سیره بزرگان

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با سیره بزرگان می باشد، می توانید ببینید.

تدليس در ازدواج

(به بهانه ميلاد امام حسين عليه السلام)

HamMihan-201517910211992103151440353847.6262از امام حسين عليه السلام نقل شده است :

  الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَيْتِ مُحَرَّم‏

 حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت حرام است      [فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام صفحه 446]

بعضي از والدين در هنگام خاستگاري فرزندشان عيبهاي او را نمي گويند به عنوان مثال:

عروس يا داماد بيماريي دارند

 عروس يا داماد مشكل عصبي دارند

عروس يا داماد قبلا ازدواج كرده بودند

عروس يا داماد فساد اخلاقي دارد

اين مورد آخر متاسفانه در خانواده هاي مذهبي هم شيوه پيدا كرده ؛ هنگامي كه مي بينند پسر يا دخترشان با شخص ديگري ارتباط دارد و به او دل بسته ، فرزندشان را به زور با شخصي كه خود مي خواهند مي دهند ، كه اين تازه اول مشكل است

به هر حال انسان بايد در جلسه خواستگاري تمامي حقايقي كه در زندگي تاثير گذار است را بگويد حتي بعضي از بزرگان ريز ترين مسائل را مي گفتند

داستانك:

طلبه اي به خواستگاري دختري رفت

جورابش را از پا در آورد و گفت : ناخن كوچك پاي من ايراد دارد . اين را گفتم كه شما بدانيد ، در بدن من ايراد است

لطيفه:

مادرِ دختر از مادر پسر در جلسه خواستگاري پرسيد: ببخشيد ، آقا زاده شما چه كاره هستند؟

مادر پسر گفت: كنار دايي اش كار مي كند

مادر دختر گفت: چه خوب ، حالا دايي شان چه كاره اند؟

مادر پسر گفت: دايي شان كه بيكارند !!!

مرگ 50 مرجع تقلید؛ در یک روز

(به بهانه 25 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي اراكي)

16دست آقا رو بوسيد و عرضه داشت:

” آقا ، نصيحتي بفرماييد”

آقا، همان طور كه سرشان پايين بود فرمودند:

” شغلت چيست؟”

عرضه داشت : “نجارم”

آقا فرمودند:

“پس يك در و پنجره براي قلبت بساز”

امروز 25 جمادي الثاني ؛  سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي اراكي است

زماني كه آيت الله العظمي اراكي از دنيا رفتند ، حضرت آيت الله بهجت بر پيكر مطهر ايشان نماز خواندند و فرمودند: “ارتحال آيت الله محمد علي اراكي در اين زمان و اين شرايط مانند اين است كه پنجاه مرجع تقليد در يك زمان از دنيا رفته باشند “


عبایی که برای رهبری فرستاده شد

(به بهانه 24 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني)

1564 سالش شده بود و هر چه پسر برايش آمده بود مرده بودند…

دلش شكست،

گفت به زيارت امام رضا مي روم و پسر مي گيرم***

نزديك ولادت امام رضا به دنيا آمد  . اسمش را گذاشت ” محمد رضا” بعد ها مردم مي گفتند :”حضرت آيت الله العظمي سیدمحمد رضا گلپايگاني”

24 جمادي الثاني روز ارتحال اين مرجع بزرگ جهان اسلام است .كسي كه در اين انقلاب چه در دوران طاغوت چه بعد از آن ، لحظه اي از تاييد انقلاب و امام و رهبري كوتاهي نكرد

داستانك :

اين داستان از زبان آيت الله خزعلي و حجت الاسلام راشد يزدي ، بارها بيان شده ،و بيانگر اين است كه اين مرجع بزرگ چقدر خود را مقيد به دفاع از ولايت مي دانسته است

مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی، برای رهبر معظم عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند:
اگر دیدم کاری را شما انجام می دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می دهم، اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی کنم و تضعیف شما را حرام می دانم. عمده ، عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده ام. [ کتاب جلوه آفتاب صفحه 63]

 

تفریح باید اینگونه باشد (3. همراه با صرفه جویی)

(به بهانه نزدیکی به ایام تعطیلی نوروز)

28

يكي ديگر از مباحثي كه بايد در رابطه با تفريح مدنظر قرار گيرد، اين است كه تفريح همراه با صرفه جويي باشد

اگر 2 پارك مثل هم وجود دارد ؛ چرا پارك دورتر مي رويم

اگر ساحل دريا از نظر تميزي و خلوتي و … مثل هم بود ؛ چرا ساحل دورتر مي رويم

و به همين صورت در كارهاي ديگر

مثلا: در زمان مصاحبه از يك مسئول ؛ اگر مسئول يكي ست ، و حرف يكي ؛ پس چرا 50 خبرنگار و فيلمبردار و … دور يك مسئول مي روند و ميكروفن به دست مي گيرند ؛ چه ايرادي دارد يك خبرنگار باشد و بقيه همان را نشان دهند؟!

داستانك:

شهيد رجايي اول انقلاب ، براي بازديد به جايي رفت

تعداد زيادي ازعکاسان وخبرنگاران دنبال ايشان مي رفتند و مرتب عکس و فيلم مي گرفتند و دوربينشان فلاش مي زند.

ايشان همين طور که از پله ها بالا مي رفتند به همه خبرنگاران و عکاسان گفت:

اينهمه عکس چرا مي گيريد ، اکنون که زمان جنگ است با چه سختي اين فيلم و اين دوربين را از خارج وارد مي کنيم يعني تمام اين ها را ما دلار مي دهيم ، هرفلاشي که شما مي زنيد تيريست به قلب من

تفریح باید اینگونه باشد(کلیه موارد)

امتحان شیعیان در چه وقت؟

(به بهانه 17 اسفند سالروز شهادت شهيد همت)

15امام صادق علیه السلام فرمود:  إمْتَحِنوا شیعَتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ؛ عِنْدَ مَواقیتِ الصّلاةِ کَیْفَ مُحافِظَتُهُمْ عَلَیْها …

 شیعیان ما را در سه (وقت) امتحان کنید؛ در وقت نماز که چگونه بر آن محافظت می کنند…

وسائل الشيعة، ج‏4، ص: 112 ح 4650

داستانک:

سر تا پاش‌ خاكي‌ بود. چشم‌هاش‌ سرخ‌ شده‌ بود؛ از سوز سرما.

 دو ماه‌ بود نديده‌ بودمش‌.

 ـ حداقل‌ يه‌ دوش‌ بگير، يه‌ غذايي‌ بخور. بعد نماز بخون‌.

سر سجاده‌ ايستاد. آستين‌هاش‌ را پايين‌ كشيد و گفت‌ «من‌ با عجله‌ اومده‌م‌ كه‌ نماز اول‌ وقتم‌ از دست‌ نره‌.»

كنارش‌ ايستادم‌. حس‌ مي‌كردم‌ هر آن‌ ممكن‌ است‌ بيفتد زمين‌. شايد اين‌جوري‌ مي‌توانستم‌ نگهش‌ دارم‌.     كتاب « همت » از مجموعه كتب  يادگاران

4 چيز، محوكننده گناهان (3. خوش اخلاقي)

29

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ 3. حُسْنُ الْخُلُقِ …

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كردند كه فرمود:

هر كه چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبديل كند:

  1. خوش‏ اخلاقي … [ اصول كافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد 3 ، صفحه 166]

داستانك:

آیت الله مظاهری،در كتاب ارزشمند «تربيت فرزند ، از ديدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، مي آورند:

فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟

گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!

بعد به من گفت : بيا برويم قبرم را نگاه كن

جلو رفتم و ديدن ته قبرش سوراخ است

گفت:وقتي مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد كه تمام روغن من گرفته شد و رفت در اين سوراخ.

اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت مي دادم    منبع: كتاب تربيت فرزند از نظر اسلام صفحه 101 [با تلخيص]

روایت به صورت یکجا (هر 4 مورد با هم)

 

مگر جراحی بدون بیهوشی ممکن است؟!!!

(به بهانه 27 ربیع الثانی سالروز ارتحال حضرت آیت الله سید احمد خوانساری)

26

برخی از مردم و متاسفانه گاهی شیعیان ، می پرسند مگر می شود تیر از پای حضرت علی علیه السلام بیرون بکشند و ایشان متوجه نشوند

ما می گوییم : حضرت علی علیه السلام که جای خود؛ شاگرد مکتب ایشان هم به این جایگاه می رسد

داستانک:

حضرت آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری(1405ق) که از مراجع تقلید بودند، به دلیل بیماری زخم معده به دستور پزشک معالج در بیمارستان بستری شدند، وچون ایشان سالخورده و ضعیف البنیه بودند و در وقت بستری شدنشان 89 سال از عمرشان می‌گذشت لذا طاقت تحمل جراحی بدون بیهوشی ممکن نبود و از طرفی هم ایشان اجازه بیهوش کردن را نمی‌دادند زیرا معتقد بودند که در هنگام بیهوشی تقلید مقلدین اشکال پیدا می‌کند.

دکتر معالج به ایشان عرض می‌کنند که طبق آزمایشها و عکسبرداری ها باید حتما عمل جراحی روی حضرتعالی صورت گیرد.

آیت الله العظمی خوانساری می‌فرمایند: مانعی ندارد، عمل جراحی را هروقت خواستید شروع کنید اما بیهوش نکنید (چون به نظر ایشان در صورت بیهوشی، تقلید مقلدینشان دچار اشکال می‏شد.)؛ ولی قبل از آن به من خبر دهید که با تلاوت قرآن و توجه به آن مشکل بی‌هوش کردن شما هم حل شود.

دکتر جراح پذیرفت و لحظاتی بعد عرض کرد: ما آماده هستیم که دست به کار شویم،‌ آیت الله خوانساری فرمودند: هروقت من شروع به خواندن کردم شما هم شروع کنید،‌ دکتر می‌گوید تا ایشان شروع به خواندن سوره انعام کردند چاقوی جراحی را روی شکم ایشان گذاشته و دست به کار شدیم و چنان ایشان بی‌حرکت بودند که گویا در حال بی‌هوشی کامل هستند،‌ بعد از پاره کردن و دوختن و اتمام کار عرض شد که آقا کار ما تمام شد، ایشان قرآن را بستند و فرمودند: صدق الله العلی العظیم.

عرض کردم: آقا دردتان نیامد؟ فرمودند: مشغول قرآن بودم نفهمیدم. [به نقل از سخنرانی آیت الله مجتهدی تهرانی و کتاب مردان علم در میدان عمل، ج ۴، ص ۱۸۸ و ۱۸۹]

پيشگويي درباره انقلاب

(به بهانه آغاز دهه فجر)

IslamicIranمقدمه اي مهم : يكي از مطالبي كه ما بايد درباره پيشگوييهاي آخر الزمان در روايات و يا نظرات ديگران دقت كنيم ؛ عدم تطبيق با اشخاص است، هر چند كه گاه ، مي گوييم چقدر اين مطالب به فلان واقعه سازگاري دارد

—————————————————————————-

يكي از عرفا،شاه نعمت اله ولی (1) است، كه در حدود 700 سال پيش ميزيسته است و بسياري معتقدند كه او در ديوان اشعارش، پيشگويي هاي زيادي كرده است كه بسياري از آنان در رابطه با ظهور و قبل از ظهور است

ما در  مقدمه گفتيم كه نمي توانيم تطبيق دهيم ؛ اما اين اشعار بسيار به دوران ما شباهت دارد و ما نه نفياً و نه اثباتاً آن را بيان مي كنيم

قدرت کردگار می بینم /حالت روزگار می بینم

از نجوم این سخن نمی گویم/ بلکه که از کردگار می بینم

روز شنبه زشهر ذوالقعده/ تن او بر مزار می بینم (2)

شه چو بیرون رود زجایگاهش/ شه دیگر به کار می بینم(3)

چو فریدون به تخت بنشیند/ پسرانش قطار می بینم

علمای زمان او دائم/ همه را تار و مار می بینم

هست فصل حجاب در عهدش /فصل را بی تبار می بینم(4)

چون دو ده سال پادشاهی کرد(5) / شهیش را کنار می بینم

پسرش چون به تخت بنشیند /(6) بوالعجب روزگار می بینم

غارت و قتل مردم ایران /دست خارج به کار می بینم

اعتصاب و حساب در عهدش/ سخت بی اختیار می بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار /بی حد و بی شمار می بینم

ظلم پنهان ،خیانت و تزویر/ بر اعاظم شعار می بینم

جنگ و اشوب و فتنه بسیار /نام او زشت و خوار می بینم(7)

کم زچل چون که پادشاهی کرد(8)  / سلطه اش تار و مار می بینم

سیدی را زنسل ال رسول(9)  / نام او برقرار می بینم(10)

نائب مهدی آشکار شده /قامتش استوار می بینم

پیشوای تمام دانائی /رهبری با وقار می بینم

رهنما و امام(11) هفت اقلیم /حالت روزگار می بینم

عدل و دادی که می شود پیدا/ دولتش پایدار می بینم

هر کجا رو نهد به فضل اله/ دشمنش خاکسار می بینم

بعد از این شاهی از میان برود/ عالمی چون نگار می بینم

غم مخور زآنکه من در این تشویش/ خرّمی وصل یار می بینم

(1) علامه شهید مطهری می فرماید :شاه نعمت اله ولی از معاریف و مشاهیر عرفا و صوفیه است واین مرد نسب به علی (ع)می برد.سلسله نعمت الهی در عصر حاضر از معروفترین سلسه های تصوف است.قبرش در ماهان کرمان مزار صوفیان استو گویند 95 سال عمر کرد.اکثر عمرش در قرن هشتم گذشته و با حافظ ملاقاتی داشته )مجموعه آثار استاد شهید مطهری ج14ص577)

(2)  احمد شاه

(3)  رضا شاه که با فشارانگلیس به قدرت رسید

(4) اشاره به برداشتن عمامه ها و قتل عام علما به بهانه کشف حجاب وروز17دی روز کشف حجاب

(5) رضا شاه حدود 20 سال حکومت کرد

(6) حکومت محمدرضا شاه که با تلاش انگلیس سامان گرفت

 (7) همه جای ایران فریاد می زدند مرگ بر شاه

(8) چل یعنی چهل؛که حدود سی و هفت سال حکومت کرد

(9) اشاره به حدیث معروف {رجل فی القم،مردی از قم قیام می کند}امام خمینی

(10) او برقرار،به علم ابجد710وخمینی به ابجد710می گردد

(11) شگفت این که 700 سال قبل تذکر داده شده که او امام و رهبر خوانده می شود!!!!!!!!

 

قبر حمال در تبریز مربوط به چه کسی است؟

15قال الله عزوجل : يا بن آدم …  أنا أقول للشي‏ء كن فيكون، أطعني فيما أمرتك أجعلك تقول للشي‏ء: كن فيكون.

 در حديث قدسى آمده است :

اى فرزند آدم … من به هر چيزى بگويم باش پس مى‏شود، تو هم مرا اطاعت كن تا به هر چه بگويي باش بشود

[الجواهر السنية-كليات احاديث قدسى ، صفحه 713   ، حديث 151]

 داستانک:

در تبریز قبری مشهور به قبر حمال است و از آنِ کسی است که دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه در حقش مستجاب شده است. نقل شده:

در بازار تبریز بار می‌برده، یک روز بار، سر شانه‌اش بود که دید، بچه کارگری، از بالای داربست پایش لغزید و به طرف پایین افتاد، این حمال هم دستاش بلند می‌کند، می‌گوید الهی نگهدارش!

این بچه کارگر بین زمین و آسمان معلق می‌ماند، این حمال دستش را دراز می‌کند، این بچه را بغل می‌کند، زمین می‌گذارد، مردم دورش ریختن، تو کی هستی؟!

گفت: من‌‌ همان حمالی هستم که 60 سال دارم برای شما بار می‌برم، گفتند: چطور شد گفتی خدایا نگهدارش، خدا هم بین زمین و آسمان نگهداشتش،

گفت: چیز مهمی نیست، 60 سال است به من گفت دروغ نگو، گفتم: چشم، گفت حرام نخور، اطاعت کردم، گفت: تهمت نزن، گفتم: چشم … یک بار هم من گفتم، خدایا این کودک را حفظ کن، خدا گفت: چشم. [منبع]

جريان خريد كاهوهاي پلاسيده!

 (به بهانه 9 بهمن سالروز ارتحال عالم عامل و استاد العرفا، حضرت آيت الله سيد علي قاضي رحمت الله عليه)

8820724-3833-lوَ قَالَ ص‏: أَحَبُ‏ عِبَادِ اللَّهِ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ أَنْفَعُهُمْ‏ لِعِبَادِه‏

از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله منقول است:

محبوبترين بندگان نزد خدا پرسودترين آنان به بندگان است،[تحف العقول عن آل الرسول، ص: 49]

داستانك:

علامه طهراني مي فرمايد: يكى از رفقاى نجفى ما كه فعلًا از اعلام نجف است براى من مى‏گفت:

 من يك روز به دكّان سبزى فروشى رفته بودم، ديدم مرحوم قاضى خم شده و مشغول كاهو سوا كردن است؛ ولى بعكس معهود، كاهوهاى پلاسيده و آنهائيكه داراى برگهاى خشن و بزرگ هستند بر مى‏دارد.

من كاملًا متوجّه بودم؛ تا مرحوم قاضى كاهوها را بصاحب دكّان داد و ترازو كرد، و مرحوم قاضى آنها را در زير عبا گرفت و روانه شد. من كه در آنوقت طلبه جوانى بودم و مرحوم قاضى مَرد مُسنّ و پيرمردى بود، بدنبالش رفتم و عرض كردم: آقا من سؤالى دارم! شما بعكس همه، چرا اين كاهوهاى غير مطلوب را سوا كرديد؟!

مرحوم قاضى فرمود: آقا جان من! اين مرد فروشنده، شخص بى بضاعت و فقيرى است، و من گاهگاهى به او مساعدت مى‏كنم؛ و نمى‏خواهم چيزى به او بلا عوض داده باشم تا اوّلًا آن عزّت و شرفِ آبرو از بين برود؛ و ثانياً خداى ناخواسته عادت كند به مجّانى گرفتن؛ و در كسب هم ضعيف شود.

و براى ما فرقى ندارد كاهوى لطيف و نازك بخوريم يا از اين كاهوها؛ و من مى‏دانستم كه اينها بالاخره خريدارى ندارد، و ظهر كه دكّان خود را مى‏بندد به بيرون خواهد ريخت،لذا براى عدم تضرّر او مبادرت بخريدن كردم. [مهر تابان،ص: 32]

 

وضويي كه انگار نگرفتي!

(به بهانه 8 ربيع الثاني؛ سالروز ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام)

27عن أبي محمد الحسن بن علي عليهماالسلام:

 مَنْ تَعَدَّى فِي طَهُورِهِ كَانَ كَنَاقِضِه

امام حسن عسكري عليه السّلام مي فرمايند:

هر كس از وضوى خود تعدّى كند (زياده از مقرّر بشويد يا آب بريزد) همانند نقض‏ كننده و باطل‏ كننده آنست  [تحف العقول عن آل الرسول. صفحه: 489]

 داستانک ۱ :

روزى حسن بصرى خدمت امیر المؤ منین (علیه السلام ) کنار شط فرات بود ظرفى را آب نموده آشامید بقیه آنرا روى زمین ریخت .

على (علیه السلام ) فرمود در این کار اسراف نمودى زیرا آب را بر زمین ریختى و بر روى آب نریختى…   [انوار نعمانیه ، ص ۲۲۶]

داستانک۲:

همان شبی که قرار بود فردایش امام مورد عمل جراحی قرار گیرد برای وضو آب خواستند ایشان نمی‌توانستند حرکت کنند چون سرم به دست‌شان بود.

یک پارچ آب آوردیم و یک طشتی که وقتی وضو می‌گیرند جایی خیس نشود. امام قوری خواستند چون پارچ بزرگ بود و وقتی آب روی دست‌شان می‌ریختند، مقداری بیش از نیاز می‌ریخت. امام با قوری وضو می‌گرفتند تا آب اسراف نشود.  [کتاب “و آنگاه عرش خدا می لرزد…  ” به نقل از آقای محمد شریفی]

4 عامل موفقیت شهید مصطفی احمدی روشن

(به بهانه 21 دی، سالروز شهادت دانشمند جوان هسته ای ؛ شهید مصطفی احمدی روشن)

story_img_53186e4d2511bداستانک:

سر قبر نشسته بودم …

باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن ….

از خواب پریدم.

مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم.

***

بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.

زد به خنده و شوخی گفت : بادمجون بم آفت نداره…

ولی یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم که :کی شهید می شی مصطفی؟ مکث نکرد، گفت : سی سالگی …

 کمی از سی سالگی اش گذشته بود

باران می بارید شبی که خاکش می کردیم…

 

مطلبی شنیدنی از زبان پدر شهید مصطفی احمدی روشن

چهار عامل که باعث شد مصطفی، مصطفی شود آن هم از زبان پدرش، برای دانشجویان شنیدنی بود:

اول؛ احترام وافر به پدر و مادر.

دوم؛ سرباز خوب برای ایران. شبانه روز کار می‌کرد. روزی سه، چهار ساعت بیشتر نمی‌خوابید. جوان رشیدی بود ولی به خاطر کثرت کار جسم لاغری داشت.

سوم؛ مرید خوبی برای رهبر بود. آن بصیرت و ولایتمداری را به خوبی اجرا می‌کرد. آقا گفتند شهادت این جوان مانند تیری در قلب ما نشست. آقا در نماز جمعه گفتند شهادت این جوان دل ما را سوزاند. شهادت این جوان حداقل سه ماه انقلاب را بیمه کرد.

و چهارم؛ بندهٔ خوبی برای خدا بود. هر کاری که می‌کرد برای خدا بود. اگر آن پرده امنیتی بیفتد می‌بینید که چه عنصر عجیبی را از دست داده‌اید. با ۳۲ سال سن کاری می‌کرد که دانشمندان هسته‌ای از دستشان برنمی آمد. خدا حقش را ادا کرد

ترحم به یتیم

23

در مطلب قبل عقوبت ظلم کردن به اشخاص و سرعت در استجابت دعای مظلوم بیان شد . در این مطلب اثر بسیار عجیب محبت به مظلوم بیان می شود

داستانک:

شیخ عبدالکریم حائری (موسس حوزه ی علیمه قم) و استاد بسیاری از مراجع از جمله حضرت امام [رحمت الله علیه]در مورد حالات پدرشان نوشته اند :

پدر من ملاجعفر و کشاورز بود. او فرزنددار نمی شد . بعد از مدتها به ایشان می گویند که مشکل از همسر شماست . ایشان با خانم بیوه ای که دو تا بچه سید داشت ازدواج موقت کرد تا بچه دار بشود و بعد از خانم جدا بشود .

ایشان وقتی به خانه ی این خانم می رفتند این دو تا بچه سید بودند و آنها مجبور بودند که این دو تا بچه را بیرون کنند و آنها اذیت می شدند .

ملاجعفر خیلی ناراحت شد که چرا بخاطر میل نفسانی خودش این بچه سیدها را اذیت می کند . او به خدا می گوید که من بچه نمی خواهم و تسلیم تو می شوم . ایشان به این خانم محبت می کنند و بعد از ایشان جدا می شوند .

 بعد از مدتی خانم اول ایشان باردار می شوند  و حاج عبدالکریم حائری متولد شد.  [ معاد شناسی ؛ جلد‏۸، صفحه: 200 با اندکی تغییر ]

بخشی از وصیتنامه شهید حاج احمد کاظمی

(به بهانه 19 دی ، سالروز شهادت حاج احمد کاظمی)

16

بخشی از وصیتنامه شهید حاج احمد کاظمی

 الله اکبر  اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علیاً ولی الله

 خداوندا فقط می‌خواهم شهید شوم شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزی شهادت می‌خواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه کس هستی و قادر توانایی، ای خداوند کریم و رحیم و بخشنده، تو کرمی کن، لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار ده. با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق.

 نمی‌دانم چه باید کرد، فقط می‌دانم زندگی در این دنیا بسیار سخت می‌باشد. واقعاً جایی برای خودم نمی‌یابم هر موقع آماده می‌شوم چند کلمه‌ای بنویسم، آنقدر حرف دارم که نمی‌دانم کدام را بنویسم، از درد دنیا، از دوری شهدا، از سختی زندگی دنیایی، از درد دست خالی بودن برای فردای آن دنیا، هزاران هزار حرف دیگر، که در یک کلام، اگر نبود امید به حضرت حق، واقعاً چه باید می‌کردیم. …

راستی چه بگویم، سینه‌ام از دوری دوستان سفر کرده از درد دیگر تحمل ندارد. خداوندا تو کمک کن. چه کنم فقط و فقط به امید و لطف حضرت تو امیدوار هستم. خداوندا خود می‌دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهیدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را باید تحمل کنم. ای خدای کریم، ای خدای عزیز و ای رحیم و کریم، تو کمک کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.

چه روزهای خوشی بود .

وقتی به عکس نگاه می‌کنم. از درد سختی که تمام وجودم را می‌گیرد دیگر تحمل دیدن را ندارم. دوران لطف بی‌منتهای حضرت حق، وای من بودم نفهمیدم، وای من هستم که باید سختی دوران را طی کنم. الله اکبر خداوندا خودت کمک کن خداوندا تو را به خون شهدای عزیز و همه بندگان خوبت قسم می‌دهم، شهادت را در همین دوران نصیبم بفرما و توفیق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهیدم برسم، انشاء الله تعالی.

 منزل ظهر جمعه 6/4/82

(جهت مطالعه 20 داستان کوتاه از این شهید عزیز؛ اینجا و جهت دریافت فایل چاپ پوستر  اینجا را کلیک نمایید)

 

ايران، خانه امام زمان

 (به بهانه 9 دي ؛ روز رسوا شدن فتنه گران)

9

يكي از مراجع بزرگ شيعه ؛ حضرت آیت الله ميرزاي نائيني است كه به استادالفقهاء و المجتهدين شهرت داشته اند

ايشان استاد بسياري از مراجع ؛ از جمله آيات عظام ، میرزا مهدی اصفهانی، ابوالقاسم خویی ، محسن حکیم ،  علامه  طباطبایی، سید جعفر حسینی شاهرودی ،سید احمد شهرستانی، میرزا محمود حسینی زنجانی، محمدتقی بهجت، سید عبدالرسول آیتی بهبهانی ،سید جمال الدین گلپایگانی ، سید محمد حجت کوه کمری ،سید محمد هادی میلانی ،شیخ محمدتقی آملی ،میرزا هاشم آملی و بسياري ديگر از مراجع و بزرگان بوده اند

 در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس خیلی نگران بودند از این که کشور دوستداران امام زمان (عجل الله فرجه) از بین برود و سقوط کند.

 شبی به امام عصر (عجل الله فرجه) متوسل می شود و در خواب می بیند دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده است و در زیر این دیوار تعدادی زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سر آنها خراب می شود.

مرحوم نائینی در عالم خواب مشاهده می کند که حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) تشریف آوردند و دیوار در حال ریزش را سر جایش قرار دادند و فرمودند:”اینجا(ایران شیعه) خانه ماست، می شکند، خم می شود، خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند”  [ملاقات با امام عصر(عجل الله فرجه) صفحه 137]

اين داستان ؛ قابل توجه فتنه گران باشد . اين كشور، كشور امام زمان است و اين منافقين نمي توانند اين كشور را به دست آمريكا بدهند

**منبرک**