خرداد 9, 1397
اخلاقی, امام حسن(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, فایل صوتی, ماه رمضان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
4,495
(به بهانه 15 رمضان ، سالروز ولادت با سعادت امام حسن مجتبي عليه السلام)

حدیثی است که در بین احادیث ،سنداً و متناً، منحصر به فرد است ؛ پیشنهاد می شود متن عربی را هم حتما بخوانید
حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ؛ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، عَنِ الْحَسَنِ، عَنِ الْحَسَنِ: أَنَ أَحْسَنَ الْحَسَنِ ، الْخُلُقُ الْحَسَنُ.
حدیث کرد برای ما ابوالحسن ، که او روایت کرد از ابوالحسن ، که او نیز روایت کرده از ابوالحسن ، که او شنید از حسن که او گفت شندیم از حسن که او شنیده بود از امام حسن علیه السلام ؛ که ایشان فرمودند که :
همانا حسن ترین حسن ها ؛ خُلق حسن است (نیکوترین نیکوها ؛ خلق نیکوست)
[بحار الأنوار ، جلد ۶۸، صفحه ۳۸۶، باب ۹۲]
حسن های موجود در سلسله ی حدیث چه کسانی اند؟
فأما أبو الحسن الأول فمحمد بن عبد الرحیم التستری
و أما أبو الحسن الثانی فعلی بن أحمد البصری التمار
و أما أبو الحسن الثالث فعلی بن محمد الواقدی
و أما الحسن الأول فالحسن بن عرفه العبدی
و أما الحسن الثانی فالحسن بن أبی الحسن البصری
و أما الحسن الثالث فالحسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام
داستانک: (بد اخلاقي)
آیت الله مظاهری،در کتاب ارزشمند «تربیت فرزند ، از دیدگاه اسلام» به نقل از یکی از بزرگان، می آورند:
فردی را می شناختم که آدم خیلی خوبی بود. در خواب دیدم روز قیامت شده و او به شکل سگ درآمده است. به او گفتم تو که آدمی خوب، با ایمان و با تقوا بودی، چرا سگ شده ای؟
گفت: وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه! وای از بداخلاقی در خانه!
بعد به من گفت : بیا برویم قبرم را نگاه کن
جلو رفتم و دیدن ته قبرش سوراخ است
گفت:وقتی مرا داخل قبر گذاشتند ، قبر چنان مرا فشار داد که تمام روغن من گرفته شد و رفت در این سوراخ.
اگر سوراخ تنگ نبود ، روغنها را نشانت می دادم
[کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام صفحه ۱۰۱ با اندكي تلخيص]
خرداد 5, 1397
سیره بزرگان, فایل صوتی, ماه رمضان, مناسبت های قمری, مناسبتی
1,432
(به مناسبت وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها)

حضرت خدیجه سلام الله علیها چه کرده بود که جایگاهش به جایی رسیده بود که جبرئیل وقتی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شد به پیامبر عرض می داشت: خدای تو بر خدیجه سلام کرد. سلام خدا را به خدیجه برسان.
این جایگاه کمی نیست که انسان به آن برسد.
یکی از کارهایی که حضرت خدیجه سلام الله علیها انجام داد و به این مرتبه عالی رسید این بود: او مال کثیر داشت خداوند هم به او کوثر عنایت کرد. کسی که همه هستی اش را در راه دین فدا کند خداوند هم اینطور برای او جبران می کند.
هر کس به نوبه خودش.
یکی جانش را در راه خدا تقدیم می کند، یکی مال، یکی آبرو، همسر، فرزندان و …
مهم این است که انسان در خط الهی و خط خدا قرار بگیرد. آن موقع به این جایگاه رفیع و عالی خواهد رسید.
ان شاالله خداوند ما و نسل ما را شرمنده این بزرگواران قرار ندهد.
اردیبهشت 16, 1397
امام خمینی (ره), امام صادق(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه رمضان, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
1,486
(به بهانه نزدیکی به ماه مبارک رمضان)

درسربازی، هر روز برنامه صبحگاه است. یکی از دلایل برنامه صبحگاه این است که گاهی فرمانده می آید و سربازها باید با فرمانده بیعت کنند. هر روز یا هر چند روزی باید با فرمانده تجدید بیعت کنند.
ما هم فرمانده و صاحب داریم. برای همین سفارش شده هر روز صبح با امام زمان عجل الله تعالی فرجه تجدید بیعت کنید تا یادمان باشد فرمانده ما چه کسی است؟
این که اینقدر به دعای عهد سفارش شده است به همین منظور است.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر که چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد.
داستانک:
عروس حضرت امام رحمت الله علیه می گوید: یکی از چیزهایی که امام در روزهای آخر به ما توصیه می کردند، خواندن دعای عهد بود. دعای عهد در سرنوشت انسان دخالت دارد.
پس از رحلت جانگداز ایشان که مفاتیحشان را از بیمارستان به بیت منتقل می کردیم، متوجه شدیم امام در مفاتیح خود در کنار دعای شریف عهد، تاریخ چله هایشان را ثبت می کردند.
چند روز دیگر ماه مبارک رمضان شروع می شود. تقریبا ده روز دیگر. می توانیم تا آخر ماه مبارک رمضان، چله دعای عهد بخوانیم.
خوب نیست ما شیعیان در عمرمان یک چله دعای عهد نخوانده باشیم.
هر روز صبح با امام زمان عهد ببندیم و تجدید بیعت کنیم
«عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ في عُنُقي»؛ براى آن حضرت عهد و پيمان و بيعت تجديد مىكنم…
«فَاَخْرِجْني مِنْ قَبْري، مُؤْتَزِراً كَفَنى، شاهِراً سَيْفي، مُجَرِّداً قَناتي»؛ كفن پوشيده از قبر مرا بيرون آور، با شمشير از نيام بركشيده، و نيزه برهنه …
فروردین 30, 1397
امام خمینی (ره), سیره بزرگان, فایل صوتی, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده
2,026
(به بهانه آغاز ماه شعبان)

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ».
خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و شنواى دعایم باش آنگاه که مىخوانمت.
علاقهی امام خمینی(ره) به دعای کمیل و مناجات شعبانیه
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمودند: یک بار از ایشان (امام خمینی) سؤال کردم که در میان دعاهای معروف، به کدامیک از آنها بیشتر اُنس یا اعتقاد دارید؟ ایشان بعد از تأملی فرمودند: دعای کمیل و مناجات شعبانیه. سخنرانی در دیدار پاسداران 1۳۶۸/۱۲/۱۰
حیف است ماه شعبان بگذرد و آدم مناجات شعبانیه نخواند. دریایی از معارف است.
فرازهایی از مناجات شعبانیه
«إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی».
خدایا،اگر خوارىام را مىخواستى،هدایتم نمىنمودى،و اگر رسوایىام را خواسته بودى عافیتم نمىبخشیدى.
«إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِک».
خدایا اگر مرا بر جرمم بگیرى،من نیز تو را به عفوت می گیرم،و اگر به گناهانم بنگرى،جز به آمرزشت ننگرم.
«وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ».
و اگر مرا وارد دوزخ کنى، به اهل آن آگاهى دهم که تو را دوست دارم.
«إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ».
خداىا کمال جدایى از مخلوقات را،براى رسیدن کامل به خودت به من ارزانى کن،و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه به سوى خویش روشن کن،تا دیدگان دل، پردههاى نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد، و جانهایمان آویخته به شکوه قدست گردد. اردیبهشت ۹, ۱۳۹۶
فروردین 29, 1397
اخلاقی, امام خمینی (ره), امام علی(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه شعبان, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,104
(به بهانه آغاز ماه شعبان)
داستانک:
اواخر سال 67 روزی به اطاق آقا وارد شدم، دیدم خیلی اوقاتشان تلخ است، من اوقات تلخی ایشان را که دیدم، قدری ساکت نشستم. آقا به من گفتند: «آن مفاتیح را به من بده» بلند شدم و مفاتیح را آوردم. دستکش دست ایشان بود و ورق زدن همبرایشان سخت بود. چون اوقاتشان تلخ بود ، هی ورق میزدند ولی آنجایی را که میخواستند پیدا نمیکردند.
یک ساعت به مغرب مانده بود به من گفتند: «من تا حالا خیال میکردم که امروز آخر رجب است و تا حالا اعمال روز آخر ماه رجب را انجام میدادم. حالا فهمیده ام که اول شعبان شده و نمیدانم اصلاً باید چه کار کنم.»
تازه من فهمیدم که عصبانیت ایشان به خاطر این است که از صبح تا حالا اعمال و دعاهای ماه رجب را میخوانده اند و حالا که روزنامه آمده متوجه شده اند که اول ماه شعبان است و ماه رجب 29 روز بوده نه سی روز.
آقا هی ورق میزدند تا پیدا کردند و به من فرمودند: «این مناجات شعبانیه را بخوانید، خیلی چیزهای عالی در آن هست.»
و بعد آماده شدند که دعا را بخوانند.اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۵ .
منبع: برداشتهایی از سیرۀ امام خمینی، ج سوم، حالات معنوی، به کوشش غلامعلی رجائی، ص105. به نقل از آقای میح بروجردی ، نوه امام
بهمن 22, 1396
امام خمینی (ره), سیاسی, ماه بهمن, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده
1,862
(به مناسبت ایام الله دهه فجر و 22 بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران)

یکی از نکاتی که در رابطه انقلاب اسلامی باید به آن توجه کنیم این است که قدرت انقلاب اسلامی در طول این چهل سال با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست.
سیر ۴۰ ساله سایر کشورها را ببینید و سیر تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت جهانی را نیز بنگرید. در همه بخش ها خصوصاً قدرت اقتصادی. مقایسه کنید قبل و بعد از انقلاب چه داشتیم و الان چه هستیم.
اما مهمترین اتفاقی که افتاده است، نادیده گرفته شدن این دستآوردها است.
توسط سایتهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی هجمه سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد شده است. انگار که جمهوری اسلامی هیچ دستآوردی نداشته است.
در کجای دنیا کشوری را سراغ دارید که اینقدر دشمن داشته باشد و دشمنان نیز تمام برنامه خود را برای نابودی آن کشور گذاشته باشند.
هر روز که گوشی تلفن همراه خود را بردارید می بینید بیش از ۵۰ شبهه در رابطه با جمهوری اسلامی وارد میکنند. اگر ما امثال این ۵۰ شبهه را به کشور آمریکا وارد کنیم یک روزه نابود می شود .
حال ما ۴۰ سال است که در مقابل این دشمنی ها قرار گرفته ایم در یک کلمه جمهوری اسلامی مقتدر مظلوم است. جمهوری اسلامی در نهایت مظلومیت است که اینقدر امکانات برای مردم فراهم کرد اما باز هم بر آن می تازند.
قشر دانشجو و طلاب باید نسبت به دست آوردهای انقلاب آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند در برابر این شبهات و دروغ ها از جمهوری اسلامی به حق دفاع کنند.
دشمن در ردههای مختلفی نفوذی وارد کشور کرد. در عالیترین ردهها میبینید نفوذیهای وارد می شوند. برخی دستگیر شدند برخی مجبور به استعفا شدند و برخی نیز از کشور فرار کردند.
با این وجود ما چهل سال این انقلاب را به خوبی نگه داشتیم.
نکته مهمی که باید به آن دقت کرد این است که دشمن تلاش میکند تا تمام ایرادها را به جمهوری اسلامی نسبت دهد. در صورتی که در کشورهای دیگر اینگونه نیست. به عنوان مثال:
چند سال پیش رئیس جمهور فرانسه فساد اخلاقی بسیار بدی انجام داد. آنجا گفتند رئیس جمهور یک شخصیت حقوقی دارد و یک شخصیت حقیقی. شخصیت حقوقی که اینگونه نبوده است؛ شخصیت حقیقی او بوده است. انسانی است که فساد جنسی انجام داده است!
اما در کشور ما اگر یک رفتگر بد جارو بکند میگویند ببینید این جمهوری اسلامی است!
داستانک:
روزی در تاکسی کنار شخصی نشسته بودم و او مرتب به کشور جمهوری اسلامی ناسزا میگفت. از او پرسیدم چه شده است؟ گفت برای معالجه پیش پزشکی رفتم و او از من زیرمیزی خواست. این چه جمهوری اسلامی است؟!
یک پزشک از او زیرمیزی خواسته است و جمهوری اسلامی را مقصر می داند!
در هیچ کجای دنیا این گونه نیست که همه چیز را به پای حکومت بنویسند. میبینید که رئیس جمهور شان فساد میکند می گویند ربطی به حکومت ندارد.
در خیابان چاله باشد به نظام فحش میدهد؛ آسفالت باشد به نظام فحش میدهد؛ تلفنها آنتن ندهد به نظام ناسزا میگوید. نان گران میشود به نظام فحش میدهد. این از مظلومیت جمهوری اسلامی است. البته مسئولین باید به وضعیت مردم رسیدگی کنند.
همچنین در رابطه با فسادها که هر بار موردی از آنها رخ میدهد موجب ناراحتی ما و آبروریزی میشود و تا چند سال نمیشود این آبروی ریخته را جمع کرد باید رسیدگی کنند. همین فسادها خود معنای نفوذی است.
از وظایف شرعی، عقلی و قانونی ما، حفظ نظام است… با جهاد علمی، جهاد روشنگری و بصیرت افزایی، شرکت در راهپیمایی ها و …
بهمن 9, 1396
اخلاقی, اعتقادی, داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, قرآنی
1,907

روحیه رضا این است که اگر الان به انسان ثروت برسد و یا اگر سختی و آزمایشی ببیند، همه را از خدا بداند و راضی به آنچه خدا خواست باشد.
داستانک:
آیه اللَّه العظمی اراکی، در شرح احوالات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی تعریف می کنند:
… یک آقا سید احمد نامی داشتیم که بهش آقا ترک می گفتند؛ ترک تبریزی بود. می آمد پشت سر آقا میرزا جواد آقا، برای نماز می ایستاد. ماه رمضان بود، من هم می رفتم. در آن وقت وَبا آمده بود و هر روز آدم بود که کشته می شد. آقا سید احمد گفت: رفتم به دیدن آقا میرزا جواد آقا تا احوال پرسی کنم. رفتم نشستم.
گفت: آقا میرزا علی رفت (میرزا علی فرزند میرزا جواد آقا بود).
من خیال کردم به مسافرت رفته. باهمان حال طبیعی گفت: آقا میرزا علی رفت! آقا میرزا علی که بود؟ چه علمی داشت. من آمیرزا علی را دیده بودم. چه علمیتی و چه تقوایی داشت. او جانشین پدر می شد!
جوان بود. بین 25 تا 30 ساله بود. وبا او را کشت. آن وقت آقا میرزا جواد می گفت: آقا میرزا علی رفت، بدون این که گریه بکند، مثل اینکه سفر رفته است!
[طبیب دلها (گفته ها و ناگفته هایی درباره عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی)، صادق حسن زاده]
اگر ما در زندگی روحیه و خصلت رضا را داشته باشیم، نه از ثروتی که به دست می آوریم سرمست می شویم و نه از مشکلاتی که رخ می دهد ناامید.
خداوند متعال در قرآن کریم داستان دو پیامبر را که در ظاهر شرایط بسیار متفاوتی دارند بیان می کند. حضرت ایوب و حضرت سلیمان علیهما السلام. اما در انتها، خداوند متعال برای هر دو پیامبر می فرماید: «نعم العبد». یعنی مهم عبد بودن است. اینکه در هر شرایطی انسان عبد باشد.
دی 24, 1396
اعتقادی, داستان های علما, سیره بزرگان, ماه دی, مناسبت های شمسی, مناسبتی
2,682
(به بهانه 23 دی ماه؛ سالروز وفات حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی)

آیت الله مجتهدی تهرانی از علمای بزرگی است که بسیاری از مردم با درس اخلاق های ایشان آشنا هستند.
از ایشان نکات بسیاری به یادگار مانده است که از جمله آن ها این جمله بسیار مهم است که می فرمایند:
من علمای بسیاری را درک کردم از امام خمینی گرفته تا آیت الله بروجردی و آیت الله شاه آبادی و آیت الله حائری و…؛
و اگر بخواهم در یک کلام نصیحت تمام بزرگان را بگویم، می گویم:
اگر دنیا و آخرت می خواهید، اگر رزق و روزی می خواهید و در یک کلام اگر همه چیز می خواهید،
… نماز اول وقت بخوانید.
دی 24, 1396
اعتقادی, داستان های علما, داستانی, قرآنی
1,770

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنات[ فرقان 70]
كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مىكند
داستانك:
بدون هيچ توجهي از كنار او گذشت.
اين بيتوجهي آخوند بر عبد فرّار سخت گران آمد. از جاي خود حركت كرد تا اين شيخ پير را تنبيه كند. دويد و راه را بر او سد كرد و با لحني بيادبانه گفت: هي! آشيخ! چرا به من سلام نكردي؟!
عارف همداني ايستاد و گفت: مگر تو كيستي كه من بايد حتماً به تو سلام ميكردم؟ گفت: من عبد فرّارم. آخوند ملاحسينقلي همداني به او گفت: عبد فرّار! افررتَ من اللهِ ام من رسولهِ؟ تو از خدا فرار كردهاي يا از رسول خدا؟
و سپس راهش را گرفت و رفت.
فردا صبح، آخوند ملا حسينقلي همداني درس را تمام كرده، رو به شاگردان نمود و گفت: امروز يكي از بندگان خدا فوت كرده هر كس مايل باشد به تشييع جنازة او برويم.
عدهاي از شاگردان آخوند به همراه ايشان براي تشييع حركت كردند. ولي با كمال تعجب ديدند آخوند به خانه عبد فرار رفت. آري او از دنيا رفته بود. عجبا! اين همان ياغي معروف است كه آخوند از او به عنوان بندة خدا ياد كرد و در تشييع جنازه او حاضر شد؟! به هر حال تشييع جنازة تمام شد.
يكي از شاگردان آخوند به نزد همسر عبد فرارا رفته و از او سؤال كرد: چطور شد كه او فوت كرد؟ همسرش گفت: نميدانم چه ميشد؟ او هر شب ديروقت با حال غيرعادي و از خود بيخود منزل ميآمد، ولي ديشب حدود يك ساعت بعد از اذان مغرب و عشا به منزل آمد و در فكر فرو رفته بود و تا صبح نخوابيد و در حياط قدم ميزند و در حالي كه گريه مي كرد ،با خود تكرار ميكرد: عبد فرار تو از خدا فرار كردهاي يا از رسول خدا؟! و سحر دق كرد و مرد.
اصل داستان از كتاب : شرح حال حكیم فرزانه حاج علی محمد نجف آبادی، صفحه 27
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
8 خرداد 1392
دی 22, 1396
اخلاقی, اعتقادی, امام صادق(علیه السلام), داستانی, سیره بزرگان, منبرک های روایی
1,819

این شبها جزء طولانی ترین شب های سال است. شب ها هر چقدر هم که نیاز به خواب داشته باشیم و بخوابیم، باز هم این شب تمام نمی شود. به همین خاطر است که در روایت داریم:
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
الشِّتَاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ یَطُولُ فِیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى قِیَامِهِ وَ یَقْصُرُ فِیهِ نَهَارُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى صِیَامِهِ
زمستان، بهار مومن است ؛ از شبهای طولانی اش برای شب زنده داری، و از روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد.
[وسائل الشیعه، ج۱۰، ص: ۴۱۴]
سعی بکنیم این شب ها چند دقیقه ای وقت بگذاریم برای نماز شب؛ به شدت بر نشاط مان در طول روز اثر می گذارد. در آخرت نیز دستمان را خواهد گرفت ان شاءالله.
داستانک:
مقدس اردبیلی از دنیا رفت. عالمی ایشان را در خواب دید. پرسید چه چیزی دست شما را در آن دنیا گرفت؟
مقدس اردبیلی به حرم امیرالمومنین علیه السلام اشاره کرد و گفت:
اول عشق به این آقا و نماز شب ها. آن نماز شب ها هم به آبروی امیرالمومنین علیه السلام قبول شده.
ان شاالله خداوند ما را از نماز شب خوان های با حضور قلب قرار دهد.
دی 17, 1396
داستانی, سیره بزرگان
1,706

در حالات علامه جعفری گفته اند ایشان عاشق مطالعه کردن بود.
داستانک:
روزی علامه جعفری نزدیک به ظهر در حجره آبگوشتی بر سر چراغ بار می گذارد و سپس مشغول مطالعه می شود. پس از چندی ناگهان متوجه می شود که طلاب مدرسه در حال شکستن درب حجره هستند. با سرعت در را باز کرده و با حالت اعتراض خطاب به آنان می گوید: من مشغول مطالعه هستم چرا مزاحم می شوید؟ که در همین حین به ناگاه متوجه می شود که تمامی حجره را دود گرفته و طلاب به تصور اینکه حجره ایشان آتش گرفته برای کمک و نجات ایشان آمده اند.
اینطور درس خواندن و عشق به مطالعه انسان را در علم آموزی موفق می کند.
دی 7, 1396
اخلاقی, امام صادق(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ربیع الثانی, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های روایی
2,864
(به بهانه 10 ربیع الثانی؛ سالروز رحلت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها)
أَقُولُ وَ رَوَى الْقَاضِي نُورُ اللَّهِ التُّسْتَرِيُّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ فِي كِتَابِ مَجَالِسِ الْمُؤْمِنِينَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ:
إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.
از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه :
خدا را حرمى است كه مكه است، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را حرمى است كه مدينه است، و راستى براى امير المؤمنين عليه السّلام حرمى است كه كوفه است و قم كوفه صغرى است .
همانا بهشت را 8 در است كه 3 آنها بسوى قم است، در آن زنى از فرزندانم بنام فاطمه درگذرد و به شفاعت او همه شیعیانم به بهشت می روند [بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج57، ص: 228]
داستانک:
شیخ عباس قمی(رحمت الله علیه) که به محدث قمی نیز معروف است، می گوید: درعالم رؤیا مرحوم میرزای قمی اعلی الله مقامه الشریف را دیدم،
از ایشان سؤال کردم: آیا اهل قم را حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) شفاعت خواهند کرد؟
میرزا چون این سخن را شنید ناراحت شد و نگاه تندی به من کرد و فرمود: چه گفتی؟
من دوباره سؤالم را تکرار کردم، باز با تندی به من فرمود: شیخ، تو چرا چنین سؤالی می کنی!؟ شفاعت اهل قم با من است، حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) تمام شیعیان جهان را شفاعت خواهند کرد ؛ [مردان علم در میدان عمل جلد 3 صفحه 36]
امروز كه اينچنين به كرامت زبان زدى تا رستخيز بهرِ شفاعت، چه ها كنى؟

(1 بهمن 1394)
دی 5, 1396
اخلاقی, امام حسن عسکری(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه ربیع الثانی, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,544
(به بهانه 8 ربيع الثاني؛ سالروز ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام)
عن أبي محمد الحسن بن علي عليهماالسلام:
خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا شَيْءٌ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَان
امام حسن عسكري عليه السّلام مي فرمايند:
دو خصلت است بالا دست ندارد: ايمان به خدا، و نفع رساندن به برادران. [تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: 489]
و شايد بتوان گفت ،تمام دين در اين دو جمله جمع شده است: خدامحوري و انسان دوستي
داستانك:
محمدباقر قاليباف، شهردار تهران در وبلاگ خود نوشته است:
[روزي] رفته بودم خدمت [آيتاللهالعظمي فاضل لنكراني] . آن موقع در ناجا بودم. [ايشان] گفتند:
“من 50 سال است دارم اسلام ميخوانم. بگذار خلاصهاش را برايت بگويم. واجباتت را انجام بده. بهجاي مستحبات تا ميتواني به کار مردم برس. کار مردم را راه بيانداز.” بعد هم گفتند “اگر قيامت کسي ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود.” [منبع]

آذر 25, 1396
امام خامنه ای(مد ظله العالی), دفاع مقدس, سیره بزرگان
1,074

از سفارشات مکرر امام خمینی (رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبری (حفظه الله)، مطالعه وصیت نامه شهدا است.
هر بار که انسان وصیت نامه شهدا را مطالعه می کند می بیند که ایشان چقدر رشد پیدا کرده اند. و ثمره یک عمر مجاهدت و تلاش آنها در وصیت نامه ایشان آمده است.
بخشی از وصیت نامه یک شهید آذری زبان به نام مهدی امینی، از فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق را با هم بخوانیم. زمانی که دست نوشته های این شهید را نزد مقام معظم رهبری می برند، ایشان زیر این دست نوشته ها می نویسند:
«وصیت نامه و نوشته های مهدی امینی غوغا است».
شهید مهدی امینی می نویسد:
تا یادم نرفته بگویم که من و برادرم «جعفر طایفه باقرلو» وصیت نامهای ننوشتهایم. چرا که هم وقت نشد و هم مطلبی نداشتیم و در خود لیاقتی سراغ نداشتیم که بنویسیم. مطلب را هر چه بود، شهدا با خون خود بر صفحه تاریخ خونین نهضت حسینی ما نگاشتند و چه خوب نگاشتند. هرکس از ما پیامی و کلامی میخواهد، آن را در امام بجوید. سخن را سخنسرایان بسیار گفتهاند و شعر و سرود، شاعران بسیار سرودهاند و آهنگ و آواز را نغمه سرایان زیاد سردادهاند.
هان! ما نه شاعریم و نه سخنران و نه نغمهخوان. امانتی بودیم که باید تحویل صاحب اصلیمان میشدیم. وظیفهای داشتیم که مییابد عمل میکردیم.
خونی داشتیم که میباید در راه اسلام بر خاک اسلام میریختیم تا فردا و فرداها، هزاران هزار حسینی سر از زمین بردارند و دوباره همه جا را کربلا و هر روز را عاشورا سازند. عبدی بودیم که میبایست خواسته یا ناخواسته به مولا رجوع داده میشدیم و خدای تعالی بر ما منّت گذارد و این رجوع ما را احسن قرار داد و رجوع ما را معراج و پرواز از خاک تا آن سوی افلاک. لذا نه عزم سخن داریم و نه قصد سخنرانی و شعر خوانی و غزل سرایی برای ما بعد از ما.
مهر 23, 1396
اخلاقی, اعتقادی, امام خمینی (ره), داستانی, دفاع مقدس, سیره بزرگان, فایل صوتی, ماه مهر, مناسبت های شمسی, مناسبتی
1,909
(به مناسبت 23 مهر، سالگرد شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی)

داستانک:
حجت الاسلام قرائتی تعریف می کنند: آيت الله شهيد اشرفى شهيد شده بود. من آمدم كرمانشاه، رفتم خانه ايشان و به آقازاده اش گفتم: خوب يك خاطره از ايشان بگوييد.
می گفت: پدر من از آشپزخانه می خواست به اتاق برود. خوب پيرمرد بود حدود 80، 90 سال، عصا دستش بود. یك مرتبه ديد كه گربه دارد می دود گوشت دهانش است! تا ديد گوشت دهانش است، با عصا روى گربه زد.
بعد از این کار پدرم به اتاق رفت و گفت: چرا زدى؟ گربه غريزه اش اين است كه هرجا گوشت ديد ببرد. چون هم گرسنه اش است هم بچه دارد. تو هنر دارى بايد گوشت خودت را حفظ كنى. تو وظيفه ات اين است كه گوشت را حفظ كنى. گربه هم غريزه اش اين است كه گوشت را ديد ببرد. تو به وظيفه ات عمل نكردى ولى او به غريزه اش عمل كرده است. مقصر تو هستى!
گفت: حسين! من هم آمدم گفتم: بله آقا!
گفت: برو گربه را بياور عذرخواهى كنم. گفتم: بابا ول كن.
سفت گرفت، گفتم: بابا ول كن. آخر گربه كه عذرخواهى نمی خواهد. گفت: من به ايشان بيخود چوب زدم. من وظيفه دارم، حيوان غريزه؛ وظيفه ى من حفظ گوشت است. غريزه ى او هم اینکه گوشت را ببرد. من به وظيفه عمل نکردم و مقصر من هستم. نه گربه!
گفتم: خوب حالا عوضش گوشت را برد. اين گوشت براى اينكه … . گفت: نه! اين چوبى كه من زدم به او، اين گناه كردم. هرچه گفتم ديدم ایشان سفت گرفته كه آقا تو را به خدا برو او را بياور. اين گربه در سرداب رفته. برو او را بياور. گفتم: آقا گربه را مگر می شود گرفت؟ مرغ كه نيست. گربه چنگ می اندازد صورتمان را زخمى می كند.
گفت: ببين يك كلاه روى سرت بكش، چشمهايت پيدا باشد. دستت را بكن در اين كيسه هاى كه در حمام كيسه می كشند. صورتت را هم بپوشان، اين را بگير و بياور.
گفتم: آقا ولم كن! ديدم پيرمرد التماس می كند. دلم براى پدرم سوخت. صورتم را پوشاندم و خلاصه دستكش دست كردم و رفتم در زير زمين، يواش اين گربه را گرفتم. حالا از او هم می ترسم. آن را به آيت الله اشرفى دادم.
آيت الله اشرفى بغلش گرفت و مرتب گفت: «خدايا! مرا ببخش! ظلم كردم. اين حيوان كه گناه نكرده بود. اين بايد گوشت را ببرد. من بايد حفظ كنم. خدايا من را ببخش». براى ما صحنه عجیبی پيش آمده بود و ما بهت زده شديم. بعد از آن هر وقت آيت الله اشرفى می خواست غذا بخورد يك مقدار غذا در يك ظرف می كرد، پيرمرد 80، 90 ساله زيرزمين می برد و به گربه مى داد و برمی گشت غذا می خورد. مىگفت: بايد اين چوب را جبران كنم. آيت الله اشرفى كه شهيد شد، مى گفت: این گربه تا صبح زوزه می كشيد. هرچه غذا به اين گربه داديم نخورد. پیکر پدر را اصفهان برديم. گربه اى هم كه چند سال در خانه ى ما بود، رفت كه رفت. حيوان ها شعور دارند. در دنيا خبرهايى است. حالا چند تا آدم روى كره ى زمين است كه …
[برنامه درسهايى از قرآن 14/ 06/ 87]
امام در پيامى كه براى شهيد آيت الله شهيد اشرفى دادند فرمودند: ننگ ابدی بر آنان که یک چنین شخص صالحی را که آزارش به موری نرسیده بود از ملت ما گرفتند و خود را درپیشگاه خداوند متعال و در نزد ملت فداکار، منفورتر و جنایتکارتر از قبل معرفی کردند.
در مظلومیت این نظام و انقلاب همین بس، که این همه سال پس از انقلاب، یک عده همکار و همدست آن جانیان شده و جمهوری اسلامی را متهم می کنند که چرا آنها را اعدام کردند!