ماه صفر

 

 

( به بهانه آغاز ماه صفر)

بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق ( صدقه دادن)و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسى خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاى نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فيض و غيره فرموده:

 يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِين‏

منبع : مفاتيح الجنان، اعمال ماه صفر

 

الإمام الصّادق «عليه السلام»:

 أدنى الإسراف هراقة فضل الإناء، و ابتذال ثوب الصّون

امام صادق «عليه السلام»:

 كمترين اسراف بر زمين ريختن زيادى آب ظرف است، و لباس نو را در جاى لباس كار پوشيدن،

منبع : الحياة با ترجمه احمد آرام  ،جلد ‏4   ،صفحه  310

نكته :اين روايت 2 نوع از اسراف را بيان فرموده است

 

الف) اسراف در خوراك  مانند:

1.يك تكه گوشت غذا را براي كلاس گذاشتن ته ظرفش نگه مي دارد

2. ته ليوان شربت را نمي خورد

3. ريزه هاي غذا را از دور ظرف غذا جمع نمي كند

4. نان را هدر مي دهد

5.    و …

 

ب) اسراف در لباس  مانند

1.  لباس بيرون را در خانه به تن مي كند

2. با لباس مهماني مكانيكي مي كند

3. لباسي كه در شان او نيست مي پو شد

4. با لباس شيشه ي ماشين را پاك مي كند

5.   و …

اسراف در وضو و غسل

 

 

قال رسول الله (صلي الله عليه و آله ):

الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ‏ صَاعٌ‏ وَ سَيَأْتِي أَقْوَامٌ‏ بَعْدِي يَسْتَقِلُّونَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِي وَ الثَّابِتُ عَلَى سُنَّتِي مَعِي فِي حَظِيرَةِ الْقُدْس‏

 

 رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:

آب وضو يك مدّ است و آب غسل يك صاع، و در آتيه نزديك پس از من گروههائى خواهند آمد كه اين مقدار آب را اندك شمارند و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند و هر كه استوار و پا بر جا بر سنّت من است در حظيره قدس (بهشت) با من خواهد بود.

منبع: من لا يحضره الفقيه، جلد ‏1  ، صفحه  35، باب مقدار الماء للوضوء و الغسل

 نكته :

يك مد يعني 750 گرم و يك صاع يعني 3 ليتر (2 بطري نوشابه ي خانواده)

غسلهايي كه كفايت از وضو مي كند

 

سوال : با كدام يك از غسل ها مي توان نماز خواند ( يعني كفايت از وضو مي كند )

جواب :

تمام فقها غسل جنابت را به جاي وضو كافي مي دانند  و مي فرمايند كسي كه غسل جنابت كند نبايد وضو بگيرد يعني اگر وضو بگيرد حرام است

اما در باره بقيه ي غسلها

حضرت امام خميني ،مقام معظم رهبريو آيت الله العظمي بهجت ………فقط  غسل جنابت

آيت الله العظمي فاضل : ………………………….تمام غسلهاي واجب

آيات عظام سيستاني ، تبريزي , وحيد …….. تمام غسلهاي واجب و مستحب ( مشروط بر آنكه غسل مستحبش وارده باشد) بجز غسل استحاضه متوسطه

 

منبع: توضيح المسائل، قسمت غسل

صحيفه سجاديه يادگار بي نظير امام سجاد عليه السلام

 

( به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)

يكي از يادگارهاي امام سجاد عليه السلام صحيفه ي كامله ي سجاديه است

ما مي توانيم در لحظاتي كه كاري نداريم (مانند زمانهايي كه در صف بنزين يا گاز منتظريم و يا در مغازه وحتي پشت چراغ قرمز و…) اين دعا ها را بخوانيم

به عنوان مثال همين دعاي 34 صحيفه كه خواندن آن يك دقيقه و پنجاه و پنچ ثانيه بيشتر طول نمي كشد دعايي كه امام “هنگامى كه كسى را به رسوايى گناهى گرفتار مى‏ديد ” مي خواند

 

متن اين دعاي شريف و زيبا

اى خداوند، حمد باد تو را كه گناهان را مى‏دانى و مى‏پوشانى.

حمد باد تو را كه بر حال درون ما آگاهى و ما را عافيت عطا مى‏كنى. اى خداوند، ما همگان در پى عيب و عار بوده‏ايم و حال آنكه تو ما را بر زبانها نيفكنده‏اى، مرتكب گناهان بزرگ شده‏ايم و حال آنكه تو رسوايمان نساخته‏اى. در نهان بديها كرده‏ايم و حال آنكه تو كسى را بر بديهاى ما راه ننموده‏اى. بسا كارها كه نهى فرموده‏اى و ما به جاى آورده‏ايم. بسا كارها كه فرمان داده‏اى و ما را بر آنها آگاه ساخته‏اى، و ما تجاوز ورزيده‏ايم. بسا گناهان كه در كسب آن كوشيده‏ايم و بسا خطاها كه مرتكب شده‏ايم و تنها تو از آن آگاه بوده‏اى نه نگرندگان و تو از هر كس ديگر به افشاى آن تواناتر بوده‏اى. اى خداوند، عافيت تو چونان پرده‏اى بر روى چشمانشان فرو افتاد و چون سدى راه گوشهايشان را بگرفت. اى خداوند، چنان كن كه هر عيب ما كه پوشيده داشته‏اى و هر گناه كه نهان كرده‏اى، ما را اندرز دهنده‏اى شود كه از اخلاق بد و ارتكاب خطاها بازمان دارد و به سوى توبه‏اى محو كننده گناهان براند و به آن راه كه پسند توست بكشاند.

 اى خداوند، زمان توبه ما نزديك گردان و به غفلت گرفتارمان مساز، كه ما به تو مى‏گراييم و از گناهان توبه مى‏كنيم. بار خدايا، درود بفرست بر آن برگزيدگان از ميان آفريدگانت:

محمد و عترت او، آن پاكان و گزيدگان، و چنان كه خود فرمان داده‏اى ما را نيوشنده سخن ايشان و فرمانبردار حكم ايشان قرار ده.

منبع: صحيفه سجاديه، دعاي 34

نماز هديه به اموات‏

 

مالك بن دينار مى‏گويد گفت:

شب جمعه‏ اى بر گورستانى وارد شدم و ناگهان نور درخشانى را ديدم. از روى تعجّب گفتم: لا إله إلّا اللَّه، گويى خداوند- عزّ و جلّ- اهل اين گورستان را آمرزيده است. ناگهان شنيدم كه هاتفى از دور ندا مى‏كند و مى‏گويد: اى مالك بن دينار، اين هديه مؤمنان به اهل قبور و برادران ايمانى‏شان مى‏باشد. گفتم: سوگند به خدايى كه تو را به زبان آورد، از تو مى‏خواهم كه به من بگويى آن هديّه چيست؟ گفت:

مؤمنى در اين شب برخاست و وضوى كامل گرفت و دو ركعت نماز خواند و در هر ركعت

يك بار سوره فاتحة الكتاب و سوره قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ، و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قرائت نمود، و گفت:

 «اللّهمّ، إنّى قد وهبت ثوابها لأهل المقابر من المؤمنين.»

– خداوندا، من ثواب آن را به مردگان مؤمنين هديه نمودم.

از اين رو خداوند، ما را از شرق و غرب و از هر سو، نور و گشايش و شادمانى عنايت فرمود.

مالك مى‏گويد: من همواره آن را در شبهاى جمعه مى‏خواندم، تا اينكه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم و ايشان به من فرمود: «اى مالك، در برابر نورى كه به امّت من هديّه نمودى، خداوند در ثواب آن تو را آمرزيد.» سپس فرمود: «خداوند در قصرى بهشتى كه «منيف» ناميده مى‏شود، خانه‏اى براى تو بنا نمود.» عرض كردم: معناى «منيف» چيست؟ فرمود يعنى «مشرف بر اهل بهشت.»

منبع : ترجمه فلاح السائل (ادب حضور )، صفحه 167

داستاني براي فحش

 

شايد كسى گمان نمى‏برد كه آن دوستى بريده شود و آن دو رفيق كه هميشه ملازم يكديگر بودند روزى از هم جدا شوند. مردم يكى از آنها را بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مى‏شناختند. معمولًا وقتى كه مى‏خواستند از او ياد كنند، توجه به نام اصلى‏اش نداشتند و مى‏گفتند: «رفيق …».

آرى او به نام «رفيق امام صادق» معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند آيا كسى گمان مى‏كرد كه پيش از آنكه آنها از بازار بيرون بيايند رشته دوستى‏شان براى هميشه بريده شود؟!.

در آن روز او مانند هميشه همراه امام بود و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند.

غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حركت مى‏كرد. در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام- كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود- خبرى نبود.

براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند غلام را ديد، با خشم به وى گفت:

 «مادر فلان! كجا بودى؟».

تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند

كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود:

 «سبحان اللَّه! به مادرش دشنام مى‏دهى؟! به مادرش نسبت كار ناروا مى‏دهى؟! من خيال مى‏كردم تو مردى باتقوا و پرهيزگارى. معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد.».

– يابن رسول اللَّه! اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است.                       

خودت مى‏دانى كه آنها مسلمان نيستند. مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم.

– مادرش كافر بوده كه بوده. هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند عملشان زنا نيست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمى‏شوند.

امام بعد از اين بيان به او فرمود: «ديگر از من دور شو.».

بعد از آن، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت

منبع : مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى،(داستان راستان)، جلد ‏18، صفحه : 293

لعنت

 

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ:

إِنَّ اللَّعْنَةَ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ فِي صَاحِبِهَا تَرَدَّدَتْ بَيْنَهُمَا فَإِنْ وَجَدَتْ مَسَاغاً وَ إِلَّا رَجَعَتْ عَلَى صَاحِبِهَا

 

از ابى حمزه ثمالى، گويد: شنيدم امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمود:

راستى چون لعنت از دهان صاحب خود بيرون آيد، ميان او و طرف لعن شده مردّد ماند، اگر مجوّزى يابد (بر ملعون بماند) و گر نه به گوينده خود برگردد

منبع: اصول كافى-ترجمه كمره‏اى ،  جلد ‏5، صفحه   341،  باب دشنام ….. 

نكته :

گاهي ديده مي شود كه برخي به راحتي به پدر و مادر هم لعنت مي فرستند كه طبق اين روايت …

سلام كردن و جواب آن

 

 

همانطور كه مي دانيم سلام كردن مستحب است ولي جواب آن واجب (البته آمده است كه سلام كردن به 11 گروه كراهت دارد كه انشاء الله در آخر بحث مي آوريم )

نكته اينجاست كه برخي جواب سلام را به صورتي مي گويند كه پاسخ به حساب نمي آيد مانند آنكه در جواب سلام مي گويند “سلام از ماست ” اينكه جواب سلام نشد

و اقسام جواب سلام در نماز  را قبلا آورده ايم

اما 11 گروه كه سلام كردن به آنان مكروه است  

در كتاب مواعظ العدديه از قول حكما آمده است

 المواضع التي لا يسلّم فيها أحد عشر:

الأول: على اليهودي و النصراني. الثّاني: إذا صلّى الجمعة و الإمام يخطب لا يسلّم لاشتغال الناس بالاستماع. الثّالث: العاري في الحمّام و غيره.الرّابع: المشتغل بالأذان و الإقامة. الخامس: القارى‏ء للقرآن. السّادس:المشتغل برواية الحديث و مذاكرة العلم. السّابع: اللاعب بالنرد و الشطرنج. الثّامن: المغنّي. التاسع: مطيّر الحمام. و في معناه كلّ مشتغل بالمعصية.العاشر: من كان مشتغلا بقضاء الحاجة. الحادي عشر: المرأة الأجنبية.

 گويند: در يازده مورد سلام مكروه است:

 1- به يهودى و نصرانى.

2- هنگامى كه امام جماعت مشغول خطبه (نماز جمعه) است و مردم گوش مى‏دهند.

 3- به كسى كه در حمام و غيره برهنه است.

4- به كسى كه مشغول اذان يا اقامه است.

5- به قارى قرآن.

6- به آنكه به نقل حديث يا بحث علمى مشغول است.

7- به قمار باز كه سرگرم نر دو شطرنج است.

8- به آوازه خوان.

 9- به هر كسى كه در حال گناه است.

 10- به كسى كه در حال قضاى حاجت است.

11- به زن نامحرم

منبع: تحرير المواعظ العددية، صفحه567،  الفصل الثاني و في كلمات العلماء

پس گرفتن هديه

 

سوال :

آيا كسي مي تواند هديه را پس بگيرد ؟

پاسخ :

به 7 شرط  ( اگر يكي از شروط وجود داشت نمي توان هديه را پس گرفت)

1.هديه گيرنده از اقوام نسبي نباشد مانند پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، عمو ،خاله ، عمه و …

2.عين مال تغيير نكرده باشد يعني نمي توان گوساله هديه داد و موقعي كه گاو شده پس گرفت .

3.هبه ي معوضه نباشد . يعني در مقابل هديه عوض يا چيزي گرفته نشده باشد .

4.مال تلف نشده باشد مثلا ساندويچي كه خورده شده يا مال را سرقت كرده اند .

5. بخشنده يا فروخته نشده باشد يعني كسي كه هديه را گرفته آن هديه را نفروخته باشد و يا به ديگري هديه نداده باشد.

6.هر دو زنده باشند پس اگر يكي از آنان مرده باشند ورثه نمي توانند هديه را پس بگيرند و يا از ورثه هديه مطالبه شود.

7.قصد قربت نداشته باشد يعني در هنگامي كه هديه را داده اگر قصدش رضاي خدا باشد ، ديگر نمي تواند آن را پس بگيرد

 

منبع: منهاج الصالحين، حضرت آيه الله العظمي  سيستاني، جلد ‌2، صفحه : 409 از مساله 1320 تا 1325

توجه اين نظر تمام مراجع مي باشد

ترتيب در وضو

 

 

يكي از شرايط وضو ترتيب است

يعني ابتدا بايد صورت بعد دست راست و … شسته شود

اين نكته ايست كه همه مي دانيم

اما نكته ي قابل ملاحظه اين است كه بايد در هر جزء هم ترتيب رعايت شود

به عنوان مثال در صورت نمي توانيم اول از بيني به پايين را بشوييم بعد از بالاي پيشاني تا بيني را

يا در دست كه بسيار مرسوم است ( به علت وجود ساعت يا انگشتر يا النگو ) كه برخي النگو را بالا مي دهند و دست را مي شويند و در آخر النگو را پايين داده و آنجا را كه آب نرسيده مي شويند كه اين اشتباه است و و ضو باطل.

منبع: منهاج الصالحين و عروه الوثقي، بخش وضو

نماز برای والدین

 

هر کس این نماز را بخواند چنانچه پدر و مادر او زنده باشند مورد رحمت خداوند رحمان و رحیم قرار می گیرند .

* چنانچه پدر و مادر فوت کرده باشند نماز در شب های جمعه خوانده شود آنان مورد آمرزش خداوند قرار می گیرند .

* این نماز آن چنان موجب شادی پدر و مادر میشود که آرزو می کنند زنده شوند و زانوی فرزند خویش را ببوسند .

* این نماز انسان را از افسردگیهای بسیار شدیدی که بر اثر مصیبت های سنگین بوجود می آید آرامش می بخشد .

 

کیفیت نماز برای والدین

صَلَاةُ الْوَلَدِ لِوَالِدَيْهِ رَكْعَتَانِ‏ الْأُولَى‏ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ‏ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ‏ وَ فِي الثَّانِيَةِ الْفَاتِحَةَ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ‏ فَإِذَا سَلَّمَ يَقُولُ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيرا

 

این نماز دو رکعت است :

ركعت اول يك حمد و بعد از حمد ده بار بگويد

 رَبَّنَا اغفِرلی وَ لوالِدَیَّ وَ لِلمُؤمِنینَ یَومَ یَقُومُ الحِساب   آيه 41 سوره ابراهيم

و در ركعت دوم بعد از حمد و ده بار بگويد

رَبِّ اغفِرلی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَیتیَ مُؤمِناً وَ لِلمُؤمِنینَ وَالمُؤمِنات.   بخشي از آيه ي 29 سوره نوح

   و بعد از سلام ده بار گويد

رَبِّ ارحَمهُما کَما رَبَّیانی صَغیراً  بخشي از آيه ي 25 سوره اسراء

منبع: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، جلد ‏6، صفحه   348، شماره   6965،  36 باب استحباب صلاة الهدية و كيفيتها

زاهدترين ،عابدترين و با ورع ترين مردم

 

( به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)

قال الامام زين العابدين عليه السلام:

  يَقُولُ الله يَا ابْنَ آدَمَ- ارْضَ بِمَا آتَيْتُكَ تَكُنْ مِنْ أَزْهَدِ النَّاسِ- ابْنَ آدَمَ- اعْمَلْ بِمَا افْتَرَضْتُ عَلَيْكَ تَكُنْ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ- ابْنَ آدَمَ اجْتَنِبْ مِمَّا حَرَّمْتُ عَلَيْكَ- تَكُنْ مِنْ أَوْرَعِ النَّاس‏

 

 امام سجاد عليه السلام فرمودند:

 خداوند ميفرمايد: پسر آدم خشنود باش بآنچه به تو داده ‏ام زاهدترين مردمى

 عمل كن بآنچه بر تو واجب نموده‏ ام از عابدترين اشخاصى

و بپرهيز از حرامها تا با ورع‏ ترين مردم باشي

منبع: بحار الأنوار الجامعة، جلد  ‏75، صفحه 139، باب 21، وصايا علي بن الحسين ع و مواعظه و حكمه ….. 

عقوبت ذخيره كردن مال و غذا و كسب وكار در روز عاشورا

 

( به بهانه عاشوراي حسيني )

حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه آن جناب فرمود :

هر كس در روز عاشورا كارهاى خود را ترك كند و شغل خود را واگذارد حقتعالى حاجتهاى دنيا و آخرت او را برآورد و كسى كه روز عاشورا روز مصيبت و حزن و گريه او باشد حقتعالى روز قيامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت چشم او بوجود ما روشن شود و هر كس روز عاشورا را روز بركت نامد و در آن روز چيزى در منزل‏ خود ذخيره كند آن ذخيره از براى او مبارك نباشد و حقتعالى در روز قيامت او را با يزيد و عبيد الله زياد و عمر بن سعد در اسفل دركات جهنم محشور گرداند

منبع: عيون أخبار الرضا -ترجمه آقا نجفى، جلد‏1، صفحه 225، باب بيست و هشتم در ذكر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار متفرقه

طنز شيوه اي ديگر در امر به معروف و نهي از منكر

 

(به بهانه هفته ي امر به معروف و نهي از منكر)

يكي از ديگر از شيوه هاي موثر در امر به معروف و نهي از منكر , بيان در غالب طنز است

داستان1:

داستان معروفى هست كه بهلول كه مرد عاقلى بود ولى خودش را به ديوانگى زده بود و به همان عالم ديوانگى سر به سر بزرگان و اكابر مى‏گذاشت و شوخى شوخى حقايق را به آنها مى‏گفت (مى‏گويند قوم و خويش و پسرعموى هارون هم بود) مى‏رفت و به هارون به همان عالم ديوانگى‏اش حرفهايى را كه هيچ عاقلى جرأت نمى‏كرد بگويد مى‏زد. يك وقتى از جايى مى‏گذشت، ديد كه دارند مسجدى مى‏سازند. رفت به آن بانيان مسجد گفت كه چكار مى‏كنيد؟ گفتند: مسجد مى‏سازيم.

گفت: مسجد براى چه مى‏سازيد؟ گفتند: مسجد را براى خدا مى‏سازيم. محرمانه رفت دستور داد تابلويى را روى سنگى درست كردند به نام مسجد بهلول. همين كه اين سنگ را درست كردند يك شب نصف شب- كه كسى نفهميد- رفت آن را در سردر مسجد زد، يك تابلوى خيلى بزرگى: مسجد بهلول. فردا صبح مردم آمدند نگاه كردند ديدند در سردر اين مسجد تازه‏ساز نوشته مسجد بهلول. خود صاحب كارها آمدند و ديدند. ناراحت و عصبانى شدند، زدند تابلو را كندند و ريختند دور.

بهلول را گير آوردند، كتكش زدند و گفتند: اين چه كارى بود كه كردى؟ چرا نوشتى مسجد بهلول؟ گفت: چه عيبى داشت؟ گفتند: اين همه پول ما خرج كرديم كه مسجد به نام تو باشد؟! گفت: براى كى خرج كرديد؟ براى خدا خرج كرديد يا براى مردم؟

اگر براى خدا خرج كرديد كه خدا اشتباه نمى‏كند. اگر من نوشتم «مسجد بهلول» آيا خدا در حسنات من مى‏نويسد؟ خدا در حسنات شما مى‏نويسد. و اما اگر براى مردم كرديد پس چرا مى‏گوييد كه ما براى خدا كرديم. پس بر خودتان مطلب را مشتبه نكنيد.

منبع: مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، جلد‏26، صفحه 365   

 

داستان 2

روزی بهلول به کاخ هارون الرشید قدم گذاشت . هارون در قصر نبود و فقط نگهبانان از کاخ محافظت و مراقبت می کردند

بهلول در قصر قدم زد و به تخت پادشاهی هارون الرشید رسید . تخت خالی بود و بهلول به سمت تخت حرکت کرد و روی آن نشست .نگهبان ها عصبی شدند و همانطور که خشمگین شده بودند به سمت بهلول حمله بردند و او را با کتک از تخت بیرون کشیدند

ساعتی بعد هارون الرشید به کاخ خویش برگشت و بهلول را گریان مشاهده کرد ..نگهبانان را صدا زد و سبب و علت گریه های بهلول را پرسید .

نگهبانان کل قضیه را برای هارون الرشید تعریف کردند .

هارون به قصد دلجویی نزد بهلول رفت و گفت : گریه نکن من نگهبانان را ادب خواهم کرد .

بهلول به هارون نگاهی کرد . گفت من برای خود گریه نمی کنم بلکه به حال تو گریه می کنم زيرا من برای لحظه ای روی تخت تو نشستم و این همه کتک خوردم تو که تمام عمر بر این تخت نشسته ای چه كتكي خواهي خورد ؟!؟

 

بسيار واضح است كه در هر دو داستان بهلول با بيان طنز امر به معروف و نهي از منكر كرد

 

**منبرک**