضهي امام حسين ع ميشود، همه اقشار گرد شما جمع ميشوند و شما در زير سايهي خيمه عزاي حسيني هم به مردم اخلاق ميآموزيد، هم معارف را بيان ميكنيد و هم تبيين احكام ميكنيد و شيعيان به بركت عزاي امام حسين ع تربيت ميشوند و اين رمز موفقيّت روحانيت شيعه است،
مرحوم فلسفي ميفرمودند: من برخاستم و او را بوسيدم و به او گفتم؛ خوب فهميدي، رمز محبوبيت و موفقيّت شيعه، امام حسين ع است.
منبع : ره توشه (محرم) سال 79
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد