دی 23, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), داستانی, روان شناسی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,433
از پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) منقول است:
مَنْ فَاكَهَ امْرَأَةً لَا يَمْلِكُهَا حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَهَا فِي الدُّنْيَا أَلْفَ عَامٍ فِي النَّار
هر کس با نامحرم شوخى کند، براى هر کلمها ى که در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانى مىکنند. [ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، صفحه 283 ]
داستانک:
یکی از راویان میگوید در کوفه به زنی قرآن میآموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیهالسلام) شتافتم،
امام باقر (علیهالسلام) فرمود: آن که (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهرهام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن. [بحار الأنوار ، جلد ۴۶، صفحه: ۲۴۷]

دی 20, 1394
اخلاقی, حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
3,674

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
اتَّقُوا دَعوَةَ المَظلومِ وإن كانَ كافِراً؛ فإنّهُ لَيسَ دُونَهُ حِجابٌ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مي فرمايند: از دعاى ستمديده بترسيد، گرچه كافر باشد؛ زيرا هيچ چيز حاجب دعاى مظلوم نمىشود. [ ميزان الحكمة، جلد6، صفحه: 561 حديث 11640]
كسي كه به همسرش ظلم مي كند
آنكه حقوق شاگرد و يا كارگرش را دير ميدهد
شخصي كه به زير دستش ستم مي كند
مسئولي كه حق مردم را مي خورد
و…
تمام اينها مصاديق ظلم آشكار است
داستانك:
مرحوم علامه طهراني مي فرمودند: پيرمردى صادق القول ميگفت:
پس از انقلاب مشروطيّت كه سربازهاى محمّد ولى خان سپهسالار وارد طهران شدند، خود به چشم خود ديدم كه: روزى در نواحى قنات آباد، دو نفر از آنها اسب سوار شاكى السّلاح بطوريكه قطارهاى فشنگ را مرتّباً در روى سينه خود بسته بودند، از وسط خيابان به طرف غرب يعنى به سمت امامزاده حسن ميگذشتند. و يكى از آنها چپقى بلند در دست داشت و مشغول كشيدن بود.
در كنار ديوار خيابان درويشى فقير كه سر خود را تازه با تيغ تراشيده بود نشسته و سر به روى زانوهاى خود گذارده، و به حال خود مشغول بود.
همينكه اين دو نفر تفنگچى از آنجا عبور ميكردند و چشمشان به اين مرد سرتراشيده افتاد، آن مرد چپق بدست به سمت او آمد و از روى اسب خود خم شد و آتش چپق خود را روى سر او خالى كرد و رفت. درويش سر خود را از روى زانو برداشته و نظرى كرد و گفت: اين كَدو صاحب دارد.
هنوز يك ميدان به جلو نرفته بودند و به امامزاده حسن نرسيده بودند كه من چون در راه خود بدانجا رسيدم ديدم جماعتى از دور مشغول تماشا كردن آن تفنگچى هستند.
اسب، او را به زمين زده بود و يك دست در روى سينه او گذارده، و با دست ديگر مرتّباً بر سر و سينه و بدن او ميكوفت تا او را در زير دست و پاى خود خُرد و لِه ساخت. [معادشناسي ؛ جلد8، صفحه: 199]
دی 9, 1394
اخلاقی, اعتقادی, امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف), داستان های علما, داستانی, سیاسی, سیره بزرگان, ماه دی, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,333
(به بهانه 9 دي ؛ روز رسوا شدن فتنه گران)

يكي از مراجع بزرگ شيعه ؛ حضرت آیت الله ميرزاي نائيني است كه به استادالفقهاء و المجتهدين شهرت داشته اند
ايشان استاد بسياري از مراجع ؛ از جمله آيات عظام ، میرزا مهدی اصفهانی، ابوالقاسم خویی ، محسن حکیم ، علامه طباطبایی، سید جعفر حسینی شاهرودی ،سید احمد شهرستانی، میرزا محمود حسینی زنجانی، محمدتقی بهجت، سید عبدالرسول آیتی بهبهانی ،سید جمال الدین گلپایگانی ، سید محمد حجت کوه کمری ،سید محمد هادی میلانی ،شیخ محمدتقی آملی ،میرزا هاشم آملی و بسياري ديگر از مراجع و بزرگان بوده اند
در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس خیلی نگران بودند از این که کشور دوستداران امام زمان (عجل الله فرجه) از بین برود و سقوط کند.
شبی به امام عصر (عجل الله فرجه) متوسل می شود و در خواب می بیند دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده است و در زیر این دیوار تعدادی زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سر آنها خراب می شود.
مرحوم نائینی در عالم خواب مشاهده می کند که حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) تشریف آوردند و دیوار در حال ریزش را سر جایش قرار دادند و فرمودند:”اینجا(ایران شیعه) خانه ماست، می شکند، خم می شود، خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند” [ملاقات با امام عصر(عجل الله فرجه) صفحه 137]
اين داستان ؛ قابل توجه فتنه گران باشد . اين كشور، كشور امام زمان است و اين منافقين نمي توانند اين كشور را به دست آمريكا بدهند
دی 8, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه ربیع الأول, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
3,008
(به بهانه ميلاد پربركت پيامبر مكرم اسلام و حضرت امام صادق عليهماالسلام)

امام صادق و يا امام باقر عليهما السّلام در روايتي كه سعدي نيز آن را به شعر درآورده و در سازمان ملل نيز نصب است ؛ (بني آدم اعضاي يك پيكرند) مي فرمايند :
الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ كَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَكَى شَيْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِكَ فِي سَائِرِ جَسَدِهِ …
مؤمن برادر مؤمن است، مانند يك پيكر؛ كه هر گاه عضوى از آن دردمند شود، اعضاء ديگر هم احساس درد كنند… [الكافي ؛ جلد 2 ؛ صفحه 166]
بايد ما دلسوز ديگران باشيم
مثلا :
چادر خانمي از موتور آويزان است . بوقي بزنيم و اطلاع دهيم ( نه آنكه سريع موبايلمان را در بياوريم و از صحنه ي افتادن، فيلم بگيريم)
ماشينمان جا دارد ،چرا پيرزن و يا پير مردي را سوار نكنيم
اگر پوست موزي ديدم . آن را با پا به كناري بزنيم
اگر سنگ در مقابل راه بود آن را كنار بگذاريم
از كنار بيمارستان عبور مي كنيم ، براي سلامتي همه ي بيماران سوره ي حمدي بخوانيم
از مقابل قبرستان عبور مي كنيم ؛ فاتحه بخوانيم
اگر كاري از دستمان بر نمي آيد ؛ لااقل غصه بخوريم
مانند غصه ،براي مردم مستضعف و يا مردم مظلوم عراق ، فلسطين ، افغانستان، پاكستان، يمن ، بحرين، نيجريه و …
پيامبر آنقدر براي كفار دلسوزي مي كرد كه خداوند مي فرمايد: لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ ؛ نزديك است جان خود را براي آنان تباه كني !
داستانك 1:
حجت الاسلام قرائتي مي فرمودند:
آيت الله العظمى گلپايگانى سر درس بود. من نشسته بودم.
مىگفت: گاهى كه متوجه مىشوم ،طلبهها كم درس مىخوانند، از غصه تب مىكنم.
گفتم: اگر بچههاى من مردود بشوند، داد مىزنم ولى تب نمىكنم.
آيت الله گلپايگانى براى پسر مردم تب مىكند، ولى من براى بچه هاى خودم تب نمىكنم. از اين پيدا است كه او چه سوزى دارد [برنامه درسهايى از قرآن 07/ 02/ 74]
داستانك 2:
شخصي تعريف مي كرد : در تاكسي نشسته بودم . ناگهان موتوري با سرعتي عجيب ، از كنارمان گذشت
با خود گفتم : الان مغزش متلاشي مي شود و عبرتي خواهد شد براي ديگران
ديدم سريع راننده تاكسي پولي را در آورد و داخل قلك صدقه گذاشت .
متوجه شدم، براي سلامتي آن موتور سوار اين كار را كرد و فهميدم ،چقدر دلسوز ديگران است
دی 7, 1394
اخلاقی, امام خمینی (ره), امام صادق(علیه السلام), امام علی(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, ماه ربیع الأول, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,652
(به بهانه ميلاد پربركت پيامبر مكرم اسلام و حضرت امام صادق عليهماالسلام)
مردم نوعاً علاقهمندند كه آخرين سخن و گفتار پاياني شخصيتهاي بزرگ و انسانهاي قدّيس را بدانند و كدام شخصيت همانند رسول خداست و چه كسي به پايهي كمالات آن بزرگوار ميرسد و چه كسي استكه نخواهد آخرينكلام پيامبراكرم وسخن پاياني حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله را بداند و بفهمد؟
جابر بن عبدالله ميگويد: كعب الاحبار از عمر پرسشكرد: «آخرين سخن پيامبر چه بود؟» او گفت: «از علي عليه السلام بپرس!» كعب به نزد حضرت علي عليه السلام آمد و همين پرسش را از آن حضرت نمود. علي علي عليه السلام فرمود:
اسندت رسول الله الي صدري فوضع رأسه علي منكبي فقال: الصلاة الصلاة
رسول خدا را به سينه خود گرفتم پس سر مباركش را بر دوش من گذاشت و فرمود: نماز، نماز. [فضائل الخمسة من الصحاح الستة ؛جلد 3 صفحه 38 ]
آخرين توصيه امام صادق نيز نماز است
قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام: لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.
امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد [ وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24]
داستانك:
داماد حضرت امام خميني(ره) مي گويد: حضرت امام ، روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مي كردند كه (اگر كسي نمازش را سبك بشمارد، از شفاعتشان محروم مي شود.) من يك بار به ايشان عرض كردم: (سبك شمردن نماز شايد به اين معني باشد كه شخص نمازش را يك وقت نخواند و يك وقت نخواند.) گفتند نه اين كه خلاف شرع است. منظور امام صادق عليه السلام اين بوده است كه وقتي ظهر مي شود و فرد در اول وقت نماز نمي خواند، در واقع به چيز ديگري رجحان داده است. [ هزارو يك نكته درباره نماز حكايت 727]
آذر 29, 1394
اخلاقی, اعتقادی, امام صادق(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ربیع الأول, مناسبت های قمری, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
3,761
(به بهانه نزديكي به 9 ربيع)
وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ- عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّا نَرَى فِي الْمَسْجِدِ رَجُلًا يُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِكُمْ وَ يُسَمِّيهِمْ. فَقَالَ: «مَا لَهُ- لَعَنَهُ اللَّهُ- يَعْرِضُ بِنَا»
بخدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض شد كه: يا ابن رسول اللَّه ما مىبينيم در مسجد مردى را كه فاش دشنام بدشمنان شما ميدهد و نامشان ميبرد، آن حضرت فرمود: چه مرض دارد خدا لعنتش كند ما را در معرض اذيت مياندازد[ اعتقادات الإماميه (للصدوق)، ص: 107]
داستانك:
حضرت آیت الله العظمی مظاهری مي فرمودند: روزي در هنگام درس استاد ما آیت الله مرعشی نجفی خاطره اي بيان كردند كه:
پدر من از علمای نجف بوده یک شاگرد سنی داشت، این فرد میخواست برود کردستان و کرمانشاه، با پدر من خداحافظی کرد و رفت، پدر من آمد ایران و رفت مشهد، در زمان برگشت قافله ما غروب به کرمانشاه رسید، من خیلی وحشت کردم که حالا چه میشود، آن وقت وضع کرمانشاه و وضع کردستان به خاطر شیعه و سنیگری خیلی بد بود، ناگهان آن شاگرد من پیدا شد، خیلی با من گرم گرفت و بالاخره با زور و رودربایستی من را خانه برد خیلی هم خدمت کرد به من، بعد آخر شب به من گفت: آقا ما یک جلسهای داریم شما بیاید برویم توی این جلسه، گفتم میآیم،
خلاصه مرا بردند توی آن جلسه، وقتی نشستم توی جلسه، دیدم این سبیل گُندهها، سبیل کشیدهها میآیند، تعجب کردم، چه خبر است، یک وقت مَنقَلی پر از آتش که آتش زغالی که اَلُو داشت، اینرا هم آوردند، یک مجمع را هم آوردند گذاشتند روی این آتشها، روی این منقل .من تعجب کردم، ترس هم منرا گرفته بود که اینها چه کار میخواهند بکنند، یکوقت دیدم یک جوانی زیر غُل و زنجیر، قیافهای شبیه مردم همدان داشت، آوردند.
یک سفره چرمی هم پَهْن کردند، او را نشاندند روی سفره چرمی و کسی با یک ضربت گردنش را زد، آن مجمع که داغ بود گذاشتند روی گردن اینکه خون بیرون نیاید، غُل و زنجیرها را هم باز کردند این هی دست و پا میزد اینها هم قاه قاه میخندیدند. من غش کردم.
بالاخره قضیه تمام شد و من در حال غش بودم، کمکم مَرا به هوش آوردند اما آن موقعی که نزدیک بود به هوش بیایم میدیدم با هم زمزمه دارند، این شیعه است اینرا هم بیاورید دومیاش باشد، آن طلبه میگفت: نه بابا من درس پیش ایشان خواندم، این از آن سنیهای داغ است معلم من بوده، بالاخره من را نجات داد، آمدیم خانه، وقتی من حال آمدم، این طلبه به من گفت: آقا من سنی هستم، اما مُرید شما هستم، میدانید شما را خیلی دوست دارم، نمیخواستم ناراحتتان کنم، اما بُردم آنجا یک پیام بدهید به علمای نجف و پیام این، که شما عُمَرکُشون کنید ما هم اینجور میکنیم، ما رسممان است یک شیعه را یک جایی پیدا میکنیم زندانیاش میکنیم غُل و زنجیر میکنیم تا شب چهارشنبه، شب چهارشنبه همه ما جمع میشویم برای رضایت خدا، قربة الی الله اینرا میآوریم و این بلا را به سرش میآوریم که تو دیدی. [ درس اخلاق آيت الله مظاهري در تاريخ 23 فروردين 85. شماره درس 300]

آذر 29, 1394
اخلاقی, اعتقادی, امام حسن(علیه السلام), امام حسین(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, ماه ربیع الأول, مناسبت های قمری, منبرک های روایی
7,783
(به بهانه نزديكي به هفته وحدت)
سوال:
روایتی است از حضرت امام جعفر الصادق عليه السلام که فرموده اند هرکس در نماز جماعت به امام جماعت اهل سنت اقتدا کند ، از ثواب اقتدا به رسول الله صلي الله عليه و آله بهره مند خواهد شد .
سوال این است :
اولا – آیا این حدیث و روایت صحیح است یا خیر ؟
ثانیا – منبع این حدیث در کدام یک از کتب معتبر آمده است ؟
ثالثا – آیا علمای وهابیت از اهل سنت محسوب می شوند؟
پاسخ:
روايات فراوانى بر مطلوب بودن شركت در نماز جماعت اهل سنت دلالت دارد. از جمله آنها روايتي است كه در سوال آمده است. در اين روايت كه از حيث سند صحيح و معتبر است؛ امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ (1)
«هركس با اهل سنت، در صف اوّل آنها نماز بگزارد، مانند كسى است كه پشت سر رسول اللّه صلي الله عليه و آله در صف اوّل نماز گزارده است
مرحوم شيخ حر عاملي نيز در كتاب وسائل الشيعه بابي را به روايات داله بر استحباب شركت در نماز جماعت اهل سنت و شركت در صف اول نماز آنها إختصاص داده است.(2)
هدف از جواز اين عمل و استحباب و فضيلت آن اين است كه اين عمل موجب جلب دوستى اهل سنت و موجب وحدت كلمه و اتحاد بيشتر مسلمانان مي گردد.
بسياري از فقها از جمله حضرت امام خميني رحمت الله عليه طبق رواياتي كه در اين باب آمده به تقيه مداراتي با اهل سنت حكم كرده است. (3) تقيه مداراتي يكي از اقسام تقيه است كه در اين نوع تقيه ترس از ضرر مالي و جاني مطرح نيست. بلكه تقيه اي است كه براي جلب دوستي و ايجاد وحدت با اهل سنت مدارا مي گردد.
اما در خصوص سؤال پاياني شما بايد بگوييم كه امام جماعت مساجدي مانند مسجدالحرام و مسجدالنبي نيز گرچه جزء علماي وهابي هستند. اما از اين روايات خارج نيستند
در روايتي از امام كاظم عليه السلام نقل شده كه امام حسن و امام حسين عليهما السلام پشت سر مروان بن حكم نماز مي خواندند. صَلَّي حَسَنٌ وَحُسَيْنٌ خَلْفَ مَرْوَانَ وَنَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم (4)
مروان بن حكم همان كسي است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وي را ملعون بن ملعون (5) ناميده بود. وي بعد از صلح امام حسن با معاويه از سوي معاويه والي و حاكم مدينه شده بود. امامت جمعه و جماعات در صدر اسلام از جايگاه بسيار مهمي برخوردار بوده است بطوري كه معمولاً حاكمان و واليان هر شهر اين منصب مهم را در اختيار خود داشته و با حضور دائم خويش از اين منصب محافظت مي كردند.
داستانك:
پسر دكتر احمد توكلي (نماينده مجلس) مي گويد:
بهار سال 1373، بنده، پدرم، آقای مهندس محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم و جناب آقای علی صفار، مدیر محترم مدرسه راهنمایی معلم در منطقه 2 تهران، به محضر شادروان آیتالله بهجت مشرف شدیم.
پدرم از آيت الله بهجت پرسید: بنده در دانشگاه ناتینگهام انگلستان درس میخوانم. آنجا دانشجویان عرب که همه سنی هستند، از دانشگاه، فضایی برای اقامهی نماز جماعت خواستهاند و دانشگاه نیز جایی را به آنها اختصاص داده است. بنده نماز اول وقت را پشت سر آنان به جماعت میخوانم. آیا اعاده نماز واجب است؟
مرحوم آیتالله بهجت فرمودند: « نه تنها اعاده نماز واجب نیست، بلکه نماز خواند پشت سر آنها، ثوابش از شمشیر زدن در رکاب رسول خدا در صف اول جنگ احد بیشتر است».
سپس بعد از مکثی افزودند: «اگر ما شیعیان و امامانمان اینگونه عمل نمیکردیم، پنج شیعه آنروز اکنون صدوپنچاه میلیون شیعه نبود»(6)
پي نوشت ها:
1. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407 ه ق، ج3، ص 380.
2. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال 1409 هـ.ق، ، ج8، ص 299.
3. امام خميني، كتاب الطهارة، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ، 1422ق،ص 522.
4. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال 1409 هـ.ق، ج8، ص 301.
عليبن جعفر در كتاب خود از برادرش امام موسي كاظم (ع) نقل ميكند كه آن حضرت فرمود: امام حسن و امام حسين عليهما السلام پشت سر مروان نماز خواندهاند و ما نيز با آنها نماز ميخوانيم.
5. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، سال 1404 هـ ق، ج62، ص 237.
6. كتاب بصيرت لازمه تبري صفحه 41 به نقل از سايت الف متعلق به دكتر احمد توكلي

آذر 25, 1394
اخلاقی, امام حسن(علیه السلام), امام خامنه ای(مد ظله العالی), داستانی, سیاسی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
4,989
امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايند:
هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ
… 3. وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِيلُ هَابِيل [بحار الأنوار جلد 75 صفحه 111]
هلاك مردم در سه چيز است ؛ … 3. حسد رهنماى بديهاست. بواسطه حسد بود كه قابيل هابيل را كشت
يكي از مهمترين دلايلي كه بسياري از افراد مهم؛ عاقبت به شر ميشوند؛ حسادت است
در انقلاب اسلامي نيز بسياري از افراد سرشناس به خاطر حسادت ؛ در مقابل نظام اسلامي ايستادند
داستانك:
هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود به سهم خواهی موسوی خوئینیها از آیتالله خامنهای اشاره میکند که ذکر این خاطره خالی از لطف نیست.
30مرداد1368:
آقای موسوی خویینی ها آمد… از رهبری رنجیده [بود]، به خاطر اینکه ایشان را رئیس قوه قضائیه نکرده است.
گفتم آیتا… خامنهای مایلند در دفتر خودشان کاری به ایشان واگذار نمایند؛ نپذیرفت. و گفت بنا دارد با انتخابات میان دوره ای به مجلس برود. پیشنهاد همکاری با نهاد ریاست جمهوری را هم دادم. گفت اگر بنا باشد کاری را بپذیرد، این را میپذیرد .[کارنامه و خاطرات، هاشمی رفسنجانی، بازسازی وسازندگی(۱۳۶۸)، ص ۲۸۰]
روايت به صورت يكجا (هر 3مورد با هم)

آذر 24, 1394
اخلاقی, امام حسن(علیه السلام), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,460
امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايند:
هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ
… 2. وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ… [بحار الأنوار جلد 75 صفحه 111]
هلاك مردم در سه چيز است ؛ … 2.حرص دشمن جان است و بواسطه حرص آدم از بهشت خارج گرديد.
داستانك:
ابو وائل گفت: در خدمت اباذر به خانه سلمان رفتيم
هنگام غذا سلمان گفت اگر رسول خدا از تكلف نهى نكرده بود براى شما چيزى تهيه مىكردم، پس از آن مقدارى نان و نمك آورد.
ابوذر گفت: اگربا اين نمك نعنا همراه مىشد خيلى بهتر بود.
سلمان آفتابه خود را به گرو گذاشت و مقدارى نعنا تهيه نمود. پس از آن كه خورديم ابوذر گفت: سپاس خدايى را كه ما را قانع ساخت.
سلمان گفت: اگر قانع بوديد آفتابه من به گرو نمىرفت.[كشكول بحرانى، ج2، ص137]
روايت به صورت يكجا (هر 3مورد با هم)

آذر 23, 1394
اخلاقی, امام حسن(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, روان شناسی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,753
امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايند:
هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ
1. فَالْكِبْرُ هَلَاكُ الدِّينِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِيسُ… [بحار الأنوار جلد 75 صفحه 111]
هلاك مردم در سه چيز است ؛ 1. كبر موجب نابودى دين است و بواسطه كبر شيطان ملعون شد …
به عنوان مثال :
چون ماشين مدل بالا داريم ؛ هميشه حق را به خود مي دهيم
چون مغازه اي در بالا شهر داريم ؛ ديگران را تحقير مي كنيم
چون خانه اي در كوچه اي پهن داريم ، خاستگاري كه منزلش ، كوچه اي باريكتر است را رد مي كنيم
چون مدرك بالايي داريم ؛ كم سوادها را به چشم حقارت مي بينيم
چون نماز شب مي خوانيم ؛ خود را از ديگران بهتر مي دانيم و …
داستانك:
شيخ جعفر كاشف الغطا از علماي بزرگ است .
شب كه فرا مى رسيد، هنگام خوابيدن به محاسبه نفس خويش مى پرداخت و گاهى خطاب به خويشتن مى گفت: در كوچكى ترا”جعيفر”(جعفر كوچولو) مى گفتند، سپس “جعفر” شدى، و پس از آن “شيخ جعفر”، و سپس “شيخ الاسلام “، پس تا كى خدا را معصيت مى كنى و اين نعمت را سپاس نمى گويى؟[ نمي گذاشت ذره اي تكبر و خودبرتر بيني پيدا كند] [اعيان الشيعه،جلد 4،صفحه 101]
روايت به صورت يكجا (هر 3مورد با هم)

آذر 10, 1394
اخلاقی, اعتقادی, امام حسین(علیه السلام), روان شناسی, سیاسی, ماه صفر, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
4,006
(به بهانه اربعين حسيني)
يكي از زياراتي كه بسيار مضامين والايي دارد و به تعبير مقام معظم رهبري ؛یکی از بهترین زیارات است، زيارت اربعين است . در قسمتهاي ابتدايي اين دعا مي خوانيم
وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجِهالَةِ و حَيرَةِ الضَلالَة
[خدايا! حسين بن علي] جان خود را در راه تو داد، تا بندگانت را از جهالت و نادانى و گمراهى برهاند.
پس يكي از مهمترين دلايل قيام امام حسين عليه السلام؛ دعوت مردم به دانش ؛ و رهاندن مردم از جهل و خرافات است
هر چه مردم از دين و مذهب بيشتر فاصله مي گيرند ؛ بيشتر به خرافات كشيده ميشوند براي همين است كه كشورهايي غربي بيشترين خرافات را دارند
به عنوان مثال:
– طبق آخرين آمار، نيمى از مردم آمريكا، افرادى خرافاتى هستند. آمريكايىها معتقدند اگر شما روى پلى با دوستانتان خداحافظى كنيد، ديگر هيچ وقت آنها را نخواهيد ديد. وقتى شهاب سنگى ديديد، سريع آرزو كنيد؛ همه آرزوهاى شما برآورده خواهد شد. هنگام عطسه دستانتان را جلوى دهانتان بگيريد، ممكن است روحتان از فرصت استفاده كرده فرار كند.
– بنا بر اعتقاد اهل خرافه در آمريكا همان طور كه قطرات باران نمادى از اشك است، اگر در مراسم عروسى هوا بارانى باشد كار بدان جا منتهى مىشود كه عروس در تمام دوران زناشويى خود همواره گريان باشد و اضافه مىكنند كه «ازدواج در روزهاى اندوه، يك عمر پشيمانى و ندامت دارد.»
– آلمانىها اعتقاد دارند كه شب عروسى مردى كه زن قبلي اش مرده است روح آن حضور پيدا مىكند و اگر با اين ازدواج موافق باشد به زندگى مشترك آن زن و مرد آسيبى نخواهد رسيد.
– هم اكنون در كنار رود سن 6 هزار طالع بين و غيبگو به طور متوسط روزى 100 هزار مشترى دارند.
– فرانسوىها به شدت به طالع بينى معتقدند، در تمام فرانسه نزديك به 34 هزار طالع بين به كار مشغولند. و در بيش از نصف جرائد روزانه و تقريباً تمام مطبوعات هفتگى و ماهنامههاى خبرى، عنوانى به چشم مىخورد كه مردم را براى كشف طالع روز يا هفته يا ماه راهنمايى مىكنند. و اگر روزى از طريق اينترنت از پيش بينى آن روز با خبر نشوند، از جايشان تكان نمىخورند. فرقى هم نمىكند كارگر ساده يك كارخانه باشند يا يك دولتمرد بلند پايه. آنها اولين صفحه روزنامهاى كه سر ميز صبحانه مىخوانند، صفحه مربوط به طالع بينى و پيشگوئيهاى روزانه است.
– سالانه 10 ميليون ايتاليايى به فال بينها و ساحران مراجعه مىكنند. مدعيان جادوگر و رمالان در ايتاليا هر سال نزديك به پنج ميليارد يورو درآمد دارند.
– مجسّمه داربلو يكى از ديدنىهاى شهر روانا در ايتاليا است كه مردم آن شهر عقيده دارند كه اين مجسمه براى زنان كه در راه عشق شكست خوردهاند شفاعت مىكند تمام زنان و جوانانى كه از شهر روانا عبور مىكنند بوسههايى چند بر پيكر اين مجسمه مىزنند و در نتيجه پيكر مجسمه در زير انواع مختلف ماتيك غرق شده و چند سانتى متر روژ لب روى اين مجسمه نشسته است.
– در آمريكا دست كم 300 هزار منجّم است و طبق آمار 5 ميليون زن و مرد آمريكايى در كارهاى خود به غيبگو مراجعه مىكنند و سالى 200 ميليون دلار صرف طالعبين مىشود.
– دستهاى از غربزدگان به قدرى موهوم پرستند كه از خانهاى كه شماره پلاك آن 13 است مىترسند پلاك آن را 1+ 12 مىگذارند در سازمان ملل متحد آسانسور از طبقه 12 به طبقه 14 منتقل مىشود و طبقه 13 ندارد. نكته ي عجيب اين است كه هتلهاى بزرگ نيويورك طبقه سيزده ندارند آنان از طبقه سيزده وحشت دارند.
– هنگامى كه ملكه انگليس از آلمان غربى بازديد كرد رئيس ايستگاه راهآهن دويسبورگ شماره سكويى را كه قطار ملكه از آن حركت مىكرد 13 بوده به 12 تغيير مىدهد تا گزندى به جان او و همراهانش نرسد
– در كوچه و خيابانهاى پاريس، لندن و … ؛ رمّال و فالگير و زنانى كه با عنوان فال نخود مشغول به كارند بازار شلوغى دارند.
و بسياري از اعتقادات خرافي ديگر؛[رجوع به كتاب خرافه ها و واقعيت ها، نوشته محمود اكبري؛ صفحه: 58]
اما سوال اينجاست كه چرا ما شيعيان نيز به برخي از خرافات كشيده شده ايم؟!!! خصوصا در عزاداريها!!!
– قفل زنی ؛ تیغ زنی؛ استفاده از آلات موسیقی
– یاران جعلی برای امام حسین عليه السلام. مثل هاشم مِرقال ( هاشم بن عُتبه مِرقال) که گفته اند نیزه هیجده ذرعی داشت!!! و نیز مثل زعفر جنی که می گویند او هم یکی از یاران امام حسین عليه السلام در کربلا بود!!!( نقل از حماسه حسینی)
– لشکر عمر سعد در کربلا یک میلیون وششصدهزار نفربود!!! ( نقل از حماسه حسینی)
– امام حسین عليه السلام در کربلا 300 هزار نفر را بادست خودش کشت!!! ( نقل از حماسه حسینی)
– غیر عادی جلوه دادن دشمنان امام حسین عليه السلام . مثلا می گویند که شمر مثل سگ هفت تا پستان داشته!!! ( نقل از حماسه حسینی)
– تصاویر وعکس های جعلی برای امام حسین عليه السلام که گاهی این تصویرها را دشمنان اهلبیت علیهم السلام می سازند ودر بین شیعیان ترویج می دهند.
– رقابت های ناسالمِ هیات ها و دستجات نسبت به هم.
– استفاده از کلمات و تعابیر شرک آمیز وگاهی هم شرک محض در مداحی ها وعزاداری های حسینی
– استفاده از کلمات وتعبیرات وعناوین نامناسب وغیر معقول در مداحی ها. مثل اینکه در قالب شعر ومانند آن بگویند که من سگ سگ سگ حسینم. من سگ سگ سگ عباسم . رقاصم رقاصم رقاصه عباسم !!!. یا من دیوانه دیوانه دیوانه دیوانه حسینم.
– عزاداری به نحو راه رفتن روی خارها!!!
– پریدن از روی آتش که در هندوستان ، هندوها و… در روز عاشورا انجام می دهند وچه بسا آثارخوبی هم برای آنها داشته باشد ولی این عمل نباید در میان شیعیان باب شود وهیچ وجه شرعی هم ندارد.
– قلّاده سگ به گردن بستن جهت عرض ارادت و ادب به پیشگاه امام حسین عليه السلام !!!
آذر 5, 1394
اخلاقی, امام حسین(علیه السلام), شعری, گنجینه pdf منبرک ها, ماه رجب, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
6,582
(به بهانه نزديكي به اربعين)

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها
اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها
امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها
انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها
در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها
اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها

آذر 4, 1394
اعتقادی, امام حسین(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), ماه صفر, ماه محرم, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
1,975
(به بهانه نزديكي به اربعين حسيني)
گروهي از محدثين از معاوية بن وهب نقل كرده اند كه وى گفت:
اذن خواستم كه بر امام صادق عليه السّلام داخل شوم، به من گفته شد كه داخل شو، پس داخل شده آن جناب را در نمازخانه منزلشان يافتم پس نشستم تا حضرت نمازشان را تمام كردند پس شنيدم كه با پروردگارشان مناجات نموده و مىگفتند:
بار خدايا، اى كسى كه ما را اختصاص به كرامت داده و وعده شفاعت دادى و مختص به وصيّت نمودى (يعنى ما را وصى پيامبرت قرار دادى) و علم به گذشته و آينده را به ما اعطاء فرمودى، و قلوب مردم را مايل به طرف ما نمودى، من و برادران و زائرين قبر پدرم حسين عليه السّلام را بيامرز، آنان كه اموالشان را انفاق كرده و بدنهايشان را به رنج انداخته به جهت ميل و رغبت در احسان به ما و به اميد آنچه در نزد توست به خاطر صله و احسان به ما و به منظور ادخال سرور بر پيغمبرت و به جهت اجابت كردن فرمان ما ، و به قصد وارد نمودن غيظ بر دشمنان ما.
اينان اراده و نيّتشان از اين ايثار تحصيل رضا و خشنودى تو است پس تو هم از طرف ما اين ايثار را جبران كن و بواسطه رضوان، احسانشان را جواب گو باش
و در شب و روز حافظ و نگاهدارشان باش و اهل و اولادى كه از ايشان باقى ماندهاند را بهترين جانشينان قرار بده و مراقب و حافظشان باش و شر و بدى هر ستمگر عنود و منحرفى را از ايشان و از هر مخلوق ضعيف و قوى خود كفايت نما و ايشان را از شر شياطين انسى و جنّى محفوظ فرما و اعطاء كن به ايشان برترين چيزى را كه در دور بودنشان از اوطان خويش از تو آرزو كردهاند، و نيز به ايشان ببخش برتر و بالاتر از آنچه را كه بواسطهاش ما را بر فرزندان و اهل و نزديكانشان اختيار كردند،
بار خدايا دشمنان ما بواسطه خروج بر ايشان آنان را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند ولى اين حركت دشمنان، ايشان را از تمايل به ما باز نداشت و اين ثبات آنان از باب مخالفتشان است با مخالفين ما، پس تو اين صورتهائى كه حرارت آفتاب آنها را در راه محبّت ما تغيير داده مورد ترحّم خودت قرار بده و نيز صورتهائى را كه روى قبر ابى عبد اللَّه الحسين عليه السّلام مىگذارند و بر مىدارند مشمول لطف و رحمتت قرار بده و همچنين به چشمهائى كه از باب ترحم بر ما اشك ريختهاند نظر عنايت فرما و دلهائى كه براى ما به جزع آمده و بخاطر ما سوختهاند را ترحم فرما ،
بار خدايا به فريادهائى كه بخاطر ما بلند شده برس، خداوندا من اين ابدان و اين ارواح را نزد تو امانت قرار داده تا در روز عطش اكبر، كه بر حوض كوثر وارد مىشوند آنها را سيراب نمائى.
و پيوسته امام عليه السّلام در سجده اين دعاء را مىخواندند و هنگامى كه از آن فارغ شدند عرض كردم:
فدايت شوم اين فقرات و مضامين ادعيهاى كه من از شما شنيدم اگر شامل كسى شود كه خداوند عزّ و جلّ را نمىشناسد گمانم اين است كه آتش دوزخ هرگز به آن فائق نيايد!!! به خدا سوگند آرزو دارم آن حضرت (حضرت امام حسين عليه السّلام) را زيارت كرده ولى به حج نروم.
امام عليه السّلام به من فرمودند: چقدر تو به قبر آن جناب نزديك هستى، پس چه چيز تو را از زيارتش باز مىدارد؟
سپس فرمودند:اى معاويه زيارت آن حضرت را ترك مكن.
عرض كردم: فدايت شوم نمىدانستم كه امر چنين بوده و اجر و ثواب آن اين مقدار است.
حضرت فرمودند:
اى معاويه كسانى كه براى زائرين امام حسين عليه السّلام در آسمان دعاء مىكنند به مراتب بيشتر هستند از آنان كه در زمين براى ايشان دعاء و ثناء مىنمايند [ كامل الزيارات-ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 380]
آذر 3, 1394
اخلاقی, امام رضا(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,804
من كلام النبيّ صلّى اللّه عليه و آله:
ثلاثة يبغضها اللّه: …3. و كثرة الطّعام.
سه چيز را خدا دشمن دارد: … 3. پرخوري
[تحرير المواعظ العددية [آيه الله مشكيني] – الفصل الثالث – صفحه 253 ]
داستانك :
حضرت رضا (عليه السلام) مىفرمايند:
ابليس از زمان آدم تا دوره ي عيسى بن مريم پيوسته نزد پيامبران رفت و آمد مىكرد . او بيشترين آزار و ستم را در حق يحيى بن زكريا اعمال داشت .
روزى حضرت يحيى ؛ ابليس را مشاهده كرد … يحيى از ابليس پرسيد آيا تا بحال بر من چيره گشته اى؟
شيطان پاسخ داد: خير اما در تو خصلتى وجود دارد كه گاه باعث مىگردد نتوانى نمازت را بطور كامل بپا دارى و شبها را به زندهدارى مشغول گردى و آن صفت پرخورى است .
يحيى از همان جا با خداوند عهد كرد كه ديگر هرگز با شكم سير از طعام نخوابد تا به ديدار خداوند نائل آيد. شيطان نيز عهد كرد هرگز انسانى را نصيحت نكند [ داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم، صفحه : 565]
روايت به صورت كامل ( هر3 مورد با هم)

آذر 2, 1394
اخلاقی, حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های روایی
2,478

من كلام النبيّ صلّى اللّه عليه و آله:
ثلاثة يبغضها اللّه: … 2. و كثرة المنام، …
سه چيز را خدا دشمن دارد: … 2. پرخوابى،…
[تحرير المواعظ العددية [آيه الله مشكيني] – الفصل الثالث – صفحه 253 ]
پيامبر مكرم اسلام مي فرمايند :
خواب زياد در شب ، انسان را در قيامت فقير مي كند [ الخصال / ترجمه كمرهاى، جلد 1، صفحه: 77 ]
داستانك:
منقول است كه پروردگار وحي به حضرت موسي فرستاد كه اي پسر عمران ! دروغ مي گويد كسي كه گمان كرده است مرا دوست دارد و با وجود اين ، چون ظلمت شب او را فرا گيرد بخوابد . آيا دوست خلوت دوست خود را طالب نيست ؟
اي پسر عمران من از احوال دوستان خود مطّلعم چون شب بر ايشان وارد شود ديده و دل هاي ايشان به سوي من نگران و عقاب مرا در پيش خود ممثل نموده با من از راه مشاهده و حضور تكلّم مي كنند. اي پسر عمران به من فرست از دل خود خشوع و از بدن خود ذلّت و خضوع و از چشم خود اشك در ظلمت هاي شب كه مرا به خود نزديك خواهي يافت. [ وسايل الشيعه جلد 7 صفحه 78]
مجنون براي ديدن ليلي در مسيري كه محلّ عبور او بود چند روز به انتظار نشست تا اينكه در نيمه هاي يك شب از شدّت خستگي همانطور كه بر سر راه نشسته بود خوابش برد. همان وقت ليلي از آنجا عبور كرد و وقتي ديد مجنون به خواب رفته است چند گردو جلوي او گذاشت و رفت. وقتي مجنون بيدار شد و گردوها را ديد فهميد ليلي آمده و رد شده است و با اين گردوها با او حرف زده و گفته است تو عاشق نيستي و بايد بروي گردوبازي كني، عاشق كه خواب به چشمش راه ندارد
روايت به صورت كامل ( هر3 مورد با هم)
