زیارت امام حسین علیه السلام از راه دور

امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود جناب سُدیر فرمودند:

سدیر، چقدر امام حسین علیه السلام را زیارت می­کنی؟

سدیر گفت: فاصله من تا قبر امام حسین علیه السلام خیلی زیاد است نمی توانم زیاد به زیارت ایشان بروم.

امام صادق علیه السلام کاری به او یاد دادند تا بتواند هر روز و هر موقع که خواست امام حسین علیه السلام را زیارت کند.

فرمودند: بالای بلندی برو؛ سمت راست و چپ خود را نگاه کن. بعد به آسمان نگاه کن و سپس رو به سمت قبر مطهر امام حسین علیه السلام نگاه کن و بگو:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ».

و سپس امام فرمودند: هر کس این کار را انجام دهد ثواب حج و عمره برای او می نویسند.

سدیر می­گوید: با این روش گاهی در در طول روز چندین بار و جمعه ها نیز چندین مرتبه امام حسین علیه السلام را زیارت می­کردم.

شبهای جمعه که شب زیارتی آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام است از این فیض عظیم محروم نشویم.

نواب، طلبه مومن انقلابی/ 3 خصلت مهم شهید نواب صفوی

(به مناسبت 27 دی ماه، سالروز شهادت شهید نواب صفوی و یاران با وفایش)

بیست و هفتم دی ماه سالروز شهادت روحانی شجاع و مبارز شهید نواب صفوی و یاران با وفایش است.

<![if !supportLists]>1.     <![endif]>اگر بخواهیم چند ویژگی بارز شهید نواب را نام ببریم، اولین و مهمترین آن غیرت دینی اوست.

زمانی که کسروی ملعون  به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهماالسلام دشنام داد و در کتابش به مقدسات توهین کرد بلافاصله مراجع تقلید حکم ارتداد او را صادر کردند. نواب و یارانش بلافاصله پول قرض کرده و اسلحه تهیه نمودند و کسروی را به درک واصل کردند.

این غیرت دینی بالای او است.

او اگر امروز بود مثل امثال ما نمی نشست تا این همه در شبکه‌های مجازی و پشت تریبون به مقدسات توهین کنند و بعد ما راحت از کنار آنها رد شویم. او اینگونه نبود و نمی توانست راحت بنشیند که به مقدسات توهین کنند.

 

<![if !supportLists]>2.     <![endif]>دومین ویژگی نواب آزادی و عدم وابستگی او بود. چون آزاد بود می توانست حرف حق را بزند.

امام جمعه وقت تهران که آخوندی درباری بود از طرف شاه مأمور شد که پیش نواب برود. گفت اعلی حضرت تصمیم گرفته است تولیت آستان قدس را به تو بدهد. نواب گفت: فکر کرده است که می تواند با این چیزها من را بخرد؟ من آزادم و زیر بار این چیزها نمی روم تولیت را به کس دیگری بدهد!

<![if !supportLists]>3.     <![endif]>سومین ویژگی نواب شجاعت بود.

او در آخرین لحظات عمر شریفش با کمال شجاعت  بعد از آنکه سرهنگ از او  پرسید: «اگر خواسته ای دارید بگویید؟» و او تقاضای آب برای غسل شهادت نمود. آب سرد بود. نواب خمشگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد: «اگر آب گرم نباشد, رنگ ما می‌پرد و تو و امثال تو فکر میکنند که ترسیده ایم!  اما مهم نیست. خدا آگاه است که لحظه به لحظه اشتیاق ما به شهادت بیشتر می‌شود».

رهبر فداییان یارانش را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خلیلم, محمدم, مظفرم, زودتر آماده شوید, زودتر غسل شهادت کنید, امشب جده ام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) منتظر ماست» پس از غسل شهادت به نماز ایستاد. افسران و درجه داران با ناباوری به آنان نگاه می‌کردند. دستان به قنوت رفته اش حریم آسمان مناجات بود.

شاه رفت؛ تفکر شاهنشاهی را نیز بیرون کنیم!

 

26 دی ماه سالروز فرار شاه خائن از ایران اسلامی است.

انقلاب اسلامی ما فقط در صدد تغییر ظواهر نبود؛ هدف برداشتن تاج و گذاشتن عمامه، بدون تغییر در ماهیت ساختار اداری کشور نبود. بلکه ماهیت جمهوری اسلامی با رژیم شاهنشاهی در ذات و ماهیت متفاوت اند.

اما اگر مسئولین، اصول انقلاب اسلامی را رعایت نکنند دوباره به همان دوران شاهنشاهی برگشته ایم.

مثلا:

فرض کنید مسئولین ساده زیستی را فراموش کنند و به کاخ نشینی و خانه های مجلل رو بیاورند. این اصل، از اصول انقلاب است که محرومین و مستضعفین به جایگاه برسند نه اینکه دوباره همان جاه طلبان و صاحبان قدرت و ثروت به نان و نوا برسند.

شعار انقلاب، عدالت و اسلامیت است. باید به تمام ابعاد آن عمل شود. که البته الحمدلله به خیلی از آنها رسیده ایم لکن باید به شعارهای عمل نشده رسیدگی کرد.

 

مشکل ما که فقط با شاه نبود؛ بلکه با تفکر شاهنشاهی بود. اکنون نیز هر مسئولی بیاید که آن تفکر را داشته باشد برای ما فرقی نمی کند. فرقی نمی کند که نامش محمدرضا پهلوی باشد یا هر اسم دیگری.

بله؛ اکنون که به لطف خداوند در رأس کشور عادل ترین فرد، مقام معظم رهبری قرار دارند، عالی است، اما کافی نیست؛ بقیه پایه ها نیز باید اشخاص سالم بر سر کار باشند. نه اینکه کسانی بیایند که هیچ شئونی از جمهوریت و اسلامیت نظام را رعایت نکنند. در این صورت نظام اسلامی نخواهد بود.

این که مقام معظم رهبری نیز چند وقت پیش فرمودند که ما هنوز به حکومت اسلامی نرسیده ایم به این خاطر است؛ یعنی مسئولین ما به لُبّ اسلام و خواسته های ابتدای انقلاب عمل نکرده اند.

رسیدن به این هدف نیز 2 لازمه دارد.

1- انتخاب درست مردم

2- تلاش و اقدام درست مسؤولین.

 

توجه: البته باید توجه کنیم که رسیدن به همین نقطه، با توجه به اینکه 40 سال بیشتر از انقلاب نگذشته است، نشان دهنده سرعت بسیار بالای پیشرفت است. لکن باید بصیرت مردم و تلاش مسئولین در کنار هم بیاید تا انقلاب اسلامی محقق شود. وگرنه اگر قرار باشد مسئول زمان شاه در کاخ زندگی کند و مسئول امروزی هم بخواهد کاخ نشین باشد، و یا در زمان شاه کاپیتولاسیون باشد و اکنون امثال سند 2030، وضعیت همان خواهد بود.

مهمترین نصیحت علما از زبان آیت الله مجتهدی

(به بهانه 23 دی ماه؛ سالروز وفات حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی)

آیت الله مجتهدی تهرانی از علمای بزرگی است که بسیاری از مردم با درس اخلاق های ایشان آشنا هستند.

از ایشان نکات بسیاری به یادگار مانده است که از جمله آن ها این جمله بسیار مهم است که می فرمایند:

 

من علمای بسیاری را درک کردم از امام خمینی گرفته تا آیت الله بروجردی و آیت الله شاه آبادی و آیت الله حائری و…؛

 

و اگر بخواهم در یک کلام نصیحت تمام بزرگان را بگویم، می گویم:

 

اگر دنیا و آخرت می خواهید، اگر رزق و روزی می خواهید و در یک کلام اگر همه چیز می خواهید،

 … نماز اول وقت بخوانید.

اي بنده ي گريزان! از خدا فرار مي كني ؟!!!

 

 

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنات‏[ فرقان 70]

كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند

داستانك:

بدون هيچ توجهي از كنار او گذشت.

اين بي‌توجهي آخوند بر عبد فرّار سخت گران آمد. از جاي خود حركت كرد تا اين شيخ پير را تنبيه كند. دويد و راه را بر او سد كرد و با لحني بي‌ادبانه گفت: هي! آشيخ! چرا به من سلام نكردي؟!

عارف همداني ايستاد و گفت: مگر تو كيستي كه من بايد حتماً به تو سلام مي‌كردم؟ گفت: من عبد فرّارم. آخوند ملاحسينقلي همداني به او گفت: عبد فرّار! افررتَ من اللهِ ام من رسولهِ؟ تو از خدا فرار كرده‌اي يا از رسول خدا؟

و سپس راهش را گرفت و رفت.

فردا صبح، آخوند ملا حسينقلي همداني درس را تمام كرده، رو به شاگردان نمود و گفت: ‌امروز يكي از بندگان خدا فوت كرده هر كس مايل باشد به تشييع جنازة او برويم.

 عده‌اي از شاگردان آخوند به همراه ايشان براي تشييع حركت كردند. ولي با كمال تعجب ديدند آخوند به خانه عبد فرار رفت. آري او از دنيا رفته بود. عجبا! اين همان ياغي معروف است كه آخوند از او به عنوان بندة خدا ياد كرد و در تشييع جنازه او حاضر شد؟! به هر حال تشييع جنازة تمام شد.

يكي از شاگردان آخوند به نزد همسر عبد فرارا رفته و از او سؤال كرد: چطور شد كه او فوت كرد؟ همسرش گفت: نمي‌دانم چه مي‌شد؟ او هر شب ديروقت با حال غيرعادي و از خود بي‌خود منزل مي‌آمد، ولي ديشب حدود يك ساعت بعد از اذان مغرب و عشا به منزل آمد و در فكر فرو رفته بود و تا صبح نخوابيد و در حياط قدم مي‌زند و در حالي كه گريه مي كرد ،با خود تكرار مي‌كرد: عبد فرار تو از خدا فرار كرده‌اي يا از رسول خدا؟! و سحر دق كرد و مرد.

اصل داستان از كتاب : شرح حال حكیم فرزانه حاج علی محمد نجف آبادی، صفحه 27

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

8 خرداد 1392

شب های زمستان رو به کوتاهی است / بهار مؤمن را دریابید

 

این شبها جزء طولانی ترین شب های سال است. شب ها هر چقدر هم که نیاز به خواب داشته باشیم و بخوابیم، باز هم این شب تمام نمی شود. به همین خاطر است که در روایت داریم:

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند:     

الشِّتَاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ یَطُولُ فِیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى قِیَامِهِ وَ یَقْصُرُ فِیهِ نَهَارُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى صِیَامِهِ

زمستان، بهار مومن است ؛ از شبهای طولانی اش برای شب زنده داری، و از روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد.

 [وسائل الشیعه، ج‏۱۰، ص: ۴۱۴]

سعی بکنیم این شب ها چند دقیقه ای وقت بگذاریم برای نماز شب؛ به شدت بر نشاط مان در طول روز اثر می گذارد. در آخرت نیز دستمان را خواهد گرفت ان شاءالله.

 

داستانک:

مقدس اردبیلی از دنیا رفت. عالمی ایشان را در خواب دید. پرسید چه چیزی دست شما را در آن دنیا گرفت؟

مقدس اردبیلی به حرم  امیرالمومنین علیه السلام اشاره کرد و گفت:

اول عشق به این آقا و نماز شب ها. آن نماز شب ها هم به آبروی امیرالمومنین علیه السلام قبول شده.

 

ان شاالله خداوند ما را از نماز شب خوان های با حضور قلب قرار دهد.

انتخاب موقت رهبری / آیا انتخاب رهبری موقتی انجام شده است؟

در روزهای اخیر کلیپی در فضای مجازی، در مورد مذاکرات مجلس خبرگان در سال 68 پخش شده است. موقعی که مقام معظم رهبری (حفظه الله) به رهبری انتخاب می­ شوند آقای هاشمی رفسنجانی جمله ­ای را بیان می­ کنند به این مضمون:

خوب موقتا آقای خامنه ­ای را ما انتخاب می­ کنیم تا رفراندوم. بعد مشخص می­ کنیم.

جریان چه چیز بوده است؟

یعنی رهبری موقتا انتخاب شده بودند؟ قرار بوده رفراندومی صورت بگیرد؟

در سال 58 که قانون اساسی به رفراندوم گذاشته شده و به رای مردم تصویب می­ شود، شرط رهبری این بوده است که رهبر باید مرجع تقلید باشد. حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) در سال 67 به آیت الله مشکینی دستور می­ دهند بازنگری قانون اساسی را انجام دهند.

آیت الله مشکینی در نامه­ ای به امام (رحمت الله علیه) از چند مورد از ابهامات قانون اساسی می­ نویسد. امام به هیچ کدام جواب نمی دهند؛ فقط به یک مورد جواب می­ دهند و می­ فرمایند در رابطه با رهبری از اول هم نظر من این بود که لازم نیست رهبر مرجع تقلید باشد و مجتهد جامع الشرایط کفایت می­ کند. قرار بود تغییرات قانون اساسی با انتخابات ریاست جمهوری سال بعد، یعنی سال 68 به رفراندوم گذاشته شود. اما حضرت امام (رحمت الله علیه) دو ماه قبل از رفراندوم از دنیا می­ روند. اما در آن زمان هنوز طبق قانون اساسی رهبر باید مرجع تقلید می بود. آیت الله امینی در آن جلسه نامه امام (رحمت الله علیه) را می­ خوانند و نمایندگان خبرگان را از نظر امام مطلع می­ کنند.

ولی هنوز قانون اساسی هنوز تغییر نکرده بود. لذا خبرگان مقام معظم رهبری را انتخاب می­ کنند. در مردادماه نیز قانون اساسی به رفراندوم گذاشته می­ شود. پس از تأیید مردم، خبرگان در مرداد ماه مجددا تشکیل جلسه داده و به رهبری مقام معظم رهبری رأی می­ دهند. و آنگاه مقام معظم رهبری (حفظه الله) رهبر نظام اسلامی می­ شوند.

در نتیجه آن جمله­ ای که از آقای هاشمی رفسنجانی در برخی شبکه های مجازی پخش شده است کشف جدید و عجیبی نیست که برخی آن را مطرح می­ کنند. کسانی که آن زمان را خوب به خاطر دارند در جریان اجرای قانون هستند.

عشق به درس خواندن

 

در حالات علامه جعفری گفته اند ایشان عاشق مطالعه کردن بود.

داستانک:

روزی علامه جعفری نزدیک به ظهر در حجره آبگوشتی بر سر چراغ بار می گذارد و سپس مشغول مطالعه می شود. پس از چندی ناگهان متوجه می شود که طلاب مدرسه در حال شکستن درب حجره هستند. با سرعت در را باز کرده و با حالت اعتراض خطاب به آنان می گوید: من مشغول مطالعه هستم چرا مزاحم می شوید؟ که در همین حین به ناگاه متوجه می شود که تمامی حجره را دود گرفته و طلاب به تصور اینکه حجره ایشان آتش گرفته برای کمک و نجات ایشان آمده اند.

اینطور درس خواندن و عشق به مطالعه انسان را در علم آموزی موفق می کند.

نظام اسلامی، بهترین ساختار و مسیر

راهپیمایی

فرض کنید قصد سفر دارید و چند خودرو مختلف برای سفر وجود دارد که هر یک ویژگی های خاصی دارند.

مثلا:

اتوبوس اول، نقص فنی دارد. اتوبوس دوم، راننده نابلدی دارد؛ اتوبوس سوم، از نظر فنی سالم است و راننده خوبی هم دارد اما سایر مسافرین آن خودرو هر یک ایرادی دارد و موجب مزاحمت شما می شود.

 

حال با این اوصاف اگر مجبور به مسافرت باشید، کدام ماشین را انتخاب می کنید؟

طبیعتا حاضریم برخی ایرادات و اذیت های داخل خودرو سوم را تحمل کنیم اما لااقل خیالمان نسبت به سلامت خودرو و راننده و رسیدن به مقصد راحت است.

وضع امروز ما اینچنین است. جمهوری اسلامی وسیله خوب و سالمی است. راننده و سکان دار آن نیز از عادل ترین انسان هاست. اما داخل این اتوبوس برخی افراد برخی کارهای نادرست را انجام می دهند. با این وجود خیالمان راحت است که این وسیله ما را به مقصد می رساند.

ما به مسافران داخل این اتوبوس، به مسئولین این کشور اعتراض داریم، انتقاد داریم، اما خیالمان بابت نظام و رهبری آن راحت است. این افتخار است برای ما که رهبری جامعه ما به دست کسی است که عادل ترین فرد جامعه است. در صورتی که می توانست حکومت دست فرد یا افرادی باشد که هر روز یک فساد اقتصادی، سیاسی یا … از او سر بزند.

قدر این انقلاب و نظام را باید دانست.

این روزها که راهپیمایی ها در سراسر کشور در دفاع و حمایت از استقلال و امنیت کشور برگزار می شود، امید است شعارها در محکوم کردن فساد ها و مفسدین روز، در زمینه های اقتصادی نیز باشد. نه اینکه همچنان به شعارهای سال 57 بسنده کنیم و مرگ بر آمریکا بگوییم. بله قطعا «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر فتنه­ گر» هم شعار امروز هست اما شعار ضروری این ایام، «مرگ بر اختلاس ­گر» و «مرگ بر حقوق نجومی» است.

پشت پرده تظاهرات اخیر

2017-12-30-08-35-54

جریان جنگ در سوره مدت هاست تمام شده است اما سوریه نمی تواند به این راحتی و تا مدت ها کمر راست کند. همه زیرساخت هایش از بین رفته است.

اما جریان سوریه از کجا شروع شد؟

از اعتراض مردمی به یک جریان شروع شد و شخصی از داخل جمعیت مردم و پلیس را به رگبار بست. همین، باعث شورشی شد که می بینید الان به کجا رسیده است.

ما بصیرت لازم داریم که مواظب باشیم.

همین جریان، چند شب پیش در لرستان اتفاق افتاد. یک نفر از داخل جمعیت با اسلحه، شروع به تیراندازی به مردم کرد. بیش از هفتاد نفر مجروح شدند و سه نفر به شهادت رسیدند. ما اگر مواظب نباشیم همان جریان سوریه اتفاق می افتد.

خدا با کسی عقد اخوت نبسته که یک کشور همیشه روی آرامش ببیند، اگر مراقب نباشیم خدای نکرده کشور ما هم مانند کشورهای اطراف می شود.

انتقاد به گرانی داشته باشیم ولی مواظب باشیم دشمن از این مسئله سوء استفاده نکند.

فرق شورشگر با معترض!

شورشگر

 

بین اغتشاش گر و معترض، تفاوت هایی وجود دارد.

مردم اعتراض و تحصن می کنند و یک سری خواسته هایی دارند. مانند:

 1. گرانی 2. اختلاس 3. حقوق نجومی 4. ناکارآمدی مسئولین: مثل مشکلات وزارت خانه ها، عدم کنترل قاچاق، رشوه در قوه قضاییه، عدم رسیدگی به پرونده های قوه قضاییه، رشوه گرفتن در دارایی و …

مردم به خاطر اینها اعتراض دارند. اما قصد شورشگر براندازی است.

این دوکاملا با هم فرق دارد. حامیان این دو نیز با هم فرق دارند. در رأس حامیان معترضین، مقام معظم رهبری (حفظه الله) است. بیشترین کسی که تا حالا در رابطه با معیشت مردم صحبت کرده حضرت آقا هستند. همه مردم حامی این هستند که برای حق مردم اعتراض بشود.

اما حامی شورشگر مشخص است: دشمنان خارجی از جمله آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و مجاهدین خلق و… .

نتیجه این دو عمل نیز با هم فرق می کند. آنقدر مردم اعتراض می کنند تا چیزی که گران شده بر گردد؛ پولشان برگردانده شود؛ جلو ظلم گرفته شود؛ فلان مسئول استعفا دهد و… . نتیجه اعتراض این است.

اما در شورش نتیجه این نیست. نتیجه شورش این است که گرانی بیشتر شود، دزدی بیشتر شود، مسئولین نالایق بیشتر شوند و یک جنگ داخلی که مقدمه ورود بیگانه است محقق شود.

این دو تا با هم فرق دارد. ما با شورشگر مشکل داریم. با معترض مشکلی نداریم. مردم اعتراض می کنند تا به حقشان برسند اما شورش کار درستی نیست. نتیجه ای هم ندارد.

کسانی که شورش می کنند دغدغه شکم مردم را ندارند؛ خودشان که بابت این شورش ها پولشان را می گیرند؛ دیدید که در این اعتراضات در کل کشور حتی لباس های شورشیان یک شکل است و با پیچیده ترین امکانات و تجهیزات عمل می کنند. اینها دغدغه اقتصاد مردم را دارند؟

شفاعت تمام شیعیان با کیست؟

 (به بهانه 10 ربیع الثانی؛ سالروز رحلت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها)

28أَقُولُ وَ رَوَى الْقَاضِي نُورُ اللَّهِ التُّسْتَرِيُّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ فِي كِتَابِ مَجَالِسِ الْمُؤْمِنِينَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ:

 إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ‏ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي‏ الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.

از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه :

خدا را حرمى است كه مكه است،  رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را حرمى است كه مدينه است، و راستى براى امير المؤمنين عليه السّلام حرمى است كه كوفه است و قم كوفه صغرى است .

همانا بهشت را 8 در است كه 3 آنها بسوى قم است، در آن زنى از فرزندانم بنام فاطمه درگذرد و به شفاعت او همه شیعیانم به بهشت می روند [بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏57، ص: 228]

داستانک:

شیخ عباس قمی(رحمت الله علیه) که به محدث قمی نیز معروف است، می گوید: درعالم رؤیا مرحوم میرزای قمی اعلی الله مقامه الشریف را دیدم،

از ایشان سؤال کردم: آیا اهل قم را حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) شفاعت خواهند کرد؟

میرزا چون این سخن را شنید ناراحت شد و نگاه تندی به من کرد و فرمود: چه گفتی؟

من دوباره سؤالم را تکرار کردم، باز با تندی به من فرمود: شیخ، تو چرا چنین سؤالی می کنی!؟ شفاعت اهل قم با من است، حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) تمام شیعیان جهان را شفاعت خواهند کرد ؛ [مردان علم در میدان عمل جلد 3 صفحه 36]

امروز كه اينچنين به كرامت زبان زدى                  تا رستخيز بهرِ شفاعت، چه ها كنى؟

(1 بهمن 1394)

میانه روی و پرهیز از اسراف

(به بهانه ولادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام)

امام حسن عسکري عليه السّلام می فرمایند: «عَلَيْكَ بِالإقْتِصادِ وَ إيّاكَ وَ الإسْرافَ»؛

بر تو باد به ميانه روى و اعتدال و پرهيز از ولخرجى و اسراف.

[احقاق الحق: ج 12 ص 467]

 

نكته: اقتصاد، حدّ اعتدال ميانه اسراف و بخل است. اسراف، ملت ها را از بین می برد. اسراف مشکلات و عذاب های زیادی را بر سر جامعه می آورد. با اسراف کم کم می بینیم که باران هم دیگر نمی بارد. کم کم درهای رحمت بسته می شود.

داستانک:

حسن بصری در کنار رودخانه وضو می گرفت. باقیمانده آب را کنار رودخانه، روی زمین ریخت. حضرت علی علیه السلام فرمودند چرا آب را روی زمین ریختی؟ باید آب را روی آب رودخانه می ریختی.

 

اسراف برای همه خطرناک است، خصوصا برای کسانی که از اموال بیت المال استفاده می کنند.

به عنوان مثال:

شخصی برای گرم ماندن اتاق محل کار خود، بخاری را در طول شب نیز روشن می گذارد!

و یا اینکه برق اتاق ها را بی جهت روشن می گذارند.

و یا اینکه وقتی به سفر کاری می روند، هتل پنج ستاره و غذاهای گران قیمت استفاده می کنند!

مگر منزل خودشان هتل پنج ستاره است که وقتی به سفر می روند، هتل پنج ستاره می گیرند!!

این موارد از کوچک و بزرگ، همه از مصادیق اسراف است.

دو خصلتي كه بالاتر از آن چيزي نيست

(به بهانه 8 ربيع الثاني؛ سالروز ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام)

26عن أبي محمد الحسن بن علي عليهماالسلام:

 خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا شَيْ‏ءٌ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَان

امام حسن عسكري عليه السّلام مي فرمايند:

دو خصلت است بالا دست ندارد: ايمان به خدا، و نفع رساندن به برادران.    [تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: 489]

و شايد بتوان گفت ،تمام دين در اين دو جمله جمع شده است: خدامحوري و انسان دوستي  

داستانك:

محمدباقر قاليباف، شهردار تهران در وبلاگ خود نوشته است:

[روزي] رفته بودم خدمت [آيت‌الله‌العظمي فاضل لنكراني] . آن موقع در ناجا بودم. [ايشان] گفتند:

 “من 50 سال است دارم اسلام مي‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برايت بگويم. واجباتت را انجام بده. به‌جاي مستحبات تا مي‌تواني به کار مردم برس. کار مردم را راه بيانداز.” بعد هم گفتند “اگر قيامت کسي ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود.” [منبع]

تسلیمی شگفت!

(به مناسبت میلاد حضرت عیسی علیه السلام)

روزى حضرت عيسى در مناجاتش با خداوند عرضه داشت: پروردگارا دوستى از دوستارانت به من بنما، خطاب رسيد به فلان محل برو كه ما را در آنجا دوستى است،

مسيح به آن محل موعود رفت. زنى را ديد كه نه چشم دارد و نه دست و نه پاى، روى زمين افتاده و زبانش مترنم به اين ذكر است:

«الحمدالله على نعمائه والشكر على آلائه»

خدا را بر نعمتهاى ظاهري اش سپاس و بر نعمتهاى باطني اش شكر.

آن حضرت از حالت آن زن شگفت زده شد، پيش رفته و به او سلام كرد، زن گفت: عليك السلام يا روح الله! فرمود اى زن تو كه هرگز مرا نديده اى از كجا شناختى من عيسى هستم،

زن گفت: آن دوستى كه تو را به سوى من دلالت كرد برايم معلوم نمود كه تو روح الله هستى، فرمود: اى زن تو از چشم و دست و پا محرومى، اندامت تباه شده!

زن گفت: خدا را ثنا مي‌گويم كه دلى ذاكر و زبانى شاكر و تنى صابر دارم، خدا را به وحدانيت و يگانگى ياد مي‌كنم كه هرچه را مي‌توان با آن معصيت كرد از من گرفته،

اگر چشم داشتم و به نامحرم نظر مي‌كردم، اگر دست داشتم به حرام مي آلودم و اگر پا داشتم دنبال لذات نامشروع مي‌رفتم چه عاقبتى داشتم؟

اين نعمتى كه خدا به من داده به احدى از بندگانش نداده است.

[خزينة الجواهر، صفحه 318]

 

**منبرک**